کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بچه شیعه ها واجبه این خطبه رو حفظ کنید
۰:۱۲, ۱۹/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۰:۱۹ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
آگاه باشيد به خدا سوگند ابابكر، جامه خلافت را بر تن كرد، در حالى كه مى ‏دانست جايگاه من نسبت به حكومت اسلامى، چون محور آسياب است به آسياب كه دور آن حركت مى ‏كند.

او مى‏ دانست كه سيل علوم از دامن كوهسار من جارى است، و مرغان دور پرواز انديشه‏ ها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز كرد. پس من رداى خلافت رها كرده و دامن جمع نموده از آن كناره گيرى كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پاخيزم يا در اين محيط خفقان‏زا و تاريكى كه به وجود آوردند، صبر پيشه سازم

كه پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مى‏ دارد پس از ارزيابى درست، صبر و بردبارى را خردمندانه‏ تر ديدم.

پس صبر كردم در حالى كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود. و با ديدگان خود مى‏نگريستم كه ميراث مرا به غارت مى ‏برند.
---

نقل قول:و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مى‏ دارد
تو همین کلام امیرالمومنین تمام آینده مومنین به تصویر کشیده شده. درود به وجدان و نجات گریش که چه حسرتی برای حق طلبان خورد.
امروز تمام دردی که یک مومن می کشه بخاطر حفظ اسلامه حتی در اقلیت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، غریب ، Anti gods ، مجتبی110 ، Imam12 ، mohammad reza ، فدايي ولايت
۱۸:۱۵, ۱۹/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۱۸:۱۶ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
تا نوبت اولى سپرى شد ، و خلافت را پس از خود به پسر خطّاب واگذارد.

شگفتا! اولى بااينكه در زمان حياتش مى خواست حكومت را واگذارد، ولى براى بعدخود عقد خلافت را جهت ديگرى بست. حكومت را به فضايى خشن كشانيده، و به كسى رسيد كه كلامش درشت، و همراهى با او دشوار، و لغزشهايش فراوان، و معذرت خواهيش زياد بود.

بودن با حكومت او كسى را مى ماندكه بر شتر چموش سوار است، كه اگر مهارش را بكشد بينى اش زخم شود، و اگر رهايش كند خود و راكب را به هلاكت اندازد! به خدا قسم امت در زمان او دچاراشتباه و نا آرامى، و تلوّن مزاج و انحراف از راه خدا شدند.

آن مدت طولانى را نيز صبر كردم، و بار سنگين هر بلايى را به دوش كشيدم.
تا زمان او هم سپرى شد، و امر حكومت را به شورايى سپرد كه به گمانش من هم (با اين منزلت خدايى) يكى از آنانم!

خداوندا چه شورايى! من چه زمانى در برابر اولين آنها در برترى و شايستگى مورد شك بودم كه امروز همپايه اين اعضاى شورا قرار گيرم؟! ولى (به خاطر احقاق حق) در نشيب و فراز شورا با آنان هماهنگ شدم، در آنجا يكى به خاطر كينه اش به من رأى نداد، و ديگرى براى بيعت به دامادش تمايل كرد، و مسائلى ديگر كه ذكرش مناسب نيست. تا سومى به حكومت رسيد كه برنامه اى جز انباشتن شكم و تخليه آن نداشت، و دودمان پدرى او (بنى اميه) به همراهى او برخاستند.

و چون شترى كه گياه تازه بهار را با ولع مى خورد به غارت بيت المال دست زدند، در نتيجه اين اوضاع رشته اش پنبه شد، و اعمالش كار او را تمام ساخت، و شكمبارگى سرگونش نمود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا