کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دغدغه های یک شهروند ازنظام اسلامی
۱۰:۰۶, ۱۷/دی/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۶ ۱۸:۴۷ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #1

درود بردوستان تاپیکی بنام دغدغه های سیاسی توسط برادرمان ورهرکان مدتها قبل ایجاد شده است

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42...#pid387697

بنده نیز گاهی نکاتی را که بنظرم رسید نوشتم اما با انتقاد شدید مواجه شدم فارغ از اینکه نظرات بنده ویا نقددوستان درست یا نادرست بوده بنظرم رسید که اگر دغدغه سیاسی مردم کشورم را دریک تاپیک مستقل با مسوولیت خودم بنویسم شاید دوستانی را که تمایلی به دیدن بنده ندارند آزرده خاطر نکنم وتنها آنانکه مایلند به بنده لطف کنند مرا نقد نموده وبرآگاهی بنده بیافزایندولذا تحت عنوان یادشده ایرادهائی را که خودم بعنوان یک ایرانی مسلمان دارم مینویسم قبل از نوشتن نظراتم بنده کاری ندارم که درمیان معترضان برخی به گرانی نقددارند یا طالب اصلاحاتند ویا مخالف نظام وممکن است ازخارج هم هدایت شوند وموارد دیگر بنده نیز معترضم بی آنکه تخریب کنم یا ناسزا بگویم ویا برخلاف قانون عمل کنم اعتراض خودرا به نظام خودم میکنم چرا که این نظام بنام اسلام است وکسی هم درآن معصوم نیست .علاوه برآن بنده هرگز وارد دوران قبل ازرحلت امام نمیشوم چون نه آشنائی کامل دارم ونه آنرا لمس کرده ام . در نهایت تنها خواسته بنده دراین اعتراضات اجرای دقیق قانون اساسی است نه چیز دیگر .بنده نه خواهان عدالتم نه امنیت نه ونه هر خواسته دیگری تنها اجرای قانون اساسی که برآمده از آراء ملت ایران است بوده که همه خواسته های دیگر دردرون آن تامین میشود.بنابراین تلاش میکنم تا تمامی تخلفات ودوری ها ازقانون اساسی را برایتان بنویسم وراه حل آنرا هم همانجا بدهم ومنتظر نقد شما عزیزان هستم.ممنون--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اولین ایراد

با رحلت امام راحل درسا68 مجلس خبرگان رهبری بلافاصله تشکیل گردید وپس ازمباحثات سرانجام حضرت آیت الله خامنه ای برهبری برگزیده شدند درحالیکه طبق قانون اساسی رهبری شرط مرجعیت داشت اما با اقدام مرحوم هاشمی ایشان برخلاف قانون اساسی رهبر شدند .اینجا پایه خلاف گذاشته شد درحالیکه میتوانستند کمی تحمل کنند شورای موقت رهبری را تشکیل داده وپس از اصلاح قانون اساسی ایشان رهبر شوند.البته بعدا قانون اساسی اصلاح شد ومشکل ایشان حل شد وفعلا مساله ای نیست


2-نظارت استصوابی

رهبری پس ازانتصاب ازسوی خبرگان اشخاصی را برای شورای نگهبان منصوب کردند که برخی ازآنان بیش از30 سال است که درآن شورا هستند وبرخی هم سابقه مدیریتی خوبی نداشتند .اینان درباره انتخابات تفسیر غیر منطقی انجام دادند بنام نظارت استصوابی وازآن زمان تا کنون حدود بیش از20 انتخابات با این نظارت انجام شد ومتاسفانه در همه موارد دولتها ومجالس مورد نقد رهبری وهمه ارکان بوده اند ازجمله درهمین سایت بشدت به همه روسای جمهور انتقادات عجیب وغریبی شده است .همه این نتایج محصول چینش شورای نگهبان ازجمله دبیر محترم آن شوراست .آشی پخته خودشان وبا نقد از دولتها خودرا از مسوولیت مبرا میدانند ورهبری هم کمترین اقدامی علیه شورا نکرده اند درحالیکه درزمان امام راحل شورا بشدت مورد عتاب قرار گرفتند

راه حل تغییر فقهای شورای نگهبان با چهره های جوان وآشنا به فقه پویا واصلاح تفسیر نظارت استصوابی


3-جرم سیاسی

30 سال است درتعریف جرم سیاسی درمانده اند چرا که تعریف آن برای نظام مشکل آفرین است ودردرجه اول باید مجرمان سیاسی علنی وبا حضور هیات منصفه محاکمه شوند واین امر برای مسوولان دشوار است ومتاسفانه لوایح قضائی حتما باید توسط قوه قضائیه تقدیم گردد ورئیس جمهور با همه دبدبه وکبکبه قادر نیست کاری کند

4-ویرانگی قوه قضائیه

در دوره آقای یزدی کلیه دادسراها جمع شد وقوه قضائیه تبدیل به ویرانه شد این اعتراق آقای شاهرودی است وقتی که قوه را تحویل گرفتند ودوباره دادسراها برگشت .چه کسی خسارات وارده را جبران کرد؟ مسوول این امر ازسوی رهبری دوباره به شورای نگهبان برگشتندوتا کنون هستند با اینکه مردم در انتخابات خبرگان ایشان را صالح تشخیص ندادند

5-حقوق بشر

شاید بیش از 30 بار ایران در کمیته حقوق بشر سازمان ملل محکوم شده است وجالب است که مسوول این امر در قوه قضائیه آقا جواد لاریجانی هستند وتا کنون اقدامی نکرده اند وهمچنان ایران در آن کمیته تحقیر میشد

مسوول موارد بالا کیست؟ رئیس قوه قضائیه آیا تاکنون رهبری موضعی علیه قوه قضائیه برداشته اند ؟ راه حل فوری برکناری رئیس قوه قضائیه وایجاد تحول درآن قوه وزمینه آزادی زندانیان سیاسی ورسانه وکارگری


6-صدا وسیما

رفتار این رسانه بگونه ای بوده که آنرا صدا وسیمای میلی می نامند .جالب است که دراین دستگاه 6 نماینده ازسه قوه حضور دارند اما با توجه به انتخابات دست چین شده نمایندگان هم تمایلی به موضع گیری نیستند ولذا سالهاست که حقوق ملت پایمال است اما دریغ از یک کلمه از سوی رهبری درباره صدا وسیما کانه این سازمان ملک طلق است وبی ایراد .راه حل نصب شخصیتی شناخته شده وقوی درراس این سازمان است تا مردم دلشان گرم شود

7-نیروهای مسلح

در اینکه نیروهای مسلح ما نیرومندند ودر خارج ازمرزها موفق بوده اند تردیدی نیست اما هزینه همه این عملیات بوسیله مردمی میشود که هرگز نمایندگان آنها درمجلس دست چین نیز آگاهی ندارند .مگر نمیدانیم که درآمریکا همه حرکات برون مرزی باید مورد تصویب نمایندگان دومجلس برسد؟ چرا در کشور ما مردم تنها از پیکرهای وارده بکشور آگاه میشوند؟ راه حل محرم دانستن ملت ایران وطرح مطالب نظامی در مجلس تا مردم از میزان هزینه وکم وکیف آن آگاه شوند


8-رئیس جمهور مفلوک

دردوره امام راحل روسای جمهور اقتداری داشتند وآن اقتدار بعلت اصل 113 بود که رئیس جمهور شخصیت دوم کشور وبالاتر از روسای دوقوه بود. این امر دردوره هاشمی ادامه داشت اما دردوره خاتمی با احتیاط عمل میشد ولی دردوره احمدی نژاد شورای نگهبان با تفسیری ارزش رئیس جمهوررا پائین آورد که باو هم برخورد والان اینک رئیس جمهور مفلوک ودربرابر دوقوه ناتوان است والان هم مشاهده میکنید که رئیس جمهور خودرا از اعتراضات کنار کشیده است چرا که میداندار کس دیگری است . راه حل بازگشت قدرت رئیس جمهور به قانون اساسی که با تغییر درشورای نگهبان این امر صورت می پذیرد


9-حساب های قوه قضائیه

نماینده مردم درمجلس درباره حساب های قوه قضائیه مطالبی بیان داشت که سرانجام معلوم شد با اجازه رهبری این حسابها دراختیار آن قوه قرار گرفته است وتا کنون هیچ اطلاعاتی در اختیار مجلس قرار نگرفت

10-معافیت از مالیات آستان قدس

دولت تحت فشار نیازمندان قرار دارد وطرفدار دریافت مالیات ازهمه ارکان نظام است اما آستان قدس نمیپردازد چرا که مجوز معافیت ازرهبری دارد

11-شورای انقلاب فرهنگی

این شورا در قانون اساسی مطرح نشده است وامام راحل زمانی آنرا ایجاد کردند که دانشگاه ها بهم ریخته شده بود اما پس ازرحلت امام این شورا همچنان وقویتر از گذشته ادامه دارد ومدام مقررات ایجاد میکند ومجلس حق ندارد بدستور رهبری خلاف نظر شورا عمل کند و متاسفانه مساله مهم حجاب که باید توسط همه پرسی ویا تصویب مجلس انجام شود دراین شورا تصویب شد معنای آن اینستکه مساله حجاب امری حکومتی است نه درصلاحیت مردم

12-ایجاد محدودیت درکار قوه مقننه

درسال که آقای کروبی رئیس مجلس بودند لایحه مطبوعات درمجلس مطرح بود ظاهرا با وساطت آقای مرتضوی دادستان وقت تهران نامه ای ازرهبری به مجلس میرسد که لایحه مطبوعات را ادامه ندهید چون بصلاح نیست .بنده خدا کروبی هم برخلاف نظر نمایندگان اطاعت کرد که البته چوبش را هم خورد اما آنچه مدنظر بنده است اینستکه مجلس استقلال ندارد لایحه مطبوعات تصویب نشد ونتیجه به کهریزک کشید وبقیه ماجرا. راه حل حفظ استقلال قوا

13-تشکیلات موازی در کشور

درواقع کشورما یک دولت ندارد بلکه دارای دو دولت است مضاف برآن هریک از امامان جمعه خوددرمنطقه خود مختارند و موجب تضعیف دولت قانونی درمنطقه اند ببنید اطلاعات سپاه ورهبری دربرابر وزارت اطلاعات بنیاد مسکن دربرابر وزارت مسکن امور خارجه آقای ولایتی دربرابر وزارت خارجه-شورای انقلاب فرهنگی بنوعی دربرابر دستگاه های فرهنگی نمایندگان ولی فقیه در استانها در برابر استانداران –تبلیغات اسلامی دربرابر ارشاد اسلامی-دستگاه انتظامی متعلق به دولت ووزارت کشور عملا زیر نظر رهبری کمیته امداد در برابر بهزیستی وبیمه های اجتماعی-بانکهای خصولتی و موسسات آن دربرابر بانکهای دولتی وخصوصی-و... علاوه براینها رهبری درمورد وزیران اطلاعات کشور ارشاد خارجه علوم دفاع اعمال نظر میکنند یعنی با توافق ایشان خواهد بود .آیا میتوان کشوری را با دو دولت اداره کرد؟ نمونه موجود کشور لیبی ویمن هست

14-اتکاء حوزه ها وموسسات دینی به بودجه

طبق بودجه هرساله حدود 40 موسسه دینی از بودجه دولتی ارتزاق میکنند در حالیکه عملا نه نتیجه ای از کارشان منعکس میگردد بلکه روبروی دولت نیز قرار میگیرند .در حالیکه اینها نباید وابسته بدولت شوند وباید ازبیت المال ارتزاق کنند(وجوه تحت امر رهبری) بیهوده نیست که اسلام ما استقلال خودرا ازدست داده است

15-عدم حمایت جدی از مسوولان
میدانیم که مساله تحریمات بین المللی براساس قطعنامه های شورای امنیت محصول رفتار پنهان نظام درامر هسته ای بود وملت ایران را درچاه ویل تحریمات افکند. زمانیکه اجبار پیش آمد راه مذاکرات را پیش گرفتند در دولت حاضر عملا توفیق برجام پیش آمد وملت ما ازشر مصوبات جهانی خلاص شد .اما آنچنان که باید از اقدام دولت حمایت نشد درحالیکه دولت دراساس مساله سهمی نداشت. اینگونه رفتار موجب دلسردی مسوولان میگردد آن هم مسوولانی دست چین شده خود نظام. ببینید درهمین سایت برجام چگونه محکوم است . اینها نتیجه عدم حمایت بالائی هاست

16-مرجعیت رهبری پس از انتخاب
بهرحال قانون اساسی تغییر کرد وشرط مرجعیت برداشته شد اما رهبری دوسال بعد مرجعیت ایشان اعلام شد. رهبری که حکمش درراس همه مراجع هست با وجود 30 مرجع درکشورچه لزومی به داشتن مرجعیت بود ؟ این عمل موجب اختلافاتی شد که هنوز هم میان مراجع موجود است .ایشان خودشان اعلام فرمودند که کار رهبری برابر با کار4 مرجع است خوب با اینهمه اشتغال دیگر چرا خودرا درگیر مرجعیت کردند؟ هرروز کلاس درس وبحث آیا فرصتی میماند که بریشه ها پرداخت؟ اعلام کردند که این امر برای خارج ازکشور است ولی بعدا معلوم شد که درداخل بشدت تبلیغ میشود وفتاوای ایشان گاه از سیما هم پخش میگردد .آیا این امر موجب ناراحتی پیروان دیگر مراجع نمیشود؟ آیا تحصیل کردگان حوزه ایشان بعدا در تمام سطوح وارد کار نمیشوند؟

17-انحراف در معنای ولایت مطلقه
ولایت مطلقه یعنی داشتن اختیار درهمه شوون .این امر بوسیله قانون اساسی محدود شده است باینصورت که هرجا قانون هست ایشان صلاحیت ندارند تنها درصورت خلا قانون مشکل بوسیله رهبری حل میشود. درحالیکه مثلا قوه قضائیه وجوددارد ومیتواند حکم بدهد دادگاه ویژه روحانیت توسط ایشان تشکیل وهم اکنون آقای رئیسی دادستان کل آن هستند و به قوه قضائیه حساب پس نمیدهند. این اقدام خلاف قانون اساسی است و روحانیون همانند دیگران باید در قوه قضائیه محاکمه شوند .البته دادگاه صنفی روحانیت که در تحت نظر حوزه بود دیگر منحل گردید ودر این دادگاه ادغام شد

18-فرماندهی نیروی انتظامی

طبق قانون اساسی نیروی انتظامی تحت مدیریت دولت وزارتکشور است اما برخلاف قانون حکم فرماندهی آنرا رهبری صادر میکنند ودرنتیجه عملا وزارت کشور برآن تسلط ندارد وآن نیرو از جای بالتر رهبری میشود

