کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خوارج زمانه ات را بشناس
۲۰:۵۸, ۳۰/اردیبهشت/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۶ ۲۱:۰۰ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #1

این یک تاپیک سیاسی است ...


ما تا دیروز ضعف را در نفوذ و مهره سازی دشمن می دیدیم ...
نقل قول:
ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما
[/font][font=B Mitra]
[b]مهره‌سازی
کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی‌گیرند انتخاب شوند...
«سخنان و راه نا تمام شهید محمد حسینی بهشتی 7تیر1360 ساعت20:30»


اما غافل بودیم از خوارج و خودکامگان مذهبی هر چه می گفتند صبوری می کردیم و در خیال خام خود می گفتیم بالاخره هر چه باشند با اصل نظام زاویه ندارند از سخنان امام خمینی سو استفاده کردند گفتیم اشکال ندارد جوان انقلابی هستند پس هم جوانان و هم انقلابی شور و هیجانشان ضریب دو دارد ، خدارو شکر به راه هستند اما غافل از اینکه تنها گروهی دل به دل VOA دادند رای باطل دادند و بر طبل باطل کوبیدند همین ها بودند

نقل قول:خوارج صمیمی بی نظر مقدس و عاشق اند و فداکار در راه دینشان،اما بی شعور و متاسفانه بی شعوری را جزو کفر نمیدانیم در حالی که مادر کفر همین بیشعوری است...خوارج عوام متعصبی هستند که جهت را گم کرده اند و جیره خوار و نشخوار کننده کلماتی هستند که دشمن به حلقومشان میریزد..

[تصویر: Dr_Ahmadinejad_313.jpg]

[تصویر: photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB...%DB%B1.jpg]

مسئله این نیست که چرا فلان کاندید رای نیاورد ... به خاطر این ها بود نخیر عزیزانم اگر کل آرای باطله را هم به این خوارج نسبت بدهیم بر فرض، بازهم فلانی رایش به حدی نمی رسید که ریاست جمهور را تصاحب کند که این جماعت مغرور و باطل سریعا سم باشی می کنند و مخالفانشان را به استهزا می گیرند ....
[تصویر: Milad5afaei_022.jpg]
[تصویر: mirzayipoor166.jpg]


نه عزیزم شما با اون پیر 24.5 میلیونی امروز با ارفاق به یک میلیون هم نمیرسید .

به هر حال جمهوری است و دموکراسی حداکثری است و پذیرش رای اکثیریت ظریفت و قاعده این دمکوراسی اکثریت است این که فلانی رای نیاورد به والله قسم درد ندارد ، درد این دارد که جوان انقلابی به فرموده رهبرش عمل نمی کند و رای خود را ضایع کند همان کاری که دشمن شاد است اگر فتنه گر بودید حتی ارزش این را نداشتید که بی شعور خطابتان کنیم درد ما این است که


هرکس به طریقی دل مارا می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند


بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید چرا می شکند

چرا از اسم رهبر مایه می گذارند هر چه خواستید گفتید هر چه خواستید کردید 15 میلیون نفر را تکفیر کردید همه شدند حزب اللهی تو زرد شما شدید دٌر گران مجلس . این انصاف بود جوان انقلابی ما برود رای باطل دهد .

آقا چرا دم مبارک خود را به دم اشخاص گره می زنید چرا دنبال آدم ها راه میوفتید خانم روشنفکر آقای عاقل شما آیا شما نباید آزاده باشید در اندیشه و دنبال اندیشه ها بروید نه اشخاص همان امام راحل که نامش بارها سو استفاده کردید نفرمود : میزان حال فعلی افراد است
لجاج اسطوره خود را به ارث برده اید ؟ هیچ نگفتم در تمام این مدت چون واقعا فکرش هم نمی کردم چنین جهالتی با چنین حجمی را در هیکل کوچک و نحیف انسانی خود جای داده باشید
من سال 88 به آقای احمدی نژاد رای دادم 100 بار دیگر هم تکرار شود آن ماجرا و آن سال همین کار را می کنیم چون روش و حرکت را سنجیدم نه شخص را فی الواقع ما به شخص احمدی نژاد رای ندادیم بلکه راه او رای دادیم حال او خودش از راه به در شده . حضرت امام فرمودند تا زمانی که در راه راست باشید پیروز هستید ایشون خواب پیروزی را هم دیگر نمی بیند و اما شما خانم محترم آقای گرامی متاسفانه در احمدی نژاد الینه شدید و از خود بی شدید دیگر "من" خودتان را نمی بینید بلکه خودتان را احمدی نژاد می بینید و اینگونه رفتارهای نابجا را به ارث بردید

------------------------------
پ.ن : من اصلولگرا نیستم و بارها از احزاب انتقاد داشتم و با هر لفظی سعی در انکار این نوع گرایشات داشتم در فعالیت هایی که در گذشته داشتم کاملا مشهود است . برچسب زنی ممنوع
-----------------------------

اما مبحث دشمن شناسی در اسلام
خوارج که بودند (بخش نخست-به زبان دکتر علی شریعتی)



در (میان) بینش‌های انسانی، بینش عرفانی، و گرایش بسیار شدید و نزدیک زمینی، جزئی‌نگر و اجتماعی، دو بینش متضاد‌اند؛ و در علی آن چنان با هم سازش یافته‌اند که قابل تفکیک نیستند: از یک سو بینش و تعقلی دارد، که در اوج ماورای هستی، ابدیت، مطلق و مجردات، جولان دارد، و از یک طرف جزئی‌نگر، عینی‌نگر و بشدت طبیعت‌گرا است، که آدم باور نمی‌کند که کسی که آن تعبیرات و آن بینش را راجع به ذات متعال و راجع به خدا و راجع به مرگ دارد، همان کسی است که به آن ظرافت و زیبایی یک منظره‌ی طبیعی را توصیف می‌کند، چنان که یک نقاش طاووسی را! این‌ها استعدادهایی است که در یک انسان جمع نمی‌شود. آدم‌هایی هستند که استعدادهای متضاد و مختلف دارند، اما در یکی قوی و در استعدادهای دیگر متوسطند. (اما علی در حالی که)مظهر یک احساس سرشار از عشق و محبت است (گاه بقدری احساسش رقیق و قلبش لطیف است که گویی عاطفه‌ یک عارف یا یک شاعر را نشان می‌دهد، و دیگر هیچ چیز غیر از این نیست!) ، از سوی دیگر چنان صلابت و قاطعیت و خشونتی در راه حق نشان می‌‌دهد که قابل تصور نیست که چنین کسی که با شمشیرش از صحنه می‌آید و وارد خانه می‌شود و به همسرش می گوید که «این شمشیر را بشور»، همان کسی است که دارای عواطفی به آن حد ظریف و احساساتی به آن حد رقیق است.


خوارج، در اسلام، دوازده هزارتن مقدس بسیار باتقوا و عابد و زاهدی بودند، که در میان مسلمین مشخص و معروف بودند. ابن‌عباس نشان می‌دهد که این‌ها چه کسانی بودند: «پیشانی آن‌ها از طول سجود قرحه بسته و دست‌هایشان از بس در حال سجود بر روی خاک و ریگزارهای داغ و خاشاک زمین چسبیده بوده و چسبیده مانده، مثل کف پای شتر پینه بسته» (این عبدالله‌بن عباس است که درباره‌ی این‌ها صحبت می‌کند)!


این‌ها همه حافظ قرآن، شب‌زنده‌دار و روزه گیر و متهجد، و کسانی بودند که در امر به معروف و نهی‌از منکر به اندازه‌ای متعصب و به اندازه‌ای فداکار بودند، که دشمن را به شگفتی می‌انداخت: یکی از خوارج از طرف مخالف نیزه خورده بود و نیزه به شدت در پهلو و رانش فرو رفته بود، به عهد خودش را- جنازه‌ی خودش را- به طرف قاتلش می‌کشاند و فریاد می‌زد «خدایا، خدایا، مرا هر چه زودتر در آغوش رحمتت بگیر و نگذار بمانم» و از او طلب می‌کرد که ضربه‌ی دیگر بزند! معاویه پدر یکی از این کسانی را که جزء خوارج بود، فرستاد که «برو، پسرت را بردار و بیاور و بگو از این کار دست بردارد». او پیش پسرش آمد و التماس کرد که «بیا و دست از این کار بردار». پسرش که از تیپ‌های مذهبی بسیار متعصب و متهجد بود، گفت «نمی‌کنم». گفت «می‌روم و بچه‌ات را- که نوه‌ی خودم باشد- برمی‌دارم و جلویت می‌آورم تا رحم در دلت بیاید و بفهمی که من- که پدرت هستم- در برابر تو چه احساسی می‌کنم»! گفت «این را بدان که در راه حق، من به دیدار ضربه‌ی شمشیر از چهره‌ی فرزندم تشنه‌ترم».


این‌ها علی را تکفیر کردند. چه کسی جرأت دارد بر روی این‌ها شمشیر بکشد؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، انتصـار ، del@ ، قلب ، میثم2
۲۱:۱۲, ۳۰/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #2

سلام
هیچ وقت یادم نمیره , تو چهار سال اول احمدی نژاد یه خبرنگار داشت باهاش مصاحبه میکرد ازش پرسید , چی بیشتر از همه ناراحتتون میکنه ؟ ( یه سوالی تو این مایه ها ) . بعدش احمدی نژاد گفت : اینکه چطوری یه آدم خوبی عوض بشه ( اشاره به تغیر جهت خواص داشت )

حالا خودش گرفتارش شده........
خدایا عاقبت مونو به خیر کن.... به خدا ما هیچ ادعایی نداریم... ولی بعضی مردم خیلی جاهلن , مثل کبک سرشونو کردن تو برف ....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، Imam12 ، قلب ، میثم2 ، سدرة المنتهی ، A L I
۲۱:۲۹, ۳۰/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #3

سلام
خب یه اصطلاح جدید هم اضافه شد: خوارج.

احمدی نژاد رد صلاحیت شده و به رد صلاحیتش اعتراض داره. شورای نگهبان بیاد و اعلام کنه که طبق فلان بند قانونی، ایشون صلاحیت شرکت در انتخابات رو نداشته و تمام. اتفاقاً به نظرم احمدی نژاد شرط "مدیر و مدبر بودن" رو نداشت و گواهش هم عملکرد ایشونه.

این اصطلاحات رو خیلی راحت خرج نکنید. خوارج یه گروه مسلح خیلی رادیکال بودند. بعضی رفتارهاشون شبیه داعشی ها بود و بنابراین نمیشه اینها رو با هم مقایسه کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف
۱۹:۴۳, ۳۱/اردیبهشت/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۶ ۲۲:۵۸ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #4

باز خوانی تاریخ اسلام
خوارج که بودند (بخش دوم - به زبان دکتر علی شریعتی)

اما در این جبهه می‌بینیم که به ایوب انصاری پرچم امان را می‌دهد و می‌گوید «برو یک گوشه بایست» و اعلام می‌کند که «هر کس زیر این پرچم آمد، در امان است». سخن گفت، حرف زد، حجت را تمام کرد، «جوش» زد، خیلی مدارا کرد- کارهای عجیب-، ولی قبول نکردند، بالاخره هشت هزار نفرشان آمدند و چهار هزار نفر ماندند. اینجا وقتی که دیگر نوبت شمشیر شد و دید که این‌ها عامل خیانت و نابود کردن مردم بوسیله‌ی تقدس منحرفانه‌ی مذهبی و بیشعوری‌شان هستند، باید مثل یک زخم، مثل یک جراحت، (از میان) برشان می‌داشت: شمشیر را در میان این‌ها می‌گذارد و تقریباً همه‌شان را نابود می‌کند، و بعد خودش می‌گوید «این فتنه‌ای بود که هیچ کس جز من جرأت نابود کردنش را نداشت». اینجا دیگر حفظ حیثیت و وجهه‌ی عمومی و افکار عمومی و ... نیست.


اما از طرف دیگر یک حالت کاملاً ضد این هست، که (نشان می‌دهد) چگونه یک روح، یک وجود و یک فرد آدمی تا این حد (بزرگ) است که این همه استعداد را در خودش جا داده است. اصلاً مثل این که از همه‌ی جهان بزرگ‌تر است. همین خوارج بسیار بی‌شرفی می‌کردند: کارشان به جایی رسید که بعد از این که جدا شدند، آن داستان حکمیت را درست کردند. با آن همه بی‌شرمی و به زور، حکمیت را بر خود حضرت علی تحمیل کردند: مالک اشتر داشت فتح می‌کرد، بنی‌امیه داشتند شکست می‌خوردند و معاویه رفته بود. عمروعاص قرآن بر سر نیزه کرد (عمروعاص، برای اولین بار در تاریخ اسلام، بنیانگذار «قرآن بر سر نیزه کردن»، علیه قرآن، بود). (سپاه علی) داشت پیروز می‌شد؛ اما یک مرتبه این مقدس‌های خوارج داد زدند که «ما بر روی قرآن شمشیر نمی‌کشیم؛ این قرآن مقدس است»! هر چه علی داد زد که «آخر کدام قرآن مقدس است؟ این قرآنی که روی پرچم عمروعاص است، کاغذ است و خط است؛ کاغذ و خط مقدس نیست! این معنی است که مقدس است؛ این قرآن یک شئ متبرک مقدس نیست؛ این قرآن یک پیام است، سخن است؛ آنجا که پیام قرآن، سخن قرآن، رفتار و روش قرآن و خود حرف هست، خود قرآن هم هست؛ اگر نیست، کاغذ و قلم و مرکب است! این را بزنید، که فریب و دروغ است!»، (بجایی نرسید)، چه کسی جرآت دارد درباره‌ی قرآن چنین حرفی بزند!؟ شمشیرها روی علی برگشت: «ما بر روی قرآن شمشیر نمی‌کشیم!» و حال چگونه به این «بابا» بفهماند که «من که دارم این حرف را به تو می‌زنم، از تو هم قرآن را بهتر می‌فهمم و هم قرآن را بهتر آموخته‌ام، هم رسمیت دارم، هم وصایت دارم، و هم خود پیغمبر به من جواز قرآن فهمی و وصایت و خلافت و همه چیز را داده است. همه‌ اصحاب خود پیغمبر و حتی دشمنان می‌دانند که من قرآن را بهتر از همه‌ی این‌ها می‌فهمم. حال تو در برابر من اجتهاد می‌کنی و مقدس‌بازی درمی‌آوری!؟ به من حمله می‌کنی و فحش می‌دهی و بد می‌گویی، و می‌گویی که من می‌خواهم برای حکومت خود قرآن را بکوبم!؟ «مگر می‌شود؟ گفتند «به مالک بگو برگردد، وگرنه شمشیری که تو می‌گویی بر روی قرآن بکشیم، بر روی خودت می‌کشیم»! ناچار شد به مالک بگوید برگردد، و او برگشت. عمروعاص پیروز شد. این اولین توطئه‌ قرآنی بر ضد قرآن پیروز شد و علی قربانی شد.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: del@ ، سدرة المنتهی ، میثم2
۲۲:۴۶, ۱/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #5
آواتار
به نظر میرسه کار از خوارج گذشته و یه مدل منافقین جدید در حال تولید هستندSmile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف
۲۲:۵۹, ۱/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #6
آواتار
(۱/خرداد/۹۶ ۲۲:۴۶)عمار94 نوشته است:  به نظر میرسه کار از خوارج گذشته و یه مدل منافقین جدید در حال تولید هستندSmile
فرقه احمدی نژادیون....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مرگ بر آمریکا نیاز زمانه ماست bahmaneyar 0 656 ۲۲/مهر/۹۶ ۲۱:۵۴
آخرین ارسال: bahmaneyar

پرش در بین بخشها:


بالا