|
عقل و احساس ، هر دو يا هيچكدام
|
|
۱۲:۴۶, ۱۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
از ديدگاهي رفتار ها و واكنش هاي انسان نشات گرفته از عقل و احساس است و ريشه ي اين دو را نيز به مغز آدمي نسبت داده اند احساسات ظاهرا حاصل ترشح هورمون هاي خاص و عقل حاصل فعاليت سلول هاي منطقي مغز است اما ايا ميتوان همه ي رفتار ها را ناشي از اين دو دانست؟
1.فرض كنيد فردي ماههاست رقابت هاي فوتبال را دنبال ميكند و شب فينال مسابقات همزمان شده با شب يك امتحان درسي كه شكست در آن ممكن است عواقب جبران ناپذيري مانند اخراج را در پي داشته باشد ! در اين جا مصاف بين عقل و احساس است و فارغ از تصميم نهايي ميتوان آن را فقط با وجود (عقل و احساس) توجيه كرد... 2.فرض كنيد مدت هاست پول جمع كرده ايد تا يك خودرو بخريد . روز موعود تحويل فرا ميرسد .از منزل به سمت نمايندگي ميرويد !اهل منزل منتظر بازگشت شما با خودرويتان هستند ! هورمون هاي احساس در آستانه ي انفجار قرار گرفته و فقط منتظر چرخاندن سويچ ماشين هستيد .... اما در راه يك دوست قديمي را ميبينيد كه گرفتار پيدا كردن پول براي عمل فرزندش است ! ظاهرا بايد تصميمي بگيريد كه هم عقل منطقي و هم احساس مخالف آن است ! ايستادن در برابر عقل و احساس كار راحتي نيست و اگر كسي توانست بايستد بايد داراي عامل ديگري باشد كه قوي تر از عقل و احساس است .... احساس در حال كندن پلاستيك صندلي ، اولين استارت خودروي صفر كيلومتر ،اولين دور زدن با ماشين و احتمالا در انديشه ي پسرك يا دختركي است كه قبل از خروج شما از منزل لباس پلوخوري اش را پوشيده و در حياط منتظر بازگشت پدر با ماشين است ... عقل منطقي هم ميگويد دوستي را كه چند سال است نديده اي احتمالا چند سال ديگر هم نخواهي ديد ! و ناراحتيت از فرزندش هم فقط براي چند روز است و خوردن يك اب هويج بستني در خودروي صفركيلومتر ميتواند ناراحتيت را كم كند ! اصلا مگر احتمال موفق بودن عملش چند درصد است؟ عقل ميگويد ماشين در دستت پول نقد است و قرض به دوستت نسيه ! و منطق واضحا بين نقد و نسيه حتما نقد را انتخاب ميكند.... شناخت عاملي كه در برخي موارد قوي تر از عقل و احساس ظاهرا ميشود و درستي و ارزش بالايش (حتي اگر نتواند بر عقل و احساس غلبه كند) بدون هيچ واسطه اي قابل درك است ، مهم و ضروري به نظر ميرسد .... |
|||
|
|
۱۳:۵۱, ۱۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
میشه عقل و احساس رو تعریف کنید؟ چیزی که من از مطالب شما فهمیدم این بود که عقل نقطه دور رو میبینه و احساس نقطه نزدیکتر منظورتون این بود؟ |
|||
|
|
۱۴:۳۵, ۱۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۱۰/شهریور/۹۴ ۱۳:۵۱)یاســین نوشته است: سلام ببينيد وقتي ما گرسنه ايم و غذا ميخوريم باعث ميشه يه سري هورمون ترشح بشه و ما احساس لذت ميكنيم و عقل منطقي هم اين كار رو تاييد ميكنه چون با خوردن غذا بدن انرژي كسب ميكنه و باعث تداوم وضعيت زيستي ميشه ! حالا فرض كنيد خودمون گرسنه ايم و چند نفر ديگر هم گرسنه هستند . عقل و احساس دستور به خوردن غذا ميدهد ، اما عامل سومي دستور ميدهد گرسنگي را تحمل كنيم و همه يا قسمت زيادي از غذا را به آن گرسنه ها بدهيم ... در اينجا دادن غذايمان به گرسنه ها در حالي كه خودمان هم گرسنه ايم ايستادن در برابر عقل و احساسي است كه امر به خوردن غذا ميدهند .... واضحا در اينجا تحمل گرسنگي و نخوردن غذا(با اينكه مخالف عقل و احساس است) ، با ارزش تر از خوردن غذا است . چرا؟ شايد برداشت شما(دوربيني عقل و نزديك بيني احساس) درست باشد ، اما بحث اين است چرا گاهي تمايل به انجام كاري(كه ارزشش قابل درك است) داريم كه كلا قاعده ي عقل و احساس را در هم ميشكند . |
|||
|
|
۱۵:۱۶, ۱۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم اینهایی که شما فرمودید همه مثال بود.ای کاش ابتدا و بی درنگ عقل و احساس رو تعریف می کردید سپس شروع می کردید به بحث کردن.عقل احساس دل وجدان ضمیر باطن قلب روح صدر فواد ... هر کدوم از این مفاهیم تعریف دارند. گاهی اوقات به جای همدیگه استفاده میشن و باعث سوء تفاهم. یا حق |
|||
|
|
۱۵:۲۷, ۱۰/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۴ ۱۵:۳۸ توسط Bamdaad.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام و صوات
عقل و احساس به نظرم شاید محبت و حس های دیگه رو همه میگیم تو قلب و سینه حس میشه ولی آنالیز و درک اون تو همون مغز انسان هست چون این مغز انسان هست که قوه ی درک و تعقل و احساس رو برامون قابل پذیرش و پردازش میکنه . و در این میان بحثی که با مثال های بیان شده مطرح گردیده ، به نظرم خارج از قوه ی تعلق انسان نیست ، هر چند که با تعریف صورت گرفته در فوق خارج از قالب مذکور میباشد لیکن میتوان تمامی ادارک های بشری را منتسب به عقل و قوه تعقل دانست زیرا که طبق آیات و روایات انسان تنها با داشتن قوه تعقل از سایر موجودات مستثنی میگردد . پس میتوان تمامی عوامل و عوالم موجوده رو در قالب تعقل دانست . هر چند که شاید همه و یا در صدی از سایر جانوران نیز دارای تعداد معدودی حس های مشخصه میباشد ولی در حد و توان انسانی که اشرف مخلوقات میباشد را دارا نمیباشند . (۱۰/شهریور/۹۴ ۱۴:۳۵)عمار94 نوشته است: گرسنگی و نیاز به خوردن غذا مرتبط با مکانیزم جبری بدن انسان هست که با فعال سازی حس گرسنگی به مغز پیغام نیاز غذا را میدهد و به عبارتی میشه گفت که یک رفتاری غریزی و مکانیزمی هست و نباید گفت که غذا نخوردن ایستادن در مقابل عقل و احساسی که امر به خوردن غذا را میدهند ، هست به عبارتی عقل انسان قوه تعقل و تصمیم گیری امورات میباشد که توسط آن کلیه اعمال و رفتار بدن و محیط پیرامون مرتبط با فرد را مدیریت و پردازش مینماید و طریقه عکس العمل ها را با حس پنگانه بدنی انسان ابراز میدارد |
|||
|
|
۱۵:۴۳, ۱۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
اخه میدونید مرز تصمیم درست سخته
مثلا یه جایی من واقعا طعام لازم دارم بعد یه ادم فقیری میاد.بعد اتفاقا من از شمایل این ادم احساساتی میشم و غذایی که برای بدنم لازم بوده و حتی ممکنه نبودش ب من اسیب هم بزنه میدم به فقیره. یعنی اینجا برعکس شد صورت عمل یکیه اما اینجا اگه خودم میخوردم کارم عقلی بود البته من این سوالا رو میپرسم که به یه تعریف جامع و واحد برسیم به نظرتون میشه گفت اون نیت تعیین میکنه که عقله یا احساس و نه صورت ظاهریه عمل؟ 2- به نظرتون تصمیمات عقلی بهتره یا احساسی؟ 3- اگه مادری بچه اش تو دهن تمساح گیر کرد و مادر رفت بچه رو نجات بده با این علم که اگه نمیره حداقل اعضای بدنش رو از دست میده تصمیم عقلیه یا احساسی؟ |
|||
|
|
۱۶:۲۴, ۱۰/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۴ ۱۷:۴۱ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با تشكر از توجه به بحث
نقل قول:اینهایی که شما فرمودید همه مثال بود.ای کاش ابتدا و بی درنگ عقل و احساس رو تعریف می کردید سپس شروع می کردید به بحث کردنببينيد نميخواهم وارد تعاريف بشم . عقل همان بخش منطقي است كه با گذاره هاي منطقي كار ميكند و در يك انسان نرمال حتي بر احساس هم برتري دارد . يعني احساس زماني با ارزش است كه مورد تاييد عقل باشد ! مثلا احساس ديدن فينال در شب امتحان چون احساسي است كه عقل آن را تاييد نميكند فاقد ارزش است . نقل قول:گرسنگی و نیاز به خوردن غذا مرتبط با مکانیزم جبری بدن انسان هست که با فعال سازی حس گرسنگی به مغز پیغام نیاز غذا را میدهد و به عبارتی میشه گفت که یک رفتاری غریزی و مکانیزمی هست و نباید گفت که غذا نخوردن ایستادن در مقابل عقل و احساسی که امر به خوردن غذا را میدهند ، هستاز نگاه منطقي انسان زماني كه گرسنه هست ، نياز به غذا دارد ! بله اگر عقل پيشفرضي داشته باشد كه در صورت گرسنه ماندن و بخشيدن غذا صاحب امتيازي بزرگتر ميشود انگاه ميتوان ان كار را موافق عقل دانست ولي بدون چنين پيش فرضي حتما عقل مخالف اين است كه خود گرسنه باشيم و ديگري را سير كنيم . نقل قول:اگه مادری بچه اش تو دهن تمساح گیر کرد و مادر رفت بچه رو نجات بده با این علم که اگه نمیره حداقل اعضای بدنش رو از دست میده تصمیم عقلیه یا احساسی اگر قبول كنيم كه عقل بر احساس حاكم است و اين كار مادر را فقط از سر احساس بدانيم ، بايد اين كار مادر را عبث بدانيم ! چون مادر اگر فرزندش را از دست بدهد ميتواند فرزند ديگري به دنيا آورد ولي اگر بميرد يا عضوي را از دست بدهد قابل جبران نيست ! اما نكته اينجاست كه كار مادر بشدت باارزش ، مقدس و قابل احترام است !چرا؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اگه کسی احساس میکنه نفسش کتک میخواد بیاد داخل.... | علی 110 | 3 | 2,614 |
۲۴/مهر/۹۲ ۲۱:۴۴ آخرین ارسال: سیمرغ |
|










