|
"میلیاردی شدن فیلمی که ایرانی بودنمان را به سخره گرفت!"
|
|
۱۱:۱۸, ۱۴/فروردین/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۵ ۱۱:۱۹ توسط ابن عباس.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
از اخراجی های 2 تا من سالوادور نیستم
حال داخلی - سینما - اکران نوروزی: چراغهای سالن خاموش و فیلم آغاز میشود، فیلم در خصوص خانواده مذهبی و متعهد است که بنا بر کار خیر و انسان دوستانهی که انجام دادهاند از طرف یک شرکت توریستی (که در ادامه متوجه میشوییم این ترفند برای کشاند مرد خانواده به کشور برزیل برای انجام یک کار بوده) به خارج از کشور سفر میکند، مواجهی مرد و خانوادهاش با جامعه خارجی دستمایهی برای ایجاد فضای طنز در فیلم شده است؛ و در پایان نیز برای خالی نبودن عریضه با یک نتیجهی کاملاً اخلاقی- شما بخوانید احمقانه - فیلم به پایان میرسد. گذشته همان سینما- همان دورهی اکران: چراغهای سالن خاموش و فیلم آغاز میشود، فیلم در خصوص ربایش یک هواپیما توسط تعدادی عناصر خودفروخته است آنهم در خلال جنگ ایران و عراق است. هواپیمای ایرانی که در حال عزیمت به مشهد مقدس است را میربایند و سپس به خاک عراق منتقل میکنند. همچنین در اردوگاه زندانیان ایرانی، بعثیها برای نشان دادن برخورد انسان دوستانه خود با اسرا مراسمی را با حضور خبرنگاران آماده کردهاند. مواجهی مسافران هواپیمای ربودهشده با اسیران ایرانی در مقابل رسانههای بینالمللی آنهم در بستر طنز دستمایه فیلم است و درنهایت نیز همه اسیران حتی به قیمت از دست دادن جانشان نیز حاضر نمیشوند در کشور بیگانه و آنهم در مقابل بعثیها سر خم کنند و تسلیم خواستهای آنان شوند. بدون شک با آنچه در دو بخش حال و گذشته توصیف شد مقصود نویسنده از نام دو فیلمی که خلاصهی آن بیان شد هویدا و آشکارشده است. دو فیلمی که در یک دوره زمانی و با استقبال شدید مخاطبان رو به گشته و همین دو ویژگی سبب شده است تا نگاهی هرچند کوتاه و گذار به تفاوتهای فرهنگی و هنری این روزها و آن روزهای که چندان هم مسافت زمانی را شامل نمیشوند گردد. اردیبهشت سال 88 درحالیکه دولت نهم روزهای پایانی خود را میگذراند، فیلم اخراجیهای 2 با فروش حدود 8 میلیارد تومان خود، رکورد پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران را ثبت کرد و درست در همان ایام محمدحسین صفارهرندی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی نامهی خطاب به مسعود دهنمکی از ایشان برای رخ داد چنین استقبالی کمنظیری تقدیر و تشکر کرد. فیلمی که بدون شک میتوان آن را نمونه کوچک و ساده از نتایج راهبردی رئیس دولت و همگامی و همراهی متولی دستگاه فرهنگ و هنر در حوزه سینما برشمرد. القصه آنکه، رکورد پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران به نام فیلمی ثبتشده بود که از غیرت ایرانی اسلامی در کشوری متخاصم و غریبه سخن به میان آورده بود، فارغ از کمیت و کیفیت- در سالن سینما فیلمی لبخند به لبت مینشاند که لحظهبهلحظه آن افتخاری بود به ایرانی بودنت به ازخودگذشتگیهای هموطنانت و سختیهای که برای آزادی و سرافرازی کشورت رفته است؛ و چه حسن ختامی بود بر پایانبندی آن فیلم با سرود زیبای «ای ایران ای مرز پرگوهر». سالها و روزها از آن دوران گذشت و حال در سال و فصلی نو اکران فیلمهای نوروزی پا به سالنهای سینما گذاشتهاند و باز یک فیلم همانند آنچه مثال زده شد قدم در باشگاه میلیاردیها نهاده و با استقبال مخاطبان روبهرو شده اما این کجا و آن کجا. فیلمی که بهجرئت میتوان آن را مصداق بارزی از نگاه فرهنگی و هنری دولت بر ملت و سرزمینمان برشمرد. فیلمی که از همان دقایق ابتدای، اسلامی بودنت را مورد تمسخر قرار میدهد و اندکی بعد در کشوری بیگانه ایرانی بودنت را به سخره میگیرد و نکته جالب آنجاست که متصدیان محترم و معزز فیلم میلیاردی، از شدت ذوق و خوشحالی بارها اعلام کردهاند که هیچ بعید نیست رکورد 8 میلیاردی را بزنیم ما نیز امیدواریم اما میدانیم که ایراد و اشکال نه از ما و نه از مردم و نه از هنرمندانمان، بلکه از متولیان دستگاههای فرهنگی و هنری کشورمان است؛ زیرا آنچه در تفکر خودشان میگذرد را به هنرمندان سرم وارانه تزریق کردهاند همانطور که متولیان فرهنگ و هنر در دولت نهم غیرت، تعصب و عرق به ایرانی و اسلامی بودن را به طرز هنرمندانهی، به هنرمندان آموختند تا به زیبایی خلق کنند آثاری که هرکدام در تاریخ این سرزمین ماندگار شدند.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







