|
خاطراتم
|
|
۱۶:۳۷, ۲۰/تیر/۹۶
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تیر 96-
بعد از 7خان امتحاناتم ،انجام کارهایی که دوست نداشتم به ما تحمیل شد....نه یک روز نه 2روز..نزدیک ده روز!!![]() به گمانم به گوشتان خوب آشناست آداب ورسوم وافراطی برای ازدواج.. ازجهیزیه آن چنانی تامراسمات بعد از عروسی !تنها شانس اوردم شب عروسی وحنا شرکت نکردمالبته آماج تیر حرف شدم!آدمی دیندارهم که نباشد معنی رعایت حقوق دیگران را می فهمد..تا4صبح بساط عروسی و اورگ و... ![]() ![]() نهایت دوری از ادب وفرهنگ وانسانیت..خدا را و وجدان را پشت سر گذاشتن وبه فکر رضایت مردم و در جواب منطق میگویند (با عروسی مفصل)حرف وحدیث مردم باقی نمی ماند...![]() آبرو داری شده به قیمت پایمال کردن حقوق دیگران،گناه وافراط واسراف وغفلت ازخداو ترویج آداب نادرست... ![]() ![]() ![]() بعد از این همه در دورهمیشان متهم کیست؟کسی که در شب حنا وعروسی نبود... ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۱۳:۱۰, ۷/آذر/۹۶
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
آبان 96. جاتون خالی سرکلاس نشسته بودیم، اونم چه نشستنی !!!!سرکلاسی که جنبه عملی هم داشت وانتظار می رفت قشنگ مباحث تدریس بشه و با ما کار بشه. باورتون میشه نصف وقت کلاس را استاد با خاطرات و.... و حرفای نامرتبط با درس تلف کرد!!!بقیه وقت هم مفید نگذشت.!!!؟! ![]() من که خودم هنوز باورم نشده...!!!!اصلا رشته تحصیلی ما پذیرای این مزخرفات و وقت تلف کردن ها نیست.از یک طرف ادعای تقید و حق وناحق و... از یک طرف استاد خودش رعایت نمیکند...آدم چی بگه والا؟؟!!چه الگویی چه تربیت شاگردی...همش شده رویا... گذشت که استاد از عمر وزندگیش می گذاشت تا شاگرد تربیت کند و واقعا دلسوز بود. تو روایات هم اشاره شده کاری ازت نمیاد، میدونی یکی دیگر بهتر انجام میده بذار زمین کارو...اونم جایگاه تعلیم وتربیت که این همه مهمه...به نظرم اگر استادی تدریس وکلاس داری ازش نمیاد ،بذاره زمین کارو ،یا تشریف ببرندعلم ومهارت کسب کنند! ...خدا کلی ثواب براش قرار میده و ازش راضیه موافقید؟؟ متاسفم برای خودم. ![]() حالا نمیدونید چه بلایی سر ما اومد؟!!! خاطرات قشنگ استاد و اوضاع کلاس را مکتوب کردیم دادیم مدیریت... هفته بعد استاد کلی داغمون کرد !!!! خدا خیرش بده ،زیربار که نمیرفت !!! ![]() میگفت اینا اتهام وبهتانند...ومیخواستم سرکلاستون نیام ...فلان و.. جالب تر که بیشتر دوستان هم تحت تاثیر احساسات طرف استاد را گرفتند هیچی نزدیک بود پرونده جهنم ما رو هم بدن دستمون... یک حالی گذشت بهم که توان نداشتم سر کلاس برم...داغون شدم این مدت... اما خوشحالم که خدا راضیه.خدایا به ما توان بده قبل از این که بقیه رو به سمت تو دعوت کنیم خودمون رهرو باشیم.آمین خدایا به ما شهامت بده اگر در هر جایگاهی هستیم اگر ازمون نمیادمسئولیت، بذاریمش زمین.آمین خدایا به ما توان بده نقص وکم کاریمون را پذیرا باشیم و جبرانش کنیم واگر تذکر به حق شنیدیم انکارش نکنیم.آمین |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
















