|
قتل یا دفاع !!!
|
|
۹:۵۴, ۲۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یه موضوعی بود که چند روزه توی سایت ها میخونم و ذهنم رو مشغول کرده بود.
یه سرچ در مورد اسم " ریحانه جباری " بکنید. و بعدش نظرتون رو بگید. کسی اطلاعات دیگه ای هم از این موضوع داره ؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۱۵, ۲۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
وقتی خلخال از پای پیرزن یهودی کنده شد حضرت علی فرمودند : اگر مرد مسلمان از غصه بمیرد رواست.
حالا با این اوصاف که کسی حتی غصه اش هم نمیگیره ،فقط شیعه حرفی است. |
|||
|
|
۲۰:۲۷, ۲۸/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۳ ۲۱:۰۶ توسط Eve.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
ﺎﺳﺦ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺟﺒﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻭ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ ﻭﮐﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺳﺮﺑﻨﺪﯼ:
ﺍﯾﺎﮎ ﻧﻌﺒﺪ ﻭ ﺍﯾﺎﮎ ﻧﺴﺘﻌﯿﻦ . ﺫﮐﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺩﻩ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺩﺭ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ .ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﺪﺍﯾﺘﺶ ﺭﺍ ﻃﻠﺐ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﮔﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﻭ ﻣﻐﻀﻮﺑﺎﻥ. ﺍﺯ ﺭﻭﺯ ﺷﻨﺒﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ، ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﮐﺎﻡ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻡ . ﺩﺭﺩ ﻫﺎ ﻭ ﺭﻧﺠﻬﺎﯾﺶ، ﺩﺷﻨﺎﻡ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎ، ﺑﻼﻫﺎ ﻭ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻫﺎ. ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺑﻐﺾ ﺷﺪ . ﺳﺮﻣﺎ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯾﻢ ﭘﯿﭽﯿﺪ . ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ، ﺑﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺳﺮﺑﻨﺪﯼ ﻫﻤﺪﺭﺩﻡ . ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﭘﺪﺭ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﯿﻞ ﺧﺒﺮﻫﺎﯼ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺸﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﮐﻨﻢ . ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﺁﻥ ﺳﺨﻨﯽ ﺑﮕﻮﯾﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺗﺴﻨﯿﻢ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺑﻪ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻡ . ﻟﺬﺍ ﺍﺯﯾﻦ ﭘﺲ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﭘﯿﺎﻡ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﺍﻭ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ . ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻗﺎﯼ ﻗﺎﺳﻢ ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﺤﮑﻤﻪ ﯾﺎ ﻣﺠﻤﻌﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﮐﻨﻢ . ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﮐﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺳﺮﺑﻨﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ . ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﻣﺪﺭﮐﯽ ﻣﺴﺘﺪﻝ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﻮﺩ . ﻓﯽ ﺍﻟﺤﺎﻝ ، ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭ ﺗﺴﻨﯿﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺁﻏﺎﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺳﻨﺪﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻣﻦ ﺳﻨﺪ ﻧﯿﺰ ﺩﺍﺭﻡ . ﺟﻨﺎﺏ ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ ! ﺩﺭ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺣﺎﻣﯿﺎﻥ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ، ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺴﻮﯾﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎ ﻧﻈﺎﻡ ﮔﺮﻩ ﻧﺰﻧﻨﺪ. ﻣﻦ ، ﻣﺎﺩﺭ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﻋﯿﺎﻥ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ، ﺑﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﻔﺘﺨﺮﻡ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﭙﺮ ﮐﺮﺩ. ﻫﺮﮔﺰ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﺣﻀﻮﺭﺵ ﻧﮕﺮﻓﺖ، ﻫﺮﮔﺰ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ . ﻣﻨﺎﻓﻊ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺍﻟﻮﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺳﻔﺮﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﻢ . ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﯼ ﺁﺷﺘﯽ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﺪﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﻢ . ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﻣﻤﻠﮑﺘﯽ ، ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺣﻖ ﯾﮏ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﺍﯾﻔﺎ ﻧﻤﺎﯾﯿﻢ ، ﺑﻪ ﺗﺴﻮﯾﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﯾﻢ؟ ﻣﮕﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﻋﯿﻪ ﺩﺍﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺣﺰﺑﯽ ﯾﺎ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻭﺭﻭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻔﺘﺨﺮﻡ ، ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﻓﺖ . ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﺑﺎﮎ؟ ﻣﮕﺮ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﺱ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭﻟﻮ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﻤﯿﺮﯼ؟ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﻣﺘﻬﻤﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺎﻣﮑﯽ ﮐﻪ ﺷﺐ ﻗﺒﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻧﻮﺷﺘﻪ " ﻓﺮﺩﺍ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺸﺖ ." ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺟﻨﺎﺑﻌﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺗﺸﻮﯾﺶ ﺍﺫﻫﺎﻥ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﻧﻤﯿﺎﻭﺭﺩ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ : ﺩﺭ ﺻﻔﺤﻪ 199 ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﭘﯿﺎﻣﮏ " ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﻢ " ﺛﺒﺖ ﺷﺪﻩ . ﺟﻨﺎﺏ ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ، ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﺻﻔﺮ ﺧﺎﮐﯽ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ، ﺷﺨﺼﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ. ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ . ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﯽ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺒﺶ ، ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﻧﺮﻭﺩ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ . ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﻭ ﭘﺪﺭﺵ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﯿﺮﻩ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺎ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺧﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻣﺤﻠﯽ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺎﻥ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﺪ . ﺑﻌﻼﻭﻩ ﺩﺭ ﮐﯿﻔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺻﺎﺩﺭﻩ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﺳﺮﺍﯼ ﺍﻣﻮﺭ ﺟﻨﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﺮﺑﻂ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺑﺎ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ . ﺟﻨﺎﺏ ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺩﺧﺘﺮﻡ ، ﺳﺮﺑﻨﺪﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ . ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﭘﻠﯿﺲ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ . ﺩﺭ ﺻﻔﺤﻪ 7 ﺑﻪ ﻭﺿﻮﺡ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻟﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯿﺰ ﻧﻬﺎﺭ ﺧﻮﺭﯼ ) ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺩﺭ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﻭ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ( ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ . ﻣﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﻭﮐﺎﻟﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﻭﮐﻼ ، ﺩﺭﺱ ﻓﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ، ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺣﻮﺿﭽﻪ ﺧﻮﻥ ﻭ ﻣﺤﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ، ﻣﺤﻞ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺍﺳﺖ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻟﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﻥ ﺭﻭﯼ ﭘﻨﮑﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻧﯿﺰ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ. ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻫﺮﮔﺰ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻫﯿﭽﯿﮏ ﺍﺯ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺧﺎﺹ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻟﻄﻔﺎ ﺑﻪ ﺻﻔﺤﻪ 8 ﮐﯿﻔﺮﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺎﻣﻠﻮ ) ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ ﺷﻌﺒﻪ 1 ﺍﻣﻮﺭ ﺟﻨﺎﯾﯽ( ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﺪﻩ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯾﺪ . ﺩﺭ ﺳﻄﺮ 4 ﺑﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ " ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻗﺒﻼ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﻨﻔﮏ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ " ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﻨﺼﺐ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻧﻬﺎﺩ ﭼﺸﻢ ﻭ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﻣﻨﺪ ، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﻑ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺧﺪﻣﺘﮕﺰﺍﺭ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﻠﺘﻨﺪ . ﺿﻤﻨﺎ ﭘﺰﺷﮏ ﺑﯿﻬﻮﺷﯽ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ . ﺑﺎ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﺩﺍﮎ ﺗﺎﭖ ﺷﺒﮑﻪ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭘﺰﺷﮏ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﭼﺎﻗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﻫﺎ ﺧﺮﯾﺪﻩ . ﻫﺮ ﭼﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻫﯿﭽﯿﮏ ﺍﺯ ﺍﻗﺎﺭﯾﺮ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﻫﺎ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻗﺪﺱ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ . ﻏﻠﯽ ﺍﯾﺤﺎﻝ ﻗﺼﺪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻣﻄﺮﺡ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﭼﺎﻗﻮ ﺗﻮﺳﻂ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﻗﺼﺪ ﻗﺒﻠﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭﯼ ﺟﻬﺖ ﮐﺸﺘﻦ ﺳﺮﺑﻨﺪﯼ ﺍﺳﺖ . ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻭ ﻭﮐﺎﻟﺖ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﻗﺼﺪ ﮐﺸﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﺵ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮﺩﺵ ﻧﺎﯾﻞ ﺷﻮﺩ . ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯿﺪ ، ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﺳﯿﺪ . ﺍﮔﺮ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﮐﺸﺘﻦ ﺳﺮﺑﻨﺪﯼ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﭼﺎﻗﻮ ﮐﺮﺩﻩ، ﭼﺮﺍ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻗﺘﻞ، ﺿﺎﻣﻦ ﺩﺍﺭ ﻧﺨﺮﯾﺪﻩ . ﮐﺪﺍﻡ ﻗﺎﺗﻠﯽ ﺭﺍ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﭼﺎﻗﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﺼﺎﺭﻑ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺘﻞ ﻓﺮﺩﯼ ، ﺁﻧﻬﻢ ﺑﺎ ﺟﺜﻪ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺑﺨﺮﺩ؟ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﮐﻪ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ، ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﭼﺎﻗﻮ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﯿﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻮﺩ . ﺍﮔﺮ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﻗﺼﺪ ﻗﺒﻠﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ، ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﻭﯼ ﺿﺮﺑﻪ ﺯﺩ؟ ﭼﺮﺍ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺿﺮﺑﻪ ﺯﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺿﺮﺑﺎﺕ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻧﮑﺸﺖ؟ ﭼﺮﺍ ﺗﻤﺎﺳﺶ ﺑﺎ ﺳﺮﺑﻨﺪﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﯽ ﻭﯼ ﭘﺎﮎ ﻧﮑﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻧﺸﻮﺩ؟ ﭼﺮﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﮊﺍﻧﺲ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ؟ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﭘﻠﯿﺲ ﻭ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭘﻠﯿﺲ ﻭ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺧﻮﺩ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﺮﺩ؟ ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﻬﺮﺍﺩ ﺟﻮﯾﺎﯼ ﺣﺎﻝ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺷﺪ؟ ﭼﺮﺍ ﭼﺎﻗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﻫﺎ ﻧﮑﺮﺩ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻟﺖ ﻗﺘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺠﺮﻡ ﮐﻨﺪ؟ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ ، ﭼﺮﺍ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﯾﮑﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ؟ ﮐﺪﺍﻡ ﻗﺎﺗﻞ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﯾﺎ ﺑﺎ ﻗﺼﺪ ﻗﺒﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﻓﺎﺣﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﻞ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﻮﺩ ، 7 ﺳﺎﻝ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻋﺬﺍﺏ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ، ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﻣﺮﮒ بزند؟ |
|||
|
|
۲۱:۵۲, ۲۸/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۳ ۲۲:۳۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
این قضیه بیخودی رسانه ای شده قوه قضاییه باید رسیدگی کنه. نمی گم خدا هستن و اشتباه نمی کنن ولی بابا حداقل اسمشون توی کار قضاوت هست.
ماها نشستیم بدون داشتن اطلاعات و مدارک فقط با گفته های این و اون، که اکثراً هم سایت ها و جناح هایی هستند که به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلودن، نظر میدیم. |
|||
|
|
۸:۴۷, ۳۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
در هفتسالی که از زمان قتل میگذرد شما کمتر صحبت کرده و در رسانهها هنوز نداشتهاید. دلیل این سکوت چیست؟
افراد دودسته هستند عدهای برای رسیدن به خواستههای خود حاضر هستند هر مطلبی را عنوان کنند و هر نوشتهای را انتشار دهند اما ما سعی کردهایم در زندگی برای رسیدن به خواستههایمان دیگران را تخریب نکنیم و به همین دلیل ترجیح دادیم در این هفتسال سکوت کنیم و قضاوت را به قانون بسپاریم. متهم برای تبرئه خودش روی دفاع از خود تاکید داشت و برایش مهم نبود که آبرویی برود. این ادعا را باید کنار گذاشت. این موضوع از چند جهت قابل بحث است . اول اینکه هیچ انسانی پیدا نمیشود که چاقویی 50سانتیمتری در کیفش بگذارد و از این دفتر به آن دفتر برود. سوال من این است که چه افرادی چنین چاقویی دارند؟ ما باید چنین افرادی را برای حفظ صلح و آرامش جامعه حذف کنیم، البته ما هم به حذف فیزیکی معتقد نیستیم چون بدترین نوع حذف است. متهم علاوه بر قتل و گرفتن جان یک نفر و داغدارکردن خانوادهای، فکر میکند با تهمتزدن نجات مییابد و در جوامع داخلی و خارجی برای خود کسب محبوبیت میکند. بهرهبرداری رسانههای خارجی از جریان این شک را به وجود میآورد که این اقدامات با برنامهریزی انجام و این فرد حاضر شده یک نفر را بکشد و خود را در معرض خطر و در برابر اصحاب رسانه قرار دهد تا برای آنان آبرو بخرد و آبروی سیستم قضایی را ببرد. ما هفتسال سکوت و با آرامش کار قانونی را طی کردیم. در این مدت 13قاضی مستقل در مراحل بازپرسی، دادگاه کیفری استان، دیوانعالی کشور و اجرای احکام پرونده را بررسی کردند و هیچ کدام در مورد ادعای دفاع مجاب نشدند و در نهایت ریاست قوهقضاییه نیز پرونده را بررسی کرد و ایشان هم نظر 3 قاضی مستقل را که رای قاطع بر مجرمبودن دادند را تایید کرد. چرا برخی افراد در سایتها به خود اجازه میدهند بدون علم و اطلاع کامل از ابعاد مختلف پرونده به راحتی تحتتاثیر نوشتههای مغرضانه رسانههای آن طرف آب قرار بگیرند و مطالبی غیرواقعی را انعکاس بدهند. ما همه در جامعه زندگی میکنیم. اگر به قوانین احترام نگذاریم سنگرویسنگ بند نمیشود. اگر هر کدام از ما در مورد دیگران قضاوت و اظهارنظر کند چه احتیاجی به سیستم قضایی داریم؟ اگر من تعابیر خودم را بگویم و آنها هم تعابیر خودشان را نتیجه چه میشود؟ در بررسی وجوه مختلف پرونده بر اساس صحبت، اظهارات و اقاریر خود متهم هیچ سندی دال بر سوءنیت برای تجاوز وجود ندارد، هیچ سند و مدرکی، حتی یک خط روی صورت یا یک تار موی کندهشده. خود او اعتراف کرده است دو روز قبل در خیابان شریعتی، نرسیده به میدان قدس اقدام به تهیه چاقویی به طول 50 سانتیمتر کرده است. طبق نظریه پزشکی قانونی متهم چاقوی سلاخی را بین دو دنده دکتر سربندی فروکرده و باعث قطع رگ پایین بطن راست و شکافتن ریه شده است. این کار صرفا از یک فرد ماهر و حرفهای برمیآید. در حالی که بدن در حالت رکوع یا سجود باشد ممکن است تیغه از بین دو دنده عبور کند. ضمن اینکه طبق بند سوم صفحه 12 حکم دادگاه متهم شب قبل از قتل پیامکی را ارسال کرده با این مضمون که «امشب میکشمش» او در جواب دادگاه گفته منظورم این بوده که پدرم را که سخت میگیرد و اجاره نمیداد در میهمانیهای شبانه شرکت کنم، میکشم. دکتر سربندی بعد از ضربه خوردن در راهپله از طبقه پنجم تا طبقه سوم به تعقیب قاتل یا نفر دیگر پرداخته و فریاد میزده «دزد، دزد» همسایهها بیرون آمده و با پیکری خونین که از شدت خونریزی در پاگرد افتاده بود مواجه شده بودند. این فرد پزشک بود، چه چیزی را از او دزدیده بودند که از جان خود مقدمتر دانسته و در راهپله در پی آن دویده است؟
این اتفاق چه سختیها و پیامدهایی برای شما داشت؟ عواقب معنوی ناشی از عدم حضور پدر در خانه ناگفتنی است و در کلام و نوشتار نمیگنجد. این غم را صرفا افرادی که این درد را کشیدهاند، میفهمند ولی اتهامات، دروغپردازیها، توهینها و یکطرفه به قاضی رفتن برخی سایتها و روزنامهها درد این فراغ را صدچندان کرده است.
آیا به رضایت فکر کردهاید؟ اصلا. این امکان وجود ندارد. تا وقتی که از واقعیت، پرده برداشته نشود به هیچوجه به این فکر نمیکنیم.
با اجرای حکم قصاص هم یکی از افرادی که فکر میکنید از واقعیت اطلاع دارد از بین میرود و باز سوالات شما بیجواب میماند.
حداقل میدانیم فردی را که به قتل پدرم اعتراف کرده است قصاص میکنیم و در انتظار حقیقت در آن دنیا میمانیم.
اولینباری که برای درخواست بخشش به شما مراجعه شد چه زمانی بود؟ از وقتی رای دادگاه ابلاغ شد در پی رضایت آمدند. قبل از آن هیچ مراجعهای به ما نداشتند.
در روزهای اخیر افرادی با مراجعه به شما و خانوادهتان درخواست بخشش کردهاند. این درخواستها چقدر میتواند در تصمیم شما موثر باشد؟
هنرمندان و افرادی که در جامعه محبوبیت دارند در این ایام بسیار زحمت کشیدند و برای اینکه بخشش را برای قاتل یا خانم جباری طلب کنند به ما مراجعه کردند و در جواب همه آنها ضمن عرض تشکر از بابت این میانجیگری باید بگویم این اقدامات در تصمیم ما نقشی نخواهد داشت. من ضمن تشکر و قدردانی از خیرخواهانی که چنین روحیه پسندیدهای را در جامعه ما رواج میدهند، بیان میکنم اگر در فکر ایجاد آرامش در جامعه هستند، صرفا با معلومشدن حقیقت و واقعیت در پرده و پرهیز از دروغگویی و اتهامزنی است که میانجیگری معنا پیدا میکند. متهم دو شب قبل کارد میخرد و شب قبل هم به دوستپسرش اعلام میکند که «امشب او را میکشم» و برابر گزارش پلیس و خودش هنگام سجده مقتول اقدام به قتل میکند. وقتی هم که از او سوال میشود، میگوید: «من او را کشتم نکند میخواسته به من تجاوز کند» اگر او عفیفه و پاکدامن بود چرا به خانه مرد غریبه رفته و چرا پیامک داده بود که کجایی و چرا تماس گرفته بود؟ ما از مردم میخواهیم بپرسیم چه چیز میتواند آلام یک خانواده داغدیده را کاهش بدهد؟ آیا قصاص حق ماست یا نه؟ چه کسی جواب هفتسال سوءاستفاده احساسی از اذهان عمومی را میدهد؟ چرا کسی به لطمات روحی که به خانواده مقتول وارد شده است توجه ندارد؟ چرا کسی توجه ندارد که در اثر فقدان این پدر چه اتفاقات ناگواری افتاده و این اتفاق چه اثرات منفیای در پی داشته است؟ واقعا قصاصکردن یا نکردن خانم جباری ارزش ندارد ما در پی کشف حقیقت و گفتن واقعیتها هستیم.
آیا ممکن است خود شما روزی بهعنوان میانجی برای نجات جان یک قاتل به خانواده مقتول مراجعه کنید؟
من صرفا در صورتی بهعنوان میانجی وارد پروندهای میشوم که بهصورت دقیق تمامی قسمتهای پرونده را مطالعه کرده و در جریان ابعاد مختلف موضوع باشم نه فقط برای نجاتدادن یک قاتل از چوبه دار. این کار چه لزومی دارد؟
|
|||
|
|
۱۲:۵۰, ۳۰/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۳ ۱۲:۵۱ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
ناگفته های فرزند پزشک مقتول در باره ریحانه جباری
تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۹ /پروزنامه اعتماد، مصاحبه با فرزند ارشد مرحوم مرتضی سربندی را که ریحانه جباری ، به قتل او اعتراف کرده، منتشر کرده است. هفت سال از قتل پدرتان میگذرد. در این مدت چه مراحلی طی شد تا پرونده به مرحله اجرای احکام رسید؟ این پرونده بر اساس اقرار صریح خانم ریحانه جباری مبنی بر قتل پدرم دکتر سربندی با بررسی بیش از ۱۳ تن از قضات صورت گرفته است. از بازپرس دادستانی، دادگاه کیفری، دیوان عالی کشور و در نهایت ریاست قوه قضاییه این حکم را تایید کردهاند. حال ما چگونه میتوانیم هفت سال بررسی و تحقیق این قضات را با نظر چند تن از خارجنشینان که مشخصات آنها برای همه ما معلوم است زیر سوال ببریم و احساسات یک خانواده را اینگونه جریحهدار کنیم. به نظر من اول از همه آن چیزی که باید بررسی شود این است که موضعگیریای که برخی رسانهها و سایتهای بیگانه انجام میدهند باعث به وجود آمدن این فضا و اتهامزنیها شده است و حمایت بیش از حد برخی رسانهها از خانم ریحانه جباری باعث شد این شایبه برای ما که قبلا هم مطرح کرده بودیم بیش از پیش بارز شود که ایشان ممکن است دست نشانده عوامل خارجی باشد. اینکه برخی روزنامهها و سایتها هم در این راستا حرکت کردند یا بدون داشتن اطلاعات درست و موثق فقط در پی جلب مخاطب بودند یا هیچ تلاشی برای کند وکاو و بررسی این موضوع از خودشان نشان نداند و فقط از راحتترین راه یعنی نقل قول از کسی که اتهام زنی کرده بسنده کردند. وکلای ریحانه این اقدام او را مصداق دفاع مشروع میدانند. شما در این باره چه نظری دارید؟ اگر فردی دو روز قبل طبق اعتراف صریح خود اقدام به خرید چاقو از خیابان شریعتی نرسیده به میدان قدس کرده است و قبل از وقوع جنایت به دوست پسر خود این پیامک را فرستاده که فردا قرار است بکشمش آیا نشاندهنده سوء نیت قبلی نیست؟ چگونه میتوان این اقدامات را به پای یک حادثه گذاشت. میگویند این پیامک شوخی بوده و میخواسته پدرش را بکشد. چنین آدمی میآید به جامعه نیز ضربه میزند. اقرار صریح این خانم مبنیبر ضربه چاقو بر مقتول بر سجاده نماز با شواهد صحنه کاملا تطابق دارد و سجاده و محل همیشگی نماز پدرم غرق در خون شده بود و این عمل فقط در زمانی که پدرم مشغول نمازخواندن است ممکن بود اتفاق بیفتد چون او صرفا در موقع نماز میتوانست این کار را انجام دهد. باز هم طبق اقرار صریح ریحانه کسی به اسم «ش» واردآپارتمان میشود و پدرم در پی دویدن به دنبال آن فرد در راه پلهها از شدت خونریزی به زمین میافتد و فوت میکند و خانم جباری همچنان از معرفی و نقش «ش» برای پرونده سر باز میزند. این آقای «ش» که از آن صحبت میکنید چه نقشی در این پرونده دارد؟ فکر نمیکنید این فرد از قبل با پدرتان خصومتی داشته؟ ما آقای «ش» را نمیشناسیم ولی این فرد عاملی بوده که از زرنگی و توانایی خودش برای اغفال یک دختر ۱۹ساله استفاده کرده و این دختر را اغفال کرده و او مغفول وعدهووعید این آقا شده و دست به این کار زده است. اگر ما قاتل پدرمان را میشناختیم حتما او را به سزای عملش میرساندیم. مشکل این است که ریحانه نمیخواهد واقعیت را بیان کند و هنوز مصر است که دست به اینکار زده و میخواهد که این آقا را پشت پرده نگه دارد و معرفی نکند و شاید فکر میکند که این آقا نجاتم میدهد حتی اگر من پای چوبهدار بروم یا اینکه آنچنان آن آقای «ش» حرفهیی برخورد کرده که هیچ اثر و سندی از خودش باقی نگذاشته که ریحانه بتواند او را معرفی و در واقع این موضوع را روشن کند. درباره شغل پدرتان حرفهای زیادی زده میشود اما آنچه معلوم است اینکه مرحوم سربندی جراح زیبایی بودند. میشود بگویید شغل اصلی ایشان چه بود؟ پدر من پزشک عمومی بودند نه پزشک جراحی زیبایی، ایشان هیچوقت در زمینه جراحی زیبایی تخصصی نداشتند و کاری نکردند و در کار تجارت لوازم پزشکی و کارمند سابق وزارت اطلاعات بوده است. یکی از ابهامات پرونده که مطرح شده وجود داروی بیهوشی در دو لیوان آبمیوهیی است که در محل حادثه قرار داشته است. شما در این باره چه میدانید؟ یکی از دو لیوان دارای داروی مسهل بوده نه بیهوشکننده و این نشاندهنده حرفهایی که در مورد تجاوز میزنند نیست... آنجا خانه عمه پدرم بود و ایشان شاید به دلیل سن بالایشان قبلا دارویی ریخته باشند و بعدا که آبمیوه داخل آن ریخته شده است این را نشان داده است. از یکسری شایبه و اتهاماتی بعضیها استفاده میکنند که این شأن ما را جریحهدارتر میکند. به نظر میرسد ریحانه خودش هم یک قربانی است. در مقابل چه چیز حاضر به بخشش ریحانه هستید؟ ریحانه ممکن است قربانی باشد اما این دوای درد ما نیست. ما فقط در صورتی که انگیزه واقعی ریحانه مشخص شود و واقعیت را بگوید که همدستش و اتفاق حقیقیای که افتاده چه بوده حاضر به بخشش هستیم. اگر هم از روی نادانی و سن پایین این قتل را انجام داده باشد و فقط یک احساس بچگانه نسبت به این موضوع داشته باشد قابل پذیرش نیست. چطور میتوان کسی چاقوی ۵۰ سانتی بگیرد و بگذارد در کیفش. این شایبه در ذهن من جایی ندارد. خانم جباری به دو علت آقای «ش» را معرفی نمیکند. یا اینکه توسط ایشان اغفال شده است و دسترسی به او ندارد یا اینکه نمیخواهد آن مرد را معرفی کند. متاسفانه برخی دخترهای جوان برای دفاع از خودشان سلاح سرد حمل میکنند. بدون اینکه آگاهی کاملی از این ماجرا داشته باشند. ممکن است اقدام ریحانه هم به دلیل همین ناآگاهیاش باشد و قصد و نیتی برای کشتن پدر شما نداشته باشد. ممکن است. شاید کسی هم این کار را کرده باشد. اما من معتقدم همه آدمها فرق این را میدانند. شما اگر خودت هم بخواهی یک روزی از خودت دفاع کنی میدانی که چه سلاحی حمل کنی. همه آدمها این را میفهمند که فرق چاقوی ۵۰ سانتی و دیگر چاقوها چیست. آن هم فرو کند ۳۰ سانتش را در بدن پدرم که اگر به هرکسی وارد شود حتی اگر طرف همان لحظه در بیمارستان هم باشد امکان احیای آن نیست و این ضربه به نظر من کاملا حرفهیی بوده است. حرفهایتان نشان میدهد هنوز یقین ندارید که ریحانه قاتل است. چطور دلتان میآید کسی را که مطمئن نیستید قاتل است قصاص کنید؟ ما اقدام میکنیم برای قصاص فردی که با اقرار صریح خودش قاتل پدرم بوده است. اگر واقعیتها را بگوید عفو میشود و اگر نگوید مورد قصاص قرار میگیرد... تهدید هم اگر شده باشد، تهدیدات تا یک جایی ارزش دارند، ارزش جان آدم را که ندارد. بازپرس پرونده به ایشان اماننامه داده و گفته که ما حاضریم امان نامه بدهیم و تو و خانوادهات را به هر جایی که بخواهی انتقال بدهیم و تو را از این مهلکه نجات دهیم به شرطی که اقرار کند اما ریحانه خودش دارد میگوید من کشتم بنابراین ما هیچگونه تردیدی در این مورد نداریم و نخواهیم داشت و دیگر ابهامی نمیماند. ریحانه همکاری کند و واقعیتها را بگوید ما هم کمکش میکنیم و میبخشیمش... . برای اجرای حکم زمانی در نظر گرفته نشده است. به نظر میرسد همه مدافعان خانم جباری اعم از هنرمندان عزیز و مدافعان صلح و بخشش باید در راستای کشفانگیزه واقعی این قتل قدم بردارند. ما بارها اعلام کردهایم در صورت راستگویی و اعلام حقیقت حاضر به عفو قاتل هستیم. http://www.alef.ir/vdcbffb55rhb55p.uiur.html?223232 راجع به درست و غلطش كاري ندارم ولي ما نبايد بازيچه دست اينها بشيم. وقتي چندتا قاضي پرونده رو خوندن و نظر دادن ديگه جايي براي ما نمي مونه |
|||
|
|
۱۳:۱۷, ۳۰/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۳ ۱۳:۲۶ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
متاسفانه باز هم مثل همیشه عده زیادی از مردم ایران جوگیر تبلیغات یک مشت شبه روشنفکر و غربزده و ضد مذهب شدند و بدون اینکه ماجرا را دقیق بدانند چشم بسته میگویند بخشش، بخشش. در حالیکه اصلا اصل ماجرا چیز دیگریست. از دوستان بیداری اندیشه بعیده که اینطور فریبه تبلیغات را بخورند. این دختر از یک طرف گفته مقتول جانماز انداخته تا نماز بخواند از طرف دیگر میگوید قصد تجاوز داشته، اگر دقت کنید به ظرافته تمام این توطئه عملی شده و چهره انسان مذهبی (( همانطور که در فیلم طبقه حساس میبینیم )) به شدت تخریب شده و هر کسی نماز میخواند و غیرت دارد را با تبلیغات گسترده میخواهند طوری نشان دهند که ریاکار است و اگر بتواند از تجاوز هم دریغ نمیکند. این زن قاتل از چهره اش هم مشخص است که چکاره است. به هر حال گاهی ذات پلیده انسانها هم در ظاهر آنها بروز میکند. با توجه به اعترافاتی که داشته و حرفهای ضد و نقیض فراوانی که زده کاملا مشخص است که کاسه ای زیر نیم کاسه است. چگونه یک دختر میتواند به ناگهان یک چاقوی پنجاه سانتی را تا عمق سی سانتی وارد بدن مقتول کند و مقتول هم که مرد بوده هیچ دفاعی از خود نکند. کاملا مشخصه که وقتی مقتول سر نماز به سجده رفته زن هرزه به او حمله کرده و چاقو را در بدن او فرو برده و تمام این اتفاقات هم نشان دهنده یک توطئه از طرف این زن هرزه بوده. در کنار این، ماجرای قتل این پزشک که گویا مامور وزارت اطلاعات هم بوده بهترین فرصت برای طبقه تازه به دوران رسیده شبه روشنفکر و ضد مذهب بوده که با استفاده از ابزار تبلیغاتی خود یعنی هنرمندان و ورزشکارانه معلوم الحال این قضیه را به شدت رسانه ای کنند و وجهی بسیار بد از انسانهای مذهبی و در کنار آن حکم قصاص نشان دهند و حتی این داستان جهانی شود. در این هیاهوی رسانه ای شدید فقط حقیقت و حق مقتول که به او تهمت تجاوز زده شده گم میشود . به نظر بنده خانواده مقتول نباید اسیر این تبلیغات شود و قاطعانه باید تقاضای حکم اعدام دهد چون صد در صد این زن هرزه مشکل داشته و با برنامه قبلی اقدام به قتل کرده و باعث سو استفاده کفار برای ضربه به حکم قصاص شده و بخاطر همین بدون فوت وقت باید اعدام شود. |
|||
|
۱۳:۲۲, ۳۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
والا دو سه تا پیام اومده واسه من ، انگار من این اقا رو کشتم !!! والا منم نمیدونستم چیه ، فقط سوال پرسیدم یکم روشن بشم
|
|||
|
|
۱۵:۴۹, ۳۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
عجب....
اینجاس که میگن بدترین شغل قضاوته!!! کلا یه جوری اصلا انگار این قاضی ها آخرت ندارن!!! فقط کافی یک حکم به قصاص اشتباه بدن...!! این پرونده یه خورده عجیبه.... از طرفی شربت آلوده به مواد خواب آور پیدا کردن....از طرفی دختره چاقوی 50 سانتی داشته!! بعد یک سوال که پیش میاد،چاقوی 50 سانتی اصلا معنی نداره!!! 50 سانت دیگه میشه خنجر و دشنه!!! ![]() ![]() این خانوم چطور خنجر و یا دشنه توی کیفش یا جیبش مخفی کرده؟؟! چاقوی ضامن دار که بعضی ها برای دفاع در جیب خودشون میزارن فوقش 10 سانت تیغه داره!!! و کمتر!! که فقط با اون میشه متجاوز رو زخمی کرد و فرصتی برای فرار ایجاد کرد!!! دوستان این عکس رو ببینید!!! این عکس یک چاقوی 50 سانتی متری هست (تصویر ممکنه یک مقدار خشن باشه برای همین لینک مستقیم قرار ندادم!) http://3fa.ir/wp-content/uploads/2013/09/75672_561.jpg این عکس یک پسر که در مهمانی بر اثر شوخی با دوستان این چاقو وارد پیشانیش شده!! اندازه چاقو(شمشیر) رو ببینید!!!!!!! اون کسی که گفته 50 سانت!!! یا نمیدونه 50 سانت چقدره!!! یا اینکه نمیدونه تعریف چاقوی جیبی چی هست!!!!! به این میگن چاقوی ضامن دار که مجموع دسته و تیغه اش 20 سانت شده!! که اگر دقت کنید تیغه اش 8 سانت کمتره!!! بدون شک در این پرونده حقایق زیادی نا گفته مونده و نیاز به بررسی بیشتری داره!! مثلا پیامک دختر که گفته میکشمش!!! یا لیوان آب میوه که حاوی داروی بیهوشی بوده! یا اینکه مثلا اون مرد اصلا برای چی باید در یک خانه ی خالی و متروکه اونم جلوی یک خانوم جا نماز پهن کنه و نماز بخونه؟! فک کنم توی ذهن شما هم مثل من یک چیزایی داره روشن میشه و حدس هایی زدید؟! درسته؟! البته نمیشه به کسی تهت زد!! ولی خب....چیزی که کاملا پیداس اینه که اون مرد قصد تجاوز داشته!! ولی چیزی که مشکوکه اینه که اون خانوم از اول قصد برقراری رابطه رو داشته ولی بعد منصرف شده؟؟ اون جا نماز برای نماز پهن شده؟(واقعا؟،یا برای کار دیگه...) اگر این مرد متجاوز بوده چرا دنبال این خانوم دویده و داد زده دزد دزد؟!؟ |
|||
|
|
۱۷:۰۹, ۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز :مصاحبه زیر رو با دقت بخونین . قاضی بازنشسته حسن تردست که به ریحانه جباری حکم قصاص داد . این قاضی بازنشسته ، قاضی پرونده بوده . مصاحبه رو با دقت بخونین ؛ بعد تریپ روشنفکری بگیرین . . . داستان ريحانه جباري را احتمالا شنيدهايد. دختري 19 ساله كه هفت سال پيش مردي را با ادعاي دفاع از ناموس خود به قتل رساند. پرونده ريحانه از زمان رسيدگي تا امروز كه در اجراي احكام قرار دارد با حواشي بسياري همراه بوده است. ابهامات گستردهاي در رابطه با پرونده او در رسانههاي مجازي منتشر شد كه دل هر انسان عدالت خواهي را به درد ميآورد. اما همه حقيقت آنچه در شبكههاي مجازي منتشر شده، نيست. كافي است براي رسيدن به حقيقت ماجرا نگاهي به پرونده ريحانه و اعترافات او داشته باشيم تا بدانيم او خواسته يا ناخواسته مرتكب قتلي شده كه براي رهايي از طناب دارفقط بايد چشم به رافت قلوب اولياي دم داشته باشد. کنکاش در پروندهای که سالها از مختومه شدن آن میگذرد کار آسانی نیست، به خصوص اگر بهترین دوستتان بگوید: بررسی دوباره پرونده ریحانه به نفع او نیست لطفا ننویس اگر گزارش کمکی نمیکند منتشر نکن! پاي خون یک انسان در میان است! اما براي رسيدن به حقيقت باید به سوالات و ابهامات پاسخ داد، به همين دليل براي ما بهترين گزينه نشستن پاي صحبتهاي مردي بود كه حكم قصاص را صادر كرد واشراف كامل به اين پرونده دارد. قاضي بازنشسته حسن تردست در گفتوگو با«قانون» به بازخواني پرونده ريحانه جباري پرداخت و به ابهامات مطرح شده طي چند ماه اخير پاسخ داد. جناب تردست شما قاضی پرونده ریحانه جباری بودید و حکم به قصاص او دادید. بعد از گذشت ۷ سال نظر شما در رابطه با پرونده ریحانه جباری چیست، هنوز او را قاتل میدانید؟ چه چیزی ممکن است نظر بنده را در مورد پروندهای که با کمال حوصله، تامل وتعمق ودر یک دادرسی عادلانه با رعایت تشریفات کامل آیین دادرسی کیفری توسط پنج قاضی رسیدگی شده واز ناحیه چند مرجع عالی قضایی اعم از دیوانعالی کشور ومراجع نظارتی تأیید شده است ، تغییر دهد؟! طبق قوانین موضوعه قانون مجازات اسلامی هیچ تردیدی دراینکه خانم ریحانه جباری مرتکب قتل عمدی شده است، وجود ندارد. صادقانه متذکر میشوم چون در این پرونده ادعا شده بود مقتول وابسته وزارت اطلاعات است ومحتمل بودتحقیقات ابتدایی در دادسرا بهلحاظ اثر گذاری نهاد امنیتی ازمسیر قانونی خارج و حقوق قانونی متهمه، رعایت نشده باشد، لذا حقیرطبق رویّه خدمتی (ازابتدای شروع خدمت قضایی از زمان دادیاری) بیش از معمول ومتعارف به این پرونده حساسیت نشان دادم ودر جلسات دادرسی مانند یک رسیدگی ابتدایی مانند بازپرس تحقیق سوال وجواب کردم واگرهر کس حتی غیراهل فن منصفانه وقانونمدار وعدالت خواهانه رای۲۴ صفحهای محکومیت مستند ومستدل ایشان را که متکی به اظهارات خود متهمه بهویژه اظهارات جلسات دادرسی بود را بخواند مطمئن خواهد شد کوچکترین خدشهای برحقانیت آن وارد نیست وطرفه اینکه۱۳قاضی عالیرتبه قضایی آن را تایید کردهاند ویک نظریّه خلاف در آن وجود ندارد ومتصور نیست که همه اشتباه کرده باشند ممکن است عواطف اشخاص عادی را ازمسیرحقیقت دورکند ولی در مقام قضاوت قاضی نباید ونمیتواند تحت تاثیراحساسات اعلام نظر کند. در حال حاضر کمپین حمایت از ریحانه جباری و تلاش برای جلب رضایت اولیای دم فعال شده است. شما مطالب آنها را دیدهاید؟ مقالات وآرای اشخاص عادی و اهل فن را دیدهام واز ضعف دستگاه قضایی در پاسخگویی به دروغ پراکنی بنگاههای رسمی معاندمتاسفم. بنده شخصا در تمامی احکام صادره قصاص، با آموزههای اسلامی آرزومندم که در مرحله اجرا با توجیه عاقلانه و عادلانه وبا عاطفه اولیاي دم نسبت به جلب رضایت ایشان اقدام و قصاص منتفی شودودرهرمورد که پرونده منجر به رضایت شده است شاکر خداوند رحمان شدهام. لیکن با کمال تأسف طبق تجارب پروندههای مشابه، مداخله وجوسازی سیاسی یک عده حقوقدان سیاسیکاروخارج نشین وداخل کشور که بهفکر چهرهسازی به قصدمخالفت سیاسی با نظام حکومتی این کشورو زیر سوال بردن مطلق دستگاه قضایی، هستند، همیشه کسب رضایت از شکات سخت و ناممکن شده است. این افراد باسوءاستفاده از شبکههای گسترده اجتماعی ورسانهای متوسل به دروغ و قلب واقعیتشده وبا زدن تهمت به مقتول موجب کدورت بیش از پیش اولیای دم شده وامکان جلب رضایت ایشان راازبین میبرند. نظر خانواده مقتول در رابطه با رضایت و عدم قصاص چگونه بود؟ در یکی ازمراجعات خانواده مقتول بهدادگاه به ایشان عرض کردم که وکلای متهمه روش غلطی را در دفاع از وی به کار بردند و با طرح تجاوز بهعنف، درنتیجه نهایی، هم علیه موکله خود اقدام کرده هم موجب ناراحتی شما شدند ولی بههرحال پدرتان با آن سن و دارای شان خانوادگی و اجتماعی در ایجاد رابطه غیر اخلاقی با چنین دختری مرتکب گناه شده است از طرفی هم با توجه به وضع خانوادگی وروحی و روانی این خانم و روابط خشن پدر، مرضی خداوند تبارک وتعالی است که ازگناه بزرگ این دختر بدبخت بگذرید. پسر مقتول که جوان تحصیلکرده و برازندهای بود جواب داد: قریب به این مضمون که ما چطوری رضایت بدهیم؟ اولا این خانم اصلا پشیمان نبود و یک ذره از خود ناراحتی وعذاب وجدان نشان نداد و حقیقت رابطه خود را نگفت وبعد اینها پدرم رامانند یک عده اوباش و هرزه خیابانی متجاوز به زور قلمداد کردند، حالا رضایت بدهیم نمیگویند که اولیاي دم هم خودشان قبول دارند که پدرشان مقصر بوده و قصد تجاوز داشته و بههمین دلیل رضایت دادند. صداقت و پشیمانی ریحانه جباری میتوانست تاثیری در جلب رضایت اولیای دم داشته باشد؟ بله، اگرخانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای سیاسیمنش خود (که با خوراک اینگونه پروندهها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی برای خود فراهم کردهاند)، ازخود صداقت نشان میداد ومیگفت که در شرایط روحی وروانی سخت دچار اشتباه شده واز کرده خود اعلام پشیمانی وطلب بخشش میکردمانند خیلی از پروندهها میتوانست رضایت اولیاي دم را که دارای تمکن مالی هستند بگیرد. شرایط روحی و روانی ریحانه جباری چگونه بود؟ شرایط روحی و روانی این خانم به گونهای بوده که حتی تصور قتل پدر هم از وی می رفت چون حسب پرینت اسام اسهای تلفن وی بایکی از جوانانی که با وی رابطه نامشروع داشت (نام اودر پرونده پیوست است) که حاوی لقبهای قبیح وتوهین بسیار زشت به پدرش است. میگوید که (....) امشب به تیپ هم زدیم واین (...) را امشب میکشم وقتی در مورد این پیامک این شخص سوال میکند ریحانه خانم جواب میدهد که پدرم هر وقت مست میکند مرا زیر کتک میگیرد. آیا اعترافات ریحانه براثر فشار در مراحل اولیه بازجویی نبوده است؟ بسیاری از دلایل ما در احرازقتل ومحکومیت ایشان حرفها و اعترافاتی است که درجلسات دادگاه بهطور روشن وصریح توسط متهمه بیان شده است. حتی استناد ما بر اعترافات او دردادگاه است نه حتی دوران بازجویی که ظنّ تحت فشار اعتراف کردن مطرح شود اودر دادرسی با حضور وکلای خود به راحتی از اقدامات خود حرف میزد. دلایل کافی و روشن است. در فضای مجازی وکیل سابق او مصطفایی مدعی شده است او هنگام خروج با توجه به قفل بودن درب با اضطراب و مشکل خارج شده و در مملو از جای چاقو است که نشان میدهد او نمیتوانسته در را باز کند. این ادعا درست است؟ کاملا این ادعا خلاف واقع ودروغ محض است. همانگونه که عرض کردم حرفهای این آقای مدعی قانون و عدالت وحقوق بشر کاملا مانند یک سیاستمدار کذاب است که در یک میتینگ انتخاباتی به هر وسیلهای ولو خلاف قانون و انصاف ووجدان متوسل میشود. طبق اوراق پرونده ودستخط خود متهمه در بازپرسی وحتی حسب اظهارات مکرر خانم جباری در دادگاه، درب ورودی قفل نبوده و بعد ازوارد کردن ضربهکارد آشپزخانه که دوروز قبل خریداری ودر کیف خود داشت با آرامش از خانه خارج شده است. طبق صورتمجلس بازپرس در معاینه محل وقوع جنایت قبل از شناسایی فرد ضارب ودستگیری وی، فقط آثار یک ضربه جسم نوک تیز روی درب بوده است ونه چند ضربه، که مؤید آن اظهارات صریح و روشن خود متهمه است. توضیح ریحانه در رابطه با وارد کردن یک ضربه به در با چاقو چه بود؟ وقتی از متهمه در دادگاه سوال شد: چرا به در باچاقو زدی وی جواب داد:.... چون هیجان زده بودم وهول کرده بودم یک ضربه با چاقو به در زدم از وی سوال شد: درب قفل بود؟ وی جواب داد: نه قفل نبود. و وی ادامه میدهد بعد از زدن ضربه چاقو مقتول گفت منو زدی؟؟!! وبهطرف من صندلی را پرتاب کرد وبعد مقتول از پلهها رفت پایین ومنهم با آسانسورخارج شدم، (اگردر قفل بود چطور میتوانست بلافاصله خارج شود) (بهعلت شدت جراحات که بریدگی ناف اصلی ریه بود مقتول فقط ازطبقه پنجم تا پلههای طبقه سوم میتواند برود و پس از چند بار گفتن دزد! دزد! درهمانجا، جان میدهد). ریحانه بعد از فرار چهکاری انجاممیدهد؟ ریحانه ادامه میدهد در خیابان مخفی شدم وصبر کردم. بعد از اینکه آمبولانس وماشین ماموران را دیدم با آژانس رفتم خانه. همسایهها متوجه فریادی یا درخواست کمکی از سوی ریحانه نشده بودند؟ محل وقوع قتل آپارتمان پنج طبقه مسکونی بود که کوچکترین صدایی یا فریاد متهمه میتوانست همسایهها را متوجه موضوع کند. درتحقیقات از همسایگان مجاور گفتهاند که: فقط صدای برخورد چیزی بهدیوارراشنیدیم (این صدا همان پرتاب صندلی توسط مقتول بودکه متهمه بیان کرده است). وکیل سابق ریحانه برای دفاع مشروع خواندن، حمل چاقو را برای حفظ امنیت تردد در خیابانهای تهران بیان کرده، شما با این ادعا موافق هستید؟ دراین خصوص متهمه کوچکترین اشارهای برصحت ادعای وکیل خودنکرده وبلکه برای اولین بار دوروز قبل ازقتل، توسط متهمه خریداری شده است ودرطول تحقیقات مکررجز این نگفته است!!!!! بنده شرف ووجدان انسانهای منصف بیتعصب را به این ادعای سخیف آقای مصطفایی شهادت میطلبم که: چند دختر وزن در تهران با خود چاقو حمل میکنند؟؟!!! آیا این توهین به ساحت پاکیزه زنان ودختر ایرانی نیست که آنها را با اراذل واوباش در یک ردیف قرار میدهند؟؟!!. البته بنده هم حسب تجارب خدمتی قبول دارم که اشخاصی از افراد لاابالی با خود آلات جارحه و چاقو، حمل میکنند. ولی نوعاً این ویژگی رفتاری جوانانی است که زندگی بیبند وباری دارند وبهلحاظ روحیات ورفتارناهنجاراجتماعی وروابط با خلافکاران درمعرض تعدّی ودرگیری خشونتآمیزهستند والا عموم جامعه ما انسانهای شریف و با خانوادهای هستند که ازدرگیری وناهنجارهای اجتماعی پرهیز میکنند و باید بگویم درحال حاضرکشورایران درنُرم جهانی (بدون سیاست بازی) دربین کشورهای دنیا (همسایگان، کشورهایآفریقایی، آمریکا، آمریکای مرکزی) ازامنترین کشورهای جهان قلمدادمیشودکه شهروندان تاپاسی ازنیمه شب درخیابانها، رستورانها و مراکزتفریحی آزادانه وبا آرامش، بدون مزاحمت ترددمیکنند که حتی مورد تعجب واقرارگردشگران خارجی قرار گرفته است. آیا رابطه ریحانه با مقتول یک رابطه کاری بود؟ خانم جباری حداقل سه بار در دادگاه گفت من به مقتول سرویس میدادم تا او هم به من خدمات بدهد. اصلاً رابطه کاری مطرح نبود. دراصطلاح این گروه از جوانان بیبندوبار، منظورازسرویس دادن، ایجاد روابط نامشروع ودر اختیار قراردادن خوداست، متهمه قبل ازرابطه با مقتول با چند نفررابطه ویژه داشته و طبق اعترافات در دادگاه، ایشان با مدیرشرکت محل کارخودچند باربه ویلای اودرسیرا (جاده چالوس) رفته اندوباکره نبوده است. حسب دلالت پرینت تلفن وی اساماسهای رد وبدل شده بین ایشان، بهطورصریح روابط بسیار نزدیک حتی بچهدار شدن را نشان میدهد ونیزاین رابطه، مورد اعتراض یکی از دوستان پسرش که قبلاً نامزد متهمه بوده قرار گرفته که مستندات مسلم آن در پرونده پیوست است. چند نمونه کوچک مطابق پرینت مخابرات قابل ارائه دررسانهعمومی عرضه میشود: مدیرشرکت: اگرمهم نبودی اینقدربهت گیرنمیدادم ولی فکرمیکنی میخواهم خونت را توی شیشه کنم. مدیر:... دوستت دارم منم خیلی میخوامت. مدیر:.... من عزیز تو نیستم جیگرتم اونم جیگر لال. متهمه:..... این خانه ویرانه که باربسته به جانم... مدیر: مواظب باش دستترو نبری. متهمه:.... نخیرنیت من توبودی «توهم» در اومد دیگه.. زود توضیح بده! علیرغم رابطه نزدیک نامشروع متهمه با مدیرش در همان زمان به نامزدش پیامک میفرستد که بهخدا دیونتم، نامزد متهمه:... تووقتی با....... ریخته روی هم با من خداحافظی کردی...... کثافت! این آخرین اسام اس از طرف من بود. باتوجه به فاصله سنی به چه دلیل این رابطه شکل گرفته بود؟ مستفاد از اظهارات خود متهمه که در پرونده پیوست است، وی در بیان علت رابطه خود بامرد مسن میگوید: میخواستم یک مقدار سرویس کنترل شده بدهم وسرویس بگیرم ونشان بدهم عُرضه دارم بدون احتیاج به خانواده خودم را تامین کنم. وی در مورد نحوه آشنایی با مقتول میگوید: در خیابان میرفتم یک کمری چند بارترمز کرد.... وبعدسوار شدم آهنگ (دیدو) گذاشت بعد ازسنم وکارم پرسید و..... من هم چند سوال کردم از کارش و... یک زنگ زدم به گوشی اش تا شماره تلفنم را ذخیره کند. لذا آنها یک ماه قبل از قتل با هم به رستوران میرفتند. در اسام اس بازی، لطیفه برای هم میفرستادند ودر روز قتل هم طبق وعده قبلی مقتول به شرکت محل کار متهمه مراجعه و با رضایت کامل باهم به منزل میروند. در تحقیقات از همکاران، یکی از همکاران وی اظهار داشته که:... به دنبال ریحانه یک آقایی با ماشین تویوتا کمری آمد وریحانه میگفت که دوست پدرم است ومیخواهیم ماشین کمری را از او بخریم. حتی مدیر تخم مرغی را برای گذاشتن زیرچرخ ماشین بهوی میدهد. با توجه به تجارب ۳۰ ساله قضایی شما، دلیل قتل چه بود؟ شرایط خاص محیط خانوادگی ورابطه ناهنجار والدین با هم وآثار مخرب درگیريهای درون خانواده برشخصیت متهمه وروحیه مردانه وخود شیفتگی و خود بزرگ بینی وتصمیم گیری در لحظه عصبانیت وی شاید مهمترین دلیل ارتکاب قتل باشد. وی در دادگاه میگوید که دربچگی دلم میخواست بازیهای پسرها را بکنم وازاینکه نمیتوانستم مانند پسرها با تبرهیزم بشکنم ناراحت میشدم. بههمین دلیل برای استحکام رسیدگی وجلوگیری ازهرگونه شائبه و خلل در تحقیقات در مراحل رسیدگی به پرونده، یک بانوی روانشناس تعیین کردیم که درجلسه دادرسی حالات او را ببیند وبا مصاحبه با متهمه ورفتارشناسی درخصوص شخصیت متهمه اظهارنظرکند. روانشناس منتخب معتقد بود او دچار خود شیفتگی است. دلیل قتل هم به شرایط روحی و عدم ثبات شخصیتی او باز میگردد. البته دچار جنون ومسلوب الاختیار نبوده تا مبری از مسوالیت قانونی باشد. از طرفی حسب اظهارات متهمه چون مقتول بهخاطر مسائل کاری و خرید لوازم پزشکی زیاد سفر میرفت بهوی قول سفر به کشورهای اروپا داده بود اما او را نبرده بود که باعث دلخوری و عصبانیت ریحانه شده بود. یا یکبار قرار بود برای گردش روز پنج شنبه، ماشین تویوتا کمری خود را به او بدهدتا باهمکارانش به تفریح برود که با عدم انجام این کار باعث ناراحتی شدید ریحانه شده بود و او میگفت نزد دوستان بسیار غرورش جریحه دار شد وضایع شده است. یعنی ریحانه با قصد قبلی مرتکب قتل شده بود؟ خانم جباری باخود شیفتگی به دنبال اثبات خود به خانواده بحران زدهاش بود وشاید با روحیه مردانه خود ، فکر میکرد با کنترل سرویس دادنهایش دست وی است وبازیچهشدن را تحمل نمیکرد ولذا وقتی مقتول بهطرف وی میآید تا اورا طبق معمول اینگونه روابط، لمس کند وی امتناع کرده ودر مقابل این جمله که «روسریت را درآر وراحت باش وجایی نمیتونی بری»، بهشدت عصبانی ووقتی مقتول برای نماز دوم بهطرف سجاده میرود، ریحانه بدون اعلام اعتراض و یا فریاد اینکه میخواهد منزل را ترک کند از کیف خود چاقوی ۲۵ سانتی تازه خریداری شده را درآورده وناگهان ازپشت به کتف او با شدت ضربه میزند که بهعلت بلندی تیغه چاقو از بین استخوانها وارد فضای سینه شده وناف اصلی ریه را میشکافد وحتی چاقو را هم باخود میبرد وبا جلد مقوایی زیر تختش پنهان میکند. آثارخون در سجاده و صندلی کنار آن مشهود ودر پرونده مضبوط است. یعنی ضربه ریحانه نوعا کشنده بود؟ مشخصا ضربه وارده ریحانه بهعلت نوك تیز بودن کارد وتیغه فولادی بلندآن، ضربه را نوعا کشنده میکند زیرا وارد ریه شده بود. ادعای ضربه ساده به کتف که از سوی اقای مصطفايی طرح شده خلاف نظریه صریح کالبدشکافی مرکز پزشکی قانونی است. خود ریحانه در مورد نحوه قتل چه گفته؟ گفت میترسیدم به من تجاوز کند. چند بارازمن خواست روسریام را بردارم اما من اینکار را نکردم. متاسفانه متهمه هیچ حرف و رفتاری از خود نشان نمیدهد که مقتول را متوجه اکراه وی کند. «از وی سوال میشود آیا مقتول خشونتی نشان داد یا عملی انجام دادکه نشان دهد قصددارد بهزور تجاوز کند؟ وی جواب میدهد: نخیر. ونیز ازوی پرسیده شد وقتی امتناع تورا از دست زدن دید چرا پشت بهتو کرد جواب میدهد رفت نماز دیگرش را بخواند». بازسازی صحنه جنایت هم نشان میداد که سجاده روی زمین پهن بوده وآثار خون روی سجاده و آینه وجود داشت كه حکایت میکند درلحظه قتل و وارد کردن ضربه کارد مقتول پشت به متهمه روی سجاده بوده است. اصولا ریحانه یک کلمه غیر این درطول مراحل مختلف تحقیقات ودادرسی نگفته است. صرفنظرازعمل غیرشرعی واخلاقی مقتول، باتوجه به زاویه داشتن روحی وروانی اینگونه افراد بیاعتقاد نسبت به مذهب ونماد آن نماز، بهنظرم نماز خواندن وی دراین شرایط که اورا بهظاهر مذهبی نشان میدهد برنفرت متهمه افزوده است وامید خدمات گرفتن از این مرد مذهبی (باضعف ایمان ومقهور شیطان) به باد میرود چون قبل از ورود به خانه این حس وذهنیت وجود نداشته بهطوری که در مسیر خانه، مقتول کاندوم میخرد ودرداخل منزل جلوی چشمان ریحانه خانم روی میز میگذاردوبرای وی ناآشنا نبوده است. ادعا شده داروی بیهوشی در شربت ریحانه وجود داشت. شما نوشیدنیها را به آزمایشگاه فرستادید؟ دو لیوان محتوی آبمیوه روی میزبوده که ثابت میکند دونفر بودند ومحتوای هردو لیوان برای سمشناسی ارسال وحسب گزارش کارشناسان آزمایشگاه یکی از لیوانها فاقد هرگونه سم یا دارو بوده ولی در لیوان دوم داروی دیفنوکسیلات که داروی ضد اسهال است مشاهده شده است. ازدیگرابهامات مطرح شده در پرونده ریحانه، خرید لوازم پیشگيری از بارداری از داروخانه است. این اتفاق افتاده؟ ابهامی در خرید آن وجود ندارد. زیرا رفتن یک زن ومرد به یک خانه خلوت بهقصد صرف خوردن قهوه نیست ونیت ایشان عمل جنسی بوده است که در مسیر بهخانه کاندوم خریداری شده. نکته قابل تامل اینکه این وسیله روی میز قرار داشته وکاملا در معرض دید بوده و خانم ریحانه با توجه به تجربههای قبلی به آن ناآشنا نبوده است و خرید لوازم پیشگیری از بارداری نشانه تجاوز نیست فقط نشانه قصد رابطه جنسی است. شما موافق تلاش برای جلب رضایت اولیای دم هستید؟ توصیه میکنم این سیاهکاران سیاستکار سرنوشت اینگونه محکومان را با تبلیغات رسانهای وگزافه گوییهایی برای نمایاندن خود وچهره سازی مجازی به نتیجه تلخ اجراي قانون وگرفتن فرصت رضایت اولیايدم دچارنکنند. ازتجارب تلخ گذشته مانند پرونده مرحوم بهنود شجاعی که مداخلات علنی ورسانهای کردن موضوع باعث انفعال اولیاي دم شد و نامبرده را از امکان گرفتن رضایت اولیايدم محروم ساخت عبرت گیرند. هرچند اینجانب بازنشسته شدم وصرفنظر از اینکه هیچ تردیدی در استحقاق قصاص خانم جباری ندارم وآنرا حق مسلم خانواده محترم میدانم ولی برای رضای خدابا توجه به اینکه قصاص حیات است ولیکن خداوند تبارک وتعالی اولیاي دم را دعوت به عفو و بخشش کرده است. بنده حاضرم در جلب رضایت ایشان بهطریق مقتضی مساعدت کنم. ****************************************************************************************** لطف کنین تا از جزئیات خبر ندارین ، ادای روشنفکرها رو در نیارین . . . خدا عاقبت ما رو بخیر کنه . . . در پناه الله یا مهدی مدد |
|||
|
|
۱۵:۱۰, ۲۲/اردیبهشت/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اردیبهشت/۹۵ ۹:۳۰ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
وای اعصابم خورد شد آخه چرا این کارها رو میکنن
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










