کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی صحت روایت نقل شده در نشریه بالثارات
۱۴:۲۸, ۲۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #1

سوال:
اخیرا در بعضی از جاها نوشته شده است که پیامبر مردانی را که زنانشان آرایش کنند و از خانه بیرون بیایند، دیوث نامیده‌اند. این‌ها به روایتی از بحار الانوار، جلد ۱۰۳، صفحه ۲۴۹ در این مورد اشاره می‌کنند. آیا این روایت معتبر است؟


پاسخ:
در ابتدا باید دید که معنای این کلمه در فرهنگ عرب آن زمان به چه معنایی است. با مراجعه به لغت‌نامه‌های تخصصی معلوم می‌شود دیوث به فردی گفته می‌شده که مردان را برای فحشا بر همسر خود وارد می‌کرده و هم‌چنین کسی که همسرش چنین کاری انجام می‌داده، اما او یا راضی و موافق آن بوده یا کارهای لازم برای ممانعت از این امر را انجام نمی‌داده.
طبیعتاً چنین فردی نه تنها در فرهنگ اسلامی مذموم و معصیت است که در بسیاری از فرهنگ‌های دیگر و از جمله ایران باستان هم ناپسند بوده و بعضاً برای مرتکبین آن نیز مجازات‌هایی در نظر گرفته شده بود.
اما در روایات ما این کلمه در دو نوع از روایات ذکر شده است.
۱- روایاتی که نتیجه این کار را بیان می‌کنند و آن دوری از بهشت است.
۲- روایاتی که تعریف و خصوصیات دیگری برای دیوث ارائه می‌دهند.
جدا از بحث اعتبار یا عدم اعتبار، در بین چند صد هزار روایتی که در منابع روایی مکتب اهل بیتb وجود ندارد، تعداد روایاتی که این کلمه در آن‌ها به کار رفته است، بعید می‌دانم از تعداد انگشتان یک دست تجاوز کند و شاید تنها یک مورد آن معتبر باشد که از نوع دوم نیست و همه روایات نوع دوم، غیر معتبر است.
اما در مورد روایت مورد نظر شما، لازم است چند نکته را عرض کنم.
۱- جلد ۱۰۳ بحارالانوار، جزء مجلدات تکمیلی این کتاب است و اصلاً شامل احادیث نمی‌شود و طبیعتاً چنین حدیثی هم در آن نیست.
۲- این حدیث و شبیه آن در جلد ۷۶ به نقل از الخصال شیخ صدوق و ج ۱۰۰ به نقل از جامع الاخبار آمده است که درباره اعتبار هر کدام از آن‌ها توضیحی عرض می‌کنم.
۱) حدیث اول را شیخ صدوق در الفقیه، حدیث ۴۵۴۲ به صورت مرسل و در اخصال، جلد ۱، ص ۳۷ به صورت مسند روایت کرده است. مرسلات شیخ صدوق در الفقیه از قاعده کلی مرسلات خارج نبوده و معتبر نیست. در ضمن با توجه به این‌که خود ایشان همین حدیث را در الخصال به صورت مسند روایت کرده‌اند، قاعدتاً سندشان در الفقیه، همین سند الخصال است. سند حدیث الخصال هم به جهت محمد بن فضیل الصیرفی که شیخ الطائفه او را ضعیف و متهم به غلو معرفی کرده است، معتبر نیست. حال بماند که شریس الوابسی هم که محمد بن فضیل ادعا می‌کند این روایت را از او شنیده، فردی مجهول است. خلاصه انتساب این مطلب به معصوم معتبر نیست.
۲) حدیث دوم که از جامع الاخبار آمده است، با دو مشل مواجه است. اول آن‌که مرسل است و دوم آن‌که نویسنده این کتاب مشخص نیست و انتساب آن به محمد بن محمد الشعیری هم محل اشکال است.
خلاصه آن‌که استناد به این روایات غیر معتبر نادرست است و هر چند آرایش کردن برای غیر همسر چنان‌چه موجب مفسده‌ای باشد، معصیت است، اما از مصادیق دیوث نیست و دیوث همان است که در لغت معرفی شده است.

http://www.ehtejaj.com/main/%D8%AF%DB%8C...%AA%D8%9F/
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۱۲, ۲۶/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/شهریور/۹۵ ۰:۰۹ توسط میثم2.)
شماره ارسال: #41

(۲۶/شهریور/۹۵ ۱۵:۵۴)فرشته ی عذاب نوشته است:  سلام
چرا حرفای آدم رو نمیخونید ؟؟؟ SadSad

کی گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجا گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجا گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجا گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوباره توضیح نمیدم . برید این بار با دقت بخونید
اگر بازم خواستید بگید که من دارم میگم شایعه است
حتما حتما حتما بگید
سلام
اینطوری ادامه بدیم فکر کنم بحثمون دو سه هفته طول بکشه Big Grin دیگه ببخشید ویدئو چک نداریم امکاناتمون محدودهSmile

البته تو بیشتر موارد مطالب شما رو قبول دارم
وقتی گفتگو به این صورت هست این سوتفاهمات که گفتید پیش میاد زیاد تقصیر من و شما نیست شاید بنده هم برای رسوندن جملات از کلمات مناسبی استفاده نمیکنم

بنده از این عبارت شما برداشت کردم منظورتون شایعات و تهمت های بی پایه هست که مثلا اون نشریه نباید بر اساس اون کاری کنه یا ما بخواهیم دیگران اونو قبول کنن در صورتیکه مثلا بنده گفتم بررسی کنید و فوری نگید تهمت هست و بنده گفتم از کجا میدونید این حرف بی اساسه؟ یا یراش دلیل ندارن یا شایعه است این عبارت :
نقل قول:اصل ماجرا اینه که همه چیز درست و اسلامی بشه (که یه فرعش میشه اینکه چنان فسادهایی اتفاق نیفته)
یه فرع دیگرش این میشه که تهمت بی پایه برامون هزار بار غیر قابل قبول باشه . چه برسه به اینکه بخواد با استفاده شدن توسط بعضی ، جا بیفته !
استفاده از حرف های سست و بی پایه کار اهل باطله
موج سواری بر شایعات هم کار اهل باطله
اما برای کسی که اهل حق باشه ، حرف های سست و بی پایه مایه ضررره
کسی که اهل حقه نمیخواد مثل اونا بر شایعات موج سواری کنه
در عوض ، اهل حق طرفدار بی ارزش دونسته شدن تهمت بی پایه هستن ، چون اینطوری حرفای باطلی که مخالفینشون همیشه در طول تاریخ برضد حق زده اند (و هنوز هم می بینیم رسانه های اهل باطل در موضوعات فرهنگ و سیاست و اقتصاد و ... میزنن) خنثی و بی اثر میشه
پس اهل حق از دیگران انتظار نخواهد داشت که تهمت های بی پایه رو قبول کنن
روی پیشونی هیچکس ننوشته "اهل حق" . بلکه راستی حقه و پوچی باطل ، و هرکس عملش مطابق هرکدوم باشه ، اهل همون خواهد بود

(۲۶/شهریور/۹۵ ۱۵:۵۴)فرشته ی عذاب نوشته است:  این حرفا که در ادامه هست چندش آوره . کسانی که میخوان حرفای چندش آور نخونن ، تشریف ببرن پایین تا اونجا که نوشته ام "پایان حرفای چندش آور"
حالتون خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا حالتون خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این استدلال عینا عین استدلال وهابی هاست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما واقعا واقعا واقعا واقعا واقعا چه فرقی بین زشتی اینکه فحشاء در حدی زنای مصطلح بشه فحشاء در حدی که زنای مصطلح نشه می بینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا چه فرقی بین زشتی اینا می بینید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اونی که زنای مصطلح نشه یه ذره ، قد یه ارزن ، کمتر زشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نخیر !!!!!!!!!!!!! نیست !!!!!!!!!!!!!
تنها فرقشون در مقدار تعزیرشون (مجازاتشون) هست
عزیز من یه سوال ما الان داریم راجع به چه چیزی بحث میکنیم؟ داریم در مورد اثبات جرم صحبت میکنیم نه نوع جرم
فرق زنا با روابط نا مشروع اینه که برای زنا بقول دوستان باید 4 تا شاهد قضیه رو ببینن تا حکم جاری بشه اگه نشریه این حرف رو زده احتمال دروغش زیاده ولی برای رابطه نا مشروع مثلا زدن صحبتای خاص یا ... نیاز نیست 4 تا شاهد برن تو اتاق کل قضیه رو ببینن چون دامنه رابطه نا مشروع زیاده وقتی از زنا حرفی نزده اثبات درستی حرفش راحت تر میشه

