کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ایا اسلام دینی خشن است که بازورشمشیر ایرانیان رامسلمان کرد؟
۱۲:۰۵, ۱۶/دی/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
این مطلب رو بخونید
نظراتتون رو میخوام بدونم.
همش بادکر منبع هست من بدون منبع حرف نمیزنم
خواهش میکنم بگین اینا همش دروغه......

این متن نه توهینی ایست به اسلام ونه به عقاید کسی.

میخواهم به ۱۴۰۰ سال پیش برگردیم…

در خانه ات ، کنار خانواده خود هستی که خبر میرسد به کشورت حمله شده و طبق نظر پیامبر اسلام و کتاب مقدسش ، اگه بتوانند شهری را اشغال کنند، خواهر، مادر و همسرت را دزدیده و تا آخر عمرشان به کنیزی و خدمت بخود وادار و برادر و پدرت را اگر بدن و دندان سالمی داشته باشند به غلامی و‌بردگی میبرند وهر که مخالفت کند سر از تنش جدا ...البته به دستور خدا در قرآن و چیزی شبیه داعش امروزی.
به مردم آذربایجان فکر کن که مرد هایشان را دسته دسته در زنجیر میکنند و در برابرچشمانشان به همسران و دخترانشان تجاوز و بعد از ارضاع شدن...آن مرد هایی که حاظر به غلامی و بردگی نشده ا ند را گردن میزنند «تاریخ ایران ج ۳ ص ۳۵۹ ش۱۹۰»
به مهربانو های ۱۵ ساله ی خراسانی فکر کن که به فاحشه خانه های شام برده شده اند ، تا قبل از هر حمله لشکریان خدا برای جهاد ، به آن دخترک ها تجاوز کنند، البته برای گرفتن روحیه. « تاریخ طبری ، ج ۴ ، ش ۲۴ ص ۱۴»

فکر کن که اینک شهرت را گرفته اند و اسیری ، اربابت مشغول نکاح با دختر ۹ ساله ایست که معلوم نیست از کدام جهاد فی سبیل الله به پاداش گرفته ، و تو باید به اندازه ده گاو کار کنی ، بار بیاوری و ببری وگرنه شلاق میخوری و صد البته آن دنیا به جهنم میروی چون طبق قرآن کنیز و غلام باید مطیع اربابشان باشند ، و وقتی شهوت اربابت بالا زد ، دختران برده را به نکاح اودر میاورند ، و تو صدای ناله های آنان را میشنوی....در زیر بدن پرعفونت و لجن یک عرب که از صحابه است....‌و آن صحابه حتما به بهشت میرود چون جهادش در راه خداست.

و خبر هایی میشنوی از اینکه هم وطنت یعنی بابک خرمدین و هفتاد یارش را مسلمین در راه خدا زنده زنده سوزاندند یا میشنوی که آب سفید رود را به خاطر گردن زدن هزاران هم وطنت به رنگ قرمز درآورده اند.« تاریخ ۶۳۰۰ ساله ایران ؛ رابرتن.ون ص ۲۵۰... تاریخ طبری ج۴ ص ۳۱۰ »

حال ۲ سوال ازشما دوستان گرامی
نخست:
اگر ۱۴۰۰ سال پیش وجود داشتی ، ایا تن به خفت میسپردی یا جنگ با این وحوش را بجان میخریدی؟
دو :
اگر تو از شهیدان یا اسیران در راه دفاع از وطن در مقابل حمله مسلمانان بودی، آیا باور میکردی ۱۴۰۰ سال بعد عده ای بگویند ، ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند؟

البته باز هم میتوانی خود را گول بزنی... ولی این روزها زاد روز بابك خرمدين است‌؛

محل تولد: كليبر بلال ٱباد
علت مرگ: بريده شدن دست و پا و سر
آرامگاه: ندارد
اتهام:
مبارزه برضد اشغال گری اعراب.
جنبش :رهبر انقلابی جنبش سرخ جامگان
دشمنانش :خلیفه های عباسی ؛ مامون و معتصم

صحنه بیدادگاه:

خلیفه: اگر توبه کنی می بخشمت!
بابک: گنهکاران توبه می کنند نه وطن پرستان.
خلیفه: تو اکنون در چنگ ما هستی!
بابک: جسمم آری ولی روحم نه، دژِِ آرمان من تسخیر ناپذیر است...
خلیفه:جلاد قطعه قطعه اش کن تا با زجر بمیرد!...
جلاد با یک ضربت دست راست بابک را قطع میکند...
بابک به زمین مینشیند و با خون کتفش صورتش را غرق خون میکند..
خلیفه: کافر! این دیگر چه بازیست؟
بابک: پیش نامرد باید مردانه مرد...با رفتن خون از تنم رخسارم زرد می شود و تو گمان می کنی از ترس است ...اما مرا ترسی از گله ی روباهان نیست...
با قطع هر عضوم بابکی در این سرزمین متولد می شود...
با هر جمله ای که بابک می گفت عضوی از بدنش بر زمین می افتاد...
خلیفه: جلاااااااااااد..... ببر صدایش را!
و شمشیر فرود می آید...
و سر، سری که پیش هیچ ظالمی خم نشده بود به زمین می افتد...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیدا77
۱۳:۳۱, ۱۶/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۴ ۱۹:۰۳ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #2
آواتار
به نام خدا

نخیر این سوال از اساس اشتباه است.

هر شخصی تاریخ را بدون پیشداوری و تندروی بخواند، متوجه میشود که اتفاقا ایرانیان به علت نظام طبقاتی و فساد حاکم بر سلسله ساسانی کامل از دولتمردان زمانشان نفرت داشتند.

نظام طبقاتی ایران به گونه ای بود که مردم عادی را به عنوان بردگان و کارگران طبقات موبدان و سرداران و پادشاهان و نجبا میدانسته و حتی آنها حق تحصیل هم نداشتند.

در کنار اینها بین طبقات مرفه جامعه هم برای تصاحب قدرت، درگیری بود و ایران آن زمان اوضاع وخیمی داشت.

در کنار همه اینها اتفاقا برعکس نظرات مخالفان اسلام، مردم ایران بعد از آشنایی با اسلام با روی باز از مسلمانان استقبال کردن و مقاومت چندانی در برابر لشکر مسلمانان از خود نشان ندادند.

این تزهای قتل و غارت و وحشیگری هم همان تندروهایی میدهند که در برابر آرامگاه منتسب به کوروش سجده میکنند و همه اینها هم توسط بیگانگان کنترل میشوند.

نکته جالب هم اینکه نامهای اصیل ایرانی برای قرنها و تاکنون جزو اقلیت نام‌هایی بود که پدران و مادران ایرانی روی فرزندان خود میگذاشتند و اکثرا نامهای پیامبران و امامان و بزرگان اسلام را برای نامگذاری فرزندان خود انتخاب میکردند و نظام پادشاهی ساسانی به قدری ایرانیان را منزجر کرده بود که آنها فرهنگ مسلمانان را هم برابر با فرهنگ خودشان دانستند و از آن به شدت استقبال کردند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیدا77
۱۴:۱۵, ۱۶/دی/۹۴
شماره ارسال: #3
آواتار
(۱۶/دی/۹۴ ۱۲:۰۵)shide نوشته است:  این مطلب رو بخونید
نظراتتون رو میخوام بدونم.
همش بادکر منبع هست من بدون منبع حرف نمیزنم
خواهش میکنم بگین اینا همش دروغه......

این متن نه توهینی ایست به اسلام ونه به عقاید کسی.

میخواهم به ۱۴۰۰ سال پیش برگردیم…

در خانه ات ، کنار خانواده خود هستی که خبر میرسد به کشورت حمله شده و طبق نظر پیامبر اسلام و کتاب مقدسش ، اگه بتوانند شهری را اشغال کنند، خواهر، مادر و همسرت را دزدیده و تا آخر عمرشان به کنیزی و خدمت بخود وادار و برادر و پدرت را اگر بدن و دندان سالمی داشته باشند به غلامی و‌بردگی میبرند وهر که مخالفت کند سر از تنش جدا ...البته به دستور خدا در قرآن و چیزی شبیه داعش امروزی.
به مردم آذربایجان فکر کن که مرد هایشان را دسته دسته در زنجیر میکنند و در برابرچشمانشان به همسران و دخترانشان تجاوز و بعد از ارضاع شدن...آن مرد هایی که حاظر به غلامی و بردگی نشده ا ند را گردن میزنند «تاریخ ایران ج ۳ ص ۳۵۹ ش۱۹۰»
به مهربانو های ۱۵ ساله ی خراسانی فکر کن که به فاحشه خانه های شام برده شده اند ، تا قبل از هر حمله لشکریان خدا برای جهاد ، به آن دخترک ها تجاوز کنند، البته برای گرفتن روحیه. « تاریخ طبری ، ج ۴ ، ش ۲۴ ص ۱۴»

فکر کن که اینک شهرت را گرفته اند و اسیری ، اربابت مشغول نکاح با دختر ۹ ساله ایست که معلوم نیست از کدام جهاد فی سبیل الله به پاداش گرفته ، و تو باید به اندازه ده گاو کار کنی ، بار بیاوری و ببری وگرنه شلاق میخوری و صد البته آن دنیا به جهنم میروی چون طبق قرآن کنیز و غلام باید مطیع اربابشان باشند ، و وقتی شهوت اربابت بالا زد ، دختران برده را به نکاح اودر میاورند ، و تو صدای ناله های آنان را میشنوی....در زیر بدن پرعفونت و لجن یک عرب که از صحابه است....‌و آن صحابه حتما به بهشت میرود چون جهادش در راه خداست.

و خبر هایی میشنوی از اینکه هم وطنت یعنی بابک خرمدین و هفتاد یارش را مسلمین در راه خدا زنده زنده سوزاندند یا میشنوی که آب سفید رود را به خاطر گردن زدن هزاران هم وطنت به رنگ قرمز درآورده اند.« تاریخ ۶۳۰۰ ساله ایران ؛ رابرتن.ون ص ۲۵۰... تاریخ طبری ج۴ ص ۳۱۰ »

حال ۲ سوال ازشما دوستان گرامی
نخست:
اگر ۱۴۰۰ سال پیش وجود داشتی ، ایا تن به خفت میسپردی یا جنگ با این وحوش را بجان میخریدی؟
دو :
اگر تو از شهیدان یا اسیران در راه دفاع از وطن در مقابل حمله مسلمانان بودی، آیا باور میکردی ۱۴۰۰ سال بعد عده ای بگویند ، ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند؟

البته باز هم میتوانی خود را گول بزنی... ولی این روزها زاد روز بابك خرمدين است‌؛

محل تولد: كليبر بلال ٱباد
علت مرگ: بريده شدن دست و پا و سر
آرامگاه: ندارد
اتهام:
مبارزه برضد اشغال گری اعراب.
جنبش :رهبر انقلابی جنبش سرخ جامگان
دشمنانش :خلیفه های عباسی ؛ مامون و معتصم

صحنه بیدادگاه:

خلیفه: اگر توبه کنی می بخشمت!
بابک: گنهکاران توبه می کنند نه وطن پرستان.
خلیفه: تو اکنون در چنگ ما هستی!
بابک: جسمم آری ولی روحم نه، دژِِ آرمان من تسخیر ناپذیر است...
خلیفه:جلاد قطعه قطعه اش کن تا با زجر بمیرد!...
جلاد با یک ضربت دست راست بابک را قطع میکند...
بابک به زمین مینشیند و با خون کتفش صورتش را غرق خون میکند..
خلیفه: کافر! این دیگر چه بازیست؟
بابک: پیش نامرد باید مردانه مرد...با رفتن خون از تنم رخسارم زرد می شود و تو گمان می کنی از ترس است ...اما مرا ترسی از گله ی روباهان نیست...
با قطع هر عضوم بابکی در این سرزمین متولد می شود...
با هر جمله ای که بابک می گفت عضوی از بدنش بر زمین می افتاد...
خلیفه: جلاااااااااااد..... ببر صدایش را!
و شمشیر فرود می آید...
و سر، سری که پیش هیچ ظالمی خم نشده بود به زمین می افتد...

با سلام اول منابعی که مستند کردید متنتون رو ایا بدون خدشه هست؟ ایا فقط همین منبع رو میشناسین و بقیه مدارک رو غیر مستند میدونید؟

نکته اول: کتاب های تاریخی مثل طبری و بلاذری و ... کتاب های گزارش نویسی است مثلا در مورد فتح فلان شهر ده گزارش نقل می کنند که فلانی گفت بدون جنگ فتح شده، فلانی گفت جنگ شد و ده نفر کشته شد، فلانی گفت صد نفر کشته شده، فلانی گفت ده هزار نفر کشته شد و شهر را تخریب کردند و زنان را نیز به اسارت بردند ، در پایان نیز نویسنده اظهار نظر نمی کند چرا که فقط قصدش گزارش نویسی است.
اما دشمنان اسلام از بین این چند گزارش تنها گزارش آخر را نقل می کنند و از کتاب مربوطه نیز آدرس می دهند ولی نه تنها از هدف نویسنده کتاب چیزی نمی گویند بلکه گزارشات دیگری که به ضررشان است اصلا نقل نمی کنند.
نکته دوم: همین گزارش آخر را هم دقیق نمی گویند بلکه بسیار دروغ در آن اضافه می کنند
البته نکات دیگری نیز هست که در خلال بحث خدمتتان عرض می کنم.

این متن که در پست های بعدی به دروغ بودن آن اشاره می کنیم نه تنها توهین به اسلام و مقدسات مسلمانان است بلکه توهین به ایرانیان و تمدن آنان نیز هست
این متن ایرانیانی را به تصویر می کشد که در معرضه حمله دشمن قرار گرفته اند، دین آبائی و اجدادی خود را از ترس کشته شدن رها نموده و به دین مهاجمان در آمده اند، مهاجمان به دختران و زنان آنان تجاوز کرده اند اما آنان تنها برای رهایی جان خود حاضر به قبول اسلام شده اند
  • آیا این اهانت به ایران و ایرانی نیست؟
آیا دین کسی را می شود به زور تغییر داد؟ دین از امور قلبی است و تغییر اجباری آن معنا ندارد تمام دنیا جمع شوند و بخواهند بنده را از دینم منصرف قبول نمی کنم. وقتی بخواهند فرزندم را در جلو چشمم بکشند از ترس قبول می کنم اما ظاهری، چرا که به درون قلب من اشراف ندارند تا بندانند من دروغ می گویم یا راست، دین خود را نیز در خانه خود به دور از چشم آنان انجام می دهم. غرض دین از امور قلبی است که اکراه و اجبار در آن راه ندارد.
راستی چرا ایرانیان هنگامیکه ایرانیان در همان قرن یک و دو قدرتی پیدا کردند که توانستند زیر پرچم ابومسلم خراسانی (که می گفت الرضا من آل محمد) حکومت بنی امیه را سرنگون کنند به دنبال احیای دین و حکومت و تمدن قبلی خود بر نیامدند، آیا می شود پدران کسی را کشت، به دختران و زنان آنان تجاوز کرد، اما آن قوم در حدود یک قرن به قدرتی می رسند که می توانند خلیفه را تغییر دهند تغییر هم می دهند ولی دوباره به دنبال رهبری یک گروه دیگر از آن قوم مهاجم باشند چرا که ایرانیان زیر پرچم ابومسلم به دنبال احیای سلطنیت ساسانیان نبودند بلکه با شعار الرضا من آل محمد فریب ابومسلم و عباسیان را خوردند.

ایا انها توهین به ملت بزرگ ایران از باستان تا الان نیست
ببینید به بهانه دفاع از ایرانیان بزرگترین توهین را به ایرانیان فعلی و اجداد انان می کننند
اگه دوستان اجازه بدن براتون اثبات میگنم که چرا حرفهاتون بدون سند و دارای مغالطه و جعلیات و .. هست .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amirak ، قلب ، السا ، میم.حسین.الف ، shide ، آیدا77
۱۵:۲۳, ۱۶/دی/۹۴
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
حالشو ندارم مقدمه موخره از این چیزا فقط چنتا چیز که قبلا خوندم رد می کنم بقیه با دوستان

نقل قول:به مردم آذربایجان فکر کن که مرد هایشان را دسته دسته در زنجیر میکنند و در برابرچشمانشان به همسران و دخترانشان تجاوز و بعد از ارضاع شدن...آن مرد هایی که حاظر به غلامی و بردگی نشده ا ند را گردن میزنند «تاریخ ایران ج ۳ ص ۳۵۹ ش۱۹۰»

اگه منظورتون این کتابه که من همچین چیزی توش پیدا نکردم اگه هست عکس بگیرید بزارید اینجا

[تصویر: tarykh_ayran_bastan_3.jpg]

نقل قول:به مهربانو های ۱۵ ساله ی خراسانی فکر کن که به فاحشه خانه های شام برده شده اند ، تا قبل از هر حمله لشکریان خدا برای جهاد ، به آن دخترک ها تجاوز کنند، البته برای گرفتن روحیه. « تاریخ طبری ، ج ۴ ، ش ۲۴ ص ۱۴»

نقل قول:فکر کن که اینک شهرت را گرفته اند و اسیری ، اربابت مشغول نکاح با دختر ۹ ساله ایست که معلوم نیست از کدام جهاد فی سبیل الله به پاداش گرفته ، و تو باید به اندازه ده گاو کار کنی ، بار بیاوری و ببری وگرنه شلاق میخوری و صد البته آن دنیا به جهنم میروی چون طبق قرآن کنیز و غلام باید مطیع اربابشان باشند ، و وقتی شهوت اربابت بالا زد ، دختران برده را به نکاح اودر میاورند ، و تو صدای ناله های آنان را میشنوی....در زیر بدن پرعفونت و لجن یک عرب که از صحابه است....‌و آن صحابه حتما به بهشت میرود چون جهادش در راه خداست.

و خبر هایی میشنوی از اینکه هم وطنت یعنی بابک خرمدین و هفتاد یارش را مسلمین در راه خدا زنده زنده سوزاندند یا میشنوی که آب سفید رود را به خاطر گردن زدن هزاران هم وطنت به رنگ قرمز درآورده اند.« تاریخ ۶۳۰۰ ساله ایران ؛ رابرتن.ون ص ۲۵۰... تاریخ طبری ج۴ ص ۳۱۰ »
اسلام زنا رو حرام اعلام کرده و با توجه به اینکه خلیفه دوم به ایران حمله کرده (احتمالا)صیغه ای هم درکار نبوده تاز اگرم بوده خیلی با این قضیه فرق داره پس اگرم همچین چیزی بوده اشتباه اونا بوده نه اصل دین..هیچ جای دین نوشته نیست زن ببرید و هرچقدر می خواید بهش تجاوز کنید،ازدواجم اگر باشه بایک نفره...
درباره کتاب تاریخ ۶۳۰۰ ساله ایران هم متاسفانه گیرم نیومد تا بخونمش یعنی اساسا بعید میدونم همچین کتابی نوشته شده باشه!!!!
البته رفرنس تاریخ بلعمی هم کلا غلطه و همچین چیزی وجود خارجی نداره...میتونید دانلود کنید بخونید

من نمی دونم ایران به زور شمشیر اسلام اورد یا نه ولی اینو میدونم که ایرانی جماعت کلمه زور و اجبار براش معنی نداره وگرنه قبل از اسلام سلوکیان و بعد از اسلام مغلول ها همین کارهارو کردند ولی ما نه زیر بار فرهنگ شیک خوشگل یونانی ها رفتیم نه زیر بار فرهنگ وحشی گری مغلول ها...

موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، mahdy30na ، السا ، amirak ، میم.حسین.الف ، shide
۱۵:۳۳, ۱۶/دی/۹۴
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۶/دی/۹۴ ۱۴:۱۵)mahdy30na نوشته است:  با سلام اول منابعی که مستند کردید متنتون رو ایا بدون خدشه هست؟ ایا فقط همین منبع رو میشناسین و بقیه مدارک رو غیر مستند میدونید؟

نکته اول: کتاب های تاریخی مثل طبری و بلاذری و ... کتاب های گزارش نویسی است مثلا در مورد فتح فلان شهر ده گزارش نقل می کنند که فلانی گفت بدون جنگ فتح شده، فلانی گفت جنگ شد و ده نفر کشته شد، فلانی گفت صد نفر کشته شده، فلانی گفت ده هزار نفر کشته شد و شهر را تخریب کردند و زنان را نیز به اسارت بردند ، در پایان نیز نویسنده اظهار نظر نمی کند چرا که فقط قصدش گزارش نویسی است.
اما دشمنان اسلام از بین این چند گزارش تنها گزارش آخر را نقل می کنند و از کتاب مربوطه نیز آدرس می دهند ولی نه تنها از هدف نویسنده کتاب چیزی نمی گویند بلکه گزارشات دیگری که به ضررشان است اصلا نقل نمی کنند.
نکته دوم: همین گزارش آخر را هم دقیق نمی گویند بلکه بسیار دروغ در آن اضافه می کنند
البته نکات دیگری نیز هست که در خلال بحث خدمتتان عرض می کنم.

این متن که در پست های بعدی به دروغ بودن آن اشاره می کنیم نه تنها توهین به اسلام و مقدسات مسلمانان است بلکه توهین به ایرانیان و تمدن آنان نیز هست
این متن ایرانیانی را به تصویر می کشد که در معرضه حمله دشمن قرار گرفته اند، دین آبائی و اجدادی خود را از ترس کشته شدن رها نموده و به دین مهاجمان در آمده اند، مهاجمان به دختران و زنان آنان تجاوز کرده اند اما آنان تنها برای رهایی جان خود حاضر به قبول اسلام شده اند
  • آیا این اهانت به ایران و ایرانی نیست؟
آیا دین کسی را می شود به زور تغییر داد؟ دین از امور قلبی است و تغییر اجباری آن معنا ندارد تمام دنیا جمع شوند و بخواهند بنده را از دینم منصرف قبول نمی کنم. وقتی بخواهند فرزندم را در جلو چشمم بکشند از ترس قبول می کنم اما ظاهری، چرا که به درون قلب من اشراف ندارند تا بندانند من دروغ می گویم یا راست، دین خود را نیز در خانه خود به دور از چشم آنان انجام می دهم. غرض دین از امور قلبی است که اکراه و اجبار در آن راه ندارد.
راستی چرا ایرانیان هنگامیکه ایرانیان در همان قرن یک و دو قدرتی پیدا کردند که توانستند زیر پرچم ابومسلم خراسانی (که می گفت الرضا من آل محمد) حکومت بنی امیه را سرنگون کنند به دنبال احیای دین و حکومت و تمدن قبلی خود بر نیامدند، آیا می شود پدران کسی را کشت، به دختران و زنان آنان تجاوز کرد، اما آن قوم در حدود یک قرن به قدرتی می رسند که می توانند خلیفه را تغییر دهند تغییر هم می دهند ولی دوباره به دنبال رهبری یک گروه دیگر از آن قوم مهاجم باشند چرا که ایرانیان زیر پرچم ابومسلم به دنبال احیای سلطنیت ساسانیان نبودند بلکه با شعار الرضا من آل محمد فریب ابومسلم و عباسیان را خوردند.

ایا انها توهین به ملت بزرگ ایران از باستان تا الان نیست
ببینید به بهانه دفاع از ایرانیان بزرگترین توهین را به ایرانیان فعلی و اجداد انان می کننند
اگه دوستان اجازه بدن براتون اثبات میگنم که چرا حرفهاتون بدون سند و دارای مغالطه و جعلیات و .. هست .
خوب نوشتید
ولی دوستان این شبهه خیلی بزرگی هست
اهل فن پاسخ جامع تر و کامل تری بدیدDodgyDodgyDodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۷:۴۲, ۱۶/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۴ ۱۷:۴۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #6

سلام
برخی از جنگهایی که بین اعراب و ایرانیان در گرفت، در زمان حاکمانی مثل بنی عباس و بنی امیه و ... رخ داد که از نظر ما حکومتهایی منطبق بر اسلام نیستند. مثلاً کشتار مانویان در دوره بنی عباس بوده یا گردن زدن موبدان به طور وسیع توسط یکی از سرداران حجاج بن یوسف به نام قتیبه ابن مسلم رخ داد. بابک خرمدین هم برای مبارزه با حکومت عباسیان قیام کرد.
اکثریت ایرانیان اون زمان زرتشتی بودند که جزو اهل کتاب محسوب میشن. اهل کتاب برای حفظ دینشون بایستی جزیه می پرداختند. برخی معتقدند این جزیه از مالیاتی که حکومت ساسانی از مردم می گرفته کمتر بوده (این رو البته یه جایی خوندم و رفرنسش باید بررسی بشه).
اینها رو بایستی یک فرد متخصص بررسی کنه. توصیه می کنم در سایت askquran این سوال رو مطرح بفرمایید و خلاصه بحث رو در اینجا بیارید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، میم.حسین.الف ، shide
۱۸:۰۲, ۱۶/دی/۹۴
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۶/دی/۹۴ ۱۵:۳۳)ali0077 نوشته است:  خوب نوشتید
ولی دوستان این شبهه خیلی بزرگی هست
اهل فن پاسخ جامع تر و کامل تری بدیدDodgyDodgyDodgy

سلام خدمت شما و سایر دوستان
اول اینکه این متن اول که جناب shide نوشتن یه شایعه ( بهتره بگم متنی بی اساس ) که در فضای مجازی دست به دست داره میچرخه و فقط دنبال نشر هستن و نه پاسخ .

بعدشم اهل فن نمیخواد اخوی گرام . کمی سر تو کتاب داشته باشی و یکم اهل تحقیق متوجه میشی متن چه اشکالاتی داره.
برای اطلاع شما و سایر دوستان :
کافیه فقط سطر اول عبارت رو تو فضای مجازی سرچ کنید دستون میاد خیلی مزالب . اگه بحثی هم بشه تکرار مکررات و اینکه بها دادن به یکسری مطالب بی اساس هست .
قفط نقل قول میکنم که بدونین چی به چی هست
نقل قول:[/b]
متن شایعه





"
میخوام برگردیم به ۱۴۰۰ سال پیش؛؛
تو خونت ، کنار خانوادت هستی که خبر میرسه که به کشورت حمله شده ، و طبق نظر پیامبر و کتاب مقدسشون ، اگه بتونن یه شهر و اشغال کنن ، خواهرت و مادرت و همسرت رو میدزدن و تا آخر عمرشان باید به عنوان کنیز به آنها خدمت کنن و برادر و پدرت را اگر بدن و دندان سالمی داشته باشد به غلامی و‌بردگی میبرند





.
و هر که مخالفت کند سر از تنش جدا میشود البته به دستور خدا ( در قرآن ).چیزی شبیه داعش فکر کن به مردم آذربایجان که مرد هایشان را دسته دسته در زنجیر میکنند و در جلوی چشمان آن ها به همسر و دخترشان تجاوز میکنند و بعد از ارضا شدن ، آن مرد هایی که حاظر به غلامی و بردگی نشدند رو گردن میزنند( تاریخ ایران ج ۳ ص ۳۵۹ ش۱۹۰)
به مهربانو های ۱۵ ساله ی خراسانی فکر کن که به فاحشه خانه های شام بردنشان ، تا قبل از هر حمله لشکریان خدا برای جهاد ، به آن دخترک ها تجاوز کنند برای گرفتن روحیه( تاریخ طبری ، ج ۴ ، ش ۲۴ ص ۱۴)
....






( بغضم‌ گرفت ).... فکر کن اگر شهر را بگیرند و اسیر شوی ، اربابت مشغول مالیدن دختر
۹ ساله ایست که معلوم نیست از کدام جهاد فی سبیل الله به پاداش گرفته ،






، و مادرت در حال شستن پاهای اوست و تو باید به اندازه ده گاو کار کنی ، بار بیاوری و ببری وگرنه شلاق میخوری و صد البته آن دنیا به جهنم میروی چون طبق قرآن کنیز و غلام باید مطیع اربابشان باشند ، و وقتی شهوت اربابت بالا زد ، خواهران هموطنت را میبرن که با او نکاح کند ، و تو صدای ناله های انها را میشنوی.... در زیر بدن یک عرب که از صحابه است....‌ و اون صحابه حتما به بهشت میرود چون جهاد در راه خدا کرده !! و خبر هایی میشنوی از اینکه هم وطنت یعنی بابک خرمدین و هفتاد یارش را مسلمین در راه خدا زنده زنده سوزاندند

یا میشنوی سفید رود را که به خاطر قطع گردن هزاران هم وطنت به رنگ قرمز درامده ( تاریخ ۶۳۰۰ ساله ایران ؛ رابرتن.ون ص ۲۵۰ /// تاریخ طبری ج۴ ص ۳۱۰ )
حال ۲ سوالم را میپرسم ،
یک :اگر ۱۴۰۰ سال پیش وجود داشتی ، به جنگ این وحشی ها میرفتی یا ترجیح میدادی صدای ناله های خواهرانت را بشنوی؟
دو : اگر تو از شهیدان یا اسیران در راه دفاع از وطن در مقابل حمله مسلمانان بودی ؛ آیا باور میکردی ۱۴۰۰ سال بعد یک عده بگویند ، ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند؟؟ باز هم میتونی خودت را گول بزنی؟؟؟؟؟





"




پاسخ شایعه
1. این شبهه سراسر دروغ است و نه تنها استناد تاریخی ندارد بلکه از دلایل عقلانی هم پیروی نکرده است





!
2. حکم بردگی تنها مربوط به کافرانی بود که در تهاجم نظامی و با هدف نابودی سرزمین اسلامی شرکت کرده باشند، آنهم با صلاحدید حاکم اسلامی ؛ در حالیکه اگر مسلمانان مغلوب می شدند ، خود و زنانشان در میدان جنگ یا غیر آن به تصاحب لشکر غالب در می آمدند





.
3. پس این حکم در چنین زمانی که برده گیری قانون جاری بود، نه تنها شرم آور نبود، بلکه حکمی عادلانه ، قابل دفاع و در جهت رعایت مصلحت جامعه اسلامی و حتی رعایت حال جنگجویان مغلوب بوده و اسلام این اجازه محدود را داد تا مشرکان به حمله بر کشور اسلامی گستاخ نشوند


.
4. در جلد سوم کتاب تاریخ ایران باستان (صفحه 1955 الی 2723) هیچ اشاره ای به حمله مسلمانان به ایران و داستان خیالی نویسنده نشده است و ادعا کذب می باشد


.
5. جلد چهارم کتاب تاریخ طبری از صفحه 1226 الی 1658 می باشد




!
نه تنها صفحات ادعا شده نادرست است ، بلکه اساسا چنین مطالبی یافت نشد


!
6. نه کتابی به اسم "تاریخ 6300 ساله ایران" وجود دارد و نه نویسنده ای به نام "رابرتن.ون"! و مطلب کاملا غلط است ! سرگذشت و مرگ بابک خرمدین :
7. به گواهی تاریخ مردم ایران در برابر مسلمانان مقاومت نکردند و علت اصلی شکست سپاه ایران، همین نارضایتی مردم از حکومت و آیینشان بود. آنان نخواستند بجنگند و حتی گاهی با مسلمانان همکاری می‏ کردند


.
8. پذیرش اسلام اجباری نبود و تا 3 قرن پس از فتح ایران، آتشکده ها در سراسر ایران برپا بود. پیروان زرتشت به تدریج و با اختیار خود به اسلام گرویدند و برخی نیز تا الان بر آیین خود هستند


.
9. اگر پذیرش فرهنگ و دین بزور شمشیر باشد ، شمشیر مغولان از اعراب تیزتر و برنده تر بود! ایرانیان به این دلایل اسلام را پذیرفتند





:
*





محتوای اسلام مبنی بر فرهنگ انسان دوستانه، ضد تبعیض ، عدالت محور و سازگار با فطرت انسان
*





مشاهده ساده زیستی اصحاب پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خصوصا امام علی (علیه السلام) و عاملان آنها در ایران و قیاس با حکومت اشرافی و جامعه طبقاتی ساسانی





.
*





عشق و علاقه مردم به اهل بیت(علیه السلام)
10.





این شبهات از سوی ایرانیان تهیه نشده ، اما آنها که این متنهای کذب را منتشر می کنند باید بدانند که ناخواسته به حیثیت تاریخی و نوامیس کشورشان اهانت می کنند





.
حق جو وحق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/336
همجتین :
نقل قول:
پاسخ شبهه : متن فوق که سرشار از اشکالات متعدد تاریخی و فقهی است و هیچ چیـزی را اثبات نمی کنـد. مشخص نیست چرا افراد امروزه برای مقابله با اسلام اقدام به دروغ پراکنـی و تحریک احساساتِ عموم، با نام بردن از چند کلمه ناموس، تجاوز، وحشی، اسلام، قرآن، ایران و … می کنند و تمام تاریـخ این کشـور و گواهی مورخان منصف و تحلیل گران تیزبین مسلمان و غیرمسلمان را کنار گذارده و با تکیه بر آنچه که نمی دانند شروع به حرّافـی می نمایند !
پاسخ برخی موارد مطرح شده در ذیل می آید :
۱٫ در آیه ی ۲۴ سوره ی مبارکه نساء خداوند می فرماید : « وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ؛ و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده‌اند، مگر آنها که به تصرف شما درآمده باشند. » این حکم مربوط به کافران حربی است. کافر حربی کسی است که با تمام وجود بر علیه اسلام به پا خواسته و مسلمانان را می کشد. بر مسلمانان واجب است که با او جنگیده و از خود دفاع کنند. وقتی که جنگ با شکست کافران حربی تمام شد، به تشخیص پیشوای مسلمانان، اسیران این جنگ می توانند آزاد شوند (در قبال اخذ فدیه) یا اینکه به مالکیت شرکت کنندگان در جنگ در بیایند. بنابراین موضوع مربوط به جنگی است که توسط کافران حربی بر علیه اسلام و مسلمانان ایجاد شده و این دروغ است که اسلام به مسلمانان اجازه داده تا به هر جا می خواهند هجوم ببرند! به جان و مال و ناموس افراد جوامع مختلف صرفا به بهانه ی مسلمان بودن تجاوز کرده و همه چیز را غارت کنند! مردم ایران در هیـچ دوره ای از تاریخ بر علیه اسلام جنگ به راه نینداخته اند که حکم کافر حربی را داشته باشند، بنابراین بخش اول این شبهه به طور روشن « دروغ » است.
۲٫ منابعی که در بالا ذکر شده را یک به یک بررسی کردم. هیچ کدام صحیـح نبود. بعلاوه دروغ هایی در این جعلیات که منتسب به کتب تاریخی شده است وجود دارد مثل : انتقال دختران ایرانی به فاحشه خانه هایی در شام ! هیچ منبع تاریخی وجود فاحشه خانه! در شام دوره اسلامی را تأیید نمی کنـد و این مورد کذب محض است ؛ انتقال دختران ایرانی به شام برای بهره جویی مسلمانان هم دروغی بزرگ تر از قبلی است. کتابی با عنوان تاریخ ۶۳۰۰ ساله ایران وجود خارجی ندارد ؛ ایران ۱۰۰۰۰ سال تاریخ دارد نه ۶۳۰۰ سال ! مواردی هم که به کتاب « تاریخ طبری » ارجاع داده شده بررسی شد ؛ آنها هم وجود خارجـی ندارند و دروغ هستند.
۳٫ مرگ بابک خرمدین هم به همراه برادرش به چند حالت مختلف روایت شده که در هیچ کدام از آنها « زنده زنده سوزاندن » وجود ندارد. مرگ بابک به چند حالت روایت شده است : ۱٫ جدا شدن سر از بدن ۲٫ کشته شدن با زهر ۳٫ مُثله کردن بدن. در هیچ منبع تاریخی نیز همراهــی هفتاد یار برای بابک در هنگام کشته شدنش گزارش نشده است ؛ او به همراه برادرش در بغداد یا سامـرا کشته شدند.
۴٫ درباره ی پذیرش اسلام توسط ایرانیان هم اطاله کلام نمی دهم و فقط از کتاب « علی، حیات بارورش پس از مرگ » علی شریعتی بخش هایی را برای پاسخ نقل می کنم : « دقت کنید که چقدر نفرت انگیز و نفرت آمیز است و چطور نه به نام اسلام، به نام ملیت، باید دفاع این ها را محکوم کرد! نمی خواهیم چنین دفاعی از ما بکنند ؛ این بدترین دشنام و زشت ترین اتهامی است که می شود به یک ملت زد و حتی به بدترین ملت. پست ترین ملت در تاریخ شایسته چنین تهمتی نیست! می گوید این که ایرانی ها مسلمان شدند، به چند دلیل است : دلیل اول اینکه حکومت عرب که به نام اسلام بر ایران حکومت می کرد و بر سرنوشت ما مسلط بود، شمشیر روی سر مردم نهاد و گفت که باید مسلمان بشوید – ترس. دوم جزیه ؛ یعنی گفتند که بیایید مسلمان شوید هر کس مسلمان نشود، باید مالیات بدهد. ایرانی ها هم برای اینکه مالیات ندهند، مسلمان شدند. این ملت مسلمان نشده، اسلام را نپذیرفته، اما حکومت عرب مالیات بست و این ها به خاطر اینکه مالیات نپردازند مسلمان شدند. » پاسخ شریعتی به این قبیل اتهامات نیز چنین است : « می خواهد نشان بدهد که ملت ایران به خاطر حقیقت اسلام، به خاطر زیبایی اندیشه اسلامی، به خاطر نجات بخشی ای که در شعارهای اسلامی می یافت، به خاطر ترجیح معنویتی که در اسلام به نسبت مذهب زرتشت و مانی و مزدک بود و به خاطر شخصیت های عظیم و بزرگی که در اسلام و در اصحاب پیغمبر به نسبت شخصیت های ملی خودش و در مقایسه بین علی و بزرگمهر و در مقایسه پیامبر اسلام و یزدگرد – در این مقایسه ها و سنجش ها – می دید، نبود که دین تازه را پذیرفت ؛ به خاطر حقیقت و برتری این طرز فکر بر طرز فکری که خودش داشت نبود که دین را پذیرفت ؛ به این چیزها اصلا نمی اندیشید و اگر هم می اندیشید، خیال می کرد دین حق، زرتشتی است و جامعه حق، همان جامعه ساسانی است و شخصیت و عظمت و استقلالش هم در همان دوره ساسانیان تأمین می شود و حکومت اسلام جز حکومت ظلم و ستم و بیگانه و کفر نیست ؛ ولی همه این ها را پذیرفت و از همه آن ها صرف نظر کرد، به خاطر اینکه جزیه ندهد! آیا پست تر و شوم تر و زبون تر از ملتی که به خاطر نپرداختن مالیات، دینش را و ملیتش را عوض می کند، در دنیای بشریت هست و آیا کسی که چنین تهمتی را به ملت ما می زند، قبل از اینکه اسلام را محکوم کند، آیا خود ملت ما را محکوم نکرده و به پست ترین تهمت ها متهم نکرده ؟ ایرانی، وقتی که در اواخر ساسانیان، روحانیت مذهب زرتشت را می بیند که بیش از نیمی از املاک این مملکت در دست اوست و دست او در دست شاهزادگان و اسواران و خاندان قارن است. می بیند که هیئت حاکمه ای هست که با مردم و ملت سروکار ندارد و معابد پایگاه ساسانی و هخامنشی است و جای مردم نیست و مردم به طبقات گوناگون جدا از هم تقسیم می شوند که هیچ کدام حق ندارد وارد طبقه بالاتر از خودش بشود و خانواده ها اصیل اند و اصالت شان ابدیست و توده ی مردم حتی از درس خواندن محرومند، بعد یک مرتبه که به نام اسلام با شعار برادری عمومی، آزادی تحصیل، آزادی کار، در هم ریختن طبقات و به هم ریختن مرزها و بندها و دیوارها، روبرو می شود، به این حقیقت تازه می گراید. آیا دفاع از یک ملت این است که در سخت ترین مراحل تاریخی اش، یک حقیقت را تشخیص داده و علی رغم خوها و عادات و سنت خودش که در طی نسل ها و قرن های پیاپی به آن عادت کرده بود، یک حقیقت تازه را که بر او عرضه شده، فورا تشخیص داده و فورا پذیرفته، یا اینکه بگوئیم این ملت به دین خودش و ملیت خودش وفادار و معترف و معتقد بود، اما چون مالیات زیاد بستند و گفتند سالیانه باید فلان مقدار بدهی، دینش را داد و رفت نوکر عرب شد ؟ این زشت ترین دشنام به یک ملت است.»
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amirak ، میم.حسین.الف ، ali0077 ، عبدالرحمن
۱۰:۰۳, ۱۷/دی/۹۴
شماره ارسال: #8
آواتار
مرسی اقا مهدی خیالم راحت شد که دینم همون دین مهربان وپاکیه که تادیروز میشناختم راستی تامیتونین این مطالب رو به اشتراک بزارین چون پست اول توی تموم گروپ های تلگرام ولاین پخش شده...
انگار با ذکر چن تا منبع میخواستن فکر اعوام رو منحرف کنن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیدا77 ، سعدی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا