کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حاشیه های یک شب به یاد ماندنی - ثریا - عمار - رهبری
۸:۰۰, ۲۸/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۹۴ ۸:۰۱ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ديشب برنامه که تمام شد، آنقدر درگير صحبت با حاج نادر و دو مهمان نوجوان برنامه بودم که فراموش کردم گوشي همراهم را از حالت بي صدا خارج کنم. حاج نادر از برنامه خيلي راضي بود و مي گفت هم محتواي مباحث و مستندهاي انتخابي و هم ريتم برنامه خيلي تند و جذاب بوده است. از استوديو که بيرون آمديم هوا سرد و برفي بود، بچه ها براي بازگشت حاج نادر بايد آژانس مي گرفتند، اما ديدم ظاهرا قرار است همگي با پرايد برادر حاج کرمي (مدير توليد برنامه ثريا) که تنها ماشين نمره زوج ثريايي ها بود برگرديم. حاج کرمي را کنار کشيدم و با گلايه گفتم چرا براي حاج نادر ماشين نگرفتي، گفت براي صرفه جويي! گفتم بابا حالا اين مورد را از ليست صرفه جويي هات حذف مي کردي نمي شد! البته با در نظر گرفتن اوضاع مالي اقدام برادر حاج کرمي خيلي هم غير طبيعي نبود. با شوخي و خنده 5 نفري سوار پرايد 82 برادر حاج کرمي شديم که درمسير رفت به دليل نقص فني جزيي به سختي ما را به سازمان رسانده بود. براي مسير برگشت البته نگران تر بوديم چون بايد براي رساندن مهمان عزيزمان و ساير بچه ها دور تهران را هم مي زديم. به حاج نادر که صندلي جلو نشسته بود و هنوز کمربند را نبسته بود به شوخي گفتم حاجي جان اين ماشين در اين هواي برفي با کمربند هم خيلي امن نيست، کمربند فراموش نشود!



بچه ها با شوخي مشغول گلايه و عذرخواهي ازحاج نادر و تعريف کردن مشکلات مالي ثريا بودند که بحث من و استاد طالب زاده به اينجا رسيد که اصلا رمز برکت برنامه تحمل همين مشکلات است و درک مشکلات مالي و سختي هاي مردم از نزديک و... کار جهادي يکي از مهمترين وجوه مميزه اش با شرايط عادي همين تفاوت در شرايط مالي و رفاهي است ...


[تصویر: soraya%205.jpg]


با همين بحث ها به درب خروجي سازمان رسيديم. درب حراست، ما بايد پياده مي شديم تا کارت هاي مان را از حراست بگيريم و از گيت خارج شويم، هنوز سوار ماشين نشده بوديم که ديدم يکي ديگر از همکاران سازمان دارد با عجله و استرس من را صدا مي کند که فلاني بايد فوري با مدير شبکه تماس بگيري. دوباره رسيدم پيش ماشين و دنبال گوشي که ديدم از بچه هاي ثريا هم که در دفتر ثريا هستند با تلفن همراه حاج کرمي تماس گرفته اند که فلاني سريع تماس بگيرد با مدير شبکه کار فوري دارند. در ذهنم گفتم خدايا چه شده است! چه سوتي داده ايم، دوباره کي شکايت کرده است؟ تازه گوشي موبايلم را پيدا کردم ديدم يا خدا! هفت هشت تماس ازدست رفته در زمان بيست دقيقه اي پس از پايان برنامه دارم. ماشين دوباره راه افتاد. تماس هاي گوشي را ديدم چهار پنج تماس از شماره هاي ناشناس (بدون درج شماره) و بقيه تماس ها از آقاي شريعت پناهي سرپرست شبکه يک سيما و عزيزاني که دنبال پيدا کردن من بودند. دلم هزار راه رفت. به مدير شبکه زنگ زدم با هيجان گفت سلام با آقاي فلاني در دفتر رهبري (از مسوولان دفتر رهبري) تماس گرفتي و صحبت کردي؟ گفتم نه! چي شده گفت نمي دانم با شما کار فوري دارند. سريع با اين شماره تماس بگيريد و... تماس گرفتم، منشي برداشت و تماس وصل شد به آن بزرگوار! سلام و خداقوت و خوش و بش و تشکرهاي گرمي کرد و پس از اين مقدمات گفت آقا برنامه شما را ديده اند و پيامي داده اند که من به شما برسانم. از شدت هيجان داشتم قالب تهي مي کردم که ناگهان تماس قطع شد! به حاج کرمي گفتم ماشين را بزن کنار اخوي تا صحبت کنم. دوباره تماس برقرار شد آن برادر عزيز گفت متن را بنويس چون بعدا دوباره مي گويي برايم بخوان! حالا با استرس دنبال کاغذ و قلم مي گشتم ... حاج آقا بخوانيد آماده ام. و متن پيام شفاهي آقا را خواند و نوشتم:

[b]"از قول من از ايشان تشکر کنيد، من امشب خيلي خسته بودم، نشستم اين برنامه را تماشا کردم، واقعا لذت بردم، هم آقاي طالب زاده، هم مجري جوان و هم سه فيلم کوتاهي که پخش شد جالب بود. از چند نفر اشخاصي هم که آنجا بودند (مهمانها) تشکر مي کنم."



آنقدر از متن پيام خوشحال شده بودم که زبانم بند رفته بود، گفتم اجازه انتشار دارم؟ گفت به هر حال پيام را به مديران سازمان و همکاران و دست اندرکاران برنامه و مهمانها که بايد برساني و براي رسانه اي شدن البته با روابط عمومي دفتر هماهنگ کنيد. تشکر کردم و خداحافظي. اول پيام را براي بچه ها و حاج نادر خواندم همه خدا را شکر مي کردند. حاج نادر هم خيلي خوشحال بود. در همان ماشين تلفني به مدير شبکه و مهمانان برنامه و کارگردان هاي مستندها پيام را رساندم. به عوامل و مديران جشنواره عمار هم پيام را پيامکي رساندم. هنوز ده دقيقه نگذشته بود که کلي تماس و تبريک و...سوال از صحت و سقم خبر. ديدم اين طوري نمي شود. با يکي از دوستان قديمي که در روابط عمومي دفتر رهبري مسووليت دارند و رابط روابط عمومي با برنامه ما براي دريافت فيلم هاي بيانات رهبري هم بودند تماس گرفتم ماجرا را گفتم و کسب تکليف کردم ايشان هم تبريک گفتند و نظرشان اين بود که رسانه اي کنيد در سايت ثريا و ...


از همان داخل پرايد، هم روي صفحه شخصي ام و هم روي سايت ثريا پيام را منتشر کرديم. به سرعت پيام پيچيد و تبريک دوستان و مديران سازمان و ...


[تصویر: 2.jpg]
حاج نادر را رسانديم درب منزل. حاجي گفت حکمت اينکه با هم با يک ماشين آمديم هم مشخص شد. قسمت اين بود که پيام را با هم بشنويم و .... چه شب به يادماندني بود... تمام بار فشارها و سختي هاي مسير چهار ساله را فراموش کرديم ... رضايت ولي و رهبرت و کسي که به عشق زمين نماندن حرفهايش سالها تلاش کرده ايم. رضايت کسي که به عشق لبخند رضايتش مجاهداني از همين ايران نه مثل ما در فضاي گرم و نرم استوديوها و مجموعه هاي فرهنگي بلکه در سرما و يخ بندان اين روزهاي سوريه و عراق و لبنان و يمن و ... در بيرون از مرزها همين حالا دارند سر مي دهند. سر مي دهند و مادران مقاومشان خود را هم فدايي رهبر مي دانند ... رضايت کسي که خار چشم همه مستکبران جهان و اميد مستضعفان جهان است... رضايت کسي که همه آرزوهاي استکبار را نه فقط در ايران، بلکه در عرصه منطقه و جهان اسلام نقش بر آب کرده است... با خودم فکر مي کنم آيا ما لياقت اين پيام و لطف و محبت آقا را داشته ايم؟ چه مسووليت سنگيني دارد اين پيام.
اين پيام البته تنها تقدير از ثريايي ها نبود. ثرياي ديشب نمايش برايند حرکت فرهنگي جوانان مومن انقلابي بود که از تهران تا دورافتاده ترين روستاها علم عمار را برافراشته اند. اين پيام، پيام يک فرمانده به همه سربازان رسانه اي و فرهنگي انقلاب اسلامي بود.


رهبري که حالا در اين غربت فرهنگ و برهوت حمايت از کار فرهنگي جهادي خودش به ميدان مي آيد تا به طور مصداقي راه را که همان بازگشت به فرهنگ اصيل انقلاب اسلامي است، مشخص کند. رهبري که مثل هميشه به سربازان اين جنگ نرم اميد مي دهد و سنگ صبور دل هاي شکسته و زخم خورده ي آنهاست.




پي نوشت ها:
- راستش را بخواهيد چند ماهي است که با جدي تر شدن مقاومت در سوريه و اهداي شهداي مدافع حرم، بچه هاي ثريا هم هوايي شده بودند و دلشان آنجا بود. يکي دو نفر از بچه هاي اصلي رفته اند براي جهاد و بقيه هم هوايي شهادت هستند. نمي دانستيم در اين موقعيت تکليف ما چيست و کجا اولويت حضور ماست؟ با اين موجي که شروع شده بود به شوخي به بچه ها مي گفتم فکر کنم آخرش بزرگترين دستاورد داعش تعطيلي ثريا باشد! با خودم مي گفتم تا يک ساله ديگه خودمان ميمانيم و حوض مان و آن موقع تکليف ما هم روشن است! اين پيام آقا انشاالله مابقي بچه ها را دلگرم مي کند و انشالله اگر لايق باشيم شهادت انتظار همه مجاهدان را خواهد کشيد تا وقتش برسد... اگرچه امثال حقير لايق اين حرفها نيستم. هرچند اين روزها سوريه و عراق هم جهاد رسانه اي مي خواهد...


- الآن چند ماه است که در ثريا حقوق بچه ها را با تاخيرها و معوقات فراوان مي دهيم اين ماه هم با يک هفته تاخير تنها توانستيم 40 درصد حقوق بچه ها را بدهيم. همه بچه ها با هم به يک اندازه گرفتند تا فقط بتوانند اجاره منزل و قسط هاي عقب مانده شان را بدهند... اين داستان يک سال اخير ماست، خصوصا بعد از آن مستندهاي هسته اي و فشاري که آوردند و مجبور به تخليه مکان قبلي ثريا شديم و براي اجاره دفتر هم آواره و...

به هر حال هميشه با خودمان فکر مي کنيم جبهه است و مهمات و آذوقه نرسيده و يا پشت جبهه گير کرده است!... با همين وضعيت اما هر هفته يک برنامه زنده و يک مستند بلند (در حوزه اقتصاد مقاومتي و يا نفوذ) از ثريا روي آنتن شبکه يک رفته است. بچه ها مي گويند جنگ رسانه اي نبايد تعطيل شود، از شهداي هسته اي و شهدا و رزمندگان مدافع حرم و مادران و همسرانشان خجالت مي کشيم که اسم اين سختي ها را جهاد بگذاريم ... اين روزها خيلي از کارگرها هم وضعشان بهتر از ثريايي ها نيست، نمي دانم مديران فرهنگي و اقتصادي چقدر درک درستي از زندگي آنها دارند ... بگذريم شايد همين سختي ها رمز برکت کار بوده است. اخلاص برخي از بچه هاي گمنام پشت صحنه ثريا، ناتواني و ضعفهاي نفساني حقير را پوشانده است و خدا به کار برکت داده است.


- ديشب آخر وقت يکي از مديران ارشد سازمان صدا وسيما که به ثريا لطف دارد و خودش هم يکي از سرداران جنگ نرم است، پيامک داده بود: "تبريک عرض مي کنم. خوش بحالتان که رضايت آقا را کسب کرديد. من هم افتخار داشتم که صداي ايشان را در تلفن در لحظه تشکر از شما شنيدم. بويژه عبارت "واقعا لذت بردم" ايشان را. مبارکتان باشد."


- مدير شبکه يک هم ديشب آخر وقت تماس مجدد گرفتند و ضمن تشکر فرمودند که برنامه ديشب ثريا، براي پنج شنبه (امروز) بعد از خبر 14 بازپخش مي شود. اين را هم بگويم که ديشب در شروع برنامه چون داشتم با مهمان برنامه صحبت مي کردم و يک دفعه متوجه پايان تيتراژ و شروع آنتن شدم چند تا تپق نافرم زدم و اساسا بخشي از حرفهاي ابتدايي ام يادم رفت.... آغاز بسيار بد براي برنامه اي که پاياني بسيار خوش به همراه داشت!


- از همين جا از تمام مديران سازمان صدا و سيما که به ثريايي ها لطف دارند تشکر ويژه مي کنم و همين طور از مديران قبلي سازمان و همه عزيزاني که در اين چهار سال به ثريا لطف داشته اند؛ دعا کنيد که ثريايي ها و بچه هاي عمار و جبهه فرهنگي انقلاب قدر اين نعمت الهي و لطف حضرت آقا را بدانند، دعا کنيد تکليف سنگين تري که اين پيام بر دوشمان مي گذارد را زمين نگذاريم و شرمنده آقا و خانواده شهدا نشويم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، Mohammad Trust ، مرتضی اقبالی ، MohammadSadra ، عبدالرحمن ، ماحی ، MAHDI59 ، غریب ، mohamad ، مهدی2012 ، Hadith ، میم.حسین.الف ، MEEAAD ، فاطمه خانم ، fafa* ، السا ، رکن الهدی ، شیدا ، Farzaneh ، فدايي ولايت ، علی املشی ، عبدالرحیم ، Islam ، yamin

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۰۴, ۳۰/دی/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
آب در کوزه و تشنه لبان میگردید؟

براحتی میتونید تالار رو تخصصی تر کنید با این توانایی ها

من تاحالا ثریا رو ندیدم ولی باید ببینم از این به بعد در حد وسع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، مهدی2012 ، rezamohammadi
۱۸:۳۹, ۸/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۴ ۱۸:۴۱ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #12
آواتار
برنامه دیشب ثریا با موضوع

«خودروهای الکتریک؛ غفلت ۱۴ ساله از توانمندی داخلی و تمنای واردات از خارج»

این برنامه همزمان خواهد بود با رونمایی از واردات ۵۰ تاکسی الکتریکی از شرکت رنو فرانسه و تویوتا ژاپن؛

هم زمان با افزایش مطالبه مردمی برای ارتقای کیفیت خودروهای داخلی؛
هم زمان با اوج گرفتن آلودگی‌های هوای کلان‌شهرها؛
هم زمان با ریه‌هایی که از دود رنج می‌برند!
هم زمان با صنعت خودرویی که درجا می‌زند...
هم زمان با نگاه مسؤولینی که راه کار را هنوز در آن سوی مرزها می بینند!
هم زمان با ندیدن تلاشگران و مخترعان و مبتکرانی که نمایش ما می توانیم هستند...

[تصویر: ocse_untitled.png]

ممکنه در نگاه اول بگیم نمایشی هست اما متاسفانه این مخترع بعد از اینکه چندین سال مسئولین توجهی به اختراع ارزشمندش نکردن به کشورهای دیگه رفت و اونجا به تولید پرداخت. اگر اشتباه نکنم می گفت فعلا آلمان و ...


از این دلم می سوزه که ایشون 14 سال پیش چنین خودرویی رو تولید میکنه با پول خودش و بعد 110 کیلومتر رکورد میزنه. بعد یه مشت بیسواد غفلت می کنن و .... خانم ابتکار در دولت خاتمی در همین جایگاهی بود که الان هست. ایشون که باید به شدت از چنین طرحی استقبال می کرده به دلیل بی سوادی و عدم شایستگی در پاسخ به درخواست حمایت این مخترع گفت: خودروی شما آینده ای ندارد وسازمان بهینه سازی مصرف سوخت نوشت: طرح شما دارای حق تقدم نیست.

این در حالی هست که کارشناس برنامه می گفت الان توی ژاپن هیچ خودرویی تولید نمیشه مگر اینکه قابلیت هیبریدی و الکتریکی داشته باشه و آینده صنعت خودرو، خودروهای الکتریکی و هیبریدی خواهند بود.

نقل قول:به گزارش خبرخودرو، مبتکر و مخترع ایرانی خودروهای الکتریکی هوشمند در خصوص اختراع خود گفت : برای نخستین بار در خاورمیانه خودرو الکتریکی هوشمند با سوخت پاک مسافتی به طول 500 کیلومتر را طی کرد و رکورد جدیدی به جای گذاشت.
مهندس جمشید آرین اصل در ادامه گفتگو با خبرنگار خبرخودرو، افزود: این خودرو که با همکاری مرکز فن آوری ریاست جمهوری به عنوان تنها ارگان دولتی که پروژه های این چنینی را حمایت می کند ساخته شد ، برای نخستین بار است که یک خودرو برقی با یک بار شارژ ، مسیری به طول 500 کیلومتر را طی می کند.
وی افزود: این خودرو که آریانا 792 نام گرفته ، اولین خودروی ایرانی با سوخت پاک و حافظ محیط زیست بود ه که به ثبت رسید و مسیر زیبا کنار به شهرداری رشت را پیمود.
مخترع ایرانی با اشاره به اینکه دولت ازهر گونه ایده برای حفظ محیط زیست استقبال می کند تصریح کرد : با همکاری مرکز فناوری ریاست جمهوری این نتیجه حاصل شد که این تکنولوژی بر روی خودرو سمند به عنوان خودرو ملی نصب شود.
وی ادامه داد : با هر بار شارژ این نوع خودرو مسیری بین 200 تا 300 کیلومتر را طی می کند اما خودرو سمند طراحی شده 500 کیلومتر را از تهران تا اصفهان به راحتی پیمود.
جمشیدی با اشاره به اینکه این خودرو در هر صد کیلومتر ، 12 کیلوبایت برق مصرف می کند ، تأکید کرد : بین 6 تا 8 ساعت زمان لازم است تا این خودرو با برق خانگی 220 ولت شارژ شود.
مخترع ایرانی با بیان اینکه این اختراع گام بزرگی برای پیشرفت در عرصه تولید خودرو الکتریکی به شمار می آید ، افزود : از آنجایی که این خودرو با سوخت پاک کار می کند می تواند ایران را به عنوان یک کشور صلح دوست و حامی محیط زیست به دنیا معرفی کند.
آرین اصل خاطر نشان کرد : این خودرو الکتریکی هوشمند با بازدهی انرژی بالا ، با یک بار شارژ قادرا ست با سرعت 160 کیلومتر در ساعت مسافت 350 کیلومتر را طی کند.

اگر 10 سال پیش یا لااقل 5 سال پیش تولید این خودرو رو شروع کرده بودیم الان داشتیم از این خودروها به اروپا صادر می کردیم چون انصافا از درجه کیفی بالایی هم برخوردار هستند. اما الان متاسفانه بعد از برجام داریم 50 تا وارد می کنیم به جای اینکه صادر کنیم.


حالا این اختراع رو بگذاریم کنار این اختراعات دیگه:

گفتگو با محمد نیکپور سازنده خودرو هیبریدی تیکا ۳ :جز یک لوح تقدیر هیچ حمایتی صورت نگرفته است

پراید خودشارژ ابتکار جوان اردبیلی

ساخت اولين خودرو برقی دوگانه نيرو (هيبريد) ویژه جانبازان و معلولین در ایران

یعنی یه نفر تو این دولتها نیست اینها رو جمع کنه ترکیب کنه یه محصول فوق العاده بیرون بده. بابا تا کی وارد کردن و نمایندگی مونتاژ زدن. یه جا هم که امکان نوآوری داریم مسئولین بی لیاقت و بی کفایت و کج سلیقه و ... آخه آدم واقعا حسرتش می گیره. این مستند ثریا رو ببینین تا متوجه بشین:


مستند فردا دير است؛ دانلود با کيفيت هاي متفاوت


این اولین و آخرین اختراع نیست. یادم میاد چند سال پیش یه جوانی یه میز چرخدار چند کاره فوق العاده برای پرستاران اختراع کرده بود و فقط به به نصیبش شد. رفتن یه کشور اروپایی و مدتی بعد ایران از اون اختراع ایشون به اسم یه کشور اروپایی میز چرخدار وارد می کرد...


نمی دونم تا کی مسئولین می خوان با چنین نگاه بی اعتمادی به نیروی داخلی و تکیه به واردات پیش برن. خسته شدیم...

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ماحی ، مهدی2012 ، میم.حسین.الف ، MAHDI59 ، amrtat71 ، MohammadSadra ، rezamohammadi ، علی املشی ، MEEAAD ، عبدالرحمن
۷:۱۳, ۱/تیر/۹۵
شماره ارسال: #13
آواتار
خانم ابتکار، کدام پیام را تکذیب می‌کند؟
اصل ماجرا چیز دیگری است!

خبر اصلی اتفاقات علم و فناوری این روزهای کشور نه اعتصاب غذای یک مخترع تولید کننده خودروهای الکتریک است، نه ماجرای سوخت‌های فسیلی و وابستگی کشور به واردات بنزین، نه راهکار بلند مدت آلودگی هوای کلان‌شهرها، نه عقب ماندگی صنعت خودروی کشور و نه موضوع جعل یک نامه.

اینها هیچ‌کدام خبر اصلی نیستند یک مشت تیتر یک اند برای ژورنالیست‌ها و خبرنگاران و رسانه‌ای‌ها. اصل ماجرا چیز دیگری است. داستان چالش‌های پیشرفت ایران پر است از امثال آرین‌ها و برخوردهای اینچنینی مسؤولان.

داستان اصلی که این همه حواشی آن است، نحوه برخورد مسؤولان در دولت‌های مختلف با چالش‌ها و نیازهای کشور و پیشرفت‌های علمی و فناوری است. خانم دکتر ابتکار را فراتر از یک خانم جناحی متعلق به یک طیف سیاسی و یک دولت خاص ببینید. ایشان با رفتارها و برخوردشان در این داستان دارند نقش بسیاری از مسؤولین در دولت‌های مختلف را نمایندگی می‌کنند.

داستان تکراری مدیران همیشه طلبکار در کشورمان همواره این‌گونه بوده است. مدیری که پیش از این هشت سال مسؤول حفاظتِ محیط زیست بوده و باید از همان موقع با آینده نگری از مسائل و فاجعه آلودگی هوای کلان‌شهرها و پیش بینی از آینده رشد فناوری خودورهای الکتریک و هیبرید، چاره ساز ریه‌های پر دود امروز کلان‌شهرهای ایران می‌بود تا امروز منتظر باد و باران نباشد؛ مدیری که باید با توافقاتی با وزارتخانه‌های دیگر همچون وزارت صنعت و معدن موجبات تحول پیش دستانه در صنعت خودروسازی کشور را بوجود می‌آورد، تا این لحظه هیچ کارنامه روشنی از پیش‌بینی آینده و سپس حمایت، سیاست‌گذاری و بعد سرمایه‌گذاری برای خودروهای سبز و الکتریک و هیبرید ندارد تا 14 سال بعد مثل امروزی دوباره ما مصرف کننده تکنولوژی‌های جدید و خودروهای الکتریکی و هیبریدی وارداتی نباشیم.

آن روز با این فرض که این فناوری هم‌اکنون چاره ساز تهران نیست منتظر نشسته‌اند و امروز بعد از 14 سال می‌نویسند:

"در سال‌های اخیر البته پیشرفت قابل توجهی در خودروهای برقی صورت گرفته و خودروسازانِ با تجربه خودروهای با کیفیت و کارآیی بالا تولید می‌کنند که خریداران را گرفتار مشکلات پس از خرید نسازد. دولت یازدهم هم از این فناوری حمایت جدی داشته و به طور مثال با تولید باطری های لیتیومی، زیرساخت‌های آن را فراهم کرده است. از سوی دیگر تعرفه‌های گمرکی را به صفر رسانده تا شهروندان امکان بهتری برای خرید خودرو داشته باشند..."

ملاحظه می‌فرمایید این همه داستانِ پر غصه اقتصاد دانش بنیان و اقتصاد مقاومتی در کشور ماست. مدیرانی در دولت‌های مختلف زمانی که یک فناوری در دوره ابتدایی رشد خود قرار دارد و ایران می‌تواند با ورود به موقع در قله صنعتی شدن آن فناوری و اوج گرفتن در دوره بلوغ آن قرار بگیرد و پیشتاز شود و حتی محور صادرات منطقه‌ای باشد، به بهانه های مختلف و بدون آینده نگری، از فناوری حمایت نمی کنند و سال‌ها بعد به محض این‌که خارجی‌ها موفق می‌شوند نمونه صنعتی آن فناوری را تولید کنند، مسؤولان ما تازه متوجه می‌شوند که مثلا راهکار آلودگی هوا فلان محصول است و چون داخلی‌اش را نداریم و خارجی‌اش آماده است، با افتخار تعرفه‌ها را به صفر می‌رسانند و واردکنندگان محترم با سودهای میلیاردی، مجوز واردات می‌گیرند.

اما مسؤولان هم‌زمان به فکر تولید داخل هم هستند! بعد از سال‌ها عقب افتادن از فناوری و تحقیق و توسعه و رقابت پایاپای، تازه می‌خواهیم زیر ساخت‌ها را برای تولید داخل آماده کنیم و هم‌زمان تعرفه واردات صفر درصد است! و این رقابت نابرابر ادامه دارد... بسیاری از مدیران ما در دوره‌های مختلف باید پاسخگوی این شیوه مدیریتی خود باشند. مدیرانی که متأسفانه فقط چند سانتی‌متر جلوتر را می‌بینند و در روزمره‌گی و سیاست بازی گرفتار شده‌اند.

بحث 14 سال پیش و بالا بودن وزن باطری های خودروی یک مخترع در آن زمان حاشیه ماجراست. بحث بر سر شیوه‌ای از سیاست‌گذاری است که پس از نیم قرن خودروسازی ما را تبدیل به نوزاد شیرخوار پنجاه ساله کرده است! که هنوز، هم نیازمند کپی کردن برندهای خارجی است و هم نیازمند وام‌های دولتی. خودروسازی که به جای نوآوری و بومی سازی به مونتاژکاری برندهای تاریخ گذشته غربی و شرقی عادت کرده است و این حاصل همین تفکرات روزمره مدیران است. آری ماجرای اصلی که مسؤولان باید پاسخگوی آن باشند چیز دیگری است. پاسخ به سؤالاتی که ظاهرا تعداد کثیری از مسؤولان دوست ندارند به آن پاسخ دهند!


ماجرای تکذیب یک نامه پس از هفت ماه اطلاع از رسانه‌ای شدن مکرر آن

نامه‌ای در رابطه با یکی از مدیران کشور، اولین بار حدود 7 ماه پیش در شبکه‌های مختلف سیما و خبرگزاری‌ها رسانه‌ای شده و بعد از 7 ماه امروز از جانب مدیر محترم تکذیب شده است. آیا پیام این تکذیبیه، ناگفته پیدا نیست؟

نامه منتسب به خانم ابتکار بار اول حدود هفت ماه پیش (24 آذر 94) در گزارش خبری همکاران عزیزمان در باشگاه خبرنگاران جوان از اخبار ساعت 19 شبکه یک در خصوص بی مهری به اختراعات آقای آرین رسانه‌ای می شود. بعدها همکاران ما در برنامه چوب خط شبکه افق نیز این نامه را رسانه‌ای کردند.

بعد از این رونمایی چندباره رسانه‌ای، دو ماه بعد، بهمن ماه سال گذشته، ثریا در برنامه زنده خود و همچنین مستند "فردا دیر است..." این نامه و مستنداتی دیگر را مجددا رسانه‌ای می‌کند.

این نامه تیتر بسیاری از رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌شود. پس از آن روابط عمومی سازمان حفاظتِ محیط زیست با ارسال نامه‌ای به مدیریت شبکه یک سیما، خواستار فرصتی برای پاسخگویی به برخی انتقادات و ابهامات برنامه ثریا در خصوص عملکرد سازمان محیط زیست در حوزه خودورهای الکتریک می‌شود اما اشاره ای به جعلی بودن نامه مذکور نمی‌شود.

پس از وقفه‌ای چند ماهه به دلیل ایام نوروز و تعطیلی ثریا، با شروع سری جدید برنامه، پنجم خرداد ماه سال جاری، ثریا دوباره به موضوع نقد مونتاژکاری و رویه موجود در واردات خودرو می‌پردازد. نماینده سازمان محیط زیست به صورت تلفنی حدود بیست دقیقه در گفتگوی دو طرفه با آقای آرین شرکت می‌کند و نامه دوباره نمایش داده می‌شود. نماینده محترمِ خانم ابتکار به توجیه نامه مذکور می‌پردازد و این‌که شرایط فناوری در آن زمان متفاوت بوده است و اکنون سازمان از تولید و البته واردات این محصولات (با صفر کردن تعرفه) حمایت می‌کند. بنابراین در برنامه‌ای که دوستان به درخواست خودشان فرصت پاسخگویی به انتقادات پیدا کردند، از محتوای نامه دفاع می‌کنند و باز هم هیچ اشاره‌ای حتی به احتمال جعلی بودن نامه و امضای آن نمی‌کنند!

انتقادات و مطالبات مردمی بعد از برنامه خرداد ماه ثریا از دستگاه های مسؤول و بویژه سازمان محیط زیست بیشتر می‌شود، خانم ابتکار در ابتدا در پستی اینستاگرامی (حدود ده روز پیش) که در فضای مجازی دست به دست می‌شود، برای اولین بار شخصا به انتقادات پاسخ می‌دهد و در بخشی از این پاسخ ضمن اشاره به موضوع اختراع آقای آرین در سال 81 و مشکلات آن (وزن باطری‌ها و قدیمی بودن فناوری) در جمله‌ای مهم و روشنگر می نویسد:

" اظهار نظر صورت گرفته در مورد خودروی معرفی شده در سال 81 دقیقا مبنای علمی و اجرایی داشته و هیچ قصدی در کار نبوده است. حالا این‌که بعد از 14 سال وی (آرین) دائما به مکاتبات سالیان گذشته اشاره مراجعه می‌کند به نظر موضوع منفعتِ ملی نیست. چرا که خودروی نامبرده به هیچ وجه با استانداردهای روز دنیا مطابقت نداشته و..."

همان طور که مشخص است ایشان در موضع گیری خود ضمن اشاره به مکاتبات 14 سال قبل مطرح شده در رسانه‌ها از سوی آقای آرین از نظر مطرح شده خود در آن نامه دفاع می‌‌کند و تا این جای کار بازهم هیچ اشاره‌ای به جعلی بودن امضا و نامه نمی‌شود!

سپس مخترع مورد اشاره پس از سال‌ها بی‌مهری در اعتراض به واردات خودروهای الکتریکی و هیبریدی و صف کشیدن خودروسازان خارجی پشت مرزهای کشورمان و بی توجهی به اقتصاد مقاومتی و دغدغه های رهبری انقلاب دست به اعتصاب غذا می‌زند؛ لذا توجهات و مطالبه افکار عمومی بیشتر می‌شود.

مسؤول محترم به یکباره تصمیم می گیرد با گذاشتن پست دوم در اینستاگرام خود، نامه مذکور را تکذیب کند و سرانجام پس از هفت ماه از رسانه‌ای شدن این نامه در تلویزیون و پس از 5 ماه از مطرح شدن آن در ثریا و بسیاری از خبرگزاری‌ها و سکوت همراه با تأیید این سازمان، این نامه به یکباره جعلی اعلام می‌شود!

جعل و انتشار نامه با کدام انگیزه؟

معمولا کسانی که نامه و سندی را در حوزه های اقتصادی و صنعتی به نفع خودشان جعل می‌کنند از شفاف شدن و رسانه‌ای شدن آن سند در هراسند و منافعی که از آن سند دارند را در پستوهای ادارات و به صورت مخفی پیگیری می‌کنند.

کدام عاقلی نامه‌ای را آن هم منتسب به معاون رییس جمهور وقت، جعل می‌کند و در عصر ارتباطات آن را از طرف خودش به همراه نامه‌های متعدد دیگر برای انتشار به تمام رسانه‌های تلویزیونی و فضای مجازی می‌دهد؟ آن هم نامه‌ای که اساسا متعلق به 14 سال قبل است و منطقا هیچ نفع مادی و معنوی خاصی برای او ندارد!

خانم ابتکار، کدام پیام را تکذیب می‌کند؟

از ماجرای 7 ماه گذشته که بگذریم، متن نامه دو خطیِ ظاهرا جعلی، حامل 4 پیام است. چهار پیامی که ظاهرا دروغ‌هایی است که به خانم ابتکار نسبت داده شده است!

پیام اول: مراجعه کتبی آقای آرین در سال 81 به سازمان حفظت محیط زیست برای حمایت از اختراع خودروی الکتریک

پیام دوم: حمایت نکردن سازمان حفاظت محیط زیست از خودروی الکتریکی در پاسخ به درخواست آقای آرین

پیام سوم: عدم حمایت سازمان حفاظت محیط زیست به دلیل وزن بالای باطری‌ها در خودرو

پیام چهارم: سازمان حفاظت محیط زیست وقت در سال 81 آینده‌ای برای این فناوری قائل نیست لذا اساسا در آن مقطع از این فناوری حمایت نمی‌کند و نسبت به این فناوری خوشبین نیست.

سرکار خانم ابتکار در دو پست اینستاگرامی خود در ده روز اخیر به انتقادات مردمی در خصوص چرایی عدم حمایت از آقای آرین پاسخ می‌دهند که در پست دوم این نامه را جعلی می‌خوانند. اما نکته جالب و روشنگر ماجرا این‌جاست که متن همین دو پست خانم ابتکار تمام حقایق را روشن می‌کند و متأسفانه نشان می‌دهد هر چهار پیام برداشت شده از آن نامه دو خطی ظاهرا جعلی، متأسفانه عین واقعیت بوده است:

در هر دو متن اعتراضی خانم ابتکار در اینستاگرام، ایشان صراحتا به مراجعه و درخواست آقای آرین از سازمان ایشان در سال 81 اشاره می‌کند و این نشان می دهد ایشان به خوبی ماجرای اختراع را به یاد دارند و ادعای اول آن نامه کذب نیست. ایشان سپس صراحتا اعلام می‌کنند که از اختراع آقای آرین بنابر دلایل کارشناسی حمایت نکرده‌اند. همچنین علت اصلی عدم حمایت‌شان را وزن بالای باطری‌های سربی و مشکلی که وزن باطری‌ها در سربالایی‌های تهران ایجاد می‌کرده دانسته‌اند. همچنین در هر دو پست اینستاگرامی مورد اشاره اذعان می‌کنند که از نظر ایشان فناوری خودروهای الکتریک در سال 81 ابتدایی بودند و قابل استفاده نبودند و تصریح می‌کنند که البته این فناوری در این 15 سال پیشرفت زیادی کرده و لذا اکنون نظر سازمان ایشان بر حمایت از این فناوری و البته حمایت از صفر کردن تعرفه واردات خودروهای الکتریک برای سهولت خرید مردم است. پس پیام و ادعای دوم، سوم و چهارم نامه مذکور هم بنابر نوشته‌های خود ایشان کذب نیست.

اکنون با توجه به نکات مطرح شده، بحث بر سر جعلی بودن یا نبودن این نامه دیگر موضوعیت ندارد؛ چرا که متأسفانه مطالب محتوای این نامه، به تأیید خانم ابتکار، کاملا اتفاق افتاده است و این ماجرا موجب شده که حقایق مهمی از عملکرد سازمان حفاظتِ محیط زیست و خانم ابتکار در 14 سال گذشته توسط خود ایشان بازگو شود، حقایقی که از خود آن نامه گویاتر و اشک آورتر است.

حال سؤال اصلی اینجاست که خانم دکتر ابتکار دقیقا بعد از 7 ماه چه چیزی را انکار می‌کنند؟ آیا هنوز پذیرش این نکته سخت است که برخی رسانه‌ها و مسؤولان در یک اقدام نه چندان هوشمندانه بالاجبار می‌خواهند داستانی فرعی و حاشیه‌ای را به جای روایت اصلی بنشانند و ماجرای اصلی را به حاشیه برانند.

محسن مقصودی
مجری برنامه ثریا
31 خردادماه 1395
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی املشی ، میثم2 ، rezamohammadi ، MEEAAD ، عبدالرحمن
۲۱:۰۵, ۱/تیر/۹۵
شماره ارسال: #14

سلام بیداری عزیز
بحث در این مورد بدون اطلاع از نتایج تستها و ویژگیهای این خودرو غیر ممکنه. مطمئناً آقایان آرین و جمشیدی و ... اولین کسانی نیستند که به این عرصه وارد شده اند. خیلی وقته داره تحقیق در این مورد مورد انجام میشه در شاخه های مختلف مثل خودروهای برقی، خودروهای هیدروژنی، خودرو با سوخت جایگزین و ... . اما تمام این تحقیقات باید قبل از تایید رسانه، تایید متخصصان رو بگیرند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۳۶, ۲/تیر/۹۵
شماره ارسال: #15
آواتار
سلام جناب سعدی گرامی

آخر پست قبلی ام مستند فردا دیر است رو لینک گداشتم. مستند رو ببینین. آقای آرین 15 سال پیش خودش ماشین رو ساخت وقتی مسئولین بهشون توجه نکردن رفتن کشورهای خارجی. الان طرح ایشون هم موتور هم ماشین در کارخانه های آلمانی، بلژیک یا نروژی و ... داره تولید میشه. بنده خدا پارسال گفت دوست دارم ایران هم داشته باشه و اینبار دیگه از ایران نمیرم تا تولید کنم و ... چند روز پیش هم بنده خدا دست به اعتصاب غذا زد.

خودروی ایشون جوابش رو بارها و بارها پس داده. حمایت میخواد که متاسفانه.... مستند رو ببینین.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، MEEAAD ، عبدالرحمن
۹:۴۶, ۲/تیر/۹۵
شماره ارسال: #16

اختراع خودروهای هیبریدی خیلی قدیمی تر از این حرفهاست. اگر بخواهیم این موضوع که "کارخانه های خارجی دارند طرح ایشان را تولید می کنند" را بررسی کنیم، باید ببینیم نوآوری ایشان چه چیزی بوده که شرکتهای خارجی استفاده کرده اند، اما پیش از ایشان به فکر هیچ کس نرسیده.

به هر حال رسانه ها قابلیت سنجش این مسائل رو ندارند. مثلاً این لینک که معرفی فرمودید رو ببینید:
نقل قول:پراید خودشارژ ابتکار جوان اردبیلی
مدعی است که این پراید، در هنگام حرکت خودش را شارژ می کند. اگر منظور همان سیستم ترمز regenerative باشد که این اختراع جدیدی نیست. اگر هم منظور این باشه که از چرخش چرخها برق تولید می کنه و دوباره باتری شارژ میشه که این کلاً با قوانین فیزیک در تضاده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۵:۵۸, ۳/تیر/۹۵
شماره ارسال: #17
آواتار
سعدی جان جزئیات دقیق مستند یادم نیست علت نوآوری چی بوده. یادمه اشاراتی داشتن به سرعت بیشتر، مصرف بهینه تر و در نتیجه کیلومتر بیشتری با یه بار شارژ جواب می داد. خودشون در مورد طراحی مکانیکش و طراحی هلال سقف حرف زدن و می گفتن اهل فن می دونن این طراحی چطوری مشکلات فلان موضوع رو حل میکنه و .... حتی احمدی نژاد باهاش 100 کیلومتر سواری میره و دستور ساخت 100 نمونه میده اما....

مستند رو ببینین. ضمنا اینها می گفتن سال 80 خود ایشون یه نمونه عملیاتی تولید کرده و اگر اونموقع به دلایل مسخره وزن باتری جلو کار گرفته نمیشد الان...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، میثم2 ، MEEAAD ، عبدالرحمن
۱۱:۲۸, ۳/تیر/۹۵
شماره ارسال: #18
آواتار
داستان ماشین برقی !
ماشین برقی قبل از ماشین های معمولی اختراع شد !
اما چون پاشنه آشیل برق ذخیره سازی اون بود روش ابلهانه ی حمل و نگه داری یک نیروگاه ! توسط هر صاحب ماشین پیگیری شد !
در صد و خورده ای سال گذشته ایده ی ماشین برقی با نوسان های شدید قیمت نفت پیگری و رها سازی میشد !
تا رسیدیم به پیرامون قرن جدید !! و معادلات جدید قرن ! و چرا با وجود اینکه موتورهای درون سوز به تکامل نسبی رسیدند پروژه ی ماشین برقی در حال اجراست !
1.نفت رو به اتمام است (البته نه فعلا !)
2.آمریکا در حال تغییر پایه ی ثروتش را از مبادله ی نفت جهان به مبادله ی دیتای اینترنت جهان است !(عجب.... هستند !)
3.با محدود شدن مصرف نفت دشمنان اصلی آمریکا هم ضعیف میشوند و البته امریکا از ابزاری مانند آل سعود ابله هم فایده میبرد !
4.ماشین برقی در برابر ماشین معمولی بی صدا تر ، نگه داری بسیار راحت تر ، الودگی محلی بسیار کم تر و دهها مزیت نسبی دیگر دارد و در صورت عرضه ی انبوه به شدت مورد توجه مصرف کننده خواهد بود (برای خرید یک مدل از شرکت تسلا ملت صف کشیده بودند !)
5.در سالهای گذشته با رشد کاربرد گجت های همراه صنعت باتری ها هم در حال تکان خوردن است (در غرب جهت رشد علم را هم پول و سرمایه دار تعیین میکند) و باتری های جدید نسبت به باتری های سربی بسیار پربازده ترند (شرکت تسلا در حال ایجاد استاندارد جالبی برای تعویض باتری در محل سوختگیری است !!!!)

و اما ربطش به ما !
تا 20 سال دیگر احتمالا خبری از خودروی درون سوز نخواهد بود و شکاف صنعت خودروی ما با غرب تبدیل به دره خواهد شد !
امروز دقیقا مشابه همان روزی است که صنعت نیمه رسانا ، صنعت هوافضا ،و صنعت هواپیماسازی در حال شکل گرفتن بود و حکام ما در حال اجرای تئاتر قهوه ی تلخ ( البته به صورت واقعی) در کشور بودند ! و امروز ظاهرا علاوه بر اجرای نمایش افرادی را هم در جامعه دارند که کارشان را تایید کند !
اما در مورد مهندس ارین !
ببینید به نظرتان چرا در جهان فقط چند کشور موفق به پرتاب ماهواره یا غنی سازی اورانیوم هستند !
چون علم در دنیا سانسور میشود ، کاری که اقای ارین انجام دادند در بدترین حالت ممکن اگر هیچ نوع اوری خاصی هم نداشت و صرفا تولید چیزی بود که در غرب تولید میشود باز کار ایشان دقیقا مصداق (اختراع کردن آن چیز) است . البته دید به اینده روشن است و حمایت رسانه از علم در کشور هم این دید به اینده را گسترده تر میکند .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، بیداری اندیشه ، MEEAAD ، عبدالرحمن
۱۷:۰۸, ۱۲/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۵ ۱۷:۱۱ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

دیشب محسن مقصودی مجری ثریا مهمان برنامه عصر نادر طالب زاده
بود و موضوع نگرش ثریا بود
در این برنامه در مورد

رسانه تراز انقلابی
مبارزه با استکبار جهانی هم پای مبا رزه با اشرافیت و کدخدا های داخلی
هر جا پیشرفتی بوده حاصل مدیریت جهادی مثل هسته ای و موشکی
هر جا مدیریت غربگرا و نگا ه به غرب وده پسرفت مانند صنعت خودرو سازی
و .....
حتما تکرارش رو ببینید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، بیداری اندیشه
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  حاشیه‌های دیدارهای خانواده‌ شهدای مدافع حرم با رهبری مهدی2012 0 883 ۲۴/بهمن/۹۴ ۲۰:۴۷
آخرین ارسال: مهدی2012
  داعش مرقد عمار یاسر و اویس قرنی را منفجر کرد -Ali- 8 3,816 ۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۲۱:۳۳
آخرین ارسال: aaaaa

پرش در بین بخشها:


بالا