|
جرج کارلین خداناباور بود
|
|
۲۲:۵۹, ۱۳/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۵ ۰:۰۰ توسط Darkness.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام!
میخواستم بپرسم چند نفر از کسایی که این فیلم ظهور رو دیدن میدونند که اقای جرج کارلین که در قسمت های ابتدایی تصاویری ازش میبینیم، یکی از بهترین استند آپ کمدین های جهان بودن و ایشون کاملا خداناباور هستن و همیشه به خدا و دین و مذهب و سیاست به یک اندازه تاخته اند. و جالب که فقط تعدادی حرفهاشون در نقد سیاست رو بطور هدف دار تو این فیلم استفاده کردن! تو لینک پایین میتونید اجرای ایشون و شوخی هاش رو با مفهومی به نام "خدا" نگاه کنید : http://www.tarafdari.com/%DA%A9%D8%A7%D8...8%AF%D8%A7 https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%...B%8C%D9%86 |
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۲۳, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۲:۳۱ توسط Darkness.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
این ـآخرین کلام من !
داداش سعدی جان ! ببین ما داریم در مورد لحظه اول حرف میزنیم ! که دنیا تازه استارت خورده! در همون لحظه که هوش بوجود نیومده که !! 14 میلیارد سال طول کشیده تا این چیدمان در کیهان بوجود بیاد و حیات روی زمین حدود 3 میلیارد سال پیش شرو شده و هوش و .... به مرور شکل گرفتن نه یهویی.... خداحاقظ همگی ! این شرط بچه گونه کاملا نشان از پرت و پلاگویی نویسندگان آن دارد که میخوان برای هر چیزی یه ماست مالی ارایه بدن !!! کی گفنه هر کمالی که در معلول ایجاد میشه باید مرتبه اکملش ! در علت وجود داشته باشه ! این رو از کجاشون در آوردن ! همینظور که گفتم اون کمالات بمرو ایحاد شدن در جهان ! بعدش هم داداش مثلا توی شیمی شما 2 ماده با خواص متفاوت رو مخلوط میکنی ، ماده یا ماده های با خصوصیات کاملا جدید و متفاوت بوحود میان!!! این کجاش اون حرف شما رو تصدیق میکنه !!!!!! |
|||
|
۱۳:۲۲, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۳:۲۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
احتراماً برخلاف نظر شما، اصل سنخیت دارای اثبات است.
شهید مطهری در پاورقی اصول فلسفه و روش رئالیسم معتقد است که برای اثبات اصل سنخیت می توان دو دلیل اقامه کرد: 1-دلیل حسی و استقرائی انسان هر اندازه که جزئیات را استقراء کرده و می کند و در قسمتهای مختلف تجربه به عمل می آورد می بیند که اشیاء دارای خواص معین ثابتی هستند و همواره شرایط و مقدمات و علل معین نتایج و معلولات معین بدنبال خود می آورد و تخلفی از این لحاظ مشاهده نمی کند و از این رو برایش قطعی می شود که هرچیزی خاصیت و استعداد خاصی دارد مخالف با خواص و استعدادیکه سایر اشیا دارد. انسان در اثر تجربه دریافته که از گندم، گندم بروید و از جو، جو. پس انسان از این استقراء جزئیات یک حکم کلی انتزاع می کند. آن حکم کلی این است که علل و مقدمات معین همواره معلولات و نتایج معین می دهد. این استدلال اگر هیچ مقدمه قیاسی به آن اضافه نشود ضعیف است. زیرا اولا ذهن قادر نیست فقط با استقراء جزئیات به کشف یک قانون کلی نائل شود، ثانیا قوانین تجربی بطور کلی قطعیت ندارد زیرا زمینه تجربه کامل که بشر بتواند جمیع عوامل دخیله را تحت نظر بگیرد تقریبا غیرمیسر است و لهذا قوانین تجربی متوالیا نقض می شود و تجربیات بعدی نقص تجربیات قبل را روشن می کند. 2-دلیل عقلی و قیاسی ایشان به شکل ذیل است: 1-علیت و معلولیت مستلزم ارتباط و پیوستگی دو چیز است که نام یکی را علت و نام دیگری را معلول گذاشته ایم. علت و معلول با هم متباین و بیگانه نیستند. 2-واقعیت معلول عین ارتباط و اضافه است، نه چیزی که دارای ارتباط و اضافه است. 3-این ارتباط و نسبت مطلق نیست، بلکه ارتباط و نسبت هر معلولی به علت خاص و هر علتی به معلول خاص است .بنابراین هر معلولی تنها با یک علت می تواند چنین رابطه ای داشته باشد. http://www.mortezamotahari.com/fa/bookvi...eID=123225 |
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
داداش سعدی ! ببین!
اصل سنخیت خیلی کودکانه هست ! حالا حتی اگه گنده ترین آدم دینی هم اثباتش کرده باشه! که الان من دیدم مطهری چقدر بچه گونه به داستان نگاه کرده و این نشان از بیسوادیش نیست ؛، نشان ار نداشتن اطلاعات کافی از دنیاست. اینکه گندم از گندم بروید جو ز جو شد دلیل اینکه اصل سنخیت بطلان ناپذیره !!! بارزترین مثالی که برات زدم همون واکنش های شیمیایی هست! وقتی موادی با خصوصیاتی خاص با هم واکنش میدن ما دیگه صفات مواد قبلی رو در مواد جدید ایجاد شده مشاهده نمیکنیم، و کاملا خواص جدیدی ایجاد میشه که در مواد اولیه وجود نداشته! شما زین پس بجای نمک (سدیم کلرید) میتونی مقداری گاز کلر و مقداری از فلز نرم سدیم رو تهییه کنی و در کتار هم بپاشی رو غذات ! اینجوری بهتر نیست ! چون اینها واکنش میدن با هم و علت ایجاد نمک هستن پس صفت شوری رو در حد کمال دارن !! خیلی هم خوشمزه میشه ! همچنین فرگشت موجب زیر سؤال رفتن اصل سنخیت میشوند، چرا که از نظر فرگشت، صفاتی مانند هوش و قدرت میتوانند به طور تصادفی و در روند سازگاری با محیط شکل گیرند و لزوماً از علت به معلول اعطا نشدهاند! ما در ابتدای عالم با واکنش های فیزیکی و شیمیایی روبرو هستیم نه پیدایش حیات و جانداران و هوش و .. بصورت آنی و یهویی ! |
|||
|
۱۳:۵۲, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۴:۰۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول:بارزترین مثالی که برات زدم همون واکنش های شیمیایی هست! وقتی موادی با خصوصیاتی خاص با هم واکنش میدن ما دیگه صفات مواد قبلی رو در مواد جدید ایجاد شده مشاهده نمیکنیم، و کاملا خواص جدیدی ایجاد میشه که در مواد اولیه وجود نداشته!این مشابه شبهه ایست که می گویند: "اگر خدا جسم ندارد، پس چگونه جسم را به انسان می بخشد؟" در جواب باید گفت که خدا کمالاتی در درجه بالاتر دارد که او را از داشتن جسم بی نیاز می کند. شهید مطهری برای جلو گیری از ایجاد شبهات در کنار این قاعده می فرماید: اینكه «معطی شی ء فاقد شی ء نمی تواند باشد» برای بعضی مایه ی اشتباه می شود. فكر می كنند كه مقصود این است كه هر علتی به هر معلولی هر چیزی می دهد باید خودش همان را داشته باشد. آیا خدا كه جسم را خلق كرده، خودش باید دارای جسمیت باشد؟ ! مقصود این نیست؛ مقصود این است كه معطی یك كمال فاقد آن كمال نیست، بلكه واجد آن كمال در مرتبه ی اعلی است؛ یعنی آن كمالی را كه در مرتبه ی پایین تر می دهد خودش آن را در مرتبه ی بالاتر دارد. http://www.askdin.com/thread23557.html قاعدهی «معطی شیء نمیتواند فاقد شیء باشد»، یک اصل از بدیهیات اولیه عقلی است، پس نیاز به اثبات ندارد، چنان چه قابل رد، تکذیب و نفی نیز نمیباشد؛ و البته که حکم عقل نیز شمولیت دارد. این قاعده به زبان ساده میگوید: «کسی که چیزی را ندارد، نمیتواند آن چیز را به دیگری عطا نماید». به عنوان کسی که علم ریاضی ندارد، نمیتواند ریاضیات را تعلیم دهد – کسی که پول ندارد، نمیتواند به دیگری پولی بدهد – کسی که توان ندارد، نمیتواند توانبخش دیگران باشد و قطعاً کسی یا چیزی که وجود ندارد، نمیتواند وجود بخش باشد. پس فرضیه پیدایش پدیدهها از عدم و آن هم به صورت اتفاقی، تصادفی و بدون پدید آورنده رد میشود. در عدم هستی نیست که بتواند هستی بخش باشد و اساساً عدم یعنی نیستی و نیستی نمیتواند سبب وقوع یک تصادف خیالی و سپس پیدایش واقعی گردد. پس اگر هستی وجود دارد و در ماهیات متفاوت شاهد آن هستیم، پس حتماً هستی بخش نیز وجود دارد. اگر علم وجود دارد، علیم هم وجود دارد، اگر زیبایی وجود دارد، پس جمیل و جمال بخش نیز وجود دارد؛ اگر حکمت وجود دارد، پس حکیم وجود دارد و اگر نظم وجود دارد، پس ناظم وجود دارد؛ اگر امور کائنات همه تدبیر شده است، پس مدبر وجود دارد. این مبحث در «رابطه علت و معلوم» مطرح میگردد که البته بحث بسیار مبسوط و گستردهای میباشد. http://www.x-shobhe.com/shobhe/4819.html |
|||
|
|
۱۴:۲۰, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ببین معطی شیی من دارم میگم اتفاقا میتونه فاقد صفاتی باشه که به شیی جدید میده!
باز شما میای اینو یه اصل اثبات شده در نظر میگیری که معطی دارای همه صفات هست! " این مشابه شبهه ایست که می گویند: "اگر خدا جسم ندارد، پس چگونه جسم را به انسان می بخشد؟" حرف من چه ربطی یه این شبهه داره !!!؟؟؟؟ اتفاقا من دارم میگم در واکنش های شیمیایی مواد حاصل یا همان معلول ها دارای خواص جدید و متفاوت هستند با مواد اولیه یا همان علت ها ! .این اون داستان سنخیت رو بچه گانه جلوه میده ! بعد شما میای جواب یه سوال دیگه رو کپی پیست میکنی اینجا ! من دارم میگم اصل سنخیت اثبات نمیشه و مغلطه ای بیش نیست! شما میای جوابهای داده شده برای کسی که اصل سنخیت رو قبول کرده و حالا براش شبه درست شده به من میدی ! اونم جوابی برای ماست مالی و پر از معلظه !!!! عجب!! |
|||
|
۱۵:۵۰, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
قبل از ایجاد بحث بهتر است مبنای بحث روشن شود !
هدف از تاپیک چیست ؟ 1.بررسی قانون علیت . 2.بررسی فیزیک کوانتم و ارتباطش با قانون علیت . 3.بررسی مسئله ی توحید و خداباوری . (امیدوارم حداقل این تاپیک بر روال عادی و با هدف رسیدن به نتیجه ایجاد شده باشد و طبق آنچه در این تالار سابقه داشت مباحثه یک کاربر با دو نام کاربری با خودش نباشد !) |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
متاسفانه اینجا جای این بحث ها نیست و مدیر هم تاپیک دیگر منو حذف کردن و احتمالا اینم حذف میشه به دلایلی که خودشون نوشتن.
پس بحث فایده نداره. اینجا هم من نقد علیت رو نوشتم موهم لا درزش نمیره. دیگم بحث نمیکنم. فقط چون سعدی جواب داده بود منم جوابشو دادم. هدف این تاپیک هم این نبود، .ولی چون اون تاپیک انتقادی من حذف شد من جوابمو اینجا کپی پیست کردم، هدف حرفم هم نقد علیت بود. حتی عکس آواتار منو عوض کردن ! من عکس گلشیفته جونو گداسته بودم ! |
|||
|
۱۶:۰۸, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۶:۰۹ توسط A.E.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
راستش هرچی خواستم چیزی ننویسم وبگذرم نشد اخه غیرتم نمیذاشت سکوت کنم درهمین حد بگم به قول استادمون ایجاد شبهه کار یه ثانیس یه جمله فقط بگه نعوذبالله خدا نیست ولی چقدر طول میکشه تا اثباتش کنی الله اعلم
این دقیقا حکایت تاپیک های این چنینی است |
|||
|
|
۱۶:۱۲, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۶:۱۳ توسط Darkness.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
هه!! خوب این دقیقا قدرت نقد دین رو نشون میده دیگه !!
دین داره راه اشتباه و بی دلیل و برهان رو نشون میده داره میگه 2 ضزب در 2 میشه 7 !!!!!! حالا من از خواب پا میشم تو یه ثانیه میکگم میشه 4 !! و به اصطلاح شما این میشه شبهه !!!! خوب معلومه که سخته و کار حصرت قیله که بخواد اثبات کنه 2 ضرب در 2 میشه 7 چون اصلن شدنی نیست!! برای همین روحانیون انقد از شبهه میترسن !! دین ناتوات هست در برابر علم برای همین بقوب هودتون هر روز انقد شبهه زیاد میشه چون دین کشکه ولی علم واقعیت اینم یه طنز خوب از خودم بخونید شاد بشید : سوال : 2 ضرب در 2 میشه چند ؟ جواب علمی : 2 ضرب در 2 میشود 4 فکر کن دو تا سبد داری تو هر کدوم دو تا سیب . پس تو 4 تا سیب داری . بجای اینکه اینو بگی میگی دو دوتا که میشه 4 تا . جواب دینی : با عنایت به بیانات مقام معظم رهبری و توجه به الطاف لطیفه آن امام همام در خصوص، در باب بحث 2 ضرب در 2 باید گفت چنانچه علامه حسنغلی در کتاب بیانات و افاضاتی در باب شب زفاف با دختر 9 ساله فرموده اند، افاضات در باب منطق حکیمه عالیه در ذات وجود هر چیز و اینکه ما در حیث ذات و صفانت نمیتوتنیم او را دک کنیم ، جناچه ممکن است شیاطین هم در هنگام دخول حاضر شده باشند ، شبه ای برای برادران ایجاد شود باید پرسید ایا چیزی که ممکن الوجوب است میتوند خود نافی حکم خود و حاضران در باب ادعای حکمت متعالی شود شود که دراینصورت ما او را اصالت داده ایم و برای بیان حق نامیده امی که برای آن در کتاب زمانی برای دخول در کنیز ماریه در اتاق حفصه مفصل توضیح داده شده است. همچنین برای درک بهتر موضوع رجوع کنید به جلد 7859 ص 5 کتاب دختران نار پستان در بهشت و همچین کتاب افاضاتی در باب نوشیدن ادرار شتر در اسلام و همچنین کتاب چگونه در اسلام تقیه کنیم و کتاب در 20 روز تقیه ات را قورت بده ، لذا کافیست فرد مسلمان وضو گرفته و سر 4 عدد کافر را ببرد و بعد از آن به لطف خدا جواب سوال 2 ضرب در 2 عدد مقدس 5 یا 12 یا نهایتا 14 خواهد بود و لاغیر. و بر مومنین واجب است که مخالفان این جواب را انشالا تا نابودی کامل از کره زمین حذف کنند باشد که در بهشت در کنارمان باشید انشاالله تعالی. در پایان تشکر میکنیم از علامه دائم النعوظیان که با راهنماییهای بزرگ خود ما را راهنمایی فرمودند و پیشنهاد میکنیم کتاب ایشان را هم به نام اصول برده داری در اسلام 1 و2 و کتاب روش های سکس با 4 زن عقدی و 40 زن صیغه ای بطور همزمان و در یک شب را هم مطالعه بفرمایید. |
|||
|
۱۶:۱۷, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/خرداد/۹۵ ۱۳:۴۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
سوال شما در مورد سدیم کلرید را در سایت askdin مطرح کرده ام و به زودی جوابی مناسب ارائه خواهد شد. از مدیران هم درخواست دارم که تاپیک را تا زمان کسب نتیجه باز بگذارند.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55273 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









