|
رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر ارواحنافداه
|
|
۰:۲۷, ۱۱/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۳ ۱۰:۰۰ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمۀ الزهرا سلام الله علیها ![]() السلام علیک یا بقیۀ الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ![]() در روايتي از امام محمد باقر(علیه السلام) آمده است: «يا معشر الشيعة، خاصموا بسورة إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ تفلجوا، فو الله إنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله (صلى الله عليه و آله)، و إنّها لسيدة دينكم، و إنها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة، خاصموا بِحم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فإنها لولاة الأمر خاصة بعد رسول الله (صلى الله عليه و آله) اى پيروان تشيع، با مخالفان امامت با سوره «انا انزلناه» استدلال و محاجه كنيد تا پيروز گرديد. پس سوگند به خدا که این سوره از براى حجت خداوند تبارک و تعالى بعد از رسول است. این سوره همانا مدرک دین شما و نهایت علم ما است. اى جماعت شیعه! با آیه «حم. والکتاب المبین...» بحث کنید؛ زیرا این آیات اختصاص به والیان امر بعد رسول خدا دارد. به خدا سوگند، همانا هر کس تصدیق کند لیلة القدر را، علم پیدا مى کند که از براى ما است...» در برخي روايات سوره قدر بهترين دليل براي اثبات امامت در احتجاج با مخالفان بيان شده است؛ يعنى لزوم امامت در هر عصر و زمان را با اين سوره ثابت كنيد . منابع: ( البرهان في تفسير القرآن، ج5، ص 708 ) ( کافى، ج 1، ص 249) ( همان، ص 253و252، ح 9) ____________________ دوستان اگه نکته ای در خصوص استدلال این سوره برای اثبات امامت یا آشنایی با نکات تفسیری سوره قدر دارند بیان کنند. یکی از مواردی که در روایات اشاره شده لیلۀ است که به حضرت زهرا(سلام الله علیها) اشاره دارد خود این سوره هم به شان حضرت(سلام الله علیها) اشاره دارد. که در انتهای سوره به ایشان سلام داده می شود. ____________________________________________ اللّهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السّر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک |
|||
|
|
۱۶:۲۶, ۱۵/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۳ ۱۶:۵۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:دوستان اگه نکته ای در خصوص استدلال این سوره برای اثبات امامت یا آشنایی با نکات تفسیری سوره قدر دارند بیان کنند. دو تا دلیلی که پیدا کردم : 1- اثبات انسان کامل با قرآن که عین یکدیگرند بین عموم مردم مشهور است که «شب قدر» ظرف زمان است. اما اگر «ظرفیت» مطرح در آیه را منحصر در ظرف زمان نکنیم و بگوییم ظرف زمان، پایین ترین مرحله ظرفیت است؛ آن گاه به این می رسیم که شب قدر، حقیقتی است که قرآن در آن نازل شده و با توجه به لیاقت و قابلیتش، حقیقت قرآن را از عالم بالا دریافت کرده و آن را در وجود خود، جای داده است و بدین ترتیب وجودش، ظرف قرآن شده است. ظرف معنوی حقیقتی است که پذیرای امور معنوی و دریافت کننده ی حقایق ملکوتی است. این حقیقت، با آنچه می پذیرد و قبول می کند، وحدت یافته و یکی می شود. بنابراین حقیقتی که محل نزول قرآن است و حقایق آن را قبول کرده و ظرف قرآن شده است، با آن یکی می شود و قرآن ناطق می گردد. حقیقتی که بر اثر قبول قرآن، عین آن می شود، کسی جز انسان کامل نیست. در رأس همه ی افرادی که مصداق عنوان یاد شده هستند وجود نازنین حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و پس از ایشان شایسته ترین و نزدیک ترین افراد به مقام ایشان، امام علی (علیه السّلام) و همینطور پس از ایشان فرزندانشان حسن بن علی (علیه السّلام) تا برسیم به زمان ما. لیلة القدری که در این زمان، ظرف قرآن است و حقایق آن در او جاری می شود، حضرت حجة بن الحسن المهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) است. ما از این بزرگان و امامان بر حق، به قرآن ناطق تعبیر می کنیم؛ همانطور که مالک اشتر وقتی که دید مردم نادان، فریب عمرو عاص و معاویه را خورده و به کاغذ پاره های سر نیزه چشم دوخته اند؛ فرمود: شما قرآن ناطق (علی) را رها کرده و به این کاغذها چشم دوخته و دل خوش کرده اید! مراعات این کاغذها را می کنید؛ ولی اصل قرآن و حقیقت آن را ـ که در علی علیه السّلام تجسّم یافته ـ رها کرده و حرمت نمی نهید! امام باقر (علیه السّلام) می فرمایند: «امام علی (علیه السّلام) در حضور امام حسن و امام حسین (علیهماالسّلام) سوره ی قدر را تلاوت کرد. حضرت حسین (علیه السّلام) خطاب به پدر گفت: ای پدر! این سوره را با حلاوت مخصوصی تلاوت می فرمایید. حضرت فرمود: فرزندم! زمانی که سوره ی قدر نازل شد، جدت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) کسی را پی من فرستاد؛ سپس این سوره را برای من تلاوت کرد و با دست بر کتف راست من زد و فرمود: ای برادر و وصی من! ای کسی که پس از من ولی این امتی! این سوره پس از من، از آن تو و پس از تو، از آن دو فرزندانت حسن و حسین است. از برای آن نوری است که در قلب تو و اوصیای تو تا مطلع فجر قائم آل محمد (صلّی الله علیه و آله) ساطع است» (تفسیر برهان، ج۴، ص۴۸۷٫) بر اساس روایتی خداوند به رسولش (صلّی الله علیه و اله) فرمود: «سوره قدر را تلاوت کن که این سوره نسبت (شناسنامه) تو و نسبت به اهل بیت تو تا روز قیامت است».(علل الشرایع، ج۲، ص۳۱۶٫) پس تا اینجا فهمیدیم که معصومین عین قرآن هستند. 2- تعبیر انسان کامل به شب قدر لفظ «لیلة» به معنای شب است و خصوصیت شب خفا و ناپیدایی آن است. شب فانی و منفعل محض است و از خود چیزی ندارد. قدر هم به معنای عظمت، قدرت و فضیلت است و انسان کامل از آن رو که فانی در خداوند است، فانی در حقیقت است که عین عظمت و قدرت و فضیلت است. از آن جهت که خود است، هیچ است و از آن جهت که نمود آن حقیقت است، همه چیز است؛ پس از او به شب قدر تعبیر شده است. انسان کامل آینه ی تمام نمای جمال خداوند، خلیفه و وجه الله است. مظهر «بِکلُِّ شىَْءٍ عَلِیم، بقره-29» و «عَلىَ کلُِّ شىَْءٍ قَدِیر ، بقره-20» است. مصداق «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ رَمَى ، انفال-17» است. انسان کامل حقیقتی است که بیعت با او بیعت با خداست: «إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ الله ، فتح-10». همچنین دوستی یا دشمنی با او، دوستی یا دشمنی با خدا است: «وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَض الله ، زیارت جامعه)». از این حقیقت بزرگ، به شب قدر یاد می شود: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهالسّلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ «اللَّیْلَةُ» فَاطِمَةُ وَ «الْقَدْرُ» اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر ، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۶۵٫»؛ البته شب قدر را خدای او و خود «لیلة القدر» می شناسد و بس؛ اما دیگران به مقدار استعداد و لیاقتشان می توانند با برخی از اوصاف و خصوصیات شب قدر ـ آن هم با هدایت و ارشاد خود او ـ آشنا شوند.
در برخی از روایات آمده است: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) خطاب به امام علی (علیه السّلام) می فرمایند: «کسی خدا را نشناخت، جز من و تو و کسی مرا نشناخت، جز خدا و تو و تو را نیز کسی نشناخت، جز خدا و من». بنابراین شناخت شب قدر ـ که همان انسان کامل است ـ با شناخت خداوند رابطه تنگاتنگی دارد و همان طور که نمی توان به حقیقت خداوند و کنه ذات او پی برد، نمی توان به حقیقت شب قدر و کنه او دست یافت. نتیجه : می توان شب قدر را به دو نوع حقیقی و زمانی تقسیم کرد و گفت: لیلة القدر حقیقی، وجود طیبه ی انسان کامل است که دعا و ظرف قرآن؛ بلکه قرآن ناطق است. از این رو در هر زمان برای آن، بیش از یک مصداق قابل تصور نیست. به عبارت دیگر امام زمان هر عصری، مصداق شب قدر آن دوران است و نظیر ندارد و دومی برایش متصور نیست. امام رضا (علیهالسّلام) می فرمایند: «الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا یُدَانِیهِ أَحَدٌ وَ لَا یُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا یُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِیرٌ ، اصول کافی، کتاب حجت، ج۱، ص۲۰۱٫»؛
«امام یگانه ی دهر خویش است و کسی نمی تواند تا با او انباز گردد. امام کسی است که هیچ دانشمندی به پایه ی او نمیرسد و احدی نمی تواند جایگزین وی شود. امام کسی است که مثل و نظیری برایش متصور نیست». این همان شب قدر حقیقی است. |
|||
|
|
۲۰:۵۱, ۱۵/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
باسمه تعالی
احتجاج با این سوره فکر کنم به این صورت است است که که وقتی خداوند می فرماید انا انزلناه فی لیله القدر یعنی قران در شب قدر بر قلب ولی خدا نازل می شود یعنی حضرت صاحب الزمان -عج- اگر ولی خدا نبااشد پس قرآن کجا نازل شود ؟ ااین گوشه ای از این مطلب مهم است که برای اطلاع کامل باید به تفسیر سوره قدر المیزان مراجعه فرمایید. |
|||
|
|
۲۲:۳۹, ۲۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر میفرماید:تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمر. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند. فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز: فیها یفرَق کلّ أمر حکیم.1 در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر میشود دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده میدهد. این امر که در زمان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به آن حضرت نازل میشدهاست، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد. قبول اصل وصایت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است. هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سورهها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود میآیند و این امر یک متولی و ولی میخواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان میفرماید: در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر میشود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بودهایم. دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل میشوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است. به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و میشوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(علیه السلام) نمیتوانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود. آیة مورد بحث، یکی از مستدلترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(علیه السلام) است. و هرکس نزول پیوستة فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است. چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سورة نساء میفرماید: إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیلاً٭ أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا . کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شدهاند و میخواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و میگویند به برخی ایمان میآوریم و به بعضی کافر میشویم و میخواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکنندهای مهیا کردهایم. و میبینید که خداوند، کسانی را که پارهای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی میداند. بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت میکند و امین بر آن در جهت پاسداری، بهکار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) میباشد و به همین سبب پیامبر خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کردهاند، فرمودند: من أنکر المهدی فقد کفر.2 کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است. و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(علیه السّلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده که فرمودهاند: القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبف ینقلبون.1 قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیة او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا میدارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامیخواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا دربارة او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار میکنند و امت مرا از راه او گمراه میسازند، به خدا شکایت میبرم. بهزودی آنها که ستم کردند و میدانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونیها مجازات ستمگریهای خود را در دنیا و آخرت خواهند دید). در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همة پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود. علی بن ابراهیم قمی در تفسیری دربارة نزول فرشتگان و روح، در شب قدر میگوید: فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(علیه السّلام) نازل میشوند و آنچه را از مقدرات سالانة بشر، نوشتهاند، به او تقدیم میدارند. و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(علیه السّلام) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانیم، و حال آنکه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف میکنند.3 حضرت امام سجاد(علیه السّلام)، در این باره، میفرمایند: همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(علیه السّلام)) فرود میآید. و نیز آن حضرت(علیه السلام) فرمودهاند: ای گروه شیعه، با سورة « انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(علیهم السّلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة اناکنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. همچنین از رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است، که به اصحابشان فرمودهاند: به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابیطالب(علیه السّلام) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود. از آنچه که نگارش یافت، استفاده میشود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة بن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آنکه بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت(علیهم السّلام) و امامت آنان تا روز رستاخیز میباشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلتهای حضرت فاطمة زهرا(علیها السّلام) است، ملاحظه میکنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(علیه السّلام) نقل شده که فرمودهاند: «ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(علیها السّلام) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است. و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (علیها السّلام) نیز دارد. و از طرفی، همانگونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود میآید، نزولگاه نور پاک امامان معصوم(علیهم السّلام) نیز وجود مقدس فاطمة زهرا(علیها السّلام) است؛ که حقیقتاً هرکس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پیبرد، شب قدر را درک کرده است. پینوشتها: 1. سورة دخان (44)، آیة 4. 2. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492. 3. علامه مجلسی، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183. 4. امراء هستی، ص 190؛ تفسیر القمی، ص 731؛ علامه مجلسی، همان، ج 97، ص 14، جز 23. پدید آورنده : علی اکبر رضوانی |
|||
|
|
۱۷:۴۳, ۱۴/تیر/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله
(۱۵/خرداد/۹۳ ۱۶:۲۶)مصباح نوشته است:این پست زیبایی است،همزمان با شب های قدر بخوانید.در سایت زیر هم منتشر شد : http://www.fa.muslimpress.com/1394/04/14...%85%D9%84/ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












![[تصویر: s98d1p5xr4m34g1radf9.jpg]](http://upload.tehran98.com/images/s98d1p5xr4m34g1radf9.jpg)