تا حدی حرفتون درسته یعنی هر دو زشته، ولی بین صحبت عاشقانه با عمل زنا فرق هست !!! خیلی ها که مورد اول رو انجام میدن بازم جرات ندارن مورد دوم رو انجام بدن
(۲۶/شهریور/۹۵ ۱۵:۵۴)فرشته ی عذاب نوشته است:  چرا حرفای آدم رو نمیخونید ؟؟؟ SadSad

کی گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجا گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجا گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیارید من کجا گفتم دروغه ، تا شاید وقتی رفتید دنبالش ، ببینید که اصلا یه چیز دیگه نوشته !!!!!!!!!!!!!!!!!
من دارم براتون توضیح میدم که استدلال بنده چی بود همون استدلالی که شما ردش کردین ناچارا ضمیر بنده هم شما هست
اگه شما قبول ندارین که اصلا بحثی نیست نگم شما؟ باشه میگم جناب X خوبهSmile مشکل همین شما بود خوب پس این قضیه حل شد الحمدلله
شما وقتی تو رد نظر بنده این مثال رو میزنید یعنی، اونا دلیلی برای حرف ندارن بعد خواستن طرف مقابل دروغ بودن رو ثابت کنه، درصورتیکه شاید دلیل داشته باشن پیش فرض اشتباه بود

این قسمت اشتباه بود اصلاح شد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۷, ۲۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #42

با سلام مجدد
یه اعترافی بکنم الان فکر کردم دیدم این مورد که، این نشریه طوری داستان رو تعریف کرده که هویت واقعی بازیگرا با کمی تحقیق مشخص بشه کار کاملا غلطی بود
اینا چه حرفشون درست چه غلط حق نداشتن آبروی افراد رو ببرن و باید طوری داستان تعریف میشد که هویت طرف مشخص نشه
به خاطر این اشتباهی که کردن اگه حرفشون درست هم باشه (ان شاالله نباشه و اون بازیگرا پاک باشن ) بازم کارشون در کل قابل تشویق نیست و کار درستی نیست

تو این مورد مطلب جناب سعدی و فرشته عذاب و همای رحمت و کاربرای دیگه درست بود و بنده اشتباه کردم و از همگی عذر میخوام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، فاطمه خانم ، همای رحمت ، A L I
۲۲:۳۴, ۲۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #43

برزگواری میثم جان Rose
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، فاطمه خانم ، Bidel.s
۲۳:۴۸, ۲۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #44

خواهش میکنم وظیفه بود جناب سعدی عزیز RoseRoseRose
اشتباه از بنده بود وقت شما و دوستان دیگه رو هم گرفتم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، فاطمه خانم ، Bidel.s
۱:۱۷, ۲۷/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #45
آواتار
ببینید دوستان روزنامه ها مجوز فعالیتشون رو از وزارت ارشاد میگیرن و اگر مرتکب خطایی بشن و به خصوص شاکی خصوصی هم داشته باشند حداقل مجازاتی که در انتظارشان هست لغو یا تعلیق مجوز هست ، به نظرم اگر کسی معتقده اشتباهی رخ داده میتونه به دادگاه مراجعه و طرح شکایت بکنه .(باتوجه به این که دادگاه در ایران غالبا نشون داده که تا حد امکان بیطرفه و وزارت ارشاد دولت تدبیر هم که دل خوشی از این روزنامه نداره , همین اوله کاری کفه ی ترازو یه ذره به طرف شاکی احتمالی سنگینه)

اما جدای از بحث اصلی تاپیک یک مطلب خیلی خوب تو تاپیک مطرح شده و اونهم بحث(اخلاق) هست .

همین طور که تو تاپیک هم یه جورهایی مشاهده کردید , اخلاق و دین یک بحث کاملا به هم تنیده هست و به نظر من اخلاق و دین اصلا جدا از هم نیستند و باور به یکی الزاما باور به دیگری رو به همراه داره . این نوع نگاه ها (از زاویه های متفاوت) میتونه امر مبارکی باشه و من به نوبه ی خودم به همه ی کاربرای تاپیک تبریک میگم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، میثم2 ، سعدی ، Bidel.s ، mahdy30na
۲۱:۳۴, ۲۷/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #46
آواتار
(۲۷/شهریور/۹۵ ۱:۱۷)عمار94 نوشته است:  
ببینید دوستان روزنامه ها مجوز فعالیتشون رو از وزارت ارشاد میگیرن و اگر مرتکب خطایی بشن و به خصوص شاکی خصوصی هم داشته باشند حداقل مجازاتی که در انتظارشان هست لغو یا تعلیق مجوز هست ، به نظرم اگر کسی معتقده اشتباهی رخ داده میتونه به دادگاه مراجعه و طرح شکایت بکنه .(باتوجه به این که دادگاه در ایران غالبا نشون داده که تا حد امکان بیطرفه و وزارت ارشاد دولت تدبیر هم که دل خوشی از این روزنامه نداره , همین اوله کاری کفه ی ترازو یه ذره به طرف شاکی احتمالی سنگینه)

اما جدای از بحث اصلی تاپیک یک مطلب خیلی خوب تو تاپیک مطرح شده و اونهم بحث(اخلاق) هست .

همین طور که تو تاپیک هم یه جورهایی مشاهده کردید , اخلاق و دین یک بحث کاملا به هم تنیده هست و به نظر من اخلاق و دین اصلا جدا از هم نیستند و باور به یکی الزاما باور به دیگری رو به همراه داره . این نوع نگاه ها (از زاویه های متفاوت) میتونه امر مبارکی باشه و من به نوبه ی خودم به همه ی کاربرای تاپیک تبریک میگم
قانون مطبوعات , آیین نامه اجرایی قانون مطبوعات همچنین برای کمک به موضوع ، قانون مجازات اسلامی رو هم مد نظر بگیرین
این در تکمیل بحث ارائه شد . شاید خیلی از مباحث روشن باشه.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، سعدی
۱۱:۲۴, ۲۸/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۵ ۱۱:۳۴ توسط Anti gods.)
شماره ارسال: #47
آواتار
باعث شدین برم متن یا لثاراتو بخونم راجع به این قضیه...فک کنم اگر اسم میبرد تشخیصش سختر میشد که منظورش کیا هستن!!!
شبیه اون چیستان معروفه:اون چیه که زرده درازه موزه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، سعدی
۱۷:۵۸, ۲۸/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۵ ۱۸:۱۹ توسط فرشته ی عذاب.)
شماره ارسال: #48

(۲۶/شهریور/۹۵ ۱۸:۱۲)میثم2 نوشته است:  سلام
اینطوری ادامه بدیم فکر کنم بحثمون دو سه هفته طول بکشه Big Grin دیگه ببخشید ویدئو چک نداریم امکاناتمون محدودهSmile

البته تو بیشتر موارد مطالب شما رو قبول دارم
وقتی گفتگو به این صورت هست این سوتفاهمات که گفتید پیش میاد زیاد تقصیر من و شما نیست شاید بنده هم برای رسوندن جملات از کلمات مناسبی استفاده نمیکنم
سلام

ببخشید که دارم دیر پاسخ میدم

منم الان که شما توضیح دادید به نظرم اومد حرفام برخلاف اونچه که فکر می کردم ، کاملا واضح نبوده ، و بنابراین بابت اینکه برای شما واضح نبوده باشند بهتون حق دادم . ببخشید که بیخودی مطمءن بودم که حرفم خیلی روشنه

اما در مورد اینکه حقیقتا منظورم چی بود :

(۲۶/شهریور/۹۵ ۱۸:۱۲)میثم2 نوشته است:  بنده از این عبارت شما برداشت کردم منظورتون شایعات و تهمت های بی پایه هست که مثلا اون نشریه نباید بر اساس اون کاری کنه یا ما بخواهیم دیگران اونو قبول کنن در صورتیکه مثلا بنده گفتم بررسی کنید و فوری نگید تهمت هست و بنده گفتم از کجا میدونید این حرف بی اساسه؟ یا یراش دلیل ندارن یا شایعه است این عبارت :
نقل قول:اصل ماجرا اینه که همه چیز درست و اسلامی بشه (که یه فرعش میشه اینکه چنان فسادهایی اتفاق نیفته)
یه فرع دیگرش این میشه که تهمت بی پایه برامون هزار بار غیر قابل قبول باشه . چه برسه به اینکه بخواد با استفاده شدن توسط بعضی ، جا بیفته !
استفاده از حرف های سست و بی پایه کار اهل باطله
موج سواری بر شایعات هم کار اهل باطله
اما برای کسی که اهل حق باشه ، حرف های سست و بی پایه مایه ضررره
کسی که اهل حقه نمیخواد مثل اونا بر شایعات موج سواری کنه
در عوض ، اهل حق طرفدار بی ارزش دونسته شدن تهمت بی پایه هستن ، چون اینطوری حرفای باطلی که مخالفینشون همیشه در طول تاریخ برضد حق زده اند (و هنوز هم می بینیم رسانه های اهل باطل در موضوعات فرهنگ و سیاست و اقتصاد و ... میزنن) خنثی و بی اثر میشه
پس اهل حق از دیگران انتظار نخواهد داشت که تهمت های بی پایه رو قبول کنن
روی پیشونی هیچکس ننوشته "اهل حق" . بلکه راستی حقه و پوچی باطل ، و هرکس عملش مطابق هرکدوم باشه ، اهل همون خواهد بود
ما فقط بخشی از واقعیت رو میدونیم که به واسطه شواهد دستگیرمون شده
بدیهیه که اگر بخشی از واقعیت وجود داشته باشه که هنوز دستگیرمون نشده باشه ، اون رو نمیدونیم و اصلا نمیدونیم که چنین واقعیتی که نمیدونیم وجود داره
پس چیزی که هنوز به واسطه شواهد دستگیرمون نشده باشه ، هرگز نمیتونه محل سوال و قابل طرح باشه

بر همین اساس :
وقتی که نمیدونیم که آیا یه جایی یه پایه ای برای این تهمت وجود داره یا نه ، پس منظور از بی پایه بودن تهمت نمیتونه این باشه که "هیچ پایه ای برای این تهمت وجود نداره"
پس منظور از بی پایه بودن تهمت فقط میتونه این باشه که "هیچ پایه ای براش اراءه نشده"

بر همین اساس ، بنده کلمه تهمت رو به معنی کلماتی که از زبان یا قلم تهمت زننده صادر شده در نظر گرفتم . بنابراین منظورم از بی پایه این بود که هیچ پایه ای براش اراءه نشده

در مورد باقی حرف هم اشاره صحبتم به این بود که ما باید دنبال شیوه اسلامی طرح اتهام و باور اتهام دیگران باشیم . قطعا حق طلبی اینه که چیزی که دلیل داشت رو بپذیریم و چیزی که دلیل نداشت رو نپذیریم
چطور میشه دونست که چیزی که براش دلیل و پایه ای اراءه نشده حقیقت داره ؟ فقط میشه گمان برد ، و خداوند ما می فرماید :
إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا (نجم 28)
به راستی گمان ذره‌ای از حقیقت بی‌نیاز نمی‌گرداند.



نظرم این بود که :
اولا کسی که ظاهرش مسلمونه رو باید مسلمون به حساب آورد ، اما نمیشه صرفا به اعتماد حرف کسانی که ظاهر مسلمون دارند ، هر حرف بی دلیلی که زدند رو بپذیریم ، حتی اگر در مورد چنین کسانی باشه که فتنه هاشون قابل رویته و در همین فیلم آخرشون هم بیشتر از قبل فتنه گری شون و دشمنی شون با غیرت و ناموس داشتن رو نشون دادند .

امام علی (علیه السلام) می فرماید :
به کسی که می گوید نظر نکنید و به چیزی که گفته می شود نظر کنید .


ثانیا این کار باعث ترویج پذیرش بدون دلیل میشه . یعنی مردمی که بپذیرند که این حرف رو بی دلیل باور کنند ، دفعه بعد هم هر خبری که بی پایه براشون آوردند ، راحت تر باور می کنند . نباید اونقدر به هدف بیاندیشیم که نوع وسیله رو فراموش کنیم . اگر یه جزء از اسلام اینه که چنان فسادهایی نباشه ، یه جزء دیگرش هم اینه که فقط حرف حق رو بپذیریم و هیچ تهمتی رو پیش از اینکه براش پایه ای اراءه شده باشه نپذیریم و در این صورت کاملا برامون بی ارزش باشه .

خطرناکترین کار اینه که بجای پیروی از شواهد و حرف هایی که بر پایه حقایق هستند ، پیروی از گمان رو در جامعه ترویج بدیم . در طول تاریخ و همین الان چقدر اهل باطل به توسط حرف های بی پایه برضد حق تبلیغ کرده اند . همه روزه می بینیم که رسانه های اهل باطل در همه موضوعات همین کار رو میکنن . چقدر می بینیم که اخبار بی هویت از منابع ناشناس بین مردم میچرخه و موجب گمراهیشون میشه . حتی منابع رسمی اهل باطل تو روز روشن دروغ میگن تا مردمی که بهشون اعتماد میکنن و شواهد و پایه های حرفشون رو نمی پرسند رو از حقایق گمراه کنن . حتی موضوعات غیرعلمی رو به اسم علم به مخاطب معرفی میکنن (مثل تکامل) و در این صورت اگر مخاطب پایه های حرفشون رو نپرسه ، اطلاعات اشتباه وارد مفروضاتش میشه . پس شاید هیچ چیز خطرناکتر از ترویج پیروی از گمان در جامعه نیست . و باید در نظر داشت که اگر هرکدوم از ما از دیگران انتظار داشته باشه که یه مطلب بی پایه از خودمون یا از دیگران رو بپذیرند ، باعث تبلیغ و ترویج پیروی از گمان میشیم

منظورم این مساءل بود

(۲۶/شهریور/۹۵ ۱۸:۱۲)میثم2 نوشته است:  عزیز من یه سوال ما الان داریم راجع به چه چیزی بحث میکنیم؟ داریم در مورد اثبات جرم صحبت میکنیم نه نوع جرم
فرق زنا با روابط نا مشروع اینه که برای زنا بقول دوستان باید 4 تا شاهد قضیه رو ببینن تا حکم جاری بشه اگه نشریه این حرف رو زده احتمال دروغش زیاده ولی برای رابطه نا مشروع مثلا زدن صحبتای خاص یا ... نیاز نیست 4 تا شاهد برن تو اتاق کل قضیه رو ببینن چون دامنه رابطه نا مشروع زیاده وقتی از زنا حرفی نزده اثبات درستی حرفش راحت تر میشه
آخه اصلا در مورد چیزی که ادعا میشه دو نفر با هم خلوت می کرده اند ، چه شاهدی میخوان داشته باشن ؟
پس قابل نتیجه گیریه که اگر پایه ای برای تهمتشون داشته باشن ، از نوع شواهد نیست و از نوع مدارک محکمه پسند هست .
فکر نکنم مدارک محکمه پسند عاجز از اثبات تهمت زنای مصطلح یا هر تهمت دیگری باشند . پس اصل این بحثتون در مورد 4 شاهد و اینکه آیا در صحبت اون نشریه ، صحبت از زنای مصطلح هست یا نیست ، بی مورده .

اما صحبت بنده این بود که مصطلح یا غیرمصطلح ، هردوشون بی نهایت زشتند و از نظر فساد فرقی با هم ندارند . و به نظرم سنگینی یه تهمت ، به زشتی کاری که با اون تهمت نسبت داده میشه ربط داره . پس سنگینی این دو تهمت و نیاز صددرصد به اراءه دلیل به همراهشون ، یکسانه .

فقط خواستم پاسخ بدم که ابهامی که بوده واضح باشه و پاسخ ندادن حمل بر بی ادبی نشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، میثم2
۲۳:۱۹, ۲۸/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۵ ۲۳:۲۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #49

قرار شده شکایت رسمی از طرف این بازیگران مطرح بشه. تا ببینیم تنیجش چی میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، فرشته ی عذاب ، Anti gods
۱۰:۱۷, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۵ ۱۳:۰۵ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #50
آواتار
(۲۸/شهریور/۹۵ ۲۳:۱۹)سعدی نوشته است:  قرار شده شکایت رسمی از طرف این بازیگران مطرح بشه. تا ببینیم تنیجش چی میشه



به نام خدا

چی شد مدعیان آزادی و دموکراسی از مطالب یک نشریه انقدر برآشفته شده اند و میخواهند شکایت کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا هم همشون باغیرت شده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگر سر فیلم مارمولک، روحانیها از کمال تبریزی شکایت کردند ؟؟؟؟؟؟؟





پاسخ «یالثاراث» درباره حاشیه های اخیر

تاریخ انتشار :
دوشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۴

واکنش ارگان خبری انصار حزب الله به اتفاقات اخیر را می خوانید: انتشار توبیخ‌نامه برخی دوستان علیه هفته‌نامه یالثارات، بهانه شد جهت عرض سلامی و کلامی، بدان دلیل که ما امضاکنندگان ذیل توبیخ‌نامه را برادران محترم و خواهران محترمه خویش پنداشته و علیهذا به رسم اخوّت دینی و مرامی، انتقادات به حق عزیزان را به دیده منّت نهاده و مواردی که از سر غفلت و یا سهوغیرعمدی بر قلم نویسنده رفته و موجب رنجش آن عزیز و رواداشتن نسبت‌ها و واژه‌های نامهربانه در حق برادران خود در یالثارات شده را گوشزده می‌کند؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

در همین ابتدای سخن متذکر می شود، هر آنچه را در این نوشته متعرض نقد آن نشده‌ایم لابد مورد پذیرش و طبعاً مورد امتنان ماست و اما موارد شایان نقد:

۱- در توبیخ نامه سخن از حرمت قلم و سوگند ذات باریتعالی برآن رفته است که باید بر آن افزود که همو خود صاحب برترین قلم است. چه آنکه «علّمه البیان» به انسان است چه بیان با بنان و قلم «علّم بالقلم» و چه بیان شفاهی و علیهذا شایسته نیست خداوندی که خود منشأ و آفریدگار احسن‌البیان است مغفول و خود ما جاعل حد افراط و تفریط قلم شویم. چنانچه قلم و بیان خداوندی هم خود. هم آموزگار کرامت است و هم شکافنده و زداینده هر آنچه زشتی و پلیدی است با همان احسن‌البیان، و اینکه دوستان هیچ‌گاه قلم بر ناسزا ناصواب نرانده‌ا‌ند، با عرض پوزش فیه بحث؛ چرا فراموش کرده‌ایم که سایت منتسب به فلان رجل سیاسی که برخی دوستان ما از قلمزنان ثابت یا موسمی آنند خود به کراّت و مراّت مرتکب استهزا و حرام شرعی - حسب نظر اجتهادی فقیه متفکرآیت الله حائری شیرازی- شده است و هنوز نیز بر این‌ وتیره اصرار دارد و در داستان چاپ عکس‌های رنگی سینماگران جشن حافظ نیز با تعریف و تمجید سنگ تمام گذاشت و بسی دامنه اشاعه تباهی و مدُپرستی گشود! وانگهی مگر بسیاری از دوستان مستقیم و غیرمستقیم از ایادی و کارگزاران حوزه هنری نیستند و با سکوت توجیه ناپذیر خود مهر تأیید مسبّب بر یکی از بی‌سابقه‌ترین فیلم‌های فسادخیز و شرم‌انگیز نشدند کجاست انتقاد جدّی و دوری از محافظه کاری دوستان!

۲- این چه سخنی است که دوستان یالثارات نام مبارک سیدالشهداء(علیه السلام) را یدک می کشند. این چه بخل ناروایی است در قبال برادرانی که سالیان دفاع مقدس در ذیل همین شعار مقدس شهید و ناقص العضو شدند و بقایای آنان هم اینک به نشانه التزام به آن مشی و مرام به این شعار وفادارند.

۳- تهمت اوج گیری ادبیات سخیف و غیر دینی در یالثارات که هیچ نشانی از رعایت اخلاق و ادب ندارد متأسفانه در قوطی هیچ عطاری جز لای پر قبای دوستان به اثبات نرسیده. آیا مبالغه و یک کلاغ، چهل کلاغ کردن، مصداق نقد منصفانه است. آنچه دوستان غفلتاً از کوه کاهی ساخته‌اند به فرض اثبات جز دو سه مورد بیش نبوده که طبعاً آن هم در صورت ادعای شاکی خصوصی در محکمه قضایی، صحت و سقم آن برملا خواهد شد.

گفته شد نسبت ناروا به هنرمند! کدام هنرمند. مگر بهره گیری از اسامی غیرواقعی بازدارنده از تحقّق نسبت به شخص معین در عرف روزنامه نگاری نیست.

۴- متأسفانه، واژه‌های مظلوم، قذف و خلاف شرع بدون توجه به وقوع و موضوعیت داشتن آن نقل و ثبات برخی شده که اساساً با فرهنگ دینی و شرعیات میانه چندانی نداشته‌اند و دوستان منتقد ما نیز از این خوان نعمت بی بهره نمانده‌اند!

۵- دوستان عزیز ما خود را متولیان «سعی در حل منطقی مسایل در جهت بهبود وضعیت فرهنگ» پنداشته‌اند و با اعتماد به این توانمندی -لابد انحصاری خود- رویه یالثارات را مشکوک قلمداد می‌کنند. آیا غنودن در زیر باد ارگان‌هایی که بر خلاف اهداف انقلابی و قانونی خود، جفای فاحش وذنب لایغفر در حق فرهنگ و اخلاق ومسلمین مرتکب می‌شوند، را لابد باید نشان صدق پندار دوستان بدانیم، خدا نیاورد روزی را که در اثر اصرار دوستان ادعاها و تهمت‌های به ناحق آنان در بوته عدالت و انصاف آقایان محک بخورد.

۶- آیا در عالم واقعیت عشه‌ای از قلم شهیدآوینی در قلم دوستان به چشم می‌آید؛ کسی که همواره علیه انحراف و مفاسد بی هنران مفسد و مقلّد سینمای مستهجن غرب می‌خروشید.
۷- به خلاف زعم دوستان، قلمزنان یالثارات عده‌ای هتّاک و بی‌ادب نیستند و اما چنین هم نیست که عرصه فرهنگ و هنر، ملک طلق و تیول انحصاری دوستان باشد.

گویا نویسنده توبیخ نامه علیه یالثارات، قوه قضائیه را با«قوه پهلوائیه» اشتباه فرموده باشند. قوه قضائیه با آن همه دغدغه‌ها و پرونده‌هائی که سرنوشت اقتصاد و معیشت مردم و آبروی انقلاب در گرو دادرسی مجدّانه و وقت‌بر آن است، بعید است فرصتی برای شنیدن هیاهوی خارج از گودنشینانی که فرمان لنگ کردن متحکّمانه و بدون طی مراحل دادرسی یالثارات صادر می‌کننند را داشته باشد.

درپایان، ذکر خاطره‌ای از رهبرمعظم انقلاب اسلامی، عبرت‌آموز همه ما و شماست. عده‌ای از فعالان مجموعه‌های حزب‌اللهی در تهران طوماری در حاشیه مراسم۲۲بهمن به امضای جمع بسیاری راهپیمایان تهرانی رسانده بودند که در آن از شورای نگهبان خواسته شده بود، برای انتخابات مجلسِ آن دوره صلاحیت لیبرال‌ها و تکنوکرات‌ را رد کند. حضرت آقا با مشاهده این مضمون، علیرغم امضای کثیر ذیل طومار، فرموده بودند شما نباید با شورای نگهبان اینگونه سخن بگوئید، زیرا شورای نگهبان به مّر قانون عمل می‌کند و نه خواست بنده و شما. آنگاه فرموده بودند، «شما باید از شورای نگهبان بخواهید با شجاعت مسئولیت‌های قانونی خود را ایفا کند.»

روابط عمومی هفته‌نامه یالثارات‌الحسین(علیه السلام)

علیرضا عبداللهی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا