|
تلنگری جدی به خودمان
|
|
۲۱:۲۶, ۲۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
امیدوارم دوستانم هرجا هستند با خدا باشند می خواستم این مطلب رو واسه یکی از دوستانم اینجا پیام خصوصی کنم اما حیفم اومد،گفتم واسه چند نفر بفرستم،دیدم نه،،چند نفر هم کافی نیست.این شد که موضوع جدید باز کردم بارها و بارها احیانآ شده که بشنویم "فکر کن همین الان میخوای از دنیا بری،چیزی داری با خودت ببری؟کوله بارتو پر کردی؟" اما هیچوقت اثرش به اندازه موقعی که باهاش مواجه بشی نمیشه دو سه شب پیش بود.دیدم کنار یکی خوابیدم.یهو روحم از بدنم جدا شد و نشست.بله،مرده بودم.الله اکبر.نگاه کردم نفر کناریمو دیدم اونم قبل از من از دنیا رفته بود.باهاش حرف زدم ازش پرسیدم من چطور مردم که بهم گفت یکی به سرت ضربه زد و... اما اینا مهم نبود واسه من.چرا الان رفتم؟این مهم بود...خدایا چرا من الان مردم.ترس تمام وجودمو گرفته بود که چه عاقبتی در انتظارمه با این پرونده اعمال.خدایا چرا من الان رفتم اون دنیا.نه خدا این چیزی نبود که میخواستم.چرا کارایی که میخواستم و باید میکردم رو نکردم.چرا فکر نکردم ممکنه از دنیا برم و فقط به زبون میاوردم که هرکسی ممکنه یه ثانیه بعد نباشه؟؟از کناریم پرسیدم تشییع جنازه شدی؟مثل اینکه هنوز نشده بود.از شب اول قبر،از عذاب بعدش و... خیلی میترسیدم.یهو از خواب بیدار شدم.الله اکبر.خدایا شکرت،،خدایا بی نهایت ممنونتم که دوباره بهم فرصت دادی.دوستان من از خدامه که این تلنگر واسه همه پیش بیاد اما آیا واقعا همیشه اینطوریه؟آیا دفعه بعد هم خواب میبینم؟باور کنید الان اینارو مینویسم اشک تو چشامه.اینارو گفتم چون وظیفه خودم میدونم که بگم.تو رو به قرآن اگه هنوز بیدار نشدید به خودتون بیاید.بعد از اینکه بیدار شدم از خواب میترسیدم بخوابم دوباره... خدا کنه همیشه این خواب تو یادم باشه و دنبال آدم شدن و درست شدنم باشم.خدا کنه شما همین الان کارتون درست باشه و اگر خدای نکرده نیست،با دیدن این موضوع به خودتون بیاید.باور کنید شوخی نیست.باور کنید مرگ به همون راحتی که توی خواب واسه من پیش اومد به سراغمون میاد... نمیدونید وقتی توی خواب دیدم از دنیا رفتم چه حالی شدم.دقیقا انگار دستم بسته بود.دیگه هیچ کاری نمیتونستم انجام بدم سبحان الله بخاطر خودم،بخاطر امام زمانم که با گناهام ظهورشو عقب انداختم بخاطر... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







