کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بدترین درد
۱۲:۲۰, ۳/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۴ ۱۷:۵۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا، آغاز امامت حضرت صاحب عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو تبریک عرض کی کنم
ان شاءالله که این آخرین شروع بی حضور عمومی ایشان باشد
و از این شب بلند تاریخ خارج شویم

شبی که مادر یمنی، بچه هاش رو از ترس بمباران کرکس ها، محکم توی بغلش نگه می داره و چشمانش به آسمان است، که کی صبح کی شود!
شبی که پدر عراقی از بیم ناموسش شب تا صبح دستش به اسلحه است تا جلوی حرامی را بگیرد
شبی که سولاف، هیلن و روکن سه دختر کرد سوری تا صبح، در حلقه حرامیان سر کردند!
شبی که پیکر صدها شیعه نیجریه ای و تن نیمه جان شیخ زکزاکی زیر پوتین سربازان ارتش نیجریه است!
شب بلند بی امامی . . .

الیس الصبح بقریب؟؟!!!


شروع هفته وحدت رو هم تبریک عرض کی کنم
ان شاءالله که از پیروان راستین سنت نبوی و ولوی باشیم.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


یه سوال :
به نظر شما بدترین درد چیه؟


خیلی چیزا میشه گفت
یکی ممکنه بگه مرگ ، یکی بگه بیماری ، یکی بگه جدایی ، یکی بگه تنهایی ، یکی بگه خیانت و ....


همه اینا میتونه درد بزرگی باشه اما . . . .

حضرت نوح شنیدیم حدود 900 سال مامور به ابلاغ رسالتشون بودند.
توی این چند صد سال هم همه جور ناملایمتی از سمت خلق دیدند
فحش شنیدند ...
خیانت دیدند ...
سنگ خوردند ...
چوب خوردند...
و... هر بلایی که فکرش رو بکنیم سرشان امد...
نهصد سال !!!!!


پیامبر ما 23 سال مامور به ابلاغ رسالتشون شدند
دیگه به لحاظ ظاهر، مصائبی که پیامبر ما دیدن بدتر از مصائب حضرت نوح نبود...


اما فرمودند : هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد.


هر چه انسان لطیفتر بشه ناملایمتها بیشتر آزارش میده
دلیل اینکه پیامبر عزیز ما فرمودند هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد به خاطر اوج لطافتشون بود نسبت به انبیای قبل.

لذا آزاری که طی این 23 سال کشیدند به لحاظ کیفی بیش از آزاری بود که حضرت نوح طی 900 سال دیدند...
با اینکه حضرت نوح هم در شدائد عظیمی واقع شدن...




اینا رو گفتم که چی بگم؟

وقتی خدا به کسی درک و معرفت میده، درد جامعه و افراد جامعه از نزدیکانش گرفته تا غریبه ترین انسانها خیلی خیلی بیشتر از درد خودش آزارش میده.

وقتی درد کشیدن همنوعان خودش رو میبینه خرد میشه.


اونوقت خدا به کسی که همچین معرفتی میده به مرور قدرتهایی هم بهش میده که مثلا با یه دست کشیدن به سر یه بیمار، اون بیمار رو شفاء بده... یا با یه دعا طومار یه کشور ظالم رو در هم بپیچه..



اونوقت همزمان با چنین قدرتی حکمت هم بهش میده
و اون انسان الهی درک میکنه که بسیاری از اون بیماریها و جنگها حکمتی پشتش هست.
لذا از قدرتش در جهت خلاف حکمت الهی استفاده نمی کنه...



حالا این انسان با همچین درک بالا و لیطف میمونه و مشاهده دردی که بسیاری از افراد اجتماع بهش دچار هستن و اون هم قدرت داره برطرفش کنه اما میبینه بر اساس حکمت الهی فلان بیمار باید مثلا ده سال دیگه درمان بشه... فلان نازا هرگز نباید فرزند دار بشه... فلان کشور دو سال دیگر هم باید با ظالم بجنگه و کشته بده تا نتیجه حاصل بشه... و هزاران درد دیگه


اونقدری که اون انسان از درد اون دردمندان درد میکشه خود اون دردمندا درد نمکشن...
اما باید هر روز عجز و لابه شون رو ببینه و با اینکه قدرتش رو داره اما زودتر از موعد دست بکار نشه....

این بدترین درده...
بدترین درد....



امروز همچین دردی رو امام زمان داره میکشه و به تبع اون حضرت اولیا الله
این اولیا الله و امامشان دردمندترین انسانهای روی زمین هستن...



اونها اتحاد وجودی دارن با خلایق... دردها رو مستقیما ادراک میکنن... میسوزن...
فقط کافیه کمی تصور کنیم...
مادری رو تصور کنیم که التماس فرزندش رو و ناله فرزندش رو میبینه اما باید ساکت باشه...


حالا می فهمم، که توی قیامت، پیامبر پرا همش به خدا می فرمایند : امتی . . . امتی ...



خدایا ما را هم همدرد امام زمان و اولیایت بگردان...



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، انتصـار ، He will come ، در جستجوی سختی ، سدرة المنتهی ، N2376DIR ، sagheb ، میم.حسین.الف ، فاطمه خانم ، fafa* ، fahim ، Wachowski ، غریب ، آیدا77 ، افشین ، مهدی2012
۱۳:۴۰, ۳/دی/۹۴
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام


اینکه بعضی از دوستان دعای طلب درد می کنن صحیح نیست


انسان نباید دنبال بلا و درد باشد


حالا یه عده قلیل و واقعاً قلیل دردهايي دارند که ما نداریم يه بحث دیگس


اساس بلا و درد باید با مرتبه وجودی جور در بیاد


اگر بنا باشد دردی رو که اولیا و قطب عالم امکان تحمل میکنند به ما داده شود باید مرتبه وجودی ما به اولیا برسد و ما ولی بشویم


بحث امام که جداست چون ما در هیچ مرتبه ای به امام نمی رسیم


بهتر است دعای ما طلب خیر باشد و اینکه خداوند مارا از دوستان خود قرار دهد


حالا خوبه ما هرچی دعا می کنیم برآورده نميشه چون اوضاع خراب ميشد!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: He will come ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، مصباح ، fafa* ، آیدا77 ، افشین
۱۹:۰۲, ۳/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۴ ۱۹:۰۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

خیر اشتباه نشه، طلب درد نکردیم
بلکه دعا کردیم :

نقل قول:خدایا ما را هم همدرد امام زمان و اولیایت بگردان...

دعا کردیم که همدرد شیم با امام زمان و اولیاءالله
اتفاقا تنها به دلیل همین دعا هم بود که این تاپیک در این بخش ایجاد شد : همدرد شدن با امام زمان از وظایف من منتظره

اینکه دعا کنیم همدرد شیم، با دعای طلب درد فرق داره

همدرد شدن با امام زمان حداقلش از نظر من دو نتیجه میاره :
یکی اینکه سعه وجودیمون رو بالا می بره، ظرفیتمون رو بالا می بره
دیگه اینکه من رو به حالت اضطرار می رسونه

من رو مضطر می کنه
و توی مرحله ی بعدی باید این حال مضطر بودن برای من مقام بشه. نه اینکه توی همون حال و حالت بمونه (مقام یعنی اینکه برام ملکه میشه. ولی حال موقتیه و از بین می ره)

رسیدن به این مقام مضطر کار هرکسی نیست
امن یجیب مضطر اذا دعا و یکشف السوء


از طرفی مضطر شدن، هم هیچ منافاتی با طلب خیر کردن نداره
اتفاقا همین مضطر شدن باعث می شه که من رو به طلب خیر بیارم

ما باید مثل ائمه بشیم
و بشیم مصداق یک انسان کامل
می فرمایند که انسان کامل ذوالعینین هست
یعنی دارای دو نگاه
و هر چه مرتبه اون انسان کامل بالاتر باشه این دو نگاهش قویتر میشن

یکی نگاه راست بین (نگاه حق بین) و دیگری نگاه چپ بین (نگاه خلق بین)
" برای همین در روایات فرمودند دجال تک چشم هستن یکی از معانیش اینه که یا صرفا حقی میبینن یا صرفا خلقی"


انسانهای کامل با نگاه حق بین دست حکمت حق رو در تمام امور می بینن لذا در آرامش مطلق هستن

با نگاه خلق بین فراز و نشیبهای مخلوق رو میبینن
درد کشیدنهاش رو میبینن
عجز و لابه اش رو میبینن
استیصالش رو میبینن
و چون عاطفه شان هم در اوج هست لذا بسیار درد میکشن و همدرد مخلوقات میشن
با مخلوقات اشک میریزن و درد میکشن
لذا از این جهت در عذاب الیم هستن




از این رو می فرمایند انسان کامل هم در آرامش مطلق هست هم در عذاب الیم.


درک همزمانی این دوتا برای ما شاید کمی سخت باشه
اما برای اونها ممکنه. چون اسم جامع حق رو در خودشون پیاده کردن و تحقق بخشیدن. لذا جامع اضداد هستن.


ما هم باید مثل اونها باشیم

هم بدونیم مصائبی که دچار شدیم حکمتی در پی داره و لذا در پی حکمتش باشیم . آروم باشیم.
ازشون بخوایم به واسطه این مصیبت به ما سعه وجودی بدن

هم دید خلقی داشته باشیم و از اونها عافیت بخوایم و رفع مشکلاتمون رو ازشون بخوایم======> مثلاهمون فرج مولا که گشایش همه ی امور کارهاست



روز عاشورا مصداق خوبیه برای این مطلب.
خب توی محرم صفر به همه ی ماها حالت حزن دست می ده. تازه همیشه هم خدا رو شکر می کنیم که زنده موندیم و این محرم رو هم دیدیم تا با عزادار اصلی محرم، عزاداری و همدردی کنیم =====> همون دعای پست اول =====> خدایا ما رو همدرد امام زمانت کن

یا :
حضرت زینب هم میگه ما رایت الا جمیلا... هم خیلی جاها ناله و شیونشون در اوج هست

یا امام حسین هم با رفتن علی اکبرش می فرمایند بعد از تو اف بر دنیا و بعد از شهادت حضرت عباس اونقدر محزون میشن و ...
هم فرمودن هر چه به عصر عاشورا نزدیکتر میشدند چهره حضرت مبتهج تر میشد.... چون می دیدند حقیقتی در حال تحقق هست که به واسطه این حقیقت انسانهای خواهان کمال می توانند بالا بروند



ما هم باید به این حالت برسیم
با دردهای امام زمانمون از یه طرف همدردی کنیم
از طرف دیگه به روی دیگه ی این دردها هم نگاهی داشته باشیم
شاید علت این دردی که امامم داره می کشه من باشم

خودمون رو رشد بدیم که ما هم به ذوالعینین بودن برسیم.

.
.
.

پ.ن :
حالا که بحث ذوالعینین شد یه مطلبی هم همین جا بگم
تو یکی از تاپیک ها چند روز پیش دوستان گفتن که، چرا ائمه با اینکه می دونستن این زن اینطور هست، ولی با ایشون ازدواج کردند و مثلا به اعتقاداتش کاری نداشتند.
مثل پیامبر یا امام حسن (علیهم السلام)
گفتیم که معصومین که همون انسان های کامل هستند، ذوالعینین هستند و جامع به قضایا و امور نگاه می کنند
به همین دلیل یعنی به دلیل همین دو نگاهی که دارند، هیچ، هیچ نقصی رو در عالم نمی بینند

مثلا اگر این زن ایرادی دارد اما او را به همسری می گیرند، ایراد این زن که داریم می بینیم، به نگاه خلق بین بر می گرده
ولی چون معصومین نگاه حق بین هم دارند، حکمت وجودی این زن را هم می بینند (مثلا حکمت ازدواج با ایشان، جایگاه این زن و نقشی که در نظام هستی دارد و ...)
به همین دلیله که هیچ نقص مطلقی رو در عالم نمی بینند.

ولی من نوعی با این نگاه خیلی خیلی فاصله دارم. به همین دلیله که نمی تونم مثل معصومین، همچین دیدی رو به خلق داشته باشم و با اونها اینطور زندگی کنم
و اینجاست که خدا برای همچین ازدواج هایی اگه صورت گرفته، برای اینکه هر دو طرف تباه نشوند، طلاق رو قرار داده. یا مثلا توی سخنان ائمه توصیه شده که با هم کفو خودتون(اعتقادی و ...) ازدواج انجام شه (به دلیل فاصله ی ما با ذوالعینین بودن)
(همین دید ذوالعینینی بودن ائمه باعث شده که توی سیره ی هیچ کدومشون طلاقی نباشه)




یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، عبدالرحمن ، میم.حسین.الف ، فاطمه خانم ، fafa* ، Wachowski ، غریب ، آیدا77 ، مهدی2012
۱۷:۵۴, ۱۳/دی/۹۴
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ببخشید در ارسال قبلی یه مطلبی توی پی نوشت با این مضمون گفتم که :

نقل قول: (همین دید ذوالعینینی بودن ائمه باعث شده که توی سیره ی هیچ کدومشون طلاقی نباشه)

امروز یه بحث سر کلاسمون پیش اومد که به این مثال طلاق معصومین هم کشیده شد
استادمان این مطلب رو به صورت مطلق رد کردند و گفتند در بین معصومین امام باقر (علیه السلام) یک مورد طلاق داشتند
بحث ذوالعینین بودن کاملا درست و برقرار


اما توجیهی که برای این کار داشتند این بود که معصوم و انسان کاملی که قراره اسوه و الگوی ما باشه، تمامی احکام و قوانین الهی شده حداقل برای یکبار باید توسط اونها اجرا و انجام شده باشه تا بعدها شبهه ی پیرامون اون عمل موجود نباشه

مثلا همین امر طلاق
با اینکه از مبغوضترین حلال ها نزد خداست، اما چون حلال هستش و در موارد اضطرار، برای قطع ادامه ی زندگی مجاز شده، حداقل برای یکبار هم شده باید توسط معصومین انجام شده باشه که بعدا درباره ی اون شک و شبهه و اما و اگری نباشه

انجامش حلال بودنش رو می رسونه و اینکه از بین این همه معصوم مثلا فقط همین یه مورد بوده، مبغوض بودنش رو می رسونه


حالا در مورد اینکه امام باقر (علیه السلام) این عمل رو انجام دادند یا نه، به قطعیت نظری ندارم
حرف استادم بود
حداقلش این بود که دلیل ایشون برامون قابل قبول بود


خلاصه ی حرفشون این بود که تمامی نعمت ها و امور حلال و جایز حداقل باید برای یکبار هم شده توسط معصومین یا انبیا انجام می شد تا برای تمامی مردم در هر شرایطی که هستند الگویی وجود داشته باشد
تا نشون بده، در هر شرایطی که هستی، در هر موقعیتی که هستی، راه رسیدنت به خدا هست، و فلانی دقیقا با همان موقعیتی که توفکرش را می کنی که اگر نداشتی به خدا می رسیدی، دقیقا به خدا رسید

مثلا، یکی زیبایی داردو زیبایی نمی تواند مانع انحرافش شود. مثالش می شود یوسف
چه با پول و ثروت، چه بی پول و ثروت می توان خدایی شد====> یک زمان امام صادق (علیه السلام) در شرایطی هستند که عموم جامعه در وضع معیشتی مناسب و خوبی هستند، اینجا هم خدا منع نکرده حتما باید خرقه بپوشی. امام میایند مثل عموم لباس خوب می پوشند
یک زمان مثل زمان امام علی که فقر هست، امام مثل کف جامعه قوتشان دانه ی خرما می شود با لباس های وصله دار.


پس اگه توی سیره ی امام باقر (علیه السلام) احیانا طلاقی دیدیم، برای این است که این حلال حتی مبغوض هم باید توسط معصوم به عنوان اللگو و اسوه حداقل یکبار عملی شده باشد تا مانعیت صرف از ان تلقی ای نشود.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


شهادت آیت الله نمر رو اول از همه به محضر ولی نعمتمان، حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و بعد به همه شیعیان تسلیت عرض می کنم
خدایا به ما آه بده که در درد اماممان شریک شویم
این طلب رو از خدا بخوایم. خدا خودش توی قرآن به ما کد داده : هو اضحک و ابکا (آیه 43 سوره نجم)
به فرمایش امام صادق (علیه السلام) آه از اسماءالله هستش
همه ی بدبختی و گرفتاری های ما برای اینه که آهی در بساط نداریم


به همین دلیله که همه ی عالمای دینمون گفتن اگه می خوای چیزی رو از خدا بگیری با اشک چشم و آه بگیرید
تا به این ابزار متوسل نشیم، دری برامون باز نمی شه ( و به قربان اون طلایه دار اشک، حضرت قتیل العبره)
خدایا : به ما اشک و آه و دل شکسته بده و دعای دلشکستگانت رو شامل حال ما بفرما.




یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Eve ، غریب ، میم.حسین.الف ، السا ، آیدا77 ، fafa*
۱۹:۵۵, ۱۳/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۴ ۱۹:۵۵ توسط ـــ.)
شماره ارسال: #5

(۱۳/دی/۹۴ ۱۷:۵۴)مصباح نوشته است:  انجامش حلال بودنش رو می رسونه
فرموده شدنش در قرآن خدا، چه شکی در مورد حلال بودنش بجای میذاره؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیدا77
۲۱:۴۳, ۱۳/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۵۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۳/دی/۹۴ ۱۹:۵۵)ـــ نوشته است:  فرموده شدنش در قرآن خدا، چه شکی در مورد حلال بودنش بجای میذاره؟

احکامی که توی قرآن آمده، خودش به تنهایی تنهایی حجیت برای منِ غیر معصومِ غیر فقیه نمیاره
قرآن به تنها می شه همون حسبنا الله.
قرآن در کنار معصوم تفسیر می شه====> ثقلین

خیلی احکام توی قرآن هستش که با نگاه ظاهری نمی شه به حکم اصلیش رسید. ابهام داره. اینجا این حکم با قول و سیره ی معصوم تفسیر می شه

قرآن می گه وقتی مسافر شدی، می تونی نمازت رو کامل نخونی
ولی این می تونی کامل نخونی قرآن، توی فقه ما به صورت باید کامل نخونی تفسیر شده. یعنی من مسافر باید نمازم رو شکسته بخوانم
اینه که فقیه اومده قرآن رو با معصوم و سیره ی معصوم تفسیر کرده
(مثال دیگش همون وضو هستش. که ما وضویی که توی قرآن اومده رو با فعل معصوم تفسیر می کنیم و انجام می دیم. ولی اهل سنت با برداشت خودشون از روی ظاهر قرآن===> برداشت غیر معصوم خالی از اشتباه نیست. ولی وقتی با فعل و قول معصوم همراه شد، خطاش از بین می ره)


پس تکرار می کنم : احکام قرآن به تنهایی و از روی ظاهرش، برای من و امثال من حجیت نداره
و باید در کنار قول و فعل معصوم اون هم توسط فقیه تفسیر بشه.


یک همچین روایتی هم داریم که تمامی احکام باید برای یکبار هم شده توسط ائمه و انبیا باید انجام شده باشند تا حجیتی برای مردم باشند.



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، میم.حسین.الف ، السا ، عبدالرحمن ، fafa*
۱۱:۳۶, ۱۴/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۴ ۱۲:۱۷ توسط ـــ.)
شماره ارسال: #7

(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  یک همچین روایتی هم داریم که تمامی احکام باید برای یکبار هم شده توسط ائمه و انبیا باید انجام شده باشند تا حجیتی برای مردم باشند.
اگر هرگز از سوی ائمه طلاق سرنمی‌زد چطور هیچکس می‌خواست به توسط این مسئله، در مخالفت با متن قرآن کریم، امر طلاق رو زیرسؤال ببره؟

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد، ولى اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايه‏‌اى است كه بر ما بسته‏‌اند و از ما نيست.

یعنی چه برسه به انجام نشدن فعل طلاق، حتی اگر حدیثی به تصریح می‌داشتید که «در دین طلاق نداریم»، در مخالفت با قرآن کریم رد می‌شد.


پس روایتی که - بدون مطابقت با قرآن کریم و بدون ارائه‌ی سندیت - صرفاً نقل فرمودید، لازمه‌ی اعتقاد به آن، رد لزوم مطابقت روایات با قرآن کریم هست.


در واقع لزوم مطابقت روایات با قرآن کریم بدیهی هست و حدیثی که از امام صادق(علیه السلام) درباره‌ی آن نقل نموده‌ام، توصیه به این امر روشن هست.


به بررسی باقی سخنتون هم بپردازم:

(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  احکامی که توی قرآن آمده، خودش به تنهایی تنهایی حجیت برای منِ غیر معصومِ غیر فقیه نمیاره
(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  پس تکرار می کنم : احکام قرآن به تنهایی و از روی ظاهرش، برای من و امثال من حجیت نداره
و باید در کنار قول و فعل معصوم اون هم توسط فقیه تفسیر بشه.
(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  قرآن در کنار معصوم تفسیر می شه====> ثقلین

بنده همیشه اذعان داشته‌ام و دارم که نادیده گرفتن ِ احادیث ِ راستینی که به تفسیر قرآن کریم کمک میکنن، رویگردانی از نعمت هدایت الهی است.
اما سخن شما اینه که اونچه که در قرآن کریم اومده نمیتونه حجیت داشته باشه!
اما دلیلی نیاوردید و فقط حکم رو قرائت نمودید.
پس ابتدا:
یک: لطفاً حجتهاتون بر اینکه «احکامی که توی قرآن اومده، به تنهایی برای فرد ِ غیر معصوم حجیت نمیاره» رو شرح بدید.
دو: لطفاً حجتهاتون بر حقانیت قرآن کریم رو شرح بدید.

کاربرد پاسخ دو، سنجش ِ «حجیت یا عدم حجیت ِ حقیقی ِ پاسخ یک ِ شما برای خود ِ شما»، و نیز سنجش ِ «تعریف ِ شما از حقیقی بودن ِ حجیت» هست. یعنی موجب قوام مفاهیم میشه.


-----
این دو:
(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  حجیت برای منِ غیر معصومِ غیر فقیه نمیاره
(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  به تنهایی و از روی ظاهرش، برای من و امثال من حجیت نداره
یعنی فقیه رو از این جدا کردید.
اما این:
(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  و باید در کنار قول و فعل معصوم اون هم توسط فقیه تفسیر بشه
یعنی فقیه رو هم شاملش دونستید.

پس لطفاً تصریح بفرمایید که نظرتون کدوم هست.



