کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مقاله ای پیرامون داستان «رد الشمس»
۱۶:۴۶, ۹/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم

« مقاله ی رَدّ ُ الشّمس »
در میان شیعیان و سنّیان، افراط ها و تفریط هایی در عقاید و احکام فرعی اسلامی وجود دارد که بر محور قرآن و سنّت قطعیه رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بایستی از چهره ی نورانی معصوم اسلام زدوده شود تا اسلام ناب محمدی برای مسلمانان و سایر جهانیان به راستی و درستی بازگو گردد.

به مناسبت ١٣ رجب ١۴٢٣ هجری قمری که مصادف است با میلاد پربرکت مظلومترین انسان تاریخ - حتی در میان پیروانش - یعنی امام همام امیر مؤمنان علی بن ابیطالب(علیه السلام)، درباره «ردّ الشمس» منسوب به حضرتش که مجموعه ای از افراط و تفریط نسبت به ایشان(علیه السلام) می باشد مطالبی را به نظر خوانندگان محترم می رسانیم:

مهمترین مقام برای امامان(علیهم السلام) بالاترین مقام عصمت انحصاری پس از رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ که تمامی نفی و اثبات ها درباره ی آن بزرگواران بر محور این عصمت سنجیده می شود. بنابراین معجزه(!) یا داستان «ردّ الشمس» از نظر عقل و علم و شرع مقدس ربانی اصولاً محال و درباره امام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از چند جهت محال است، زیرا در جمع اگر «ردّ الشمس» برای این بوده که نماز قضا شده ی آن حضرت ادا شود، اولاً تهمت ترک نماز به حضرت است و ثانیاً زمان هرگز برنمی گردد و برفرض محال اگر برگردد، زمانی است مشابه آن که در این صورت اضافه بر وجوب قضای نماز گذشته، نماز دیگری هم به عنوان ادا بایستی انجام گردد و اگر هم چنان جریانی امکان داشت در دو جهت دیگر باز محال بود:
١- ترک عمدی نماز عصر برای معصوم(علیه السلام)
٢- تجلیل از تارک الصلاة آن هم با چنان جریان اعجاز آمیز!!

وانگهی روایات ٢٢ گانه ی «ردّ الشمس» متعارض بوده وچند گونه است که ذیلاً بررسی و نقد می شود:
١- در حدیث(١) جلد(۴١) بحارالانوار باب (ردّ الشمس له و تکلم الشمس معه) از حنان روایت می کند که از حضرت صادق(علیه السلام) علت ترک نماز علی(علیه السلام) را جویا شدم در صورتی که آن حضرت جمع میان ظهرین را دوست می داشت، فرمود: پس از انجام نماز ظهرش با جمجمه ای گرم گفتگو بود تا آفتاب غروب کرد، سپس از خدا خواست که خورشید برگردد و خدا نیز هفتاد هزار فرشته را با هفتاد هزار زنجیر آهنین فرستاد که برگردن خورشید نهادند و آن را به عقب برگشت دادند تا به گونه ای درخشان برگشت و آن حضرت نماز عصرش را به جا آورد‍‍!!؟؟
٢ـ در خبر ٣ و ١٣ می گوید: علی(علیه السلام) در زمین ملعونی مستقرّ بود و فرمود: نباید پیامبری و یا وصیّ‍ش در اینجا نماز بخواند، نمازش را نخواند تا خورشید غروب کرد، سپس خورشید برگشت تا نمازش را انجام دهد!
٣ـ در خبر ٨ و ٢٠ و ٢١ آمده است که: علی(علیه السلام) با گروهی از مردم از فرات در بابِل عبور می کرد، نماز عصرش را با تعدادی از همراهان خواند ولی دیگران نخواندند تا خورشید غروب کرد، با درخواست آنان خورشید مجدداً برگشت تا با هم نماز را به جماعت برپادارند!

۴ـ در حدیث ٢و ۴ و ۶ و ١۴ و ١٨ گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز ظهر را خوانده بود، علی(علیه السلام) آمد، (پیامبر) فرمود: نماز عصرت را خوانده ای؟ گفت: مطلع شدم که شما هنوز آن را نخوانده اید. سپس به وحی خدا(؟) سر بر دامن علی(علیه السلام) نهادند و تا غروب آفتاب خوابیدند و نماز عصر علی(علیه السلام) قضا شد و چون پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از بیداری علت نماز نخواندن علی(علیه السلام) را پرسیدند، گفت: نشستن زیر سر شما از نماز بهتر است! پس پیامبر دعا کرد تا خورشید برگردد!
۵ـ در حدیث ١٣ آمده است: (صلی جالساً مومیاً...) نمازش را نشسته و با اشاره خواند. یعنی برگشت خورشید برای این بود که نمازش را به طور کامل و ایستاده انجام دهد.
۶- «ردّ الشمس» طبق بعضی احادیث دو مرتبه اتفاق افتاده که پیش و پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و در بعضی از روایات نیز پانزده مرتبه، مانند روایت سلمان در یوم البساط، یوم الخندق، یوم حنین، یوم خیبر، یوم قرقیسینا، یوم ببراثا، یوم الغاضریه، یوم النهروان، یوم بیعه الرضوان، یوم صفین، فی النجف، فی بنی مازر، بوادی العتیق و بعد از أحد که در این صورت نماز آن حضرت پانزده مرتبه به گونه ای عمدی و یا مانندش، قضا شده است! و پانزده مرتبه هم «ردّ الشمس» اتفاق افتاده تا حضرتش نماز خود را ادا کند!!
این جریانات، اشکالات زیر را در بردارد:
- این برگشتن! نشاندهنده ی ترک عمدی نماز عصر توسط علی(علیه السلام) بوده است!
- مگر علی(علیه السلام) در نماز جماعت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شرکت نکرده بود که آن را ترک کرده باشد؟!
- جمع میان ظهرین، خلاف سنت مستحبی است و آیا علی(علیه السلام) برخلاف سنّت استحبابی جمع میان ظهرین را دوست می داشت؟!
- مگر بودن سر مبارک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) روی زانوی علی(علیه السلام) افضل از نماز است؟!
- در صورت ترک نماز عصر این دو بزرگوار! چرا خورشید تنها برای قضای نماز عصر علی(علیه السلام) برگشت و نه برای هر دو و آیا پیامبر بزرگوار(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز عصر را نه ادا کرد و نه قضا؟!

- اگر خورشید برگشته بود، تمامی مردمی که در آن افق رفت زندگی می کردند آن را می دیدند خصوصاْ اگر در وقت فضیلت نماز عصر برگشته باشد که سه ساعت مانده به غروب است!
- مگر با برگشتن خورشید، زمان گذشته هم برمی گردد؟

- در این برگشتن بر فرض امکان، نه تنها نماز قضا شده عصر ادا نخواهد شد و باید قضایش بجا آورده شود، بلکه پیش از آن به واسطه ی برگشت خورشید، نمازهای صبح، ظهر و عصر مجدداً واجب خواهد شد، چون وقت جدیدی پدید آمده است!
- در برگشتن خورشید، نظام موجود سیارات برهم می خورد و این برخلاف نظام تکوین و از جریانات انفجار رستاخیز است.

- و چگونه ممکن است حضرتش به عنوان هم سخنی با سر مرده ای، نماز عصر را فراموش کند، در حالی که یک مسلمان عادی که درجه ایمانش بسی پایین تر از آن حضرت است، چنین کار لغو و بیهوده ای را انجام نمی دهد.
- وچگونه پیامبر اینگونه غافل است که در موقع نماز می خوابد آن هم روی زانوی علی تا نماز هردوی آنها به تأخیر بیفتد؟
- و مگر زمین هم ملعون می شود که با ترک نماز در آن زمین لعنت دیگری بر آن زمین افزوده گردد و اگر در این زمین نماز خوانده شود، این نمازگزار مانند زمین ملعون گردد؟! حال آن که ترک نماز در هر حالی مورد لعنت است.
اینها مختصری از ایرادات قطعی بر خرافه ی «ردّ الشمس» است که آن را از چندین نظر محال می کند. و آیا عقیده به «ردّ الشمس» با این فضاحت که مجموعه ای از افراط و تفریط نسبت به آن حضرت است، مقتضای ولایت است یا جهالت؟
و آیا از نظر شرع این افترائات به حضرت قابل پذیرش است؟
اینان با تهمت ناروای ترک عمدی نماز به ساحت مقدس امام علی(علیه السلام) و تهمت هایی دیگر، مقام اعلای عصمت علوی، عدالت و حتی ایمان را از آن حضرت به دور داشته و با تعابیری از قبیل «دابة الارض» به معنای «حیوان زمین»، از انسانیت برونش کرده اند و حتی خدا را نیز به این گونه جاهل معرفی می کنند که دست به معجزه بزند، آن هم برای تشکر از تارک نماز!
اعوذ بالله من الجهالة و نستجیر به
قم المشرف - محمد صادقی تهرانی

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، میکا ، میم.حسین.الف ، MohammadSadra ، در جستجوی سختی
۱۹:۵۸, ۹/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۴ ۰:۲۲ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام بر آقا محمد رضای عزیز

مطلب بسیار جالبی بود.

اولا ردّ الشمس به قدری در تاریخ بیان شده و شعرا از زمان امام صادق علیه السلام اشعاری در این باره دارند و حتی مسجدی به این نام در مدینه هست که انکار این قضیه را واقعا مشکل می کنه.


ثانیا رد الشمس در قرآن بیان شده: رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ

بعضى از مفسرين گفته ‏اند:" ضمير در" ردوها" به كلمه" شمس" برمى‏گردد، و سليمان (علی نبینا و علیه السلام) در اين جمله به ملائكه امر مى‏كند كه:
آفتاب را برگردانند، تا او نماز خود را در وقتش بخواند.
این ارجاع ضمیر در برخی از روایات هم مطرح شده است.

علامه طباطبایی در مورد رد شمس فرموده:
أما مسألة رد الشمس فلا إشكال فيه بعد ثبوت إعجاز الأنبياء، و قد ورد ردها لغيره (علیه السلام) كيوشع بن نون و علي بن أبي طالب (علیه السلام) في النقل المعتبر و لا يعبأ بما أورده الرازي في تفسيره الكبير،.

ثالثا اشکال به مسایل نجومی یه مقدار جواب مفصلی می خواد که اگر فرصت شد بررسی میکنیم. بالاخره معجزه معجزه است و اگر اینجور باشه شق القمر هم موجب اخلال در عالم هستی میشه، در حالیکه معجزه حضرت رسول صلی الله علیه و آله است بلا شک.

اما پاراگراف آخر و بحث دابه الارض، ایشون تنها به ترجمه لغوی این کلمه کفایت کرده در صورتی که اگر تحقیق مرحوم شاه آبادی در این باره رجوع کنید متوجه عمق معنای این عبارت خواهید شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi ، میکا ، آفتاب ، علائم ظهور ، میم.حسین.الف ، سید ابراهیم ، MohammadSadra ، در جستجوی سختی
۲۰:۱۴, ۹/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مرداد/۹۴ ۲۰:۱۴ توسط rezamohammadi.)
شماره ارسال: #3

بسم الله الرحمن الرحیم
بالاخره باور کردن یکی از دو مقوله دم خروس و قسم حضرت عباس میسر هست.

بنده اون اشعار رو ندیدم و از اون مسجد هم بی اطلاع هستم، ولی یا باید مقامت امامت و عصمت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام رو با حواشی رد الشمس تعریف کنیم (در واقع تعریف جدیدتری از عصمت و امامت مطرح کنیم) و یا باید مسئله رو از اوج اقدار پایین بیاوریم (علیرغم شواهد و قراین موجود) و به سمت انکار آن روی بیاریم و یا نهایتا این مساله رو مسکوت بذاریم.
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، MohammadSadra ، در جستجوی سختی
۲۰:۱۷, ۹/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مرداد/۹۴ ۲۰:۲۷ توسط میکا.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
یک شبهه در این مورد اینه که اگر قرار باشه خورشید به وسط آسمان برگرده، باید زمین برعکس بچرخه نه اینکه خورشید حرکت داده بشه (چون غروب آفتاب به خاطر چرخش زمینه). بعد این تغییر سرعت زمین کلی شتاب ایجاد می کنه. زمین داره با سرعت 5 کیلومتر بر ثانیه دور خودش می چرخه، حالا اگر این حرکت بخواد برعکس بشه کلی شتاب ایجاد می کنه و به همه چیزای روی زمین نیروی شدیدی وارد میشه. در پاسخ گفته اند که شاید خورشید و زمین به مسیر خودشان ادامه داده اند، اما مسیر نور خورشید منحنی شده:
https://rasekhoon.net/article/show-68453.aspx

ولی در کل هر کاری که خدا بخواد بشه، میشه. اگر خدا چرخش زمین رو برعکس کنه، حتماً فکری برای شتابش هم می کنه.

توی سایت Islamquest گفته که احادیث مربوط به اون متواتره.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23968
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، در جستجوی سختی
۲۳:۰۸, ۹/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #5

(۹/مرداد/۹۴ ۱۶:۴۶)rezamohammadi نوشته است:  - در برگشتن خورشید، نظام موجود سیارات برهم می خورد و این برخلاف نظام تکوین و از جریانات انفجار رستاخیز است.
به قول برادرمون محمدهادی
شق القمر رو هم با این استدلال میشه رد کرد. چون به شدت زندگی بر روی زمین و وضعیت دریاها و ... به ماه وابسته است و کوچکترین تغییر دفعی، اثرات خطرناکی حداقل بر روی زمین دارد
زنده شدن مردگان هم بر خلاف نظام موجود در این جهان است ....

فکر کنم باید صاحب مقاله در مورد معجزه و رابطه آن با قوانین جهان بیشتر بررسی کنند. البته بنده ادعایی ندارم. بزرگان زیادی در این باره مطالبی دارند که در راس همه امور قرآن کریم است البته!


نقل قول:یک شبهه در این مورد اینه که اگر قرار باشه خورشید به وسط آسمان برگرده، باید زمین برعکس بچرخه نه اینکه خورشید حرکت داده بشه (چون غروب آفتاب به خاطر چرخش زمینه). بعد این تغییر سرعت زمین کلی شتاب ایجاد می کنه. زمین داره با سرعت 5 کیلومتر بر ثانیه دور خودش می چرخه، حالا اگر این حرکت بخواد برعکس بشه کلی شتاب ایجاد می کنه و به همه چیزای روی زمین نیروی شدیدی وارد میشه.
البته این روش استدلال از جایگاه سوپرمن ذکر شده!
یعنی مثلا سوپرمن رفته قله هیمالایا رو گرفته و زمین رو به جهت مخالف و با قدرت بیشتری برگردانده!!!
حل این مسئله با سوپرمن و طرفداران

ولی از دیدگاه ما قدرت پیامبران و امامان اصلا در ابعاد مادی نمی گنجد که بخواهیم با ابعاد مادی آن را بسنجیم. وجود آنها مایه زندگیست! معجزات آنها قطعا زندگی را قطع نخواهد کرد!
40 هزار عالم تحت ولایت معصومین هستند و ما در خم یک زمین و خورشید ماندیم Smile


روایات متعددّی در باب مسئله امام وارد شده است. یک دسته از روایات در باب مسئله وجود امام در هر عصر است به این مضمون که اگر حجّت الهی نباشد، زمین و آنچه بر روی زمین است از بین می‌روند. بیش از پنجاه روایت با این مضمون در بحار موجود است. «لولا الحجّه لَساخت الارضُ باهلها».

در روایت دیگری محمد‌بن‌ فُضِیل می‌گوید: به امام هشتم(صلوات‌الله‌علیه) عرض کردم: «أَ تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، آیا می‌شود زمین بدون امام باقی بماند؟! «فَقَالَ لَا»، حضرت فرمودند: خیر، نمی‌شود. «قُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)»، عرض کردم: از جدّ بزرگوار شما امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) نقل شده که فرموده‏اند: «أَنَّهَا لَا تَبْقَى‏ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، زمین بدون امام باقی نمی‌ماند. بعد به حضرت عرض می‏کند: «إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ أَوْ عَلَى الْعِبَادِ»، برای ما روایت کرده‌اند که: اگر امام روی زمین نباشد، خداوند اهل زمین و بندگان را را مورد سخط و خشم قرار می‌دهد. «فَقَالَ لَا لَا تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ» [بحار الأنوار؛ ج‏۲۳؛ ص۳] حضرت فرمودند: این روایت اشتباه است. اگر امام روی زمین نباشد، زمینی نمی‌ماند که خداوند بخواهد اهلش را مورد خشم قرار دهد.

در روایت دیگری از باقر (صلوات‌الله‌علیه) نقل شده است که حضرت فرمودند:

«لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَه»، بر فرض محال اگر امام حتّی لحظه‏ای از زمین برداشته شود؛ صحبت لحظه است نه یکی، دو روز، «لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا کَمَا یَمُوجُ‏ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ »، همه اهل زمین در هم کوبیده می‏شوند و از بین می‌روند. [بحار الأنوار ؛ ج‏۲۳ ؛ ص۳۴]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، میکا ، rezamohammadi ، میم.حسین.الف ، سید ابراهیم ، MohammadSadra ، در جستجوی سختی
۲۳:۴۵, ۹/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مرداد/۹۴ ۲۳:۴۷ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #6
آواتار
البته آقای صادقی تهرانی واقعا انسان برجسته و فاضلی بودند، خداوند متعال غریق رحمتشون کنه، و حتی حضرت آقا، یادمه در پیام تسلیت ایشون، از ایشون با عنوان مغز متفکر یاد کردند.

حدیث رد الشمس همونجور که عرض شد، اصلا قابل انکار نیست بلکه برخی گفتند متواتره، حتی بسیاری از اهل سنت در اثباتش کتاب نوشتند
علامه امینی 43 نفر از علمای که به اهل سنت بودن معروفند را ذکر کرده که رد الشمس را پذیرفتند.
البته بحث از اسنادش و .. به درازا می کشه.

اما اشکال در مورد عصمت حضرت امیر علیه السلام، اولا اینکه ما اعمال معصوم را نباید با فقه بسنجیم، چون که خود عمل معصوم علیه السلام است که فقه را به ما یاد میده.
اتفاقا دو سه روز پیش بیان علامه طباطبایی را درباره همین بحث رد الشمس میخوندم.
ایشون فرموده بود: نماز حضرت قضا نشد و ...

یه مطلبی درباره سید بحرالعلوم روحی فداه و داستان قلیان قبل از نماز هست، خیلی خیلی جالبه اگر تونستید ملاحظه کنید.

یک بحث عرفانی و معرفتی دقیق هم در مورد رد الشمس هست که در شرح اربعین قاضی سعید هست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا ، سید ابراهیم ، MohammadSadra ، میم.حسین.الف ، در جستجوی سختی
۱:۲۰, ۱۰/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۴ ۱:۲۷ توسط rezamohammadi.)
شماره ارسال: #7

(۹/مرداد/۹۴ ۲۳:۰۸)علائم ظهور نوشته است:  شق القمر رو هم با این استدلال میشه رد کرد. چون به شدت زندگی بر روی زمین و وضعیت دریاها و ... به ماه وابسته است و کوچکترین تغییر دفعی، اثرات خطرناکی حداقل بر روی زمین دارد
زنده شدن مردگان هم بر خلاف نظام موجود در این جهان است ....

ولی از دیدگاه ما قدرت پیامبران و امامان اصلا در ابعاد مادی نمی گنجد که بخواهیم با ابعاد مادی آن را بسنجیم. وجود آنها مایه زندگیست! معجزات آنها قطعا زندگی را قطع نخواهد کرد!
دوست عزیز
بحث در مورد شق القمر نبود.
(گرچه تو مکانیک سماوی شق القمر تاثر آنچنانی تو وضعیت زمین نمیتونه بذاره و اگه هم گذاشته باشه محسوس نیست.
ولی شما فرض کن یک لحظه زمین سرعت زاویه ای ثابتی که داره با شتاب منفی برعکس بچرخه و دو باره شتاب مثبت بگیره و برگرده به سرعت قبلیش. چه اتفاقی میفته؟ مشخصه نابود میشه. برهان بیارید. روی مسائلی که محال عقلی هستند قرار نیست بحث کنیم)

در مورد معجزه باز همانطور که دوست عزیز و گرامی مون محمد هادی عزیز-حالا نمیدونم اسم واقعی شون همینه یا نه- حرف از علامه آوردند، ما هم ارجاع میدیم به رساله ای در مورد معجزه که انتشارات بوستان کتاب چاپ کرده.

(۹/مرداد/۹۴ ۲۳:۴۵)محمدهادی نوشته است:  حدیث رد الشمس همونجور که عرض شد، اصلا قابل انکار نیست بلکه برخی گفتند متواتره، حتی بسیاری از اهل سنت در اثباتش کتاب نوشتند
علامه امینی 43 نفر از علمای که به اهل سنت بودن معروفند را ذکر کرده که رد الشمس را پذیرفتند.
البته بحث از اسنادش و .. به درازا می کشه.

شما گفتید اهل سنت
به این موضوع ربطی نداره ولی اگه شما به روایات اهل سنت مثلا در مورد دجال آخر الزمان بیندازید، متوجه بعضی چیز ها میشید.
عرض کردم چیز تا شما بحث پیرامون روایات دجال در کتاب منتخب الاثر آیت الله لطف الله صافی دوباره مرور کنید.
اشاره ای کافیست.
ممکنه برخی روایات در مورد شق القمر نیز از همین سنخیت باشه.ممکنه.بایستی بررسی بشه.

شما فرمودید نماز حضرت قضا نشد. اگه توجه کرده باشید تو اصل مقاله آیت الله صادقی رحمه الله علیه به قسمتی هایی نیز معترض بودند که اصل نماز و اهمیت نماز رو زیر سوال می برد.

بیان علامه رو هم در مورد رد الشمس اگه منبع دقیقشو خاطرتون اومد همین جا پست کنید.

التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعید714 ، در جستجوی سختی
۱:۳۲, ۱۰/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #8
آواتار
(۹/مرداد/۹۴ ۲۳:۴۵)محمدهادی نوشته است:  البته آقای صادقی تهرانی واقعا انسان برجسته و فاضلی بودند، خداوند متعال غریق رحمتشون کنه، و حتی حضرت آقا، یادمه در پیام تسلیت ایشون، از ایشون با عنوان مغز متفکر یاد کردند.

حدیث رد الشمس همونجور که عرض شد، اصلا قابل انکار نیست بلکه برخی گفتند متواتره، حتی بسیاری از اهل سنت در اثباتش کتاب نوشتند
علامه امینی 43 نفر از علمای که به اهل سنت بودن معروفند را ذکر کرده که رد الشمس را پذیرفتند.
البته بحث از اسنادش و .. به درازا می کشه.

اما اشکال در مورد عصمت حضرت امیر علیه السلام، اولا اینکه ما اعمال معصوم را نباید با فقه بسنجیم، چون که خود عمل معصوم علیه السلام است که فقه را به ما یاد میده.
اتفاقا دو سه روز پیش بیان علامه طباطبایی را درباره همین بحث رد الشمس میخوندم.
ایشون فرموده بود: نماز حضرت قضا نشد و ...

یه مطلبی درباره سید بحرالعلوم روحی فداه و داستان قلیان قبل از نماز هست، خیلی خیلی جالبه اگر تونستید ملاحظه کنید.

یک بحث عرفانی و معرفتی دقیق هم در مورد رد الشمس هست که در شرح اربعین قاضی سعید هست


به نام خدا

بنده با نظر شمادرباره غیرقابل انکار بودن حدیث "رد الشمس" مخالفم.

اولا ایت الله محمد صادق تهرانی و ایت الله مطهری این حدیث رو با همین دلایلی که در مقاله ذکر شد رد کردن
ثانیا حتی ادم کم سوادی مثل من هم با بک نگاه به متن این حدیث جعلی متوجه میشود که در اینجا به پیامبر و امام علی توهین شده که از روی تنبلی نماز رو که مهمترین واجباته ترک کزدن. شما باید بدونید که وضعیت معصوم با من و شما فرق داره اعمالی که برای ما مستحبه برای اونا واجبه مثل نماز اول وقت. در حالی که در این حدیث نماز امیر مومنین نماز رو از روی غفلت ترک کردن که غیر ممکن است.
در ضمن خداوند برای کسی مه نماز رو از روی غفلت ترک کرده معجزه نمیکنه.
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi ، MohammadSadra ، در جستجوی سختی
۱۱:۲۵, ۱۰/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۴ ۱۱:۲۷ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۰/مرداد/۹۴ ۱:۲۰)rezamohammadi نوشته است:  شما گفتید اهل سنت
به این موضوع ربطی نداره ولی اگه شما به روایات اهل سنت مثلا در مورد دجال آخر الزمان بیندازید، متوجه بعضی چیز ها میشید.


بنده عرض کردم، حتی اهل سنت. منظور اینه که هم روایات بسیار در شیعه داریم و هم در اهل سنت.

در کتاب در محضر علامه طباطبایی، این سوال و جواب صورت گرفته بود، و اون جمله ای هم که از علامه نقل کردم در تفسیر المیزان در ضمن بحث روایی آیه ردوها علی فطفق در سوره ص بود.
که دوباره ذکر می کنم:
أما مسألة رد الشمس فلا إشكال فيه بعد ثبوت إعجاز الأنبياء، و قد ورد ردها لغيره (علیه السلام) كيوشع بن نون و علي بن أبي طالب (علیه السلام) في النقل المعتبر.

اما دوست عزیز دیگر که فرمودند شهید مطهری هم رد الشمس را قبول نداره، ذکر سند کنند که خیلی جالب میشه در صورت صحت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، MohammadSadra ، در جستجوی سختی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا