|
موارد خیلی عجیب!
|
|
۴:۱۶, ۱/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۴:۳۲ توسط Silence.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام تنهای تنهای تنها
سلام راستش دودل بودم که تاپیک بزنم یا چون مشغله و درس حسابی گرفتارم کرده ولی این موارد که هنوز مطالعه جدی دربارش نکردم انقد برام جالب بود که دلم نیومد نظر سایر دوستان در این باره ندونم.. و اما اصل مطلب من خیلی به آثار مولانا علاقه مندم مخصوصا نی نامه نی حریف هر که از یاری برید پردههایش پردههای ما درید ولی به موارد عجیبی درباره این شاعر و دیگر شاعران ایرانی برخوردم البته بیشترش(با عرض پوزش) چرند بود ولی از کنار بعضیا نمی شد به راحتی رد شد... ولی قبلش اینو بگم که چون این نظریات از اندیشه ب... گرفته شده و این اندیشه مبتنی بر توهم توطئه بنا شده، برای همین بعضی جاها از متن که تبلیغ این اندیشه هست رو حذف میکنم ولی این مطلب عقلانی بنظر می رسید توصیه می کنم بیوگرافی که از مولانا در دسترس هست در ابتدا مطالعه کنید. به نقل از سایت تلنگری بر تاریخ: رندان پارسی گو1 داستان همان داستان پیشین است. خواجه حافظ شیراز در اشعارش از قند صحبت می کند. قندی که لابد بدون چای مصرف می نموده. چون چای در حدود 300 سال پیش با حمله ارتش انگلیس به هندوستان به دنیا معرفی شده است.و قند نیز محصول صنعتی 80 ساله است. بنیان اندیش می داند آن نیرویی که تحت پوشش نام هایی چون حافظ و عطار و خیام و نظامی و سعدی و ... مشغول تبلیغ راه عرفان اند، یک مشت شیاد و حقه باز اسلام ستیزند که اشعارشان تماما علیه آموزه های قرآن است.شاید هم قند را در شراب ناب مردافکن معروف خود حل کرده و می نوشیده. حقه بازی ها به همین جا ختم نمی شود. حقیقت جویان در هر جستجوی خود موارد تازه ای از این دست کشف خواهند کرد. به نسخه قدیمی کتاب غزلیات شمس تبریزی، تصحیح بدیع الزمان فروزانفر که ظاهرا علامه زمان خود بوده نگاهی بیندازیم. در جلد اول در صفحه 60 کتاب به چنین بیتی برمی خوریم. مولانای روم همچون همیشه مشغول نصیحت مردم است که از اندیشه ورزی و پیروی از خرد پرهیز کنند: میندیش میندیش که اندیشه گری ها چو نفت اند بسوزند ز هر بیخ تری ها فرض کنیم که مولانا در سرزمین ترکیه که قرن ها با آب ناشی از طوفان نوح پوشیده بوده، با شنا خود را به قونیه رسانده باشد، اما به نظر شما این شاعر پارسی گو در سده 7 هجری قمری با «صنعت نفت» چگونه آشنا بوده؟ به نظر می رسد در این بیت کلمه «نفت» در معنای امروزین آن به کار رفته است.دفتر اول مثنوی، داستان عاشق شدن پادشاه بر کنیز (بخش اول) به چنین ابیاتی ختم می شود که بسیار هم معروف است: از قضا سرکنگبین صفرا فزود روغن بادام خشکی می نمود از هلیله قبض شد اطلاق رفت آب آتش را مدد شد همچو «نفت» آیا استادان عظام زبان و ادب فارسی در دانشگاه های ایران حتی یک بار از خود نپرسیده اند که اگر در زمان معروف به حیات مولانا هنوز در دنیا نفت کشف نشده بود، پس چگونه این کلمه به شعر مولانا راه یافته است؟ ادامه دارد.... ------------------- این توضیح رو برای اونایی که اطلاعات دقیقی از این اندیشه ندارن بدم که از نظر نویسنده این متن دنیا به طور کامل در دست یهود می چرخه و از نظر ایشون تمامی شعرای فارسی و حتی زبان فارسی هم ساخته دست یهوده برای اینکه مردم ایران از اسلام دور بشن!این حرف بنابه دلایل بسیار زیادی نمی تونه درست باشه ولی این دوستان هم دلایل خودشونو دارن که به تدریج قرار میدم... بنظر من این خودش اصالت بخشیدن به یهود و دادن قدرت ماورایی به صهیونیست هاست! |
|||
|
|
۹:۲۸, ۱/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۹:۳۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
نفت در قدیم به مقدار خیلی کم در سطح زمین پیدا می شده و بیشتر برای کاربردهایی مثل ضد آب کردن کشتیها ازش استفاده می کردند. این نفت تقطیر شده فعلی هم نیست و بیشتر به شکل قیر یافت میشه. اما چون تکنولوژی حفاری نبوده، استفاده اش به شکل امروزی ارزش تجاری نداشته.
به قول فردوسی: به اسب و به نفت آتش اندر زدند
همه هندیان دست بر سر زدند |
|||
|
|
۹:۳۰, ۱/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۹:۴۱ توسط سرباز منتظر.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا سلام *لغت نامه دهخدا* قند [b] [ ق َ ] (معرب ، اِ) کند که شکر باشد. قنده مثل آن و این معرب است . (منتهی الارب ). عسل نیشکر چون سفت و منجمد گردد. (اقرب الموارد). معرب کند از اصل هندی است . در سانسکریت کهندا به معنی مطلق قطعه یا پاره مخصوصاً پاره ٔ قند یا تکه ٔ قند. همین کلمه وارد زبان های اروپایی شده است و به چیزی گفته شود که ما در فارسی کنونی نبات گوییم * پس قند فقط اون مکعب سفید نیست که با چای میخوریم !!!
--------------------------------------------------- [/b] *تاریخچه استخراج نفت* در میان تمدنهای بین النهرین ، استخراج و استفاده از نفت و قیر رواج داشت، چندان که برخی لوحههای سنگی که به خط میخی نگاشته شده است، جزئیات این تجارت و از جمله قیمتهای رسمی آن را گزارش میدهد. یکی از این لوحههای سنگی به روزگار حمورابی (پادشاه بابل) ، در حدود 3800 سال پیش بر میگردد. *موارد استفاده از قیر در دنیای قدیم* باستان شناسان در ویرانه های شهرهای قدیم بین النهرین از قبیل اور و بابل کشف کردهاند که قیر به عنوان ملاط در بنای دیوارهای آجری بکار میرفته است. همچنین مردم بابل برای مراسم دینی خود جادههای آسفالته (متشکل از لایههای شن و آجر قیراندود) احداث کرده بودند. به نظر میرسد که ایرانیان چندان استفاده از قیر نمیکردند، زیرا از آثار معماری باستانی ایران چنین قرائنی بدست نیامده است.
استفاده دیگر قیر این بود که قایقها و ظروف آب را با قیر میاندودند، تا منافذ عبور آب را ببندد. در کتاب تورات (سفرتکوین) ، صریحا ذکر شده است که خداوند به حضرت نوح علیهالسلام دستور داد تا پیش از آمدن طوفان و بلای آسمانی ، کشتی بزرگی بسازد و دیوارههای درونی و بیرونی آن را قیراندود کند. در داستان دیگر تورات و قرآن میخوانیم که مادر حضرت موسی علیهالسلام طفل خود را در سبد گذاشت و به آب رودخانه نیل انداخت تا از دست جلادان حاکم در امان باشد. احتمالا این سبد قیراندود شده بود، چنانکه رسم آن زمان بود. ایرانیان گاهی ظروف چرمی را قیراندود میکردند. پادشاهان ایران باستان از نفت و قیر به عنوان وسیله جنگی استفاده میکردند. آورده اند که وقتی کوروش در سال 539 قبل از میلاد ، در تدارک حمله به بابل بود، او را از خطرات جنگ خیابانی (به اصطلاح ما) آگاه کردند و کورش پاسخ داد: "ما همچنین مقدار زیادی قیر و طناب داریم که شهر سریع طعمه آتش شود." "هرودوت" ، مورخ یونانی ، خبر داده است که وقتی سربازان خشاریاشا شهر آتن را در سال 450 قبل از میلاد مسیح محاصره کردند، تیرهای آتشین (آغشته به نفت) پرتاب میکردند. بنا به گزارش "آمیانوس مارسلینوس" ، مورخ رومی ، سربازان پاپور دوم ساسانی همین وسیله را در جنگ با رومیان بکار می بردند. یک مورخ رومی دیگر به نام "هروکوهویس" خبر داده است که جنگاوران ایرانی کوزه های بسیاری را از قیر و گوگرد پر میکردند و آتش میزدند و به سوی سربازان رومی پرتاب میکردند. *استفاده از نفت در جنگهای باستانی* "پلوتارک" ، مورخ یونانی ، مینویسد که مردم بابل ، چشمه نفتی و شعلههای نفت را به اسکندر مقدونی نشان دادند. در آن روزگار ، بابل جزو امپراتوری ایران بود. هنگام عصر ، بابلیان نفت را بر مسیری منتهی به چادر اسکندر روی زمین ریختند و شب هنگام آن را آتش زدند. خیابان شعله پیوسته ای از آتش بود و حتی چادر اسکندر سوخت و این برای اسکندر و سربازان یونانی بسیار تماشایی بود. "جان هان وی" جهانگرد انگلیسی که در زمان نادر شاه در ایرن بود، در سفرنامهاش (1753 میلادی) جنگ نادر با محمد شاه (امپراتور مغول هند) را به تفصیل نوشته است. از جمله ، در این سفرنامه میخوانیم که نادر شاه دستور داد تعدادی سکو بسازد و به شترها وصل کنند. روی این سکوئها نفت ریختند و مخلوطی از مواد آتشزا نهادند. فرمان داد که آنها را آتش بزنند. همه میدانند که این حیوانات عظیم _فیلها چقدر از آتش میترسند. لذا به عوض آنکه ارتش ایران را پایمال کنند، با نزدیک شدن شترها ، روبرگرداندند و بسیاری از صفوف ارتش هند را بر هم زدند و گیج ساختند. |
|||
|
|
۹:۳۵, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
اگر چای نبوده،خب شاید قند رو با گل گاوزبون می خورده. یا بابونه دم می کرده می خورده.
|
|||
|
|
۱۱:۰۹, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
یعنی در زمان مولانا نفت در ایران کاربرد امروزی داشت؟؟؟؟یعنی نفت سفید داشتن؟؟؟
معنای نفت در شعر زیر دقیقا نفت سفید امروزیه و تازه اگر بشر در اون زمان به نفت هم رسیده باشه قطعا بیشتر از نفت خام نمی تونه باشه و امکان نداره نفت خالص سفید تولید کرده باشن!نفت خام هم به سختی اتش میگیره چه برسه به اینکه بخواد به اتش کمک کنه.... به کابرد واژه نفت در مصراع آخر توجه کنید: از قضا سرکنگبین صفرا فزود روغن بادام خشکی می نمود از هلیله قبض شد اطلاق رفت آب آتش را مدد شد همچو «نفت»
|
|||
|
۱۱:۲۶, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
حضرت مولانا ابیاتی در زمینه اتم و طرز چرخش الکترون ها دور هسته دارد که این فقط نمونه ای از هزاران آگاهی مولانا است
پیشنهاد میکنم کتاب مولانا و جهان بینی ها رو مطالعه فرمایید این کتاب به صورت پی دی اف در اینترنت نیز موجود است. |
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
در میان نظرات مختلفی که از فقها و عرفا در خصوص مثنوی وجود دارد، نظر رهبر انقلاب در این رابطه خواندنی است. ایشان در اینباره میفرمایند: «مثنوى؛ که خودش میگوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است.» یک وقتى مرحوم آقاى مطهرى از من پرسیدند نظر شما راجع به مثنوى چیست، همین را گفتم. گفتم به نظر من مثنوى همین است که خودش گفته: و هو اصول... . ایشان گفت کاملاً درست است، من هم عقیدهام همین است. البته در مورد حافظ یک مقدار با هم اختلاف عقیده داشتیم.» انگار این افرادی که توهم بالایی دارن خودشون رو خیلی بالا می دونن!!!!
|
|||
|
|
۱۲:۱۰, ۱/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۱۲:۲۶ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول: چیزی که این نگارنده (البته بنده نه نگارنده می شناسم نه متوجه اندیشه ب ... شدم) در نظر نگرفته اینست که یکی از خواص و الزامات و مغتضای ادیب بودن زبان شناسی و لغت شناسی است نه مانند هر بی سوادی به حکم ظواهر به مجرد اینکه چیزی از فضاهای خالی سرش گذشت را بر زبان بیاورد اما در باب واژه شناسی نقل قول:جایی که "نفط" را که قرمز کردم به این خاطر است توجه شما را به نکته ای ظریف جلب کنم: نفت در اشعار مولانا نفط در اشعار مولانا نفت در اشعار فردوسی نفط در اشعار فردوسی و قتی "نفط" به حالت مادی پارسی در بیاید می شود "نفت" که نتنها ظاهر فارسی می گیرد که همراه خود با معنایی فارسی را هم یدک می کشد یعنی معنی "نفط"اکدی+بار فارسی در اشعار مولانا غالبا "نفط" بکار رفته مگر مواردی که قافیه باید حفظ شود و چند مورد هم از "نفت" برای وصف حال استفاده کرده (نفت:نمناک،درخشان) و جالب اینکه فردوسی هرگاه "نفط" بکار برده بلا فاصله صفت "سیاه" را ذکر کرده تا مخاطب متوجه شود اینجا از "نفط" به عنوان اسم خاص می کند بدون بار معنایی فارسی بعد التحریر : در نقل قول بالا همانطور که آمده مایع قابل احتراق (نفط) از زمان بابلیان مکشوف بوده .گواه قدمت نفت کاربرد آن در جنگ ها و استحکامات دژها بوده مثال در تاریخ باستان ایرانی حفر خندق ار تکنیک های جنگی خاص ایرانیان بوده (سلمان فارسی-غزه خندق) و درون آنرا مشتعل می کردند که گه گاهی تا چند روز شعله زیانه می کشید قطعا این خندق ها پی سور نبودند مثال در تاریخ اسلامی ساده ترین چیزی که به حاشیه نرویم و سخن کوتاه کنیم ، تعبیر دیدن نفت در خواب توسط امام صادق (علیه السلام) : نقل قول: نقل قول:بنظر من این خودش اصالت بخشیدن به یهود و دادن قدرت ماورایی به صهیونیست هاست!نظر شما کاملا درست است فقط یک مشکلم در لینکی برای بیوگرافی مولانا دادید وجود دارد . زیاد دقیق نیست . زندگی و عقاید مولانا نقلی نیست که بپذیریم تجربی است که با مطالعه آثارش به آن می شود پی برد مثلا اگر شما به گفتید "حلاج" چه دینی داشته و چه مسلک و داشته من هم هرچه راجب دین و شیوه مولانا یا حافظ و امثالهم بگویید را می پذیرم |
|||
|
|
۱۸:۰۴, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
ببنید بحث اصلا سر دین و آیین حلاج حافظ و غیره نیست بحث سر اینکه این اشعار نمی تونه مربوط به چند قرن قبل باشه چون هیچ یک از اون معانی که ذکر کردید در شعر جای نمی گیره جز همین معنا و کاربرد امروزی نفت...
|
|||
|
۱۸:۲۵, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱/بهمن/۹۴ ۱۱:۲۶)قاتل مرگ نوشته است: حضرت مولانا ابیاتی در زمینه اتم و طرز چرخش الکترون ها دور هسته دارد که این فقط نمونه ای از هزاران آگاهی مولانا استبرخی چیزها رو میشه با ارائه تفاسیر دلخواه به هم ربط داد، اما لزوماً ربطی ندارند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