19-نمایندگان خبرگان منتخب مردمند وباید حافظ حقوق مردم ازجهت رهبری باشند اما همه آنان توسط رهبری به امامت جمعه نمایندگی ولی فقیه وپستهای دیگری منصوب شده اند وعملا وابسته به نهادند تا مستقل عمل کنند لذا عملا در تصمیمات خود نگاه برهبری میکنند تا مردم


20-تغییر قانون اساسی بدون همه پرسی
اصول قانون اساسی برملی بودن بانکها وبیمه هاو..تصریح نموده است .بی آنکه به همه پرسی مراجعه شود اصول یادشده تغییر نمود وبانکهای دولتی وبیمه ها وموسسات دولتی سهامشان بفروش رفت و بخشهای نظامی وانتظامی وارد میدان اقتصاد شدند ونتیجه کار همین شد که می بینیم .خودمان اقتصادرا تخریب کردیم ومدام ازاقتصاد مقاومتی دم میزنیم
آنچه نوشته شد شمه ای ازموارد خلاف قانون اساسی بنظر بنده است وقتی انحراف در سطوح بالا صورت می پذیرد نباید انتظار داشت سطوح پائینتر در مسوولیت خود موفق شوند. بنظر بنده نیازی نیست بدشمن خارجی زیاد بها بدهیم تنها برگشت به قانون بهترین وکم هزینه ترین راه رسیدن به اعتدال وحقوق مردم است موفق باشید

دوستان عزیز که مایلند نظرات وانتقادات خودرا بنویسند حتما لطف کنند ومنتظر پایان ایرادات نباشند چه شاید سر بفلک بکشد ونشان دهد که چرا ما نتوانستیم به اسلام اصیل برسیم؟
ضمنا توجه کنند که ایرادات بنده به دو قوه مجریه ومقننه نیست چرا که اینان نمایندگان واقعی مردم نیستند وناتوان از اجرای خواسته های خودشان ولذا نباید برسرآنان کوبید همانگونه که تا کنون برسر همه مسوولان اجرائی کوبیده اند. ایرادات متوجه ارکانی است که مسوولیت اصلی اداره کشوررا برعهده دارند.لطفا نقدهای خودرا درهرمورد جداگانه وباذکر مورد اعلام فرمائید

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۱, ۱۷/دی/۹۶
شماره ارسال: #2
آواتار
جالب بود
احسنت
منتظر بقیش هستم

امضای aaaaa
بازبینی تاپیک های قدیمی و ارزشمند
__________________________________________________
به پیشنهاد دوستان تصویر مذهبی برای امضا و اواتار نمیذارم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۴۴, ۱۷/دی/۹۶
شماره ارسال: #3
آواتار
هنوز ادامشو نگه دارید تا مسائل پست اول حل بشه بعد مسئله اول رو در دوقسمت جواب میدم یکی امروز یکی اگه حوصله بود فردا تذکر 1 :
اعتبار شرط مرجعیت در رهبری، بر اساس قانون اساسی مصوب 1358ش. پیش از بازنگری آن است که در دو اصل یکصد وهفتم و یکصدونهم، شرط مرجعیت به کار رفته بود

اما پاسخ از سایت
http://www.hawzah.net


شرط مرجعیت در رهبری، از دو دیدگاه زیر قابل بررسی است:
1. از دیدگاه فقهی؛ در فقه شیعه آن چه شرط ولایت و رهبری است، همان اجتهاد و فقاهت است؛ نه مرجعیت. تعابیر روایات این گونه اند:
الف. «الفقهاء».1
ب. «الذین یأتون من بعدی، یروون حدیثی و سنتی».2
ج. «من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا».3
د. «من عرف حلالنا و حرامنا».4
فقاهت، صلاحیت علمی و شرط مرجعیت است؛ اما تعبیر مرجعیت، در روایات نیامده است و یک شأن اجتماعی است. آن چه در رهبری لازم است، صلاحیت علمی و عملی و توانایی و بینش سیاسی - اجتماعی است که صلاحیت علمی، با فقاهت حاصل می شود و صلاحیت عملی، به عدالت و تقوا و در کنار این دو، توانایی و بینش لازم برای اداره جامعه اسلامی, نقش مهمی در رهبری دارد. بر این اساس, در نامه امام خمینی به ریاست شورای بازنگری قانون اساسی چنین آمده است: «در مورد رهبری، ما که نمی توانیم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی مان درجهان سیاست و نیرنگ، دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت، لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور، کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند، تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بر عهده بگیرد، قهراً او مورد قبول مردم است. در این صورت، او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است».5
2. از دیدگاه قانون اساسی , در دو اصل از اصول قانون اساسی مصوب 1358 قبل از بازنگری, تعبیر مرجعیت به کار رفته است. در اصل یکصد و نهم، یکی از شرایط رهبری، «صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتا و مرجعیت» برشمرده شده بود و تعبیر صلاحیت علمی، همان گونه که مرجع بالفعل را شامل می شود, مرجع بالقوه و کسی را که از شأنیت مرجعیت برخوردار است, نیز در برمی گیرد. بنابر این, از این اصل نمی توان لزوم مرجعیت بالفعل رهبر را استفاده کرد. در اصل یکصد و هفتم قانون اساسی قبل از بازنگری چنین آمده بود: «... خبرگان منتخب مردم درباره همه کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند، بررسی و مشورت می کنند...». از این تعبیر ممکن است شرط مرجعیت بالفعل در رهبری برداشت شود که «در زمان امام راحل، اعضای کمیسیون یکصد و هفت -که یکی از وظایفش، تشخیص شرایط رهبری است _ این موضوع را مورد بررسی قرار دادند که آیا میزان، اصل پنجم قانون اساسی است که مسئله فقیه عادل را مطرح کرده یا اصل یکصد ونهم است که صلاحیت علمی و تقوایی برای مرجعیت را ذکر می کند و یا اصل یکصد و هفت است که مرجعیت بالفعل از آن استفاده می شود. در آن جا رأی اکثریت این شد که معیار، صلاحیت مرجعیت است؛ نه مرجعیت بالفعل. از این رو، بعد از ارتحال حضرت امام، با توجّه به این مصوبه کمیسیون یکصد وهفت مجلس خبرگان و نیز با استناد به نامه حضرت امام مبنی بر عدم لزوم مرجعیت، انتخاب مقام معظم رهبری صورت پذیرفت».6 بنابراین، انتخاب مقام معظم رهبری بر اساس قانون اساسی آن زمان, کاملاً قانونی بوده است؛ البته برای بر طرف نمودن هر گونه شبهه ای، بعد از اصلاح و بازنگری قانون اساسی و حذف شرط مرجعیت، اعضای مجلس خبرگان رهبری، دوباره اقدام به رأی گیری برای انتخاب مقام معظم رهبری نمودند که وی دوباره به اتفاق آراء برگزیده شد.7
پی نوشت ها:
1. کلینی, کافی, ج1, ص 38, ح3.
2. مجلسی, بحار الانوار ,ج 2, ص 145, ح7.
3. حر عاملی, وسائل االشیعه, ج18, ص 99.
4. شیخ طوسی, تهذیب الاحکام, ج6, ص 303, ح53.
5. صحیفه امام, ج 21, ص 371.
6. فصلنامه حکومت اسلامی, سال سوم, شماره دوم, تابستان, 77, ص 132-133؛ مقررات و عملکرد مجلس خبرگان در گفت وگو با آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی.
7. مسعود سفیری, حقیقت ها و مصلحت ها, گفت وگو با آیت الله هاشمی رفسنجانی, ص 119.
================================
اما ماجرای آقای هاشمی و تلاش ایشون برای رهبری شورایی و پنهان تگه داشتن وصیت امام بماند برای فردا یا پس فردا

امضای 313s.w.o
عجب دنیای عجیبی است؛
در کله پزی ها هم،
زبان از مغز گران تر است.
درست مثل جامعه
که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۰, ۱۷/دی/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۰۲ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #4

(۱۷/دی/۹۶ ۱۸:۴۴)313s.w.o نوشته است:  هنوز ادامشو نگه دارید تا مسائل پست اول حل بشه بعد مسئله اول رو در دوقسمت جواب میدم یکی امروز یکی اگه حوصله بود فردا تذکر 1 :
اعتبار شرط مرجعیت در رهبری، بر اساس قانون اساسی مصوب 1358ش. پیش از بازنگری آن است که در دو اصل یکصد وهفتم و یکصدونهم، شرط مرجعیت به کار رفته بود
اما پاسخ از سایت
http://www.hawzah.net

شرط مرجعیت در رهبری، از دو دیدگاه زیر قابل بررسی است:
1. از دیدگاه فقهی؛ در فقه شیعه آن چه شرط ولایت و رهبری است، همان اجتهاد و فقاهت است؛ نه مرجعیت. تعابیر روایات این گونه اند:
الف. «الفقهاء».1
ب. «الذین یأتون من بعدی، یروون حدیثی و سنتی».2
ج. «من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا».3
د. «من عرف حلالنا و حرامنا».4
فقاهت، صلاحیت علمی و شرط مرجعیت است؛ اما تعبیر مرجعیت، در روایات نیامده است و یک شأن اجتماعی است. آن چه در رهبری لازم است، صلاحیت علمی و عملی و توانایی و بینش سیاسی - اجتماعی است که صلاحیت علمی، با فقاهت حاصل می شود و صلاحیت عملی، به عدالت و تقوا و در کنار این دو، توانایی و بینش لازم برای اداره جامعه اسلامی, نقش مهمی در رهبری دارد. بر این اساس, در نامه امام خمینی به ریاست شورای بازنگری قانون اساسی چنین آمده است: «در مورد رهبری، ما که نمی توانیم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی مان درجهان سیاست و نیرنگ، دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت، لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور، کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند، تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بر عهده بگیرد، قهراً او مورد قبول مردم است. در این صورت، او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است».5
2. از دیدگاه قانون اساسی , در دو اصل از اصول قانون اساسی مصوب 1358 قبل از بازنگری, تعبیر مرجعیت به کار رفته است. در اصل یکصد و نهم، یکی از شرایط رهبری، «صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتا و مرجعیت» برشمرده شده بود و تعبیر صلاحیت علمی، همان گونه که مرجع بالفعل را شامل می شود, مرجع بالقوه و کسی را که از شأنیت مرجعیت برخوردار است, نیز در برمی گیرد. بنابر این, از این اصل نمی توان لزوم مرجعیت بالفعل رهبر را استفاده کرد. در اصل یکصد و هفتم قانون اساسی قبل از بازنگری چنین آمده بود: «... خبرگان منتخب مردم درباره همه کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند، بررسی و مشورت می کنند...». از این تعبیر ممکن است شرط مرجعیت بالفعل در رهبری برداشت شود که «در زمان امام راحل، اعضای کمیسیون یکصد و هفت -که یکی از وظایفش، تشخیص شرایط رهبری است _ این موضوع را مورد بررسی قرار دادند که آیا میزان، اصل پنجم قانون اساسی است که مسئله فقیه عادل را مطرح کرده یا اصل یکصد ونهم است که صلاحیت علمی و تقوایی برای مرجعیت را ذکر می کند و یا اصل یکصد و هفت است که مرجعیت بالفعل از آن استفاده می شود. در آن جا رأی اکثریت این شد که معیار، صلاحیت مرجعیت است؛ نه مرجعیت بالفعل. از این رو، بعد از ارتحال حضرت امام، با توجّه به این مصوبه کمیسیون یکصد وهفت مجلس خبرگان و نیز با استناد به نامه حضرت امام مبنی بر عدم لزوم مرجعیت، انتخاب مقام معظم رهبری صورت پذیرفت».6 بنابراین، انتخاب مقام معظم رهبری بر اساس قانون اساسی آن زمان, کاملاً قانونی بوده است؛ البته برای بر طرف نمودن هر گونه شبهه ای، بعد از اصلاح و بازنگری قانون اساسی و حذف شرط مرجعیت، اعضای مجلس خبرگان رهبری، دوباره اقدام به رأی گیری برای انتخاب مقام معظم رهبری نمودند که وی دوباره به اتفاق آراء برگزیده شد.7
پی نوشت ها:
1. کلینی, کافی, ج1, ص 38, ح3.
2. مجلسی, بحار الانوار ,ج 2, ص 145, ح7.
3. حر عاملی, وسائل االشیعه, ج18, ص 99.
4. شیخ طوسی, تهذیب الاحکام, ج6, ص 303, ح53.
5. صحیفه امام, ج 21, ص 371.
6. فصلنامه حکومت اسلامی, سال سوم, شماره دوم, تابستان, 77, ص 132-133؛ مقررات و عملکرد مجلس خبرگان در گفت وگو با آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی.
7. مسعود سفیری, حقیقت ها و مصلحت ها, گفت وگو با آیت الله هاشمی رفسنجانی, ص 119.
================================
اما ماجرای آقای هاشمی و تلاش ایشون برای رهبری شورایی و پنهان تگه داشتن وصیت امام بماند برای فردا یا پس فردا
درود برشما
اولا تشکر میکنم که لطف کردید برمطالب بنده نظرات ونقد خودرا می نویسید بی تردید برای من حتما موجب اگاهی خواهد بود

ثانیا بنده معتقد نیستم که نظراتم کاملا درست باشد وهدف از بیان اعتراض خودهمراه مردم دراین سایت رفع اشکالات وارده است

اما درمورد مطالب شما چون صلاحیت مرجعیت در دواصل107 و109 قانون اساسی سابق امده است دیگر در برابر نص اجتهاد درست نیست ونظر امام راحل هم مبین این امر بود که درآینده اصلاح بعمل اید نه اینکه خلاف قانون عمل شود

در ضمن درمجلس خبرگان بارها رای گیری شد درباره مراجع موجود ورای نیاورد واین نشانه توجه خبرگان بشرط مرجعیت بود . وخبرگان رهبری هم بهنگام تصویب قانون اساسی خود این امررا تصویب کرده اند ولذا در همان مجلس با عجله نمیتوانستند تفسیر کنند وبرخلاف قانون عمل کنند واجبار هم نداشتند چرا که بموجب قانون اصل107 اگر خبرگان به نتیجه نمیرسیدند مکلف بودند 3 تا 5 نفر را برگزینند بطور موقت وپس ازاصلاح قانون اساسی اقدام مجدد کنند. بنابراین کوچکترین سوراخ در یک سد بزرگ روزی موجب تخریب آن سد میشود وما نمی بایست دراین مساله بسیار مهم وپایه ای دست به تفسیر وتاویل بزنیم که هم اکنون هر چند گاه در مجامع علمی مطرح میشود وموارد سوء استفاده بعدها در تمامی شوون استمرار یافت
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۶, ۱۷/دی/۹۶
شماره ارسال: #5
آواتار
"
دغدغه های مردم کشورم
"

جناب فروتقه، درودگر یا هرچی که دوست دارید اسمتون باشه،

چرا همیشه عادت کردید نظرات شخصی خودتون رو به حساب مردم بذارید و وکیل الدوله ملت باشید؟؟؟!!! این رفتار شما کمی زشت نیست؟؟؟؟؟ آیا این رفتار از غرور بیش از اندازه یا خودبزرگ بینی فوق العاده شما ناشی میشه؟؟؟؟ دلیل این رفتار شما چیه؟؟؟

امضای MohammadSadra
كَلّا إِنَّ مَعِيَ رَبّي سَيَهدينِ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۲, ۱۷/دی/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۳۴ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #6

(۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۲۶)MohammadSadra نوشته است:  "
دغدغه های مردم کشورم
"
1-جناب فروتقه، درودگر یا هرچی که دوست دارید اسمتون باشه،

2-چرا همیشه عادت کردید نظرات شخصی خودتون رو به حساب مردم بذارید و وکیل الدوله ملت باشید؟؟؟!!! این رفتار شما کمی زشت نیست؟؟؟؟؟ آیا این رفتار از غرور بیش از اندازه یا خودبزرگ بینی فوق العاده شما ناشی میشه؟؟؟؟ دلیل این رفتار شما چیه؟؟؟
درود برشما
1-شما هنوز اندر خم یک کوچه هستید ومرا با نامم نمی شناسید مهم نیست بقول مولا امیر مومنان (به کلام بنگر نه گوینده)
2-بنده صریحا اعلام کردم که این نظرات شخصی بنده است ومعترضم به نظام بنابراین نه وکیل مردمم نه بحساب مردم گذاشته ام رفتارم مطابق قانون است واز مطالعه مطالب بالا برای شما کاملا مشخص میگردد که چه کسی خودبزرگ بین است؟ بنابراین دلیل نوشتار بنده درخود نوشتار آمده است بهتر است بجای اتلاف وقت وارد متن شوید نه حاشیه ممنون ازحضورتان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۹, ۱۷/دی/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۴۴ توسط 313s.w.o.)
شماره ارسال: #7
آواتار
1- متن نامه صریح امام هیچ اشاره ای به آینده ندارد که هیچ بلکه معطوف به گذشته است چون امام در نامه می گوید از ابتدا یه لحظه متن نامه رو دوباره بخونید .
در نامه امام خمینی به ریاست شورای بازنگری قانون اساسی چنین آمده است: «در مورد رهبری، ما که نمی توانیم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی مان درجهان سیاست و نیرنگ، دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت، لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور، کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند، تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بر عهده بگیرد، قهراً او مورد قبول مردم است. در این صورت، او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است».5
2-وصیت امام به حاج احمد آقا و اقای رفسنجای که در قسمت دوم پاسخ خواهید دید که اقای رفسنجانی سعی در پنهان کردن آن توصیه داشتند3-
نقل قول:
در ضمن درمجلس خبرگان بارها رای گیری شد درباره مراجع موجود ورای نیاورد واین نشانه توجه خبرگان بشرط مرجعیت بود
ظاهرا اصلا شما در جریان اتنخابات آن روز نیستید اولا که اصلا رای گیری ابتدا به اصرار اقای هاشمی روی رهبری شورایی بود که 3 بار برگزار شد و آن هم رای نیاورد و بعد از آن که رهبری فردی رای آورد نام آقای خامنه ای پیشنهاد می شود و در همان اول 4 پنجم آرا به نفع ایشان داده می شود که مشروح آن در قسمت دم پاسخ در اینجا نقل خواهد شد
برای اینکه چهارچوب بحث حفظ بشه تا قسمت دوم پاسخ بند 1 صبر کنید البته اگر منظورتان بحث است نه جدل ؟!


(۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۳۲)mdroudgar نوشته است:  درود برشما
1-شما هنوز اندر خم یک کوچه هستید ومرا با نامم نمی شناسید مهم نیست بقول مولا امیر مومنان (به کلام بنگر نه گوینده)
2-بنده صریحا اعلام کردم که این نظرات شخصی بنده است ومعترضم به نظام بنابراین نه وکیل مردمم نه بحساب مردم گذاشته ام رفتارم مطابق قانون است واز مطالعه مطالب بالا برای شما کاملا مشخص میگردد که چه کسی خودبزرگ بین است؟ بنابراین دلیل نوشتار بنده درخود نوشتار آمده است بهتر است بجای اتلاف وقت وارد متن شوید نه حاشیه ممنون ازحضورتان
خب اگر این نظرات شخصی شماست باید عنوان تایپک اصلاح شود مثل همان که تایپکی که جناب وهرگان با عنوان دغدغه های سیاسی یک جوان انقلابی نوشتند شما هم باید یک چنین عنوانی رو مطرح کنید نه اینکه نظرات خود را به عنوان مردم بیان کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۷, ۱۷/دی/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۵۱ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #8

(۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۳۹)313s.w.o نوشته است:  1- متن نامه صریح امام هیچ اشاره ای به آینده ندارد که هیچ بلکه معطوف به گذشته است چون امام در نامه می گوید از ابتدا یه لحظه متن نامه رو دوباره بخونید .
در نامه امام خمینی به ریاست شورای بازنگری قانون اساسی چنین آمده است: «در مورد رهبری، ما که نمی توانیم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی مان درجهان سیاست و نیرنگ، دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت، لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور، کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند، تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بر عهده بگیرد، قهراً او مورد قبول مردم است. در این صورت، او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است».5
2-وصیت امام به حاج احمد آقا و اقای رفسنجای که در قسمت دوم پاسخ خواهید دید که اقای رفسنجانی سعی در پنهان کردن آن توصیه داشتند3- ظاهرا اصلا شما در جریان اتنخابات آن روز نیستید اولا که اصلا رای گیری ابتدا به اصرار اقای هاشمی روی رهبری شورایی بود که 3 بار برگزار شد و آن هم رای نیاورد و بعد از آن که رهبری فردی رای آورد نام آقای خامنه ای پیشنهاد می شود و در همان اول 4 پنجم آرا به نفع ایشان داده می شود که مشروح آن در قسمت دم پاسخ در اینجا نقل خواهد شد
برای اینکه چهارچوب بحث حفظ بشه تا قسمت دوم پاسخ بند 1 صبر کنید البته اگر منظورتان بحث است نه جدل ؟![/b]

خب اگر این نظرات شخصی شماست باید عنوان تایپک اصلاح شود مثل همان که تایپکی که جناب وهرگان با عنوان دغدغه های سیاسی یک جوان انقلابی نوشتند شما هم باید یک چنین عنوانی رو مطرح کنید نه اینکه نظرات خود را به عنوان مردم بیان کنید
درود برشما
1- متن نامه به شورای بازنگری است ومعنای آن اینستکه شورا اصلاح لازم را بعمل آورد نه اینکه خبرگان رهبری بدان استناد کنند
2- درمورد مساله هاشمی وبقیه منتظر میمانم
3- عنوان اصلاح شد ممنونم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۹, ۱۷/دی/۹۶
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۴۷)mdroudgar نوشته است:  درود برشما
1- متن نامه به شورای بازنگری است ومعنای آن اینستکه شورا اصلاح لازم را بعمل آورد نه اینکه خبرگان رهبری بدان استناد کنند
حاجی چرا آخه کش میدی بابا اولین بار کسی که مسئله ولایت فقیه رو به این شکل مطرح کرد حضرت امامه
خود حضرت امام هم میگه شرط مرجعیت نباشه و تاکید میکنه از اول هم معتقد بودم نباشه و نامه هم قبل انتساب آیت الله خامنه ایست . و شورا هم طبق فرمان امام اصلاحش میکنه بازم تاکید میکنم نامه قبل از انتساب رهبریست
البته در قسمت دوم اشاره به این موضوع میشه که وقتی آیت الله خامنه ای در سفر کره بودند و تصویر ایشون از تلوزیون پخش میشد امام به سید احمد و هاشمی رفسنجانی رهبری آینده نظام توسط آیت الله خامنه ای رو اشاره می کنن.
جان من همین یه بار رو بشین کامل فکراتو بکن بهد پست بزن جدل هم نکن هم امتحان دارم هم خستم Angry
در ضمن مسئولین تالار چرا شکلک گریه نداریم تا شوروش نشده رسیدگی کنین Undecided
والسلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۱, ۱۷/دی/۹۶
شماره ارسال: #10

(۱۷/دی/۹۶ ۲۰:۵۹)313s.w.o نوشته است:  1-حاجی چرا آخه کش میدی بابا اولین بار کسی که مسئله ولایت فقیه رو به این شکل مطرح کرد حضرت امامه
خود حضرت امام هم میگه شرط مرجعیت نباشه و تاکید میکنه از اول هم معتقد بودم نباشه و نامه هم قبل انتساب آیت الله خامنه ایست . و شورا هم طبق فرمان امام اصلاحش میکنه بازم تاکید میکنم نامه قبل از انتساب رهبریست
البته در قسمت دوم اشاره به این موضوع میشه که وقتی آیت الله خامنه ای در سفر کره بودند و تصویر ایشون از تلوزیون پخش میشد امام به سید احمد و هاشمی رفسنجانی رهبری آینده نظام توسط آیت الله خامنه ای رو اشاره می کنن.
2-جان من همین یه بار رو بشین کامل فکراتو بکن بهد پست بزن جدل هم نکن هم امتحان دارم هم خستم Angry
در ضمن مسئولین تالار چرا شکلک گریه نداریم تا شوروش نشده رسیدگی کنین Undecided
والسلام
درود برشما
1-بنده درودگر هستم نه حاجی لطفا آداب مباحثه را رعایت فرمائید نامه امام به شورای بازگری است وهنوز شورا قانون اساسی را اصلاح نکرده بودند بنابراین درخبرگان نباید براساس نظر فرد اقدام میشد قانون صریح بود وراه حل هم بود
2-نیازی به فکر نیست پاسخ شما داده شد اگر مطلبی ندارید بروید سر ایراد دیگر انشاءالله پس ازامتحانات تشریف بیاورید چون با خستگی کاری پیش نمیرود موفق باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا