|
اندر مصایب ایرانی بودن، نقد لاتاری
|
|
۱۳:۲۳, ۱۹/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۶ ۱۳:۲۴ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم لاتاری؛ اندر مصائب ایرانی بودن اجازه دهید در همین ابتدا خیالتان را راحت کنم. ما در ایران موجودی به نام «فیلم» نداریم. در نهایت با جنین مردهای سروکار داریم که آنقدر «بند ناف سانسور» دور گردن نحیفش پیچیده شده که دگر نفسی برایش باقی نمانده است. جنینی که میتوانست حیات یابد و حیات بخشد در همان مرحله به خاطرهها میپیوندد. زمانی که از یک فیلم حدود 50 دقیقه سانسور میشود و 27 باز مجبور به بازنویسی فیلمنامه میشوند، چگونه میخواهی آن را به تماشا بنشینی و حتی نقدش کنی!!! بی مروتها 50 دقیقه خود، یک فیلم است. (رجوع کنید به مصاحبه خزاعی، تهیه کننده امپراطور جهنم) پس اجازه دهید به همین جنین مرده نظری بیاندازیم. مهدویان عاشق تاریخ معاصر کشور است و امروز هم دست بر یکی از فجایع ملی گذاشته و آنقدر این فاجعه دردآور است که مسئولین بیمسئولیت ما تا آنجا که شد خواستند که نشود. و بهرحال توانستند پایانی دیگر به فیلم فرو کنند. فیلم با نماهای مستند گونه همچون ماجرای نیمروزِ شریف آغاز میشود. دوربین، همان است. به نظرم بهترین بازیگر فیلمهای مهدویان، دوربین اوست. دوربینی که دگر شخصیت پیدا کرده است. فردی است به شدت با هوش، ظریف، احساساتی و البته خجالتی. ولی ای کاش این خصوصیات دوربین میماند برای فیلمهای قبلیاش که شخصیتهایی به مراتب خاصتر و بزرگتر داشت. لاتاری دو نقطه قوت بسیار مهم دارد: موضوع فیلمنامه و بازیها، بازیهای درخشان. در موقعیتهایی شاهد آنیم که فیلم دچار سکته میشود، فاصلههایی میافتد بین یک و دوها و تا شمای مخاطب میخواهی از فیلم فاصله بگیری و حتی در مقابل فیلم موضع اختیار کنی، فیلم با بازیهای دلنشین بازیگرانش، دوپینگ میکند. اجازه دهید کمی از بازی کم نظیر جواد عزتی بگویم. کلاً حضورش در فیلم 7 دقیقه نشد، ولی آنقدر درخشان بود که گویی در سراسر فیلم حضور جدی و روشنی دارد و حتی با آن نگاه ملتمسانهاش و در خواستش از امیر علی، به دبی نیز رفته است. بعد از مدتها عاشقانهای آتشین و البته پاک میبینیم. البته بماند که برخی گفتهاند یاد فیلم فارسیهای قبل از انقلاب و قیصریسم افتاده و نپسندیدهاند، شاید اگر در لایه زیرین فیلم، خیانتی دیگر به وجود میآمد و مثلاً امیر علی با خواهر نوشین رابطه جدیدی ایجاد میکرد و فیلم وارد فاز عشق مثلثی و مربعی و ذوزنقهای میگشت، برای دوستان به ظاهر روشنفکر جذابتر می شد و البته برای جشنوارههای آن سوی آب نیز. اتفاقاً سهیلی توانست کارکتر عاشقی ایرانی را به خوبی درآورد. بعد از مدتها شاهد آنیم که دوگانه «رفتارهای انقلابی و تشخیصهای فردی» و «تدبیر عاقلانه و رفتار قانونی» همچون فیلمهای حاتمی کیا، تا پایان داستان به موازات هم پیش میرود و هیچ کدام بر دیگری ترجیح پیدا نمیکند. گسست فرهنگی جوانان با نسل گذشته، رویای مهاجرت، روابط سرد و خشک والدین و فرزندان، باندهای فساد و فعالیتشان و حتی رکود اقتصادی و گسترش فقر در روایت فیلم به خوبی دیده شده است. بعد از مدتها شاهد قهرمانهای کوچکی هستیم که در قالب داستان هستند (البته به جز پایان بندی که تمام ساختارها می شکند) که حتی نگاههایشان برای مخاطب قابل باور است. لذاست که بعد از مدتها شاهد شنیده شدن دست زدنها و دیده شدنها اشکها در سینما هستیم. من نیز لاتاری را با احساسم دیدم. لذاست که وقتی در کل نگاه میکنم میبینم لاتاری ضعفهایی داشته و چون کارهای بزرگ مهدویان را در ذهن داریم، پس این ضعفها هم باید هم بزرگ باشند و هم خطرناک. ولی باز هم میگویم فیلم را نمی شود نقد کرد... چون این فیلمی نیست که مهدویان ساخته باشد. نهایتاً این فیلمی است که مسئولان محترم! به آن راضی شده اند. در پایان میخواهم اشارهای بسیار کوتاه در نقدِ نقد داشته باشم. در نقدِ درست دیدن. در سیاسی ندیدن همه پدیدههای جهان هستی. چرا براستی ما ایرانیها اینگونه شدهایم؟ در کجای تاریخ چه اتفاقی برای ما رخ داده است؟ چه حادثهای پیشامد کرده که بیشتر از آنکه عناصر داستان، نوع فیلمبرداری، موسیقی، بازیها و نورپردازی و... برای منتقد کشور مهم باشد، سوابق سیاسی تهیه کننده فیلم، مبنای نقدش میشود. براستی اگر دقت کنیم، این سانسور نه تنها در فضای نظارتی حاکمیتی کشور وجود دارد، بلکه شکل افراطی و بزرگتر و خطرناکتر آن در ذهن من و شماست. قیچی بسیار برنده تری در ذهن ما وجود دارد، که باعث حکمرانی قضاوتهای به دور از انصاف ما میشود. ما فیلم نمیبینیم، بلکه بیشتر جریانهای سیاسی حامی یا ضد فیلم برایمان مهم است. آن موارد است که یک فیلم را برای ما هنری و ارزشی میکند؛ نه هنر به کار رفته شده در یک اثر هنری. این مصائب تا اینجا نفس میکشیم ادامه دارد!!!
|
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۱۹/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۱۹/بهمن/۹۶ ۱۳:۲۳)سید ابراهیم نوشته است:با تشکر ازدرج مطلب دردانگیز دنیای هنر درکشور عزیزمان ایران .تنها این جمله مولایمان را می نویسم (به سخن بنگر نه به سخندان) |
|||
|
|
۱۹:۱۰, ۲۳/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
مکالمه توئیتری دبیر جشنواره فیلم فجر و تهیهکننده لاتاری: گر پرده بیفتد نه تو مانی و نه من : )
![]() حمید فرخ نژاد: برخورد داوران جشنواره با فيلم لاتاري خارج اصول تعريف شده داوري و بدعتي خطرناك است!
|
|||
|
۱۹:۳۴, ۲۳/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۶ ۸:۵۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۲۳/بهمن/۹۶ ۱۹:۱۰)دختر انقلاب1 نوشته است: مکالمه توئیتری دبیر جشنواره فیلم فجر و تهیهکننده لاتاری: گر پرده بیفتد نه تو مانی و نه من : ) دوستانی که از سال 95 تالار رو دنبال کردن یه کاربری رو یادشون میاد که ... شاید فکرشو نمیکردید که این شخص بتونه اینطور تغییر شخصیت بده اسمشو نمیبرم ولی حداقل سبک کارتو عوض میکردی که لو نری ظاهراً دشمن (حزب الله)هم هستید و در باطن دشمن انقلاب جدای از همه اینها در مورد خودِ فیلم بنویسید |
|||
|
|
۹:۰۶, ۲۴/بهمن/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۶ ۹:۰۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
https://www.aparat.com/v/HniAy
یه زمانی میگفتیم طرف غرب زدس الان چی باید گفت اون از ماجرای فیلم فروشنده و اسپانسراش اینم از این فیلم به کسی که به این وحوش پولدار پناهنده بشه چی باید گفت؟ تن فروشِ فرهنگی علت پیشرفت یک شبه امثال فروتن مشخصه... (قاعده بازی) چو ایران نباشد....
|
|||
|
|
۱۳:۲۶, ۲۴/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
جالب آنکه آن همه خشونت را در فیلم مغزهای زنگ زده ندیدند. حقیقتاً اوووووج بی انصافی است. وضعیت سینمای ما امروز به شدت اسفناک است. یک سینمای الکن، ناقص، تعارفی و به شدت دور از اندیشه های اصولی.
|
|||
|
|
۱۸:۲۳, ۲۴/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۲۴/بهمن/۹۶ ۱۳:۲۶)سید ابراهیم نوشته است: جالب آنکه آن همه خشونت را در فیلم مغزهای زنگ زده ندیدند. حقیقتاً اوووووج بی انصافی است. وضعیت سینمای ما امروز به شدت اسفناک است. یک سینمای الکن، ناقص، تعارفی و به شدت دور از اندیشه های اصولی. سید جان خدمتت عرض بکنم بی انصافی زیاده ایشان خائن هستند و.... (تاپیک لازمه )
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: r63766_ph.jpg]](http://www.folder98.ir/uploads/r63766_ph.jpg)