(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  قرآن به تنها می شه همون حسبنا الله.
البته منظورتون «حسبنا کتاب الله» هست.
وگرنه «حسبنا الله» رو که میدونید صحیح هست:

سوره آل عمران، آیه ۱۷۳: الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَ قَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
همان كسانى كه مردم به ايشان گفتند «مردمان براى [جنگ با] شما گرد آمده‌اند، پس، از آنها بترسيد!» و این بر ايمانشان افزود و گفتند «خدا ما را بس است و نيكو حمايتگرى است».


همچنین فکر می‌کنم
نفی ِ «حسبنا کتاب الله»
در بیان نیاز به امام برای هدایت هست و اشاره داره به
نفی ِ «توانایی ِ یافتن ِ هدایت صرفاً براساس قرآن کریم»
در حالی که جمله‌ی شما فقط اشاره داره به
نفی ِ «توانایی ِ یافتن ِ احکام صرفاً براساس قرآن کریم»
که حتی از پررنگ‌تر کردن ِ «احکام» به نظر میاد بر روی اون تأکید داشته‌اید.



ضمناً، اینکه بفرمایید «همون حسبنا کتاب الله» و بدون اثبات ِ خود ِ «حسبنا کتاب الله»، دقیقاً به این معنی میشه که خود ِ اونچه که در اثباتش سخن می‌گویید رو از پیش اثبات‌شده درنظر گرفته باشید!


(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  خیلی احکام توی قرآن هستش که با نگاه ظاهری نمی شه به حکم اصلیش رسید.
واژه‌ی «خیلی» باعث عمومیت نداشتن میشه. یعنی «در مواردی میشه با نگاه ظاهری به حکم اصلی رسید». آیا این نظر رو دارید؟


(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  خیلی احکام توی قرآن هستش که با نگاه ظاهری نمی شه به حکم اصلیش رسید. ابهام داره. اینجا این حکم با قول و سیره ی معصوم تفسیر می شه
این استدلال این معنی رو میده که «اگر می‌شد با نگاه به قرآن کریم به حکم اصلی رسید و ابهام نداشت، نیاز به چیز دیگری نبود». آیا این نظر رو دارید؟


(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  قرآن می گه وقتی مسافر شدی، می تونی نمازت رو کامل نخونی
ولی این می تونی کامل نخونی قرآن، توی فقه ما به صورت باید کامل نخونی تفسیر شده. یعنی من مسافر باید نمازم رو شکسته بخوانم
اینه که فقیه اومده قرآن رو با معصوم و سیره ی معصوم تفسیر کرده
(۱۳/دی/۹۴ ۲۱:۴۳)مصباح نوشته است:  (مثال دیگش همون وضو هستش. که ما وضویی که توی قرآن اومده رو با فعل معصوم تفسیر می کنیم و انجام می دیم. ولی اهل سنت با برداشت خودشون از روی ظاهر قرآن===> برداشت غیر معصوم خالی از اشتباه نیست. ولی وقتی با فعل و قول معصوم همراه شد، خطاش از بین می ره)
اولاً در هر دو این موارد:
علتش که چرا این کار رو میکنن مطرحه، اما شما فقط به شرح این پرداختید که این کار رو میکنن!

ثانیاً در نقل‌قول پایین‌تر:
می‌فرمایید برداشت غیر معصوم از قرآن کریم خالی از اشتباه نیست.
و می‌فرمایید برداشت غیر معصوم از معصوم خالی از اشتباه هست.
چه حجتی برای این تفاوت دارید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۲, ۱۴/دی/۹۴
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

خیر امر طلاق زیر سوال نمی رفت
احکامی که توی قرآن آمده کلی هستند و ندرتا از جزئیات اونها گفته شده
اگه قرار بود کل جزئیات احکام توی قرآن می آمد، ما الان باید یک قرآن مثلا 10 ، 20 جلدی می داشتیم

بحث سر صفر و صد احکام نیست که یا حتما اونی که تو قرآن آمده واجب و یا غیر واجبه
احکامی که توی قرآن آمده کلی جزئیات داره که جزئیاتش توی قرآن نیست
در رابطه با همین طلاق یک کلیت گفته شده، اما تمامی شرایط و ریزه کاری هاش، شرایط و مراتب و ... رو باید توی سیره ی ائمه جست

حقیقت قرآن و ائمه یکیه
تو روایت داریم قرآن از پیامبر، توسط پیامبر بر پیامبر نازل شد. هیچ تفاوتی بینشون نیست. توی قرآن حکمی کلی گفته شده، تمامی جزئیاتش (نه صرفا رد و یا تاییدش) توی سیره ی معصومه
قرآن میاد روی یه حکم یه نظر کلی می ده (غالبا) بعد ما جزئیاتش رو از سیره بر می داریم.
کسی نگفته اگه معصومی عمل طلاق رو انجام نداده، پس طلاق غیر حلاله و در نتیجه حرام. همون طور که گفتم بحث سر صفر و صد وجودی حکم نیست
سر جزئیاتشه

من نگفتم اونی که تو قرآن اومده کلا برای من غیر معصوم غیر عالم حجیتی نداره
گفتم احکامش برای من حجیت نداره و باید در کنار یک منبع تفسیری حکم بشه
قرآن تو یه دید از دسته بندی ها به سه بخش تقسیم می شه : احکام، اخلاقیات، مسائل اعتقادی
احکام که همون فروع دینه، من نمی تونم حکمش رو خودم از قرآن برداشت کنم. اینجا منظورم حجیت نداشتن صرف لفظ آیات و صفحات قرآن بود که باید توسط یک عالم با قول و فعل معصوم برام ریز به ریزش تشریح بشه
ولی اعتقادات که همون اصول دینمه و اخلاقیاتم رو با توجه به وسع و علمم می تونم از لایه های قرآن سر دربیارم. می تونم توحیدم رو بفهمم ازش، نبوت و ...
می تونم اخلاقیاتش رو بفهمم و بکار بگیرم : وای بر تمسخر کنندگان، غیبت کنندگان، بخیلان و ...

اگه من هم غور کردم توی مسائل و احکام و فقه، اون وقت می تونم خودم هم احکام رو استخراج کنم
طوری که گفته شده توی دوره ی ظهوری حضرت حجت به دلیل همین بالارفتن سعه ی وجودی مردم برای درک حقایق همین اتفاق هم میفته و خود مردم احکامشون رو اجتهاد می کنند.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

بله منظورم حسبنا کتاب الله بوده

نقل قول:نفی ِ «حسبنا کتاب الله»
در بیان نیاز به امام برای هدایت هست و اشاره داره به
نفی ِ «توانایی ِ یافتن ِ هدایت صرفاً براساس قرآن کریم»
در حالی که جمله‌ی شما فقط اشاره داره به
نفی ِ «توانایی ِ یافتن ِ احکام صرفاً براساس قرآن کریم»
که حتی از پررنگ‌تر کردن ِ «احکام» به نظر میاد بر روی اون تأکید داشته‌اید.

خیر این چیزی که شما گفتید اصلا منظور من نبوده
وجود ائمه که فقط برای بیان و استخراج احکام نیست
این شاید پایین ترین شان از وجود یک امام باشه
امام خیلی بالاتر از این حرفهاست. خیلی بالاتر از حاکم شرع بودنه، خیلی بالاتر از احکام دینه
اگر آنی و کمتر از آنی توجه امام، از نظام هستی برداشته شه، کون و مکان از هم می پاشه و هیچی ازش نمی مونه
اینه جایگاه امام در نظام هستی نه صرفا و فقط بیان احکام

یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، میم.حسین.الف ، fafa*
۱۶:۴۷, ۱۴/دی/۹۴
شماره ارسال: #9

Sad
من چی گفتم شما جواب چی رو دادید!

اینکه میگید «بحث سر صفر و صد احکام نیست سر جزئیاتشه» یعنی چی؟ ما سر حجیت داشتن یا نداشتن اونچه که توی قرآن هست بحث داشتیم! اگر جزئیاتش هست، جزئیاتش. اگر کلیتش هست، کلیتش. بحث سر این بود که چیزی که باشه، به توسط روایات و برداشت از رفتار ائمه قابل رد نیست. اگر جزئیاتش هست، جزئیاتش. اگر کلیتش هست، کلیتش.

چیزی که من گفتم رو پاسخ بدید، نه اونچه که سخن بنده نبود رو به عنوان سخن بنده جا بزنید!

تا بعد بیام سر باقی اش.
---
اینطوری کل جملات بنده رو یهو جواب ندید که معلوم نشه جواب بعضی هاشون کجا رفت! اگر به بحث لطف دارید، دونه دونه سؤالات رو نقل کنید و پاسخ بدید(البته اگر پاسخی داشتید).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۷, ۱۴/دی/۹۴
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام

آخه من چطوری تیکه تیکه جواب بدم
هر حرفم چند بار تکرار و نقل شده

من واقعا واضح و مشخص گفتم
من نمی تونم به سوالات انقدر ریز جواب بدم
جواب دادنی بهتر از اینی که دارم، از قدرتم خارجه

شما چی گفتید، و من چی جواب دادم نبوده
من کلیت حرفتون رو خوندم و برداشتم از حرفاتون رو گفتم

خلاصه ی حرف من دو چیزه :
  1. دسترسی مستقیم به احکامی که در قرآن آمده از عهده ی منِ غیرعالم غیر معصوم خارجه====> مراجعه به کسی که اجتهاد داره
طلاق نه جزو امور اعتقادیه و نه جزو امور اخلاقی. جزو احکام دینه. پس درباره ی جزئیاتش به مرجع رجوع می کنم
این از جزئیات طلاق و احکام.


2. و اما در مورد خود اصل و نفس احکام من جمله طلاق
خیلی مسائل دیگه توی قرآن آمده مثل تعدد زوجات و متعه.
خب حتی اگه معصومی این امر رو انجام نداد، اصل و نفس این امور زیر سوال نمی ره (همون صفر و صدی اینجا منظورم بود)
چون توی قرآن اومده
ولی وقتی معصوم رو به این کارها میاره، داره به من کد می ده. می گه این معصوم به عنوان یک الگو در این شرایطی که اگه قراره یکی مثل تو توش گیر کرد، این عمل رو امجام داد. پس حجت بر تو تمامه و تو هیچ بهانه ای نداری.
ازدواج تو قرآن امده. نفس و عمل ازدواج تو قرآن آمده. ولی اینکه دقیق دقیق دقیق معیار ازدواج چی باشه، ملاک چی باشه، چه ازدواج هایی نارواست، چه ازدواج هایی رواست و ... اینجا رو من میام از سیره در میارم نه صرفا با اصل ازدواجی که تو قرآن امده
ازدواج های متعدد مثلا پیامبر داره برای من اتمام حجت می کنه. ازدواج با کنیز مانعی نداره، ازدواج برای تالیف قلوب جایزه، ازدواج با پولدار ایرادی نداره، با بی پول نداره، با اسیر نداره و ....

اینه که من اگه تو عمل ازدواج به همچین موردی رسیدم، می رم شبیهش رو توی سیره در میارم


یا در مورد حضرت امیر و متعه یه چیزهایی نقل شده که مناسب نمی بینم اینجا بحث بشه در موردش
یعنی چی؟
یعنی صرف اومدن متعه توی قرآن کفایت کرده؟
یا عمل معصوم داره به من کد می ده؟
صرف اومدن منو دقیق راهنمایی نمی کنه به مسیرم
وقتی می بینم امامم، ولی جامعم همچین کاری رو اون هم داره تو چه شرایطی انجام می ده، داره حجت رو بر من کامل می کنه
داره راه رو به من نشون می ده
العیاذبالله این بزرگواران که غرق در هوس و شهوت نبودن
می تونستن بگن هم صرف اومدن تعدد ازواج و متعه توی قرآن کافیه
ولی چرا این کار رو نکردن و خودشون هم شدند از انجام دهندگام اون کارها؟؟
اون هم نه یکبار، نه دوبار، چندین و چند بار
دارن با این کارشون تمامی راه ها رو به ما نشون می دن


یا همین امر طلاقی که گفتم. درسته اصلش توی قرآن امده
ولی واقعا کی طلاق؟ با چه شرایطی طلاق؟
چطور طلاق؟
توی نفس و اصل امرش که امری حلاله بحثی نیست. بحثش اینه که من کی حلال بودنش رو تشخیص بدم
هر وقت دلم خواست چون صرفا یک امر حلاله؟
این یه طرف قضیست

طرف دیگش اینه اصول فقه یه ریزه کاری هایی داره که صرفا صرفا با یک آیه از قرآن یک حکم فقهی استخراج نمی شه
اون آیه در کنار آیات دیگه قرار می گیره
نتیجش می ره با سیره ی معصوم سنجیده می شه
هزار تا صافی داره تا یه حکم از یه آیه استخراج شه

نقل قول:می‌فرمایید برداشت غیر معصوم از قرآن کریم خالی از اشتباه نیست.
و می‌فرمایید برداشت غیر معصوم از معصوم خالی از اشتباه هست.

و اما اینی که فرمودید :
برداشت اول مربوط می شه برداشت از قرآن صرف
برداشت دوم مربوط می شه به کنار هم گذاشتن آیات در کنار قول و فعل معصوم.


من جز اینها نه حرف دیگه ای دارم
و نه منظور دیگه ای داشتم
و همچنان بر سر حرف خودم هستم که تمامی احکامی که در قرآن آمده باید توسط معصوم انجام شده باشد تا تمامی راه های در روی آن بسته شود و از طرفی جزئیات و ریزه کاری های آن عیان شود.

و اگر فکر می کنید جواب سوال شما نبوده و من جوابی ندارم، ببخشید
بیشتر از این در حد پاسخگوییم نیست

موفق باشید
در پناه حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ـــ ، میم.حسین.الف
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا