|
بچه ها بیایید ببینید درست می گم یا نه(دوست داشتن خدا)
|
|
۱۳:۱۲, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله چند وقت پیش داشتم با داداشم کل کل خفنی می کردم سر قرمز و آبی!!!. من پرسپولیسی دو آتیشه هستم.... یا نه بودم. می بینید واقعا هنوز گیر من تو چی هاست....!!!
![]() ![]() ![]() بعد که بحثمون تموم شد نشستم فکر کردم آخه چی جوریه که من از یک طرف ادعای حب به خداوند را دارم ولی از طرفی هم اینگونه خود را متعلق به تیمی می دانم که اصلا و اصلا مرا به سمت آن معبود رشد نمی دهد!!!! می خوام یه کم صریح تر بگم: برای منی که ادعای شیعه امام زمان را دارم برای منی که ادعا می کنم ضربان قبلم حسین است، چه فرقی می کند بین علی کریمی یا آرش برهانی؟؟؟؟!!!! چرا من باید از فرهاد مجیدی بدم بیاد؟؟؟؟ خیلی خیلی خیلی سطح پایینش را دارم می گم. این بحث تو خیلی جاهای دیگه هست. تعلق مثلا به فلان بازیگر. حتی تعلق به فلان دوست یا فلان آشنا. تعلق رو بسیار جدی بگیرید. این تعلق که یه دفعه از آسمان به سر ما نازل شده. ابتدا از فلانی خوشمان آمده بعد محبت در دلمان ایجاد شده(که این ایجاد محبت خودش کلی بحث روانشناسی دارد که واقعا چه شده که محبت فلان بازیکن یا بازیگر در دل ما ایجاد شده) بعد از مرحله تشکیل محبت، تعلق به وجود می آید. چیزی که کم و بیش در بین جوان هایمان دیده می شود. یکی از مهم ترین اثرات این تعلق این است که استقلال شخصیتی را از دست می دهیم.دیگر خودمان نیست. می شیوم یک ادا از یک شخص دیگر. یعنی در رفتار و سکنات ناخودآگاه شبیه به آن شخص می شویم. نحوه صحبت و حتی لهجه مان می شود مثل شخصی که متعلقش شدیم.این طبیعت حب و عشق است. عاشق ناخودآگاه به شکل معشوقش در می آید. حالا بحث من این است که آقا جان، یا خانم جان تو که میخواهی در سیر الی الله حرکت کنی، تو که می خواهی از یاوران منتقم زهرا سلام علیها باشی، دیگر باید و باید و باید به چیز هایی حب پیدا کنی که باعث رشد تو در این مسیر هستند. یعنی بین کریمی و مجیدی دیگر هیچ فرقی نگذاری. باورتان میشه همین یه جمله برای خیلی از ماها سخته!!!! این قلب من زمانی که جایگاه حب خدا شد دیگر باید.... چون اینطور نیست که انسان بتواند حبّ به خداوند را و حبّ غیر خدا (نه دشمن خدا، بلکه چیزی که در راه خدا نباشد) را در دل جمع کند. جمع شدن حبّ به خدا و حبّ غیر خدا، با یکدیگر، نشدنی است. خداوند نسبت به جایگاهش، انحصار طلب است. خودش را صاحبخانه میبیند. میگوید: دل، جایگاه من است، خانه من است، برای من است و نباید غیر از من در دل باشد. به تعبیر اهل معرفت؛ قلب، بیت الله است. جهتش این است که جایگاه خداوند، باید طوری باشد که متناسب با او باشد. این تعبیری که در روایت هست را میخوانم «لا یسعنی أرضی و لا سمائی»؛ زمین و آسمان، گنجایش من را ندارد. «و لكن یسعنی قلب عبدی المؤمن»؛ ولی آن موجودی که گنجایش من را دارد، قلب بنده مؤمن من است. ببینید قلب چهقدر ارزشمند است. این تعبیر، متّخذ از روایات است و مصطلح بین اهل معرفت هم هست که «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ» قلب مؤمن عرش الهی است. ما بالاتر از عرش الهی نداریم.حالا من در این قلبی که عرش خداوند می تواند باشد، بیایم فلانی را هم بیارم داخلش؟؟؟؟؟ خداوکیلی خیلی مسخره است. نه؟ مطالب بسیار زیاد است اندر این احوالات ولی فعلا تا این جایش بماند اگر حال کردید باز هم می تواند حتما ادامه داشته باشد.... یا علی مدد. |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۲۷, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
به اهل دلی عرض کردم حاج اقا خدا را خیلی دوست دارم!
گفت (نه به این صراحت البته ) خیال میکنی . وقتی میتونی بگی یکی رو دوست داری که هر چی گفته رو گوش کنی وقتی کسی رو واقعا دوست داری که مثل خودش بشی و کاملا ازش تبیعیت کنی . رنگ اون رو بگیری واقعا اگه کسی رو دوست داشته باشیم طرف مقابل باید از رو تابع بودنمون بفهمه ![]() ![]() ![]() واقعا برام سواله ![]() میدونم اگه کسی رو دوست داشته باشیم باید سعی کنیم کارایی که میگه انجام داد اما وقتی بحثه خدا میشه دیگه تجربه ی هیچ عشقی جواب نمیده قربون خدا برم که خدایش خدا هست و همه چیزا درباره ش متفاوته ![]() بیشتر وقتا آرزو میکنم کاش صداتو میشنیدم و باهات ساعت ها حرف میزدم تا بتونم بیشتر بشناسمت مهربان ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ... |
|||
|
|
۲۱:۳۰, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
نقل است که شیخ شیخ ابوالحسن خرقانی نماز همیکرد آواز میشنود که هان ابوالحسن! خواهی که آنچه از تو
میدانم با خلق بگویم و رسوایت سازم تا سنگسارت کنند؟ شیخ گفت: بار خدایا! خواهی آنچه از رحمت تو میدانم و از کرم تو میبینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟ آواز آمد: نه از تو، نه از من. منبع: کتاب شرح زندگانی شیخ ابوالحسن خرقانی. به کوشش: نوشین خدایاری |
|||
|
|
۲۱:۴۵, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
چند روز پیش داشتم با یک یاز دوستان صحبت می کردم راجع به فوتبال، حرفمان درباره این بود که تماشای این فوتبال و اصلا بازهایی المپیک چه فایده ای برای بشر دارد مطمئنا تو حکومت ارباب مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم سرگرمی هم هست.
البته و صد البته ورزش و آمادگی جسمانی از اوجب واجبات است ولی اینکه بنده سالها از وقت خودم را صرف کنم که مثلا یک وزنه را صد گرم بیشتر بلند کنم یا صد سانتی متر بیشتر پرتاب کنم یا صد میلی ثانیه زودتر به خط پایان برسم، آیا اینها لازم است یک سوال دیگر: به نظر شما در حکومت جهانی حضرت مهدی، بازیهای المپیک وجود دارد، و اگر وجود دارد، آیا به اینگونه است؟ ببخشید سید ابراهیم جان که بحث کمی از اصل موضوع دور شد ولی طرفداری ما از علی کریمی و یا آرش برهانی شبیه به همین طرفداری و یا شرکت در بازهای المپیک است |
|||
|
|
۲۳:۱۴, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
سلام سالمومه خانم سید ابراهیم دیگر اجازه نمیدهد بحث اینجا ادامه داشته باشد و میگوید از بحث اصلی خیلی منحرف شده ایم که البته حق هم میگوید. اگر موافق هستید یک تاپیک جدید باز کنیم و انجا به نتیجه برسیم در بحثمان. حالا شما گمان نکنید که بنده عاشق بحث کردن هستم اتفاقا در جای که ببینم بحث بی نتیجه ایست و طرفین فقط میخواهند حرف خود را به کرسی بنشانند خودم کوتاه میایم.
|
|||
|
|
۰:۵۹, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
(۱/شهریور/۹۱ ۲۱:۳۰)ELHADI نوشته است: نقل است که شیخ شیخ ابوالحسن خرقانی نماز همیکرد آواز میشنود که هان ابوالحسن! خواهی که آنچه از تونقل قولی ضعیف از فردی که معلوم نیست راهش حق بود یا خیر . یک صوفی مسلک . شما که ای دی تان الحادی است چه دخلی به صوفیه دارید؟ حرف بی خود و بی جهتی هم زده ! گویا خدا از این شیخ ترسیده و حرفش رو پس گرفته !!!!! یعنی خدا از فاش شدن حقیقتی که پیامبر بار ها تذکر داده و در قران موجود است واهمه داشته ! خدا ترسیده که بنده هاش اطاعتش نکنند؟ اطاعت همه از روی ترس بوده ؟ خدا اصلا به عبادات ما نیاز داشته ؟!! این مطلب با همه توحید مخالف است . گویا جوشن کبیر را نخوانده اید ! یا قاهر غیر مقهورو ... |
|||
|
|
۲:۱۷, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
میگن از 100% محبت خداوند، 1% رو ماداریم تو دنیا میبینیم و 99% دیگه مربوط به آخرته احتمالا مضمون داستان شیخ هم باید همین باشه نقل قول:آواز آمد: نه از تو، نه از من.
خوب موافقم که این جمله باعث سوء برداشت میشه
|
|||
|
|
۱۰:۱۶, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
خوش به حالتون که دیگه عشق شما کامپیوتر نیست , یعنی بازی کامپیوتری نیست اگه بدونید دل کندن از این لامسّب{معذرت که عامیانه گفتم} چقدر سخته.
شاید چون من از فوتبال خوشم نمیاد فکر می کنم چیزی نیست ولی مطمئنم به کامپیوتر بازی نمی رسه. با کم منطق می شه فهمید که آخه مگه خنگی بشینی بازی یه مشت آدمی که معلوم نیست چی هستن {مخصوصا با اون کاری که تو تیم پرسپولیس وسط بازی کردن} رو نگاه کنی و بی خودی طرفداریشو بکنی. ولی کامپیوتر رو هزار جور می تونی توجیه کنی. خود خدا کمکمون کنه ان شا الله با عرض تسلیت برای تخریب مزار آن حضرت. |
|||
|
|
۱۰:۳۵, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
نقل قول: واقعا اگه کسی رو دوست داشته باشیم طرف مقابل باید از رو تابع بودنمون بفهمه بله . چون ریشه عشق نفسانی خود خواهیه . وقتی از نفس رد بشی میشی اینه ای که عکس محبوب درش منعکسه . برای اینه شدن باید بشوی اینه . اینه یعنی رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) . اینه شدن یعنی تبعیت از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این عشق زمینی با چند تا حس مادیه . عشق و یا محبت حقیقی خیلی عظیمه و باید قلب رو محیا کرد . صاف کرد و بزرگ و راهش فقط تبعیته . این لذت های جزیی رو نمیگن محبت خدا . محبت خدا چیزیه که یه پرتو باریکش اسمان ها و زمین رو از هم میپاشه چون تحملش رو ندارند . البته ما هم شنیدیم . اونهایی که دیده اند میگن نمیشود به لفظ بیان کرد تبعیت یعنی انعکاس محبوب در ایینه قلب التماس دعا |
|||
|
|
۱۷:۰۹, ۲۳/تیر/۹۵
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.
![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
















![[تصویر: huh.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.gif)