|
لشكر عرب و 3 گزينه !
|
|
۲۱:۴۲, ۲۸/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۵ ۱۷:۴۶ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
پايگاه جامع فرق، اديان و مذاهب_ صهيونيسم و استكبار جهانی، برای خلع ملت ايران از سلاحِ معنويت (كه همان عقيده اسلامِ انقلابی است) مدتهاست دست به كار شده، با شايعهپراكنی و دروغ سعی در فريب افراد دارد. از آن جمله مدتی است چنين متنی را در شبكههای مجازی منتشر كرده اند: يك لشكر سواره كاملاً مسلح عرب، دم در است! سه گزينه برای ما گذاشتند! يا اينكه كمی پول به آنان دهيم! يا ما را میكشند و دارايی ما را میچاپند! پسران ما را به بردگی میبرند و به دختران ما تجاوز میكنند! يا اينكه به دين جديدی وارد شويم كه ميگويند دين عدالت و رحمت جهانيان است... 1400 سال پيش، يك مشت گدای گرسنه از كشور برهوت عربستان كه جز شتر و نخل چيزی نديده بود به كشور سر سبز اهورايی ما آمدند، كشتند... تجاوز و غارت كردند. كتابخانهها را سوزاندند. بيدار شويد! ديگر كافی است! سند: كتاب دو قرن سكوت! التماس تفكر ! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاسخ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- چنين گفتار سخيف و جلفی به راستی نيازی به نقد ندارد! چون بنيانش بر كينه و عقده بنا نهاده شده است. ليكن برای تنوير افكار نكاتی را بايد به عرض برسانيم. در ابتدای متن آمده است كه «يك لشكر سواره كاملاً مسلح عرب...»!اين در حالی است كه تاريخپژوهان به خوبی میدانند كه لشكر عرب در حمله به ايران، نيمه مسلح و آن هم با سلاحهای ابتدایی و ساده و شمشيرهای ناقص میجنگيدند. اصولاً اعراب به دليلِ صنعت ضعيف و ناپختهشان توان ساخت سلاحهای بروز را نداشتند. از همين روی، ساسانيان كه از سر تا به بُن مسلح به سلاحهای كارآمد بودند، عرب را مورد تمسخر قرار ميدادند.[ عبدالحسین زرینکوب، دو قرن سکوت، تهران: انتشارات سخن، 1381. ص 64.] اما اينكه «يك لشكر كاملاً مسلح عرب (!) جلوی دربِ خانه است»، پيش از آنكه نقطه ضعف عرب باشد، ننگ و ذلتی برای ارتش ساسانيان است!
- در ادامه متن آمده است: «يا اينكه كمی پول به آنان دهيم! يا ما را میكشند و دارايی ما را میچاپند!» و در كنار اين مطلب، تصوير يك خانواده فقير را قرار داده اند! اين در حالی است كه در فقه اسلام، فقرای اهل كتاب از داد جزيه معاف هستند. همانطور كه زنان و پيرمردان و كودكان و ... از دادن جزيه (ماليات) معاف هستند. برای نمونه میتوانيد به عهدنامه عتبة بن فرقد با مردم آذربايجان نگاه كنيد كه فقرا و نيازمندان از دادنِ جزيه معاف بودند.[بنگريد به «حقایقی از فتح آذربایجان توسط سپاه عرب»] در ادامه اراجيف آمده است: «(اگر به آنها پول ندهيم) ما را میكشند و دارايی ما را میچاپند!» در پاسخ بايد گفت: همانطور كه در تصاوير كنار متن آمده، اين خانواده فقير بودند! لذا اموالی نداشتند، پس چاپيدن داراییهای اين خانواده هم ادعایی نادرست است. از ديگر سو، بايد توجه داشت كه كشتنِ غيرنظاميان و افرادی كه توطئه سياسی-نظامی عليه اسلام نكردند، در فقه اسلام جایی ندارد. همانطور كه در قرآن ميخوانيم: «لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ [الممتحنة/8] خدا شما را از كسانى كه در كار دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكردهاند، باز نمىدارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد، زيرا خدا دادگران را دوست مىدارد.» و هر كس كه عليه اين آيه عمل كرده باشد، از ديد مسلمانان، محكوم است. - در ادامه آمده است: «يا اينكه به دين جديدی وارد شويم كه ميگويند دين عدالت و رحمت جهانيان است...» واقعاً اگر يك سخن درست در اين متن باشد، همين است. اين حقيقت تاريخی است. حتی رفتارهای نادرست خلفا از جمله عمر بن خطاب و بنیاميه و بنیعباس هم نتوانست ماهيت اسلام حقيقی را عوض كند. به تعبير استاد زرينكوب: «کارنامه اسلام، یک فصل درخشان تاریخ انسانی است».[ عبدالحسین زرینکوب، کارنامه اسلام، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۹۱. فصل 5 و دیگر بخشهای کتاب؛ ص 11-12 و.. ] قرآنی كه ميگويد حتی به كافرانی كه شما را آزار نمیدهند محبت كنيد. قرآنی كه حتی از حق حياتِ دختركانِ مشركزاده هم دفاع كرده است... البته اسلام، در كنار عدالت و رحمانيت (كه بارها در قرآن به آن امر شده) دين مبارزه با ظلم و شرک نيز هست. چون باغبان برای پربار شدن درختانِ باغش بايد به درختان آب داده و به آنان رسيدگی كند و به سراغ شاخ و برگهای آفتزده رفته، آنان را برچيند و درون آتش بيندازد. ليكن خشونت اسلام نيز همانندِ رفتارِ باغبان با شاخ و برگهای آفتزده از سر محبت است. بايد آفت و آفتزده را اصلاح كرد و اگر قابل اصلاح نبود، بايد از بين بُرد، تا باغ را نجات داد و اين محبت است. عين رحمانيت است... - در ادامه متن نيز با سخنانی نادرست گفته است: «يك مشت گدای گرسنه از كشور برهوت عربستان كه جز شتر و نخل چيزی نديده بود به كشور سرسبز اهورايی ما آمدند»... در پاسخ بايد گفت كه عدالت و انصاف بهترين چيز است، اما نويسنده اراجيف فوق، رعايت اين اصول را نكرده است. اولا در شبهجزيره عرب، چند هزار كيلومتر خط ساحلی (دريای سرخ و خليج فارس و دريای عرب و اقيانوس هند و...) وجود دارد. ثانياً جنوب شبهجزيره عرب، كه سرزمين يمن نام دارد، سرزمينی است كه كشاورزی در آن رايج بوده و هست و معادن سنگهای قيمتی بسياری نيز دارد. از سويی شهر طائف كه از شهرهای حجاز است، دارای صنعت كشاورزی و باغهای سرسبز بسياری بوده است. پس اين ادعا كه عربها جز شتر و نخل چيزی نديده بودند، صحيح نيست. از سويی ديگر، فلات ايران را «كشور سرسبز اهورايی» ناميده است! از خدا كه پنهان نيست، از خلق خدا چه پنهان... كه بهتر است بدانيم اكثر فلات ايران، بيابان و نواحی خشك و بیآب و كمآب است. از كوير لوت گرفته تا دشت كوير و ديگر بيابانها... همه نقاط خشك و بیآب هستند. عجيب است كه نويسنده اراجيف، چندصدهزار كيلومتر بيابانهای ايران را نديد! گذشته از اين، بيشتر مناطق مرتفع ايران به خصوص مركز و جنوب زاگرس، اكثراً خشك هستند و تنها بخش اندكی از سرزمين ايران شامل جنگلها و مراتع و نواحی كشاورزی است كه روی هم رفته شايد كمتر از 5 درصد سرزمين ايران، سرسبز باشد. اين حقيقتی است كه از روی نقشههای ماهوارهای به روشنی میتوان دريافت. ![]() ميزان سرسبزی ايران عزيز را در اين نقشه ماهوارهای میتوان دريافت! چرا باستانگرايان اينقدر راحت دروغ ميگويند؟! - در ادامه نيز مدعی شد كه عربها كتابخانهها را به آتش كشيدند! حال آنكه چنين ادعایی صحت نداشته و حداقل قابل اثبات نيست. امروزه پژوهشگران به اسناد و دلايل جديدی دست يافتهاند كه ادعای كتابسوزی در ايران را رد كرده است. تنها در خوارزم "شايد" چنين حادثهای رخ داده كه آن هم در زمان بنیاميه بوده و تنها آثار مكتوب به زبان و خط خوارزمی نابود شدند (كه جدا از خط و زبان رسمی ايران عصر ساسانيان بود).[کتابسوزی خوارزم، حقیقت یا دروغ؟] - در پايان نيز نويسنده بيمار، اراجيف خود را به كتاب دو قرن سكوت نسبت داده است! در حاليكه با مطالعه اين كتاب، بسياری مطالب در تمجيد و تاييد اسلام میيابيم.[مسلمان شدن اکثر ایرانیان از روی اختیار، گفتاری از عبدالحسین زرینکوب» و «دفاعیهی استاد زرینکوب پیرامون اسلام»] لینک موضوع
|
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۱۴, ۲۷/آذر/۹۵
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۵ ۱:۵۶)سعدی نوشته است: آقا عمار، از تذکرتون ممنونم. قسمت آخر پستم رو ویرایش کردم. مشکلی نیست ! شما اول بگو منظورت چند نفره ، بعد همون تعداد رو ثابت کن ! شاید با نگاه درست شما هم به این نتیجه برسی که ما باید از مجاهدان مسلمان برای سرنگونی طاغوت سپاسگذار باشیم نه اینکه از خودمون حرف دربیاریم . (۲۵/آذر/۹۵ ۹:۱۰)truthfinder نوشته است: سلام. تی وی رو روشن کن بزن شبکه ی خبر یا پرس تی وی ، احتمالا بتونی نمونه ی کاملا زنده رو مشاهده کنی ! |
|||
|
|
۹:۳۴, ۲۹/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۵ ۹:۳۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
نقل قول:مشکلی نیست ! شما اول بگو منظورت چند نفره ، بعد همون تعداد رو ثابت کن !سلام در برخی روایات به کاروانهای اسیرانی اشاره شده که زنان را به منظور فروش به بازار می آوردند. به طور مثال: http://article.tebyan.net/155329/%D8%A2%...%B1%D8%AF- اما این که چه تعداد از این کاروانها اومده و هر کدام چه تعداد را آورده اند مشخص نیست. قاعدتاً سازمانهای آمارگیری هم وجود نداشته که آمار قابل استنادی رو به ما بدهند. به هر حال اصل این که چنین اتفاقی افتاده مسلمه و فقط اختلاف نظر روی تعداد است. نقل قول:شاید با نگاه درست شما هم به این نتیجه برسی که ما باید از مجاهدان مسلمان برای سرنگونی طاغوت سپاسگذار باشیم نه اینکه از خودمون حرف دربیاریم .بله. باید نکات مثبت و منفی را در کنار هم دید. اون نکات منفی تا حد زیادی به حاکم اون زمان (یعنی عمر) مربوط میشه و نباید به اسلام تعمیمشون داد. |
|||
|
۱۹:۵۰, ۲۹/آذر/۹۵
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۵ ۹:۳۴)سعدی نوشته است: اما این که چه تعداد از این کاروانها اومده و هر کدام چه تعداد را آورده اند مشخص نیست. قاعدتاً سازمانهای آمارگیری هم وجود نداشته که آمار قابل استنادی رو به ما بدهند. بحث ما در مورد اصل وجود اسیر در اسلام نیست ،البته در این مورد در صفحات قبل بحث شده و در جای خودش میشه دوباره بحث کرد! بحث اثبات حرف شما است (تجاوز به زنان ایرانی !) نیازی هم به وجود سازمان آمار و اسناد در این بحث نیست ،گزارشات تاریخی هم میتواند کافی باشد . (۲۹/آذر/۹۵ ۹:۳۴)سعدی نوشته است: بله. باید نکات مثبت و منفی را در کنار هم دید. اون نکات منفی تا حد زیادی به حاکم اون زمان (یعنی عمر) مربوط میشه و نباید به اسلام تعمیمشون داد. دقیقا کدام نکات منفی؟! (به نظرم تو این قسمت بحث شما از دوباره از خودتون حرف درآوردید ! فعلا درستی ادعای اول رو نشان بدید بقیه پیش کش!) |
|||
|
|
۲۰:۵۳, ۲۹/آذر/۹۵
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
سلام عمار گرامی
اگر یک فردی به عنوان برده و با هدف استفاده جنسی خرید و فروش بشه، بهش میگن "برده جنسی". به استفاده جنسی اجباری هم میگن "تجاوز جنسی". با این دو تعریف موافقید؟ |
|||
|
۰:۰۹, ۳۰/آذر/۹۵
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
دوباره که داری داستان تعریف میکنی
!تو یه ادعایی کردی (( تجاوز به زنان ایرانی در فتح ایران)) اول باید بیای ادعات رو ثابت کنی ، تا زمانی هم که ادعات رو ثابت نکردی قرار نیست هیچ پرانتزی باز بشه ! یعنی چی ؟ یعنی فعلا وارد هیچ تعریفی نمیشیم و تو نظرت رو ثابت میکنی که به عامه ی زنان ایران تجاوز شده (در برابر این نظر که جنگ بین طاغوت و مسلمانان بوده و عامه ی مردم طرفدار مسلمانان بودند) بعدش میایم تعاریف رو بررسی کنیم ! |
|||
|
۲۰:۴۱, ۳۰/آذر/۹۵
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
سلام آقا عمار
باید مشخص بشه که اختلاف نظر دقیقاً در کجاست؟ - آیا شما کنیز رو برده جنسی نمی دونید؟ - آیا تعریف شما از تجاوز چیزی غیر از اون تعریفیه که آورده شده؟ - آیا معتقدید که در این جنگ هیچ زنی به کنیزی گرفته نشده؟ - یا اینکه اختلاف نظر شما روی تعداد افراد است؟ |
|||
|
۰:۵۸, ۱/دی/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۵ ۱:۵۸ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
شما ادعا کردید در فتح ایران به (زنان ایرانی ) تجاوز شده و در برابر این نظر نظری هست که میگوید (زنان ایرانی اسلام را با میل پذیرفتند ) و در جنگ واقع شده مردم ایران با مسلمانان در برابر طاغوت ایستادند ! الان شما باید درستی نظرت رو نشون بدی ! همین
سعدی گرامی اگر درک هوشی شما قادر به هضم چنین عبارات ساده ای نیست ، من راضی نیستم خودتان را اذیت کنید ! |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 666666655.png]](http://www.adyannet.com/sites/default/files/media/image/islam/666666655.png)






!