کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا این حدیث سندیت داره؟
۹:۳۴, ۱۱/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۵ ۹:۳۴ توسط افشین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام

یه حدیث دیدم از تلویزیون زیرنویس شد از امام رضا (علیه السلام) :

"اگر بهشت و جهنمی هم نبود باز لازم بود بخاطر لطف و احسان خداوند از او نافرمانی نکنیم"

آیا این واقعآ کلام معصوم هست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، میثم2 ، Anti gods ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۸:۵۹, ۱۵/آذر/۹۵
شماره ارسال: #11
آواتار
عبادت خالص یعنی عبادتی که با معرفت و بدون چشم داشت باشه

تمام فرمایشات شما متین و درسته.از دید مقربان درگاه الهی بله این حدیث معتبره و به این قسمت از جوابم رسیدم.اما هنوز این مساله برام نامفهومه.شما فرض کنید کسی با سختی و مشقت زندگی میکنه و به اونصورت هم معرفت پیدا نکرده در مورد خالقش.چطور میشه شاکر خالقش باشه در حالی که ذات مقدس خالق رو درست نشناخته؟مهمترین قسمت سوال من شاید این باشه اینجا:بالاخره باید راهی باشه برای دیدن لطف خدا که بنده بتونه درکش کنه،اگه نتونه چطور باید احسان خالق رو با وجودش بفهمه؟از روی حرف دیگران؟شاید بشه این مثال رو زد که شما کسی رو از بچگی با مشت و لگد بزرگ کنی و مدام بهش بگی زندگی زیباست.باور میکنه؟اصلا یکی از مهمترین صفات خدا که شایسته پرستشش میکنه عدالتشه.کسی که توی جنگ زندگی میکنه و مدام توی سختی و بدبختیه و به ناموسش تجاوز میشه و خودشم آخرش کشته میشه یا با بدبختی و زجر زندگی میکنه اگه قرار نباشه جایی حقشو پس بگیره باید رو چه حسابی فرمان خدایی رو ببره که عادل نیست؟عدالتش کجا دیده میشه اگه دنیای دیگری نباشه؟البته منکر این نیستم که بالاخره لحظات خوب و خوش توی زندگی هر آدمی وجود داره اما من در مورد غالب اوقات زندگی اشخاص دارم صحبت میکنم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، فاطمه خانم
۱۰:۴۶, ۱۵/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۵ ۱۳:۲۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #12

(۱۵/آذر/۹۵ ۸:۵۹)افشین نوشته است:  شما فرض کنید کسی با سختی و مشقت زندگی میکنه و به اونصورت هم معرفت پیدا نکرده در مورد خالقش.چطور میشه شاکر خالقش باشه در حالی که ذات مقدس خالق رو درست نشناخته؟
خوب برادرم
اين جهل نسبت به منعم كه حقيقت مطلب را كه خداوند منعم لايق عبادت است ولو كه بهشت نباشد را كه تغيير نمي‌دهد!
ضمناً امام عليه السلام وقتي‌ مي‌فرمايند خداوند لايق پرستش هست اين در خودش معرفت نسبت به خالق و منعم بودنش لحاظ شده!

به اين بيان اميرالمؤمنين توجه بفرمايد:

((دوست نداشتم در کودکی میمردم و به بهشت وارد میشدم و بزرگ نمیشدم تا پروردگارم را بشناسم))


يا به اين بيان امام سجاد عليه السلام:
من خوش ندارم كه خدا را عبادت كنم در حالی كه از این كار غرضی جز پاداش او نداشته باشم; زیرا در این صورت مانند برده‌ی طمعكار هستم كه اگر به چیزی چشم داشته باشد كار می‌كند و گر نه كار نمی‌كند; همچنین خوش ندارم كه خدا را جز به سبب ترس از كیفر او عبادت نكنم، چه در این حال همچون بنده‌ی نابكاری خواهم بود كه اگر نترسد كار نمی‌كند. عرض شد: پس، برای چه خدا را عبادت می‌كنی؟ فرمود: زیرا او به سبب الطاف و نعمت‌هایش به من، سزاوار عبادت است.

برادر به دقت به اين عرايضم لطفاً توجه كن فكر كنم بحث برات كاملاً روشن بشه!

