کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 4.3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کسی که طاقت ندارد لطفاً این حدیث قدسی را نخواند!!!$&
۱۹:۵۴, ۲۰/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۵۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
خدای تعالی میفرماید:
به عزت و جلال و بزرگواری و جایگاه مرتفع عرشم سوگند،
امید هر کس را که به جز به من امیدوار باشد حتماً و حتماً به وسیله ی نومیدی، خواهم برید و لباس مذلت و خواری در نزد مردم را حتماً حتماً به او خواهم پوشانید و او را از نزدیک شدن به بارگاهم حتماً حتماً دور خواهم ساخت!
آیا در سختی ها جز مرا آرزو میکند؟ و حال آنکه سختی ها همه بدست من است و به کسی به جز من امید بسته است؟
و با حلقه ی فکر، درِ خانه ی غیر مرا میزند؟
و حال آنکه کلید در های بسته بدست من است و درِ خانه ی من به روی هر کسی که مرا بخواند باز است
و کیست آنکه در مصیبت هایش مرا آرزو کرد و من رشته ی اتصال او را با خودم در آن مصیبت بریدم؟
و کیست آنکه در مقصودی که داشت امید به من بست و من امیدش را قطع کردم؟
نگهداری آرزهای بندگانم را خودم به عهده گرفتم ولی آنها به نگهداری من راضی نشدند و آسمان هایم را از فرشتگانی که از تسبیح خوانی من ملالتی به خود راه نمیدهند پر کردم و به ایشان دستور دادم که درهای میان من و بندگانم را نبندند ولی بندگانم به گفته ی من اعتماد نکردند.
آنکس که مصیبتی از مصیبتها، شب هنگام به سراغش میاید مگر نمیداند که به جز من هیچ کس بر برطرف نمودن آن مصیبت مالک نیست؟
آیا بنده ی من مرا چنین می بیند که منی که پیش از سوال کردن و درخواست، عطا میکنم، پس از آنکه درخواست کند و از من سوال کند اجابتش نمیکنم؟؟؟
مگر من بخیلم که بنده ی من مرا به بخل نسبت میدهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
مگر بخشایش و کرم از آن من نیست؟
مگر گذشت و رحمت بدست من نیست؟
مگر من محل آرزوها نیستم؟
پس چه کسی رشته ی آرزوها را به جز من میتواند قطع کند؟
آنان که آرزومندند مگر نمیترسند از اینکه به جز من بر کسی امید میبندند؟؟؟
اگر همه ی اهل آسمانها و زمینم همگی آرزوها داشته باشندو آنگاه من به هر یک از آنان به اندازه ی همه یآنچه همگی آرزو دارند بدهم به قدر ذره ای از ملک من کم نمیشود و چگونه ممکن است کم شود ملکی که من خودم قیم و برپا دارنده ی آن هستم؟
ای بدا به حال آنان که از رحمت من ناامیداند
و ای بدا به حال آنکه معصیت مرا بکند و احترام مرا نگاه ندارد

.
.
منبع : کتاب لقالله ، تألیف عارف ربانی آیت الحق، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص 113


دوستانی که طاقت خواند این پست رو داشتند


لطفاً اگه مایل بودند صادقانه حس خود رو بعد از خواند این حرفهای خدا بیان کنند!
باتشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: akhevi ، فاطمه خانم ، Seyed Mohsen ، parisan ، Reza14 ، Reza2035 ، شهـاب ، shafagh_mah ، محب الزهرا ، meshkat ، MAHDI59 ، ONLY66 ، MESSENGER ، Admirer ، حلما ، Hadith ، montazer_rm ، فرهاد ، hussain ، رضا1357 ، paradise ، hesam110 ، fazel ، یاران مهدی ، rastin ، mohammad790 ، خادم الامام ، بیداری12 ، abbas313 ، montazer ، 872325 ، أین المنتظر ، chista3 ، ELENOR ، Ramin_Ghn ، MohammadMeraj ، یکدوست ، am_po ، محمداحسان ، boghz ، ali.h ، محمود ، khadem ، هانا نابغ ، هدهد ، sadeghalfa ، مجنون الحسین ، EMPERATOR ، ghadimi2 ، سپهسالار ، خادمة الزهرا ، Shahadat ، mohammad008 ، V-E ، ghalesari ، Ghiamat.ir ، saloomeh ، Agha sayyed ، only_y2d ، Gryffen ، dani ، علیرضا110 ، تازه مسلمان ، SAViOR ، MohammadSadra ، yamin2 ، mahdiar ، blue sky ، mahdyshr ، freewish ، چشم انتظار ، Mohammad Trust ، somayeh ، اکبر.ع ، mohammad727 ، انصارالمهدی ، bagheri4 ، mostafa.sadin ، فدک زهرا ، N.Mahdavian ، یا ثارالله ، ODYSSEY ، Resistance ، رهجو ، m.hossein ، یا صاحب الزمان ، 208 ، ترنم ، s.haghshenas ، Havbb 110 ، در جستجوی سختی ، Farzaneh ، black ، hed_gol ، ساقی ، شهیدطیبه واعظی ، میثاق ، بی نام ، behasht ، mohammad reza ، amiroooo ، xmontazer ، vahrakan ، مسافر ، AMINI ، nahal_m ، hajiali.m ، mze ، bahareh ، محمدصالح ، mhklord ، mahdy30na ، مفقود الاثر ، ایرانی ، rahgozar.f ، zryy ، منادی حق ، aboutorab ، مصباح ، عبدالرحمن ، Patriot ، ghaher313 ، help me ، mahramaneh ، yashar1374 ، neyestan23 ، صبح صادق ، الهی313 ، heaven ، sajad0511 ، السا ، وافی ، آرین (الهه.ع) ، Arash.j ، mahdie ، rezamohammadi ، Anti gods ، سدرة المنتهی ، fafa* ، ماحی ، fahim ، sarallah

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۰۱, ۲۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
راستش دلم لرزید...حتی یه کمی هم بغضم گرفت....
اولین چیزی هم که به ذهنم رسید،این بود که خدا با این همه مهربونی و رحمتش،
چرا سخت می گیره گاهی؟!
اگر به قول شما تو جوابی که به آقای "reza jackman" دادید،نیازی نیست که حتما" امتحان بشیم،پس چرا؟......
نمی دونم...شاید من بنده ی پر توقعی ام...
شایدم مشکلم این باشه که نمی دونم چه طور با خدا گفتگو کنم...هم بگم و هم بشنوم...

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، رضا1357 ، MESSENGER ، EMPERATOR ، خادمة الزهرا ، Farzaneh
۱:۵۸, ۲۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام
از تایپیک خوبتون ممنون به منم خوندن این مطالب خیلی کمک کرد ممنون علی جان
مهم این است که به خدا توکل کنیم و ایمان داشته باشیم که هر آنچه پیش می آید خیر است من هم دیشب که شب آرزو ها بود کلی خواسته از خدا خواستم Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رضا1357 ، mohammad790 ، MESSENGER ، EMPERATOR ، خادمة الزهرا ، V-E ، Farzaneh
۳:۵۶, ۲۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #13

خیلی خیلی خوب بود و امید بخش
ممنون
لطفا اگر به منبع دسترسی دارید اصل حدیث رو هم بیان کنید.
اما چند سوال برای بنده پیش آمده:
یکی اینکه اصولا راوی ابتدایی احادیث قدسی چه کسی است؟ و احادیث قدسی از کجا به دست ما رسیده؟
و دوم اینکه بندگان و خلایق، این مطالب رو باید از کجا بدانند؟ من نه در خودم و نه در دایره ی شناختی که از اطرافیانم دارم کسی را نمی بینم که به معنای واقعی امید به غیر خدا نبسته باشد و نداشته باشد!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، MESSENGER ، EMPERATOR
۵:۴۰, ۲۱/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۰ ۳:۱۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #14
آواتار
(۲۱/خرداد/۹۰ ۱:۰۱)mehrnaz نوشته است:  راستش دلم لرزید...حتی یه کمی هم بغضم گرفت....
اولین چیزی هم که به ذهنم رسید،این بود که خدا با این همه مهربونی و رحمتش،
چرا سخت می گیره گاهی؟!
اگر به قول شما تو جوابی که به آقای "reza jackman" دادید،نیازی نیست که حتما" امتحان بشیم،پس چرا؟......
نمی دونم...شاید من بنده ی پر توقعی ام...
شایدم مشکلم این باشه که نمی دونم چه طور با خدا گفتگو کنم...هم بگم و هم بشنوم...

حقیر سالیانی در پی این پاسخ گشتم .
باید دیدمان را باز کنیم ببینیم چه چیزی داریم از خدا می خواهیم. و چرا چیزی را به ما نمیدهد .
گاهی دعا میکنیم خدایا به دادنت شکر به ندادنت هم شکر.این چه چیزیه که وقتی خدا نمیده شکر داره .چیزی که هست اینه که این چیزی که ما می خواهیم به صلاح ما نیست و از روی رحمتش به ما نمیده (البته پاداش در خوری میده که بسیار بهتر از تقاضای ما هست )
مثلا من دوستی داشتم که همیشه از خدا موتور سیکلت می خواست براش هم جور نمیشد .دست اخر با تهدید و گریه و ... یه موتور بهش رسید .قبلش دیگه داشت از خدا بری میشد .
بعد از یه مدتی تصادف کرد و الان ۴ ساله فلج شده هم عقلش هم بدنش..... تو خود حدیث مفصل بخوان .
یه چیز دیگه هم هست .گاهی یک دعا با این که به نظر ناممکن میاد ولی درجا اجابت میشه .اما گاهی یک دعا که فکر میکنیم خیلی هم راحت الوصول است هر کاری میکنیم خدا به ما نمیده .این نشون میده در رحمت بازه .اما ما گاهی نادانسته عذاب رو از خدا میخواهیم
گاهی دعاهای ما خیلی مسخره و خنده داره .
باید ببینیم هدف از افرینش ما چیه وظرفیت وجودی انسان چقدره .با توجه به اون از خدا چیزی بخواهیم .مثل این که پادشاه کشوری بیاد به شما بگه هر چیزی بخوای بهت میدم شما بگی یک تکیه نان!باید از خدا تعالی رو خواست
گاهی هم خدا عمدا اجابت نمیکنه تا صدای بندش رو بشنوه .یک دوستی داشتم معده درد عجیبی داشت همیشه سحر ها درد میگرفت بلند میشد نماز شب میخوند .یه بار گفتیم خوب قبل از معده درد پاشو خودت بخون .وقتی انجام داد معدش خوب شد!!
گاهی هم خدا با ندادن حاجت و ازمایش و بلا میخواهد ما را متوجه اصل ماجرا کند .مهم خود خداست .بزرگترین پاداش ابرار. همنشینی و رسیدن به خود اوست . اگر ذره ای از عشقش را بچشید و بدانید او از شما به حال خودتان اگاه تر است فقط یک دعا از درگاه خدا دارید ؛خدایا هرچی خودت صلاح میدونی بده ؛ گاهی ما با دعامون میگیم خدایا من بهتر از تو میدونم چی می خوام(نعوذ بالله)
خداوند گار عالم حکیم است و دانا و مهربان .
فرض کنید فرزند خردسالتان از شما با گریه و خواهش تقاضای یک کارد برنده و خطرناک کند!شمل اجابت میکنید؟!
شما چون فرزندتان را دوست دارید او را اجابت نخواهید کرد . حال اگر از دید فرزندتان به ماجرا بنگرید:چقدر من پدر ظالمی دارم .خسیس.نامهربون دوسم نداره .
این جمله رو بیخود ازش نگذرید ((وقتی راه رو پیدا کنید و در مسیر قرار بگیرید هیچ درخواستی بی اجابت نمیمونه و لازم نیست چیزی بخواهید خودش فراهم میشه حتی کفشتون هم جلوی پاتون جفت میشه ))
خداوند هم دایم الفضل هست رحمتش در حال تابیدنه همیشه و همه جا و برای همه یکسان .این اینه قلب ماست که باید پاک بشه تا نور خدا رو ببینه.

میدونسید اقای بهجت هم معده درد داشت؟.....
کلام اخر خدایا به داده ها و ندادهایت شکر
این تاپیک رو هم بخونید خیلی کمک میکنه
در مورد امتحان به این دلیل هست که متوجه بشید و اولین مرحله همین چرای مقدسی است که در ذهن ایجاد میشود .این چرا دلیل و سکوی پرتاب است
بعد از ان میشود این که حضرت زینب فرمود (((لا رایت الا جمیلا ))) الله اکبر به این جمله الله اکبر به این ایمان این جمله بس است برای اثبات خیلی چیزها
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: paradise ، fazel ، Reza14 ، Reza2035 ، Hadith ، فرهاد ، MESSENGER ، محمداحسان ، أین المنتظر ، هدهد ، boghz ، EMPERATOR ، ghadimi2 ، خادمة الزهرا ، Shahadat ، V-E ، heavenbird ، یا ثارالله ، Farzaneh
۱۰:۳۵, ۲۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله

یک کوهنوردی تصمیم میگیره از یه کوهی صعود کنه و کلی تمرین میکنه و خودشو آماده میکنه تا یه روز صبح راه میافته و حرکت میکنه و شب به میانه های کوه میرسه. و دنبال جایی میگشته که شب رو استراحت کنه ، ولی ناگهان پاش از روی سنگ لیز میخوره و سقوط میکنه در حال سقوط به زور یه شاخه خشکی که از دل کوه بیرون زده بود رو میگیره و آویزان میمونه. تاریک هم بوده بیچاره هیچ جارو نمیدیده . به خدا میگه خدایا کمکم کن دستم فقط به تو بنده...
ناگهان ندایی میاد که شاخه رو رها کن...
این بنده خدا هم میترسه سفت سفت شاخه رو محکمتر میگیره...
صبح یه گروه اکتشاف توی کوه طرف رو در حالی که یخ زده و فقط یک متر با زمین فاصله داره پیدا میکنن.!!!!!!!


مهم نیست این داستان واقعیت داره یا نه مهم اینه که ما همیشه جای اینکه به حرف خدا گوش کنیم طناب خودمون رو میچسبیم و آخرش هم یخ میزنیم.

خدا با آدم حرف میزنه پس گردنی میزنه.(وقتی هرشب یه فرشته رو میفرسته که برو دوبار بنده ام رو صدا بزن بلکه پاشه یه نمازی بخونه استغفار کنه من ببخشمش ،دیگه چیکار کنه آخه؟ ) ولی بقول علی 110 ما گاگولیم بدجورهم گاگولیم.


خدا خودش به همه ما ایمان و توکل خفنی بده انشاالله.

یا الله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: abbas313 ، fazel ، Reza14 ، Hadith ، فرهاد ، وحید110 ، MESSENGER ، محمداحسان ، boghz ، EMPERATOR ، ghadimi2 ، خادمة الزهرا ، Shahadat ، V-E ، saloomeh ، یا ثارالله ، Farzaneh
۱۰:۳۵, ۲۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #16

وقتی این حدیث روخوندم ناخودآگاه فقط این شعر یادم اومد:
عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم.

همان یک لحظه اول ،

که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،

بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.

******
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ،

بر لب پیمانه میکردم .
******
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین

زمین و آسمانرا

واژگون ، مستانه میکردم .
******
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

نه طاعت می پذیرفتم ،

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،

پاره پاره در کف زاهد نمایان ،

سبحۀ، صد دانه میکردم .
*******
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،

آواره و ، دیوانه میکردم .
******
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،

سراپای وجود بی وفا معشوق را ،

پروانه میکردم .
******
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،


گردش این چرخ را

وارونه ، بی صبرانه میکردم .
******
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم.

که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،

بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،

در این دنیای پر افسانه میکردم .
******
عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم .

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!

و گر نه من بجای او چو بودم ،

یکنفس کی عادلانه سازشی ،

با جاهل و فرزانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !

شعر از :استاد رحیم معینی کرمانشاهی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad790 ، فرهاد ، MESSENGER ، محمداحسان ، parisan ، خادمة الزهرا ، Shahadat ، V-E ، یا ثارالله ، Farzaneh
۱۰:۵۵, ۲۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
احساس می کنم خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیلی خدا رو دوست دارم...
خودمم می دونم اگه چیزی از خدا خواستمو مستجاب نشده یا عدم استجابتش خودم بودم یا اینکه خدانگه داشته یه جای دیگه بهم بده(هرچند که بعضی وقتا بچگی کردم در برابرش)
واقعا وقتی آدم توکل داره یه آرامش عظیمی تمام وجودشو فرامی گیره خـــــــــــــــــــــــــــــیلی خیـــــــــــــــلی شیرینه.
یا نعم الحبیـــــــــــــــــب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، وحید110 ، MESSENGER ، محمداحسان ، خادمة الزهرا ، Shahadat ، V-E ، علی 110 ، heavenbird ، یا ثارالله ، Farzaneh
۱۲:۲۵, ۲۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #18
آواتار
شرمنده
و امیدوار به جبران
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، MESSENGER ، EMPERATOR ، خادمة الزهرا ، V-E ، علی 110 ، یا ثارالله ، Farzaneh
۱۳:۰۵, ۲۱/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/خرداد/۹۰ ۱۳:۰۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان این مطالب حقیر رو بهش مقداری بیاندیشید
البته مطالب مال من نیست صرفاً آیات و روایاتی هست


ببینید ما باید بفهمیم که هیچ فعلیتی بدون اذن خدا در عالم تحقق پیدا نمیکنه

این معناش جبر نیست!!!!!!!!!!!!

شما مختار هستید که هر فکر و نیتی رو در اندیشه ی خودتون بپروانید و برای عملی کردن آن فکر اقدام کنید!
اما تا خدا اذن نده اثر بخشی اقدامات مخلوقات پیدا نمیکنند

یعنی چی؟
یعنی چاقو برندگی دارد اما این برندگی ذاتی نیست، اثرش به اذن خداست
اگه خدا اذن نده چاقو گلوی اسماعیل رو نمیبره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ببینید یه حدیث قدسی دیگه رو مینویسم خوب گوش جان بهش بسپرید و چشم دلتون رو باز کنید
این حدیث قدسی در ص 114 لقالله هستش
خداوند به حضرت داود علیه السلام می فرماید:

هیچ بنده ای از بندگانم دست به دامن من نزند با اخلاص، و در برابرش تمام آسمان ها و زمین و هر که در آن است به دشمنی او برنخیزند مگر آنکه برای او از میان همه ی این دشمنان راه فراری قرار میدهم!!!!!!!!!!

خدا در قرآن قصه برای سرگرمی ما که نمیگه نعوذا بالله!!!!!!!!
بالاترین معارف توحیدی رو میخواد به ما یاد بده

قصه به دنیا آمدن موسی علیه السلام رو همه ما بلدیم

خدا توی این قصه چی میخواد بگه؟
یه مثال عینی از همین حدیث قدسی رو به مانشون میده

تمام امکانات دستگاه کفر وباطل جمع شد برای اینکه موسی به دنیا نیاد
اگر هم آمد کشته شود

اما خواست خدا چه بود؟
این بود که دعا مادر موسی که هیچ چیز نداشت مگر دعای خالصانه اجابت شود

خدا چه کرد

اون موسی را که فرعون تمام امکاناتش رو بسیج کرده بود که به دنیا نیاد و اگه خواست به دنیا بیاد هم کشته بشه رو گذاشت در دامن خودش، یه محبتی رو هم انداخت به دلش نسبت به موسی و بعد شرایطی رو فراهم کرد تا موسی به دامن مادر حقیقی خودش باز گرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیگه خدا چه جوری باید به ما بفهمونه که لا موثر الفی الوجود الا الله

هیچ چیز جز خدا اثر بخش نیست در این دنیا

تا امضای خدا پای یه چیزی نره اون نیاتی رو که انسان برای رسیدن به هدفی در ذهنش داره و براش تلاش میکنه محقق نمیشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما اینجا چند نکته وجود داره رفقا

اینجا دنیا هست

یعنی جایی که قرار هست ما آزمایش بشیم برای رشد
از خواص دنیا این هست که هم نیات پلید موجود مختار تا جایی که مشیت خدا و حکمت خدا اجازه بده تجلی و ظهور پیدا کنه و هم نیات پاک و الهی موجودات مختار

اینکه خدا یه حکمی رو امضا میکنه معناش رضایت خدا نیست

مثلاً خدا راضی نیست که موجود مختاری به موجود مختار دیگه ای ظلم بکنه
اما این دنیا دار ثواب و عقاب نیست
دار عمل هست
برای رشد و ثواب و عقاب بدی هم باید تا جایی که مشیت خدا اجازه میده تجلی پیدا کنه
خوب خدا با وقوع فاجعه ی کربلا راضی نیست
اما بنا به مشیت و حکمتی مانع نمیشه

همونطور که بنا به مشیتش ابابیل رو بر سپاه ابرهه فرستاد!!!!!!!!!!


اما یه نکته در باره دعا

یکی از استاد پرسید مگه خدا نمیگه ادعونی استجب لکم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بخوانید مرا استجابت میکنم شما را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

استاد گفت چرا همینطوره
بعد گفت پس چرا اجابت نمیکند؟؟؟؟؟؟؟/

استاد جواب داد مگر همین خدا نگفته اوفو بعهدی اوفی بعهدکم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به عهد خود وفا کنید تا به عهدم وفاکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آیا شما به عهدهای خود با خدا وفا کرده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا در جواب ألست بربکم نگفتید قالو بلی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا در جواب آیا من پروردگار شما نیستم نگفتید بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب چرا مطالبق این جواب عمل نمیکنید و به عهد خود پایبند نیستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته این یک جنبه از جواب هست

جنبه دیگر جواب این هست که

اگه یه بچه صبحانه عسل خرده باشه و بعد از چند وقت از شما خربزه طلب کنه شما این درخواستش رو اجابت میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب معلومه که نه
اجابت این درخواست عین ظلم هست در حق این بچه!!!!!!!

خدا کریم هست

هر دعایی که ما به درگاهش انجام میدیم از سه حال خارج نیست

یا همون دعا رو به شما میده
یا چون استجابت اون دعا براتون ضرر داره بهترش رو به شما میده
یا ذخیره میشه و در اون زمانی که بیش از هر زمان دیگه ای نیازمند و ناتوان هستید کارتون رو راه میاندازه

هیج دستی از درگاه کریم خالی برنمیگرده

فعلاً فکر میکنم کفایت میکنه
یا علی رفقا
التماس دعا

راستی یادم بیاندازی اگه عمری بود و توفیقی مقداری درباب این حدیث هم خدمت رفقا عرض کنم

مولا علی:
حاجات خود را عزتمندانه بیان کنید، براورده شدن آن بدست خداست

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، rastin ، محب الزهرا ، Reza2035 ، MohammadMeraj ، Reza14 ، MAHDI59 ، Hadith ، parisan ، فرهاد ، paradise ، MESSENGER ، Seyed Mohsen ، محمداحسان ، zarati313 ، boghz ، EMPERATOR ، خادمة الزهرا ، zoha ، Shahadat ، V-E ، heavenbird ، saloomeh ، Farzaneh
۲۲:۱۸, ۲۱/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/خرداد/۹۰ ۲۳:۱۱ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #20
آواتار
(۲۱/خرداد/۹۰ ۳:۵۶)رضا1357 نوشته است:  خیلی خیلی خوب بود و امید بخش
ممنون
لطفا اگر به منبع دسترسی دارید اصل حدیث رو هم بیان کنید.
اما چند سوال برای بنده پیش آمده:
یکی اینکه اصولا راوی ابتدایی احادیث قدسی چه کسی است؟ و احادیث قدسی از کجا به دست ما رسیده؟
و دوم اینکه بندگان و خلایق، این مطالب رو باید از کجا بدانند؟ من نه در خودم و نه در دایره ی شناختی که از اطرافیانم دارم کسی را نمی بینم که به معنای واقعی امید به غیر خدا نبسته باشد و نداشته باشد!


حدیث قدسی، حدیثی است که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از قول خداوند حکایت می‏کند.
بدین صورت که
معنا و مضمون آن به وسیله الهام، یا در خواب و غیره به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) القا شود، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با لفظ خود آن را ادا نماید
.1

جرجانی نیز حدیث قدسی را چنین بیان کرده است:
«هو من حیث المعنی من عندالله و من حیث اللفظ من رسول الله، فهو ما اخبر الله تعالی به نبیه باًّلهام او بالمنام، فاخبر(علیه السلام) عن ذلک المعنی بعبادْ نفسه، فالقرآن مفضل علیه لان لفظه منزل ایضاً»؛2
معنای حدیث قدسی از خداست ولی لفظ آن از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. حدیث قدسی، حدیثی است که خداوند پیامبرش را به وسیله الهام یا در خواب از آن آگاه نموده، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با الفاظ خودش آن معنا را از خداوند خبر می‏دهد.
پس قرآن بر حدیث قدسی برتری دارد، زیرا علاوه بر معنا الفاظ آن نیز از طرف خداوند نازل شده است.

تفاوت حدیث قدسی و قرآن
1. الفاظ قرآن از ناحیه خداست و با اعجاز و تحدی همراه است، لذا دیگران از آوردن مثل آن عاجزند، ولی الفاظ حدیث قدسی از پیامبر است و دارای اعجاز و تحدی نمی‏باشد.
2. الفاظ قرآن توسط مسلمانان به طور متواتر به ما رسیده، از تحریف محفوظ است و خداوند حفاظت آن را تضمین نموده است.3
اما حدیث قدسی معمولاً با خبر واحد رسیده و دارای چنین حفاظتی نیست.
3. احکام قرآن در حدیث قدسی جاری نیست مثلاً مس خط قرآن بدون طهارت جایز نیست، اما حدیث قدسی چنین حکمی را ندارد، مگر این که مشتمل بر اسما متبرکه باشد، که مس آنها بدون طهارت جایز نیست.
4. قرآن دارای آیه و سوره می‏باشد ولی حدیث قدسی چنین تقسیماتی ندارد.4

تفاوت حدیث قدسی با احادیث دیگر پیامبر این است که حدیث قدسی را پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از خداوند حکایت می‏کند، لذا به آن قدسی می‏گویند؛ چرا که منسوب به خداوند قدوس است و حدیث از قداست و تنزه خاصی برخوردار خواهد بود.
اما احادیث دیگر بدون اینکه از خدا حکایت شود نقل شده است
5

احادیث قدسی در کتاب‏های حدیثی شیعه و سنی در ابواب مختلف به طور پراکنده آمده است.

مرحوم شیخ حرعاملی نیز کتابی تحت عنوان «الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه» تألیف نموده و احادیث قدسی رابه صورت مجموعه نفیسی جمع‏ آوری کرده است.

[1].دایرْ المعارف تشیع، ج 6، ص 187؛ مدخل حدیث قدسی، مقاله سیدمهدی حائری؛ تأملات فی الحدیث عنه السنْ و الشیعْ، زکریا عباس داوود، ص 29، دارالنخیل للطباعْ و النشر بیروت
[2].القاموس الفقهی، دکتر سعدی ابوجیب، ص 80، دارالفکر دمشق
[3].(انا نحخن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)؛ سوره حجر، آیه 9؛ (لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید)؛ سوره فصلت، آیه 42
[4].تأملات فی الحدیث عند السنْ و الشیعه، همان، ص 32 - 29، دایرْ المعارف تشیع، همان
[5].همان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، MohammadMeraj ، MAHDI59 ، Seyed Mohsen ، محمداحسان ، zarati313 ، محب الزهرا ، fazel ، rastin ، رضا1357 ، boghz ، parisan ، فرهاد ، خادمة الزهرا ، Shahadat ، Farzaneh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  از ما نیست! (مقاله ی فوق ویژه) (طاقت ندارید نخوانید!)هر 40 مورد اضافه شد$# علی 110 61 42,932 ۱۴/دی/۹۲ ۲۳:۵۱
آخرین ارسال: ghaher313

پرش در بین بخشها:


بالا