|
نگاهی به فیلم عبری-فارسی باباجون
|
|
۶:۴۵, ۲۰/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مرداد/۹۵ ۶:۴۹ توسط ام ابیها.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() به نام خدا. این فیلم ساخته یوال دلشاده و داستان یک خانواده یهودی مهاجر به روستایی در فلسطین اشغالی رو روایت میکنه. در بعضی از نقدها از اون به عنوان یک فیلم ضد ایرانی نام برده میشه و روی کاندید شدنش واسه اسکار بسیار مانور داده میشه. بازیگر نقش اصلی فیلم نوید نگهبانه که بازیگر سریال هوم لنده. بگذریم... اینا رو خودتون میتونین تو اینترنت سرچ کنین. میخوام نقدی به خود فیلم داشته باشم. خلاصه داستان اینه که یک پیرمرد یهودی ایرانی دو پسر به نام های اسحاق و داریوش داره که تو فیلم ازش با نام "باباجون" یاد میشه. داریوش از دست فشارهای باباجون به آمریکا مهاجرت کرده و از قرار معلوم اوضاع مالی خوبی داره و زیاد هم به ریشه های یهودی خودش پایبند نیست و جواهر سازه که از وسط فیلم وارد ماجرا میشه. اما اسحاق پسریه که به اجبار پدر در مزرعه کار کرده و کمر درد داره و اوضاع مالی زیاد خوبی هم نداره و علاقه داره که تنها فرزندش موتی هم راه اون رو دنبال کنه و به پرورش بوقلمون بپردازه. در حالی که موتی عاشق اختراعه. اولین چیزی که با دیدن این فیلم تو ذوق آدم میخوره بازی های یخ و بدون احساسه. بجز داریوش که خیلی روون فارسی صحبت میکنه، انگار بقیه رو مجبورشون کردی که یه جمله رو بگن. این از نوید نگهبان شاید انتظار نمیرفت. و اما قسمتی که برای من خیلی جالب بود این بود که در بسیاری از سایت ها به عنوان یک فیلم ضد ایرانی ازش نام برده میشه که من 100 درصد باهاش مخالفم. به نظر من این یک فیلم ضد یهودیه و در مذمت سنت های یهودیانه. نه در مذمت سنتهای ایرانیان. یک فیلم ضد یهودی با زبان فارسی که در اسراییل ساخته شده. اما چرا؟ در سکانسی از فیلم داریوش که شاید نزدیک به 40 سالشه به برادرش میگه که یادته بچه بودیم؟ من هر وقت از زور گفتن های باباجون به ستوه میومدم، میومدم بالای ساختمون و تنها قایم میشدم. یعنی این خانواده چیزی نزدیک به 40-45 ساله که از ایران رفتن و اونجا زندگی کردن که این ربطی به انقلاب نداره. یعنی توی این فیلم از خاطرات ایران شامل صدای ستار و شوهای ایران یاد میشه که مربوط به اخیر هم نیست. یعنی داستان فیلم شاید مال 10-15 سال پیشه که دو تا مرد میانسال وقتی بچه بودن اونجا زندگی میکردن. یعنی داستان یهودی های مهاجریه که قبل از انقلاب به اسراییل مهاجرت کردن. در خلال داستان موتی با عقاید پدرش که میخواد به زور تو مزرعه نگهش داره مخالفت زیادی نمیکنه. تا این که عموش از آمریکا میاد. عموش انگار یکسری تابوهایی رو میشکنه. شما فرض کنین نسل اول مدرنیته است که باباجون لباس پوشیدنش رو دوست نداره و از کارش هم خوشش نمیاد. نسل دوم سنت گرا هر شنبه با زن و بچه و پدرش میره کنست. اما داریوش فقط به خاطر خانواده و دلتنگی هاش با اون ها همراه میشه. در سکانسی از فیلم داریوش به زن داداشش میگه که فقط تنهایی تو آمریکا اذیتش میکنه. باز در سکانسی از فیلم داریوش به شیشه مشروبی اشاره میکنه که چندین سال پیش برای برادرش آورده و اون هنوز لب نزده. اسحاق در این فیلم به وضوح نسل رو به زوال سنت گرای یهوده که با فشارهای پدرش روی پسرش فشار میاره که تو پرورش بوقلمون کمک کنه و به کنست بیاد. وقتی داریوش به برادرش میگه که موتی نمیخواد به کنست بیاد، اسحاق با آنتریکهای پدرش عصبانی میشه و برادرش رو از دخالت تو زندگیش منع میکنه. داریوش در نهایت به اسحاق میگه که من از اینجا رفتم که مثل باباجون نشم. اما تو مثل باباجون شدی. همسر اسحاق هم 10 دقیقه بعد همین رو به اسحاق یادآور میشه . در سکانس پایانی وقتی موتی میره در سوله بوقلمون ها رو باز میکنه تا انتقام بگیره، باباجون کمربندش رو درمیاره و به اسحاق میگه که تنبیهش کن. اما ناگهان جلوی پای موتی زانو میزنه و ازش عذرخواهی میکنه. یعنی به وضوح سنت در مقابل مدرنیته زانو زد و تسلیمش شد. سنتی های قدیمی رو آمریکا نتونست عوض کنه. اما سنتی های نسل دوم رو به راحتی به مدرنیته نسل اول تبدیل کرد. حالا این کجاش ربطی به ایران داشت، الله اعلم. فقط در این فیلم همه به جز موتی فارسی صحبت میکردن. موتی ضمن نگه داشتن اصول اولیه سنت که همون عبری حرف زدنه، با بقیه اش واضح و آشکار مخالفت کرد و در نهایت پدرش رو به زانو درآورد. اما از من به شما نصیحت... اونقدر ساختار فیلم ضعیف بود که حیف وقت که بذارین و تماشا کنین. گول نامزدی اسکارش رو هم نخورید. حیف از وقت... این رو نوشتم که شما مثل من گول نخورید. این فیلم اصلاً ضد ایرانی نیست و هیچ جوری به اسلام و ایران توهین نمیکنه. اما یه چند تا توهین ریز به سنت های یهودی ها و اسراییل داره. این نقد رو نوشتم تا در اسرع وقت نقدی به فیلم "سپتامبرهای شیراز" بنویسم و مقایسه ای بین این دو انجام بدم. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نگاهی به فیلم کمپانی-The Company | محمود | 13 | 9,827 |
۲۱/آبان/۹۵ ۲۱:۲۰ آخرین ارسال: hemebi |
|
| نگاهی به فیلم «جادوگر» (The Witch) | Silence | 5 | 2,176 |
۱۹/خرداد/۹۵ ۲۳:۲۳ آخرین ارسال: قلب |
|
| نگاهی به فیلم agora ساخته آلخاندرو آمنابار | vahrakan | 0 | 1,633 |
۸/مهر/۹۴ ۹:۱۶ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| نگاهی به فیلم های The Expendables 1 , 2 | فدايي ولايت | 10 | 7,352 |
۲۷/مرداد/۹۳ ۱۳:۱۳ آخرین ارسال: Hamed jokar |
|
| .:: نگاهی به شش فیلم ضد ایرانی ::. | SAViOR | 8 | 6,172 |
۱۲/خرداد/۹۳ ۱۶:۰۰ آخرین ارسال: Bidel.s |
|
| نگاهی به فیلم " اطلس ابر " Cloud Atlas | javadth | 12 | 12,813 |
۲۳/فروردین/۹۳ ۲۲:۴۲ آخرین ارسال: onidona |
|
| نگاهی به فیلم "هری پاتر و یادگاران مرگ" | منتظران موعود | 6 | 6,821 |
۱۶/آبان/۹۲ ۱۰:۲۲ آخرین ارسال: Rahil... |
|





![[تصویر: bab00oster.jpg]](http://moviemag.ir/images/pics/62/News/1/1/25/bab00oster.jpg)


