کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پاشو دریا اومده!!! (نقد فیلم ویلایی ها)
۱۳:۵۰, ۲۴/بهمن/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۵ ۱۳:۵۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
پاشو دریا آمده!!!!
سالن تاریک میشه، لم میدم رو صندلی. جلوییم بهم میگه فیلم خیلی خوبیه. همه وسطش گریه می­کنن. تا می­خوام بهش جواب بدم: «مگه خوب بودن فیلم یعنی اینکه توش گریه کنی.» که فیلم شروع می­شه. تو دلم میگم سید ابراهیم اصلاً خودتو نباید ببازی. درگیر احساسات نشی­ ها... فیلم رو با دقت و حرفه­ای ببین... بدون بازی خوردن... بدون اسیر احساسات شدن.
نمای ابتدایی فیلم با حرکت عالی دوربین، جغرافیای کاملی از فضا ارائه می­دهد. قصه شروع می­شود. استخوان ­بندی دقیق فیلم­نامه اولین چیزی است که یقه ­ات را می­ گیرد. هیچ پلانی بی­ هویت نیست. سلسله علت و معلول پیاپی جلوه­ نمایی می­ کنند. هیچ دیالوگی رو هوا رها نمی ­شود. اگر در جایی خاطره ثریا قاسمی از فرزندش با تأکید بر جمله «حلالت نمی­ کنم» را می ­شنوی، حتماً در چند دقیقه بعد نما و دیالوگ دیگری در جوابش خواهی دید. اگر می ­شنوی صابر ابر و ایزدیار در مورد گلی دیالوگی دارند، یک بحث الکی برای «آب بستن به فیلم» نیست، این کاشتی است که در آینده برداشت خواهد شد. دیالوگی ساده از کودک قصه نیز رها نمی­ شود. آرزویی برای رفتن به دریا. حال که پدرت نیست برای بردن تو به دریا... ایرادی ندارد. باران مأمور به باریدن خواهد شد و دریا به سراغت خواهد آمد. قصه­ پردازی فیلم سکولاری نبوده و اساساً ربطی به سینمای به ظاهر اجتماعی فعلی ما ندارد. زن این فیلم دغدغه درستی دارد، نگرانی­های برخواسته از هویت دینی خاص و قابل قبولی دارد. طنازی هم اگر داشته باشد، کاملاً در چارچوب اصالتش است. نگاه هیزی در این فیلم نخواهیم دید. فیلم­نامهِ شریف، فیلم شریف خواهد ساخت. لذاست که شاهد فیلم پابرجا و محکمی هستیم. حتی شنیدن صدای اذان­ها نیز رو هوا و رها نیست. با تو کار دارد. سه اذان در سه نوبت. گویی تو نیز در نماز هستی. رکوع و سجده بر خاک بدون هیچ شعارزدگی بعینه برایت خودنمایی می­ کند. نکته جالب این است که من به عنوان یک مرد تا جایی که شده توانسته­ ام خود را نزدیک قهرمانان زن فیلم حس کنم. مادری و زنانگی فیلم را لمس می­کنم. دلزده نمی­ شوم، فیلم لوس­ و احساساتی نیست. می ­تواند در جاهایی مخاطب را گول بزند، مثل آنجا که خبر می­آورند فرزند عزیز شهید شده است. می­تواند با کمک گرفتن از جادوی موسیقی مخاطب را تا دره فروپاشی و دلهره فرو ببرد و سپس او را غافلگیر کند؛ ولی شرافتمندانه سکوت می­کند. شخصیت اصلی فیلم (طباطبایی) در یک سفر معنوی که در ابتدا می­خواهد ترک وطن کند ولی پله پله اوج گرفته و شخصیتش تکامل پیدا می­کند. در این سیر مرحله به مرحله بالاتر می­رود. در تقابل و در نهایت تعامل با همسران شهید راه و رسم عشق متعالی را می­ آموزد و در نهایت می­ ماند ... آری این­بار زن قصه ما می­ماند.
البته فیلم بی ­نقص و کامل نیست. نمی ­توان ایرادها را ندید. سکانس خوب حمله جنگنده­های عراقی با آن همه شدت بدون هیچ تلفاتی تمام می ­شود!!!! لذا اگر هم رخ نمی­داد اتفاقی نمی­افتاد. در نمایی که از آسمان گرفته شد و همه آرام­آرام از زمین برمی­خواستند، یک نفر بر زمین باقی می­ماند مقبول­تر بود. خانم قیدی از سویی بدون پز روشنفکری انتهای فیلم را باز نمی­گذارد و مخاطب خود را در توهمات رها نمی­کند و از سوی دیگر بدون پایان‌بندی احساساتی و مضحک که در لحظه‌ای تمام گره‌ها با یک رخداد باز می‌شود و بی‌آنکه درگیر شعار و منبر شود، معنای عمیقی را در پایان‌بندی فیلم به مخاطب پند می‌دهد که خود نمونه‌ای خلاقانه در میان دوقطبی پایان باز و بسته است. مهم نیست داوود بیاید یا خیر. همه مردان داوود هستند.
فیلم با موسیقی شریفش به پایان می­رسد، سالن روشن می ­شود... جلوییم برمی­ گردد، به خیسی صورتم نگاه می­کند و لبخند می ­زند. بهت زده­ ام از این همه شرافت و نجابت... آن هم در سینمای ایران. شاید باخته ­ام. شاید نتوانسته­ ام حرفه ­ای ­تر ببینم و درگیر احساساتم شده ­ام. شاید هنوز درگیر آرزوی آمدن دریا مانده­ ام.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا