کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوالی در مورد سخنرانی استاد پناهیان
۱۴:۰۳, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام

جایی شنیدم استاد پناهیان گفتن جوری حرف بزنید آقا خوشش بیاد.هرچی توی نت گشتم نتونستم پیدا کنم احتمالا مربوط به جلسه طلاب با رهبری هست اما کلیپی از ایشون ندیدم.کسی اطلاع نداره اصل ماجرا چی بوده و آیا واقعا همچین حرفی زده استاد پناهیان؟

امضای افشین
رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمودند : عبادت 10 جزء دارد که 9 جزء آن کسب روزی حلال است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۱, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #2
آواتار
(۱۸/مهر/۹۶ ۱۴:۰۳)افشین نوشته است:  سلام
جایی شنیدم استاد پناهیان گفتن جوری حرف بزنید آقا خوشش بیاد.هرچی توی نت گشتم نتونستم پیدا کنم احتمالا مربوط به جلسه طلاب با رهبری هست اما کلیپی از ایشون ندیدم.کسی اطلاع نداره اصل ماجرا چی بوده و آیا واقعا همچین حرفی زده استاد پناهیان؟

سلام
باید نوشته های تلگرامیِ، طلبه حیدر عباسی را مطالعه کنید، البته در نوشته های ایشان اسمی از استاد پناهیان آورده نشده است!
زُبُر | حیدر عباسی
@azzobor
حیدر عباسی از کسانی است که قرار بود در حضور مقام معظم رهبری، متنی را بخوانند، اما از فی*ل*تر نهایی بزرگان گذر نکرد و حذف شد. متن سخنرانی را می توانید در اینجا مطالعه نمایید.

امضای -Ali-
[تصویر: 1_Untitle2.png]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۰۶, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #3
آواتار
این جمله رو از لینکی که دادید میارم:

"حتی یکی از بزرگان که بسیار هم در بین حزب الله جایگاه دارند بارها به خاطراتی متوسل شدند که نشان دهند آقا از سخنان تند و انتقادی خوششان نیامده است و باید جوری حرف زد که آقا خوشش بیاید."

منظور از این بزرگ کیه؟

دنبال اینم که طبق کدوم سند و مدرکی اعلام میکنن استاد پناهیان گفته طوری حرف بزنید که آقا خوشش بیاد؟

میخواستم بدونم دقیقا استاد پناهیان چی گفتن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۲, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #4

رجانیوز - گروه فرهنگی: بالاخره داستان حاشیه‎هایی که اصل دیدار رهبرانقلاب با طلاب را به محاق برد به خانه آخر رسید.
به گزارش رجانیوز دیدار طلاب تهران با رهبرانقلاب به اصرار ایشان و برای شنیدن سخنان طلاب و نه اساتید تشکیل شده بود؛ رهبر انقلاب انگار طلاب را نیز در صحنه می‎خواستند و برای همین هم بود که بحث از لزوم مبارزه را با آنان در میان گذاشتند. شاید بتوان از این زاویه دیدار طلاب را مشابه سال‎هایی دانست که با همت رهبرانقلاب جریان عدالتخواهی در جنبش دانشجویی پا گرفت و دانشجویان به جای آنکه دفاع از حکومت را دفاع از اسلام تلقی کنند، دریافتند باید مسیر گفتمان‎سازی و مطالبه را در پیش بگیرند. دانشجوی انقلابی محصول نگاه نخبه‎پرور و امیدوار آقا به دانشجویان بود. رهبرانقلاب، راهِ پیشبرد انقلاب را در مشت‎های گره کرده‎ی دانشجویان می‎دیدند نه صرفاً در پند و اندرز مسئولین و تکیه به آنان.
با این حال اما در چنین فضایی، خوانده شدن یا نشدن چند متن از سوی طلاب به جنجالی رسانه‎ای بدل شد که حتی پای بی‎بی‎سی را نیز وسط کشید. ماجرا از انتقادی ساده نسبت به روند انتخاب متن‎ها آغاز شد؛ ماجرایی که اصلا در دیدارهای دانشجویی به واسطه متشکل بودن دانشجویان موضوعیت ندارد.
واقعیت این است که فضای حوزه با فضای دانشگاه تفاوت‎هایی جدی دارد. در دانشگاه، نوعی استقلال در نسبت میان دانشجو و دانشگاه تصور می‎شود. دانشجویان، تشکل‎های مستقلی دارند، دیدگاه‎های خود را مطرح می‎کنند و خودشان نیز پاسخگوی مواضعشان خواهند بود. در حوزه اما وضع به کلی متفاوت است. در حالی که در هر دانشگاه تشکل‎های متعددی می‎توان سراغ گرفت و تشکل‎ها نیز دفتر مرکزی در سطح کشور دارند، طلاب از چنین تریبون‎هایی بی‎بهره‎اند. در واقعاً اساساً بر خلاف دانشگاه که در آن "حقوق دانشجویی" و قواعد راه‎اندازی تشکل و برگزاری برنامه و موضع گرفتن به کلی مشخص است، در حوزه اصلا چیزی به نام "حقوق طلبگی" تدوین نشده است. این وضعیت موجب می‎شود مواضع طلاب هر حوزه بیش از آنکه به نام خودشان نوشته شود، به نام صاحبان حوزه‎شان شهرت پیدا کند و این آنان باشند که باید پاسخگوی اقداماتِ طلاب خود باشند. به عبارت دیگر در حوزه انگار این فلان حوزه است که دارد در خصوص موضوعی موضع می‎گیرد نه طلابی در میان خیل طلاب کشور. طبیعی است که این فضا نگرانی‎های بانیان حوزه را نسبت به مواضعی که از بستر مدارس سر بلند می‎کند، دوچندان کند.
در جریان اخیر چند تن از طلاب تهران به واسطه‎ی محدودیت تعداد متن‎هایی که باید خوانده می‎شد و نیز ملاحظات مختلفی که با توجه به انگاره‎های احتمالی در خصوص حوزه تهران در مقابل حوزه قم می‎تواند شکل بگیرد، از خواندن متن‎های خود بازماندند؛ مسئله‎ای که طبیعی بود انتقاد خیلی از جوانان انقلابی را نیز برانگیزد.
آنچه اما این‎قدر حاشیه ایجاد کرد نه انتقاد طلاب از مسئولین حوزه که تفسیر مغرضانه‎ی بود که برخی از این انتقادات کردند و آن را انتقاد از رهبری و کانالیزه شدن رهبری جلوه دادند؛ موضوعی که به وضوح با توجه به سخنرانی‎های تند و تیز جنبش عدالتخواه در محضر رهبرانقلاب در طی این سال‎ها و نیز فرمایشات رهبرانقلاب بطلانش آشکار بود.
رهبرانقلاب در دیدار با جمعی از نخبگان علمی کشور در سال 88 تصریح کرده بودند:«خیال نکنید من از شنیدن اینجور حرفها ناراحت می‎شوم؛ نه، من از اینکه این حرف‎ها زده نشود، ناراحت می‎شوم. بنده توی جلساتِ دانشجوئی، دانشگاهی که اینجا هستند، گاهی که ببینم حالا بعضی‎ها روی ملاحظه، روی احترام، روی هرچه، بعضی از این حرف‎ها را که خیال می‎کنند من خوشم نمی‌آید، نمی‎زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‎شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‎شوم. ای کاش مجال بود تا گفته می‎شد، تا آن‎وقت انسان می‎توانست آن برگ‎های بر روی هم گذاشته‌ی کتاب حرف را، باز کند تا خیلی از حقائق روشن بشود.»در چنین شرایطی متن
باید گفت به خلاف آنچه ما از مشی رهبری مبنی بر فرایند رسیدن آزاد حرف‌های جوانان به ایشان سراغ داریم، در فرایندی که برای انتخاب سخنرانان دیدار طراحی شده بود یک بخش نهایی وجود داشت که سخنرانان برگزیده باید در محضر عده‌ای از بزرگان و مسئولین، متن خویش را قرائت می‌کردند و متن از جانب آن‌ها تایید و اصلاح می‌شد و طبیعتا متنی که از این فی*ل*تر نمی‌گذشت واجد صلاحیت برای قرائت مقابل رهبری نبود.»
این طلبه افزوده بود:«معیارهای تایید متن‌ها عمدتاً خوشایندی حضرت آقا بود به نحوی که در جلسه، بارها این جمله تکرار شد که جوری حرف بزنید که "آقا خوشش بیاید". حتی یکی از بزرگان که بسیار هم در بین حزب الله جایگاه دارند بارها به خاطراتی متوسل شدند که نشان دهند آقا از سخنان تند و انتقادی خوششان نیامده است و باید جوری حرف زد که "آقا خوشش بیاید". البته مصالح متعدد دیگری نیز همچون عدم تعرض جدی به بزرگان حوزه و نظام (به جز دولت) وجود داشت.»
انتشار همین چند جمله کافی بود تا "آقا خوشش بیاید" بهانه‎ای جدید برای هجمه به رهبری تلقی شود و حتی تا بی‎بی‎سی و رسانه‎های معاند نظام موضوع امتداد پیدا کند.
این در حالی بود که همان نخست این برداشت که ملاک تأیید متن‎ها "آقا خوشش بیاید"، بوده باشد، از سوی دو تن دیگر از طلاب منتقدی که متنشان خوانده نشده بود، به صراحت انکار و تقبیح شد.
یکی از طلاب نوشت:«در مورد این توضیح هم که ملاک اقایان "آقاخوشش بیاید بود" شهادت می‎دهم که روایتی بسیار ناقص و جهت‎دار است. این تعبیر در جای خاصی از بحث‎ها به کار رفت. آن بزرگوار اصلا در زمانی که بحث سر انتخابِ متن برادرانی بود که الان معترضند این حرف را نزدند. منظورشان هم به روشنی این بود که در نقد ِمثلا حوزه به جای مطلق‎گویی در انتقاد از تعابیری استفاده کنید که امید به اصلاح را نفی نکند و صحبت‎های امیدوارانه هم داشته باشید. این تعبیر را هم از آن جهت به کار بردند که با تمثیل آقا به عنوان نماد انقلاب بگویند که چطور حرف زدنی منطبق بر تفکر انقلابی‎ست (اتفاقا آن برادرانی که آن بزرگوار در نقدشان این جمله را گفتند هردو صحبت کردند.)»
یکی دیگر از طلاب نیز نوشت:«ابدا اینطور نبود که بندگان خدا به صرف معیار خوش آمدن آقا مطالبی را حذف و اضافه کنند.»
انتشار بخش‎هایی گزینش‎شده از سخنان حجت الاسلام پناهیان در آن جلسه نیز نشان داد ماجرا آن‎گونه نبوده که برداشت شده. پناهیان در یک جمع خودمانی مثل جمع درونی هر تشکل که در آن ممکن است بحث شود که چه متنی با چه ویژگی‎هایی بنویسیم که نقدهایمان منطقی، پخته و کارشناسی و علمی جلوه کند نه نق‎زدن‎های یک‎طرفه و کودکانه و سیاه‎نمایی، دارد با طلاب بر سر ویژگی‎های متن خوب صحبت می‎کند و اینکه مثلا باید راهکارها نیز در ضمن نقد ارائه شود یا نباید فضای ناامیدی بر آن غلبه کند را مورد توجه قرار می‎دهد.
جالب آنکه در این متن اصلا عبارت "آقا خوشش بیاید" هم نیست! پناهیان می‎گوید:«(اینکه) یک کلمه بگیم مردم از اشکالات دستگاه‎ها به ستوه آمده‎اند، من می‎دونم آقا خوشش نمیاد چون معتقد نیست. چون مثلا ناراحت هم می‎شه. من دیدم آقا رو. توی دو تا از جلسات اساتید دانشگاه، حالا نوارهاش حتما هست. آقا معمولا وایمیستن همه صحبت‎هاشون رو بکنن. بعداً (صحبت می‎کنن.) یک جلسه آقای بحرینی مسئول نهاد دانشگاه شهید بهشتی بودن. یک جلسه بعد از دو سال دیگه آقای نقویان مسئول نهادِ بازم دانشگاه شهید بهشتی بودن. هر دو اومدن منفی به طور مبالغه‎آمیز صحبت کنن. گفتن نه آقا این‎جوری هم نیست که شما می‎گید. دقت فرمودید؟ بعد می‎خواد پخش هم بشه. می‎دونم آقا مطلق‎گویی برای مشکلات رو ناراحت می‎شن
پناهیان در عین حال تأکید نیز کرده بود که نظرش مشورتی است و اصلا بحث مخالفت با خوانده شدن متن‎ها را ندارد. حرفی که او می‎زد حرفی است که در یک نشست داخلی طلبگی یا دانشجویی بر سر متن ایده‎آل نیز به صورتی کاملا طبیعی مطرح می‎شود. طبیعی است که بگوییم نباید متنِ ما اغراق‎آمیز یا یک‎طرفه به نظر برسد.
به این ترتیب انتقادی که باید متوجه مسئولین حوزه تهران می‎شد، به ابزاری برای هجمه به رهبری و توهین به پناهیان بدل شد.
محور نخست، محوری بود که همان طلبه‎ی منتقدی که انتقادش بحث‎براگیز شده بود نیز نسبت به آن واکنش نشان داد.
او با اشاره به محورهای یادداشتش نوشت:«این محورها اصلاً دربارۀ انتقادپذیری مقام معظم رهبری نبود؛ بلکه طبق نقل‌های دیگر برخی بزرگان در همین جلسه، ایشان بسیار از انتقادات استقبال می‌کنند و روی گشاده‌ای نسبت به آن دارند. بلکه پیرامون عملکرد کمیته‌ای بود که قرار بود به انتخاب سخنرانان دست بزند. به نظر می‌رسد برخی به عمد قصد داشتند تا با چسباندن سوءتعبیرهای خود به متن اولی اینجانب، فرآیند خطای بعضی بزرگان برای انتخاب [و به تعبیر درست‌تر سانسور] سخنانی که باید در نزد مقام معظم رهبری طرح شود، را پوشانده و خدشه‌ای برای اقدامات بعدی آنها پیش نیاید.»
او در متنی دیگر نیز تصریح کرد:«رسانه‌های ضدمردمی از جمله رسانه سلطنتی انگلیس که خود از حامیان اصلی یک درصدی‌ها در مقابل ۹۹درصدی‌ها در سراسر جهان هستند- امروز منتقد فاصله حاکمان از مردم شده‌اند. آن‌ها که از عوامل جدی محدود کردن خواست و اراده‌ی توده‌های مردم دنیا هستند، امروز چگونه می‌توانند اَدایِ حمایت از ارتباط مردم و حاکمان را در بیاورند؟ این نمایش مضحک را چه کسی باور خواهد کرد؟»
با تمام اینها انتقادات متعددی متوجه مدل رسانه‎ای شدن این ماجرا نیز بود. محورهای انتقادی را می‎توان به صورت فهرست‎وار این‎گونه برشمرد:
1- از اول قرار بوده از بین ده‎ها متن، فقط ده متن انتخاب شود.
2- اگر بنا بر انتخاب توسط خود طلاب بود نیز برخی متن‎ها برگزیده نمی‎شد. در همان جلسه بحث بر سر متن‎ها هم برخی طلاب گفته بودند اگر برخی متون خوانده شود همان‎جا ما بلند می‎شویم و اعتراض می‎کنیم.
3- به برخی طلاب از سوی حاج آقای رشاد پیشنهاد شده بود اعتراضشان را منطقی‎تر بیان کند و دوباره متنشان را ارائه کنند اما نپذیرفتند.
4- چند تن از طلاب که امکان صحبت نیافته بودند در همان جلسه از رهبری اجازه گرفتند و حرفشان را به تفصیل گفتند. این هم نشان از آن داشت که نظر آن شورای تصمیم‎گیر پایان‎دهنده ماجرا نبوده است.
5- نماینده‎ی بیت رهبری از طلاب خواسته بود سخنانشان را صریح بگویند، اگر لازم است تند صحبت کنند و شمشیر را از رو بکشند! موضوعی که در تصویرسازیِ ایجاد شده از ماجرا به کلی واژگونه به نظر می‎رسید.
6- از برخی طلاب خواسته شده بود اجازه دهند متن حرف‎هایشان را به آقا برسانند ولی قبول نکرده بودند!
7- انعکاس اظهارات دلسوزانه برخی اعضای جلسه در بیرون و ضبط و منتشر کردن آن خلاف تقوا بوده است.ضمن اینکه این اظهارات اساساً مربوط به رد یا تأیید متون رد شده نبوده است!
اگر از تمامی این حاشیه‎ها بگذریم به نظر می‎رسد این دیدار یک درس روشن برای مسئولین داشت و آن لزوم شکل‎دهی و ساماندهی تشکل‎های طلبگی بود. در فقدان ساز و کاری روشن برای بیان دیدگاه‎های طلاب، آشفتگی در اینکه اساساً چه کسی باید صحبت کند، چه کسی تا آن مرحله‎ی نهایی بالا بیاید و چه متنی خوانده شود، باز هم می‎تواند اتفاق بیافتد. ضمن اینکه مسئله فقط دیدار با رهبری نیست. مسئله حرف‎هایی است که آحاد طلاب ممکن است مثل دانشجویان در کشور داشته باشند وباید این حرف‎ها بتواند در ساز و کاری عقلائی و نه از مسیر تک‎روی‎ها پخته و طرح شود.
اگر رهبرانقلاب از مبارزه سخن می‎گویند و اینکه طلاب باید حوزه مطلوب خود را با متشکل شدن و بحث و فکر و گفت‎و‎گو ایجاد کنند، بدین معناست که ایشان نیز بر اهمیت این متشکل شدن تأکید دارند. به نظر می‎رسد راه چاره در همین نکته است که طلاب خود مسئولیت مواضع خود را بر دوش بکشند نه حوزه‎هایشان. در چنین حالتی طبیعتاً مثل تشکل‎های دانشجویی، طلاب می‎توانند به نقدِ یکدیگر و برگزاری کرسی آزاداندیشی نیز بین آراء خود مبادرت ورزند. باید ساز و کار طرح منطقی نظرات و به بحث گذاشته شدنشان را ایجاد کرد.



امضای yahya63
حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
{در آخر الزمان} امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید بلکه امر به منکر و نهی از معروف می‌کنید...
معروف را منکر می‌بینید و منکر را معروف می‌بینید.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۵۱, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۸/مهر/۹۶ ۱۷:۰۶)افشین نوشته است:  این جمله رو از لینکی که دادید میارم:
"حتی یکی از بزرگان که بسیار هم در بین حزب الله جایگاه دارند بارها به خاطراتی متوسل شدند که نشان دهند آقا از سخنان تند و انتقادی خوششان نیامده است و باید جوری حرف زد که آقا خوشش بیاید."
منظور از این بزرگ کیه؟
دنبال اینم که طبق کدوم سند و مدرکی اعلام میکنن استاد پناهیان گفته طوری حرف بزنید که آقا خوشش بیاد؟
میخواستم بدونم دقیقا استاد پناهیان چی گفتن

گفتم که خود حیدر عباسی اشاره به شخص استاد پناهیان نکرده است.

نقل قول:پیرو درخواست برخی عزیزان مبنی بر شفاف‌سازی پیرامون فی*ل*تر سخنران‌ها:

باید گفت به خلاف آنچه ما از مشی رهبری مبنی بر فرایند رسیدن آزاد حرف‌های جوانان به ایشان سراغ داریم، در فرایندی که برای انتخاب سخنرانان دیدار طراحی شده بود یک بخش نهایی وجود داشت که سخنرانان برگزیده باید در محضر عده‌ای از بزرگان و مسئولین، متن خویش را قرائت می‌کردند و متن از جانب آن‌ها تایید و اصلاح می‌شد و طبیعتا متنی که از این فی*ل*تر نمی‌گذشت واجد صلاحیت برای قرائت مقابل رهبری نبود.
معیارهای تایید متن‌ها عمدتا خوشایندی حضرت آقا بود به نحوی که در جلسه، بارها این جمله تکرار شد که جوری حرف بزنید که #آقا_خوشش_بیاید. حتی یکی از بزرگان که بسیار هم در بین حزب الله جایگاه دارند بارها به خاطراتی متوسل شدند که نشان دهند آقا از سخنان تند و انتقادی خوششان نیامده است و باید جوری حرف زد که #آقا_خوشش_بیاید.
البته مصالح متعدد دیگری نیز همچون عدم تعرض جدی به بزرگان حوزه و نظام (به جز دولت) وجود داشت.
همچنین به بهانه‌ی اینکه نباید به گونه‌ای صحبت کرد که جوانان و مردم ناامید شوند، تقریبا هیچ بیان جدی‌ای از نقاط ضعفِ موجود قابلیت طرح نداشت.

نقل قول:ظاهراً متن فوق که دارای منظور روشنی بود، توسط برخی بی‌دقّت خوانده شده است و برخی نیز تمایل به تعبیر اشتباه از آن در جهت پنهان کردن بعضی خطاها توسط بزرگان داشته‌اند. متن چند نکته‌ی روشن داشت که همان را به زبانی دیگر بازگو می‌کنم:

1⃣در فرآیند انتخاب افراد سخنران در این دیدار، گروه و کمیته‌ای بوده است که تنها دلیل تشکیل آن کثرت تعداد سخنرانان و قلت زمان نبوده؛ بلکه دغدغه‌ی اصلی، نگرانی نسبت به محتوای موضوعات قابل طرح در محضر مقام معظم رهبری بوده است.

2⃣این کمیته انتخاب سخنرانان را کاملاً بر اساس محتوای سخنان انجام می‌دادند. و خواهان اصلاحات کلی و جزئی فراوان در متون می‌شدند.

3⃣این کمیته معیار دقیق و مشخصی هم برای محتواها ارائه نکردند. بلکه بر اساس برداشت و سلیقه‌ی خود اقدام به حذف یا تایید متون می‌کردند.

4⃣این کمیته به صورت کلی با هر گونه متن انتقادی و پرسشگرانه‌ی جدی مخالفت می‌کرد. و تنها بعضی از بزرگواران حاضر -که در اقلیت بودند- معتقد بودند نقدهایی به نظام و حکومت جمهوری اسلامی طرح شود.

5⃣یکی از مهمترین معیارهای «بعضی» از بزرگان آن جلسه که با بیان شیوای خود نقش تعیین کننده و بلکه تمام کننده در انتخاب‌ها داشتند و در سپهر کنونی امت حزب‌الله نیز دارای نفوذ فراوانی هستند، اگر نگوییم تنها معیارشان، این بوده است که جوری حرف بزنید که #آقا_خوشش_بیاید. و بارها به خاطراتی متوسل شدند که نشان دهند آقا از سخنان تند و انتقادی خوششان نیامده است و باید جوری حرف زد که #آقا_خوشش_بیاید.

این محورها اصلاً دربارۀ انتقادپذیری مقام معظم رهبری نبود؛ بلکه طبق نقل‌های دیگر برخی بزرگان در همین جلسه، ایشان بسیار از انتقادات استقبال می‌کنند و روی گشاده‌ای نسبت به آن دارند. بلکه پیرامون عملکرد کمیته‌ای بود که قرار بود به انتخاب سخنرانان دست بزند.

به نظر می‌رسد برخی به عمد قصد داشتند تا با چسباندن سوءتعبیرهای خود به متن اولی اینجانب، فرآیند خطای بعضی بزرگان برای انتخاب [و به تعبیر درست‌تر سانسور] سخنانی که باید در نزد مقام معظم رهبری طرح شود، را پوشانده و خدشه‌ای برای اقدامات بعدی آنها پیش نیاید.

نقل قول:بعد از زبانه‌کشیدن آتش واقعه‌ی ۶ شهریور سکوت کردم تا قضیه فروکش کند و به اطرافیان و کسانی که بر گردن من حق داشتند فشار زیادی نیاید. پاسخ هیچ‌یک از تهمت‌ها و دروغ‌ها را ندادم. بزرگی که احترام زیادی برای او قائلم دعوت به جلسه کرد. اما متاسفانه از جلسه سوءاستفاده شد. نمی‌دانستم حدود انصاف در اساتید و طلاب اینقدر جابجا شده‌ است. جلسه‌ نتیجه‌ی ویژه‌ای دربر نداشت و تاثیری در جابجایی مواضع طرفین نکرد.

اما حالا دیگر کار از قضیه‌ای فردی فراتر رفته و عده‌ای با نسبت‌های ناروا و اظهارات خلاف واقع کل حرف و حرکت را تخریب می‌کنند. لذا لازم است نکاتی را متذکر شوم.

می‌گویند #آقا_خوشش_بیاید را کسی نگفته، آقا خوشش نمی‌آید را گفته اند!
تنها یک ذهن درمانده اصولی می‌تواند خود را گرفتار چنین بازی لفظی‌ای کند! #آقا_خوشش_بیاید فقط در آن جلسه شش بار تکرار شد. عمدتا از سوی آن بزرگوار منبری و یکی دو بار هم از دهان نماینده‌ی نهاد خاص.

می‌گویند منظورشان آنی که گفتی نبود!
اتفاقا جایگاه و روح جلسه و فرایند همین بود. انگار فراموش کرده‌اند که بخش‌هایی از تندی‌های صحبت‌های افراد مختلف به بهانه اینکه آقا از این بیان خوشش نمی‌آید، جرح و تعدیل شد! انگار فراموش کرده‌اند که بارها گفته شد اینجور انتقاد نکنید که سیاه‌نمایی می‌شود و آقا خوشش نمی‌آید. انگار فراموش کرده‌اند که گفتند فضای جلسه را تند و انتقادی نکنید تا بتوانیم دیدار را در سال‌های آینده ادامه دهیم.

می‌گویند تو کل ماجرا را نبودی و قضیه را نفهمیدی!
اولا باید گفت قبل از اینکه شما از دیدار باخبر شوید بنده در فرایند دیدار حضور داشتم. ثانیا مگر فراموش کرده‌اند که بزرگوار منبری در جلسه‌ی اول در تالار سرچشمه هم همین مشی #آقا_خوشش_بیاید را گفتند؟ مگر خواست برخی در ابتدا این نبود که ما متن بدهیم که طلاب بخوانند؟

می‌گویند فقط آن بزرگوار منبری اینگونه بود و نظرش هم مشورتی بود!
اولا که فقط او نبود و ایشان زبان و بیان سایر بزرگان بودند. با بیانات شیوا و تند ایشان و شخصیت موثرشان، دیگران کمتر احساس نیاز به صحبت می‌کردند و تنها با اندک جملاتی با او همراهی می‌کردند. خروجی جلسه هم بسیار نزدیک به نظرات ایشان بود. در آخر هم ایشان تاکید کردند متن همه را شاید بشود اصلاح کرد اما متن تو (یعنی بنده‌ی حیدر عباسی) را اصلا نمی‌شود و نباید خوانده شود [چراکه از آقا پرسش کرده‌ای]. البته ناگفته نماند که مشی آقای رشاد از همه بهتر بود و منطقی‌تر برخورد می‌کردند. حتی ایشان دیروز بنده را احضار کردند و بنده هم خدمتشان رسیدم. با وجود اختلاف نظر، بسیار برخورد عقلانی، پدرانه‌ و از سر دلسوزی‌ای داشتند.

می‌گویند فرایند، به دنبال حذف حرف‌های انتقادی نبوده چراکه می‌بینید در دیدار هم بچه‌ها متن‌های خودشان را خواندند و حرف‌های انتقادی زدند!
سر چه کسی را می‌خواهید شیره بمالید؟! کجا حرف‌های انتقادی زده شد؟ انتقاد به در و دیوار که همه‌جا زده می‌شود. اصل دعوا بر سر حقِ پرسش از رهبری پیرامون کلان انقلاب است. ضمن اینکه بدیهی‌ست اندکی تخطی طلاب سخنران از تصحیحات هیأت گزینش اصلا به معنای عدم وجود سازوکار و اراده‌ی سانسور نیست. اصلا اولین معترض به این فرایند گزینشی که من نبودم، خود منتقدینِ بنده پیشتر در فضای رسانه‌ای اعتراض کردند.

می‌گویند #آقا_خوشش_بیاید در پاسخ متن تو نبوده!
مگر کسی گفت در پاسخ به متن من بوده؟ (ر.ک http://t.me/azzobor/139) ادعا این بود که این مشی میان برخی نهادینه شده است. بعلاوه پاسخ‌های بزرگوار منبری به بنده خیلی فراتر از #آقا_خوشش_بیاید بود. مگر یادشان نیست ایشان گفتند کسی -حتی یک مرجع تقلید- حق ندارد این حرف‌های تو را به آقا بزند؟ مگر یادشان نیست گفتند مصلحت‌اندیشی‌ها، تقسیم اوزان، سیاست‌های عملکردی و رفتاری آقا به شما ربطی ندارد و حق ندارید از آن پرسش کنید؟ مگر یادشان نیست گفتند متنت را برو اصلاح کن و بگو «آقا جان، حوزه چه غلطی می‌کند که نمی‌تواند این #پرسش‌های_مزخرف را پاسخ دهد؟» مگر یادشان نیست که ایشان گفتند «اینکه بگوییم می‌خواهیم این حرف‌ها را به رهبری برسانیم توهین به رهبری ست، ایشان از ضدانقلابی‌ترین حرف‌ها میان حزب‌الله باخبرند»؟

می‌گویند تو به فلان بزرگوار منبری ظلم کردی که صحبت‌هایش را بیرون آوردی!
چه ظلمی؟ اولا بنده هیچ‌گاه از کسی اسم نبردم (ر.ک http://t.me/azzobor/139). ثانیا انگار در منابر و سخنرانی‌های آن بزرگوار شرکت نمی‌کنید! سخنرانی‌های وی سراسر تثبیت تئوریک مشی #آقا_خوشش_بیاید است. اوست که هر دهه‌ی محرم یکی از آرمان‌های انقلاب را به بهانه‌ی نظریه‌ی #ولایت_بسندگی اش به حاشیه می‌برد. یک سال عدالت، یک سال عقلانیت و معلوم نیست سال دیگر نوبت چه آرمانی ست.

بگذریم...

تلک شقشقه هدرت ثم قرت...

همه‌ی کسانی را هم که این تهمت‌ها را به من روا داشتند حلال می‌کنم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سوالی در مورد عید مسیحیت..... پارمیس 51 10,722 ۷/دی/۹۳ ۱۵:۱۴
آخرین ارسال: فرشته مهربون
  ==مجموعه سخنرانی های استاد فلسفه دکتر دینانی== rahbin 2 1,817 ۶/تیر/۹۳ ۱۷:۰۱
آخرین ارسال: مجتبی110
  سخنرانی های استاد شجاعی aaaaa 0 681 ۱۳/بهمن/۹۲ ۲:۲۶
آخرین ارسال: aaaaa

پرش در بین بخشها:


بالا