|
شباهت «احمد متوسلیان» و «محمود احمدی نژاد»
|
|
۱۱:۰۱, ۱۵/شهریور/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۵ ۱۱:۰۶ توسط -Ali-.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دندان کرم خورده را انداختیم دور!
.... مدتی پس از این ماجرا، یکی از اعضای سپاه تعریف می کند که یک روز در جلسه ای در مقر سپاه در تهران واقع در خیابان فلسطین، از یکی از مسئولین سپاه سؤال می شود که این چه برخوردی بود که با حاج احمد متوسلیان کردید ؟ مگر قرار نبود که در تبادل با اسرائیل، او آزاد شود؟ اما فرد مقابل پاسخ می دهد : "احمد متوسلیان دندان کرم خورده ای بود که ما آنرا کندیم و انداختیم دور"! معلوم شد که احمد متوسلیان به دلیل اینکه از قبل با برخی آقایان اختلاف سلیقه داشته، لذا تبدیل به دندان کرم خورده شده و بعد هم او را دور انداختند!! یکی از دوستان نزدیک حاج احمد متوسلیان نقل می کند که حاج احمد به دو نفر در سپاه لقب "ماست فروش" داده بود و معتقد بود که "اینها عناصر عملیاتی نیستند و فقط بلدند در ستاد بنشینند و دستور بدهند". به نظر می رسد که همین دو نفر تشخیص دادند که احمد متوسلیان دیگر تبدیل به دندان کرم خورده شده و باید او را دور انداخت! نقل شده که وقتی این دو نفر خبر اسارت حاج احمد را می شنوند، بسیار خوشحال می شوند! ... دندان لقی به نام احمدی نژاد را باید بکشیم! ... روح الله حسینیان مدعی است رئیس دولت هشتم و نهم در صورت بازگشت به قدرت، رکورد رأی در ایران را خواهد شکست، نظر شما در این باره چیست؟ آیا واقعا چنین اتفاقی خواهد افتاد؟ طبیعی است افرادی که به دنبال یکسری اهداف خاص هستند اینگونه حرف ها را مطرح کنند چرا که برای رسیدن به اهداف خودشان افرادی بهتر از احمدی نژاد را پیدا نخواهند کرد، آن افراد که به دنبال منافع ملی خودشان هستند نه منافع ملی نظام. بنابر این اگر روال یک روال منطقی باشد احمدی نژاد نمی تواند در انتخابات شرکت کند البته اگر هم شرکت کند جای نگرانی نیست؛ به نظر من بهتر است که ایشان بیاید و برای یکبار هم که شده برای آخرین بار تعیین تکلیف بشود و این دندان لق برای همیشه کشیده و دور انداخته شود. ... بازگشت «محمود احمدی نژاد» همان قدر محتمل است که بازگشت «احمد متوسلیان» و ... |
|||
|
|
۲۲:۰۳, ۱۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
احمدی نژاد نمیتونه برگرده برگرده هم یا تایید صلاحیت نمیشه یا بشه هم چپ و راست و وسط و بالا نمیزاره دیگه محمود خواب ریاست جمهوری رو ببینه !
باید منتظر سال 1398 یا 1408 بود. قراره ایران یه تکون اساسی بخوره توسط اصلاح طلبان |
|||
|
۱:۲۴, ۱۶/شهریور/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۵ ۷:۳۷ توسط فرشته ی عذاب.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۱:۰۱)-Ali- نوشته است: دندان لقی به نام احمدی نژاد را باید بکشیم! اولا اگر احمدی نژاد سالم بود ، آیت الله مصباح که بزرگترین حامی احمدی نژاد بود نمیومد در پایان دوره احمدی نژاد بگه که به معمای مشایی نمیشه پاسخ داد و در حمایتم اشتباه کردم http://www.entekhab.ir/fa/news/105863/ mesbahyazdi.ir/node/3410 ثانیا این جمله پررنگ آخر که میگه احمدی نژاد دندون کرم خورده هست از قول کیه ؟ آخه جمله از قول کسی هست که مخالف احمدی نژاده اما حسینیان که موافق احمدی نژاد حرف زده !!! پس این جمله از قول کیه ؟ از قول نویسنده این متن ؟ خواسته حس ترحم مردم رو نسبت به احمدی نژاد برانگیزه ؟ آخه معلومه این بافته ها کدوم طرفیه ؟ |
|||
|
|
۵:۳۹, ۱۶/شهریور/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۵ ۵:۴۸ توسط -Ali-.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بیانات رهبر انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت
.... خیلی خوشحالم و خداوند را شاکرم که امروز توفیق پیدا کردیم در این دانشگاه بزرگ و مهم در جمع شما عزیزان حضور پیدا کنیم. هم دانشجویان عزیز تشریف دارید، هم اساتید محترم و مسئولان این دانشگاه. و بحمدالله دانشگاه علم و صنعت جزو دانشگاههایی است که هم افتخارات علمی دارد، هم افتخارات انقلابی. اگر ما یکی از وظایف مهم دانشگاهها را عبارت بدانیم از تربیت نیروهای صالح، برجسته، مفید برای ادارهی بخشهایی از کشور و حضور تأثیرگذار در قضایای کشور - که همین هم هست؛ یقیناً یکی از وظایف دانشگاهها این است - دانشگاه شما در این بخش یکی از پیشرفتهترین و پیشروترین دانشگاههاست. فهرست طولانیای را میتوان شمرد از متخرجین این دانشگاه که در بخشهای مختلف کشور در طول این سالها نقشهای مهمی ایفا کردهاند. حالا به عنوان نمونه، چون نام و یاد شهیدان هم در این جلسه بر زبان دوستان رفت، من هم عرض بکنم همین سردار عالیمقام، جاوید نشان، آقای حاج احمد متوسلیان که من از نزدیک این مرد برجسته را می شناختم و کار او، روحیهی او و تلاش او را دیدهام و او یکی از برجستگان دفاع مقدس بود - به نظر من بخصوص شما جوانهای عزیز، شرح حال این برجستگان را که خیلی درسها به ما می آموزد، بخوانید؛ خصوصاً در آن بخشی که مربوط به عملیات این سردار عزیز هست؛ چه در غرب، چه در فتحالمبین، چه در بیتالمقدس - و نام این شهید محمود شهبازی که به طور متصل با این مرد بزرگ همراه است، اینها از افتخارات بزرگ و از متخرجین این دانشگاهند. امروز هم که بحمدالله رئیس جمهور انقلابی، متعهد، کارآمد، فعال و شجاع هم جزو دانشجویان این دانشگاه و هم جزو اساتید این دانشگاه بوده. اینها برای این دانشگاه سوابق بسیار خوب و برجستهای است. .... هر دو علم و صنعتی ... |
|||
|
|
۸:۱۹, ۱۶/شهریور/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۵ ۸:۳۶ توسط فرشته ی عذاب.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۶/شهریور/۹۵ ۵:۳۹)-Ali- نوشته است: بیانات رهبر انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه علم و صنعتتشکر بابت پاسخ به اینکه اون جمله از قول کیه . در مورد صحبتی که از رهبر آوردین بگم که بارها رهبر در موضوعات مختلف چنین تعابیر حمایتگرانه ای داشته اند . حتی در حمایت از تیم مذاکره کننده هسته ای چندین بار بر این خصوصیات تاکید کرده اند : منبع : http://farsi.khamenei.ir/video-content?id=30061 بنده هیئت مذاکرهکننده را - همین دوستانى که این مدّت این زحمات را بر دوش گرفتهاند - هم امین میدانم، هم غیور میدانم، هم شجاع میدانم، هم متدیّن میدانم؛ این را همه بدانند. اکثر حضّارى که اینجا تشریف دارید، از محتواى مذاکرات خبر ندارید؛ اگر شما هم از محتواى مذاکرات و جزئیّات مذاکرات و آنچه در مجالس میگذرد مطّلع بودید، به بخشى از آنچه بنده گفتم، حتماً اذعان میکردید. من البتّه علاوهى بر اینها، بعضى از این دوستان را از نزدیک مىشناسم، بعضى را از دور با سوابقشان مىشناسم؛ اینها مردمانى هستند متدیّن و امین؛ اینها امینند؛ قصدشان این است که کار کشور را پیش ببرند، گره را باز کنند و دارند تلاش میکنند براى این کار. انصافاً غیرت ملّى هم دارند، شجاعت هم دارند، در مقابل یک تعداد کثیرى از کسانى قرار میگیرند - که حالا نمیخواهم تعبیرِ متناسب واقعى را بکنم، چون گاهى تعبیرهایى هست که واقعاً شایستهى آن تعبیرند امّا خب، مناسب نیست که ما به زبان بیاوریم - و انصافاً در مقابل آنها با شجاعت کامل، با دقّت کامل مواضع خودشان را بیان میکنند، دنبال میکنند و تعقیب میکنند. ... انتقاد بکنید لکن توجّه داشته باشید که انتقادها با لحاظِ این معنا باشد که آن طرف مقابل بعضى از عیوبى را که ما در انتقادمان ذکر میکنیم ممکن است میدانند، [امّا] خب به این نتیجه رسیدهاند یا ضرورتها آنها را به اینجا کشانده یا به هر دلیل دیگرى. البتّه بنده نمیخواهم بگویم اینها معصومند؛ نه، معصوم نیستند؛ ممکن است انسان یکجاهایى در تشخیص، در عمل خطا هم بکند، امّا مهم این است که به امانت اینها و به دیانت اینها و به غیرت اینها و به شجاعت اینها ما اعتقاد داریم. این سه نکتهى لازمى که در مقدّمهى عرایضم عرض کردم. ------ لطفا صحبتهای زیر از آقای مصباح یزدی (بخصوص قسمتهای قرمز) رو بخونید . به نظرم هدف رهبر از اینگونه تعریفات و تاییدات ، یه چیزی شبیه هدف رهبر از اجازه ندادن به معاون اولی مشایی هست . منبع :http://www.mesbahyazdi.ir/node/3410 اگر اجازه بدهيد من از همين جا وارد بحث ديگري ميشوم. بعد از دوره اصلاحات، انتخابات سال 84 پيش آمد که به نوعي صحنه سياسي کشور مجددا داشت به همان وضع قبلي برمي گشت؛ در آن موقع بر خلاف انتظار، خيليها فکر نميکردند حضرتعالي ورود پيدا کنيد؛ شما البته سال 84 هيچ وقت به صراحت از آقاي احمدي نژاد اسم نبرديد ولي شاخصههايي که در سخنراني هايتان بيان کرديد، نشان ميداد که مصداق اين شاخصهها شخص احمدي نژاد است البته با مرور سخنان رهبري هم به همين نتيجه ميرسيم. من به ياد دارم در همان ايام، گويانيوز (يکي از رسانههاي ضد انقلاب اينترنتي) با عصبانيت تيتري زده بود که آيتالله مصباح و شاگردانش يک هفته مانده به انتخابات، نتيجه آرا را عوض کردند؛ يعني روي افکار عمومي تأثيرگذاري کردند. سؤالم اين است که آيا واقعا آن روز نگاه حضرت عالي اين بود که اين شاخصهها در چنين شخصيتي وجود دارد؟ خب چرا بعدا اين اتفاقات افتاد؟ آيا اين شاخصهها تغيير ميکنند يا افراد نسبت به شاخصهها تغيير ميکنند؟ اين فرمايش شما در واقع منحلّ به دو سؤال است. يکي اينکه در آن موقعيت چطور شد که توجه متدينين و علاقمندان به ارزشهاي اسلامي معطوف به يک گروه خاصي شد؟ جوابش خيلي روشن است، آن روز با اينکه کانديداهايي بودند که از لحاظ اسلامي و سوابق سياسي و انقلابي شناخته شده بودند اما همان روز وقتي در شعارهايشان دقت ميکرديد - لااقل به عنوان تاکتيک - از شعارهاي غير اسلامي استفاده ميکردند. بنده در آن دوران يادم نيست که يکي از اين کانديداهاي متدين، اسمي از اسلام و ارزشهاي اسلامي به زبان آورده باشد. فکر ميکردند که اسم آوردن از اين امور موجب ريزش برخي از آرا ميشود. هدف شان اين بود که از هر طريقي شده آرا بيشتري را به سمت و سوي خودشان جلب کنند. آيا اين نگاه از نظر ديني قابل پذيرش است؟ يعني رسيدن به قدرت حتي با نيت خدمت ولي با اين شعارها، آيا اين قابل پذيرش است؟ از نظر بنده نه؛ زيرا اين فرد بعداً هم براي حفظ قدرتش هم همين روال را ادامه خواهد داد. آن روز تنها کسي که در نطق هايش از ارزش ها سخن ميگفت، آقاي احمدي نژاد بود. پس علت اينکه ما ايشان را بر ديگران ترجيح داديم، اين بود که حداقل اين جرأت را داشت که بيايد شعارهاي اسلامي را اصل قرار دهد و مطرح کند. ديگران از ترس از دست دادن آراي بخشي از مردم، اين جرأت را نداشتند، ميترسيدند رأي نياورند؛ خب طبيعي است که اين ترس بايد در هر کس ديگر هم باشد. احمدي نژاد آن روز هم ميخواست رأي بياورد، خيلي دوست داشت که افکار عمومي را جلب کند اما به هرحال ايشان شعارهاي انقلابي ميداد، چيزي که نمونهاش در شعارها و نطقهاي ديگران ديده نميشد. اشخاصي را من ميدانم که متدين بودند - الان هم آنها را متدين ميدانم - اما سال 84 نام اسلام در شعارهايشان هم نبود! بالاخره نميشود که آدم يک مجموعه نطقهاي انتخاباتي داشته باشد ولي تلاشش اين باشد که اسمي از ارزشهاي اسلامي نبرد؛ خب چنين آدمي چطور اين امور را در برنامه عملياش رعايت خواهد کرد؟ طبعا از اين فرد هيچ اميدي نيست؛ حداقل کسي اگر بخواهد از کسي اميد اجراي اين امور را داشته باشد، از آدمي اميد خواهد داشت که سابقه درستي دارد و سرتا پاي نطق هايش ارزشهاي اسلامي و انقلابي باشد. برخيها اين رويکرد گذشته آقاي احمدي نژاد را ظاهر سازي ميدانند، آيا شما نشانهاي از ظاهري بودن اين شعارها داشتيد؟ حالا هرچه بود، طرح اين شعارها به نفع جامعه بود؛ شما فرض کنيد که گويندهاش از روي سياست اين حرفها را گفته باشد، خب اين فرد نسبت به بقيه، سياست عاقلانه تر مبتني بر دين را در پيش گرفته بود، چون هم جامعه اين چيزها را ميخواست و هم ما وظيفه داريم اين امور را ترويج کنيم. البته بنده باور نميکنم که مجموعه آن سخنرانيها و افکار احمدي نژاد ظاهرسازي بوده باشد. بالاخره اين شخصيت با سوابق و رفتاري شناخته شده بود. وقتي که فرماندار بود، استاندار اردبيل بود، در بسيج اساتيد بود، بعدها در مسجد رسالت که ما برنامه داشتيم، شرکت ميکرد. نمونههاي خوبي از رفتارهاي اخلاقي و پاکي رفتار در زندگياش بود. بعد هم در عمل ثابت شد که ايشان امتيازاتي دارد که ديگران نداشتند. پرکاري و صلابت ايشان و خيلي چيزهاي ديگر که بارها مقام معظم رهبري روي آن تأکيد فرمودند، تشويق کردند، اينها ثابت کرد که واقعا ايشان نسبت به ديگران اصلح است؛ اين يک مورد است که ما چرا مايل بوديم ايشان انتخاب شود. اما اينکه بگوييم اين ويژگي هاي مثبت، معنايش اين است که ايشان هيچ نقصي ندارد؟ چنين تصوري براي هر کسي از اينجا ناشي ميشود که آدميزاد را درست نشناسد. هيچ آدميزادي نيست که تمام ابعاد وجوديش منسجم و هميشه صددرصد در يک جهت صحيح باشد، غير از معصومين؛ يا کساني که 30، 40 سال در مکتب معصومين رياضت کشيده باشند، از يک دانشجويي که بعد از انقلاب فرماندار و بعد استاندار شده، توقع نميرود که مثل امام امت تزکيه شده باشد و هيچ هواي نفسي هم نداشته باشد و يا هيچ انحرافي در فکرش پيش نيايد، اين توقع بيجايي است. چيزي که آن وقت از اين شخص در مقابل رقيب هايش انتظار ميرفت، اين بود که بتواند شعارهاي انقلابي و اسلامي را زنده کند و کرد. در عمل هم برنامههايي را که پيشنهاد کرده بود اقدام کرد، اقدامات دليرانه و شجاعانهاي هم کرد. اما اين معنايش اين نيست که هيچ اشتباهي نداشته باشد. بعضي از اشتباهاتش را که از همان اوايل متوجه شديم، سعي کرديم تا از ظهورش جلوگيري بشود ولي تأثيري نداشت. عمده چيزي که مانع از اصلاح آن اشتباهات شد، دلبستگي ايشان به يک شخص خاص بود، که هنوز هم براي بنده اين يک معمايي است که اين چنين آدمي با اين فراست با اين هوش با اين کارآمدي، چطور شيفته يک نفري ميشود که از خودش ضعيفتر است و صدها نقطه ضعف در آن قابل رؤيت است. براي بنده هنوز اين معما باقي است! اما به هر حال يک واقعيتي است. نامه مقام معظم رهبري در ابتداي شروع به کار دولت دهم درباره معاون اولي مشايي را در همين راستا ارزيابي ميکنيد؟ يعني تلاش براي جلوگيري از تکرار اشتباهات. شايد مقام معظم رهبري براي دوره دوم رياست ايشان وقتي متوجه شدند که ميتواند اين فرد (مشايي) يک منشأ خطري شود، خواستند جلو آن را بگيرند؛ نامهاي که نوشتند براي معاون اولي در واقع معنايش همين بود و اين برخورد رهبري خيلي چيز عجيبي بود! سابقه ندارد که ايشان مثلا براي يک پستي که وزارت هم نيست - پست وزارت را که مجلس بايد رأي اعتماد بدهد - چنين اظهار نظري کرده باشند. به عقيده شما اين نامه بيشتر براي حفظ خود احمدي نژاد بود؟ البته اول حفظ اسلام و انقلاب، بعد ايشان به عنوان خادم اسلام و انقلاب بايد حفظ ميشد و الّا ايشان (رهبر معظم انقلاب) عاشق شخص خاصي نيستند. هدف ايشان حفظ اسلام و انقلاب است منتهي کسي که متصدي اين کار بود و توان اين کار را داشت که انجام بدهد و اين مسئوليت را براي خدمت بپذيرد احمدي نژاد بود؛ خب ايشان هم بايد حفظ ميشد. ولي با اينکه صريحا آن نامه را نوشتند و بعدش هم جريانات ديگري اتفاق افتاد که همه ميدانيم، تأثير مطلوبي نبخشيد و ايشان همچنان روي گرايشي که داشت اصرار کرد و عمده اين اشتباهات از همين جا ناشي ميشد. چه کار کنيم اين ريزشها و تغيير مسيرها به آن شعارها آسيب نزند؟ چون با اين اتفاقات يک نگرانياي که در بين متدينين و مردم هست، اين است که دلزدگي به بعضي از شعارها ايجاد شود. بله، چيزهايي که در عالم ممکن است واقع شود زياد است، ما از يک طرف بايد سعي کنيم که سطح فرهنگي جامعه را هرچه بيشتر بالا بياوريم؛ الحمدلله سطح فرهنگي کشور و سطح سياسي و ديني مردم بيش از آنچه انتظار ميرفت بالا هست، بهترين نمونهاش همين داستان 9 دي است که يکي از تاريخيترين روزهاي تاريخ اين کشور است؛ هنوز اهميتش آن طور که بايد شناخته نشده است. در حالي که اتفاق اين روز نشانه درک صحيح مردم و رشد سياسي مردم، همت، پايداري و استقامت مردم بود و خيلي معنا داشت. وجود اينها خيلي اميدبخش است البته بعد از لطف خدا و عنايت آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اين استقامت مردم خيلي اميدبخش است. «هوالذي أيدکَ بنصره و بالمؤمنين» خود قرآن هم با اينکه همه چيز را منسوب به نصر الهي ميداند در عين حال اينجا را تأکيد ميکند «و بالمؤمنين». و الحمدلله مقام معظم رهبري علاوه بر آن نصرتهاي الهي و الهامات الهي، از اين نعمت عظيم حمايت مردمي، حمايت آگاهانه و هوشيارانه و در عين حال عاشقانه برخوردار هستند و از اين جهت ما هيچ نگرانياي نسبت به آينده نداريم. کساني که غفلت ميکنند خودشان اشتباه ميکنند از گردونه خارج ميشوند. در سالهاي اول رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد بود که هنوز خيليها موضوع مشايي و انحرافات فکري اين فرد و تأثيرگذاريش را درک نکرده بودند و نميدانستند، چون هنوز چيزي در ظاهر پيدا نبود اما شما همان زمان هشدارش را به حلقهاي از شاگردان و دوستانتان داده بوديد؛ بعد که کمکم اين انحرافات ظهور کرد، حضرتعالي هم خيلي صريح به ميدان آمديد؛ مانند انحرافات در دوره سازندگي و اصلاحات که حضور شما در مقابله با انحرافات دوره اصلاحات بيشتر از سازندگي بود به اين دليل که حملات به مباني ديني در دوره اصلاحات صريحتر شده بود با اين تفاوت که آنجا شما از روي کار آمدن کسي حمايت نکرده بوديد ولي در اينجا شما در پيروزي آقاي احمدي نژاد نقش داشتيد. براي همين بعضيها اين توقع و انتظار را نداشتند که در خصوص رفتارهاي اين دولت شما اينقدر صريح موضع بگيريد. بله، شايد علت اينکه من از اول از شخص حمايت صريح نکردم، تجربهاي بود که راجع به اشخاص گذشته داشتم که وجود يک صفات مطلوب در فردي، معنايش اين نيست که هيچ عيب و نقصي در کار نيست؛ آدم بايد در حمايت از اشخاص محتاطانه برخورد کند. بايد از کار تعريف کرد. تا کار، کار خوبي است آدم تعريف ميکند، حمايت ميکند، کمک ميکند؛ اگر رفتار غلطي شد، با همان رفتار مخالفت ميکند، انتقاد ميکند. اينکه برخي ميگويند نبايد آن روز حمايت ميکرديم، چنين انتظاري مبتني بر اصول نيست. چون وقتي کسي کار خوبي انجام ميدهد و ما هيچ نشانهاي بر اين نداريم که او نيت خيانت دارد، عقل و دين ميگويد از چنين فردي بايد حمايت کرد و البته هر جا انسان متوجه شد که اين فرد پايش را از اصول و مباني کج گذاشته، باز تکليف ديني و عقل ميگويد که بايد براي جلوگيري از انحراف در برابرش ايستاد تا اصول حفظ شود. ما ميبينيم که شخصيت هاي سياسي وقتي از يک فرد يا جرياني حمايت ميکنند، معمولا به اشتباهاتش که ميرسند در صدد توجيه برمي آيند تا به نوعي خرابتر نشود و به اصطلاح، جريانشان را حفظ کنند. نمونه بارزش حمايت برخي افراد از سران فتنه است که حتي تا امروز هم برخي چهرهها حاضر نشدند واژه فتنه را در مورد آنها بهکار ببرند. اين روحيه شما براي برخي که اينطور نيستند، گران آمد، چون افکار عمومي مقايسه ميکند؛ البته همينها در رسانههايشان نوشتند که آيتالله مصباح حق انتقاد از انحراف را ندارد بلکه بايد بيايد جواب هم بدهد که چرا روز اول حمايت کرد. سئوال اين است که چه اتفاقي افتاد که شما صراحتاً علي رغم اينکه قبلا حمايت کرده بوديد - هرچند اسم نياورده بوديد - اينجا به ميدان آمديد و با همان صراحت نقد کرديد و هشدار داديد؟ البته اين روحيه خودش يک شاخص است تا ما بتوانيم راحتتر افراد را به عنوان چراغ و الگوي خودمان انتخاب کنيم. اينکه چرا اشخاص در اين برخوردها مختلفند، قابل بررسي است. حالا من نميخواهم در مورد ديگران قضاوت کنم اما تحليلي وجود دارد که اگر انگيزه آدم در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي، پيروزي سياسي باشد، لوازمي دارد. حالا ممکن است کساني پيروزي سياسي را وظيفه شرعي خودشان بدانند، آن هم يک مبنايي است! اينکه اين مبنا درست است يا نه يک حرف ديگري است. ولي به هر حال دو جور برخورد داريم. يک کسي که وارد فعاليتهاي سياسي اجتماعي ميشود مثلا حزبي تشکيل ميدهد يا عضو حزب يا جمعيتي ميشود، اين فرد بنا را بر اين گذاشته که اين حزب يا جمعيت را پيروز کند؛ خب ممکن است انگيزه اوليهاش هم حمايت از دين بوده اما به هر حال حفظ اين شخص يا گروه برايش اصالت پيدا ميکند. آن وقت لازمهاش اين است که وقتي محبوبش اشتباهي هم مرتکب ميشود، توجيه کند. چون حفظ اين شخص يا حفظ اين گروه برايش اصالت دارد. حتي در مقابل همه ميايستد، ميگويد همه اشتباه ميکنيد، من درست ميفهمم. اين کار درست است يا نادرست؟ بنده اينطور نبودم و الان هم نيستم. بنده هيچ وقت نه عضو گروه و حزبي بودم حتي در حزب جمهوري اسلامي افتخار نداشتم که عضويت پيدا کنم؛ و نه عضو هيچ جمعيت سياسي ديگري. اين است که انگيزهاي هم ندارم به شخص يا گروهي اصالت بدهم، ملاکم اين است اين رفتاري که دارد انجام ميگيرد، اين جريان به نفع اسلام است يا به ضرر اسلام. تا آنجايي که به نفع اسلام است، ما هم فداکاري ميکنيم، از آبرويمان هم مايه ميگذاريم؛ اما آنجا که حس ميکنيم دارد به ضرر اسلام رفتار ميشود، هيچ وجهي ندارد که آدم ادامه دهد. چرا اينطور؟ اولا خود شخص ممکن است تغيير کند، ثانياً ممکن است من اشتباه کنم! من که معصوم نيستم. ممکن است آن وقت که حمايت کردم، بيجا بوده ولي الان ميفهمم که نبايد حمايت کنم. شايد هم آن شخص تغيير کرده، مگر ما در تاريخ کم داريم اشخاصي که يک دوراني را با يک روش صحيحي زندگي کردند، بعد منحرف شدند. تاريخ صدر اسلام پر است از اين شخصيت ها، اين تعجبي ندارد. بنابراين براي ما تعجبي ندارد که يک نفر آدم خوبي باشد، مسئوليتي هم قبول کند، بعد اشتباهي مرتکب شود. حالا يا اشتباه قابل گذشت باشد و قصور داشته باشد از فهمش يا نه توأم با نوعي لجاجت باشد. اين تعجب آور نيست ما وظيفه مان اين است که از اسلام حمايت کنيم هرجا ببينيم به نفع اسلام است نوکرش هم هستيم، از جان و مال و آبرويمان هم مايه ميگذاريم؛ هرجا ديديم از اسلام دارد انحراف پيدا ميکند، به همان دليل مخالفت خواهيم کرد و اين چيز روشني است. |
|||
|
|
۱۲:۲۸, ۱۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
انتخاب بین بد و بدتر رو رها کنیم و خوب هارو ببینیم
حالا که اوضاع به این جا رسیده، اغلب نظرشون روی روحانی (بدتر) نیست و می گن همون احمدی نژاد (بد) بهتر از اون بود و برای این که روحانی رای نیاره از الان دارن برای احمدی نژاد تبلیغ می کنن؛ در صورتی که ما خوب هم داریم؛ گزینه های بهتری هم هستن. صبر کنیم و از الان تبلیغ و قضاوت نکنیم. هر کاری می تونیم بکنیم که روحانی دوباره رای نیاره؛ اما زود برای سایرین تبلیغ نکنیم. شاید بعدا خودمون هم پشیمون شیم که خواستیم بدتره نیاد و ما به بده راضی بودیم، اما با این کارمون بین بده و خوبه رقابت بشه و همون بدتره بیاد روی کار. صبر کنیم، صبر کنیم و صبر کنیم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| احمدینژاد بدون روتوش | -Ali- | 45 | 10,582 |
۶/اردیبهشت/۹۷ ۹:۰۳ آخرین ارسال: -Ali- |
|
| وزارت کشور نقش احمدینژاد در اعتراضات را بررسی میکند! | -Ali- | 20 | 5,575 |
۱۹/دی/۹۶ ۱۵:۳۸ آخرین ارسال: Hedayat |
|
| مفاد ٤ پرونده شکایت از دکتر احمدینژاد به طور رسمی اعلام شد! | -Ali- | 8 | 2,436 |
۱۵/مهر/۹۶ ۲۲:۲۰ آخرین ارسال: yektasepas |
|
| مصاحبه دکتر احمدی نژاد با شبکه تلویزیونی فرانس 24 | -Ali- | 0 | 842 |
۱۴/اردیبهشت/۹۶ ۱۲:۳۳ آخرین ارسال: -Ali- |
|
| دکتر احمدی نژاد به ترامپ نامه نوشت! | -Ali- | 36 | 10,352 |
۲۸/اسفند/۹۵ ۰:۰۷ آخرین ارسال: Maysam-1st |
|
| حدود 10هزار نفر، ظرف چند ساعت احمدی نژاد را فالو کردند! | علائم ظهور | 16 | 4,223 |
۱۹/اسفند/۹۵ ۱۷:۴۲ آخرین ارسال: Maysam-1st |
|
| احمدی نژاد اعتقادی به مذاکرات محرمانه با آمریکا نداشت | -Ali- | 75 | 18,891 |
۲۵/آبان/۹۵ ۱۹:۳۶ آخرین ارسال: میثم2 |
|








