|
چرا در ایران، نیت شیطانی اینقدر زود به تجـــاوز منجر میشود؟
|
|
۱۶:۴۶, ۱۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
متن زیر از آقای دکتر محمد مطهری است. قبل از آنکه آن را رد یا تأیید کنم، باید بگم قابل تأمل است:
از دختر دبستانی روستایی فقط کفشهایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه خفه شده او پس از تعرض نیز یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او شرح ماجرا را چنین خلاصه کرد: دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم!
چگونه است که دیدن یک دختربچه هفت ساله با مانتو و مقنعه مدرسه، آنهم توسط یک فرد متأهل، نیت شیطانی تجاوز را پدید میآورد و مهمتر اینکه چگونه است که در ایران این نیتهای پلید شیطانی زود به مرحله عمل میرسد؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی اینقدر سریع ایجاد شده و به مرحله عمل برسد، در کشورهای غربی که استخرها مختلط، مشروب فروشیها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلمهای شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه دههاهزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
اعتراف سه قسمتی قاتل دخترک روستایی، بارها و بارها توسط متجاوزان - که اتفاقا اکثر آنان متأهل بوده و یا روابطی از نوع دیگر داشته و هیچ مشکلی برای ارضای جنسی خود ندارند – تکرار میشود.
پاسخ عنوان این مقاله که «چرا در ایران نیت شیطانی اینقدر زود به تجاوز منجر میشود؟» در این نکته است که این جمله سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم) در حقیقت جملهای چهار قسمتی است:
1- دخترک را تنها دیدم،
2- نیتی شیطانی به ذهنم رسید،
3- «دیدم انگار در این مملکت کسی به کسی نیست»،
4- نیت خود را عملی کردم!
کشورهای غربی برای کاهش جنایات و تعرضها تلاش فراوانی میکنند تا این جمله مقدر و محذوف در اذهان شکل نگیرد. آنان با در اختیار گرفتن درست قدرت رسانهای، به هر نافهمی فهماندهاند که در این شهر نسبت به جرمهای خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران حساسیت زیادی وجود دارد و «کسی به کسی هست». وقتی دختر ده سالهای به نام هولی جونز در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز «خبر اول» تمام شبکههای مهم خبری این کشور بود.
ما چه میکنیم؟ فورا اینگونه اخبار را پنهان میکنیم تا زمان دستگیری مجرم. پس از دستگیری مجرمان، اگر بر حسب اتفاق خبرنگاری از مجازات مجرم مطلع شود در چند سایت این خبر منتشر میشود. نهایت جدیت ما آن است که در عصر رسانه، مجرم را معمولا چند سال پس از وقوع حادثه با حضور چند صد نفر اعدام میکنیم و تصور میکنیم همه مجرمان ترسیدند در حالی که اکثریت آنان اساسا از آن مطلع نمیشوند. قطعا اگر قرار بود غربیها به روش ما عمل کنند آمار جرم و تعرض و جنایت در غرب چندین و بلکه دهها برابر رقم فعلی بود. آیا غربیها که روحیه لذت گرایی در میانشان موج میزند کمبود عقلی دارند که با پخش این گونه اخبار خشونت آمیز، آنهم گاهی در صدر اخبار، خاطر مردم خود را مکدر و آنان را نگران میکنند؟ آیا از کم شعوری آنهاست که برنامههای مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش میکنند؟
اتفاقا غربیها در این موارد بسیار عاقلانه عمل میکنند چون میدانند مساله اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر به مجرمان بعدی است که اینجا شهر است نه جنگل، و ربودن یک کودک و یا تعرض به او یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض میکند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف میبیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف میکند. ولی در غرب کودک از جامعه ربوده میشود نه از خانواده؛ و جانی میداند از فردا جنایت او مورد توجه همه رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
اینجاست که در کشورهای غربی به رغم در دسترس بودن شراب و اختلاط و مناظر شهوت انگیز، به خاطر رعبی که در دل مجرمان احتمالی آینده ایجاد میشود، میان نیت شیطانی و محقق ساختن آن نیت، تا حد مقدور فاصله میافتد.
حادثۀ اسیدپاشیهای متوالی در اصفهان درس بزرگی به مسئولان داد ولی متأسفانه مورد بهره برداری قرار نگرفت و به یک رویه تبدیل نشد. این حادثه از موارد استثنایی بود که مسئولان قضایی، انتظامی و به ویژه رسانۀ ملی به مجرم یا مجرمان، قاطعانه فهماندند که در این مملکت دربارۀ اسیدپاشی «کسی به کسی هست» و حساسیت شدیدی وجود دارد. لذا گرچه مجرمی دستگیر نشد ولی آرامش و امنیت بازگردانده شد. بهایی که مردم اصفهان پرداختند «کمی نگرانی» بود ولی در عوض، نه تنها چندین نفر دیگر، قربانی اسیدپاشی نشدند و امنیت به شهر بازگشت، بلکه اسیدپاشان در سراسر کشور حساب کار خود را کردند.
البته اگر فشار رسانهای و مردم نبود در جریان اسید پاشی اصفهان نیز به روشی که در سایر موارد رایج است عمل میشد: پنهان کردن واقعه تا حد امکان و تلاش برای دستگیری مجرم. تا قبل از دستگیری هم معلوم نبود ده قربانی دیگر اضافه شده بود یا صدتای دیگر، مهم این بود که نشان دهند که ما مجرم را دستگیر کردیم!
میدانید چرا در ایران تقریبا در هر جرم هولناکی مانند تعرض به مشتریان در آرایشگاه زنانه و تجاوز در مقابل چشمان شوهر، پای یک یا چند مجرم سابقه دار در میان است؟ مهمترین علت این است که این «خبر خاموش» هر روز در مهمترین بخشهای خبری رسانه ملی به مجرمان اعلام میشود: «تبهکاران گرامی! همانطور که میبینید مسائل مهمتری داریم، وقت به خیر!»
بدون شک مسائلی مانند انتخابات، برجام، نحوه مواجهه با غرب، مصائب مردم مظلوم یمن وسوریه از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند و باید بدانها به جدیت پرداخته شود. حتما باید کاری کنیم که آمریکا هیچ غلطی نتواند بکند ولی این بدین معنا نیست که با سکوت خود بگذاریم شروران داخلی هر غلطی خواستند بکنند. وقتی عناوین مهم خبری از امور سیاسی و بعضا اقتصادی فراتر نمیرود ناخواسته طوری القا میشود که مسئولان جز مسائلی که با حفظ نظام مرتبط است دغدغه مهم دیگری ندارند و ارعاب قرار است فقط نسبت به دشمنان نظام صورت گیرد. (اگر هم ناامنی سوژه خبر شود غالبا درباره یک کشور غربی است).
آری، انبار موشکهای دوربرد به دشمنان نشان داده میشود –و باید نشان داده شود- تا در فاصله ده هزار کیلومتری از ما حساب ببرند، اما آیا کسی نیست که شرورانی را بترساند که به خاطر یک تذکر لسانی از طرف یک جوان مظلوم ناهی از منکر، از همان ابتدا مثل آب خوردن، قمه را بر شاهرگ او فرود میآورند؟ آیا ننگ آور نیست که در یک کشور اسلامی طبق آمار اعلام شده در تلویزیون، تاکنون هشتاد ناهی از منکر به شهادت رسیده و صدها نفر مجروح شدهاند؟
من نمیدانم تعداد «جنگل بانان» در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست تعداد «جنگل بینان» -یعنی کسانی که جامعه ایران را مثل جنگل تلقی میکنند- و از قمه کشی و ربایش و تهدید و تجاوز و جرمهای دیگر ابایی ندارند کم شمار نیست. به سبب جمعیت رو به رشد «جنگل بینان» است که اگر آینه دو خودرو، کمی با شدت به هم برخورد کند، پیاده شدن از خودرو با قمه منظره نادری در تهران نیست. مردم عادی به کنار، در کدام کشور جهان، شروران در مواجهه با پلیس به جای فرار، مکررا با قمه به مأموران مسلح حمله میکنند؟ آیا این پدیدهها دلیلی بر گسترش تعداد «جنگل بینان» نیست؟ (جا دارد در اینجا یاد جنگلبانان و محیط بانان پرشمار با غیرتی که جان خود را در درگیری با اشرار و البته در سکوت خبری از دست دادند گرامی بداریم.)
شایان ذکر است که اصلاح روش خبری کنونی نه به دست صدا وسیماست و نه قوه قضاییه و نه نیروی انتظامی، زیرا در این صورت، مقامات انتظامی و قضایی و رسانه ملی متهم به سیاه نمایی و بر هم زدن آرامش مردم خواهند شد. تنها تصمیم گیری در سطح کلان مثل شورای عالی امنیت ملی میتواند این روش خانمانسوز را تغییر دهد.
بدبختی اینجاست که برخی مقامات امنیتی به غلط تصور میکنند که راه مقابله با مجرمان خشن، همان روش مبارزه با جاسوسان و بمبگذاران است که باید در خفای کامل صورت گیرد. در حالی که هدف اصلی در مقابله با جرمهای خشن، تأمین امنیت از طریق ایجاد رعب در دل مجرمان و اثبات این حقیقت است که نظام با همه امکانات در مقابله با خشونتها در کنار مردم است و این امر جز با خبری کردن برخی جنایتها و بسیج کردن جامعه و تبدیل کردن امنیت به یک «مسأله جمعی» میسر نیست، ولو مجرم فرار کند و یا مردم مقداری نگران شوند و یا بنگاههای خبری خارجی سوء استفاده کنند.
در وضعیت کنونی هر تابلویی مثل آرایشگاه زنانه و باشگاه بانوان برای یک مجرم سابقه دار میتواند سریعا به نیت شیطانی و سپس عمل منجر شود، همچنانکه اخیرا یک گروه تبهکار اقلا سه آرایشگاه زنانه را در اهواز مورد سرقت و تعرض قرار داد. تنها اگر آن فرد بداند با این کار دارد تیتر اول خبر ساعت ۲۱ را میسازد و چند ساعت بعد تصاویری از وی که دوربینهای مداربسته اطراف محل وقوع جرم ضبط کردهاند از تلویزیون پخش میشود و محاکمه خارج از نوبت، انتظار او را میکشد آنگاه این نیت شیطانی خیلی زود رنگ میبازد.
در پایان ذکر چند نکته لازم است:
۱. اینکه آمار جنایت و تجاوز در غرب بالا هست یا نیست هیچ دخلی به استدلال این مقاله ندارد. بحث در شیوه مواجهه است. من مانند برخی معتقد نیستم که از غرب فقط باید ایراد گرفت بلکه نکات مثبت غربیها را به تعبیر شهید مطهری باید «تحسین» و «تقلید» کرد. انتقاد یکطرفه همواره نتیجه معکوس داده است؛ ضمن اینکه اساسا شبیه چنین روشی در کشورهای شرقی مثل ژاپن هم اعمال میشود.
۲. اینکه عوامل دیگری هم در رشد جرم و جنایت در کشور دخیلند در این نوشتار نفی نشده است. بحث در اساسیترین نقصی است که در مواجهه با تهدید جان و ناموس و امنیت مردم وجود دارد.
۳. روشن است که مقصود این نیست که همه دستگاهها وظیفه خود را در قبال تهدیدکنندگان امنیت مردم درست انجام داده و میدهند جز رسانه ملی، بلکه مراد آن است که اقدام جدی باید توسط رسانه ملی آغاز شود. در این صورت سایر دستگاهها به خاطر فشار افکار عمومی چارهای جز همراهی کردن بیشتر و رفع اشکالات خود ندارند.
۴. پیشنهاد من هرگز این نیست که به مسائل مهمی مانند سوریه و یمن کمتر پرداخته شود. اهتمام نورزیدن به امور مسلمین، ما را از مسلمان بودن دور میکند. مسأله این است که مثلا درهر ماه، چند بار با اعلام خبرهای مربوط به جان و ناموس مردم در صدر اخبار، میتوان تعداد کسانی را که فکر میکنند با ربودن و تجاوز و جنایت و تهدید به پخش فیلم تعرض، توانستهاند نظام اسلامی را در برخورد با خود مفلوک سازند به حداقل رساند.
بنده چندین بار شبیه این مطالب را در گذشته هم فریاد کرده و از جمله در سه نوشتار در سال ۸۷ یکی تحت عنوان «تحقیقات پلیسی و جان و ناموس مردم»، دیگری با عنوان «آیا مسئولان صفحات حوادث را نمیخوانند؟» و سومی «ام المشکلات کشور چیست؟» نکاتی تطبیقی را گوشزد کردهام. هنوز راز این مطلب برای من روشن نشده که چرا از قدرت رسانه برای حفظ جان و ناموس مردم استفاده لازم نمیشود و چنین تصور میشود که در اولویت قرارگرفتن جان و ناموس مردم در اخبار، به اعتبار نظام لطمه وارد میکند.
اعضای محترم شورای عالی امنیت ملی!
با تغییر این روش خبری شرورپرور، مردم را کمی نگران کنید ولی در عوض، جان و ناموسشان را بهتر حفظ کنید و در کنار دهها و صدها رعبی که در دل دشمنان خارجی نظام ایجاد میکنید گاهی هم اخم خود را علنا متوجه جانیان و مجرمان داخلی کنید. دانش دینی و عقل ناقص من میگوید قبل از آنکه در قیامت از ما بپرسند که با دشمنان خارجی چه کردید، از ما خواهند پرسید برای حفظ نوامیس مردم و امنیت مردم کوچه و بازار و ناهیان از منکر چه کردید. اگر یک درصد از تشرها و خط و نشانها برای دشمنان نظام، متوجه دشمنان جان و ناموس و امنیت مردم شود تحولی در ارتقای امنیت مردم پدید خواهد آمد.
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۲, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
دوست عزیزم سلام.
شبهه؟ کجا شبهه مطرح شده است. کدام اصل اسلامی و شیعی ما مورد هجمه قرار گرفته است در این جا؟ چرا مباحث را خلط می فرمایید. اولا حتی اگر هم مبحث اعتقادی بود، قرار نبود همون ارسال دوم من بیام و جواب شبهه را بدهم و برم این جا کلاس درس نیست. هرچند بنده در کلاس درس هم اینگونه آموزش نمی دهم. این جا تالار گفتگو است. دوستان کنار هم بر سر موضوعات مختلف به بحث و مناظره می نشینند. در این میان وظیفه مدیر که پاسخ دادن و یا بستن تاپیک نیست. مدیر باید بحث را تنها هدایت کند. دوما این موضوع حداقل تا این جای بحث هیچ ربطی به مسائل مبنایی اعتقادی ما ندارد، فعلا دعوا سر آمار و ارقام است که بنده به دلیل عدم تخصص هیچ نظری ندارم و نمی دهم. اگر هم دقت بفرمایید این تاپیک در قسمت اصول و عقاید زده نشده است. |
|||
|
|
۱۲:۵۲, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۳/آبان/۹۴ ۱۲:۳۲)سید ابراهیم نوشته است: شبهه؟ کجا شبهه مطرح شده است. کدام اصل اسلامی و شیعی ما مورد هجمه قرار گرفته است در این جا؟شبهه نباشد كه اين قدر اختلاف نظر پيش نمي آيد اين كه اين موضوع به مباحث اعتقادي ربط دارد يا نه به قدر كافي وضوح دارد بنده تنها چند كليد واژه مي گويم اگر انسان با خود صادق باشد تا فرهزاد خواهد رفت با ف هاي بنده انس با گناه و عادي شدن آن در عدم تحريك شدن نسبت به مرتبه اي از آن عده اي علني دارند براي شكستن يك سري حريم ها پول مي گيرند و آن را در سطح جامعه عادي مي كنند با اينها قطعاً بايد برخور قهري كرد انجام كار مبنايي و اعتقادي مغايرتي با برخورد با بدحجابي ندارد ضمن آنكه: (۱۳/آبان/۹۴ ۹:۰۳)مرتضی اقبالی نوشته است: |
|||
|
۱۳:۰۸, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
1- اولا پاسخ به سخنان کاربر مرتضی اقبلالی را شما چرا در این جا نوشته اید؟؟؟
2- فرحزاد چه ربطی داشت اخوی؟ احساس می کنم کمی عصبانی باشید. یعنی شما مطمئنید آقای مطهری پول گرفته اند که این مقاله را ارائه دهند یا بنده؟ 3- فرموده اید : « انجام كار مبنايي و اعتقادي مغايرتي با برخورد با بدحجابي ندارد» مطمئنید دارید این تاپیک را مطالعه میکنید؟؟؟؟ اتفاقا بستن تاپیک و انگ زدن به دیگران و گفتن غلط کرده و.... خیلی کار راحت تری است. |
|||
|
|
۱۳:۱۹, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام
اینجا یه مساله ای هم هست.ممکنه با نشون دادن این جرائم،این جرمها بیش از پیش عادی بشه و اونوقت دیگه خیلی خطرناک میشه در ضمن در پاسخ به محمد خان باید عرض کنم داداش من چرخ گوشت فایده نداره.بنده اگه بدونم بعد دستگیریم این بلا سرم در میاد هرجا میرم با خودم اسلحه میبرم،اگرم خواستن دستگیرم کنن سعی میکنم به طرفشون شلیک کنم اونا هم منو میکشن،به همین راحتی! خود منم بعضی وقتا میگم کاش این نامردای بی وجدان و حیوون صفتا رو به طرز فجیعی مجازات میکردن.شما مثال چرخ گوشت رو زدی من یه چیز دیگه میگم.چرخ گوشت یه لحظه چرخ میکنه یارو تو یک ثانیه میمیره هرچند خیلی ترسناکه تقریبا میشه مثل اینکه روی جاده گذاشته بشن و با کامیون روشون رد بشه ولی من میگم پاهاشون رو به ماشین ببندن و دستاشونم از پشت ببندن و با صورت به زمین بکشوننشون.اونم نه تو هوای خوب،ببرنشون دزفول توی آفتاب ساعت دو ظهر روزای تابستون ![]() کلا راه واسه شکنجه زیاده اینایی که گفته شد خیلی پیش پا افتاده هستن واسه نشون دادن برخورد سخت با مجرمین میتونن یه شبکه مخصوص اخبار برخورد با اونا راه اندازی کنن.هرکی نمیتونه ببینه کلا وارد این شبکه نشه اگه میشد توی همه خیابونا و کوچه ها دوربین نصب بشه فکر میکنم دیگه مجرمی پیدا نمیشد که بتونه از دست قانون فرار کنه حیف که نمیشه |
|||
|
|
۱۳:۵۷, ۱۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۴ ۱۴:۲۹ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام جناب مخلوق ، كاملا حق با شماست ، مقاله ميزان نيست ( حالا اين ناميزاني اثر بيماريه يا ناداني يا مزدوري ... ، واقعا نميدونم چون اساسا شناختي از نويسنده مقاله ندارم !) مطالبي كه علايم ظهور هم گفت خوب بود اما نكات اصلي اين مقاله به نظر من دو مورده:
افترا و گل الود ساختن فضا افترا : نظام اسلامي در برخورد با جرايم خشن با كسي تعارف ندارد ، اتفاقا ريس ديوان قضا (خداوند حفظشان كند) كاملا در اين مورد جدي هستند و بالاترين مجازات (اعدام) هم در انتظار جنايت كاران است . گل الود ساختن : در مورد قضاوت سختگيري هاي بسياري انجام شده كه وارد حيطه ي احساس نشود ، احساس امر مباركي براي انسان است اما همين امر مبارك وقتي وارد حوزه ي عدالت و قضاوت شد تبديل به فساد ميشود ، بيان احساسي ماجرا نه تنها كمكي به حل ماجرا نميكند ولي بيانگر نيت احتمالي نويسنده است . ورود احساسات به بحث قضاوت و مجازات خطرناك است مثلا مجازات قاتلي كه كودكي را كشته با قاتلي كه در دعوا هم هيكل خود را كشته يكي است (اعدام) ولي اگر وارد حوزه ي احساس كنيم انتظار داريم قاتل كودك زجركش شود و قاتل هم هيكل مجازات كمتري شود . و ...... من ، شما ، حتي نويسنده مقاله حق داريم كه نسبت به قاتل كودك احساس انزجار و تنفر داشته باشيم ، اما ضابطي كه او را گرفته حق زدن يك سيلي هم ندارد ، قاضي كه به قضاوت نشسته حق احساس انزجار ندارد و در واقع مقام قضاوت مقام حركت بر تيغه ي شمشير است ...(خودتان را جاي قاضي فرض كنيد كه هم احساس دارد و هم بايد در برابر احساس باايستد ...) ضمنا قرار نيست همه همفكر ما باشند ! مثلا يكي ميتواند در عين حالي كه امر به معرف را خشونت ميداند براي شهيد امر به معروف ونهي از منكر مرثيه خواني كند و همزمان پيرو امامي باشد كه تندرو خواندن جوانان را درست نميداند . اين جور مسايل پيش مي ايد ! |
|||
|
|
۱۴:۰۳, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام
![]() در این فیلم به خوبی نشان داده میشود که تیتر یک شدن اینگونه اخبار چه تاثیرات منفی دارد خلاصه داستان این است که چند خانواده که بچه هاشون گم شدن فردی مظنون را چطور شکنجه می کنند و... وقتی عقلای غرب به بدی انتشار گسترده اینکار پی بردند بعضی غرب دوستان چه اصراری دارند که نسخه های منسوخ شده غرب را برای ما بپیچند الان بعضی کاربران حرف از چرخ گوشت میزنن!! این یکی از ايرادات اونه کیفر رو خدا معین می کنه برای یک مسلمان و برای یک ملحد قانون معین می کند پس الان ما یکی دیگر از ايرادات انتشار اینگونه اخبار را دیدیم احساسات چنان جریحه دار میشوند که عقل تعطیل میشود و همین دلیل کافیست برای عدم انتشار گسترده این موارد |
|||
|
|
۱۸:۱۲, ۱۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۴ ۱۸:۲۱ توسط بی صدا.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
فقط میتونم بگم احسنت به نویسنده. خیلی خوب گفته گرچه به مزاج یسری خوش نمیاد. ولی واقعیته و واقعیت هم همیشه تلـــــــــــــــخه ... اگر ایران بیشتر از کشورهای غربی این اتفاقها توش نمیوفته،کمتر هم نیست. اگر هم منظور نویسنده اینکه بیشتره،جای تعجب نیست. درضمن، تو کشورهای غربی بیشتر هم باشه،کشور غربیه و بی دینن یا دینی غیر اسلام دارند،اینجا که ادعای اسلام و مسلمانیه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فقط یه چیز دیگه و تمام: بارها گفتم،بازهم میگم: هرچقدر فنر را بیشتر فشار بدهیم،با قدرت بیشتری پرتاب میشه. اوضاع امروز جامعه ی ما هم، نتیجه ی فشارها و محدودیت های افراطانه و کمبود فرهنگ و ...است. |
|||
|
|
۱۸:۲۸, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
دوستان لطفا بحث های حاشیه ای رو به صورت خصوصی انجام بدن تا روند تاپیک منحرف نشه.
در مورد خود موضوع آمار که مثل روز روشنه کجا کمتره کجا بیشتر. بنده خدا رفته سراغ مامور آگاهی که طرف کارش برخورد با همین جرمهاست براش شده ملاک قضاوت. بله کشورمون شیعه هست و یه مورد از این کثافتکاری ها درش زشت هست و بدبختانه این رو هم کسانی انجام دادن که بویی از دین نبردن و فقط توی کشور ما زندگی می کنن وگرنه... تو آمریکا به گفته وزارت دادگستری آمریکا هر دو دقیقه به یه زن و دختر آمریکایی تجاوز میشه. تازه زیرش نوشته بود اینها فقط موارد گزارش شده هست بعضی ها از ترس جان یا آبرو نمیان مطرح کنن. حالا خداییش شما توی دوست و فامیل و همکار بپرس چند مورد بلای اینچنینی براشون رخ داده که برسه به آمار آمریکا. من نمی دونم خود آمریکایی ها میگن ما نابود شدیم رفت از دست جرمها و جنایتهای اخلاقی و غیره و قتل و ... بعد یه عده مدافعان آمریکا اینجا .... چی بگم. خودشون می دونن و قضاوتشون. کاستی هایی هم متاسفانه در برخورد وجود داره که نمیشه منکرش شد. این صحبتها ر. کلا نمیشه منفی دونست بستگی داره ازش چه برداشتی بشه یا چه نیتی پشتش بوده. ولی میشه بهش به عنوان تلنگور جدی برای بهبود وضعیت مملکت نگاه کرد. |
|||
|
|
۱۸:۴۲, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
البته مهدی جان صحبت های خصوصی از آنجا مطرح شد که بنده یک تذکر عمومی به هر دو طرف بحث دادم که فقط به موضوع بپردازند و به همدیگر توهین نکنند، که کاربر مخلوق به نحوه مدیریت بنده ایراد گرفتند، من هم با معرفی بخش خاصش ایشان را راهنمایی کردیم. ولی گویا ایشان از قبل از بنده عصبانی بودم. حالا نمی دانم با کدام یوزر دیگر.
![]() در مورد آمارها هم باید عرض کنم که خود شخص بنده حقیقتا نمی دانم کدام طرف بیشتر است. لذا اصلا ورود نمی کنم. بحث بنده با نحوه برخورد با این جنایات است. طرف رفته شکنجه جنسی داده، در اخبار به همین آزار و اذیت کلی بسنده میکنند. بعد هم هیچ خبری از او نمی شود. طرف رسما به ارزشهای انقلابی و دینی مردم توهین میکند ولی خب هیچ اتفاق حتی رسانه ای هم برایش نمی افتد. حالا در جواب شاید بفرمایید خب صدا و سیمای ما نجیب است و نمیخواهد تا کنه ماجرا را بیان کند.... بله اگر در همه زمینه ها اینگونه بود. شاید این نحوه نجابت را می پذیرفتم. نمی دونم خبر بیست و سی را دیشب کی دید. در یک مجلس عادی علی ضیا کار اشتباهی را انجام داد و علیه سرمربی تیم استقلال شعاری گفت که این کار به شدت زشت بود. حالا مجری صدا و سیمای ما را ببینید چگونه خبر می گوید: علی ضیا در مجلسی مختلط!!!!!!!!!!!!! یعنی الله اکبر به این انصاف/ هر کس دیگری فیلم را نبیند اینگونه که این صدا و سیمای نجیب ما میگوید، در ذهنش چه صحنه هایی که متبادر نمی شود. حال آنکه زمانی که فیلم را می بینیم متوجه می شویم که خانم هایی حضور دارند که شاید حجابشان از خود کارکنان صدا و سیما هم بهتر باشد. فساد دارد در این کشور سازماندهی می شود. دکتر مطهری نیز باید بیشتر به این قسمت قضیه می پرداخت. خارج را رها میکرد. باید به این می پرداخت که در کشوری که ادعای فدایی شدن امام حسین را دارد، چرا باید بیشترین فروش لوازم آرایش را در ماه محرم داشته باشد!!!! باید به این می پرداخت در کشوری که ادعای فرهنگ و تمدن چندین هزار ساله دارد، چرا باید ثانیه های کتابخوانی اش روز بهروز کم و کمتر شود باید به این می پرداخت در کشوری که ازدواج را نه برای ادامه نسل بلکه به عنوانی سنت رسول الله مأمنی برای کمال طلبی و آسایش می داند، روز به روز کمرنگ تر می شود و مکروه ترین حلال یعنی طلاق اینگونه گسترده تر می شود. و...................... |
|||
|
|
۲۰:۵۷, ۱۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۴ ۲۳:۲۴ توسط السا.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
وقتی اولین اسید پاشی صورت گرفت در ایران، اگه در ملاء عام اعدامش می کردن دیگه اینقدر اسید پاشی زیاد نمیشد
طرف اسید می پاشه ب صورت ِ دختر مردم وسط خیابون، بنده خدا تا برسه ب بیمارستان و دکتر بیاد بالاسرش و ... تمام صورتش رفته! بعد وقتی میخوان مجرم رو مجازاتش کنن، طرف رو میبرن توی بیمارستان ک مبادا ذره ای بیشتر صورتش بسوزه!!! در لحظه دکتر هم ب دادش میرسه و ....! هر چند میزان سوختگی یکسانه، اما این کجا و آن کجا ... :| اگه کسی کاری کنه ک موهای یک زن تماما بریزه، باید دیه کامل رو پرداخت کنه! یعنی زیبایی یک زن اینقدر مهمه این ک دیگه صورته ...! وقتی تجاوزکاری گرفته میشه، باید ب اشد مجازات برسه، با اعلام گسترده و اطلاع رسانی وسیع (اطلاع رسانی وسیع از مجازاتی ک شده، نه اینکه هر روز خبر از تجاوز بدن و اینطوری جوِ نا امنی رو توی جامعه بوجود بیارن) وقتی با این افراد، برخورد قاطع و جدی بشه، آمار این تخلفات پایین میاد ----------------------------------------- نقل قول:از هر 6 زن آمریکایی، 1 نفر در عمر خود مورد تجاوز قرار گرفته. حدود 17 میلیون نفر البته ب این آمار و ارقام، باید ی سری چیزهای دیگه رو هم اضافه کرد اینکه بلادِ کفر، از خانومه میپرسن ازدواج کردی ؟ میگه : نه من دختر هستم، اما 2 تا فرزند دارم ... ! توی همین کشورها، راحت تر از اینکه برن مک دونالد،همبرگر سفارش بدن، میتونن پارتنر ِ شبانه شون رو پیدا کنن! توی مستند «خیال پرست» ی تیکه فیلمی رو گذاشته بودن، برای اولین بار بود ک همچین چیزی رو در واقعیت ِ زندگیشون میدیدم، همیشه میشنیدما، اما فکر نمیکردم اینقدر ساده و عادی باشه ...! دختر غریبـــه(!) از انتهای کوچه داره میاد، پسره نگاهش میکنه و میگه : امشب با من هستی ؟ دختره میگه : بله البته .... !!!! (۱۲/آبان/۹۴ ۲۰:۲۳)mirza47820 نوشته است: لازم میدونم ک تشکر کنم بابت اینکه با حضور گرمتون و خنده های بِرَندتون شادی رو ب این تاپیک هم آوردین
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











![[تصویر: prisoners.jpg]](http://fileniko.com/wp-content/uploads/2015/05/prisoners.jpg)


