کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فتنه جدید چگونه در حال تولید است؟
۱۲:۴۲, ۱۸/تیر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۶ ۱۳:۱۲ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #1
آواتار
منازعات سیاسی منطقه غرب آسیا شکل تازه به خود گرفته است؛ دولت آمریکا در دو سطح در تلاش برای افزایش تقابل با جمهوری اسلامی ایران است؛ آنان در سطح بین‌الملل خواهان «ایجاد اتحاد علیه ایران» با کلیدواژه «عامل بی‌ثباتی در منطقه» هستند و در سطح داخلی پس از مدتی سکوت فریب‌کارانه، به‌صراحت از حمایت «عناصر برانداز» سخن می‌گویند به‌نحوی‌که رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا اظهار داشت: «از عناصری در داخل ایران حمایت کنیم که منجر به انتقال مسالمت‌آمیز حکومت شود و البته همان‌طور که می‌دانیم، آن عناصر حضور دارند.» این سخنان مقام آمریکایی با واکنش جدی دو جریان سیاسی کشور مواجه شد.
رخدادهای سریع و معنادار در سپهر سیاست کشور نشانه‌های از بازیابی فعالیت «بی‌ثبات ساز» بخشی از افراد اصلی در فتنه ۸۸ است؛ بار دیگر شاهد بازیابی اتاق فکر دکترین آشوب خواهی در فضای سیاست داخلی کشور هستیم؛ تمرکز آنان ایجاد دوقطبی اجتماعی رادیکال در کشور که به ستیزه‌جویی و سیاست خیابانی ختم گردد. عامل‌های آشکار این شبکه، حیات خود را در آشوب می‌جویند و در این عرصه کهنه‌کار هستند. راهبرد آنان پروژه «رقیب سازی» برای دولت دوازدهم و «دشمن فرضی سازی» برای رأی اکثریت مردم است؛ به‌نحوی‌که هر اقدام اعتراضی نسبت به تصمیمات دولت را با دستور نهادی و «سازمان‌یافته» در افکار عمومی جلوه بدهند. پروژه زیست بحران‌ساز دارای «پیوست رسانه‌ای» دقیق در فضای مجازی است.
تست اولیه جدال دوقطبی ساز در دانشگاه امیرکبیر با درگیری‌های مقطعی رخ داد که نتایج پیش‌بینی‌شده برای افراد دستوردهنده در برنداشت. پس از چند هفته شبکه آشوب با برداشت وارونه از واژه «آتش به اختیار» رهبر معظم انقلاب اسلامی در عرصه فرهنگ، نسبت به اقدامات غیرقانونی علیه دولت هشدار دادند و در اجرای این پروژه شعارهای نابجا چند نفر در روز قدس به تصمیم‌گیری نهاد انقلابی تعمیم دادند و در آخرین اقدام، اشعار انقلابی نماز عید فطر در مصلی امام خمینی (رحمة الله علیه) را توهین به دولت دانستند.
رونمایی از کلیدواژه شورش کور
ترور توییتری در تیرماه آغاز شد؛ فصل مشترک آنان فعالیت اثرگذار در فتنه ۸۸ است. پس از شعارهای نادرست در روز قدس خطاب به حجت‌الاسلام حسن روحانی، عبدالله رمضان زاده از فعالان فتنه ۸۸ از «اردوکشی خیابانی علیه رئیس‌جمهور قانونی!» خبر داد و پس‌ازآن در تکمیل «پازل سفارشی» تاج‌زاده از وابستگی آنان به نهادهای خاص اطلاع می‌دهد و عطاالله مهاجرانی پیام تقابل را به‌صراحت بیان می‌کند.
[تصویر: 1982945.jpg]
و پس‌ازآن نوبت به افراد همسو مانند حمیدرضا جلائی پور- که در انتخابات اخیر بخشی از پروژه جابه‌جایی شهید با جلاد را با مرور وارونه رخدادهای دهه شصت بر عهده داشت- می‌رسد او با بهره‌گیری از فضاسازی‌ها پیشین از تریبون‌های رسمی، از مانع‌تراشی «دولت پنهان» علیه روحانی سخن می‌گوید و ناکارآمدی دولت در حل مشکلات کشور را، وجود دولت پنهان می‌داند که «وقتی جلو این نیرو گرفته نشود مشکلات باقی است.»
و پس آن کلیدواژه اصلی را موسوی لاری بیان می‌کند؛ در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد، اقدام اشتباه تعداد قلیلی از افراد در روز قدس را تعبیر به تکاپوی غیراخلاقی جریان شکست‌خورده می‌کند و از «شورش کور» علیه رأی مردم سخن گفت. مرجع ضمیر شورش کننده با هدایت پیوست رسانهٔ اعضای این حلقه کاملاً مشخص است؛ اما در این میان یکی از ژورنالیست‌های دسته چندمی اصلاحات و از نویسندگان جریان کارگزاران سازندگی در تحلیلی آکنده از خشونت و ستیزه‌جویی در رونویسی راهبرد شبکه آشوب خواهان تقابل سازی «رأی مردم با حاکمیت» است.
او در بخشی از یادداشتش مدعی است رقابت انتخاباتی پایان نیافته است و رقیب را باید در «موقعیت تدافعی» قرارداد. (بخشی از این یادداشت پس از مدتی از کانال تلگرامی وی حذف شد) این موقعیت تدافعی به‌منزله شکل‌گیری جدالی تمام‌عیار با منتقدان نشانه ساز شبکه آشوب است.
هشدار نسبت به فتنه جدید
هفته گذشته حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه، در سخنان پیش از خطبه نماز جمعه با هشدار نسبت به توطئه جدید پیشروی کشور اظهار داشت: «امروز که تخریب علیه سپاه، بسیج، افراد مؤثر و دستگاه قضایی شدت گرفته و به تجربه گذشته که نگاه می‌کنم فکر می‌کنم فتنه جدید و اقدام جدید در پیش است.» و همچنین محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با یادآوری اقدامات دوقطبی ساز و حمله به نهادهای انقلابی هشدار داد که «این‌گونه جنجال‌ها حساب‌شده و طراحی‌شده و چه ادامه مبارزات انتخاباتی باشد، می‌تواند مورد سوءاستفاده دشمن قرار گیرد و به فتنه‌ای جدید تبدیل گردد.»
امنیت پایدار در برابر دکترین آشوب
در شرایط فعلی که محور مقاومت پیروزهای جدی در سوریه و عراق- آزادسازی شهر موصل پس از سه سال اشغال- کسب کرده است و همچنین ضربات جدی به شبکه یابی گروهک‌های تروریستی وابسته به سعودی و آمریکا در داخل کشور واردشده است. اتاق فکر همسو با دشمن با موج سازی‌های پوششی داخلی خواهان هیاهو سازی برای تضعیف نهادهای انقلابی است. همان‌طور که در دهه هفتاد حجت‌الاسلام حسن روحانی آنان را «آشوب‌طلب» معرفی کردند؛ پاسخ به اقدامات اعضای خانه تیمی دکترین آشوب در کشور، خویشتن‌داری نیست و «امنیت پایدار» و همه‌جانبه پاسخی در برابر آنان است.


در ادامه این مطالب هم بخونید لطفا

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، درحالی‌که تنها چند روزی از فاش شدن نامه نگاری سی ضد انقلاب با رییس جمهور جدید آمریکا نمی‌گذرد، نشریه «نشنال ریویو» در مطلبی به قلم «ری تکیه» تحلیلگر و روزنامه نگار سرشناس آمریکایی نوشت: دوران ریاست «باراک اوباما» رو به خاتمه است که فاجعه بارترین میراث خارجی او همانا «رویکردش در قبال ایران» بود. این امر موجب شد تا ایران امروز از یک زیر ساخت اتمی که به تدریج در حال رشد است، بهره‌مند شود. ایران برای اولین بار در تاریخ معاصر، از خلیج فارس دریای مدیترانه را فرماندهی می‌کند.
*تحقیر نظامیان آمریکا در خلیج فارس از سوی سپاه
اینک سران ایران از جایگاه خود آمریکا را تنبیه می‌کنند و در عین حال نیروهای سپاه پاسداران این کشور نظامیان آمریکایی را در آب‌های بین المللی به سخره می‌گیرند. بنابراین «دونالد ترامپ» رییس جمهور جدید آمریکا باید همه نگرانی‌های موجود را برطرف سازد.
نویسنده با مقصر نشان دادن باراک اوباما می‌نویسد: اوباما معمار راهبرد خاص خود در قبال ایران بود. با کمک اوباما کلا وضعیت خراب شد و نتیجه دستاوردهای او یعنی «توافق اتمی» بدترین معامله تاریخ آمریکا در امور کنترل سلاح‌های اتمی بود که موجب جسارت ایران در سرتاسر خاورمیانه گشت.
*اصل اول لزوم بازنگری در برجام است
در ادامه این گزارش نویسنده با زیر ذره بین گرفتن توافق اتمی تهران با قدرت‌های جهانی عنوان کرد: آغاز تمرکز بر سیاست ایران بازبینی دوباره بخش‌های کلیدی توافق اتمی است. این توافق به سرعت مهلت شرط و شروط‌هایش پایان یافته به طوری‌که ایران به زودی از سانتریفیوژهایی با سرعت بالا بهره می‌جوید. همچنین امتیاز تحقیق و توسعه به ایران این امکان را می‌دهد تا زیر ساخت‌های اتمی خود را نوسازی کند. امتیازهای اقتصادی داده شده به این کشور نیز به ساختار تحریم‌ها لطمه زده است. بنابراین ضرورت دارد تمامی این موارد مهم در توافق بازنگری شوند.
*برنامه اتمی ایران باید نمادین باشد
ایران نه تنها در مسیر غنی سازی اورانیوم در داخل کشور است، بلکه با خاتمه محدویت‌های اعمال شده در برجام آن‌را صنعتی نیز می‌نماید. آمریکا باید شرایطی را وضع کرده و تاکید نماید که ایران تنها حق دارد برنامه اتمی نمادین داشته باشد. آنچه را که ایران غنی‌سازی می‌نماید باید به طور دائم برای پردازش میله‌های سوختی که تبدیل آن به اهداف نظامی مشکل باشد، به خارج از کشور انتقال یابد. یک ایران نفت خیز نیازی به بسط شبکه اتمی با فعالیت هزاران سانتریفیوژ پیشرفته و انباشتن اورانیوم غنی شده ندارد.
نویسنده در بخشی دیگر عنوان می‌کند: اگر آمریکا می‌خواهد «رویکرد موفقیت آمیز در قبال ایران» داشته باشد باید سیاست‌های نادرست و غلطی که می‌گویند نباید با ایران مواجه شد زیرا این امر منجر به تقویت تندروهای این کشور می‌شود، کنار گذاشته شوند.
*اصل دوم نشانه‌گیری پایه‌های بنیادین نظام ایران است
بر این اساس، وظیفه ترامپ نه تنها شبیه «دونالد ریگان» در زمان ریاستش بر آمریکا و مواجهه با اتحاد جماهیر شوروی سابق و مذاکره مجدد برای توافق بهتر در زمینه کنترل سلاح های اتمی و تدبیر در اتخاذ رویکرد جامع باشد که بنیاد رژیم ایران را لطمه بزند. آمریکا همان کاری را که در لهستان انجام داد باید در ایران نیز اتخاذ کرده و با مخالفان داخل این کشور روابط برقرار کند. آمریکا در داخل ایران یاران آماده‌ای دارد که باید تلاش کند آن‌ها قدرت گیرند.
نویسنده تاکید می‌نماید: به عقب راندن ایران در خاورمیانه «دستور روز واشنگتن» است و برهم زدن مرزهای امپراتوری جمهوری اسلامی باید اولویت مهم دولت ترامپ باشد. بنابر این، درک ضروری در این مسیر از بین بردن برداشت نادرستی است که بر اساس آن ایران و آمریکا دشمن مشترکی به نام داعش دارند. از بین بردن داعش نیازمند نابودی ستیزه جویان سنی است که آن‌ها به نوبه خود امیال منطقه‌ای ایران را فرو می‌نشانند.
*اصل سوم قطع روابط اعراب با ایران است
نویسنده این گزارش در بخش دیگر به گزینه دیگر دولت ترامپ پرداخته و می‌نویسد: بهترین عرصه برای موفقیت در این مسیر پرداختن به اطراف ایران در خلیج فارس است.
بر اساس این گزارش، شیخ نشین‌های خلیج فارس که تحت رهبری عربستان سعودی هستند، اینک در گیر و دار رقابت گسترده منطقه‌ای با ایران قرار دارند. واشنگتن در این مسیر باید نه تنها تلاش‌های آن‌ها را تحکیم نموده، بلکه با فشار بر آن‌ها سعی کند کشورهای عرب را مجاب نماید روابط تجاری و دیپلماتیک را با ایران کاهش دهند.
دشمنی مشترک عربستان و اسرائیل در خاورمیانه با ایران این دو را به یکدیگر نزدیکتر می‌نماید. به جای توصیه به عربستان در زمینه سهیم شدن خاورمیانه با ایران و نیز برخورد با اسرائیل در زمینه شهرک سازی، سیاستی که دولت اوباما در پیش گرفت، دولت ترامپ باید راه‌های نهادینه کردن همکاری نوپای ریاض و اسرائیل را فراهم آورد. آمریکا باید این دو را تحت فشار گذاشته تا فراتر از تبادل اطلاعات گام برداشته و روابط تجاری مکمل برقرار کنند، یعنی عربستان نفت خود را با فن آوری اسرائیلی‌ها معاوضه کند.
*اصل چهارم دور کردن ایران از عراق است
در انتهای این مطلب آمده است: تا زمانی که ایران به نفوذ خود در عراق ادامه می‌دهد، این کشور آزاد نخواهد بود. تعهد واشنگتن به بازسازی ارتش عراق و کاهش روابط این کشور با ایران راه طولانی می‌طلبد. هرگاه عراقی‌ها خود را از سلطه ایران رها سازند، شاید مسیر بازگشت به جهان عرب را یافته و دوباره مبدل به مانعی برابر ایران قدرتمند شوند.

عضو ارشد اندیشکده «شورای روابط خارجی آمریکا» که پیش از این در توصیه‌ای به دونالد ترامپ گفته بود، آمریکا در ایران دوستانی دارد که باید برای رسیدنشان به قدرت کمک کند ، یادداشتی تازه در این باره نوشته است.
«ری تکیه» در واشنگتن پست، مطلبی با این عنوان نوشته است: «زمان آن فرا رسیده که برای فروپاشی سیاسی ایران آماده شویم».
یکی از اهمیت‌های این یادداشت، این است که در دوره پسابرجام -دوره مذاکره برای کاهش تنش- ارائه شده؛ در حالی که رهبر جمهوری اسلامی در نامه معروف خود درباره پیش‌شرط‌های لازم جهت قبول توافق هسته‌ای گفته بود که رئیس جمهور آمریکا در دو نامه جداگانه تصریح کرده بود که آمریکا قصد براندازیِ جمهوری اسلامی را ندارد.
«ری» در این یادداشت که اطلاعات غلط را با برخی اطلاعات نسبتا درست، با هم آمیخته و تصویر «ایران آشوب زده» را به مخاطب خود می‌دهد، توصیه می‌کند که باید با اقدام بهنگام، نظام ایران را از پای در آورد. او حتی امنیت باثبات ایران در دل منطقه‌ای پر از جنگ را انکار می‌کند و تصویری کاملا غلط به دولت آمریکا ارائه می‌کند.
ری تکیه، کُدهای متعددی در این یادداشت به مخاطب اصلی خود، دولت آمریکا، می‌دهد و ضمن وارد کردن اتهامات مختلف بی‌سند به جمهوری اسلامی، از «فتنه 88» به «انقلاب سبز» تعبیر می‌کند و داعیه این ادعای تکراری را دارد که وضعیت ایران مانند شوروی قبل از فروپاشی است.
ری تکیه فتنه سال 88 را «جنبش اعتراضی» نامید و با طرح این ادعا که مورد دیگری شبیه آن در ایران بروز خواهد کرد، از دولت دونالد ترامپ خواست که برای آن (یعنی آشوب جدید در ایران) برنامه‌ریزی کند و طرح آماده داشته باشد.
این تحلیلگر آمریکایی حتی حسن روحانی رئیس جمهوری ایران را به دادن وعده‌های دروغ درباره آزادی در ایران متهم کرد و با اشاره به اختلاف‌نظر سیاسی داخل ایران، تلاش می‌کند دولت آمریکا را به براندازی نظام جمهوری اسلامی در ایران امیدوار کند.

یادداشت ضد ایرانی و اسلامی «ری تکیه»، را صرفا برای اطلاع از طرح مشاوره‌دهندگان به دولت آمریکا درباره ایران در زیر بخوانید:

«رکس تیلرسون وزیر خارجه در نشست اخیر استماع کنگره معقولانه‌ تاکید کرد آمریکا باید "به سمت حمایت از آن عناصری در داخل ایران برود که به تغییر صلح‌آمیز آن نظام سیاسی کمک کند.
این اظهارنظر سبب عصبانیت و اعتراض رسمی ایران شد. در طول جنگ سرد، وزرای خارجه آمریکا مرتبا به آنهایی که پشت دیوار آهنین گیر افتاده بودند تضمین می‌دادند که آمریکا از آرزوها و اهدافشان حمایت می‌کرد. با توجه به اینکه ایران تحت حکومت آیت الله علی خامنه ای رهبر معظمی که رو به کهولت و سالخوردگی است، می‌باشد، آمریکا باید برای یک انتقال سیاسی در آنجا آماده باشد انتقالی که شاید فروپاشی کل نظام و سیستم را تسریع کند.
در منطقه‌ای که پر از دولت‌های ورشکسته است، ایران اغلب بنادرستی جزیره ثبات توصیف شده است. تاریخ جمهوری اسلامی اما تاریخی پر آشوب است و در آن نزاع همیشگی بین یک رژیم اقتدارگرا و جمعیت و جماعت سرکش و رام نشدنی که در جستجوی بهبود وضعیت دموکراتیک هستند، بوده است. الیگارش‌های روحانیت وقتی برای اولین بار قدرت را تصاحب کردند، درگیری‌های خیابانی خونینی را برای سرکوب دیگر اعضای ائتلاف انقلابی به راه انداختند؛ کسانی که در تمایل برای داشتن یک دیکتاتوری دینی با هم اشتراک نظر داشتند. در دهه 1990 آنها با جنبش اصلاحات مواجه شدند جنبشی که همچنان هیجان انگیزترین تلاش برای هماهنگ کردن بین دین و تکثرگرایی (پلورالیسم) را می‌کند. اصلاح طلبان درباره بازنگری درخصوص مدعاهای مطلق گرایانه (آیت‌الله) خامنه‌ای و توسعه جامعه مدنی و رسانه‌ها حرف زدند... سپس در تابستان 2009 انقلاب سبز (فتنه 88) آمد که برای همیشه از نظام مشروعیت زدایی کرد و پیوندها بین دولت و جامعه را قطع کرد.
یک چیز درباره آینده ایران قطعی است و آن، یک جنبش اعتراضی دیگر است که سر برخواهد آورد و به نحوی در جستجو برای کنار زدن رژیم خواهد بود.
امروز، جمهوری اسلامی به آرامی همانند اتحاد شوروی در سال‌های آخرش، گام بر می‌دارد. ایدئولوژی را ابراز و اظهار می‌کند که هیچ کس را ترغیب نمی‌کند. نیروهای امنیتی را فرماندهی می‌کند که در شورش سال 2009 ثابت کرده که قابل اتکا و اعتماد نیست؛ موضوعی که سبب شد رژیم از شبه نظامیان بسیج استفاده کند چرا که بسیاری از فرماندهان (سپاه) پاسداران انقلاب از شلیک به معترضان امتناع کردند.
در سمینارهایی در شهر مقدس قم بر موضوع آسیبی که حکومت خدا (government of God) بر اسلام وارد کرده است، اذعان می‌کند وقتی که مساجد حتی در مهمترین مناسبت‌ها و یادبودهای مذهبی همچنان خالی هستند. مردان جوان نمی‌خواهند به روحانیت بپیوندند و زنان خواهان ازدواج با روحانیون نیستند. نظام و سیستم در محاصره و تحت احاطه فساد است که این موضوع به طور خاص برای رژیمی که پایه‌های قدرتش بر تبعیت خدایی مردم عادی قرار دارد، دردسرساز و معضل است. ایران همین اخیرا انتخابات ریاست جمهوری را گذراند که در آن برنده حسن روحانی قول آزادی‌هایی را داد که او قصدی برای عمل کردن به قول‌هایش ندارد.
امروز، جمهوری اسلامی به مدیریت فرایند تعیین جایگزین برای سمت رهبری معظم قادر نیست چرا که جناح‌های آن بیش از دچار انشقاق هستند و مردم عادی هم بیش از حد ناراضی هستند.
رژیم البته یک کار را به نفع خودش انجام داد و آن توافق هسته‌ای‌اش با جامعه بین‌المللی (که رسما برجام نام دارد). از منظر تاریخی اگر نگاه کنیم، معاهدات و توافقات کنترل تسلیحات منفعت خاص خودش را پیش برده است. در طول دهه 1970 و در اوج دیپلماسی کنترل تسلیحاتی آمریکا و شوروی، صداهای تاثیرگذاری در غرب به دلیل نگرانی از ایجاد اختلال در مسیر این توافقات، خواستار فشار بر کرملین نبودند. جمهوری اسلامی هم می‌تواند روی همین خودداری و خوشتنداری برخی بخش‌های کلیدی واشنگتن حساب کند. بسیاری درباره مسائل حقوق بشر و تروریسم ایران، اظهار نگرانی خواهند کرد اما از تلاش‌ها جهت اعمال تحریم‌های فلج کننده روی تهران جلوگیری خواهند کرد. مشروعیت و دوام رژیم توسط کسانی که اولویت اصلی‌شان، حفظ یک توافق دارای نقص کنترل تسلیحاتی است، مورد سوال قرار نخواهد گرفت. این همان حس و احساسی بود که تیلرسون آن را به چالش کشید.
امروز، ماموریت دولت آمریکا با قوه قضاوت سلیم، آن است که برای شروع محتمل یک جنبش اعتراضی دیگر یا فوت ناگهانی (آیت‌الله) خامنه‌ای که می‌تواند سبب بی ثباتی نظام تا مرز فروپاشی شود، برنامه و طرح‌ریزی کند. ما چطور می‌توانیم بذر اختلاف نظر بیشتر در سیاست کارکردی و عملی ایران را بکاریم؟ آمریکا چطور می‌تواند سرویس‌های امنیتی رژیم را که همین حالا هم متزلزل هستند، تضعیف کند؟ این کار نه فقط به خالی کردن خزانه جمهوری اسلامی نیاز دارد بلکه به یافتن راه‌هایی جهت قدرتمند کردن منتقدان داخلی آن هم نیاز دارد. برنامه ریزی برای همه این کارها، باید همین امروز آغاز شود چرا که وقتی بحران شروع شد، برای اینکه آمریکا بازیگر جریان بشود، بسیار دیر خواهد بود.
وقتی در مارس 1953 جوزف استالین فوت کرد، رئیس‌جمهور دوایت آیزنهاور خواستار آن شد که مطالعات و تحقیقات دولتش درباره نحوه استفاده از بحران جانشینی (در شوروی) را ببیند. هیچ تحقیق و مطالعه‌ای وجود نداشت. آیزنهاور به خشم آمده و برافروخته تاکید کرد که "من از سال 1946 به مدت 7 سال می‌دانستم که همه باید نگران چنین چیزهایی باشیم که وقتی استالین مرد، ما چه کاری باید بکنیم...خوب او مرد و ما می‌خواهیم ببینیم که چه نظرات روشنگرانه‌ای در اسناد این دولت (آمریکا) است و اینکه چه طرح‌هایی ریخته شد. خوب ما متوجه شدیم که نتیجه این هفت سال زوزه کشیدن‌ها، دقیقا صفر بود. ما هیچ طرحی نداریم".
تیلرسون به سهم خود یک راهنمای پیمایشی و مسیر رو به جلو را که آمریکا باید سیاست خارجی خودش را در آن مسیر قرار دهد، برقرار کرد. حالا ماموریت دولت آن است که روش‌هایی که با استفاده از آن می‌توان از بحران آتی ایران سود برد مورد مطالعه و بررسی قرار دهد؛ بحرانی که پتانسیل آن را دارد که یکی از دشمنان ثابت آمریکا را جایگزین کند».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، 313s.w.o
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا