کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا کسی هست مرا یاری کند؟
۱۰:۳۲, ۴/آذر/۹۶
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام او که جان را سرشت

[تصویر: b37a425bf5977209166c313f4929d995.jpg]
شیاطین در کمین اند،نفس شیهه می کشد،و من وحشت زده در میان تاریکی ها گم شده ام.

آیا کسی هست مرا یاری کند؟

گاه درونم آن قدر بزرگ می شود که در آن گم می شوم وگاه آن قدر کوچک که او را گم می

کنم.وحال احساس میکنم دوباره آن را گم کرده ام.شیاطین در کمین اند آیا کسی هست مرا یاری کند؟

خانه وجود تاریک است نور را نمی بینم؟!

ای حقیقت آسمان پاک صدایم را می شنوی

نفس شیهه می کشد و زخم دیرینه پایش باز شده وشدت گرفته است، توان راه رفتن نیست.

نور را نمی بینم...شیاطین در کمین اند...

ای که با نور دوستی دیرینه دارید... ای خوبان در میان شما آیا کسی هست مرا یاری کند؟

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۴, ۷/آذر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۶ ۱۷:۱۴ توسط ماحی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
محکمه عشق


در این محکمه ی عدل یزدان پاک، نفس رامی بینم خزیده به کناری... نورهایی رامی بینم ...عطرشان به مشام میرسد ..

من خسته و پریشان ،نفس زخمی وگریان است!

صدای حضرت حق سکوت محکمه را پر نور میکند، رو به من میگوید:مگر نگفتیم از گام شیطان پیروی نکنید؟...مگر نگفتیم از شر شیطان به ما پناه آورید؟به شما نگفتیم که فقط یادخدا آرامش بخش دل هاست؟
نفس سر رابه زیر انداخته واشک میریزد.

بنده ام تا عمرگران بها داری خود رابه ما برسان وپای نفس را زنجیر کن،ببین که قصد کرده هم تو را به هلاکت بکشاند هم خودرا...
نمیتوانم اگر دستانم را بگیری مرا را راه بری ،یک لحظه هم دستم را رها نکنی ...حتی خدایا نگاهت را...نگاهت را یک لحظه از من بر نداری...آن وقت امید دارم از این تاریکی به سوی تو آیم...

کنار توام هرلحظه ،بنده ام، چشم باز کن مرا ببین...
ببین که هرلحظه دستت در دست من است...نه تنها دستت ،هر لحظه قلب و وجودت دست من است...
کنارم بمان تا گوشت شوم ،زبان و چشمت،کنارم بمان تا پایت شوم به جای تو گام بردارم.بنده ام دستم را محکم بگیر تا هراسی نباشد تو را،عشقم را در قلبت محافظت کن...یقین بدار کسی بیشتر از من عاشقت نیست...

فریاد میکردی ویاری میخواستی ...؟وکسی پاسخی نداد...بنده ام منم آفریننده آسمان ها وزمین و هر آنچه هست...یاری من تو را کفایت می کند ...

این نورها را می بینی؟ آری می بینم ،در آغاز محکمه حضور گرم و عطر و محبتشان را حس کردم ...وقتی مرا زخمی دیدند اشک می ریختند احساس میکنم از خودم برمن نزدیک ترند ... آن ها کیستند؟
وجودشان تجلی نور من است...
قرارشان داده ام تا بندگانم را پناه باشند وآن ها را به من باز رسانند.
بر تو باد محبت وپیروی از آن ها...
عشق به آن ها، به منزله عشق به من است،ومحبت وعشق آنهابه تو وخیری که میرسانند تو را...در باطن همه از من است...طاعت ان ها طاعت من ...
شکرگزار فضل واین باران رحمتم باشید.

... چه بر من گذشت.!... معاشقه با حضرت حق ،!!خواب بود یا بیداری...
ای نور ها مرا دریابید...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا