کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقدی بر کلام امام راحل رضوان الله علیه
۱۲:۳۲, ۱۰/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۶ ۱۲:۳۳ توسط برف.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و اله طاهرین و لعن اعدائهم اجمعین الی الان الی یوم الدین.
در این گفتار قصد داریم نقدی داشته باشیم بر این کلام امام راحل رضوان الله علیه:
حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است؛ براى اينكه امام عصر هم خودش را فدا مى ‏كند براى اسلام
.
[/b]
پیش از بیان دلایل باید بگویم بنده معتقدم امام خمینی رحمت الله علیه در بیان مقصود خود بر روی کاغذ دچار بی توجهی و اشتباه شده اند و اگر همان زمان مثلا کسی به ایشان این اشتباه و توضیحات لازم را متذکر می شد حتما اصلاح میکردند. چرا که بعید است که ایشان روایات و دلایلی را که در ذیل خواهم آورد مطالعه نکرده و به آنها معتقد نبوده باشند بلکه کرارا در کتب های خود عقاید زیبای خود را نسبت به معصومین و حقانیت آن ها و اثرگذاری آنها در خلقت و وجوب حضور ایشان در عالم بیان کرده تا جایی که علما و فقهای وهابی در کتب خود با استناد به کتابهای ایشان وی را مورد لعن و تکفیر قرار داده اند.
نکته دیگر اینکه امام خمینی نسبت به نظام اسلامی تشکیل شده در بهمن سال 57 بسیار بسیار خوش بین بودند و آن را تحقق اسلام ناب تصور میکردند و امیدوار بودند که این نظام حقیقتا اسلامی و مجری اسلام باشد و بر همین اساس بود که چنین سخنی رو بر روی کاغذ آوردند که البته اگر حقیقتا این نظام به معنای واقعی کلمه از سیر تا پیازش اسلامی و منطبق با شرع محمد و آل محمد علیهم السلام بود حرف درستی می نمود. اگر چه به مرور با دیدن خطاهای اطرافیان و یاران خود نگرانی های پیدا کردند و بارها در همین صحیفه نور و سخنرانی هایشان هشدار و اخطار داده اند. به هر حال یقینا اگر امام خمینی اکنون در بین ما بود به خاطر خروج کامل انقلاب سال 57 از مسیر اصلی خود و نیز از مسئولین بی کفایت و فساد شدیدی که در بدنه حکومت و دولت های آن و مسئولینش وارد شده ابراز انزجار شدید کرده یا کناره می گرفتند از اینکه امور مملکت را رهبری کنند یا افراد ریز و درشت را محاکمه و برکنار میکردند و به بسیاری از این متدین نماها هشدار و نصیحت میکردند و یا اینکه انقلاب دیگری را تدارک میدیدند.
اما اصل موضوع.
1-

اینکه معتقدیم این کلام (حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است) و البته در کنار آن، این کلام ایشان (حفظ نظام از اوجب واجبات است) برای جامعه به جهت اینکه شمار قابل توجهی از به اصطلاح متدینین و سینه چاکان ولایت و نظام و انقلاب به علت این تفکر که هر چه ولی فقیه گفت حتما درست است و مطاع، از خطرناک ترین کلامهای است که در تاریخ بر زبان یک شخصی که رهبر و حاکم یک جامعه است به ویژه اینکه این رهبر یک رهبری دینی قوی هم میباشد جاری شده است این است که مجوزی میشود برای هر جنایتی آن هم با رنگ دینی و اینکه این جنایت، این شکنجه ، این قتل و هر طور کار مضر دیگری مورد تایید خدا و امام زمان ارواحناه فداه است. اگر شما به شخصی که معتقد است حفظ نظام از اوجب واجبات است {بطوری که هیچ واجب الهی به گرد پای حفظ نظام نمیرسد و اگر لازم شد هر واجبی ترک شود که نظام بماند باید چنین شود} بگویید برای حفظ این نظام باید اهالی فلان روستا را فلان محله را به دلیل اینکه با نظام مخالفت کردند به دلیل اینکه اقدامی بر علیه نظام کردند از زن و مرد و کودک بکشید این شخص این کار را به نیت قربه الی الله انجام میدهد و خودش را هم خالد در بهشت میداند. این شخص برای حفظ نظام حاضر است افراد را به هر روشی شکنجه دهد چون آن را در راستای رضای خدا و حفظ واجب الهی میداند. این شخص هر بی اخلاقی را برای حفظ نظام واجب میداند. لازم باشد برای حفظ نظام به زن شوهر داره تجاوز بکند این ادم متدین این کار را هم میکند چرا که معتقد است این شخص بر علیه امام زمان و بر علیه دین خدا اقدام کرده و لذا کافر حربی است اگر مرد باشد قتلش و شکنجه اش و آزار خانواده اش لازم و مباح است اگر زن باشد تجاوز به او ولو شوهر داشته باشد ولو متدین باشد جایز و مباح است چرا که در ردیف دشمن و کشنده ی امام معصوم است.
خلاصه کلام اینکه اعظم جنایتها را که کشتن امام زمان علیه السلام هست را برای حفظ نظام روا میداند. وقتی امام زمان را برای حفظ نظام میشود کشت قتل هزاران انسان عادی که اصلا محلی از اعراب نداشته و دیگر محل شک و تردید و سوال نخواهد بود.
اما چرا میگوییم این کلام بزرگترین مغالطه تاریخ را در خود جای داده؟ برای اینکه موضوع در صدر کلام (جمهوری اسلامی ایران و حکومت ایران) است و در ذیل آن (اسلام). اسلام یک چیز است حکومت و نظام ایران یک چیز دیگر. به محض بیان جمله اول هر کسی به غلط بودن آن پی میبرد و شوکه میشود اما همین که بگویی امام حسین علیه السلام هم برای حفظ اسلام کشته شد شخص چون اگاه نیست چون اهل تدبر نیست دلش ارام میگیرید.
بله امام حسین علیه السلام برای حفظ اسلام کشته شد ولی برای حفظ اسلام نه حکومت جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران. امام حسین علیه السلام کشته شد برای اسلام نه حکومت معاویه و یزید که حکومت خودشان را در همه جا اسلامی معرفی میکردند. امام علی علیه السلام هم برای حفظ اسلام و جان شیعیان بیست و پنج سال سکوت کرد و خانه نشین شد اما هرگز حاضر نشد برای حکومت اسلامی تاسیس شده به دست عمر و ابوبکر با انها بیعت کند بلکه ایشان نه تنها برای حکومت اسلامی زمان خودش جان خود را به خطر نینداخت بلکه اتفاقا بر عکس به جهت اینکه حاضر نشدند با بیعت کردن، حکومت اسلامی زمان خود را تایید کنند همسر مطهر ایشان به همراه فرزندش حضرت محسن علیه السلام کشته شدند. امیر المومنین علیه السلام برای اجرای اسلام و عدالت کشته شد نه حفظ حکومتی که عمر و ابوبکر و غیر معصوم تشکیل داده بودند. چطور میشود که حضرت خودشان را برای آن حکومت به کشتن بدهد در حالی که می فرمودند این حکومت برای من از اب بینی بز کم ارزش تر است. هر کس معتقد به چنین چیزی شد اقرار کرده العیاذ بالله که جان مبارک حضرت از اب دماغ بز کمتر ارزش داشته که حضرت راضی شدند جان مبارک خود را برای آن آب بینی به علت بالاتر بودن ارزشش بدهد.
پس محال است اهل بیت برای یک حکومتی که توسط غیر معصوم تاسیس شده ولو انکه شخص موسس انسان مومنی باشد و سعیش بر این بوده باشد که تا میتواند احکام اسلام را پیاده سازد جان مبارک خود را بدهند اما همین اهل بیت برای خود اسلام بله جان میدهند و تا الان هم 11 نفرشان جان مبارک خودشان را برای حفظ اسلام داده اند.
2-

حکومت اسلامی معنایش چیست؟ حکومت اسلامی یعنی حکومتی که تسلیم است.
خب حالا اینجا سوال می شود که تسلیم چه چیزی و چه کسی است؟ در جواب میگویم تسلیم حجت خدا است. تسلیم امر و نهی های پیامبر و اهل بیت مطهر ایشان است.تسلیم شریعت محمد و آل محمد علیهم السلام است. پس حکومت اسلامی یعنی حکومتی که تسلیم امام زمان خودش {علیه السلام} است. حالا چطور میشود بگوییم چنین حکومتی اگر لازم شد باید آن امامی که این حکومت تسلیم او است فدا و قربانی این حکومت شود؟!!!!!!!! اصلا همین که حکومت اسلامی اراده کرد که امامش را برای بقای خودش قربانی کند از اسلامیت خارج شده است.
[b]شیعه و سنی بر اساس روایات خود اتفاق دارند که اول ما خلق الله محمد صل الله علیه و اله است. و در روایت امده که اول چیزی که خدا خلق کرد نور خود بود . جمع این دو روایت این میشود که محمد صلوات الله علیهم نور خداست که اولین چیزی بود که خلق شد و خداوند در قران فرموده: یرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ..... آنها مي‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولي خدا نور خود را كامل مي‏كند هر چند كافران خوش نداشته باشند
[/b]

[b]خب نور خدا هم که محمد و آل محمد صلوات الله علیهم هستند پس خداوند میخواهد امام زمان علیه السلام را در عالم بگستراند. میخواهد همه جا پر بشود از محمد و آل محمد.
روایتی هم در تایید این حرف می آورم: ابو خالد کابلی میگوید ازامام باقر علیه السلام درباره این ایه پرسیدم: فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا... حضرت فرمودند ای ابو خالد به خدا سوگند مقصود از این نور تا روز قیامت امامان از خاندان محمد صلوات الله علیهم هستند. اصول کافی - ج یک - ص 414 - چاپ قائم آل محمد 1393 قم - ترجمه حسن زاده
در زیارت جامعه آمده: ان ذکر الخیر کنتم اوله واصله وفرعه ومعدنه وماویه ومنتهاه. امام زمان ارواحنا فداه اصل هر خیری است و دین هم خیری است که اصل ان امام زمان است و ریشه در امام زمان دارد. . احکام دین از فروعات محمد و آل محمد هستند پس چطور ممکن است برای حفظ فرع اصل را زد و از ریشه کند؟!!! اصل که رفت فرع هم خواهد رفت. حالا اگر فرض کنیم مثلا حکومت اسلامی ایران فروعی از دین است چطور میشود امام زمان را که اصل دین و پایه و ستون این فرع است را حذف کرد بعد هم انتظار داشت که حکومت باقی و مستدام باشد؟!!!! حالا که این حکومت به اصطلاح اسلامی ایران حتی از فروعات دین هم نیست .
قال ابو عبداللّه علیه السلام: «نَحْن أَصل الخَیر و فُروعه طاعَة اللّه و عَدوّنا أَصل الشَرّ و فُروعه مَعْصیة اللّه».. امام صادق علیه السلام فرمودند: ما اصل تمام خیرها هستیم و فرع‏های آن، طاعت و بندگی خداوند است و دشمنان ما اصل تمام شرّها هستند که فرع‏های آن نافرمانی خداوند است
حالا ببینید که امام صادق جانم فدای کفشهایشان شود میفرمایند اسلام از فروعات ما است. از کجا این را میگوییم؟ از اینکه فرموده (فرع آن اطلاعت و بندگی خداست) و مسلم است که اطلاعت و بندگی خدا محقق نمیشود مگر با عمل به احکام و اداب شرع و اینها هم که همان اسلام است. پس منظور امام اسلام بوده است.
حالا چه معنا دارد که برای بقای فرع اصل را زد؟ کدام عقل این قبیح را میپسندد.
اگر تو مشغول نماز که امری واجب است بشوی و در این حین امامت تو را خواست باید نمازت را بشکنی و به سوی امامت بشتابی. اگر امام به تو امر فرماید که روزه ات را افطار کن باید روزه ات را افطار کنی برای اینکه احکام و اعمال دین همه فروعات اهل بیت هستند و کسی اصل را رها نمیکند که به فرع عمل نمیاد و فرع در برابر اصل مثل مستحب است در برابر واجب. حالا ایا اسلام به تو اجازه داده که برای امر مستحبی واجبی را ترک کنی؟ امام علی (علیه السلام) فرمود: «لاَ قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ؛ کارهای مستحب اگر به واجبات ضرر برساند، موجب قرب به خدا نمی‌شود)
3-

در روایات آمده: زمین نمیتواند بدونه امام و حجت خدا باشد چرا که اگر فقط به اندازه چشم بر هم زدنی بلکه هزار مرتبه کمتر از آن امام بر روی زمین نباشد تمام این جهان از هم میپاشد. در کافی به همان ادرس قبل ص 377 آمده: امام صادق علیه السلام: نمیشود که در زمین امام نباشد. و در ص 379 امده: حضرت فرمودند: اگر زمین بی امام باشد از هم می پاشید.
خب حالا چطور میشود که ما برای این حکومت و یا انقلاب سال 57 و اهداف آن اگر لازم شد امام زمان روحی فداه را بکشیم؟ خب همین که امام روح از بدن مطهرشان فارغ شد کل عالم از هم متلاشی میشود چون بعد از ایشان هم که دیگر امامی نیست که زمین و اهلش را نگاه دارد و وقتی چنین شد دیگر حکومت اسلامی ایران آن موقع کجا خواهد بود؟ مگر نخوانده اید که وقتی حضرت سیدالهشدا که جان و مال و پدر و مادر و اهلم فدای ایشان باد در حین جان دادن بودند زمین و زمان به لرزه در آمده و در حال از هم پاشیدن بود تا اینکه امام سجاد علیه السلام دستهای مبارکشان را {که دنیا فدای دستهایش شود} بر روی زمین قرار دادند و خطاب به زمین فرمودند آرام بگیر. پس اگر بعد از امام حسین علیه السلام امام سجاد علیه السلام نبود الان نه زمینی بود و نه آسمانی و نه هیچ جنبنده ای.
4-

هادی امت اسلام و هادی خود اسلام امام علیه السلام است چنان که در همان ادرس ص 377 امده است: از امام صادق علیه السلام: زمین تهی نمی ماند و همواره امامی در آن است تا اگر مومنان چیزی افزودند بازشان گرداند و اگر چیزی کاستند برایشان کامل کند.
حالا اگر لازم شد برای حفظ حکومت ایران امام علیه السلام کشته شود و فرض هم کنیم با کشته شدن امام عالم از هم نمی پاشد، حالا با نبود امام، اگر مسلمین چیزی بر دین اضافه کردند یا چیزی از آن کاستند آنوقت چه کسی باید انها را مجددا به راه بیاورد و کم آنها را کامل و زیاد آنها را بازگرداند؟ اگر بگویی فقیه که میگویم فقیه خود در اندر خم یک کوچه مانده و بین خودشان هزار اختلاف است در احکام دین و تازه آن فقیهی که فتوا بر قتل امام خود میدهد از فقاهت که هیچ از تشیع خارج است. و اصلا اگر کم و زیاد کردن از خود فقیه باشد چه باید کرد؟
پس به این دلیها که مختصرا گفتم آن جمله امام خمینی از اساس باطل و غلط و اعتقاد به آن کفر و پیشتازی بر یهود و بنی امیه است.
حالا علت اینکه چرا برخی چنین مغالطه اشکار و اشتباه و قیاس مع الفارقی را می بینند ولی باز به دفاع از این کلام بلند میشوند را فقط و فقط باید در این کلام امام صادق علیه السلام جستجو کرد که فرمودند : بپرهیز از اینکه شخصی جز ما اهل بیت را امام و پیشوای خودت قرار دهی که بگویی هر چه او گفت درست است و مطاع.
متاسفانه این قبیل افراد بر خلاف فرموده امام صادق علیه السلام گمان میکنند یک شخصی مثل امام خمینی رحمت الله علیه هر چه بگوید درست است و از روی حکمت و اگر با حرفی از حروف ایشان مخالفت شود مخالفت شده با امام زمان علیه السلام و حکمش مرگ و نفرین و لعنت و آزار و اذیت و شکنجه است. این است دین داری برخی افراد به اصطلاح متدین و هیئتی این جامعه که دین داری میکنند به غیر دین محمد و آل محمد صلوات الله علیهم.[/b]

[b]همین مقدار دلیل برای اهل بصیرت و اهل ایمان کافی بود. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
برای کسی هم که پیروی هوای نفس خود را میکند اگر دریاها مرکب شوند و درختان قلم و پهنای اسمان کاغذ و برایش دلیل ها بنویسی و بیاوری زیر بار نمیرود.[/b]
و من الله توفیق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۴۰, ۱۰/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #2
آواتار
شما مطلب دیگه ای داری که نگفته باشی؟

همه اون مطالب علمیت همین بود؟!

سر حلقه تون چیز دیگری تو چنته نداشت که بین احادیث چند تا تهمت خنده دار بگنجاند؟!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۴, ۱۰/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۶ ۲۲:۱۵ توسط aaaaa.)
شماره ارسال: #3
آواتار
(۱۰/اسفند/۹۶ ۱۲:۳۲)برف نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و اله طاهرین و لعن اعدائهم اجمعین الی الان الی یوم الدین.
در این گفتار قصد داریم نقدی داشته باشیم بر این کلام امام راحل رضوان الله علیه:
حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است؛ براى اينكه امام عصر هم خودش را فدا مى ‏كند براى اسلام
.
[/b]
پیش از بیان دلایل باید بگویم بنده معتقدم امام خمینی رحمت الله علیه در بیان مقصود خود بر روی کاغذ دچار بی توجهی و اشتباه شده اند و اگر همان زمان مثلا کسی به ایشان این اشتباه و توضیحات لازم را متذکر می شد حتما اصلاح میکردند. چرا که بعید است که ایشان روایات و دلایلی را که در ذیل خواهم آورد مطالعه نکرده و به آنها معتقد نبوده باشند بلکه کرارا در کتب های خود عقاید زیبای خود را نسبت به معصومین و حقانیت آن ها و اثرگذاری آنها در خلقت و وجوب حضور ایشان در عالم بیان کرده تا جایی که علما و فقهای وهابی در کتب خود با استناد به کتابهای ایشان وی را مورد لعن و تکفیر قرار داده اند.
نکته دیگر اینکه امام خمینی نسبت به نظام اسلامی تشکیل شده در بهمن سال 57 بسیار بسیار خوش بین بودند و آن را تحقق اسلام ناب تصور میکردند و امیدوار بودند که این نظام حقیقتا اسلامی و مجری اسلام باشد و بر همین اساس بود که چنین سخنی رو بر روی کاغذ آوردند که البته اگر حقیقتا این نظام به معنای واقعی کلمه از سیر تا پیازش اسلامی و منطبق با شرع محمد و آل محمد علیهم السلام بود حرف درستی می نمود. اگر چه به مرور با دیدن خطاهای اطرافیان و یاران خود نگرانی های پیدا کردند و بارها در همین صحیفه نور و سخنرانی هایشان هشدار و اخطار داده اند. به هر حال یقینا اگر امام خمینی اکنون در بین ما بود به خاطر خروج کامل انقلاب سال 57 از مسیر اصلی خود و نیز از مسئولین بی کفایت و فساد شدیدی که در بدنه حکومت و دولت های آن و مسئولینش وارد شده ابراز انزجار شدید کرده یا کناره می گرفتند از اینکه امور مملکت را رهبری کنند یا افراد ریز و درشت را محاکمه و برکنار میکردند و به بسیاری از این متدین نماها هشدار و نصیحت میکردند و یا اینکه انقلاب دیگری را تدارک میدیدند.
اما اصل موضوع.
1-

اینکه معتقدیم این کلام (حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است) و البته در کنار آن، این کلام ایشان (حفظ نظام از اوجب واجبات است) برای جامعه به جهت اینکه شمار قابل توجهی از به اصطلاح متدینین و سینه چاکان ولایت و نظام و انقلاب به علت این تفکر که هر چه ولی فقیه گفت حتما درست است و مطاع، از خطرناک ترین کلامهای است که در تاریخ بر زبان یک شخصی که رهبر و حاکم یک جامعه است به ویژه اینکه این رهبر یک رهبری دینی قوی هم میباشد جاری شده است این است که مجوزی میشود برای هر جنایتی آن هم با رنگ دینی و اینکه این جنایت، این شکنجه ، این قتل و هر طور کار مضر دیگری مورد تایید خدا و امام زمان ارواحناه فداه است. اگر شما به شخصی که معتقد است حفظ نظام از اوجب واجبات است {بطوری که هیچ واجب الهی به گرد پای حفظ نظام نمیرسد و اگر لازم شد هر واجبی ترک شود که نظام بماند باید چنین شود} بگویید برای حفظ این نظام باید اهالی فلان روستا را فلان محله را به دلیل اینکه با نظام مخالفت کردند به دلیل اینکه اقدامی بر علیه نظام کردند از زن و مرد و کودک بکشید این شخص این کار را به نیت قربه الی الله انجام میدهد و خودش را هم خالد در بهشت میداند. این شخص برای حفظ نظام حاضر است افراد را به هر روشی شکنجه دهد چون آن را در راستای رضای خدا و حفظ واجب الهی میداند. این شخص هر بی اخلاقی را برای حفظ نظام واجب میداند. لازم باشد برای حفظ نظام به زن شوهر داره تجاوز بکند این ادم متدین این کار را هم میکند چرا که معتقد است این شخص بر علیه امام زمان و بر علیه دین خدا اقدام کرده و لذا کافر حربی است اگر مرد باشد قتلش و شکنجه اش و آزار خانواده اش لازم و مباح است اگر زن باشد تجاوز به او ولو شوهر داشته باشد ولو متدین باشد جایز و مباح است چرا که در ردیف دشمن و کشنده ی امام معصوم است.
خلاصه کلام اینکه اعظم جنایتها را که کشتن امام زمان علیه السلام هست را برای حفظ نظام روا میداند. وقتی امام زمان را برای حفظ نظام میشود کشت قتل هزاران انسان عادی که اصلا محلی از اعراب نداشته و دیگر محل شک و تردید و سوال نخواهد بود.
اما چرا میگوییم این کلام بزرگترین مغالطه تاریخ را در خود جای داده؟ برای اینکه موضوع در صدر کلام (جمهوری اسلامی ایران و حکومت ایران) است و در ذیل آن (اسلام). اسلام یک چیز است حکومت و نظام ایران یک چیز دیگر. به محض بیان جمله اول هر کسی به غلط بودن آن پی میبرد و شوکه میشود اما همین که بگویی امام حسین علیه السلام هم برای حفظ اسلام کشته شد شخص چون اگاه نیست چون اهل تدبر نیست دلش ارام میگیرید.
بله امام حسین علیه السلام برای حفظ اسلام کشته شد ولی برای حفظ اسلام نه حکومت جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران. امام حسین علیه السلام کشته شد برای اسلام نه حکومت معاویه و یزید که حکومت خودشان را در همه جا اسلامی معرفی میکردند. امام علی علیه السلام هم برای حفظ اسلام و جان شیعیان بیست و پنج سال سکوت کرد و خانه نشین شد اما هرگز حاضر نشد برای حکومت اسلامی تاسیس شده به دست عمر و ابوبکر با انها بیعت کند بلکه ایشان نه تنها برای حکومت اسلامی زمان خودش جان خود را به خطر نینداخت بلکه اتفاقا بر عکس به جهت اینکه حاضر نشدند با بیعت کردن، حکومت اسلامی زمان خود را تایید کنند همسر مطهر ایشان به همراه فرزندش حضرت محسن علیه السلام کشته شدند. امیر المومنین علیه السلام برای اجرای اسلام و عدالت کشته شد نه حفظ حکومتی که عمر و ابوبکر و غیر معصوم تشکیل داده بودند. چطور میشود که حضرت خودشان را برای آن حکومت به کشتن بدهد در حالی که می فرمودند این حکومت برای من از اب بینی بز کم ارزش تر است. هر کس معتقد به چنین چیزی شد اقرار کرده العیاذ بالله که جان مبارک حضرت از اب دماغ بز کمتر ارزش داشته که حضرت راضی شدند جان مبارک خود را برای آن آب بینی به علت بالاتر بودن ارزشش بدهد.
پس محال است اهل بیت برای یک حکومتی که توسط غیر معصوم تاسیس شده ولو انکه شخص موسس انسان مومنی باشد و سعیش بر این بوده باشد که تا میتواند احکام اسلام را پیاده سازد جان مبارک خود را بدهند اما همین اهل بیت برای خود اسلام بله جان میدهند و تا الان هم 11 نفرشان جان مبارک خودشان را برای حفظ اسلام داده اند.
2-

حکومت اسلامی معنایش چیست؟ حکومت اسلامی یعنی حکومتی که تسلیم است.
خب حالا اینجا سوال می شود که تسلیم چه چیزی و چه کسی است؟ در جواب میگویم تسلیم حجت خدا است. تسلیم امر و نهی های پیامبر و اهل بیت مطهر ایشان است.تسلیم شریعت محمد و آل محمد علیهم السلام است. پس حکومت اسلامی یعنی حکومتی که تسلیم امام زمان خودش {علیه السلام} است. حالا چطور میشود بگوییم چنین حکومتی اگر لازم شد باید آن امامی که این حکومت تسلیم او است فدا و قربانی این حکومت شود؟!!!!!!!! اصلا همین که حکومت اسلامی اراده کرد که امامش را برای بقای خودش قربانی کند از اسلامیت خارج شده است.
[b]شیعه و سنی بر اساس روایات خود اتفاق دارند که اول ما خلق الله محمد صل الله علیه و اله است. و در روایت امده که اول چیزی که خدا خلق کرد نور خود بود . جمع این دو روایت این میشود که محمد صلوات الله علیهم نور خداست که اولین چیزی بود که خلق شد و خداوند در قران فرموده: یرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ..... آنها مي‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولي خدا نور خود را كامل مي‏كند هر چند كافران خوش نداشته باشند
[/b]

[b]خب نور خدا هم که محمد و آل محمد صلوات الله علیهم هستند پس خداوند میخواهد امام زمان علیه السلام را در عالم بگستراند. میخواهد همه جا پر بشود از محمد و آل محمد.
روایتی هم در تایید این حرف می آورم: ابو خالد کابلی میگوید ازامام باقر علیه السلام درباره این ایه پرسیدم: فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا... حضرت فرمودند ای ابو خالد به خدا سوگند مقصود از این نور تا روز قیامت امامان از خاندان محمد صلوات الله علیهم هستند. اصول کافی - ج یک - ص 414 - چاپ قائم آل محمد 1393 قم - ترجمه حسن زاده
در زیارت جامعه آمده: ان ذکر الخیر کنتم اوله واصله وفرعه ومعدنه وماویه ومنتهاه. امام زمان ارواحنا فداه اصل هر خیری است و دین هم خیری است که اصل ان امام زمان است و ریشه در امام زمان دارد. . احکام دین از فروعات محمد و آل محمد هستند پس چطور ممکن است برای حفظ فرع اصل را زد و از ریشه کند؟!!! اصل که رفت فرع هم خواهد رفت. حالا اگر فرض کنیم مثلا حکومت اسلامی ایران فروعی از دین است چطور میشود امام زمان را که اصل دین و پایه و ستون این فرع است را حذف کرد بعد هم انتظار داشت که حکومت باقی و مستدام باشد؟!!!! حالا که این حکومت به اصطلاح اسلامی ایران حتی از فروعات دین هم نیست .
قال ابو عبداللّه علیه السلام: «نَحْن أَصل الخَیر و فُروعه طاعَة اللّه و عَدوّنا أَصل الشَرّ و فُروعه مَعْصیة اللّه».. امام صادق علیه السلام فرمودند: ما اصل تمام خیرها هستیم و فرع‏های آن، طاعت و بندگی خداوند است و دشمنان ما اصل تمام شرّها هستند که فرع‏های آن نافرمانی خداوند است
حالا ببینید که امام صادق جانم فدای کفشهایشان شود میفرمایند اسلام از فروعات ما است. از کجا این را میگوییم؟ از اینکه فرموده (فرع آن اطلاعت و بندگی خداست) و مسلم است که اطلاعت و بندگی خدا محقق نمیشود مگر با عمل به احکام و اداب شرع و اینها هم که همان اسلام است. پس منظور امام اسلام بوده است.
حالا چه معنا دارد که برای بقای فرع اصل را زد؟ کدام عقل این قبیح را میپسندد.
اگر تو مشغول نماز که امری واجب است بشوی و در این حین امامت تو را خواست باید نمازت را بشکنی و به سوی امامت بشتابی. اگر امام به تو امر فرماید که روزه ات را افطار کن باید روزه ات را افطار کنی برای اینکه احکام و اعمال دین همه فروعات اهل بیت هستند و کسی اصل را رها نمیکند که به فرع عمل نمیاد و فرع در برابر اصل مثل مستحب است در برابر واجب. حالا ایا اسلام به تو اجازه داده که برای امر مستحبی واجبی را ترک کنی؟ امام علی (علیه السلام) فرمود: «لاَ قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ؛ کارهای مستحب اگر به واجبات ضرر برساند، موجب قرب به خدا نمی‌شود)
3-

در روایات آمده: زمین نمیتواند بدونه امام و حجت خدا باشد چرا که اگر فقط به اندازه چشم بر هم زدنی بلکه هزار مرتبه کمتر از آن امام بر روی زمین نباشد تمام این جهان از هم میپاشد. در کافی به همان ادرس قبل ص 377 آمده: امام صادق علیه السلام: نمیشود که در زمین امام نباشد. و در ص 379 امده: حضرت فرمودند: اگر زمین بی امام باشد از هم می پاشید.
خب حالا چطور میشود که ما برای این حکومت و یا انقلاب سال 57 و اهداف آن اگر لازم شد امام زمان روحی فداه را بکشیم؟ خب همین که امام روح از بدن مطهرشان فارغ شد کل عالم از هم متلاشی میشود چون بعد از ایشان هم که دیگر امامی نیست که زمین و اهلش را نگاه دارد و وقتی چنین شد دیگر حکومت اسلامی ایران آن موقع کجا خواهد بود؟ مگر نخوانده اید که وقتی حضرت سیدالهشدا که جان و مال و پدر و مادر و اهلم فدای ایشان باد در حین جان دادن بودند زمین و زمان به لرزه در آمده و در حال از هم پاشیدن بود تا اینکه امام سجاد علیه السلام دستهای مبارکشان را {که دنیا فدای دستهایش شود} بر روی زمین قرار دادند و خطاب به زمین فرمودند آرام بگیر. پس اگر بعد از امام حسین علیه السلام امام سجاد علیه السلام نبود الان نه زمینی بود و نه آسمانی و نه هیچ جنبنده ای.
4-

هادی امت اسلام و هادی خود اسلام امام علیه السلام است چنان که در همان ادرس ص 377 امده است: از امام صادق علیه السلام: زمین تهی نمی ماند و همواره امامی در آن است تا اگر مومنان چیزی افزودند بازشان گرداند و اگر چیزی کاستند برایشان کامل کند.
حالا اگر لازم شد برای حفظ حکومت ایران امام علیه السلام کشته شود و فرض هم کنیم با کشته شدن امام عالم از هم نمی پاشد، حالا با نبود امام، اگر مسلمین چیزی بر دین اضافه کردند یا چیزی از آن کاستند آنوقت چه کسی باید انها را مجددا به راه بیاورد و کم آنها را کامل و زیاد آنها را بازگرداند؟ اگر بگویی فقیه که میگویم فقیه خود در اندر خم یک کوچه مانده و بین خودشان هزار اختلاف است در احکام دین و تازه آن فقیهی که فتوا بر قتل امام خود میدهد از فقاهت که هیچ از تشیع خارج است. و اصلا اگر کم و زیاد کردن از خود فقیه باشد چه باید کرد؟
پس به این دلیها که مختصرا گفتم آن جمله امام خمینی از اساس باطل و غلط و اعتقاد به آن کفر و پیشتازی بر یهود و بنی امیه است.
حالا علت اینکه چرا برخی چنین مغالطه اشکار و اشتباه و قیاس مع الفارقی را می بینند ولی باز به دفاع از این کلام بلند میشوند را فقط و فقط باید در این کلام امام صادق علیه السلام جستجو کرد که فرمودند : بپرهیز از اینکه شخصی جز ما اهل بیت را امام و پیشوای خودت قرار دهی که بگویی هر چه او گفت درست است و مطاع.
متاسفانه این قبیل افراد بر خلاف فرموده امام صادق علیه السلام گمان میکنند یک شخصی مثل امام خمینی رحمت الله علیه هر چه بگوید درست است و از روی حکمت و اگر با حرفی از حروف ایشان مخالفت شود مخالفت شده با امام زمان علیه السلام و حکمش مرگ و نفرین و لعنت و آزار و اذیت و شکنجه است. این است دین داری برخی افراد به اصطلاح متدین و هیئتی این جامعه که دین داری میکنند به غیر دین محمد و آل محمد صلوات الله علیهم.[/b]

[b]همین مقدار دلیل برای اهل بصیرت و اهل ایمان کافی بود. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
برای کسی هم که پیروی هوای نفس خود را میکند اگر دریاها مرکب شوند و درختان قلم و پهنای اسمان کاغذ و برایش دلیل ها بنویسی و بیاوری زیر بار نمیرود.[/b]
و من الله توفیق
جانا سخن از زبان ما میگویی

متاسفانه فرقه گرایی شدیدی بین مردم ما هست که بعضیا حاضرن برای اینکه القا کنن فلانی همیشه حرفاش حق بود ، با چک و لگد یجوری مبانی رو تغییر بدن که منطبق بر سخن اون شخص بشه
انقلاب نشد که برای حفظش امام معصوم رو به کشتن بدیم
انقلاب نشد که بجای قرآن و حدیث بریم اصول اصول اصول دین رو از مثنوی مولوی بلخی بگیریم
حیف ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۴, ۱۱/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۶ ۱۴:۳۰ توسط قلب.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام


نقد شما مثل نقد کتاب آیات شیطانی می مونه


حفظ نظام اسلامی یعنی حفظ اسلام یعنی حفظ راه و مرام معصومين عليهم السلام یعنی حفظ امام معصوم


اینکه ما حرفهای بزرگان رو تکه تکه کنیم و نقد کنیم ميشه مثل سلمان رشدی که با تکه تکه کردن آیات الهی به اون نتایج رسید


الان برای حفظ نظام اسلامی نه کشتار کردیم ونه هر کار خلاف شرع ديگه ای


امام خمینی ره اهل فلسفه بودن و حرفهاشون رو نباید به تنهایی دید و تکه تکه بحث کرد چون ميشه مثل کسانی که اهل فلسفه رو کافر می دونن و نجس





(۱۰/اسفند/۹۶ ۲۲:۱۴)aaaaa نوشته است:  جانا سخن از زبان ما میگویی

متاسفانه فرقه گرایی شدیدی بین مردم ما هست که بعضیا حاضرن برای اینکه القا کنن فلانی همیشه حرفاش حق بود ، با چک و لگد یجوری مبانی رو تغییر بدن که منطبق بر سخن اون شخص بشه
انقلاب نشد که برای حفظش امام معصوم رو به کشتن بدیم
انقلاب نشد که بجای قرآن و حدیث بریم اصول اصول اصول دین رو از مثنوی مولوی بلخی بگیریم
حیف ...
سلام


هر کس مثنوی رو خونده باشه و البته قرآن رو خوب می فهمه مثنوی اصول رو خوب بیان کرده


و البته کسی نگفته برید اصول دین رو از مثنوی بگیرید بلکه منظور از اصول اصول اصول دین بودن مثنوی که امام خامنه ای حفظ الله بیان کردن اینه که بزرگی مثنوی رو نشون بدن و اصلا نگفتن برید مثنوی رو بخونید و قرآن رو کنار بزارید


تحریف حرفها خوب نیست جناب و البته جزو گناهان هست


و البته ما هیچ امام معصومی را فداي این نظام نکردیم و البته آگاهان آگاهند که این انقلاب زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج هست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۷, ۱۱/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۱/اسفند/۹۶ ۱۳:۲۴)قلب نوشته است:  سلام



هر کس مثنوی رو خونده باشه و البته قرآن رو خوب می فهمه مثنوی اصول رو خوب بیان کرده


و البته کسی نگفته برید اصول دین رو از مثنوی بگیرید بلکه منظور از اصول اصول اصول دین بودن مثنوی که امام خامنه ای حفظ الله بیان کردن اینه که بزرگی مثنوی رو نشون بدن و اصلا نگفتن برید مثنوی رو بخونید و قرآن رو کنار بزارید


تحریف حرفها خوب نیست جناب و البته جزو گناهان هست

سلام
کتابی که حضرت ابوطالب درش تکفیر شده و ابن ملجم مدح شده ، اصول منطبق با قرآن هست؟
عجب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۹, ۱۱/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۶ ۱۷:۰۱ توسط قلب.)
شماره ارسال: #6
آواتار
(۱۱/اسفند/۹۶ ۱۶:۲۷)aaaaa نوشته است:  سلام
کتابی که حضرت ابوطالب درش تکفیر شده و ابن ملجم مدح شده ، اصول منطبق با قرآن هست؟
عجب
سلام


اول اینکه موضوع تاپیک چيزه ديگريست
دوم اینکه فارغ از صحت مطالب شما که به بحثهای کارشناسی احتیاج داره و بعضی تایید و بعضی رد کرده اند این هیچ ربطی به اصول دین نداره


اصول دین مشخصه و بین شیعه و سنی فقط بخش ولایت و عدل هست که باعث اختلافه


حتماً خبر دارید که استاد مرتضی مطهری یک اسلام شناس هستند و اگر کسی بنا باشه امثال این بزرگان رو نقد کنه باید حداقل مجتهد و انسان آگاه و کارشناسی باشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۵۷, ۱۱/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۶ ۱۹:۵۸ توسط aaaaa.)
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۱/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۹)قلب نوشته است:  سلام


اول اینکه موضوع تاپیک چيزه ديگريست
دوم اینکه فارغ از صحت مطالب شما که به بحثهای کارشناسی احتیاج داره و بعضی تایید و بعضی رد کرده اند این هیچ ربطی به اصول دین نداره


اصول دین مشخصه و بین شیعه و سنی فقط بخش ولایت و عدل هست که باعث اختلافه


حتماً خبر دارید که استاد مرتضی مطهری یک اسلام شناس هستند و اگر کسی بنا باشه امثال این بزرگان رو نقد کنه باید حداقل مجتهد و انسان آگاه و کارشناسی باشه
خب اگه قراره با کارشناس ها لشکر کشی کنیم
علامه امینی رضوان الله تعالی علیه که قطعا از مطهری و رهبر و بقیه تخصص بیشتری روی اصول عقاید داره ، میفرمایند اگر کسی صد سال شراب بخورد خدا میبخشه ، این جمله مثنوی اصول اصول اصول دین هست رو نمیبخشه



خیلی عجیبه ، یارو حضرت ابوطالب رو تکفیر کرده ، ابن ملجم رو مدح کرده
شما میگید خیلی طوری نیست ، به اصول دین ربطی نداره
خداوند شما رو با کسانیکه اصول دینشون مثل مثنوی هست همنشین کند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۵, ۱۱/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۶ ۲۰:۴۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #8
آواتار
(۱۱/اسفند/۹۶ ۱۹:۵۷)aaaaa نوشته است:  خب اگه قراره با کارشناس ها لشکر کشی کنیم
علامه امینی رضوان الله تعالی علیه که قطعا از مطهری و رهبر و بقیه تخصص بیشتری روی اصول عقاید داره ، میفرمایند اگر کسی صد سال شراب بخورد خدا میبخشه ، این جمله مثنوی اصول اصول اصول دین هست رو نمیبخشه



خیلی عجیبه ، یارو حضرت ابوطالب رو تکفیر کرده ، ابن ملجم رو مدح کرده
شما میگید خیلی طوری نیست ، به اصول دین ربطی نداره
خداوند شما رو با کسانیکه اصول دینشون مثل مثنوی هست همنشین کند
سلام


نظر کارشناسان باهم فرق می کنه و باید دید منظور هر شخصی دقيقآ چيه


آیا علامه امینی ( به فرض درست بودن گفته شما) امام خمینی ره رو تکفیر کرده ؟ یا استاد مطهری رو ؟
به فرض هم علامه امینی چیزی گفته نظر یک کارشناس به کارشناس ديگه بوده که در یک فضای کارشناسانه بیان شده


آیا اون شخصی که گفته اصول اصول اصول دین مثنوی هستش حضرت ابوطالب رو تکفیر کرده و ابن ملجم رو مدح کرده! ؟!؟


همونطور که گفتم اینکه این مطالب رو به مثنوی ربط میدن هم درش تردید هست


نه استاد مطهری و نه رهبری هیچکدام این گفته ها که به مثنوی ربط میدن رو قبول نداشته اند و چنانچه تعریفی از مثنوی کرده باشند مربوط به این مطالب منحط نیست


بعدم شما چسبیدی به یه سری حرفها انگار همه در گفتن حرف باید معصوم باشند
در صورتی که حرفهای شما درست هم باشه نهایتش اینه که اشتباهی مرتکب شده باشن که این برای غیر معصوم طبیعی هستش


البته حرفهای شما رو ما قبول نمی کنیم و این نسبت ها هم به مثنوی جای حرف داره اما به هرصورت چنانچه حرف شما هم درست باشه اشتباهی بوده که انجام شده


به هرصورت آین مطلب ربطی به تاپیک نداره

الان من حرفهایی که علامه امینی درباره حافظ و مثنوی گفتن رو دیدم که متاسفانه ايشون بی انصافی کردن و بخش عظیمی از حقیقت رو ندیدن


بله قرآن در برابر هر کتاب و نوشته ای حرف اول را میزند و در این تردیدی نیست
اما این بی انصافی است که درباره حافظ و مثنوی اینگونه سخن بگوییم
الان اگر بنا باشه منم مثل شما که از حرفهای امثال امام خمینی ره ایراد میگیری از علامه امینی ایراد بگیرم این ميشه که چرا ايشون گفتن صد سال شراب بخوری بخشیده میشی! !!!! کجا خدا همچين حرفی زده!! !!


البته من و امثال من مثل شما و امثال شما نیستیم که منظور حرفهای ایشون رو متوجه نشيم و دایم ایراد بگیریم


با اینکه حرفهای ایشون رو قبول نداریم ولی نه ايشون رو تکفیر می کنیم و نه مسخره می کنیم مثل شما که امام خمینی ره اینقدر کوچک می دونيد که به راحتی با تکه تکه کردن صحبت های ايشون می خواید نتیجه بگیرید که بیشتر از امام خمینی ره دين شناس هستید و امام خمینی ره و همراهانش اشتباه رفتن و ضد امام زمان عج هستند




باید فرق قایل شد نسبت به مباحث اساسی دین و اعتقاد با موارد دیگر
اگر این روشی که امثال شما پیش گرفتید ملاک باشه باید دایم بین مراجع در طول تاریخ اختلاف باشه در حالی که فارق از نظر کارشناسی اینها باهم بودند

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۵, ۱۱/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #9
آواتار
عجیبه برای من شما که انقدر کارشناس کارشناس میکنید
ابتدایی ترین موضوعات رو نمیدونید
کسیکه عقیده اش صحیح باشه اما شراب بخوره و توبه کنه ، خدا میبخشه
الی ماشاءالله آیه برای توبه در قرآن داریم
اما کسیکه عقیده اش خراب باشه ، چه شراب بخوره چه نماز بخونه فرقی نمیکنه
کسیکه میگه مثنوی اصول دین هست ، عقیده اش مشکل داره
کسیکه عقیده اش صحیح باشه و شراب بخوره ، فاسق میشه
اتفاقا علامه امینی کاملا حرفش دقیق هست
اما اینکه هر بار ما اشکالی میگیریم، شما و بعضا برخی دوستان میگن این بحثا فقاهت میخواد ، پس شما که فقیه نیستی نظر نده

خب پس شما هم کلا هیچ حقی نداری درباره علامه امینی نظر بدید

در همین تالار تاپیک هایی هست که برخی مراجع رو هدف گرفتن و مثل آب خوردن تهمت و دروغ بهشون میزنن

اسم دوستان هم ارزشی و با بصیرت هست

چرا شما میخواید اشکال بکنید ، فقیه شدن رو برای خودتون شرط نمیکنید ، به ما که میرسه تخصص و فقاهت شرط میشه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۱, ۱۱/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۶ ۱۱:۱۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول:پیش از بیان دلایل باید بگویم بنده معتقدم امام خمینی رحمت الله علیه در بیان مقصود خود بر روی کاغذ دچار بی توجهی و اشتباه شده اند و اگر همان زمان مثلا کسی به ایشان این اشتباه و توضیحات لازم را متذکر می شد حتما اصلاح میکردند. چرا که بعید است که ایشان روایات و دلایلی را که در ذیل خواهم آورد مطالعه نکرده و به آنها معتقد نبوده باشند بلکه کرارا در کتب های خود عقاید زیبای خود را نسبت به معصومین و حقانیت آن ها و اثرگذاری آنها در خلقت و وجوب حضور ایشان در عالم بیان کرده تا جایی که علما و فقهای وهابی در کتب خود با استناد به کتابهای ایشان وی را مورد لعن و تکفیر قرار داده اند.
نکته دیگر اینکه امام خمینی نسبت به نظام اسلامی تشکیل شده در بهمن سال 57 بسیار بسیار خوش بین بودند و آن را تحقق اسلام ناب تصور میکردند و امیدوار بودند که این نظام حقیقتا اسلامی و مجری اسلام باشد و بر همین اساس بود که چنین سخنی رو بر روی کاغذ آوردند که البته اگر حقیقتا این نظام به معنای واقعی کلمه از سیر تا پیازش اسلامی و منطبق با شرع محمد و آل محمد علیهم السلام بود حرف درستی می نمود. اگر چه به مرور با دیدن خطاهای اطرافیان و یاران خود نگرانی های پیدا کردند و بارها در همین صحیفه نور و سخنرانی هایشان هشدار و اخطار داده اند. به هر حال یقینا اگر امام خمینی اکنون در بین ما بود به خاطر خروج کامل انقلاب سال 57 از مسیر اصلی خود و نیز از مسئولین بی کفایت و فساد شدیدی که در بدنه حکومت و دولت های آن و مسئولینش وارد شده ابراز انزجار شدید کرده یا کناره می گرفتند از اینکه امور مملکت را رهبری کنند یا افراد ریز و درشت را محاکمه و برکنار میکردند و به بسیاری از این متدین نماها هشدار و نصیحت میکردند و یا اینکه انقلاب دیگری را تدارک میدیدند.

همونطور که قبلا گفتم اصلا شما شناختی روی مفهوم انقلاب نداری و چون شناختی نداری در باقی موارد هم به همین ترتیب دچار التقاط شدی

انقلاب از قبل از سال 42 شروع شد و در سال 57 از لحاظ سیاسی پیروز شد (فقط سیاسی)

انقلاب مانند یک موج است .... حرکت موج حیاتش را نشان میدهد

بعد از 40 سال از پیروزی سیاسی انقلاب هنوز در حال رشد هستیم

بعی جاها مثل عدالت آن هم بدلیل وجود نخاله ها یا احمق ها یا نفوذی ها باعث چنین امری شد

نقل قول:اینکه معتقدیم این کلام (حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است) و البته در کنار آن، این کلام ایشان (حفظ نظام از اوجب واجبات است) برای جامعه به جهت اینکه شمار قابل توجهی از به اصطلاح متدینین و سینه چاکان ولایت و نظام و انقلاب به علت این تفکر که هر چه ولی فقیه گفت حتما درست است و مطاع، از خطرناک ترین کلامهای است که در تاریخ بر زبان یک شخصی که رهبر و حاکم یک جامعه است به ویژه اینکه این رهبر یک رهبری دینی قوی هم میباشد جاری شده است این است که مجوزی میشود برای هر جنایتی آن هم با رنگ دینی و اینکه این جنایت، این شکنجه ، این قتل و هر طور کار مضر دیگری مورد تایید خدا و امام زمان ارواحناه فداه است. اگر شما به شخصی که معتقد است حفظ نظام از اوجب واجبات است {بطوری که هیچ واجب الهی به گرد پای حفظ نظام نمیرسد و اگر لازم شد هر واجبی ترک شود که نظام بماند باید چنین شود} بگویید برای حفظ این نظام باید اهالی فلان روستا را فلان محله را به دلیل اینکه با نظام مخالفت کردند به دلیل اینکه اقدامی بر علیه نظام کردند از زن و مرد و کودک بکشید این شخص این کار را به نیت قربه الی الله انجام میدهد و خودش را هم خالد در بهشت میداند. این شخص برای حفظ نظام حاضر است افراد را به هر روشی شکنجه دهد چون آن را در راستای رضای خدا و حفظ واجب الهی میداند. این شخص هر بی اخلاقی را برای حفظ نظام واجب میداند. لازم باشد برای حفظ نظام به زن شوهر داره تجاوز بکند این ادم متدین این کار را هم میکند چرا که معتقد است این شخص بر علیه امام زمان و بر علیه دین خدا اقدام کرده و لذا کافر حربی است اگر مرد باشد قتلش و شکنجه اش و آزار خانواده اش لازم و مباح است اگر زن باشد تجاوز به او ولو شوهر داشته باشد ولو متدین باشد جایز و مباح است چرا که در ردیف دشمن و کشنده ی امام معصوم است.
خلاصه کلام اینکه اعظم جنایتها را که کشتن امام زمان علیه السلام هست را برای حفظ نظام روا میداند. .....وقتی امام زمان را برای حفظ نظام میشود کشت قتل هزاران انسان عادی که اصلا محلی از اعراب نداشته و دیگر محل شک و تردید و سوال نخواهد بود.

آسمون ریسمون بافتن های قبل تو سوء تفاهم بود

خودت خندت نگرفته از این اراجیف؟!!!

این ادبیات فقط و فقط از طرفداران داعش بر میاد که قبلا زیاد شنیدیم

خود دوستان برن سرچ کنن میفهمن کیا از این حرفا میزنن

نقل قول:اینکه معتقدیم این کلام (حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است) و البته در کنار آن، این کلام ایشان (حفظ نظام از اوجب واجبات است) برای جامعه به جهت اینکه شمار قابل توجهی از به اصطلاح متدینین و سینه چاکان ولایت و نظام و انقلاب به علت این تفکر که هر چه ولی فقیه گفت حتما درست است و مطاع، از خطرناک ترین کلامهای است که در تاریخ بر زبان یک شخصی که رهبر و حاکم یک جامعه است به ویژه اینکه این رهبر یک رهبری دینی قوی هم میباشد جاری شده است این است که مجوزی میشود برای هر جنایتی آن هم با رنگ دینی و اینکه این جنایت، این شکنجه ، این قتل و هر طور کار مضر دیگری مورد تایید خدا و امام زمان ارواحناه فداه است. اگر شما به شخصی که معتقد است حفظ نظام از اوجب واجبات است {بطوری که هیچ واجب الهی به گرد پای حفظ نظام نمیرسد و اگر لازم شد هر واجبی ترک شود که نظام بماند باید چنین شود} بگویید برای حفظ این نظام باید اهالی فلان روستا را فلان محله را به دلیل اینکه با نظام مخالفت کردند به دلیل اینکه اقدامی بر علیه نظام کردند از زن و مرد و کودک بکشید این شخص این کار را به نیت قربه الی الله انجام میدهد و خودش را هم خالد در بهشت میداند. این شخص برای حفظ نظام حاضر است افراد را به هر روشی شکنجه دهد چون آن را در راستای رضای خدا و حفظ واجب الهی میداند. این شخص هر بی اخلاقی را برای حفظ نظام واجب میداند. لازم باشد برای حفظ نظام به زن شوهر داره تجاوز بکند این ادم متدین این کار را هم میکند چرا که معتقد است این شخص بر علیه امام زمان و بر علیه دین خدا اقدام کرده و لذا کافر حربی است اگر مرد باشد قتلش و شکنجه اش و آزار خانواده اش لازم و مباح است اگر زن باشد تجاوز به او ولو شوهر داشته باشد ولو متدین باشد جایز و مباح است چرا که در ردیف دشمن و کشنده ی امام معصوم است.
خلاصه کلام اینکه اعظم جنایتها را که کشتن امام زمان علیه السلام هست را برای حفظ نظام روا میداند. وقتی امام زمان را برای حفظ نظام میشود کشت قتل هزاران انسان عادی که اصلا محلی از اعراب نداشته و دیگر محل شک و تردید و سوال نخواهد بود.
اما چرا میگوییم این کلام بزرگترین مغالطه تاریخ را در خود جای داده؟ برای اینکه موضوع در صدر کلام (جمهوری اسلامی ایران و حکومت ایران) است و در ذیل آن (اسلام). اسلام یک چیز است حکومت و نظام ایران یک چیز دیگر. به محض بیان جمله اول هر کسی به غلط بودن آن پی میبرد و شوکه میشود اما همین که بگویی امام حسین علیه السلام هم برای حفظ اسلام کشته شد شخص چون اگاه نیست چون اهل تدبر نیست دلش ارام میگیرید.
بله امام حسین علیه السلام برای حفظ اسلام کشته شد ولی برای حفظ اسلام نه حکومت جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران. امام حسین علیه السلام کشته شد برای اسلام نه حکومت معاویه و یزید که حکومت خودشان را در همه جا اسلامی معرفی میکردند. امام علی علیه السلام هم برای حفظ اسلام و جان شیعیان بیست و پنج سال سکوت کرد و خانه نشین شد اما هرگز حاضر نشد برای حکومت اسلامی تاسیس شده به دست عمر و ابوبکر با انها بیعت کند بلکه ایشان نه تنها برای حکومت اسلامی زمان خودش جان خود را به خطر نینداخت بلکه اتفاقا بر عکس به جهت اینکه حاضر نشدند با بیعت کردن، حکومت اسلامی زمان خود را تایید کنند همسر مطهر ایشان به همراه فرزندش حضرت محسن علیه السلام کشته شدند. امیر المومنین علیه السلام برای اجرای اسلام و عدالت کشته شد نه حفظ حکومتی که عمر و ابوبکر و غیر معصوم تشکیل داده بودند. چطور میشود که حضرت خودشان را برای آن حکومت به کشتن بدهد در حالی که می فرمودند این حکومت برای من از اب بینی بز کم ارزش تر است. هر کس معتقد به چنین چیزی شد اقرار کرده العیاذ بالله که جان مبارک حضرت از اب دماغ بز کمتر ارزش داشته که حضرت راضی شدند جان مبارک خود را برای آن آب بینی به علت بالاتر بودن ارزشش بدهد.
پس محال است اهل بیت برای یک حکومتی که توسط غیر معصوم تاسیس شده ولو انکه شخص موسس انسان مومنی باشد و سعیش بر این بوده باشد که تا میتواند احکام اسلام را پیاده سازد جان مبارک خود را بدهند اما همین اهل بیت برای خود اسلام بله جان میدهند و تا الان هم 11 نفرشان جان مبارک خودشان را برای حفظ اسلام داده اند.

ایشون معتقد هست که حکومت یا توسط معصوم تشکیل میشه یا اگر حکومتی به اسم اسلام باشه حکومت یزید و معاویه و اولی و دومیه

در واقع خدا مردم رو در دوران غیبت نفهم و نادون و غیر آدم فرض کرده

من مطمئنم شما خوب میدانی معنی جمله ای که برای آن جنجال درسته کرده ای

نه قرار است معصوم علیه السلام جانش را بدهد نه قرار است کسی کشته شود

آن جمله امام خمینی فقط و فقط اهمیت حفظ نظام رو میرسونه

شما قبل از انقلاب رو با بعد انقلاب مقایسه بکن تا بفهمی قدرت تشیع چه شده

اگر فکر کردی داخل ایران باید مدینه فاضله باشد با این همه نخاله اشتباه کرده ای

نزدیک 1200 سال حکومتی تشکیل نشده بود شما بگو واقعا احساس خلاء نداشتید در امور خود؟

همین نماز روزه رو میگرفتید کافی بود؟

حکومت نبود چه کسی میرفت برای دفاع از حرم اهل بیت ؟

آقایون بی غیرت عمامه بسری که شش سال در مورد امثال داعش سکوت کردند و دائم دارند شما جوانان خام رو شارژ میکنن که بیفتید به جون انقلاب یک روزی بصورت علنی دشمنیشون رو نشون میدن

این که میگی اسلام یک چیز است و حکومت چیز دیگر دقیقا همون حرف اهل ملعون مدینه هست که باعث شدن امیرالمومنین اون همه سال در حاشیه باشن چون گفتن به ما چه حکومت دینمون رو داشته باشیم


...........

نقل قول:خب حالا اینجا سوال می شود که تسلیم چه چیزی و چه کسی است؟ در جواب میگویم تسلیم حجت خدا است. تسلیم امر و نهی های پیامبر و اهل بیت مطهر ایشان است.تسلیم شریعت محمد و آل محمد علیهم السلام است. پس حکومت اسلامی یعنی حکومتی که تسلیم امام زمان خودش {علیه السلام} است. حالا چطور میشود بگوییم چنین حکومتی اگر لازم شد باید آن امامی که این حکومت تسلیم او است فدا و قربانی این حکومت شود؟!!!!!!!! اصلا همین که حکومت اسلامی اراده کرد که امامش را برای بقای خودش قربانی کند از اسلامیت خارج شده است.

این که میگی اگر لازم شد دقیقا فکر خودت رو میگی و این تویی که دشمن امام زمانی و زمان ثابت میکنه شماها از بدترین دشمن ایشان خواهید بود

هنوز هم میگیم حضرت خودشون جانشون رو فدای اسلام میکنند چون بزرگ مجاهد تاریخ بشریت هستند و این به معنی به کشتن دادن نیست

اسلام تا قیامت هست ولی حجت خدا بعد از حجت خدا رجعت خواهد کرد

اسلام مقدم بر همه چیز هست حتی جان امام زمان

طبیعتاً با شهادت حتی یک مومن آن شخص از بین نمیرود>>>بفهم

نقل قول:چطور میشود امام زمان را که اصل دین و پایه و ستون این فرع است را حذف کرد

ExclamationExclamationExclamationExclamationExclamationExclamation


نقل قول:قال ابو عبداللّه علیه السلام: «نَحْن أَصل الخَیر و فُروعه طاعَة اللّه و عَدوّنا أَصل الشَرّ و فُروعه مَعْصیة اللّه».. امام صادق علیه السلام فرمودند: ما اصل تمام خیرها هستیم و فرع‏های آن، طاعت و بندگی خداوند است و دشمنان ما اصل تمام شرّها هستند که فرع‏های آن نافرمانی خداوند است
حالا ببینید که امام صادق جانم فدای کفشهایشان شود میفرمایند اسلام از فروعات ما است. از کجا این را میگوییم؟ از اینکه فرموده (فرع آن اطلاعت و بندگی خداست) و مسلم است که اطلاعت و بندگی خدا محقق نمیشود مگر با عمل به احکام و اداب شرع و اینها هم که همان اسلام است. پس منظور امام اسلام بوده است.

کجا فرمودند اسلام از فروعات ماست؟؟

اینو فرمودند که مثلا اگر صدات زدیم سر نماز پاشی بیای یا هر واجب دیگه

نقل قول:حالا چه معنا دارد که برای بقای فرع اصل را زد؟ کدام عقل این قبیح را میپسندد.
اگر تو مشغول نماز که امری واجب است بشوی و در این حین امامت تو را خواست باید نمازت را بشکنی و به سوی امامت بشتابی. اگر امام به تو امر فرماید که روزه ات را افطار کن باید روزه ات را افطار کنی برای اینکه احکام و اعمال دین همه فروعات اهل بیت هستند و کسی اصل را رها نمیکند که به فرع عمل نمیاد و فرع در برابر اصل مثل مستحب است در برابر واجب. حالا ایا اسلام به تو اجازه داده که برای امر مستحبی واجبی را ترک کنی؟ امام علی (علیه السلام) فرمود: «لاَ قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ؛ کارهای مستحب اگر به واجبات ضرر برساند، موجب قرب به خدا نمی‌شود)

دقیقا مشکلت همینه که چیزی از اسلام نمیدونی (منم کامل نمیدونم ولی ادعا ندارم)

امام فرمودند نماز بخوان یعنی همون اسلام

اگر سر نماز صدات زدند باید اجابتشون کنی و اسلام در این حالت همون اجابته نه نماز

فهمیدی؟

تازه بعدا در مراحل بالاتر میفهمی که نماز خودشون هستند

اطاعت از ایشان اصل دین و اسلامه

نهایتش اسلامه

نقل قول:خب حالا چطور میشود که ما برای این حکومت و یا انقلاب سال 57 و اهداف آن اگر لازم شد امام زمان روحی فداه را بکشیم؟

Cool خدا شَفات بده هر چه زودتر

نقل قول: خب همین که امام روح از بدن مطهرشان فارغ شد کل عالم از هم متلاشی میشود چون بعد از ایشان هم که دیگر امامی نیست که زمین و اهلش را نگاه دارد و وقتی چنین شد دیگر حکومت اسلامی ایران آن موقع کجا خواهد بود؟

پس رجعت چه میشود؟

جدیدا انجمن نسبت به رجعت اعتقادی نداره؟!!!

نقل قول:مگر نخوانده اید که وقتی حضرت سیدالهشدا که جان و مال و پدر و مادر و اهلم فدای ایشان باد در حین جان دادن بودند زمین و زمان به لرزه در آمده و در حال از هم پاشیدن بود تا اینکه امام سجاد علیه السلام دستهای مبارکشان را {که دنیا فدای دستهایش شود} بر روی زمین قرار دادند و خطاب به زمین فرمودند آرام بگیر. پس اگر بعد از امام حسین علیه السلام امام سجاد علیه السلام نبود الان نه زمینی بود و نه آسمانی و نه هیچ جنبنده ای.

بخاطر به ناحق ریخته شدن خونشان بود نه از دنیا رفتن ایشان

چون وجود امام سجاد و بعد امام باقر چنین چیزی رو غیر ممکن میکرد

این یعنی شما بین امامان فرق قائل میشی

شایدم پنج امامی باشی

نقل قول:فرمودند : بپرهیز از اینکه شخصی جز ما اهل بیت را امام و پیشوای خودت قرار دهی که بگویی هر چه او گفت درست است و مطاع.

انحراف شما باز هم آشکار شد

شماها از زمان غیبت کبری چکار کرده اید؟

پس با پیروی از فقها عمل حرام انجام داده اید

ضمنا نواب اربعه هم که معصوم نبودند در نتیجه امام زمان هم با گماشتن آن ها برای محل مراجعه مردم و دادن دستور اشتباه کرده اند!!!


حالا همون فقها بعد از سال ها یک حکومت تشکیل دادند

تمام افرادی که در داخل و بعد از سال 57 خرابکاری کردند یا نفوذی بودند یا احمق بودند یا نخاله که سال ها بعد این مسائل مشخص شد

اگر میگی چرا اصلا گماشته شدند

پس برو به امیرالمومنین شکایت کن چون ایشان یه حرامزاده (زیاد) رو به ولایت فارس (ایران) قرار دادند که علم اول و آخر رو داشتند

همین الان فرض کن یا باید افراد کاملاً درست رو بزاریم صدر کار یا کلاً حکومت نباشه

نباشه میره در اختیار دشمنان اهل بیت اون موقع حجاج ها میان سر کار

نقل قول:متاسفانه این قبیل افراد بر خلاف فرموده امام صادق علیه السلام گمان میکنند یک شخصی مثل امام خمینی رحمت الله علیه هر چه بگوید درست است و از روی حکمت و اگر با حرفی از حروف ایشان مخالفت شود مخالفت شده با امام زمان علیه السلام و حکمش مرگ و نفرین و لعنت و آزار و اذیت و شکنجه است. این است دین داری برخی افراد به اصطلاح متدین و هیئتی این جامعه که دین داری میکنند به غیر دین محمد و آل محمد صلوات الله علیهم.

دهه شصت خوب قلع و قمع شدید

خدا رحمت کنه شهید هاشمی نژاد رو شهید لاجوردی رو




این صحبت هات در حد بچه دبستانی رو شاید گمراه کنه وگرنه کسی برای این ارسال طولانی ولی پوچ تره هم خرد نمیکند

(۱۱/اسفند/۹۶ ۲۱:۲۵)aaaaa نوشته است:  عجیبه برای من شما که انقدر کارشناس کارشناس میکنید
ابتدایی ترین موضوعات رو نمیدونید
کسیکه عقیده اش صحیح باشه اما شراب بخوره و توبه کنه ، خدا میبخشه
الی ماشاءالله آیه برای توبه در قرآن داریم
اما کسیکه عقیده اش خراب باشه ، چه شراب بخوره چه نماز بخونه فرقی نمیکنه
کسیکه میگه مثنوی اصول دین هست ، عقیده اش مشکل داره
کسیکه عقیده اش صحیح باشه و شراب بخوره ، فاسق میشه
اتفاقا علامه امینی کاملا حرفش دقیق هست
اما اینکه هر بار ما اشکالی میگیریم، شما و بعضا برخی دوستان میگن این بحثا فقاهت میخواد ، پس شما که فقیه نیستی نظر نده

خب پس شما هم کلا هیچ حقی نداری درباره علامه امینی نظر بدید

در همین تالار تاپیک هایی هست که برخی مراجع رو هدف گرفتن و مثل آب خوردن تهمت و دروغ بهشون میزنن

اسم دوستان هم ارزشی و با بصیرت هست

چرا شما میخواید اشکال بکنید ، فقیه شدن رو برای خودتون شرط نمیکنید ، به ما که میرسه تخصص و فقاهت شرط میشه؟


جدیدا به علامه اللهیاری ارادت پیدا کردی Big Grin


در مورد خود احادیث ائمه که مورد قبولتون هستن به ادعای خودتون دچار التقاط شدید چه برسه به باقی متون

(به خدا قسم اگر ابوذر آن چه در قلب سلمان بود می دانست هر آینه او را می کشت)

(اصول کافی، ج ۱، ص ۴۰۱؛ بصائر الدرجات، ص ۴۵)

هر دو در بهشتند

ابوذر هیچگاه در مورد چیزی که اگر میدانست بدش می آمد سوال نکرد

فهم هر کسی متفاوت است

اما کسی که مریض است همه را تکفیر میکند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا