|
چگونه میتوانیم به حقیقت دست یابیم؟
|
|
۱۱:۵۵, ۱۳/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۵ ۱۱:۵۵ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام انسان ازنظر طبیعت جانور است اما با این تفاوت که می تواند فکر کند وبه حقیقت دست یابد واین مهمترین تفاوت میان انسان وسایر جانوران است.این امر مهم درسایه عقل است که خداوند آنرا در انسان بودیعت نهاده است.گوهرعقل اولین مخلوق خداوند است وفرشتگان عقل محض اند. بنابراین عقل تنها ابزار درک حقایق است وچون آدمی اهل نسیان وخطاست همیشه عقل نمی تواند مارا یاری دهد ولذا پیامبران بعنوان عقل بیرونی بیاری انسان آمده اند. اما با این ابزار چگونه میتوان به حقیقت رسید ؟ خداوند درکتاب خود می فرماید مومنان کسانی اند که به سخنان گوش فرا میدهند وآنگاه بهترین آنرا برمیگزینند .پس شرط اول کشف حقیقت گوش فرا دادن است والبته با دقت واندیشه .در نتیجه فرار از گوش دادن ویا نخواندن مطلبی مارا ممکن است از کشف حقیقت دور کند. مولا علی ع میفرمایند به گفتار بنگر نه به گوینده(انظر الی ماقال ولا تنظر الی من قال) مراد اینستکه اگر به گوینده توجه کنید شاید فردی ذی نفوذ باشد وگفتار اورا دربست بپذیرید که گاه حقیقت ندارد ویا گوینده ای به بدنامی می شناسید واز گفتارش فرار کنید اما شاید ازحقیقتی رویگردان شده اید . پس بهتر است بدون توجه به شخصیت گوینده گفتار اورا محک بزنید.رهبری معظم نظام فرمودند که نظر رهبر نظر نظام نیست وتبعیت ازآن الزامی نیست ومخالفت باآن نیز مخالفت با نظام نیست .مفهوم این فرمایش اینستکه در نظرات ایشان هم دقت کنید این مراد کلام امام علی وقرآن کریم است . متاسفانه گروهی شاید همان شیعه انگلیسی به فرموده رهبری باشند که با انگ زدن به افراد جوانان را ازشنیدن گفتار آنان باز دارند ونتیجه اینکه از حقایق دور بمانند .پیرو اهلبیت خردمند است ودر امور اصولی وباورها هرگز خودرا دردایره تنگ افراد وگرو هها قرار نمیدهد وفراتر ازآنها می اندیشد .هر انسانی در کره هستی مرکز جهان است (عالم صغیر)و میتواند با ابزار خردمندی جهان را دریابد والبته وحی نیز یاور او خواهد بود .پس بیائیم پیش ازآنکه مطلبی را بخوانیم به گوینده توجهی نکنیم وبا مطالعه مطلب تعقل کنیم آنگاه خود حکیمی پیرو اهلبیت خواهیم بود ان شاء الله |
|||
|
|
۱۷:۱۱, ۱۳/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۵ ۱۷:۱۹ توسط فرشته ی عذاب.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
این صحیحه که نباید نگاه کرد چه کسی گفته و باید نگاه کرد چی گفته .
اما اینطور نیست که رفتار اشخاص قابل بحث نباشه . همه چیز قابل بحثه . پس اگر دلایل منطقی ای داشتیم که نشون می داد که رفتار یک شخص مخالف منطق و حسن نیته ، میشه با ذکر اون دلایل منطقی به نقد رفتار اون شخص و یا حتی اعتراض به منطق گریزی و عدم حسن نیتش پرداخت . در چنان حالتی هم مسلما به چیزی که گفته نگاه کرده ایم . اگر رفتار یک شخص در دفعات پیش فاقد منطق و حسن نیت بود ، این رو نمیشه بطور مستقیم به دفعات بعد ربط داد ، یعنی نمیشه بگیم اگر دفعه قبل اشتباه کرده پس الان هم اشتباه میکنه ، اما بطور غیرمستقیم میشه ربط داد ، یعنی میشه بگیم اگر رفتارش رو درست میدونست و اشتباه بودنش رو منکر می شد و هنوز هم منکر میشه پس هنوز بر همون شیوه هست پس الان باز همون رفتار رو تکرار میکنه . |
|||
|
|
۱۷:۵۲, ۱۳/مهر/۹۵
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام وتشکر این یک قاعده کلی است که اگر بدان توجه نشود ممکن است زیانی برما وارد شود با دومثال میتوانیم پی به حکمت کلام خداوند ومولا برسیم 1- چوپانی بدورغ فریاد کمک خواست مردم بار اول ودوم آمدند اما دروغ بود برای بارسوم نیامدند اما چوپان رمه اش را گرگ درید آنچه مورد حکمت است اینستکه دروغ نتیجه اش بی اعتمادی است اما اگر به فریاد سوم چوپان میرسیدند حتما رمه سالم می ماند واین خسران حاصل توجه به شخصیت افراد است 2-شیظان قصد نصیحت نوح نبی را داشت اما نوح اورا راند پیام امد که چرا به پندش گوش ندادی بشنو .نوح از وی خواست که بگوید گفت هرجا که دو نامحرم تنها باشند نفر سوم من هستم . دراینجا نیز پند شیطان مفید بود موفق باشید |
|||
|
۱۲:۰۸, ۱۴/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۵ ۱۲:۲۱ توسط قلب.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
نتیجه ای که شما می خواید از این آیه ببرید صحیح نیست چراکه باعث گم شدن حق و باطل ميشه فرد عالم و متخصص میتونه سخن حق و بهتر رو تشخیص بده و این کاره هرکسی نیست چراکه قید مومن آمده که یکی از شرایط مومن بودن عالم بودن هست مانند عالمان دینی نه همه مردم اگر منظور همه مردم بودن قید الناس میومد که نیومده و این نشون ميده مقصود آیه افراد متخصص هست اينجور هم نیست که انسان بعد از شناخت باطل و اهل نفاق بره و به حرفهای اونها گوش بده قضیه پیامبران هم با مردم معمولی فرق داره و یکی نیست و استثناهایی وجود داره در ضمن جنابعالی اگر متخصص نیستید نباید به تفسیر آیات قرآن بپردازید اونم برای بقیه پس اگر حرف قرآنی دارید باید از تفاسیر استفاده کنید وگرنه چنانچه اشتباه کنید گناه بزرگی انجام دادید و به خدا و پیامبر اسلام دروغ بستید و باعث گمراهی دیگران شدید ميشه بفرمایید تخصص شما چیه؟؟؟؟ انواع سخن شنيدن گوش دادن به سخن ديگران، چندگونه است. شنيدن سخن حقبهترين سخن حق كه شنيدنش در هر حال مفيد خواهد بود، سخن خداست در قرآن كريم و سپس سخنان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و اله) و امامان معصوم (عليهم السلام) است كه در روايات آمده است. در مرحلة سوم، نصايح و مواعظ عالمان و حكيمان و مردان خداست كه براي زنده نگهداشتن مفاهيم ذهني، اعتقادي و اخلاقي بسيار مهماند و در رفتار ما تأثير بسياري ميگذارند. از اين رو در اسلام به شنيدن چنين سخناني فراوان تأكيد شده است. خداوند در قرآن مجيد ميفرمايد: وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛[sup](1)[/sup] و چون قرآن خوانده شود، همگي بِدان گوش فرا دهيد و سكوت كنيد، باشد كه مورد لطف و رحمت [خدا] قرار گيريد. شنيدن سخن باطلدر صورتي كه شنونده ميداند گوينده ميخواهد مطلب باطلي بيان كند، طبيعي است كه شنيدن آن، درست نيست و كمترين زيان گوش دادن به چنين سخني، اتلاف وقت است؛ ولي افزون بر آن، آثار سوء ديگري نيز بر شنيدن سخنان باطل، مترتب خواهد شد كه به برخي از آنها اشاره ميکنيم: نخست آنكه گوش دادن به اين گونه سخنان واهي سبب بازارگرمي اهل باطل ميشود؛ يعني هر گويندهاي اگر شنونده نداشته باشد، طبعاً انگيزهاي براي سخن گفتن ندارد. پس شنونده در واقع كمك ميكند تا گوينده دروغ و سخنان باطل بگويد. بنابراين، شنيدن سخن باطل، خود نوعي ياري بر گناه خواهد بود كه خداوند در قرآن با جملة: «وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ؛[sup](2)[/sup] در راه گناه و تعدي همكاري نكنيد.» ما را از اين عمل باز داشته است. دوم آنكه شنيدن سخنان باطل و واهي ممكن است شنونده را به بيراهه بكشاند و از حق و حقيقت منحرف سازد؛ زيرا هرچند كه شنونده بداند كه آن، سخن باطلي است، ولي ممكن است كه گوينده، آنچنان سخن باطل خود را بپروراند و زيبا بيان كند كه وي را تحت تأثير قرار دهد و منحرف سازد. يك مطلبِ هرچند باطل و نادرست را وقتي با رنگ و لعاب و جملههاي زيبا بيان كنند يا مكرر بگويند و ما هم بشنويم، كاملاً بياثر نيست. از اينجاست كه قرآن كريم، ما را از شنيدن سخنان بيهوده و باطل منع ميفرمايد: وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً؛[sup](1)[/sup] و البته [خدا اين آيه را] در كتاب بر شما نازل کرد كه هرگاه [در جايي يا مجلسي] شنيديد كه آيات خداوند مورد انکار يا استهزا و تمسخر قرار ميگيرد، با آنها ننشينيد تا [از آن دست بردارند و] به گفت و شنود و سخن ديگري پردازند [كه اگر با آنها بنشينيد] در اين صورت، شما هم همانند آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كفار را همگي در جهنم گرد خواهد آورد. اين آيه كساني را كه به سخنان باطل گوش فرا ميدهند، به شدت هشدار ميدهد كه كارشان به نفاق كشيده ميشود، دلشان با شنيدن اين سخنان در برابر كفار نرم ميشود، به آنها گرايش مييابند و تحت تأثير اين سخنان، ايمانشان ضعيف ميشود و كمكم زوال مييابد. بر اين اساس خداوند مؤمنان را از گفت و شنود چنين سخنان باطلي باز ميدارد تا کافران نيز از چنين سخناني منصرف شوند. شنيدن براي پيروي احسن گاه سخن را ميشنويم تا دربارة درستي يا نادرستي آن بينديشيم و اگر آن را درست تشخيص داديم، بپذيريم. خداوند در اين باره ميفرمايد: وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ؛[sup](2)[/sup] و بر آنان كه از [پرستش] طاغوت اجتناب كرده و به [درگاه] خدا بازگشتهاند مژده باد. پس بشارت بده بندگانم را كه به سخن گوش فرا ميدهند، سپس بهترين آن را پيروي ميکنند. اينان همانهايي هستند كه خدا هدايتشان كرده و اينان صاحبان خردند. به نظر ميرسد منظور از «القول» در اين آيه، قرآن است و يكي از نامهايي كه بر قرآن اطلاق شده، القول است و بر فرض كه منظور از القول اعم باشد و شامل هر كلامي بشود، معناي آيه اين خواهد بود كه «مژده بده به آنان كه هر كلامي را بشنوند و بهترين آنها را به كار بندند». بنابراين، يكي از پيششرطها يا پيشفرضها در فرد مورد نظر آية شريفه، داشتن قدرت تشخيص است تا بتواند از ميان سخناني كه ميشنود، بهترين آنها را شناسايي و سپس پيروي كند. پس اين آيه کسي را که توان تشخيص حق و باطل را نداشته باشد، در بر نميگيرد و وي را به شنيدن همة گفتهها تشويق نميكند. بهويژه با توجه به آيات ديگري كه سفارش ميكنند به گوش ندادن به سخنان باطل و هشدار ميدهند كه اگر به سخنان باطل گوش دهيد، سر از نفاق درميآوريد و در جهنم همنشين كفار ميشويد. با اين وصف، چگونه ميتوان از آية پيشين استفاده كرد كه هركس بايد هر سخني را بشنود؟! قطعاً قرآن كريم نميخواهد بگويد به سخن هر گويندهاي گوش دهيد، بلكه گوينده بايد مورد اعتماد و شايسته باشد؛ اگر در موارد و جريان عادي زندگي است، بايد گوينده موثق و راستگو باشد و اگر مربوط به امور فني و نيازمند اجتهاد است، بايد آن شخص در آن فن، صلاحيت اجتهاد و تخصص داشته باشد. اعتماد به اكثريتبرخي کسان به اكثريت اعتماد ميكنند و كميت را ملاك تشخيص حق و باطل قرار ميدهند؛ يعني وقتي بيشتر مردم يا همة آنان چيزي گفتند، به آن اعتماد ميكنند. اگر اعتماد به مردم يا اكثريت، در مسائل عادي زندگي باشد و در سعادت و سرنوشت انسان نقشي نداشته باشد، چندان مهم نيست؛ ولي در مسائل سرنوشتساز كه با نيکبختي يا بدبختي جاودانة انسان ارتباط دارند، هيچگاه نميتوان به سخن مردم اعتماد كرد، بهويژه اگر راهي براي تحقيق وجود داشته باشد و ادلّه و نشانهها ما را برخلاف گفتار اكثريت رهنموني كنند. اكثريت لزوماً نميتواند مفيد و كارساز باشد. بسياري از آيات قرآن كساني را كه به جاي اعتماد به عقل و درك و انديشة خويش از اكثريت پيروي ميكنند، نكوهش كردهاند؛ مانند: وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ؛[sup](1)[/sup] و اگر اكثريت مردم روي زمين را پيروي كني، تو را از راه خدا گمراه ميكنند. آنان جز از گمان [خود] پيروي نميكنند و جز به حدس و تخمين نميپردازند [فکر درست و دقت و تحقيقي ندارند]. بنابراين اگر امكان تحقيق عقلي وجود داشته باشد، اعتماد كردن به ديگران حتي به اكثريت و حتي به همة مردم، درست نيست. حق يا باطل بودن چيزي را بايد به مدد برهانهاي عقلي تشخيص داد. البته مسائل خاص و تفاصيل احكام را كه راهي در آنها براي برهان عقلي نيست، بايد از پيامبر و امام دريافت كرد. پس تقليد از ديگران در صورتي درست است كه اولاً مسائل اساسي و اصولي نباشد؛ ثانياً صلاحيت آنان را براي تقليد احراز كنيم و حجت شرعي يا حجت عقلي داشته باشيم بر اينكه آنان قابل اعتماد و سخنانشان پذيرفتني است. در غير اين صورت، تقليد موجه نيست و اگر انسان بيدليل از ديگران پيروي كند و گمراه شود، جز خود هيچ كس ديگري را نبايد سرزنش كند. ضمناً روشن شد كه چرا در فروع دين بايد از مجتهد تقليد كنيم؛ چون اگر نميتوانيم همة مسائل مورد نيازمان را خود با تحقيق فرا بگيريم، ناگزير بايد يك سلسله از مسائل رااز ديگران فرا بگيريم و به آنها اعتماد كنيم و اين، روشي عقلايي است؛ يعني همة عقلا در مواردي كه اطلاع كافي ندارند، به خبرگان و متخصصان مراجعه ميكنند. از سوي ديگر، روشن شد كه تنها در مسائل فرعي ميتوانيم به ديگران اعتماد كنيم؛ ولي مسائل اصلي دين كه سرنوشت انسان را تعيين ميكنند، حتماً بايد با عقل و انديشه خود يا از راهي كه به دليل و برهان عقلي ميانجامد، مثل آيات قرآن كه حجيت آنها از راه عقل ثابت شده است، اثبات شوند. گوش دادن به لهو و لغوگوش دادن به سخنان بيهوده که هيچ تأثيري در زندگي ما ندارند، و فقط نوعي سرگرمي به حساب ميآيند، ناپسند است و آية شريفة: «وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ؛[sup](1)[/sup] و آنان كه از [سخنان] لغو و بيهوده رويگرداناند». كه در مقام ستايش مؤمنان و رستگاران است، بر آن دلالت ميکند. اين آيه در لفظ و منطوق، ستايش مؤمن است در برابر نشنيدن لغو و سخن بيهوده، ولي طبعاً بر نكوهش از شنيدن لغو دلالت دارد. در آية ديگري آمده است كه اهل جهنم در پاسخ به «اصحاب يمين» ـ كه در بهشت آرميدهاند و از اهل جهنم ميپرسند كه چه چيزي شما را به دوزخ درافكند؟ ـ چنين ميگويند: «ما از نمازگزاران نبوديم، به اطعام مسكين و سير كردن شكم فقير همت نكرديم و همراه و همدل با اهل باطل، در گفت و شنود سخنان بيهوده غرق ميشديم». شنيدن سخن لغو با آنکه نکوهيده است (اتلاف وقت است و توجه انسان را به چيزهايي جلب ميكند كه براي دنيا و آخرت او مفيد نيست) ، ولي سبب كفر و شرك و نفاق انسان نميشود؛ البته شنيدن سخن باطل و انحرافي، تهديدها و خطرهاي بالاتر و بزرگتري براي انسان دارد.
|
|||
|
۱۴:۱۹, ۱۴/مهر/۹۵
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام وتشکر از زحمتی که کشیدید البته بادقت در عرایض بنده تاحدودی ایرادات برطرف میگردد اولا در کلام خداوند ومولا عبارت کلی است یعنی خطاب بندگان خداست فارغ از اینکه مومن باشند یا نباشند (عباد الذین)ودیگر اینکه مراد کلام است نه رفتار (القول) و(ماقال) در یکی شنیدن ودر دیگری نظر کردن که مراد همان شنیدن با دقت است. ثانیا در این دو کلام توصیه به شنیدن ونظر کردن است در کلامی که هنوز برآن آگاهی ندارید اما مواردیکه در آیات مورد اشاره شما آمده است موارد لغو لهو باطل ومشابه آن است که قبلا شنیده شده ودیگر شنیدن آن جایز نیست مثلا شما میروید در جائی پیشنها دمیکنند که این موسیقی را بشنوید آیا درست است پیش از آگاهی برآن آنرا رد کنید؟ عاقلانه اینستکه بفرموده قرآن ومولا آنرا بشنوید شاید مفید بود واگر در میانه راه متوجه شدید که لهو است آنرا ترک کنید نتیجه اینکه در مورد سخنان هیچ فردی ازقبل پیش داوری نکنید ممنونم ضمنا برداشت بنده تفسیر نیست تنها ترجمه دقیق ایات وروایات است ونیازی به مفسر ندارد گرچه در کتب تفسیر هم میتوانید آنرا بیابید |
|||
|
۱۴:۲۷, ۱۴/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۵ ۱۴:۳۳ توسط قلب.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۴/مهر/۹۵ ۱۴:۱۹)aliabad نوشته است: بنام خدا سلام بفرمایید کدام آیه منظور شماست؟ اگر روایاتی هست بفرمایید کدام روایات؟؟ جنابعالی اصلا نگفتيد بر مبنای کدام آیات و روایات صحبت می کنید اینم درباره مفهوم عباد عباد الرحمن |
|||
|
۱۴:۳۵, ۱۴/مهر/۹۵
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام آیه مورد نظر بنده فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ؛ روایت مورد نظر بنده (انظر الی ماقال ولا تنظر الی من قال) ایات مورد نظر شما وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ |
|||
|
۱۴:۴۸, ۱۴/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۵ ۱۵:۰۹ توسط قلب.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۱۴/مهر/۹۵ ۱۴:۳۵)aliabad نوشته است: بنام خداسلام درباره این آیه توضیح دادم که دوباره اینجا میزارم تا نگاه کنید درباره عباد هم در پست قبل لینکی رو قرار دادم که میتونید معنای این کلمه را ببینید که قید خاص است نه عام شنيدن براي پيروي احسن گاه سخن را ميشنويم تا دربارة درستي يا نادرستي آن بينديشيم و اگر آن را درست تشخيص داديم، بپذيريم. خداوند در اين باره ميفرمايد: وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ؛[sup](2)[/sup] و بر آنان كه از [پرستش] طاغوت اجتناب كرده و به [درگاه] خدا بازگشتهاند مژده باد. پس بشارت بده بندگانم را كه به سخن گوش فرا ميدهند، سپس بهترين آن را پيروي ميکنند. اينان همانهايي هستند كه خدا هدايتشان كرده و اينان صاحبان خردند. به نظر ميرسد منظور از «القول» در اين آيه، قرآن است و يكي از نامهايي كه بر قرآن اطلاق شده، القول است و بر فرض كه منظور از القول اعم باشد و شامل هر كلامي بشود، معناي آيه اين خواهد بود كه «مژده بده به آنان كه هر كلامي را بشنوند و بهترين آنها را به كار بندند». بنابراين، يكي از پيششرطها يا پيشفرضها در فرد مورد نظر آية شريفه، داشتن قدرت تشخيص است تا بتواند از ميان سخناني كه ميشنود، بهترين آنها را شناسايي و سپس پيروي كند. پس اين آيه کسي را که توان تشخيص حق و باطل را نداشته باشد، در بر نميگيرد و وي را به شنيدن همة گفتهها تشويق نميكند. بهويژه با توجه به آيات ديگري كه سفارش ميكنند به گوش ندادن به سخنان باطل و هشدار ميدهند كه اگر به سخنان باطل گوش دهيد، سر از نفاق درميآوريد و در جهنم همنشين كفار ميشويد. با اين وصف، چگونه ميتوان از آية پيشين استفاده كرد كه هركس بايد هر سخني را بشنود؟! قطعاً قرآن كريم نميخواهد بگويد به سخن هر گويندهاي گوش دهيد، بلكه گوينده بايد مورد اعتماد و شايسته باشد؛ اگر در موارد و جريان عادي زندگي است، بايد گوينده موثق و راستگو باشد و اگر مربوط به امور فني و نيازمند اجتهاد است، بايد آن شخص در آن فن، صلاحيت اجتهاد و تخصص داشته باشد. اگر از نهج البلاغه مطلبی رو میذارید باید کامل و با آدرس باشد پس تا وقتی روایت رو کامل قرار ندیدید چیزی رو ثابت نکردید سلام در لینک زیر هم توضیحاتی دادن درباره اون روایتی که قرار دادید و طبق آيه قرآن که گذاشتم شرط تخصص داره http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa39561 |
|||
|
۱۵:۱۰, ۱۴/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۵ ۱۵:۲۴ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام وتشکر بله قید دارد ومژده به بندگان خاصی است و آن بندگانی است که کلام را می شنوند وبهترینش را انتخاب میکنند(مراد قرآن نیست چون قرآن همه احسن است)هرکس باندازه عقل خود همانگونه که درانتخاب سایر امورمادی عمل میکنند بله کسی که آگاه است نباید به طاغوت بیاندیشد وباید اجتناب کند اما اولا تنها راه برای رسیدن به کمال همین راه است وثانیا آنانکه کاملند باید بشنوند وبهترین را برگزینند .پس تا شنودن نباشد اجتناب میسور نیست واگر طاغوت باشد اجتناب حتمی است موفق باشید در مورد روایت هم لینک یادشده موید نظر بنده است |
|||
|
۱۵:۲۸, ۱۴/مهر/۹۵
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۳/مهر/۹۵ ۱۱:۵۵)aliabad نوشته است: رهبری معظم نظام فرمودند که نظر رهبر نظر نظام نیست وتبعیت ازآن الزامی نیست ومخالفت باآن نیز مخالفت با نظام نیست .مفهوم این فرمایش اینستکه در نظرات ایشان هم دقت کنید این مراد کلام امام علی وقرآن کریم است . متاسفانه گروهی شاید همان شیعه انگلیسی به فرموده رهبری باشند که با انگ زدن به افراد جوانان را ازشنیدن گفتار آنان باز دارند ونتیجه اینکه از حقایق دور بمانند . سلام میشه بفرمایید چرا نظر رهبری (مخالفت با ایشون مخالفت با نظام نیست) رو اینجا گذاشتید؟ فکر میکنم کلام حضرت امیر کافی باشه مگر اینکه... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







