|
خوردن یا نخوردن مسئله اینست!
|
|
۱۷:۰۵, ۶/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۴ ۱۷:۰۶ توسط -Ali-.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بعضی از دوستان فعال در حوزه طب سنتی ایرانی اسلامی سالهاست به عدم مصرف برخی از مواد غذایی رایج درکشور تاکید می کنند که از لحاظ رویکرد سیاست سلامت تغذیه کاری قابل ستایش و ارزشمند می باشد اما متاسفانه یک مسئله در این ورطه مورد غفلت واقع گشته است . و آن تبدیل تهدیدات به فرصت ها است.
توانمندی علوم مرتبط با طب سنتی ایرانی اسلامی به حدی است که از سمّی ترین گیاهان درجایگاه خود به نحو احسن استفاده می نماید فی المثل گیاه «بیش» که درباره شدت سمیّت برخی ازانواع آن آمده است: «قوت سمیت آن به مرتبه ای اقوی نوشته اند که به مجرد مسّ بدن معرق یا به زبان در ساعت هلاک میگرداند و بوی آن نیز کشنده است ...بالجمله مزاجش نزد اطبای هند سرد وخشک در چهارم ... نیم درم بیش مدهنه به ملزوعه الحیّه افعیه اقویه خورانیدن موجب نجات از سم مار گزیده افعی و غیره اقویه است ...اما تدبیرات مدبرات آن متدبر به هفت تدبیر است...و سی صلایه و پنج ادهان (مخزن الاکسیر – حکیم امام الدین پاک تبنی – جلد پنجم – صفحه 3 )». این چنین توانمندی در علوم گذشتگان که سمّی ترین ادویه را به تریاقات کبیره و معمّرات مبدّل می کنند و از خواص آن بهره برده و مضرات آن را اصلاح می کنند نشان راهی است برای ما که در ادامه بدان خواهیم پرداخت. حال امروزه که این دوستان در جبهه اصلاح تغذیه می کوشند بهتر است به واقع به «اصلاح اغذیه» بکوشند نه «منع اغذیه» چرا که وقتی «مادر نیست باید به دایه ساخت». منع مصرف گیاهانی چون چای سبز، گوجه فرنگی، تخم هندوانه ، تخم آفتابگردان ، کیوی، سویا و... واقعیتی است که اندیشمندان این حوزه می بایست چنانچه تهدیدی نیز از ناحیه آنان مترتب باشد از این تهدیدات به نحو احسن بهره ببرند و در صدد ساخت مصلحات آنان باشند نه این که صورت مساله را پاک نمایند و از آن بگریزند . حکیم بزرگوار حاج محمد کریم خان کرمانی در کتاب دقایق العلاج در وظایف حکما و اطبای هرعصر فرموده است که : «اما واجب بر هر پزشک و در هر زمان این است که در هر دوره ای چگونگی اختلاف ارکان و پیدا شدن چیزها را از آن ارکان و کیفیت اقتضای هوا و جو وچگونگی پیدا شدن فصول زمان و جهات مکان و غلبه طالع بر وقت و استیلاء کواکب بر ابناء زمان را در نظر بگیرد و پس از آن در طبیعت اشخاص تامل و توجه کند که خلط غالب کدام است و ببیند که مزاجها چه حالت دارند و وضع عادات غذایی در آن وقت چیست و آنگاه بین مردم حکم کند و آنها را بر بکاربردن عادات غذایی در آن وقت که سلامتی آنها در آن است و از این راه با حسن تدبیر به بهداشت مردم زمان خودش خدمت کند وبنابر این یک نفر نمی تواند برای همه دورانها و همه شهرها دستوری بدهد بلکه می توان گفت که برای هر شهری پزشکی مانند آنکه گفتیم لازم است تا مردم بحکم ودرمان او اعتماد کنند . (دقائق العلاج ، جلد 2، ص 40)» بسیاری از این مواد غذایی (و بعضا دوایی) که مغرضانه یا ناآگاهانه وارد سفره های زندگی ما شده است جزو عادات غذایی مردم گشته است و حکم العادت کالطبیعة الثانی را داشته و دارد. اینکه دوستان به لعن و تحریم آنان می پردازند ناصواب بوده و چنانچه مدعی طب سنتی ایرانی اسلامی هستیم می بایست هرکدام را در جایگاه خود بصورت دوا و در موارد غذایی نیز به ایجاد مصلحات آن بپردازیم. فی المثل بر اساس چه منطقی تخم هندوانه مضر است یا تخم آفتابگردان همینطور. مگر نه اینست که تخم هندوانه در اغلب سفوفات و معاجین و مدرّات و مصفّیات طب ایرانی و یونانی و هندی به کار برده شده است شاید برخی بگویند بله اما باید در حیطه ادویه قرار گیرد و نه اغذیه در جواب باید گفت که اولاً : با این استدلال کنجد ، تخم کدو و خرفه و... بسیاری از مواد به اصطلاح غذایی نیز در حیطه ادویه قراردارند ثانیاً : بهتر است به محل استفاده آن تاکید کنند نه اینکه مصرف آن را کاملا تحریم کنند به این دلیل که : "حکیمی از محلی می گذشت دید که پوست تخم هندوانه در آن شهر بود و گفت می بینم که در این شهر مریض پیدا میشود " که یا باید به جهل حکیم داستان استدلال نمود یا به نظر شخصی وی که مختص وی بوده و یا به راوی نا آگاه آن که به استنباط نا صحیح از روایت استناد نموده است. همین دوستان که تخم آفتابگردان (آذریون) را تحریم می کنند غافلند که از همین مخلوق خداوند در کشور هایی نظیر هند و پاکستان که به نام (سورج مکهی) مصطلح است استفاده های کثیری می گردد به عنوان مثال در کتاب بستان المفردات نوشته حکیم محمد عبدالحکیم در ذیل گیاه سورج مکهی آورده است که دارای طبیعت گرم وخشک در اول سوم می باشد و... که در تراکیب متعدد از آن استفاده شده است . لازم به ذکر است اولین بارکه گیاه چوب چینی به دست حکمای طب سنتی ایرانی رسید شروع به تحقیق بر روی خواص و مضرات و مصلحات آن نمودند و انواع رساله های چوب چینی نوشتند اما متاسفانه تا به سمت بعضی از دوستان «کیوی» تعارف می کنند مانند این است که نعوذ بالله از محرمات الهی به وی تعارف می شود و استدلال می کنند که این گیاه سودا زا بوده یا بلغم زا می باشد و ایجاد آلرژی می کند . این چه جهالت علمی است که برخی از مدعیان دارند اگر واقعا اهل علم هستید به تحقیق و بررسی بر اساس مبانی طب سنتی روی آن گیاه بپردازید و از منافع آن بهره ببرید که هر گلی بویی دارد و بعضا خاری نیز اما آیا صرف خار داشتن گلی می بایست از آن گریخت؟ همین دوستانی که به ترغیب مردم به مصرف چای های ایرانی!؟ مانند «گلپر» و «استوخدوس» و... می پردازند و بروشور و کتاب چاپ می کنند بهتر است کمی تامل کنند که مصرف استوخدوس یا گلپر و ...، در مواردی که مردم عادی از قدرت تشخیص آن عاجزند امکان بروز مضراتی بیش از این گیاه چای سبز و یا حتی اسانس دار شیمیایی دارد. این چه استدلالی است که «چون الاغ و هیچ حیوانی به گیاه چای نزدیک نمی شود پس انسان نباید بخورد» و موجبات تمسخر دشمنان طب سنتی را فرهیم کنیم . برازنده اهل علم نیست این قیاس مع الفارق و داستانی را نیز استناد می کنند که حکمای زمان نامه ای نوشتند و کذا ... اگر قرار است که ما نیز در این علم اخباری صرف باشیم وای بر ما، ولی اگر اندکی چاشنی فلسفه و منطق را در این علم دخیل نماییم بسیاری از این سوء برداشت ها رفع و حتی تهدیدات به فرصت ها مبدل می گردد. کشور پاکستان که میزبان وفادار حکمای طب بودند و اکنون زعامت طب سنتی را دارند امروزه همین چای را (البته شاید عده ای بگویند گیاه چای که آنان مصرف می کنند همان چای خطائی معروف است که چنین نبوده و و نیست ) با مصلحی مانند شیر مصرف می کنند اما چرا ؟ قطعا اجتهادی در این مسئله وجود دارد چرا که همین شیر که مصلح چای سبز قرار داده شده است به گواهی حکیم عقیلی خراسانی نمی تواند مصلح قهوه گردد چرا که مورث برص و بهق می گردد و از زعفران به عنوان مصلح قهوه نام می برد . پس بهتر است به جای منع مردم از چای ، گوجه فرنگی، کیوی ، تخم هندوانه ،کاکائو ، قهوه ، هویج فرنگی، نخود فرنگی،ظرف آلومینیوم،و... به مصلحات و محل استفاده آنان چاره ای بیاندیشیم. فی المثل این همه گوشزد کنیم که همه در دیگ مسی غذا بخورید چرا که یون مس دارد و...کذا این را هم بدانیم که : اولاً یا رومی روم باشیم یا زنگی زنگ که « یون » در طب سنتی جایگاهی ندارد و بهتر است با مبانی مربوط به هر علم به آن استناد و استدلال و استفاده کنیم ثانیاً استفاده از ظروف مسی و برنجی در دراز مدت برای افراد دارای مزاج گرم و خشک موجبات افزایش خلط صفرا می گردد که تجربه گشته است ، همانگونه که مصرف غذا در ظروف آلومینیوم موجب افزایش سردی در افراد سرد مزاج می گردد ثالثاً عدم مصرف ظروف آلومینیومی و استیل به دلیل وجود سرب نیز بغایت ناصواب است چرا که سرب یا «اسرب» در جایگاه خود فلزی بسیار ارزشمند می باشد که منافع اسرب در کتب متاخرین و متقدمین چون مخزن الادویه خود شاهد مدعا است . پس میتوان با تمهیداتی از این دو فلز به نحو احسن بهره برد.یا اینکه بعضی دوستان می گویند رب گوجه فرنگی باعث از بین رفتن قلع ظروف مسی می شود چون که در قدیم گوجه فرنگی نبوده است نیز دلیل ناصوابی است بر عدم مصرف گوجه فرنگی چرا که همین رب میوه نسترن که دارای مزاج سرد و خشک می باشد (و در قدیم از آن استفاده می نمودند ) بغایت شدیدتر از رب گوجه فرنگی عامل از بین رفتن قلع می شود که می توانید امتحان کنید. در پایان چنانچه دوستان و اندیشمندان این حوزه فرضیه یا نظریاتی در حیطه تحیقیقات خواص المفردات مانند گوجه فرنگی و... بر مبنای علوم دهگانه مرتبط با طب دارند عرضه نمایند تا با وارد نمودن این فرضیات و تجربیات در ورطه مباحثه به نتایج قابل استنادی برسیم تا باشد همگان از آن بهره ببرند. منبع + |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |







