|
نقد سینمایی شبانه روز
|
|
۱۹:۰۰, ۲۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شناسنامه فیلم : کارگردانان : امید بنکدار – کیوان علیمحمدی نویسندگان : امید بنکدار – کیوان علیمحمدی تهیه کننده : سید جمال ساداتیان بازیگران : نیکی کریمی – محمد رضا فروتن – مهناز افشار – حامد بهداد – حمید رضا پگاه – مهتاب کرامتی – خاطره اسدی – ستاره اسکندری – بهنوش بختیاری – فلامک جنیدی – نگار جواهریان – ساعد هدایتی – مریم بوبانی – رویا جاویدنیا – لادن طباطبایی و ... خلاصه فیلم : شبانه روز دارای چهار اپیزود متفاوت می باشد که به نظر می رسد در این اپیزود ها در مورد عشق صحبت می کند . نقد فیلم : شبانه روز از آن دست فیلم هایی ست که چند منتقد ساختارگرای سینما ، پست مدرن تلقی اش کنند و صرفا چند تماشاچی خاص الخاص تا اواسط فیلم ، آن را دنبال . ستاره های این اثر چنان پررنگ و لعاب و چنان زیاد هستند که شاید بتواند چند تماشاچی خاص را نیز به سمت خود بکشاند . تنها چیزی که می توان به خاطر آن کسی را دعوت به تماشای شانه روز کرد نماهای فوق العاده کارت پستالی و زیباست . شبانه روز اثری فاقد داستان است و افراط در ثبت نماهای کارت پستالی تا آن جا پیش می رود که به خود می گوییم شاید حواس کارگردان پرت شده و به جای دوربین عکاسی ، دوربین فیلم برداری دست گرفته و کلید رکورد را فشار داده است . بازتاب نور آب بر چهره مهتاب کرامتی و محمد رضا فروتن ، خطاطی اشعار ادبی بر پیشانی و گونه نیکی کریمی ، فضای تاریک و شاعرانهی با شمع مزین دو زوج عاشق و دکوپاژ های طولانی ، زبان را به تمجید وا می دارد ولی آیا سینما در همین ها خلاصه می شود . آیا رسالت یک سینماگر صرفا ثبت چند نمای زیبا ست ؟ آیا سینما و ادبیات دو خط یک ریل نیستند و داستانی بودن یک اثر سینمایی شرط اثر بودنش نیست ؟ شبانه روز می خواست از خیانت در عشق بگوید ؛ آیا توانست ؟ آنچه در شبانه روز اتفاق افتاد تلفیقی از سینمای آنتاگونیستیک (ضد وضعیت) و پراکسیسم (فرم گرایی) می باشد . بعد آنتاگونیستیک شبانه روز سعی داشت از داستان عشق بگوید ؛ داستانی که آن را خلاف واقعیت می داند و در هر گونه عشقی ، خیاتی را می انگارد و سیاه نمایی عشق را هدف خود می گیرد . همچون دیگر آثار سینمای ایران ، شبانه روز تصویری ناامید کننده ، سیاه و تاریک نشان می دهد و اگر حال خوشی بر تماشاچی غالب بوده ؛ آن حال را تا انتهای فیلم باقی نمی گذارد . شادابی از هر تریقی به ایرانی تزریق شود ؛ بلا شک در سالن های سینما از او گرفته می شود . چه در حوزه سینمای طنز و لودگی و چه در سینمای اجتماعی و چه در سینمای پست مدرن (به زعم بعضی منتقدین) توسط اثری چون شبانه روز . شبانه روز خواست از زندگی در شبانه روز بگوید ولی توصیفی نمایاند از شب های در روز . چنان اگزجره به مشکلات طبقه ای خاص الخاص و کم جمعیت پرداخت گو اینکه تمام هستی در گرو مشکلات این طبقه هستند و آسمان به زمین رسیده . شبانه روز عاری از هر گونه قهرمان بود . شبانه روز شاید مشکلی را مطرح کرد ولی راه حلی ارائه نکرد . پراکسیسم در شبانه روز فیلم در چهار اپیزود به روی پرده رفت . اپیزود هایی که تنها در چند مورد به علت هم مکانی مرتبط شدند و هیچ اثر دیگری بر هم نداشتند . شبانه روز در وهله اول ما را یاد مگنولیا اثر پائول توماس اندرسون می اندازد . مگنولیا زندگی چند خانواده را شرح می دهد که مانند حلقه های یک زنجیر در ارتباط با هم در یک سیر موازی ، داستان را شکل می دهند . شبانه روز و مگنولیا هر دو اپیزودیک هستند با این تفاوت که شبانه روز فقط فرم اپیزودیک به خود گرفته ولی مگنولیا از قوانین اثر اپیزودیک پیروی می کند . مگنولیا به زندگی رئال نزدیک بود و حتی یک غیر آمریکایی می توانست با آن همزاد پنداری کند . مضامینی چون وفاداری ، احترام و تکریم والدین و امید به زندگی در اثر بیان شد و کاتارسیس ارسطویی رقم خورد . اما در شبانه روز چطور ؟ مسئله مهم دیگر اینجاست که استفاده از دوربین رو دست یا به قول بعضی ها دوربین رو پا یا در هوا ، بدون منطق و دلیلی بر آشفتگی و ازهم گسیختگی اثر افزود و آن را بیش از پیش از نظر تماشاچی انداخت . تمام این ها یک چیز را به یاد ما می آورد و آن عدم فیلمنامه ست . تا زمانی که نویسندگان صرفا نویسنده قرار است خوراک سینمایی ایرانی را مهیا کنند ؛ سینما هیچ پیشرفتی نخواهد کرد و تا زمانی که اندیشمندان و صاحب نظران در کتاب های کم شمارگان غامض خود غوطه ورند ایرانی پیشرفت چشم گیری نخواهد داشت . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