آنچه كه در كلام امام عليه السلام مغفول واقع شده معناي دقيق پرستش هست!

ببين برادر، پرستش يعني بندگي، بندگي‌ شئون مختلفي داره كه شايد بشه گفتم مهمترين وجوهش اطاعت و عبادت هست!

به عنوان مثال وقتي در قرآن خداوند مي‌فرمايد:

أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ (43 - فرقان)



آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى!

اينجا مقصود از بندگي و پرستش هواي نفس عبادت كردنش كه نيست! اطاعت كردن هست!
حقيقت عبادت هم اطاعت هست! بر طبق روايات!

خوب دقت كن برادر!
انسان در اطاعت كردن مختار نيست!
انسان مجبور است كه اطاعت كند! اختيار دارد معبود را انتخاب كند!
شما هر فعلي را كه از روي اختيار انجام بدهي آن را براي كسي و به دستور كسي انجام مي‌دهي!
اگر به دستور خدا و براي خدا باشد تحت ولايت الله مي‌روي و در اثر فعلت از ظلمات به سمت نور سير مي‌كني
اگر به دستور خدا و يا براي خدا نباشد تحت ولايت طاغوت مي‌ري به تعبير قرآن و از نور به سمت ظلمات سير مي‌كني!

حالا اين انساني كه در پرستش مختار نيست! شايسته است چه كسي را بندگي كند؟!
از خدا بهتر سراغ دارد؟!
خالقش نيست كه هست!
عالم‌ترين به خيرش (در همان زندگي دنيايي‌اش نيست كه هست)
شفيق‌ترين و مهربان‌ترين و خيرخواه‌ترين نسبت به او نيست كه هست
غرق در نعمات و الطاف او نيست كه هست!
خوب فارغ از اينكه بهشت باشد يا نباشد اين انساني كه در نپرستيدن مختار نيست، آيا شايسته نيست در بندگي و پرستش، از خدا اطاعت كند و او را عبادت كند!؟

التماس دعا...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، افشین ، فاطمه خانم
۲۰:۵۰, ۱۵/آذر/۹۵
شماره ارسال: #13
آواتار
(۱۵/آذر/۹۵ ۱۰:۴۶)III I III نوشته است:  از خدا بهتر سراغ دارد؟!
خالقش نيست كه هست!
عالم‌ترين به خيرش (در همان زندگي دنيايي‌اش نيست كه هست)
شفيق‌ترين و مهربان‌ترين و خيرخواه‌ترين نسبت به او نيست كه هست
غرق در نعمات و الطاف او نيست كه هست!
خوب فارغ از اينكه بهشت باشد يا نباشد اين انساني كه در نپرستيدن مختار نيست، آيا شايسته نيست در بندگي و پرستش، از خدا اطاعت كند و او را عبادت كند!؟

التماس دعا...

احسنت بر شما

پس خودتون دارید میگید چون خدا:

1- عالم به خیر انسان هست

2- شفیق ترین و مهربان ترین و خیرخواه ترین نسبت به او هست

3- انسان غرق در نعمات و الطاف خدا هست

شایسته هست که انسان پرستشش کنه

حالا اون بنده ای که مثال زدم توی سختی بزرگ شده (با فرض اینکه دنیای دیگری در کار نباشه) کدوم یکی از اینا در موردش صدق میکنه که بخواد خدا رو بخاطرش اطاعت کنه؟1- خیری که توی دنیا ندیده چون اغلب اوقات زندگیش زجر کشیده پس نمیشه گفت چون فرصت زندگی رو خدا بهش داده باید اطاعت کنه خدا رو چون زندگیش پر از زجر و سختیه
2- اگه مهربانترین بود نمیذاشت اینهمه بلا سر بنده اش بیاد پس اینم نیست و خیرخواه هم نیست چون چیزی به بنده اش نرسونده جز سختی
3- چنین انسانی غرق در نعمت که نیست هیچ ، غرق در بدبختی و سختیه

دیگه دلیلی نمیمونه واسه بندگی و اطاعت خدا از طرف این شخص مگر یک دلیل

که این انسان ببینه لطف خدا به بعضی از انسانها رسیده و بخاطر این خدا رو اطاعت کنه.فکر کنم شما هم کل منظورتون همینه و میگید انسان باید درک کنه بزرگی خدا رو وگرنه مشکل از خودشه

اما من میگم خدایی که چنین خلق میکنه اصلا لایق بندگی نیست چرا که عدالتی توی کارش نیست.بنظرم منظور شما اینه چون به یکی دیگه لطف کرده انسان سختی دیده هم باید اطاعتشو بکنه با دیدن اون

ضمنا بارها شنیدیم از معصومین علیهم السلام که انسان باید ببینه برای چی خلق شده.فقط اینکه بیاد یه چند سال زندگی کنه و خلاص؟بدون هیچ هدفی؟این توهین به خداست.یعنی وجود دنیای باقی هست که به این دنیا و قدرت خدا معنی میده وگرنه اصلا از خود کلام معصوم هم میشه اینطور برداشت کرد که اگه قرار بود فقط این دنیا باشه حکمت و علم و قدرت خدا زیر سوال میرفت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۹:۱۴, ۱۶/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آذر/۹۵ ۹:۱۶ توسط III I III.)
شماره ارسال: #14

(۱۵/آذر/۹۵ ۲۰:۵۰)افشین نوشته است:  حالا اون بنده ای که مثال زدم توی سختی بزرگ شده (با فرض اینکه دنیای دیگری در کار نباشه) کدوم یکی از اینا در موردش صدق میکنه که بخواد خدا رو بخاطرش اطاعت کنه؟1- خیری که توی دنیا ندیده چون اغلب اوقات زندگیش زجر کشیده پس نمیشه گفت چون فرصت زندگی رو خدا بهش داده باید اطاعت کنه خدا رو چون زندگیش پر از زجر و سختیه
2- اگه مهربانترین بود نمیذاشت اینهمه بلا سر بنده اش بیاد پس اینم نیست و خیرخواه هم نیست چون چیزی به بنده اش نرسونده جز سختی
3- چنین انسانی غرق در نعمت که نیست هیچ ، غرق در بدبختی و سختیه
اين آخرين پاسخ حقير به شماست
اين بنده غرق بدبختي به زعم خودش غرق بدبختي هست!
يك مثال عيني و يك توضيح كلي و خداحافظ

مثال عيني
داشتم رد مي‌شدم و ديدم شخصي فلجي كه كور هم هست گوشه خيابان نشسته
تكه اي از نان تازه به او دادم
او نان را بر چشم گذاشت و سجده كرد!
گفتم واقعاً چرا شكر كردي؟!
گفت من هميشه خدا را شاكرم
اما شكر اصلي من به خاطر اين نان نيست!
شكر اصلي من به خاطر اين است كه خدا من را انتخاب كرده تا با ديدن من مردم شكر گزار او باشند!!!
من را وسيله شكر خودش كرده!


دوماً!

با اين برهان شما اولياي خدا كه اصلاً نبايد خدا را شكر كنند!
چرا؟
چون جز زجر و بدبختي چيزي در زندگي نديده‌‌اند

همان امام سجاد عليه السلام:
كه مي‌فرمايد دوست ندارم خدا را تنها به طمع بهشت يا ترس جهنم عبادت كنم!
در زندگي چه ديدند
جز زجر و بدبختي!


منطق شما منطق عبادت تاجرانه است كه در حقيقت پرستش نفس است و نفع پرستي است!
به قول امام خميني اگر ترك شهوتي هم شود براي شهوت بزرگتر است!

نگرش و معرفت درست نشان مي‌دهد كه همين كه خداوند او را از عدم خلق كرده و بالاترين نعمت كه نعمت هدايت است را شامل حالش كرده شايسته پرستش است!
اين منطق منطق اولياي دين است و منطق عبوديت حقيقي و بندگي خالص
هر منطق جز اين يا منطق تاجرانه است به طمع بهشت يا منطق بردگان از خوف جهنم كه در حقيقت بازگشتش به سود پرستي است و مطلقاً خلوصي در آن نيست و اصلاً براي خدا نيست
اصلاً به آن پرستش خدا نمي گويند مي گويند پرستش سود خويشتن

خدانگهدارتان!

در مجموع
حديث بالا، مضموني درست دارد كه در ساير روايات نيز به آن تصريح شده
اگر براي ما پذيرشش سخت است، مشكل از مضمون حديث نيست!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: افشین
۹:۲۲, ۱۸/آذر/۹۵
شماره ارسال: #15
آواتار
ممنون از وقتی که برای بنده گذاشتید

موفق و مؤید باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، Anti gods
۱:۰۲, ۱۹/آذر/۹۵
شماره ارسال: #16
آواتار
همین عبادت تاجرانه رو هم اگر داریم باید دو دستی بچسبیم بهش و ولش نکنیم...خدا را به خاطر خدا پرستیدن کار سختیه و کار هر کسی نیست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: افشین ، III I III
۲۲:۵۰, ۲۶/تیر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۶ ۲۲:۵۱ توسط mohammadz.)
شماره ارسال: #17

١٠ ـ ن :
من كلام الرضا المشهور : الصغائر من الذنوب طرق إلى البكائر ، ومن لم يخف الله في القليل لم يخفه في الكثير ، ولولم يخوف الله الناس بجنة ونار لكان الواجب عليهم أن يطيعوه ولايعصوه ، لتفضله عليهم وإحسانه إليهم ، ومابدأهم به من أنعامه الذي ما استحقوه.
(بحارالانوار-جلد71-صفحه 174)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۰۱, ۲۷/تیر/۹۶
شماره ارسال: #18
آواتار
(۲۶/تیر/۹۶ ۲۲:۵۰)mohammadz نوشته است:  
١٠ ـ ن :
من كلام الرضا المشهور : الصغائر من الذنوب طرق إلى البكائر ، ومن لم يخف الله في القليل لم يخفه في الكثير ، ولولم يخوف الله الناس بجنة ونار لكان الواجب عليهم أن يطيعوه ولايعصوه ، لتفضله عليهم وإحسانه إليهم ، ومابدأهم به من أنعامه الذي ما استحقوه.
(بحارالانوار-جلد71-صفحه 174)

این رو بنده نگاه کردم پیدا نکردم .
چه از متن خود کتاب و چه با نرم افزار .
شخصا توی بحار دیدید یا نقل قول ؟
[تصویر: do.php?img=4631]

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۱:۲۴, ۲۷/تیر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/تیر/۹۶ ۱۱:۲۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #19

سلام عليكم و رحمت الله جميع محبين اميرالمؤمنين
حديث با همين سند در بحار هست:
من كلام الرضا المشهور : الصغائر من الذنوب طرق إلى البكائر ، ومن لم يخف الله في القليل لم يخفه في الكثير ، ولولم يخوف الله الناس بجنة ونار لكان الواجب عليهم أن يطيعوه ولايعصوه ، لتفضله عليهم وإحسانه إليهم ، ومابدأهم به من أنعامه الذي ما استحقوه.
منبع: نام کتاب : بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 71 صفحه : 174
لينك منبع: http://lib.eshia.ir/11008/71/174/%D9%88%...8%A7%D8%B1

منبع از اون مهمتر و معتبرتر عيون اخبار الرضاي شيخ صدوق عليه الرحمه است:

ومن كلامه عليه السلام المشهور قوله: الصغائر من الذنوب طرق إلى الكبائر ومن لم يخف الله في القليل لم تخفه في الكثير ولو لم
يخوف الله الناس بجنة ونار لكان الواجب أن يطيعوه ولا يعصوه لتفضله عليهم وإحسانه
إليهم وما بدءهم به من أنعامه الذي أستحقوه.
منبع: نام کتاب : عيون أخبار الرضا (علیه السلام) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 193
نام لينك:
http://lib.eshia.ir/14032/1/193/%D9%88%D...8%A7%D8%B1

ضمن اينكه همونطور كه قبلاً هم خدمت دوستان عرض كردم
قريب به همين مضمون روايات متعدد ديگري از معصومين عليهم السلام صادر شده است به عنوان نمونه:

مولا اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي‌فرمايد:
الهی ما عَبَدْتُکَ خَوفا مِنْ نارک و لا طَمعا فی جنتَکَ بَلْ وَجَدْتُکَ اهلاً للعباده فعبدتُکَ.
خداوندا تو را نه به خاطر ترس از جهنمت و نه به طمع بهشتت پرستش کردم، بلکه تو را شایسته پرستیدن یافتم و عبادتت کردم.
كه در منابع متعدد از متأخرين تا معاصرين نيز ذكر شده است:

نام کتاب : بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 70 صفحه : 197

نام کتاب : التفسير الصافي نویسنده : الفيض الكاشاني جلد : 3 صفحه : 353

نام کتاب : منازل الآخرة والمطالب الفاخرة نویسنده : الشيخ عباس القمي جلد : 1 صفحه : 31
نام کتاب : دانش نامه اميرالمؤمنين (علیه السلام) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ نویسنده : محمد محمدی ری شهری جلد : 10 صفحه : 24
نام کتاب : سجاده های سلوک نویسنده : محمد تقی مصباح یزدی جلد : 1 صفحه : 573

يا در سخن معروف ديگري كه در بسياري از منابع از جمله نهج البلاغه ذكر شده است مولا اميرالمؤمنين مي‌فرمايد:

«إن قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار وإن قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد وإن قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الأحرار».

مردماني هستند كه خداوند را عبادت مي‌كنند به خاطر رغبت (به بهشت)، اينان عبادتشان عبادت تجار است.
مردماني هم هستند كه خداوند را عبادت مي‌كنند از روي خوف (از جهنم)؛ اينان نيز عبادتشان عبادت بندگان (و اسيران) است.
مردماني نيز يافت مي‌‌شوند كه خداوند را عبادت مي‌كنند به خاطر شكر كردن از نعماتش؛ اينان عبادتشان عبادت آزادگان است.

نام کتاب : نهج البلاغة ط-مطبعة الإستقامة (محمد عبده) ، جلد : 3 ، صفحه : 205

نام کتاب : وسائل الشيعة -الإسلامية (الشيخ الحر العاملي) ، جلد : 1 ، صفحه : 46
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۲:۴۳, ۲۷/تیر/۹۶
شماره ارسال: #20
آواتار
(۲۷/تیر/۹۶ ۱۱:۲۴)III I III نوشته است:  سلام عليكم و رحمت الله جميع محبين اميرالمؤمنين
حديث با همين سند در بحار هست:
من كلام الرضا المشهور : الصغائر من الذنوب طرق إلى البكائر ، ومن لم يخف الله في القليل لم يخفه في الكثير ، ولولم يخوف الله الناس بجنة ونار لكان الواجب عليهم أن يطيعوه ولايعصوه ، لتفضله عليهم وإحسانه إليهم ، ومابدأهم به من أنعامه الذي ما استحقوه.
منبع: نام کتاب : بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 71 صفحه : 174
لينك منبع: http://lib.eshia.ir/11008/71/174/%D9%88%...8%A7%D8%B1

منبع از اون مهمتر و معتبرتر عيون اخبار الرضاي شيخ صدوق عليه الرحمه است:

ومن كلامه عليه السلام المشهور قوله: الصغائر من الذنوب طرق إلى الكبائر ومن لم يخف الله في القليل لم تخفه في الكثير ولو لم
يخوف الله الناس بجنة ونار لكان الواجب أن يطيعوه ولا يعصوه لتفضله عليهم وإحسانه
إليهم وما بدءهم به من أنعامه الذي أستحقوه.
منبع: نام کتاب : عيون أخبار الرضا (علیه السلام) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 193
نام لينك:
http://lib.eshia.ir/14032/1/193/%D9%88%D...8%A7%D8%B1

ضمن اينكه همونطور كه قبلاً هم خدمت دوستان عرض كردم
قريب به همين مضمون روايات متعدد ديگري از معصومين عليهم السلام صادر شده است به عنوان نمونه:

مولا اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي‌فرمايد:
الهی ما عَبَدْتُکَ خَوفا مِنْ نارک و لا طَمعا فی جنتَکَ بَلْ وَجَدْتُکَ اهلاً للعباده فعبدتُکَ.
خداوندا تو را نه به خاطر ترس از جهنمت و نه به طمع بهشتت پرستش کردم، بلکه تو را شایسته پرستیدن یافتم و عبادتت کردم.
كه در منابع متعدد از متأخرين تا معاصرين نيز ذكر شده است:

نام کتاب : بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 70 صفحه : 197

نام کتاب : التفسير الصافي نویسنده : الفيض الكاشاني جلد : 3 صفحه : 353

نام کتاب : منازل الآخرة والمطالب الفاخرة نویسنده : الشيخ عباس القمي جلد : 1 صفحه : 31
نام کتاب : دانش نامه اميرالمؤمنين (علیه السلام) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ نویسنده : محمد محمدی ری شهری جلد : 10 صفحه : 24
نام کتاب : سجاده های سلوک نویسنده : محمد تقی مصباح یزدی جلد : 1 صفحه : 573

يا در سخن معروف ديگري كه در بسياري از منابع از جمله نهج البلاغه ذكر شده است مولا اميرالمؤمنين مي‌فرمايد:

«إن قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار وإن قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد وإن قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الأحرار».

مردماني هستند كه خداوند را عبادت مي‌كنند به خاطر رغبت (به بهشت)، اينان عبادتشان عبادت تجار است.
مردماني هم هستند كه خداوند را عبادت مي‌كنند از روي خوف (از جهنم)؛ اينان نيز عبادتشان عبادت بندگان (و اسيران) است.
مردماني نيز يافت مي‌‌شوند كه خداوند را عبادت مي‌كنند به خاطر شكر كردن از نعماتش؛ اينان عبادتشان عبادت آزادگان است.

نام کتاب : نهج البلاغة ط-مطبعة الإستقامة (محمد عبده) ، جلد : 3 ، صفحه : 205

نام کتاب : وسائل الشيعة -الإسلامية (الشيخ الحر العاملي) ، جلد : 1 ، صفحه : 46
تشکر از شما .
البته گفتم طبق اون برنامه نبود و طبق خود کتاب هم که داشتم دیدیم نبود .
جالب هست که این ادرسی که شما دادی توی جلد مورد نظر نیست . و اینکه لینکها هم مشکل داره اگه ممکن هست یه باز بینی مجدد لطف کنین صورت بدین .
بعدشم ، معتبر تر ؟ دادا من ، دقت کن علامه مجلسی از اونها نقل میکنه پس معتبر تر و ... نداریم مصادر یکی میتونه باشه پس اگه شد ما میپذیریم .
من كلام الرضا المشهور ؟؟؟؟ ایا نقل خود امام هست یا اینکه ؟؟؟؟ نمیخوام دوباره وارد مباحث حدیثی بشم .
بازم توی عیون الاخبار شیخ صدوق_ برای قرن 4.ه.ق هم اومده : ومن كلامه عليه السلام المشهور قوله
شیخ حر عاملی برای قرن 11 هست ، ایشون هم از منابع قدیمی نقل قول میکنن .
جناب رضی هم کارش حدیثی نبوده بلکه برادرشون شیخ مرتضی محدث بودن و ایشون فعالیت ادبی . ... انجام دادن.
علامه مجلسی هم که توضیحاتش اینقدر گفته شده که تکرارش فقط باعث خستگی میشه .
دادا مضمونی کار نکن چون مصداق میخوای بیاری .
مستفیض خبری است که روات آن در هر طبقه بیش از دو تن و به قولی زیادتر از سه نفر باشند، ولی به سر حد تواتر نرسیده باشد که آن را مشهور نیز نامند _فان نقلها فی کل مرتبة ازید من ثلاثة فمستفیض (وجیزه) .او مع حصر الرواة بما فوق الاثنین فهو المستفیض (شرح نخبة الفکر)_
نهج البلاغه هم مستنداتش هم از کتب مختلف هست ، یعنی از کجامع مختلف جمع اوری کرده چه اهل سنت چه شیعه . در اصل گاهی مطالب رو فقط قسمتهایی که مد نظر بود جمع کرده و گاهی میبنیم که فقط صرف ادبی بودن هست نه موارد دیگه .
حدیث دقیق و روی عن ابالحسن اگه بود و یا قال علیه السلام _ بدون هیچ کم و کاستی _ لطف کنین بیان کنین ممنون میشم . نه اینکه من كلام الرضا المشهور ، نمیشه صرف این که گفته شده تکیه کرد . سعدی کجایی بیا یکم کمک . Blush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا