رتبه به موضوع
- 1 رای - 5 میانگین
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
|
۱۲:۵۶, ۴/خرداد/۹۴
|
|
|
به نام آنکه جان را آفرید وهرکه را خواست عمر طولانی بخشید مقدمه مؤلف هنگامی که ازامام جعفرصادق(ع)در مورد آیه «الَّذین یومنون بالغیب»(3/2)سوال شدفرمودند: منظوراز غیب((حجّت غائب))می باشد و شاهد آن گفتار خداوند منّان است که می فرماید:«فقل انما الغیب لله فانتظروا انی معکم من المنتظرین»(20/10) (بگو غیب از آن خداست پس در انتظار باشید که من نیز همراه شما از منتظرانم) پیشوای هشتم حضرت علی ابن موسی الرضا نیز در این رابطه می فرمایند:«ماأحسن الصبر وانتظار الفرج»(تفسیرالبرهان 5/22 ذیل آیه 20 از سوره یونس)(چه نیکوست شکیبایی وانتظار فرج)سپس می فرماید:مگر گوش فرا نمی دهید به گفتار پروردگار که می فرماید:«وارتقبوا انی معکم رقیب»(93/11)(انتظار بکشید که من نیز همراه شما درانتظارم)ومی فرماید:« فانتظروا انی معکم من المنتظرین»(20/10) اکنون به جملاتی از تورات وسپس انجیل مقدس در مورد انتظار می پردازیم: I. اگرچه تأخیر نماید،برایش منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد{عهد قدیم-تورات} II. خوشا به حال آنان که انتظار کشند{عهد قدیم-تورات} III. کمرهای خودرا بسته چراغ های خود را افروخته بدارید...پس مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید{عهد جدید-انجیل} IV. ولی از آن روز وساعت غیراز پدر هیچ کس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان ونه پسر هم پس بر حذر وبیدار شده دعا کنید زیرا نمی دانید که آن وقت کی میرسد{عهد جدید-انجیل} · دیگر نمونه ها از تورات،زبور،انجیل ودیگر کتب آسمانی را در کتاب «اوخواهد آمد»مطالعه کنید بر اساس این نوید ها ،مسلمانان،مسیحیان،کلیمیان،زرتشتیان،برهمائیان،هندوها،ژرمنها،اسلاوهاو...همه معتقدند که اوخواهد آمد به جنایتها و خیانت های انسانی خاتمه داده وشالوده ی حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت وآزادی در پهن دشت گیتی استوار خواهد ساخت،به امید آن روز. بخشی از مقدمه کتاب علائم آخرالزمان پیرامون ایران وطهران نوشته محمودی گلپایگاني هدف از تحریر این سلسله مقالات آنست که اطلاعات مهدوی جامعه شیعی رابالا ببرم ودر این کار تنها سپاسگذار حق و ولی بر حق او هستم که مرا لایق این امر عظیم دانسته اند.در این مقالات سعی بر آن شده تا موضوعات مهم وکاربردی مطرح شود ومطالب طولانی کتب به صورت ساده،در هم آمیخته ،خلاصه وموضوعی به گونه ای جذاب برای شما خواننده عزیز طرح شود.در این مقالات که با محور مهدی شناسی به تحریر در آمده خود را ملزم نمودم تادر هرقسمت داستان های شیرین وواقعی را طرح کنم واز احادیث هم استفاده زیادی بنمایم.به سوالات معمول پاسخ دهم وشبهات را برطرف کنم.حکایات جذابی از تشرف خدمت قبله دو عالم بیان کنم ونتیجه ای از آنها بگیرم.نیازهای جامعه را در نظر داشته باشم وتمام هم وغم خودرا در این راه بگزارم واز عناوین جذاب استفاده کنم. شاید برای عزیزانی که از مذاهب دیگر مطالب مارا دنبال می کنند سؤال پیش آید که مهدی کیست؟ از آنجا که رسم این قبیل مقالات آنست که ابتدا فرد مورد نظر را معرفی می کنند من هم بر آن شدم تا امام زمانم را به صورت اجمالی معرفی کنم. زندگی نامه مفصل تری از حضرت و دیگر معصومین را در فصل چهارم طرح می کنم تا عزیزان بیشتر با معصومین آشنا شوند. نام: م ح م د(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بنا بر رسم و یا توصیه معصومین یا سفارش شخص حضرت آوردن نام حضرت دردوران غیبت جایز نیست. ایشان هم نام و هم کنیه رسول الله هستند. لقب: مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کنیه: ابوقاسم نام پدر: حسن نام مادر : نرجس خاتون
شجره نامه: حجة بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب جمیعا معصومین و علیه سلام تاریخ تولد: طلوع فجر 15 شعبان 255 هجری قمری(بنا بر روایتی 256) محل تولد: سامرا درمنطقه ای نظامی
شروع امامت: بعد از شهادت پدر بزرگوارش درسال 260 هجری در سن پنج (یا 4)سالگي مدت امامت: ایشان هم چنان زنده اند و عهده دار امامت (تا این لحظه حدود 1175 سال) مدت غیبت صغری: از شروع امامت تا سال 329 هجری به مدت 69 سال مدت غیبت کبری: ایشان هم چنان در غیبت اند و انشا الله بزودی ظهور و جهان را پراز عدل خواهند نمود همانگونه که در بسیاری از آیات قرآن این واقعه وعده داده شده است مانند آیه 105 سوره الأنبیا.این وعده در تمام کتب آسمانی به بشریت داده شده است. ماجرای ازدواج پدر بزرگوارشان با مادر معظمه شان همانند روایت میلادشان خود حجتی است آشکار بر حقانیت این بزرگوار. در این جا داستان ازدواج را اجمالا بیان می کنم و به شرط حیات در مقالات آتی داستان های شگفت زندگانیشان را که هرکدام شاهدی بر مظلومیت و حقانیت این عزیز است را به تفصیل طرح میکنم. شرح ماجرا در جلد 51 بحار الانوار ص6-10 آمده است. من این ماجرا را از کتاب زندگانی امام زمان نوشته میرزا مهدی صادقی به طور خلاصه بیان می کنم. حضرت نرجس خاتون پس از آنکه به عنوان برده با نامه امام هادی توسط بُشر بن سلیمان از عمر بن یزید النُخاس خریداری شد وقبل از دیدار امام هادی و امام حسن عسکری، داستان را برای بشر این چنین نقل می کنند: من دختر یشوعا پسر پادشاه روم هستم. مادرم از نسل حواریون و از نسل شمعون است. جدم قیصر قصد داشت مرا به همسری برادر زاده اش در آورد.من سیزده ساله بودم که قرار شد آیین ازدواج برگزار شود. به همین منظور سیصد نفر ازنسل یاران عیسی(علیه السلام) و هفت صد نفر از بزرگان مسیحیت و چهار هزار نفراز سران لشکری و کشوری گرد آمدند. پسر برادر قیصر از تخت مرصعی که بیش از چهل پله داشت ، بالا رفت.اما ناگهان پایه های تخت فرو ریخت وداماد بر اثر سقوط از هوش رفت. حاضران وحشت زده و بزرگان مسیحیت و جدم این حادثه را به فال بد و نحسی گرفتند.اما جدم روز بعد همان مراسم رابرگزار کرد واین بارهمان حادثه برای برادر داماد روز قبل رخ داد و مردم متفرق شدند. شب درعالم رویا حضرت مسیح با شمعون و گروهی از یارانش را در قصر جدم دیدم که در آنجا منبری از نور که نورش آسمان را فراگرفته بود وجود داشت. حضرت محمدهمراه با جمعی از فرزندانش بر ما وارد شدند.عیسی و یارانش به استقبال رفتند. محمد خطاب به عیسی فرمود:ای روح الله آمده ام تا ملیکا را از شمعون خواستگاری کنم. آنگاه با انگشت به ابومحمد(امام عسکری) اشاره کرد. عیسی نگاهی به شمعون انداخت و فرمود بین خود و آل محمد خویشاوندی برقرارکن که شرافت نصیب توشده است. شمعون پذیرفت و محمد مرا به عقد فرزندش در آورد در حالی که فرزندان آن حضرت و عیسی و یارانش شاهد این عقد بودند. از خواب بیدار شدم و رویای خود را بر احدی نگفتم در حالی که قلبم سرشار از محبت به ابو محمد شده بود. چهارده شب پس از آن حضرت زهرا را در خواب دیدم که مریم بنت عمران و هزاران کنیز بهشتی با او بودند. حضرت مریم به من گفت: این بانو سیده زنان عالم و مادر همسر توست. حضرت زهرا فرمود: تا زمانی که بر دین نصاراباشی فرزندم ابو محمدرا نخواهی دید پس بگو اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله من چون این دو جمله را گفتم حضرت زهرا فرمود حال می توانی به دیدار فرزندم امیدوار باشی. شب بعد ابومحمدرادر خواب دیدم که من گفت: تأخیر من به سبب دین تو بود و حال که اسلام آورده ای به دیدارت آمدم. شب دیگری نیز اورا در خواب دیدم که به من گفت جد تو لشکری را به جنگ مسلمانان گسیل می کند، تو خودرا به طور ناشناس باکنیزان سپاه همراه کن. چون جنگ درگرفت مابه اسارت مسلمین در آمدیم و من دراختیارمردسالخورده ای قرار گرفتم. وقتی نامم راپرسید خود را نرجس معرفی کردم وحال فقط تو از ماهیت حقیقی من مطلعی. بشرمی گوید : وقتی اورابه سامرارساندم در خانه ی امام هادی ، حضرت رو به خواهرخود حضرت حکیمه خاتون فرمودند: ای دختر رسول خدا! اورا ببرو واجبات و سنت هارا به اوبیاموز که او همسر امام حسن عسکری ومادر صاحب الامراست. شیخ طوسی در کتاب غیبت ص124 جریان را ذکر و آیت الله میلانی درکتاب قادتنا نیز مطلب را با اندکی تفاوت بیان داشته اند. در این مقالات از کتبی همچون تاریخ زندگانی حضرت مهدی به نوشته میرزا مهدی صادقی، علائم آخرالزمان نوشته محمودی گلپایگانی، کتاب برکات حضرت ولی عصر[sup] ارواحنا فداء[/sup] نوشته سید جواد معلم (که حکایاتی از تشرف به محضر امام انس وجن را به صورت ساده وروان از کتاب العبقری الحسان حاج شیخ علی اکبر نهاوندی بازنویسی کرده است)،درسنامه مهدویت به تألیف محمد امین بالا دستان-محمد مهدی حائری پور-مهدی یوسفیان وکتب دیگر استفاده شده است.
|
|
|
|
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند: |
1 میهمان
|
استفاده از مطالب این تالار در جهت رضای الهی بلا مانع است
ترجمه توسط
بیداری اندیشهPowered by
MyBB