|
نقد و بررسی فيلم شک-Doubt
|
|
۱۰:۳۲, ۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۱۶:۲۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان محترم بنده در زمستان سال 88 فيلمي با عنوان شك (Doubt) به گارگرداني Jone Patrick Shanely تماشا كردم كه سكانس هايي طلايي با بازي هاي درخشان Meryl Streepو Philip Hoffmab و همچنين موسيقي دلپذير و فيلمنامه روان از نقاط برجسته آن بود . بنده كه آن زمان ها هنوز مستندThe Arriavl را نديده بودم و چيزي درباره چشم جهان بين دجّال نمي دانستم، چند نكته از فيلم توجهم را جلب كرده بود :
1. در ابتداي فيلم Philip Hoffman كه به عنوان كشيش در يك مدرسه كاتوليك در آمريكا استخدام شده بود يك سخنراني با عنوان شكDoubt )) ايراد مي كند كه گويا به دليل دو پهلو بودن و زهر دار بودن متن ، سخنراني به هيچ وجه به ذائقه Meryl Streep كه در اين فيلم نقش مدير مدرسه كاتوليك را ايفا مي كند خوش نمي آيد . 2. كشيش Hoffman در اين سخنراني از حادثه ترور جان اف كندي كه گويا چند سالي از آن گذشته بود به عنوان يك عامل تزريق كننده نا اميدي در جامعه آمريكا ياد مي كند . 3. كشيش Hoffman از خشكي و خشونت حاكم بر جوّ مدرسه كه از شخصيت مدير آن (Meryl Streep) سرچشمه مي گرفت ناراحت و نگران است . 4. در اين فيلم از يك رئيس جمهور ديگر نيز سخن به ميان مي آيد و آن آبراهام لينكن است و همان طوري كه مي دانيد ايشان هم مانند كندي و البته سال ها قبل از ايشان به دنبال برخي سخنراني ها بر اثر يك سوئ قصد كشته مي شود . 5. تا اين كه عاقبت كشيش هافمن به دليل اتهام (احتمالا به نا حق ) داشتن روابط نامشروع با يك كودك سياه پوست و فشارهاي كينه توزانه مدير مدرسه مجبور به ترك مدرسه مي شود، برقراري ارتباط ميان سخنراني هاي جان كندي و آبراهام لينكن و ترور آن ها و همچنين سخنراني كشيش Hoffman و فشار هاي اعمال شده بر او كه نهايتا منجر به رفتن وي از مدرسه مي شود از يك سوء http://www.aparat.com/v/08fb104b0f2f838f...1a12c27639 http://www.aparat.com/v/536eecee295b92db...9541f87355 http://www.aparat.com/v/0c836be975644576...51b3ba7154 و يك سكانس عجيب در فيلم كه توجه بنده را (( تقريبا يك سال بعد پس از تماشاي سريال The Arrival و آشنا شدن با چشم جهانبين ،)) به خود جلب كرد از سويي ديگر سوالاتي را در ذهنم به وجود آورده است . در اين سكانس كشيش Hoffman با نگراني به چشم جهان بين منقّش بر ديوار كليسا خيره مي شود : http://www.aparat.com/v/ea204361fe7f024b...189a182356 حال از دوستان خواهشمندم با نظرات خود مرا در رد يا پذيرش اين فرضيات ياري دهند : 1. اين سكانس كاملا اتفاقي بوده است و ارتباطي به فيلمنامه ندارد . 2. فيلمسازاني حتي در هاليوود وجود دارند كه از گسترش قدرت Illuminatiو Freemasonry در ايالات متحده و جهان هراسانند و در فيلم هايشان حتي در سكانس هايي كوچك و به منظور هشدار اين واقعيت را به تصوير مي كشند.. 3. اين مستندها و اين سكانس هاي عجيب همگي جهت دارند و به نوعي براي نمايش قدرت جبهه Illuminati و Freemasonry مورد استفاده قرار گرفته اند . بنده بيشتر با فرضيه دوّم موافق هستم و بسيار خوشحال مي شوم كه دوستان نظر خود را در اين باره بيان نمايند . |
|||
|
|
۱۴:۰۰, ۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۰ ۱۴:۰۳ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز اگه لطف کنید اخر فیلم رو بیشتر توضیح بدید و کمی هم راجع به فضای مدرسه توضیح دهید ایا دانش اموزان کودک هستند یا جوان ؟
|
|||
|
|
۱۵:۲۵, ۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۰ ۲۰:۳۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من هم این فیلم رو مدتی پیش دیدم .
در واقع یک کشیش مرد هست که سنت شکنه و در قسمت مرد ها سعی کرده نشاط رو حاکم کنه . سر سفره با کشیشهای دیگه میگن و میخدن. مشروب میخورن . با بچه ها رفتار دوستانه داره و بچه ها دوسش دارن. در اون سوی ماجرا راهبه ای هست خیلی خشک مقدس و با دسیپلین بالا . که از این کشیش مرد بدش میاد و .... به نظرم سعی داشتن یک چهره خوب از کشیشها نشون بدن و بگن همشون بد نیستن . و اگر در اخبار میشنوید که کشیش ها به کودکان تجاوز میکنن اصلا این طوری نیست و براشون پاپوش دوخته شده .!! اون کشیش به یک راهبه هم علاقه مند میشه ..... در کل به نظر من تطهیر تجاوز کشیشان به کودکان بود . کشیش خوبی رو نشون میداد که دشمناش دارند بهش تهمت میزنند .چون علاوه بر نوشاندن الکل به پسرک راهبه سعی داشت تجاوز جنسی رو هم به کشیش نسبت بده تا زیر ابش رو جلوی اسقف بزنه! در اخر کار هم ترفیع گرفت . یا حق |
|||
|
|
۱۶:۰۳, ۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام آقا رضا ممنون از مشاركت شما راستش مي خواستم بيشتر وارد فيلم بشم اما ترسيدم از حوصله دوستان خارج باشه . و اين شرحي كوتاه از فيلم شك (Doubt) :
در ابتداي فيلم كه صبح روز يكشنبه است مردم محل مثل همه يكشنبه ها به سمت كليسا حركت مي كنند، مردمي ساده و مذهبي كه احتمالا از آن چه كه در ذهن كارگردان وجود دارد بي خبرند . در اين كليسا يك مدرسه ابتدايي خيريه نيز وجود دارد كه بيشتر كودكان آن را آمريكايي هاي ايرلندي تبار و ايتاليايي تبار تشكيل مي دهند( بين 7 تا 15 سال يا كمي بيشتر) . عنوان اولين سخنراني رسمي كشيش تازه وارد در كليسا كه كودكان مدرسه با والدينشان نيز در آن حاضر بودند "شك" است كه احتمالا كارگردان خواسته با اين حربه مخاطب را مجاب كند كه مشغول تماشاي يك فيلم متفاوت است . مدير مدرسه خيره كه بسيار خودراي و خشن در تنبيه كودكان است بسيار به سلسه مراتب اداري و بوروكراسي پايبند مي باشد ولي در عين حال در سكانس هايي از فيلم نيز كمي مهرباني از خود نشان مي دهد . كشيش تازه وارد كه از اين شيوه خشك اداره مدرسه ناراضي است سعي مي كند اعتراض خود را به گونه اي محترمانه بيان نمايد . در ميان دانش آموزان مدرسه(مختلط) كه همگي سفيد پوست هستند پسري سياه پوست وجود دارد كه به دليل رنگ پوستش پيوسته مورد تحقير برخي از همكلاسي هايش قرار مي گيرد . كشيش كه به اين موضوع واقف است سعي مي كند با اين كودك سياه پوست مهربان تر و خوش رفتارتر باشد اما از بد حادثه در كلاس درس يكي از راحبه هاي جوان( با بازي Amy Adams) ،كشيش كودك سياه پوست را به بيرون كلاس صدا مي زند و وقتي كه كودك به كلاس بر مي گردد بسيار مشوّش بوده و دهانش بوي الكل مي داد . ((تا اين جا كارگردان مخاطب را به اين نقطه سوق مي دهد كه كشيش مرتكب عمل ناشايستي شده)) . پس از آن كه راحبه جوان مطلب را به گوش مدير مدرسه مي رساند جرقه اي در صورت وي هويدا مي شود گويا كه او منتظر بهانه اي بوده تا از شر كشيش معترض راحت شود . مدير مدرسه كه اصلا اصل ماجرا برايش اهميتي ندارد دادگاهي غير رسمي با حضور خود، راحبه جوان و كشيش ترتيب مي دهد .در اين سكانس كه در دفتر مدير مدرسه اتفاق مي افتد به نظر بنده اوج داستان رقم مي خورد ابتدا كمي در مورد مسائل جانبي بحث مي شود و باز هم مدير در پاسخ گويي به نكات مطرح شده از سوي كشيش ناتوان است تا اين كه بحث كودك سياه پوست مطرح مي شود . كشيش كه از اين اتهام بسيار منقلب مي شود سعي در ترك جلسه دارد كه مدير مدرسه تير خلاص را به وي مي زند و اين تير خلاص بوي الكلي بود كه راحبه از دهان پسرك استشمام كرده بود . ابتدا كشيش كه ديگر راهي جز باين حقيقت ندارد مي خواهد با مدير تنها صحبت كند اما ممكن نبود و سرانجام كشيش اين دفاعيه را مطرح مي كند كه پسر سياه پوست كه يكي از كودكان محراب كليسا (Altar Boy) بود به صورت پنهاني جام شراب مراسم را نوشيده بود و دليل اين كه كشيش وي را در كلاس درس صدا كرد اين بود كه نمي خواست يك بار ديگر موجبات تحقير پسر سياه پوست فراهم شود و دليل آن كه دهانش در كلاس بوي الكل مي داد در حقيقت به قبل از حضور كودك در كلاس راحبه برمي گشت . اما با آن كه اين توضيحات راحبه و مخاطبان را راضي مي كند گويا مدير نمي خواهد به راحتي از اين فرصت بگذرد و نهايتا با اعمال فشارهايي غير حقوقي و غير رسمي كشيش را مجبور به ترك مدرسه مي كند. آخرين سخنراني كشيش كه در روز يكشنبه ايراد مي شود با گريه كودك سياه پوست و ناراحتي ساير حضّار همراه است . سپس در سكانس پاياني فيلم مدير با راحبه جوان مدرسه از شكي صحبت مي كند كه تمام وجودش را فرا گرفته و آزارش مي دهد . |
|||
|
|
۱۹:۴۶, ۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۰ ۱۹:۴۹ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
دوست عزیزم ممنون بابت توضیحات
![]() نقل قول:. اين مستندها و اين سكانس هاي عجيب همگي جهت دارند و به نوعي براي نمايش قدرت جبهه Illuminati و Freemasonry مورد استفاده قرار گرفته اند . من این فیلم رو ندیدم ولی با توجه به سکانسی که کشیش به چشم نگاه میکند و حالت ترس و اینکه تحت نظارت است با گزینه ی سه شما موافق هستم . توضیحات وحید عزیز هم قابل تامل بود ...البته شنیدن کی بود مانند دیدن |
|||
|
|
۲۳:۳۳, ۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
يك مساله اي كه وجود داره اينه كه واقعا تشخيص درست از نادرست كمي مشكله يا به عبارت ديگر فضا كمي مه آلوده به عنوان مثال من خودم آقاي آلكس جونز رو به عنوان يك مستندساز شجاع و پرتلاش مي شناسم كه فيلم هاش و همچنين برنامه هاش كه در قالب Radio Network پخش مي شن بسيار برام جالبند ، همين چند هفته آلكس جونز پيش در شبكه Press Tv آن چنان لابي صيهونيست ها در آمريكا رو به چالش كشيد كه من بسيار تحت تاثير شجاعتش قرار گرفتم :
http://www.presstv.ir/detail/183400.html (شما مي توانين اين گفتگو رو در لينك بالا مشاهده كنيد) حال اگر در اينترنت در موردKelly Jones همسر آلكس تحقيق كنيد مي بينيد كه بعضي سايت هاي آمريكايي مدعي شدند كه كلي جونز صيهونيسته . من واقعا باور اين مطلب برام مشكله و درسته صيهونيست ها بسيار باهوشند و هر كاري ازشون بر مي ياد اما به نظر من آقاي آلكس جونز كه فيلم Obama Deception رو مي سازه و در آن از ماهيت يهودي- صيهوني گروه بيلدربرگ پرده برمي داره چگونه مي تونه براي صيهونيست ها كار كنه !!! شما اگر به برنامه هاي آلكس جونز گوش بدين مي بينين كه يكسره مشغول شكايت از حكومت پليسي ، نظم نوين جهاني و حاكميت طبقه ممتاز در آمريكا و جهانه . من نمي خوام خداي نكرده نظرم رو تحميل كنم اتفاقا مي خوام از نظرات دوستاني چون آقا رضا و آقا وحيد و ساير دوستان كه در اين حوزه بسيار مطالعه دارن استفاده كنم راستش اصلا هم برام مهم نيس كه آقاي جونز يا فلان مستند ساز ديگه براي كي كار مي كنه اما اگه شخصي مثل آلكس جونز صيهونيست باشه اونوقت سياست مدار مورد حمايت ايشان Jon Paul هم احتمالا يا بايد صيهونيست باشه يا فريب آلكس جونز رو خورده باشه! و از يك طرف ديگه فكر اين كه شايد شايد شايد آقاي جونز براي صيهونيست ها كار كنه من رو آزار ميده !!!! فيلم Doubt هم يك جورايي همچين حسي رو به من منتقل كرده درسته به گفته آقا وحيد مبري كردن كشيش هاي كاتوليك يكي از اهداف اين فيلمه اما سكانسي كه من لينكش (لينك چهارم) رو در بالا آوردم هم بسيار عجيب و قابله تامله . |
|||
|
|
۲۳:۵۸, ۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز این حرفها همیشه پشت سر چنین افرادی در میاد ... مهم کاریه که خود محقق انجام میده و حرفیه که میزنه اینکه همسرش صهیونیسته و ... همش برای بی اعتباری این افراد به صورت شایعه پراکنی پخش میشه همین چند وقت پیش به اقای رائفی پور هم شبکه ی منو تو و یک وبسایت خبری گیر داده بودن که اقای رائفی پور جوابشون رو داد ...یا مثلا جناب عباسی یه مدت به نقد نظام بانکی پرداخت چند روز بعدش توی یکی از شبکه های خبری گفتن جناب عباسی چندین میلیارد دلار خارج از کشور پول داره ...اینها شایعه است .
محقق میره تلاش میکنه و به یه مطلب میرسه و اونو در اختیار دیگران میذاره و حرفش صد در صد درست نیست و باید خواننده و شنونده مطلب اون مطلب رو تجزیه و تحلیل کنه و جاهای درستش رو استفاده کنه . دوست عزیزم زیاد به دنبال دیدگاه این محقق ها نباش که مثلا اقای جونز کی رو تایید میکنه یا نه ... از اونها اسطوره نسازیم بلکه حرفهای درستشون رو یاد بگیریم و نظر خودمون رو شکل بدیم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










