|
رابطه باء بسم الله با امام علی(علیه السلام)(تفسیر باء بسم الله)#
|
|
۱۶:۱۲, ۱۹/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه همسنگران عزیز . مقاله ای که در پیش روی شماست تفسیر باء بسم الله است . فقط باید خیلی با دقت بخونید چون کمی مطالب سنگین هستند. حضرت امام خمینی رحمه الله فرمودند : تمام دایره ی وجود و تجلّیات غیب و شهود که قرآن شریف ترجمان آن است ... و همین معنی جمعاً در بسم الله که اسم اعظم است، موجود است؛ و در (( باء)) که مقام سببیّت می باشد و نقطه، که سرّ سببیّت است، موجود است؛ و علی علیه السّلام سرّ ولایت و سببیّت است، پس اوست نقطه ی تحت الباء ؛ یعنی نقطه ی تحت الباء ، ترجمان سرّ ولایت است ... ( تفسیر سوره حمد ، 55 و 56 ) .این سوره شریفه، مشتمل است بر عمده ی مقاصد الهیّه در قرآن شریف ؛ زیرا که اصل مقاصد قرآن، تکمیل معرفه الله و تحصیل توحیدات ثلاثه و رابطه ی بین حق و خلق و کیفیّت سلوک الی الله و کیفیّت رجوع رقایق به حقیقه الحقایق و معرّفی تجلّیات الهیّه ... و تعلیم عباد علماً و عملاً و عرفاناً و شهوداً و جمیع این مقاصد در این سوره شریفه با کمال وجازت و اختصاری که دارد، موجود است. پس این سوره شریفه (( فاتحه الکتاب )) و (( اُمّ الکتاب )) و صورت اجمالیّه ای از مقاصد قرآن است و چون جمیع مقاصد کتاب الهی برگشت به مقصد واحد کند و آن حقیقت توحید است که غایت همه ی نبوّات و نهایت مقصد همه ی انبیای عظام علیهم السّلام است و حقایق و سرایر توحید در آیه مبارکه ی بسم الله منطوی است ؛ پس این آیه شریفه اعظم آیات الهیّه و مشتمل بر تمام مقاصد کتاب الهی است . چنان چه در حدیث شریف وارد است و چون ((باء)) ظهور توحید و نقطه ی تحت الباء سرّ آن است تمام کتاب ظهوراً و سرّاً در آن ((باء)) موجود است و انسان کامل یعنی وجود مبارک علوی علیه الصّلوه و السّلام همان نقطه ی سرّ توحید است و در عالم آیه ای بزرگ تر از آن وجود مبارک نیست پس از رسول ختمی صلّی الله علیه و آله . چنان چه در حدیث شریف وارد است ( تفسیر سوره حمد ، ص 82 و 83 ). همین یک سوره قرآن تحقّق پیدا بکند، تمام مشکلات حل می شود ( تفسیر سوره حمد ، ص 109 ) . {قرآن} کتابی است که می خواهد آدم درست کند ... می خواهد از این مرتبه ی ناقصی که هست او را برساند به آن مرتبه ای که لایق اوست قرآن برای این آمده است( تفسیر سوره حمد ، ص 110 ) . لذا جهت تبرّک به چند روایت در این موضوع از کتاب انسان و قرآن حضرت علاّمه حسن زاده ی آملی حفظه الله تمسّک می جوییم : مولی عبدالصّمد همدانی در بحر المعارف آورده است : ورد عن النّبی صلّی الله علیه و آله و سلّم :ظهر الموجودات من باء بسم الله الرّحمن الرّحیم ( بحرالمعارف، ط 1/ 456 ) و نیز آورده است :ورد علی علیه السّلام : انا النّقطه تحت الباء ( رساله ی نقد النّقود فی معرفه الوجود ، سیّد حیدر آملی ) . و رجب بُرسی در مشارق الأنوار از حضرت وصی علیه السّلام روایت کرده است که فرمود :انا النّقطه الّتی تحت الباء و سرّ الباء . سیّد متألّه حیدر آملی (رحمه الله) در رساله ی نقد النّقود ( ص 700 ) و نیز در جامع الأسرا ( ص 563 ) از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده است که فرمود : لو شئت لأوقرت سبعین بعیراً من شرح باء بسم الله الرّحمن الرّحیم . و فی مجمع : ما من حرف من حروف القرآن إلاّ و له سبعون الف معنی ( مجمع البحرین ، مادّه ج م ع ) . از امیرالمؤمنین علیه السّلام است :ظهرت الموجودات عن باء بسم الله و أنا النقطه الّتی تحت البا ء . از امیرالمؤمنین علیه السّلام است : جمیع ما فی القرآن فی باء بسم الله و انا النّقطه تحت الباء . و نیز مولی الموالی فرمود : سرّ الکتب المنزله فی القرآن و سرّ القرآن فی فاتحه الکتاب و سرّ الفاتحه [/b]الکتاب فی بسم الله الرّحمن الرّحیم و سرّ بسم الله الرّحمن الرّحیم فی نقطه تحت الباء وأنا نقطه [b]تحت الباء ( بیان الآیات جیلانی ، ص32 و33) (انسان و قرآن ، ص 142 و 143) . آدم اولیاء الله علیه السّلام فرمود : جمیع ما فی الکتب السّماویّه فی القرآن و جمیع ما فی القرآن فی [/b]فاتحه الکتاب و جمیع ما فی فاتحه الکتاب فی بسم الله الرّحمن الرّحیم و جمیع ما فی بسم الله الرّحمن الرّحیم فی باء بسم الله و جمیع ما فی باء بسم الله فی نقطه تحت الباء و أنا نقطه تحت [b]الباء ( انسان و قرآن ، ص 144 ) . و بدان که فواتح سور قرآن یعنی همان حروف مقطّعه پس از حذف مکرّرات از آنها، چهارده حرف باقی می ماند که در این ترکیب صراط علی حق نمسکه یا علی صراط حق نمسکه جمع شده است(انسان و قرآن، ص 160). * وِلاَیَهَ عَلِیِّ بنِ اَبِی طَالِب حِصنِی فَمَن دَخَلَ حِصنِی اَمِنَ مِن عَذَابِی * پس علی با قرآن است و قرآن با علی ؛ علی به دور قرآن می گردد و قرآن به دور علی تا همدیگر را بنا بر وصیّت جناب رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم حفظ کنند و این ولایت مطلقه ی حضرت وصی، امیرالمؤمنین خاتم الأولیاء علی الإطلاق امام علی علیه السّلام در تمام عوالم وجودی نظام هستی ساری و حاکم است. و اینجا معنای حدیث شریف ثقلین واضح تر می شود که قرآن و عترت با هم اند و از هم جدا نمی شوند. |
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۲۳/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۰ ۱۳:۳۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بسیار ممنونم از آقا سید احمد عزیز.امّا باید بگم این روایت جعلیست به دو دلیل: 1- این روايت (انا نقطه تحت با بسم الله) در كتب شيعه يافت نشد. البته در كتب برخي از عرفاي متاخر، بدون ذكر سندي اين روايت ذكر شده است ازاين رو از نظر سند قابل دفاع نيست . 2- اصلا زمان امام علی (علیه السلام) قرآن نقطه نداشت. بین سال های 50 تا 53 قمری قرآن بدست ابوالأسود دوئلی شاگرد مولا علی (علیه السلام) اعراب گذاری شد. و در زمان زمامداري حجاج بن يوسف ثقفي (75-86 ق) قرآن توسط یحيي بن يعمر و نصربن عاصم دو شاگرد ابوالاسود دوئلي نقطه گذاری شد. ببینید دوستان؛ ما روایات جعلی خیلی زیاد داریم که این یکی از اونهاست. حتی خیلی از بزرگان ما هم اشتباه کردند و ساده از این موضوعات گذشتند. امّا اگه یه کم رو این موضوعات تأمّل بشه، اشکالاتشون نمایان میشه. فقط کافیه هر چیزی رو که میشنویم بررسی و تجزیه تحلیل کنیم. اونوقت اشکال های بارزی توشون پیدا میکنیم. یا علی. |
|||
|
|
۱۵:۲۳, ۲۳/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۰ ۱۵:۳۸ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بسیار ممنونم از آقا سید احمد عزیز.
امّا باید بگم این روایت جعلیست به دو دلیل: 1- این روايت (انا نقطه تحت با بسم الله) در كتب شيعه يافت نشد. البته در كتب برخي از عرفاي متاخر، بدون ذكر سندي اين روايت ذكر شده است ازاين رو از نظر سند قابل دفاع نيست . 2- اصلا زمان امام علی (علیه السلام) قرآن نقطه نداشت. بین سال های 50 تا 53 قمری قرآن بدست ابوالأسود دوئلی شاگرد مولا علی (علیه السلام) اعراب گذاری شد. و در زمان زمامداري حجاج بن يوسف ثقفي (75-86 ق) قرآن توسط یحيي بن يعمر و نصربن عاصم دو شاگرد ابوالاسود دوئلي نقطه گذاری شد. در برخی از آثار به این حدیث بر می خوریم: عن علی (علیه السلام): (أنا نقطة تحت الباء);62 (إنّ جمیع القرآن فی باء "بِسْمِ اللّه"; أنا نقطة تحت الباء );63 همه قرآن در بسم اللّه) جمع شده است و من نقطه زیر باء هستم. در قبال این حدیث ـ چنانکه در برخورد با این گونه احادیث معمول است ـ دو موضع گیری شده است: موضع انکار, و موضع توجیه و توضیح. از باب نمونه, نویسنده شهیر تفسیر المنار پس از نقل این عبارت که محتوایی شبیه محتوای حدیث دوم دارد: إنّ أسرارَ القرآنِ فی الفاتحة, و أسرارَ الفاتحة فی البَسمَلة, و أسرارَ البَسمَلة فی الباء , و أسرارَ الباء فی نقطتها;64 همه رموز قرآن در فاتحه; رموز فاتحه در (بسم اللّه), رموز (بسم اللّه) در باء, و رموز باء در نقطه آن جمع است. می گوید: این سخن نه از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ثابت شده است و نه از اصحاب وی ; ضمن اینکه کلامی است نامعقول و از ساخته های افراطیون! افراطی که باعث می گردد تا خاصیت قرآن ـ که بیان بودن برای مردم است ـ از آن سلب شود. در قبال این موضع ـ که به نظر می رسد غیر منطقی ترین برخورد با این گونه احادیث است موضع اثبات و اقرار همراه با توضیح است. در سخن ذیل به سه توضیح اشاره می کنیم: 1. صدرالمتألهین می فرماید: سالک الی اللّه به کمک یقین و قدم عبودی, بالعیان مشاهده می نماید که قرآن, بلکه همه صُحُف, بلکه همه موجودات, در نقطه باء جمع است; این نقطه بسیطی است که همه اشیا در او است; چنانکه کلمه مَا فِی السَّموَاتِ وَ الاْءرْضَ همه موجودات را شامل می شود. حال اگر کسی از خود رست و به دایره ملکوت سبحانی رسید, خود را در احاطه حق متعال و وجود خود را زیر نظر و سلطه نقطه باء مشاهده می نماید.67 وی در ربط این مضمون به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: با خروج از وجود مجازی و سیر از فنا به بقا و از مرگ به حیات, از قرآن جز سفیدی و نور و یقین محض نخواهیم دید. در این صورت است که قرآن را از نسخه اصل ـ که همان امام مبین, ذکر حکیم, امیر مؤمنان (علیه السلام) است ـ قرائت می کنیم. و این, همان سرّ کلام الهی است که فرمود: وَ إنَّهُ فِی أمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ; همانا قرآن در اصل کتابی که نزد ما است (لوح محفوظ) بلند پایه و حکمت آموز است. و رمز کلام امام (علیه السلام) است که فرمود: أنا نقطة تحت الباء . بررسی سخن فوق, گذشته از وجود برخی ابهام ها و نبود ارتباط وثیق و منطقی بین برخی از فقرات آن, خالی از دو مناقشه نیست: الف. سخن فوق دلالت بر وجود جمعی قرآن در نقطه باء دارد; در حالی که مدلول حدیث, وجود جمعی قرآن در باء ( بسم اللّه) است. ب. مرحوم ملاصدرا نقطه را بر حق تعالی تطبیق می کند; و چون در حدیث, نقطه بر علی (علیه السلام) تطبیق داده شده, قهراً اتحاد وجودی حق تعالی و امام (علیه السلام) پیش می آید; وحدتی که تفوّه به آن صحیح نیست. البته آنچه بیان شد, اقتضای ظاهر کلام صدر المتألهین (رحمة الله علیه) است و برای تأویل سخنان ایشان نیز مجالی هست. 2. امام (رحمة الله علیه) می فرماید: و اما اسرار باء و نقطه تحت الباء ـ که در باطن, مقام ولایت علوی است و مقام جمع الجمع قرآنی است ـ پس آن مجالی واسع تر می خواهد. ایشان در سخنی دیگر فرموده است: روایتی هست از حضرت امیر ـ سلام اللّه علیه ـ که: (أنا النقطةُ التی تحت الباء); اگر این وارد شده باشد, تعبیرش این است که باء به معنای ظهور مطلق است; تعیّن اول عبارت از مقام ولایت است. ممکن است مقصود امیر(علیه السلام) این معنا باشد که مقام ولایت, به معنای واقعی ولایت, ولایت کلی, این تعیّن اول است. (اسم) تجلّی مطلق است; اولین تعیّن, ولایت احمدی علوی است. توضیح سخن نغز امام (رحمة الله علیه) آن است که باء در مثل ( بسم اللّه) از تجلّی و ظهور [و سببیت] خبر می دهد; اما تجلّی و ظهور از دو منظر نگریسته می شود: 1. نگرش اطلاقی و بدون تعیّن در مَظهَری خاص (اصل تجلّی و ظهور) ; 2. نگرش مقیّد و با تعیّن در مظهری خاص. در نگرش نخست, رَقمی در کار نیست; در حالی که در نگرش دوم, شماره و ارقام پدید می آید. البته این گفته به معنای تکرار تجلّی نیست. بلکه تجلّی نور اول, تجلّی تمام انوار لاحق است. می توان به نزول نور از شمس تشبیه کرد; چرا که با شعاع اول, تمام انوار پیدا می شود. طبیعتاً تعیّن اول (مقابل سایر تعیّنات) از آنِ نور احمدی و علوی است; پس نقطه آغاز تجلّی و سببیت, این نور و مقام است و از آن جا که در این مقام, نور نبوی و علوی جدا نیستند, حضرتش به (أنا) تعبیر کرد. بنابراین (أنا) نماینده ولایت احمدی علوی است. 3. می توان گفت که قرآن تکوین و قرآن تدوین, از سبب بودن خداوند و از (اسم اللّه) ـ به معنایی که از (اسم) در بحث آینده ارائه خواهیم داد ـ نشأت می گیرد و اگر این سببیت و تجلّی نبود قرآنی نبود. و تمام (ما فی السماوات و الأرض) در این تجلّی و سببیت جمع است,. و اگر باء را مبیّن سببیت بدانیم, جمیع قرآن (اعم از تکوین و تدوین) در این باء جمع است و آنچه به باء معنی می دهد, نقطه او است و باء بدون نقطه, مهمل و بی معنی است; چنان که آنچه به آن سببیت, تجلّی, هدف و معنی می دهد, انسان کامل است و او همان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می باشد و از آن جا که به هر حال, به واسطه سببیت خلق شده است, تحت سلطه و مقهور او است. البته باید پذیرفت که حدیث از متشابهات سخنان امیرالمومنین ع است و آنچه مطرح شد از حد گمانه زنی فراتر نمی رود. برخي مفسران مانند آيت الله جوادي هم در آغاز سوره حمد راجع به اين روايت توضيحاتي داده اند. ايشان معتقدند درست است كه در آن زمان نقطه به شكل كنوني نبوده اما عرب ها براي اين كه تشخيص دهد فعل به كار رفته در جمله « خرّ» است يا «حرّ» يا «جرّ»علامتي را كه نشانگر تفاوت ها باشد ، داشتند. ( كه همان نقطه حساب مي شد ) جهت تبرّک به چند روایت در این موضوع از کتاب انسان و قرآن حضرت علاّمه حسن زاده ی آملی حفظه الله تمسّک می جوییم : مولی عبدالصّمد همدانی در بحر المعارف آورده است : ورد عن النّبی صلّی الله علیه و آله و سلّم : ظهر الموجودات من باء بسم الله الرّحمن الرّحیم ( بحرالمعارف، ط 1/ 456 ) و نیز آورده است : ورد علی علیه السّلام : انا النّقطه تحت الباء ( رساله ی نقد النّقود فی معرفه الوجود ، سیّد حیدر آملی ) . و رجب بُرسی در مشارق الأنوار از حضرت وصی علیه السّلام روایت کرده است که فرمود : انا النّقطه الّتی تحت الباء و سرّ الباء سیّد متألّه حیدر آملی (رحمه الله) در رساله ی نقد النّقود ( ص 700 ) و نیز در جامع الأسرا ( ص 563 ) از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده است که فرمود : لو شئت لأوقرت سبعین بعیراً من شرح باء بسم الله الرّحمن الرّحیم . و فی مجمع : ما من حرف من حروف القرآن إلاّ و له سبعون الف معنی ( مجمع البحرین ، مادّه ج م ع ) . از امیرالمؤمنین علیه السّلام است : ظهرت الموجودات عن باء بسم الله و أنا النقطه الّتی تحت الباء . از امیرالمؤمنین علیه السّلام است : جمیع ما فی القرآن فی باء بسم الله و انا النّقطه تحت الباء . و نیز مولی الموالی فرمود : سرّ الکتب المنزله فی القرآن و سرّ القرآن فی فاتحه الکتاب و سرّ الفاتحه الکتاب فی بسم الله الرّحمن الرّحیم و سرّ بسم الله الرّحمن الرّحیم فی نقطه تحت الباء وأنا نقطه تحت الباء ( بیان الآیات جیلانی ، ص32 و33) (انسان و قرآن ، ص 142 و 143) . |
|||
|
|
۱۱:۴۷, ۲۸/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۱ ۱۱:۵۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
1- آیا میدانید چرا دوروایت معروف در باره شهادت حضرت زهرا وجود دارد؟ همان 75 روز و 95 روز که از بقیه معروفتر است. بخاطر اینکه در آن زمان نقطه در زبان عربی وجود نداشت. و اختلاف روایات بخاطر کلمه «خمسة و سبعین» و «خمسة و تسعین» (75 و 95) است. 2- در برخی روایات آمده مولا علی (علیه السلام) 7 روز بعد از رحلت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای سخنرانیبه مسجد رفتند. و در برخی دیگر روایات آمده بعد از 9 روز به مسجد رفتند. این بخاطر این است که در آن زمان نقطه وجود نداشت. و اختلاف روایات بخاطر کلمه «سبعة ایّام» و «تسعة ایّام» (7 روز و 9 روز) است. حال به قرآن منسوب به مولا علی (علیه السلام) نگاه میکنیم تا ببینیم آیا نقطه یا اعرابی وجود داشته یا نه. ![]() استاد ما میگن: خط اصلی و قدیمی و تکامل نیافته ی کوفی، اصلا الان قابل خوندن نیست. من به استاد گفتم: استاد من رفتم به موزه قرآن و خوندمش. گفتند: اونی که شما خوندی، قدیمی نبود. این خط قدیمیه. فقط میشه بسم الله الرّحمن الرّحبم رو با مشقت خوند. اون هم بخاطر اینه که خیلی با ذهن ما آشناست. در ضمن. تأکید میکنم: (۲۳/اسفند/۹۰ ۱۲:۴۰)منتقم زهرا نوشته است: 1- این روايت (انا نقطه تحت با بسم الله) در كتب شيعه يافت نشد. البته در كتب برخي از عرفاي متاخر، بدون ذكر سندي اين روايت ذكر شده است ازاين رو از نظر سند قابل دفاع نيست . |
|||
|
|
۱۹:۳۰, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام..ببخشید اگر اسپم هست حذفش کنید خیلی بعید به نظر میرسه که در آن زمان نقطه وجود نداشته باشد! اگر نقطه نبوده معنی خیلی از کلمات در قرآن ممکنه که تغییر کرده باشه ساده ترین مثال که هممون هم شنیدیم رحیم و رجیم است... |
|||
|
|
۸:۴۰, ۲۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۱ ۱۱:۳۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
قرآن دو سیاق داره: 1- نوشتاری ، 2- گفتاری و همان قرائت.
مردم وقتی که آیه ای نازل میشد، قبل از اینکه اون آیه نوشته بشه، میشنیدند و حفظش میکردند. یعنی چون قرآن رو میشنیدند، خوندنش هم آسون بود. مثلا اگه داشته باشیم: .خودتون رو بذارید جای مردم اون زمان. شما الان اون چیزی که شنیدید، رو میخونید. می خونید: أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم . بسم الله الرّحمن الرّحیم. کل قرآن همینطور بود. برای همین عثمان زمانیکه میخواست نسخه های قرآن رو به شهر های مختلف بفرسته، با هر قرآنی یک قاری هم فرستاد تا برای مردم قرائت کنه. اما خوب خط کوفی و هر خط دیگه میبایست آسون تر و پویا تر بشه تا برای آیندگان مشکلی پیش نیاد. ببینید مردم قرآن رو می شنیدند و همون طور که می شنیدند، میخوندند. ولی فکر میکنید چرا بین روایت 75 روز و 95 روزاختلاف پیش اومد؟؟؟ چون روایت که مثل قرآن نبود تا همه بشنوند. آیندگان چون اون روایت رو نشنیدند، دچار اختلاف شدند. |
|||
|
|
۰:۲۲, ۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در تفسیر سوره حمد امام خمینی(رحمة الله علیه) این مورد تأیید شده بخش تفسير بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ فکر می کنم همه جوانب رو سنجیدند |
|||
|
|
۱۵:۲۳, ۴/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسمه تعالی
دوستان گرامی برای باور کردن یک مطلب یا پذیرفتن آن لازم نیست سندی یا کتابی وجود داسته باشد مهم قلب ادمی است که باید به حقایق پی ببرد . دومین عرض بنده ی ذلیل به دوستان گرامی این است که : این درست است که در آن زمان کلمه ها حرکه گذاری نشده بودند ولی همه کلمات نقطه داشتند . با تشکر |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سیدالشهدا(علیه السلام) و قرآن | عبدالرحمن | 5 | 2,695 |
۲۴/آذر/۹۳ ۰:۵۶ آخرین ارسال: میم.حسین.الف |
|
| تفسیر سوره حمد امام خمینی | میثاق | 2 | 3,142 |
۲۰/اسفند/۹۲ ۱:۵۰ آخرین ارسال: heaven |
|
| كتاب الله " | aboutorab | 1 | 1,468 |
۱۳/بهمن/۹۲ ۱۶:۳۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|
| تفسیر مشکاة(جدیدترین تفسیر قرآن کریم) | janali | 1 | 4,061 |
۱۷/مرداد/۹۲ ۱۷:۴۷ آخرین ارسال: janali |
|
| صدق الله العظیم!!!! | در جستجوی سختی | 1 | 1,409 |
۱۰/آذر/۹۱ ۱۷:۰۰ آخرین ارسال: black |
|










![[تصویر: 26256666288184505262.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/26256666288184505262.jpg)
![[تصویر: 91747502598806744742.png]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up3/91747502598806744742.png)