|
تحقیقی بودن اصول دین به چه معناست؟
|
|
۱۱:۰۱, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۳:۰۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
یکی از کاربران مطالبی رو در مورد ضرورت تحقیق در دین مطرح فرموده بودند که می خوام نظر دوستان رو در موردش بدونم: می دونیم که از نظر اسلام، تقلید در اصول دین جایز نیست (تصحیح شد). در این زمینه می توان به خطبه زیر از آیت الله خامنه ای اشاره نمود: http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?...&year=1365 اما آیا تحقیق فقط باید با رجوع به کتب مورد تایید علمای اسلامی انجام بگیره؟ اگر ما فقط به کتب نوشته شده توسط علمای اسلامی رجوع کنیم، آیا دچار تقلید نشده ایم؟ ممنون |
|||
|
۱۲:۲۰, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۱۵/خرداد/۹۵ ۱۱:۰۱)سعدی نوشته است: سلامگرامی متن رو احتمالا اشتباه نزدی؟ اصول دین : تقلیدی یا تحقیق ؟ اصول دین تقلیدی نیست بلکه تحقیقیه . تو بحث احکام تقلیدی و در بحثی که تقلیدی نباشه میشه استدلالی که تحقیق بردار هست. اینم اول رساله هایی که هست : «عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد، ولى در احکام غير ضرورى دين بايد يا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روى دليل به دست آورد،يا از مجتهد تقليد کند، يعنى به دستور او رفتار نمايد، يا از راه احتياط طورى به وظيفه خود عمل نمايد که يقين کند تکليف خود را انجام داده است» تحقیقی بودن اصول دین به این معناست که هر مسلمانی در رسیدن به حقانیت دین واصول دینی و مذهبی خود باید مستقل عمل کند . در قبول آنها نباید از کسی تقلید کرده و طبق نظر دیگران اعتقاد پیدا کند.خود انسان به نحوی عمل کند که بتواند برای اصول اعتقادی خود اعم از توحید و نبوت و معاد دلیل داشته باشد . در این اصول تقلید جایز نیست و یقین خود شخص شرط می باشد. یعنی با دلیل اعتقاد به وجود خدا و رسالت پیامبر اسلام داشته باشد ، نه اینکه چون فلان مرجع تقلید گفت ، خدا هست ، پس خدا وجود دارد. البته در این که دلایل از چه گونه باشد _ فلسفی ، کلامی ، عرفانی ، علمی ، فطری و درونی ، عرفی و ... تفاوتی نمی کند بلکه آنچه که شرط است این است که با استقلال فکری همراه باشد، نه با تبعیت از نظر و قبول اعتقاد دیگران . برخلاف مسایل اصول دین ، فروع دین یعنی احکام عملی فردی و اجتماعی ، عبادی ، اقتصادی و سیاسی ، تعبدی هستند ؛ به این معنا که مسلمان بعد از قبول اصول دین به صورت استدلالی و با تکیه بر فهم و یقین خود ، در عمل به احکام شرعی که اموری عملی هستند ، نه نظری ، باید از پیامبر و امامان بعد از او تبعیت کند . به هر آنچه که آنان امر کرده اند عمل کند . به خاطر دور از دسترس بودن پیامبر و امام برای ما که در زمان های بعد از زمان ایشان و در عصر غیبت به سر می بریم ، باید برای دریافت احکام الهی به کتاب خدا و روایات و احادیث باقی مانده از پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام مراجعه کنیم . مراجعه به قرآن و روایات و احادیث نیازمند تخصص در علوم چند گانه ای است که از توان علمی بسیاری از افراد جامعه خارج است . بنابراین تعدادی از مسلمین باید باشند که با تمام توان و نیروی فکری خود عمر خود را در راه استنباط احکام خدا از قرآن و روایا ت و احادیث معصومین علیهم السلام صرف کنند و دیگرانی که توان و یا فرصت و حوصله این اقدام را نداشتند، از نظر تخصصی و کارشناسی آنان در این رابطه استفاده کنند و به نظر آنان که نظر تخصصی در باب احکام است ، عمل نمایند . نقل قول:ممنوع نبودن شک در اصول مذهبی از نظر اسلام |
|||
|
|
۱۲:۲۵, ۱۵/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۲:۳۵ توسط قلب.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
آنچه در قرآن آمده تفکر است تمام انسانها فطرتا وجود خدا را قبول دارند اما مسئله اصلی در انتخاب افراد است چراکه با قبول وجود خدا ديگر آزاد نیستند تا هرکاری انجام دهند عبد بودن و اطاعت از خدا مخالف آزادی ظاهری است هرچند که باطن اطاعت از خدا آزادی حقیقی است اگر کسی به وجود خدا اعتقاد داشته باشد پس برای تحقیق و اطمینان بیشتر به منابع خداباوران رجوع می کند و اگر کسی به وجود خدا اعتقادی نداشته باشد برای تحقیق و اطمینان بیشتر به منابع خداناباوران رجوع می کند هر کدام از این دو گروه دلایلی را بیان می کنند که برای خود دلیلی موجه است اما از طرف گروه دیگر موجه نیست قدم اول برای شناخت و باور و اعتقاد به خدا سفری درونی و تفکری عمیق است که بعد از آن سفر شناخت آغاز میشود البته این میان هم افرادی هستند که با خود صادق نبوده و التقاطي فکر می کنند مثلاً کسانی که بخواهند گناهی را انجام دهند عقاید مذهبی سد آنهاست به همین خاطر اول خود را راضی می کنند که این حرفها درست نیست عده ای دیگر برای رفتن به دنبال خواسته های نفس ریشه عقیده به خدا را میزنند و عده ای دیگر روانی مریض دارند و دچار عدم ثبات شخصیت هستند مانند افرادی که از آدم های خداباور و مذهبی بدشان می آید حالا به هر دلیلی |
|||
|
|
۱۳:۰۹, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
نقل قول:گرامی متن رو احتمالا اشتباه نزدی؟بله، اشتباه نوشتاری بود که تصحیح شد. ممنون |
|||
|
۱۵:۴۴, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
با تشکر از مهدی سینا که اصل سخنان امام را در نقل قوا آوردند .
(۱۵/خرداد/۹۵ ۱۱:۰۱)سعدی نوشته است: اما آیا تحقیق فقط باید با رجوع به کتب مورد تایید علمای اسلامی انجام بگیره؟ اگر ما فقط به کتب نوشته شده توسط علمای اسلامی رجوع کنیم، آیا دچار تقلید نشده ایم؟ چه قدر خوب بود لینکی را که خودت معرفی کردی حداقل یکبار مطالعه میکردی . |
|||
|
|
۱۵:۴۹, ۱۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
خوب جناب سعدی طبق مطالب بالا موضوع برای شما کجا بازم مجهول مونده؟
شما طبق مبانی باید تحقیق کنی درست ولی اینکه هر سخن که هرکی میگه رو قبل از وثاقتش ایا میشه پذیرفت و گفت حالا گوش میکنم بعد اگه بد بود میزارم کنار. من به شما این مثال رو میزنم . بیا بریم یه پک دود بزنیم اگه خوشت نیومد دیگه نزن. شما میگی باشه ؟ خوب تفکر خلاف در صورتی میتونی بری دنبالش و تحقیق کنی که مسموم نباشه و دین که بعد از تحقیق پذیرفتی اون منطقه رو برای عموم منع نکرده باشه . بحث سر اینه شما تا قبل از پذیرفتن دین بگرد و بگرد و تحقیق کن ، ولی وقتی دیگه پذیرفتی اونم نه از روی تقلید بلکه استدلال صحیح و ... ، ( اگه میل داشتی چند موضوع تو همین تالار با موضوع دین اجباری و لااکراه فی الدین و ... که بحثاش موجوده ) . مثالی که اونحا هم زدم این بود مضمونش ، شما وقتی یک قرار داد میبندی پایند اون هستی ، این تعهد میشه چی؟ یعنی همه شقوق بندها رو بپذیری و اگه نپذیرفتی دیگه اون قرارداد ارزشی نداره ، وقتی امضا کردی یعنی همه رو پذیرفتی ؛ دین هم همینطوره به شما میگه بگرد و تعقل کن و بفهم و بسنج. وقتی سنجیدی و انتخاب کردی راه برای تحقیق بعدی دیگه محدود میشه و این محدود شدن مانع تحقیق و بسته بودن راه نیست بلکه این موضوع مثل همون قبول کردن شروط قرارداد هست که حق داری تا قبل امضا قبول و یا رد کنی . امیدوارم موضوع براتون حل شده باشه البته نوشتار یکم ممکنه برای دوستان که با ادبیات من اشنایی ندارن ثقیل باشه ولی بحث ساده ای هست و خود خواننده نباید بحث رو سنگین کنه . اگه هم میخوایین بگین اگه پذیرفتیم و بعد دیدیم دروغ بود و اشتباه و ... اگه برگردیم مرتد میشیم ، باید بگم بحث ارتداد موضوعش جایی هست که موارد معین خودش رو داره و قبلا هم بحثش شده . شما تو هر فرقه و حتی مکتب و هر شریعت وارد بشی تا قبلش میشههمون پیش قرارداد و بعدش دیگه طبق اون قرارداد باید رعایت کنی واگه بحث ارتداد رو شما اینقد سنگین نکاه میکینینن باید بگم اگه به شما بگن بیا من تورو استخدام میکنم بعد فردا بری سرکار یا حالا اون فعل که متعهد شدی رو انجام بدی و ندی مورد مواخذه میشی مگر اینکه از حد توان خارح باشه ، حالا بعد از پذیرش میری سر کار و فردا میری یه اداره دیگه میگی م از اونجا خوشم نیومد و فردا روز دوباره یه جای دیگه و همین منوال تا .... خوب سنگ رو سنگ بند میشه؟ عقل سلیم میپذیره عدم تعهد پذیر بودن رو؟ خیر . همون منطقی که میگید هم این رو نمیپذیره . برای شما یک مثال ساده دیگه میزنم شما فکر کن ازدواج کردی ، زنت بر تو حلال میشه ( حالا غ دینی هم نگاه منیم فقط خودت باز میتونی با زنت در خلوت هرکاری بکنی ، اگه بحث پذیرش رو در این موضوع شاهد مثال باریم میشه شوما و همسرت با پذیرش یکسری مباحث مبانی و شروط بر هم حلال و محرم شدین ، حالا همسر شما میتونه هر لحظه که بخواد با یک مرد و یا چند مرد جلو شما به خلوت بره؟ یا شما هم همینطور بدون درنظر گرفتن حقوق معقوله ای که پذیرفتین ( کاری به مبانی دینی ندارم ) برید و با مادر خانمتون به خلوت برید و یا با فرزندتون بگید خوب الان من اینو فهمیدم که این قواعد پا بند هست و من دیگه به اونها کار ندارم ؟ اگه چنین کنین اولین کسی که با اعتراض روبرو میشه شوما به خانم و خانمتون به شما هست . خوب تا قبل از پذیرش شروط میتونی بگردی و هر کاری دوست داری بکنی ( چه انتخاب دین _ چه انتخاب همسر و چه انتخاب کار و... ) ولی بعدش دیگه باید به شروط پابند باشی مگر اینکه بگی من تو تحقیقاتم اینها رو نمیدونستم و یا به من نگفته بودن و من مورد اغفال قرار کرفتم . تو پذیرش دین و خدا و نبی و ... باید خودت مستدل بپذیری و قبول کنی ن اینکه چون فلان دانشمند و یا فلان اسطوره ذهنیم چنین هست منم برم و چنان بشم ، یا اینکه چون نبی میگه چنین هست حتما چنین هست چون اون میگه ، خیر بلکه این در شرایط احکام هست که شارع قرار میده و ممکنه عقل بشر حتی بهش در حال حاظر هم بهش نرسیده باشه _ تقصیر هم نداره چون مسیر و با معیار خودش میسنجه _ من مسلمون هم تو بحث اعتقادات و اصول دینم که تحقیقی هست اگه بگم چون امام فرمدند و چون امام فرمود من بگم حتما هست ، باید بگردم و از کلام معصوم برای حجت و مدرک استفاده کنم نه اینکه فقط و فقط چون امام گفت . دیگه مطلب رو تموم میکنم چون میدونم خیلی از دوستان تا نصف این رو هم نمیخونن چون مباحث برای برخی بقدری تکرار شده که خط اخر کلام رومیدونن چی هست. با امید به این که مباحث تحلیل شده باشه . راستی دوستان از اون مثالهایی هم که زدم پوزش میخوام چون دیگه خواستم یکم برای دوستان غ خدا باور که حداقل به یکسری قوانین حقوق بشری و شهروندی دل بستن ملموس باشه . ما برای جدل نیومدیم که با هم بگنجیم ، اومدیم با تضارب ارا با هم یک مسیر صحیح رو بر هم حداقل روشن کنیم . |
|||
|
|
۲۲:۰۵, ۲۹/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
ممنون از همه دوستان گرامی جناب قلب فرمودند که هر کسی به منابعی رجوع می کنه که اعتقادات قبلیش رو تقویت کنه. و اینکه فرمودند اعتقاد به خدا قلبی است و انسان باید به دل خود رجوع کند. در مورد وجود خدا شاید بشه بر اساس فطرت پیش رفت، اما وقتی وارد بحث نبوت میشیم، به خصوص وقتی بخواهیم مصداق اینکه چه کسی بر حق هست رو پیدا کنیم، دیگه فطرت به تنهایی کافی نیست. به طور مثال شما ممکنه نیاز به منابع تاریخی و ... داشته باشید که بین گروههای مختلف مورد اختلاف اند. اگر بخواهیم یک اعتقاد اولیه رو انتخاب کنیم و پس از اون در جهت تقویت اعتقاد اولیه کوشش کنیم، پس این سوال پیش میاد که اعتقاد اولیه چطور باید انتخاب بشه؟ آقا عمار، من مطلبی که لینک شده بود رو خوندم. اگر معتقدید جواب سوال در اون متن داده شده، ممنون میشم نقل قول بفرمایید. آقا مهدی معتقدند که قبل از پذیرش یک عقیده ما مجازیم در موردش تحقیق کنیم، اما پس از "امضا" در تحقیقمون محدود میشیم. با این حساب، فقط در کودکی میشه آزادانه تحقیق کرد. خب آیا کودک می تونه یک کتاب سنگین فلسفی رو متوجه بشه؟ حتی ترجمه فارسی برخی کتابها موجود نیست. اصلاً کتاب رو از کجا گیر بیاره؟ آیا پدر و مادرش براش کتاب رو می خرند؟ "امضا" که فرمودید در چه زمانی اتفاق می افته؟ |
|||
|
۲۲:۵۲, ۲۹/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۹/خرداد/۹۵ ۲۲:۰۵)سعدی نوشته است: آقا مهدی معتقدند که قبل از پذیرش یک عقیده ما مجازیم در موردش تحقیق کنیم، اما پس از "امضا" در تحقیقمون محدود میشیم.گرامی سلام. شما فقط تو کودکی حق انتخاب دارید؟ ![]() پس با این حسابی که شما میکنین حداکثر 15 سال یعنی کودکی . (15 سال مثال هستش) مطالب گویا بود مگر اینکه شما نوع برداشت و یا نگاهتون چیز دیگه باشه . شما همونطور که وقت دارید برای کارهای ... تا یه سنی ، همونقدر هم وقت برای تحقیق دارید . جناب فلسفی بودن یک کتاب کجاست؟ شما اساس مباحث که عقلی هست ( مگر جاهایی که با پذیرش پیش مقدماتی ، بخاطر عدم دسترسی به مواردی اونها رو قبول میکنیم ) الان مثلا قواعد و براهین علیت و نظم و ... اینقدر سنگین هستن؟بزارین اینطوری براتون یه مثال دیگه برای یه برداشت از نوع مطلب شما بام پیش اومد بگم شاید مفید و تکمله باشه برای رفع ابهام تو متن پیشین: ببینین دین الهی یکیهست و بس ، اگه میبینین که اشاره میشه به ادیان عیسوی ( علی نبینا و اله و علیه السلام) و موسوی( علی نبینا و اله و علیه السلام) و محمدی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همه بن مایه و اصلش یکی هست دعوت به وحدانیت ( توحید) بندگی در مقابل دستورات خدا - حالا شما اگه بین این سه بخوایین تشخیص بدین که حقانیت با کدامین هست با سیری در تاریخ ( اونقدرم فلسفی نیست ) متوجه مطالبی میشین . اگه هم میخوایین بگین که ممکنه ادیان دیگه ( فقط لفظ دین رو یدک میشن ) ایا راست هستن یا نه بازم به اصول و باورها مراجعه کنین متوجه میشین _ هرجاشم سوال براتون شد با یه کنار هم گذاشتن مطالب اصلی اونها در کنار هم ، متوجه میشید که کدومشون کجا ها مشکل دارن . خوب حالا شما بازم بگو مبانی فلفسی .... . اخوی سختش نکن ، برای یافتن حقیقت راه زیاده ولی برای عدم پذیرشش فقط یک راه .(۲۹/خرداد/۹۵ ۲۲:۰۵)سعدی نوشته است: سلام شما تو بحث نبوت الان مشکل داری؟ یعنی الان میخوای برات بحث نبوت رو توضیح بدیم؟ شما الان چند سال دارین؟ تو این سن و سال تحقیق نکردین؟ الان که دیگه کدوک نیسین. شخصا دینم رو خونی نگرفتم و تحقیقی پذیرفتم و اگه اینطور نبود نمیتونستم به نقد مباحث دیگر تفکرات بپردازم . خدا رو تشخیص دادی که هست ( حالا عقلی یا وجدانی ) این مرحل رو رد کردیم ، بحث نبوت رو هم موارد مشخص هست که برای پذیرشش ( این مرحله رو شما موندین ) ، مراحل بعدی باید بعد از این مرحله تببین بشه براتون . |
|||
|
|
۰:۳۵, ۳۰/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۹/خرداد/۹۵ ۲۲:۰۵)سعدی نوشته است: آقا عمار، من مطلبی که لینک شده بود رو خوندم. اگر معتقدید جواب سوال در اون متن داده شده، ممنون میشم نقل قول بفرمایید. خوب اگر خواندید و به جواب نرسیدید احتمالا با نقل قول هم به جواب نمیرسید ! به هر حال جهت استفاده ی دیگر دوستان گفتید نقل قول:و امام فرمده بودند نقل قول:واضحا بخشی از تحقیق اندیشدن در مورد موضوع است . برای اندیشیدن باید به ابزار منطق مسلط بود و به خطا نرفت . قرآن انسان را به اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش دعوت میکند . شما هم میتوانید درباره ی خوتان فکر کنید . 1.ایا شما تفاوت خاصی با سایر موجودات دارید ؟ 2.آیا بدون هیچ واسطه درک نمیکنید که انسان در برابر کردارش مسئول است و باید حساب پس بدهد 3.آیا قبول ندارید میل به دانستن ، میل به فهمیدن فرا تر از دنیای مادی است ؟ 4.آیا قبول ندارید که اگر انسان مانند حیوان فقط در پی غریزه اش باشد دچار سقوط و نیستی خواهد شد ... برای پاسخ به این سوالات نیاز ی نیست که حتما به کتب علوم اسلامی مراجعه کرد ، اصلا نیاز به مراجعه به هیچ کتاب ی نیست فقط باید به خویشتن خویش مراجعه کرد |
|||
|
۷:۴۴, ۳۰/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/خرداد/۹۵ ۸:۵۶ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام
پس نظر شما اینه که فقط تا سن تکلیف فرصت داریم برای تحقیق. 15 سال که فرمودید برای پسرهاست. برای دخترها میشه 9 سال. نقل قول:الان مثلا قواعد و براهین علیت و نظم و ... اینقدر سنگین هستن؟خیلی سنگین ... مثلاً برهان نظم، به نظریه فرگشت و نظریه چند جهانی و یه سری مباحث فیزیکی گره می خوره که فهم کاملشون نیاز به تخصص در دو زمینه فیزیک و زیست شناسی داره ... حالا بستگی داره چقدر بخواهید در تحقیق جلو برید. برهان علیت هم وقتی به بحث صفات میرسه پیچیده میشه. در مورد نبوت ما نیاز به دانستن تاریخ ادیان هم داریم که ممکنه ما روایات تاریخی متعدد داشته باشیم و در کتب مختلف اختلاف نظر وجود داشته باشه. اگر ما فقط کتابی رو اختیار این کودک یا نوجوان بگذاریم که او را به نتایج دلخواه ما برسونه. فرد فکر می کنه داره تحقیق می کنه اما تحت کنترل ماست. پس برای ایجاد شرایط تحقیق، باید دسترسی به کتابها وجود داشته باشه (حتی در صورت دسترسی، باز هم توقع زیادی است که بخواهیم یک دختر قبل از 9 سالگی یا پسر قبل از 15 سالگی تحقیق جامعی در زمینه اعتقادات داشته باشه) اگر ما معتقدیم که تحقیق واجب است، جامعه هم موظف خواهد بود در امر آموزش و فراهم کردن لوازم تحقیق کوشش کنه. ما در آموزش منطق کوتاهی کرده ایم. شما ببینید چند درصد افراد زیر 15 سال مغلطه ها رو میشناسند و می تونند تشخیصشون بدند؟ چند درصدشون فرق تفسیر علمی با اعجاز علمی رو می دونن؟ آیا دلیلی داریم که تحقیق غیر تقلیدی صرفاً تا سن تکلیف مجاز باشه؟ آیات و احادیثی در مورد لزوم تحقیقی بودن پذیرش دین داریم، اما مخاطب آنها صرفاً کودکان و نوجوانان نبوده اند. اصلاً تحقیق در اصول دین یکی از "واجبات" تلقی شده و واجبات بعد از سن تکلیف مطرح میشن. جا داره نظر یک اسلام شناس رو در اینجا بپرسیم. سوال رو سایت askdin مطرح کردم (البته هنوز تاپیکش برای نمایش تایید نشده و معمولا تایید تاپیک دو یا سه روز زمان می بره): http://www.askdin.com/forumdisplay.php?f=237 |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |











اخوی سختش نکن ، برای یافتن حقیقت راه زیاده ولی برای عدم پذیرشش فقط یک راه .