|
منتظرین دروغین فرج
|
|
۰:۱۶, ۱۸/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بی رودر وایسی میخوام حرف بزنم تا بدونیم اکثر ماها کشکی کشکی می گیم عاشق امام زمانیم و الکی فقط ادا در میاریم که بگیم ماهم خیر سرمون منتظریم.
طرف میاد روز نیمه شعبان کلی شیرینی و آب میوه پخش میکنه تابگه منم منتظر امام زمانم اما تا چشمش میفته به یه عروس و دوماد تا می تونه جنس هاش رو گرونتر به اونا می فروشه و هی داد می زنه آقا بیابیا. بشین تا بیاد. هر روز و شب میره مسجد نماز میخونه و به عبادت می پردازه اما تا ازش درباره یه جوون با تیپ متفاوت برای کار تحقیقات می کنن شروع می کنه به زیرآب زدن بعد ادعاشم می شه که منتظر امام زمانه و هی میگه آقا بیابیا. بشین تا بیاد. طرف همکارش داره کارش رو انجام میده مثل بچه آدم و برا خانوادش یه لقمه نون حلال می بره اما بخاطر اینکه به پست و مقام همکارش برسه مدام میره پیش رئیسش و زیرآب همکارش رو می زنه بعد هی داد می زنه آقا بیابیا. بشین تا بیاد. دوسه بار رفته حج و چندبارهم رفته کربلا و ادعاش میشه منتظر واقعیه ولی درست دوتا خونه اونورتر همسایش تو جهیزه دخترش مونده و دوسه تا خونه اینورتر بچه های همسایش سرگشنه زمین میزارن و هی داد میزنه آقا بیابیا. بشین تا بیاد. طرف از بازنشستگی حقوق میگیره، زمین کشاورزی داره، دوسه تا خونه اجاره ای داره اما بازم برا 300 هزار تومن میره سرکار و جای کار یه جوون بیکار که میخواد خرج خانوادش رو در بیاره رو میگیره و ادعاش میشه منتظر امام زمانه و هی داد میزنه آقا بیابیا. بشین حتما برای تو یکی میاد. آقا شرکت داره و چند تا کارمند، اما حق و حقوقشون رو نمیده یا دیر میده یا کامل نمیده و می دونه که حقوقی که داره می ده شرعا درست نیست اما ادعاش میشه منتظر امام زمانه و هی داد می زنه آقا بیابیا. بشین حتما میاد. طرف روی پیشونیش از بس جای مهر مونده سیاه شده و همیشه تسبیح دستشه و ذکر میگه اما تا یه خواستگار میاد برا دخترش که از نظر اخلاق و دین ازش اطمینان داره ولی چون توان مالی کمی داره جواب رد میده و هی داد میزنه آقا بیابیا. بشین تا بیاد. بنده خدا مسئول گزینش یه ارگان یا اداره هست اما بجای استخدام یه نفر که کار بلده و دلسوز، میاد فامیل خودشون رو که عرضه نداره رو استخدام می کنه با پارتی بعد هی داد می زنه آقا بیابیا. بشین حتما میاد. حالا خودمونیم، شب تا صبح و صبح تا شب گناه می کنیم بعد ادعامون میشه منتظر امام زمانیم و برای ظهور قدم بر می داریم و هی داد می زنیم آقا بیابیا. بشینیم حتما میاد... پ,ن: غیبت، تهمت ناروایست که سال ها به تو زده ایم و غافل از آنیم که تو مدت هاست آمده ای و این ماییم که رفته ایم. آقا جان برای آمدن ما دعا کن... |
|||
|
|
۱:۴۵, ۱۸/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
این ماجرا هم ماجرای سی مرغ و سیمرغ هست.
|
|||
|
|
۱۴:۵۶, ۲۰/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خوب و عالی.اما یادمون نره تو این جور انتقادا تأثیر همون آقا بیا بیا ها رو فراموش نکنیم.درسته ما با حرف آقا رو میخونیم و با عمل دورش میکنیم اما همین حرفا یروزی ما رو به خودمون میاره.اگه واقعا خواب باشیم.حساب کسی که خودشو زده به خاب با بقیه جداست.بیایم از این کابوس غیبت بخاطر خودمون بیدار بشیم.داره ترسناک میشه.
میدونم حرفم سر و ته نداشت چیزی بود که یهو اومد تو ذهنم. اللهم عجل لنا |
|||
|
|
۱۵:۱۰, ۲۰/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۴ ۱۵:۱۱ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
![]() سید مهدی شجاعی در این زمینه کتاب جالبیه، |
|||
|
۱۵:۲۶, ۲۰/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام
فایل pdf یا word لینک دانلودی |
|||
|
۱۵:۳۵, ۲۰/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
|
۱۵:۴۸, ۲۰/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۴ ۱۵:۵۳ توسط قبیله منتظر.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
ببخشید
به قول حاج آقا خاطره من هم یک روستاییم افتخار میکنم دسترسی ندارم به شهر و کتابخانه و... 210کیلومتر فاصل دارم با شهرستان لینک دانلود ... [size=xxx-large] داستان صوتی بسیار شنیدنی(کمی دیرتر) ؛ (قسمت اول تا هفتم) + صوت {حقیقت مدعیان انتظار ظهور} [/size][size=xxx-large] داستان صوتی بسیار شنیدنی(کمی دیرتر) ؛ (قسمت اول تا هفتم) + صوت {حقیقت مدعیان انتظار ظهور} [/size][size=xxx-large] برگرفته از کتاب (کمی دیرتر) نوشته آقای (سید مهدی شجاعی) با بازنویسی بچه های رادیو میقات - برنامه دوشنبه شبهای (رادیو میقات) ؛ ساعت 9 از برنامه (جمال آفتاب) [/size][size=xxx-large] زمان قسمت اول : 00:05:51 - [/size][ لينک ضميمه ][size=xxx-large] زمان قسمت دوم : 00:07:13 - [/size][ لينک ضميمه ][size=xxx-large] زمان قسمت سوم : 00:04:46 - [/size][ لينک ضميمه ][size=xxx-large] زمان قسمت چهارم : 00:04:33 - [/size][ لينک ضميمه ][size=xxx-large] زمان قسمت پنجم : 00:03:47 - [/size][ لينک ضميمه ][size=xxx-large] زمان قسمت ششم : 00:04:01 - [/size][ لينک ضميمه ][size=xxx-large] زمان قسمت هفتم : 00:04:24 - [/size][ لينک ضميمه ]
|
|||
|
|
۲۳:۱۷, ۲۰/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۴ ۲۳:۱۸ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
.....................
|
|||
|
۰:۳۲, ۲۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
کتابی که دوست گرامی معرفی کردند
بنده منبع صوت کتاب رو در اختیارتون گذاشتم |
|||
|
۲:۴۴, ۲۲/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
مهربانم
امام زمانم ... عـادت کـرده ام هـر وقـت دیگـر کـاری نداشـتم یاد شـما بیـافتم... الان کجـایی گـل نرگـس.... شـاید در سـجده ای.... شـاید در حـال گریه .... شـاید در بین الحـرمین قـدم میزنی .... شـاید در کـویری ،بیـابانی.... جـایی هق هق گـریه هایتـان بلـند شده... قـربانت شوم ... پرونده ی اعمـال مرا زمین بگـذار...به چه امـیدی هر دوشـنبه و پنجشـنبه مرورش میکـنی من تمام امیدم به این است که به دست شما آدم شوم ... و چـیزی ندارم غیر اینکـه مثل گذشـته بگـویم ،آقاجان شـرمنده ام ... چه انتظار عجیبـــــــــــــی.... نه کوششی نه دعایـــــــــــــــی.... نه جنبشی نه بکایــــــــــــــی.... نه پرسشی که کجایـــــــــــــی.... فقط نشسته و گوییـــــــــــــم.... خداکند که بیایـــــــــــــــــــی.... برای سلامتی و فرج آقا امام زمان (علیه السلام)صلوات |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: 28-11-1390%5CIMAGE634651121703546311.jpg]](http://images.khabaronline.ir/Images/news/Larg_Pic/28-11-1390%5CIMAGE634651121703546311.jpg)
