|
دولت یازدهم و دوازدهم؛ بهشت جاسوسی و شبکهسازی!
|
|
۱۳:۴۲, ۲۸/فروردین/۹۷
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۷ ۱۴:۲۹ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
روزنامه وطن امروز به موضوع خروج کاوه مدنی معاون سابق سازمان محیط زیست از ایران واکنش تندی نشان داد و در ادعایی درباره فرد مذکور نوشت: کاوه مدنی، معاون سازمان محیطزیست و یکی از متهمان پرونده جاسوسی محیطزیستی از کشور فرار کرد. این روزنامه در ادامه ادعاهای خود درباره فرار کاوه مدنی از کشور آورده است: کاوه مدنی، معاون دوتابعیتی رئیس سازمان حفاظت محیطزیست که در ماجرای جاسوسی «موسسه حیاتوحش میراث پارسیان» نام او به عنوان یکی از متهمان این پرونده مطرح شده بود، بدون سروصدا از ایران فرار کرد. مدنی که ممنوعالخروج شده بود، به طرز مشکوکی توانست از ایران خارج شود و حالا مدتی پس از خروج از ایران، از سمت خود استعفا کرده و گفته است به ایران بازنمیگردد. حالا ماجرا این است. کاوه مدنی که تابعیت انگلیسی دارد و ارتباطات غیرشفاف او در انگلیس بهگونهای است که در یک کالج سلطنتی در لندن مشغول به کار شده بود، در مقابل چشم دستگاه امنیتی به عنوان معاون رئیس سازمان حفاظت محیطزیست انتخاب و مشغول به کار میشود؛ مدتی بعد در یک پرونده بزرگ جاسوسی که در پوشش فعالیتهای محیطزیستی انجام میشد، نام او از سوی متهمان و دستگیرشدگان مطرح میشود و حالا براحتی از کشور گریخته است. نام کاوه مدنی بهمن سال گذشته و پس از دستگیری تعدادی جاسوس که در پوشش فعالیتهای محیطزیستی اطلاعات محرمانه و موشکی کشور را به سرویسهای جاسوسی بیگانه میفروختند، مطرح شد. 5 ماه از انتصاب مدنی به معاونت سازمان محیط زیست نگذشته بود که افشای یک پرونده جاسوسی تحت پوشش محیطزیست، پای کاوه مدنی را نیز به این موضوع باز کرد. افراد دستگیر شده در این پرونده که عمدتا مربوط به موسسه حیاتوحش میراث پارسیان بودند، توانسته بودند در قالب اجرای پروژههای علمی و محیطزیستی اطلاعات طبقهبندی شده کشور در حوزههای استراتژیکی همچون موشکی را جمعآوری و در اختیار سرویسهای جاسوسی بیگانه قرار دهند. ----------------------------------------------- راههای نفوذ و ضربهزدن متنوع است. روزنامه نگار، فعال محیط زیست، عضو تیم مذاکره کننده هستهای، فعال حوزه فناوری اطلاعات و...در روزهای اخیر خبر دستگیری یک شبکه که در قالب فعالیت زیستمحیطی به جاسوسی و جمع آوری اطلاعات میپرداخت، در صدر اخبار قرار گرفت. این اتفاق با واکنش گسترده رسانههای ضدانقلاب مواجه شد. این گروه جاسوسی قصد داشتند در پوشش فعالیتهایی مثل حمایت از «یوز ایرانی»، «مبارزه با کمآبی» و... گرای سایتهای موشکی و هستهای کشور را به دشمن بدهند و در بحث «تروریسم آب» نیز برنامه گستردهای داشتند.به بهانه این اتفاق، مروری داریم بر حضور جاسوسها در مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز در سالهای اخیر. **نازنین زاغری؛ مادری بیگناه! با نام مستعار «پریسا» خرداد سال ۹۵، سپاه ثارالله استان کرمان طی بیانیهای، خبر از بازداشت یک ایرانی با تابعیت انگلیسی به نام «نازنین زاغری» داد. در این بیانیه آمده بود:«طی اقدامات اطلاعاتی گسترده در فضای مجازی و حقیقی یکی از سر شبکههای اصلی وابسته به بیگانگان که مأموریتهای مختلفی در راستای تحقق اهداف شوم دشمنان نظام انجام داده بود شناسایی و دستگیر شد. خانم نازنین زاغری تبعه ایرانی - انگلیسیاست که در تاریخ ۱۵ فروردین سال جاری توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه کرمان در فرودگاه امام خمینی (رحمة الله علیه) دستگیر و به کرمان منتقل شد». ![]() ![]() پس از دستگیری «نازنین زاغری» تبلیغات سنگین و فشردهای از سوی رسانههای انگلیسی و رسانههای فارسیزبان معاند نظام صورت گرفت بوریس جانسون در ۱۰ آبان امسال، در جلسه استماع کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا گفت: «وقتی بررسی میکنم که ببینم نازنین زاغری-راتکلیف در حال انجام چه کاری بوده، میبینم که طبق برداشت من، او تنها آموزش روزنامهنگاری میداده است».پس از اظهارنظر جانسون، برخی از آن بهعنوان «گاف بزرگ» نام بردند؛ اما برخی دیگر معتقد بودند که اظهارات مضحک وزیر خارجه انگلیس یک عملیات فریب برای پوشاندن جرم اصلی و البته مهمتر از آن «پنهان کردن دوستان اصلی در تهران» بوده است بسیار منطقی است که انگلیس برای حفظ شبکه خود در سطوح مختلف کشور، زاغری را به کاری کمارزش و بیاهمیت متهم کند، رسانهها و احزاب انگلیس به وزیر خارجه حمله کنند... تا سرپلهای اصلی محفوظ بمانند وگرنه با هیچ منطق امنیتی نمیتوان پذیرفت که این سخن جانسون، «گاف» باشد...اما زاغری با چه کسانی در ایران ارتباط داشت و برنامه بلندمدت او، ساخت و تجهیز کدام شبکه اجتماعی در «کدام طبقه» بود؟! مردم عادی جامعه هدف او بودند یا برخی خواص و فعالیتهای خیریه و اجتماعی خانواده آنها و فرزندانشان اصلیترین هدف زاغری بودند؟!زاغری کارمند بنیاد اصطلاحا خیریه تامسون رویترز بود و بنا بر اظهار صریح «ونیک ویا» مدیر اجرایی این بنیاد «زاغری روزنامهنگار نیست و در این بنیاد بهعنوان «مدیر پروژه» کار میکرده است...» حال باید پیدا کرد «پروژهای» را که ارزش سفر وزیر خارجه انگلیس به ایران و اقامت یکشبه و چانهزنیهای مختلف را داشته باشد.وزیر خارجه انگلیس- آذر ۹۶- برای آزادی جاسوسهای دوتابعیتی از جمله «نازنین زاغری» به ایران سفر کرد. ![]() همزمان با فشار رسانههای معاند نظام و تبرئه و مظلومنمایی از «نازنین زاغری»روزنامههای اصلاحطلب نیز به تبرئه وی پرداختند. گفتنی است «نازنین زاغری» که بهخوبی از ورود به پروژههای امنیتی اطلاع داشته با نام مستعار «پریسا» فعالیت میکرده است.همزمان با فشار رسانههای معاند نظام و تبرئه و مظلومنمایی از «نازنین زاغری» روزنامههای اصلاحطلب نیز به تبرئه وی پرداختند.روزنامه بهار در گزارشی به بهانه سفر وزیر امور خارجه انگلیس به تهران، ضمن تلاش برای تبرئه جاسوس دو تابعیتی (نازنین زاغری) و زمینهسازی برای تحویل این مجرم امنیتی به انگلیس، پرونده وی را به موضوع حقوق بشری تقلیل داد و نوشت:«بیتردید عدم حل موضوع نازنین زاغری در عدم توسعه مناسبات تأثیرگذار است و از طرف دیگر نیز باید متوجه بود که تهران و لندن اختلافات حقوق بشری بسیاری از گذشته تا به امروز داشتهاند که این اختلافات بر روابط دو کشور سایه انداخته است و بنابراین نباید انتظار داشت که این اختلافات یکشبه حل شود».همچنین علیرضا رحیمی نماینده اصلاحطلب لیست امید مجلس نیز که پیشتر در ماجرای سلفی حقارت آمیز نمایندگان مجلس با موگرینی حاشیهساز شده بود در اقدامی تأملبرانگیز ضمن تلاش برای حمایت و تطهیر مجرمان امنیتی دو تابعیتی، دستگیری این جاسوسان را تسویه حساب سیاسی خواند و گفت:«موضوع آزادی خانم زاغری به قوه قضائیه مربوط میشود که دستیابی به این نتیجه در این مذاکرات قابل پیشبینی نیست... موضوع دو تابعیتی یک حق بینالمللی است و چنین نیست که فردی بهصرف این مسئله در مظان اتهام جاسوسی، ارتباط با بیگانه یا نفوذ قرار گیرد. متأسفانه بخش قابلتوجهی از این مسئله در داخل سیاسی شده است، بدین معنا که قسمتی از تسویهحسابهای سیاسی به بهانه دو تابعیتیها انجام میگیرد تا به واسطه آن مدیران ارشد دولتی بهنوعی مورد تردید افکار عمومی قرار گیرند».لازم به ذکر است که زاغری به ۵ سال حبس قطعی محکوم شد. **هما هودفر؛ مأمور شبکهسازی در میان زنان با هدف قداست زدایی از دین خرداد ۹۵، «هما هودفر» یکی از فعالان شبکههای فمینیستی و عضو هیئتمدیره و از بنیانگذاران موسسه برانداز «ولوم» که دارای تابعیت ایرانی- ایرلندی و کانادایی بود، توسط ضابطین قضایی دستگیر شد.بنیاد ولوم WLUML)) به همراه دیگر بنیاد هلندی «هیفوس» که زیر نظر وزارت خارجه هلند فعالیت میکند، در پوشش «همکاریهای انساندوستانه» و «توانمندسازی» و تحت عناوین بنیادها و سازمانهایی نظیر شبکه امیدیار، بنیاد فورد، گروه آتیه، دانشگاه سواز لندن و ... برنامههای خود را در حوزههای زنان، پیش میبرد. ![]() **پس از دستگیری «هما هودفر» رسانههای معاند در ترفندی تکراری با هیاهو مدعی شدند که هودفر یک «استاد دانشگاه» است و صرفاً به منظور پیگیری کارهای شخصی خود به ایران سفر کرده است** ![]() **تصویر یکی از جلسات و شبکههای سازیهای فمینیستی بنیاد ولوم در ایران که هما هودفر حلقه وصل آن به خارج کشور بود** مریم نمازی هم از دیگر همکاران بنیاد ولوم در هلند و انگلستان است. نمازی کمیتهای را به نام «کمیته مسلمانان سابق» در هلند و با حمایت مالی وزارت خارجه هلند تشکیل داده است که البته در سطحی بسیار مستهجن و مبتذل اقدام به فعالیتهای ضداسلامی میکند. یکی از آخرین اقدامات مریم نمازی، برهنه شدن وی در پاریس و در محوطه موزه لوور در اعتراض به نقض حقوق زنان بود! مأموریت هودفر، شبکهسازی در میان زنان مسلمان با هدف ترویج فمینیسم و ایدئولوژیزدایی تعریف شده است. «زنانهکردن چهره مجلس ایران» آخرین پروژه وی بود.پس از دستگیری «هما هودفر» رسانههای معاند در ترفندی تکراری با هیاهو مدعی شدند که هودفر یک «استاد دانشگاه» است و صرفاً به منظور پیگیری کارهای شخصی خود به ایران سفر کرده است. این جنجال و هیاهو همواره پس از دستگیری هر جاسوس تکرار میشود که خرین نمونه آن جنجال رسانههای معاند درخصوص دستگیری «کاووس سید امامی» و تأکید بر استاد دانشگاه بودن وی بود.اما تناقضگویی بلافاصله آغاز میشود. «آماندا قهرمانی»، خواهرزاده هما هودفر که بهعنوان سخنگوی خانواده او با رسانهها مصاحبه میکرد، در اولین اظهارنظر خود در مصاحبه با «سی بی سی نیوز»، به صراحت گفت که هما هودفر میخواست در زمان انتخابات (مجلس و خبرگان) این امتیاز را داشته باشد که از نزدیک تحقیقات انسانشناختی خود را انجام دهد. علاوه بر این «هادی قائمی» سخنگوی تشکیلات ضد ایرانی «کمپین حقوق بشر برای ایران» در نیویورک (که یکی از منابع اصلی گزارشهای جانبدارانه احمد شهید علیه ایران بود) در واکنش به دستگیری هما هودفر گفت: «دستگیری خانم هودفر نشان دیگری از عدم تحمل و سوء ظن نسبت به افراد با تابعیت دوگانه است که به ایران سفر میکنند و تنها میخواهند با کار آکادمیک خود به سرزمین مادری خود کمک کنند.» شبکه ولوم و نهادهای مرتبط با آن بنیانگذار مفهومی به نام «فمینیسم اسلامی» هستند که به منظور استحاله فرهنگی زنان مسلمان سعی دارد تأویل غربی از حقوق زن را بر ذهن زن مسلمان مسلط سازد و از این طریق ضمن سست کردن پایههای اعتقادی، زمینه را برای فشارهای سیاسی بر دولتها - و پیگیری آن از طریق سازمانهای حقوق بشری و حقوق زنان - جهت ایجاد تغییر در قوانین مربوطه، فراهم سازد. ولوم به همراه «مرکز منابع زنان» (با نام اصلی «شرکت گاه» مستقر در پاکستان) و «موسسه توانمندسازی زنان» (آی دابلیو ای) برنامهای مشترک را با عنوان «ارتقاء توانمندی و رهبری زنان برای دموکراتیک سازی» (دابلیو ای آل دی دی) را مدیریت میکنند که با هزینه بنیادهای نیمه دولتیِ پنهان در کشورهایی چون آمریکا، انگلیس و هلند، با بودجههایی که معمولاً از طرف پارلمان این کشورهاتامین میشود، کار ترویج فمینیسم و «ایدئولوژی زدایی» را در میان زنان مسلمان دنبال میکنند.ولوم توانسته بود در پوشش فعالیتهای علمی - پژوهشی به مراکز داخلی، گروهها و فعالان حوزه زنان در کشور نیز نفوذ پیدا کند. همانند شبکهسازی صورت گرفته در حوزه رسانهای که با حمایتهای خارجی (بنیاد هیفوس و وزارت خارجه هلند و شبکههایی نظیر بیبیسی و روزآنلاین) به همراه برخی سفارتخانهها و رسانههای داخلی انجام شده بود، در حوزه زنان نیز همین شبکهسازی با همکاری بنیادهای مذکور و ارتباط از طریق چهرههای علمی-مدنی در داخل کشور نیز اجرا شد. **نزار زاکا؛ انقلاب درخت سدر در آبان سال ۹۴ «نزار زاکا» تبعه لبنانی- آمریکایی به اتهام جاسوسی در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات در ایران بازداشت شد. وی فعالیتهای مختلفی را در لبنان، گرجستان در همین زمینه به سرانجام رسانده بود.زاکا که به عنوان یک مهره اطلاعاتی دستگاه امنیتی آمریکا به شمار میآید فعالیتهای مختلفی را برای سرویس جاسوسی آمریکا انجام داده است. این شخص که به عنوان گنج پنهان در میان منابع اطلاعاتی ایالات متحده مشهور است در جریان انقلاب سدری لبنان نقش ویژهای را ایفا کرده است. ![]() **نزار زاکا (نفر اول از سمت چپ) در در دانشکده نظامی ریور ساید نیروی دریایی آمریکا** نزار زاکا از عواملی است که در سال ۲۰۰۵ و در جریان ترور رفیق حریری با همراهی مقامات آمریکایی بشار اسد را متهم به کشتن نامبرده کرده و در نتیجه موجبات این مسئله را فراهم کرد که روابط حسنه بین سوریه و لبنان مخدوش و آتش فتنه و تفرقه شعلهور شود.در همین حال نزار زاکا در راستای ادامه این روند و بر اساس طراحی که سرویس جاسوسی آمریکا انجام داده بود به تحریک مردم لبنان پرداخت تا جایی که عدهای در لبنان خواستار آمدن جی آی اس (سیستم اطلاعات جغرافیایی) شدند و در ادامه پس از این حوادث انتخابات پارلمانی لبنان برگزار شد که طی آن ائتلاف ضد سوری پیروز شد و آنها این پیروزی را انقلاب درخت سدر نامیدند.زاکا پیش از این در کنفرانسهایی درباره اینترنت و «آی تی» در ایران شرکت کرده بود و شایعه شد که به همراه برخی چهرههای مخالف نظام ایران در حال تدارک برنامههایی برای ایجاد موج تظاهرات ضد دولتی در ایران به منظور مقابله با طرح دولت برای تشکیل اینترنت ملی جدا از شبکه اینترنت جهانی بود.
![]() **نزار زاکا در کنار مسئولین دولتی** ![]() پس از دستگیری «نزار زاکا» که دبیر کل اتحادیه تشکلهای ICT عرب (اجمع) بود، زمزمههای ارتباطات او با برخی از مسئولین دولتی مطرح شد. چرا که او در برخی همایشها و مراسمهای دولتی که توسط وزارت ارتباطات و معاونت زنان ریاستجمهوری برگزار شده بود حضور داشت.برگزاری همایش «هفته فناوری اطلاعات و ارتباطات پارسیزبانان» بهانهای برای حضور نزار زاکا در ایران بود؛ دعوت از زاکا به عنوان دبیرکل سازمان عربی اطلاعات و ارتباطات برای شرکت در همایشی که مختص پارسی زبانان است، برای برخی قابل تأمل بود. پس از بازداشت «نزار زاکا» در ایران، پایگاه الاخبار در گزارش اعلام کرد: «جاسوس بازداشتشده در حال تدارک برگزاری تظاهرات در ایران بود».۶ ماه پس از بازداشت زکا در ایران، خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس در گزارشی تأیید کرد «نزار زاکا» با تأیید وزارت خارجه ایالات متحده به ایران سفر کرده و از آمریکا برای «پیش بردن پروژههایش» پول دریافت کرده بود. علاوه بر این، حامیان زاکا در سال ۹۴ در نامهای به جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا تصریح کردند که او «با آگاهی و تأیید وزارت خارجه آمریکا» به ایران سفر کرده و سفرش تأمین مالی شده است. در این نامه همچنین تصریح شد که: «ما معتقدیم که وزارت خارجه آمریکا تعهدی اخلاقی برای کمک کردن به نزار دارد».لازم به ذکر است که نزار زاکا به ۱۰ سال حبس محکوم شد. **جیسون رضائیان؛ افشای برنامههای ضدتحریمی ایران تیرماه ۹۳، «جیسون رضائیان» خبرنگار واشنگتن پست به اتهام جاسوسی در ایران بازداشت شد. او همسر یک روزنامهنگار ایرانی دیگر به نام یگانه صالحی است که توانسته بودند با ارتباطاتی که در دستگاههای دولتی ایجاد کرده بودند، به عنوان خبرنگار و گزارشگر تا ردههای بالایی نفوذ پیدا کند که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.جیسون رضائیان که از سال ۲۰۱۲ به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت میکرد، تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی دارد و همسرش یگانه صالحی نیز برای اقامت در آمریکا اقدام کرده بود. البته رضاییان با گذرنامه ایرانی خود وارد خاک ایران شده بود. ![]() جیسون رضائیان در کنار باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا از فردای روز بازداشت جیسون، دولت آمریکا اصرار عجیب و غریبی برای آزادسازی این جاسوس داشت. طرف آمریکایی به رغم اصرار عجیبش برای آزادسازی این مهره اطلاعاتی همواره تلاش میکرد تا وی را بیگناه نشان دهد و از این روزنه رسانههای این کشور نیز همگام با سیاست خارجی آمریکا در خصوص جیسون رضائیان مظلوم نمایی میکردند.بازداشت جیسون رضاییان و انجام تحقیقات مفصل از او با بدست آمدن سرنخهای شبکه دیگری از عوامل رسانهای نفوذی در کشور همزمان شد و در نهایت منجر به انهدام یک تیم بزرگ از مرتبطان با رسانههای ضدانقلاب شد؛ پس از انهدام این تیم، روزآنلاین یکی از مهمترین پایگاههای ضدانقلاب و خبرنگاران فراری از کشور متلاشی شد و ردههای بالای بیبیسی فارسی نیز با تغییراتی مواجه شد.رضاییان به اتهام جاسوسی از طریق جمعآوری تصمیمات کشور در خصوص مسائل سیاست داخلی و خارجی و همکاری با دول متخاصم محاکمه شد. دسترسی و جمعآوری اطلاعات طبقهبندی شده، همکاری با دول متخاصم و نوشتن نامه به اوباما رئیس جمهور آمریکا و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از دیگر اتهامات جیسون رضائیان بود. ![]() جیسون رضائیان در کنار جان کری، وزیر خارجه سابق آمریکا یکی دیگر از اقدامات جیسون رضائیان، نفوذ در اماکن مهم دولتی و افشای برنامههای "ضدتحریمی ایران" از جمله هویت واسطههای تجاری و ماهیت شرکتهای همکار ایران در پروسه دور زدن تحریمها و جاسوسی از برنامه هستهای کشورمان بود.**باقر و سیامک نمازی؛ از تحریم دارو تا قرارداد کرسنتپاییز ۹۵ بود که خبر رسید «سیامک نمازی» دستگیر شده است. پدر سیامک یعنی «باقر نمازی» در اولین روزهای اسفند ۹۵ برای آزادی پسرش به ایران آمد.او نیز بازداشت شد.باقر نمازی، از مقامات کشور در دوره پهلوی و استاندار خوزستان تا واپسین روزهای حیات رژیم پهلوی بود. باقر نمازی سال ۶۱ به آمریکا متواری شد و با آغاز به کار دومین دولت کارگزاران تحت عنوان مبهم «فرستاده و مشاور سازمان ملل در امور جامعه مدنی»، در سال ۷۲ به ایران بازگشت؛ البته با دست پر و با برنامه هم بازگشت.ورود باقر نمازی به ایران همراه شد با تأسیس زنجیرهای از شرکتهای مشورتی با حوزه فعالیت گسترده از مدیریت و آموزش تا مشارکت در پروژههای نفتی؛ واضح اینکه مشارکت در پروژههای نفتی کشور برای یک گروه و شرکت تازه تأسیس با بنیانگذاری نظیر نمازی، بدون اتصال به بدنه وزارت نفت و دولت امکانپذیر نیست. ![]() **یکی از طرحهای عمده و مهم سیامک نمازی در قالب اعمال تحریمهای گسترده و سنگین علیه ایران، پروژه مشترک وی با مرکز ویلسون با موضوع تحریم دارویی ایران بود** عضویت و ارتباط گسترده با نهادهای وابسته به سازمان ملل، ارتباط با گری سیک و عضویت در پروژه گلف ۲۰۰۰، ارتباط نزدیک با آلن ایر سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، مرکز CIPE و جان سولیوان مدیر موسسه، ارتباط با بنیاد فورد وموسسه نایاک (لابی ایرانیان مقیم آمریکا) نمونهای از دهها فعالیت مستمر و هدف مند این فرد به منظور تحقق اهداف سازمانهای جاسوسی و لابیهای سیاسی ضدانقلاب درایران بوده است.سیامک نمازی به همراه پدر و برادرش (بابک) به واسطه رانت اطلاعاتی-اقتصادی دوره کارگزاران، به محض بازگشت از آمریکا به کشور، لابی دلالی وسیعی را در کشور به راه انداختند. به نحوی که تقریباً اکثریت قریب به اتفاق شرکتهای سرمایه گذار نفتی چون استات اویل، BP، شل، OMV؛ شرکتهای دارویی مهمی مانند گلاکسو اسمیت کلاین، شرینگ، بایر، سانوفی اونتس و فاربو؛ صنایعی همچون کاترپیلار، دایملر کرایسلر، تویوتا، میتسوبیشی، هوندا، رنو، بی ام و؛ صنایع مخابراتی مثل MTN، نوکیا، ودافون، زیمنس؛ صنایع غذایی همچون نستله، صافولا، هوکلند، میگراس، تتراپک و شرکت چندملیتی دخانیات بریتیش امریکن توباکو به واسطه خدمات دلالی آنها به بازار ایران راه یافتهاند. در حالیکه این شرکتها پس از تحریم به راحتی و با وارد کردن هزینههای سنگین اقتصادی به ایران بدون پرداخت غرامت، فعالیتهای اقتصادی خود در ایران را متوقف کردند. ![]() باقر نمازی، از مقامات کشور در دوره پهلوی و استاندار خوزستان تا واپسین روزهای حیات رژیم پهلوی بود یکی از طرحهای عمده و مهم سیامک نمازی در قالب اعمال تحریمهای گسترده و سنگین علیه ایران، پروژه مشترک وی با مرکز ویلسون با موضوع تحریم دارویی ایران بود. پروژهای که چندین ماه وقت سیامک نمازی را در ایران گرفت.ساعتها جلسه با فعالان دارویی در داخل ایران، محصولی را رقم زد که سازمانهای امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای دسترسی به آن، ریسک فرستادن دوباره سیامک نمازی را به ایران پذیرفته بودند. سیامک نمازی به دنبال ارائه راهکار برای تنگ کردن حلقه تحریمهای دارویی در ایران بود. هرچند که این اقدام غیرانسانی او را برخی از اطرافیانش خدمت به مردم ایران تعریف کردند!نفوذ ساختاری و هدفمند در ایران و ارائه اطلاعات دقیق درباره عرصههای مختلف فعالیتهای کشور، سیامک نمازی را به مهره کلیدی برای غرب تبدیل کرده بود. شاهد این مدعا میتواند موضع گیری رسانههای خارجی (واشنگتن پست، بی بی سی و غیره)، شخصیتها و سیاستمداران غربی (نمایندگان کنگره، اعضای نایاک، همسر محمدعلی و غیره) درباره دستگیری نمازی در ایران باشد. سیامک نمازی مجموعه شرکتهای گروه «آتیه» را با هدف قبضه کردن مهمترین گلوگاههای اقتصادی با مشارکت برخی دولتیهای مشهور و فرزندانشان بنا نهاد! آنها به محض فعالیت، بزرگترین قراردادهای نفتی کشور را با شرکتهای چندملیتی به خود اختصاص دادند و حتی شکل قراردادهای نفتی ایران را به نیابت از مقامات نفتی در لندن ارائه کردند! تقریباً اکثریت قریب به اتفاق شرکتهای مهم در حوزه مخابرات، صنایع غذایی، نفت و گاز، صنایع و... بدون واسطهگری انحصاری و خدمات دلالی گروه آتیه هرگز امکان ورود به بازار ایران را پیدا نمیکردند. یک نمونه از قراردادهای ناشی از این شبکه، قرارداد مشهورکرسنت است!لازم به ذکر است که سیامک و باقر نمازی هر یک به ۱۰ سال حبس محکوم شدند. **دری اصفهانی؛ چرا محدودیتهای بانکی در پسابرجام پابرجا ماند؟! مرداد ۹۵، رسانهها خبر دستگیری «عبدالرسول دری اصفهانی» عضو تیم مذاکره کننده هستهای را منتشر کردند. دری اصفهانی نماینده بانک مرکزی و مسئول امور بانکی تیم مذاکره کننده هستهای ایران با گروه ۵+۱ و یکی از کارکنان ستاد اجرای برجام بود. ![]() دریاصفهانی با ۲ سرویس اطلاعاتی غربی ارتباط داشت. وی به عنوان مسؤول امور بانکی تیم مذاکرهکننده هستهای ایران وارد مذاکرات تخصصی ایران و ۱+۵شد! وی در بهمن ۹۴ از رئیس جمهور حسن روحانی، نشان درجه سه خدمت دریافت کرده بود. دری اصفهانی قبل از انقلاب با کمیته خزانه داری آمریکا کار میکرد و مسئولیت کمیته بخش مربوط به انگلیس را بر عهده داشتهاست.بر اساس اظهارات حجتالاسلام محسنیاژهای، دریاصفهانی با ۲ سرویس اطلاعاتی غربی ارتباط داشت. دریاصفهانی به عنوان مسؤول امور بانکی تیم مذاکرهکننده هستهای ایران وارد مذاکرات تخصصی ایران و ۱+۵۵ شد! یکی از مهمترین اهداف ایران از مذاکرات هستهای، برداشته شدن محدودیتهای بانکی و بازگشت فرآیند معاملات با دلار به روال سابق بود. در حقیقت آن بخش از برجام که مربوط به تعهدات طرف مقابل در حوزه بانکی و مالی است با مشورتها و اعمال نظرات دریاصفهانی نگارش شده است. ![]() دری اصفهانی با سحر نوروززاده (مشاور اوباما و همکارسوزان رایس) مرتبط بود در مهرماه امسال اسنادی درخصوص حقوقهای نجومی «عبدالرسول دری اصفهانی»-جاسوس هستهای- منتشر شد. وی این حقوقها را به ازای همکاری با سرویسهای اطلاعاتی غربی دریافت کرده است. انتشار این اسناد روزنامههای اصلاح طلب را عصبانی کرد. ![]() دفاع تمام قد روزنامههای اصلاح طلب از جاسوس هستهای **کاووس سید امامی؛ گرای سایتهای موشکی در پوشش حمایت از یوز ایرانی در روزهای گذشته، دستگیری یک شبکه جاسوسی در قالب فعالیت زیستمحیطی توسط یکی از نهادهای امنیتی کشور و خودکشی «کاووس سید امامی» از نفرات اصلی این شبکه در صدر اخبار قرار گرفت.شبکهای که عوامل آن قصد داشتند در قالب فعالیتهایی مثل «حمایت از یوز ایرانی» و «مبارزه با کمآبی» و... گرای سایتهای موشکی و هستهای کشور را به دشمن بدهند و در بحث «تروریسم آب» نیز برنامه ویژهای داشتند. ![]() کاووس سید امامی در پوشش فعالیتهایی مثل حمایت از «یوز ایرانی»، «مبارزه با کمآبی» و... گرای سایتهای موشکی و هستهای کشور را به دشمن میداد جعفری دولت آبادی دادستان تهران درخصوص بخشی از فعالیت این شبکه گفت: اعضای این شبکه در برخی از مناطق استراتژیک کشور، تعدادی دوربین در ظاهر برای رصد امور زیست محیطی نصب کرده بودند که در واقع پوششی برای رصد فعالیتهای موشکی کشور بوده و تصاویر و اطلاعات ثبت شده را برای بیگانگان ارسال میکردهاند.چه کسانی از دستگیری جاسوسها عصبانی شدند؟پس از انتشار خبر دستگیری «کاووس سید امامی» و تیم جاسوسی، رسانههای معاند از جمله بی بی سی فارسی، رادیو فردا، صدای آمریکا، من و تو و کانال ضد ایرانی آمدنیوز با دستپاچگی به تردیدافکنی و تبرئه جاسوس موشکی پرداختند. ![]() حسام الدین آشنا در اقدامی قابل تأمل با جامعه شناس دینی خواندن و حامی محیط زیست خواندن کاووس سیدامامی سعی کرد او را از خودکشی تبرئه کند. ![]() جاسوسی تنها شغل دنیاست که کارت ویزیت ندارد همصدایی اصلاح طلبان با رسانههای معاند در حالی بود که کامران سیدامامی، برادر کاووس سید امامی با بیان اینکه خودکشی از طریق حلقآویز کردن کاملاً مشهود است، از رسانهها خواست با خبرسازی ودامن زدن به شایعات موجب آزرده شدن خانواده مرحوم نشوند. نمایندگان مجلس نیز پس از مشاهده فیلم خودکشی سید امامی، این اقدام را تأیید و جزییات آن را برای افکار عمومی تشریح کردند. ![]() حمله محمود صادقی نماینده اصلاحطلب لیست امید به مستند افشاگرانه رسانه ملی درباره کاووس سید امامی در حقیقت علیرغم توضیحات مبسوط دادستان تهران و تأیید خودکشی کاووس سید امامی از سوی نزدیکان وی و تشریح فیلم خودکشی این متهم از سوی نمایندگان مجلس، برخی روزنامههای اصلاح طلب در روزهای اخیر همصدا با رسانههای معاند، به تردیدافکنی و مظلوم نمایی و کم اهمیت نشان دادن موضوع جاسوسی پرداختهاند.هدف اصلی از تردیدافکنی و تبرئه جاسوسها چیست؟ با بررسی محتوای مطالب روزنامههای اصلاح طلب در تبرئه جاسوس موشکی و تردیدافکنی درخصوص فعالیتهای ضد ایرانی و نحوه مرگ وی، پی میبریم که فضاسازیها و فرافکنیها به احتمال قوی به این دلیل است که برخی از افراد از همکاران، مرتبطین و وابستگان به فرد دستگیرشده بوده و یا به دلیل ارتکاب برخی از جرائم و اقدامات مشابه فرد دستگیرشده – اقدامات علیه امنیت ملی – نگران هستند که دستگاه قضایی بخواهد به جرائم ایشان نیز ورود پیدا کند. ![]() حمله روزنامه شرق به مستند افشاگرانه رسانه ملی درباره کاووس سید امامی اصرار این جماعت در تردیدافکنی و تطهیر جاسوس موشکی در واقع نشان دهنده مخالفت این جریان از جنس هزینهتراشی برای نظام و ممانعت از پیشروی برای مقابله با افراد آلوده است. این افراد تلاش دارند فرد مجرم را که با وی در ماهیت نیت و یا عمل ارتکابی، مجانست دارند از ترازوی عدالت، رهایی بخشند و اگر در این امر موفق نشدند در افکار عمومی، حرکت و فعل نظام را تخطئه نمایند تا نظام به سمت تکرار اینگونه اقدامات حرکت نکند؛ بنابراین با جنگ روانی و فضاسازی رسانهای نظام را به سیاسیکاری متهم نموده و اعلام میکنند که نظام به بهانه امنیتی برای دانشجویان، اساتید، جریان سیاسی خاص و... پروندهسازی نموده است. تشکیک در سلامت دستگاه قضا و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور از جمله رویکردها و راهکارهای این افراد است. ![]() مسعود بهنود: جز سه روزنامه تندرو، هیچ یک از روزنامههای صبح تهران با عنوان جاسوس از هواداران بازداشت شده محیط زیست یاد نکردهاند. لزوم پاسخگویی دولتمتاسفانه در سالهای اخیر نفوذ جاسوسها در مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز نگران کننده بوده است؛ اما نگران کننده تر آنکه وقتی جاسوسها دستگیر میشوند، مقامات ارشد دولت واکنش مناسبی نشان نمیدهند. سکوت، توجیه و توهین، خلاصهٔ واکنش برخی دولتمردان در قبال دستگیری جاسوسها در مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز دولتی بوده است.لازم و ضروری است که مقامات ارشد دولت و علی الخصوص وزارت اطلاعات درخصوص اینگونه موارد پاسخگو باشند.
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۴۴, ۴/اردیبهشت/۹۷
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۷ ۱۱:۴۵ توسط قلب.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۳/اردیبهشت/۹۷ ۱۸:۰۱)آتئیسمو نوشته است: سوال مهمتری وجود داره و اون اینه که چرا کاوه مدنی باید ممنوع الخروج بشه؟ چرا کاوه مدنی به صورت غیرقانونی بازداشت شده؟ همون طور که میدونی تنها نهاد اطلاعاتی و امنیتی قانونی که وظیفه رسیدگی به پرونده جاسوسی رو داره وزارت اطلاعات هست.سلام ما در کشور سازمان های امنیتی مختلفی داریم شما با این اطلاعات کمی که داری اومدي اینجا مرتب از عقلانیّت صحبت می کنی!! !!! ما در ارتش هم اطلاعات داریم در پلیس هم داریم و جاهای ديگه حالا اطلاعات سپاه غیر قانونی هست !!!!! عجب من برای شما توضیح دادم که چرا بی خدایی شما روی نظراتی که میگی اثر داره و بیکار نیستم هي حرفام رو تکرار کنم نظر احساسی رو شما ميدي که حتی کمترین اطلاع رو نداری و میای میگی اطلاعات سپاه غیر قانونی هستش! ! این همه ادعا داری و همین باعث شده کور بشی و واضحات رو نبینی |
|||
|
|
۱:۰۲, ۵/اردیبهشت/۹۷
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۴/اردیبهشت/۹۷ ۱۱:۴۴)قلب نوشته است: سلام چون ما در ارتش و پلیس اطلاعات داریم پس اطلاعات سپاه قانونیه؟ چه ربطی داره اصلا؟! این چه استدلالیه! نه سازمان اطلاعات سپاه غیرقانونیه و طبق قانون تاسیس وزارت اطلاعات حفاظت اطلاعات سپاه و اطلاعات سپاه نمیتونن به وط رموازی با وزارت اطلاعات کار کنن. این سازمان یه جنبه قانونی داره و یه جنبه اخلاقی. ممکنه گفته بشه گیریم اطلاعات سپاه غیرقانونیه، دلیل بر این نیست که برای کشور مفید نباشه. اولا هر چیز غیرقانونی زمینه فساد درش هست و ثانیا وقتی به مدارک رجوع میکنیم میبینیم عمده کار اطلاعات سپاه نه کشف و خنثی سازی تهدیدات امنیتی، بلکه پرونده سازی برای افراد بیگناه هست. مثالش رو شما در خیلی از پرونده هایی میبینی که اتهامهایی مطرح شده اونقدر بیپشتوانه بودن که علی الاطلاق چیزی در دادگاه برای محکوم کردن اونا وجود نداشته. مثال میزنم ازسیامک پورزند که ماهها در سلول انفرادی و شکنجه بود تا در برنامه تلویزیونی اعتراف کنه پنجاه سال برای آمریکا جاسوسی میکرده، اما این موضوع اونقدر برای خود دستگاه قضا هم مضحک بود که ایشون آزاد شد. شیوه اعترافگیری در بازجویی بر اساس فشاره گاهی این فشار در حدیه که تعادل فکری متهم حفظ میشه، چون این تعادل فکی لازمه که اطلاعات جدیدی از متهم خارج بشه و گاهی اصولا استخراج اطلاعاتی وجود نداره و تمام داستان در ذهن بازجو هست. در این حالت فرد شکنجه میشه و این شکنجه باعث از هم پاشیدن شخصیت متهم و رخنه در شخصیت اون میشه. به صورتی که متهم فکر میکنه نپذیرفتن اون چیزی که از طرف بازجو بهش القا میشه صرفا باعث رنج بیهوده و بیپایان خودشه. نمونه این امر در مورد دکتر احمدرضا جلالی مشهوده که بلافاصله پس از اعتراف تلویزیونی ایشون با زیرکی تونست با فایل صوتی القائات تحمیل شده به ایشون رو خنثی کنه. این شکنجه ها و عملیات روانی روی متهم هم داستان طولانی و تلخی داره که پیشنهاد میکنم به همون مستندهایی که معرفی کردم مراجعه کنی تا تصور درستی درموردش به دست بیاری. (۴/اردیبهشت/۹۷ ۱۱:۴۴)قلب نوشته است: من برای شما توضیح دادم که چرا بی خدایی شما روی نظراتی که میگی اثر داره و بیکار نیستم هي حرفام رو تکرار کنمنه توضیح ندادی که چرا بیخدایی من روی نظرات من تاثیر میذاره. ولی نوشتی چون کور شدم پس بیخدا هستم!!! حالا من منتظرم توضیح بفرمایی که بیخدایی من چه تاثیری در نظرات من داره؟ |
|||
|
۱۱:۳۴, ۵/اردیبهشت/۹۷
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۵/اردیبهشت/۹۷ ۱:۰۲)آتئیسمو نوشته است: چون ما در ارتش و پلیس اطلاعات داریم پس اطلاعات سپاه قانونیه؟ چه ربطی داره اصلا؟! این چه استدلالیه!سلام شما به واقع کج فهم هستید شما دلیل حقوقی ارایه نداديد برای غیر قانونی بودن سپاه پس بنده هم به شما گفتم ما در کشورمان چندین سازمان اطلاعاتی داریم که وزارت اطلاعات یکی از اونهاست من نبايد ثابت کنم که اطلاعات سپاه قانونی هست بلکه شما باید با دلیل حقوقی ثابت کنید که اطلاعات سپاه غیر قانونی هست شما مدعی هستید بحث موازی کاری يه بحث دیگست و ربطی به موجودیت نداره اگر شما در حوزه اختیارات بحث دارید اون يه بحث ديگريست این ادعاهاي بی سروته شما هم جای بحث نداره چون فقط ادعاست شما باید حرفاتون رو با مدرک ثابت کنید وگرنه من بیکار نیستم ادعاهاي شمارو رد کنم بیشتر ادعاهاي شما از صدای آمریکا و بی بی سی هست که مغرض بودن این رسانه ها واضحه شما به آمریکا و انگلیس بیشتر اعتماد دارید ما به ایران بیشتر اعتماد داریم در ضمن به صرف چند اشکال در یک سازمان نميشه اون سازمان رو زیر سوال برد بالاخره اشکال وجود داره و کسی ادعا نکرده تمام سازمان ها درست کار می کنن درباره بی خدایی شما هم گفتم اگر کج فهم نبودی متوجه میشدی ديگه هم حرفی با شما ندارم |
|||
|
۱۱:۵۳, ۵/اردیبهشت/۹۷
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بازم تاکید میکنم که اعتماد به رسانه هایی مثل صدای آمریکا و بیبیسی دلیل نیست. مواردی که نوشتم اسنادش موجوده. سند دلیله و خیلیهاش هم از مجاری رسمی حکومت بیان شده یا قابل دریافته.
|
|||
|
۲۳:۱۱, ۵/اردیبهشت/۹۷
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
حالا بذار خود کاوه مدنی که به این سوالها پاسخ داده ببینیم چی گفته. ضمنا ایشون بر خلاف شایعهپراکنیها دوتابعیتی نیست.
(۳/اردیبهشت/۹۷ ۱۳:۵۹)AMINI نوشته است: روزنامه ایران با کاوه مدنی معاون مستعفی سازمان محیط زیست مصاحبه کرده است. معاون سابق آموزش و پژوهش سازمان حفاظت محیط زیست گفت: رفتن او به خارج از کشور از ترس نبود، بلکه به خاطر فشاربرخی از مخالفان بود که به او اجازه کار ندادند. کاوه مدنی درباره علت بازگشتش به ایران گفت: من ازهمان ابتدا با عشق و برای کمک به کشورم بازگشتم، از آقای کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هم تشکر میکنم که در این حوزه یک پنجره جدید برای کشور باز کردند. همچنین از دکتر ستاری که با باز کردن این فضا، زمینه جذب نخبگان را فراهم کردند تا دانش، انرژی و خون جدیدی به مدیریت کشور تزریق شود سپاسگزارم اما برخی زیادی دلواپس هستند و برهمین اساس این حلقه خودی را آنقدر تنگ میکنند که در نهایت خودشان هم از آن خارج میشوند. کاوه مدنی با بیان اینکه طی ۷ ماهی که در ایران بودم، فشارهای زیادی را تحمل کردم، افزود: من در این مدت هرگونه تخریب و فشاری را تحمل کردم، اما اهانت و تحقیر خانوادهام را به هیچ وجه نمیتوانم تحمل کنم. او درباره اتهام دو تابعیتی بودنش هم گفت: ۱۴ سال خارج از ایران و در کشورهای مختلف از اروپا گرفته تا امریکای شمالی کار و زندگی کردم، اما هرگز تابعیت هیچ یک از این کشورها را نگرفتم. این موضوع را بارها در مصاحبههایم و حتی توییترم اعلام کردم. اما متأسفانه برخی، علاقه ندارند بخوانند یا بشنوند، حتی در بعضی مواقع، مواردی را به من نسبت میدهند که دقیقاً خلاف گفتهها، مصاحبهها و نوشتههای من است. جالب است امروز همانها درباره مشکلات و بحرانهای زیست محیطی حرف میزنند و کاسه داغتر از آش شدهاند. اینها همانهایی هستند که نتیجه سالها تحقیقات و پژوهشهای حرفهای من درباره آب را ندیده و نشنیده گرفتند، اما حالا میگویند کاوه مدنی که (در زمان ساخت خیلی از این سدها و انتقال آب، یک بچه کوچک بوده) در این حوزه مسئولیت داشته و همه این کارها را او انجام داده است! مدنی درباره ماجرای استعفایش هم گفت: «افرادی که عکسهای خصوصی و قدیمی من را در شرایط خاص و بدون مجوز قضایی منتشر کردند، به اعتقاد من، افراد چندان معتقد و با وجدانی نیستند. در چنین شرایطی، کار کردن خود را به صلاح نمیدانم و ترجیح میدهم از خودم بگذرم، در این ۷ ماه، همه تلاشم را کردم تا برای دوستان جا بیندازم که من عاشق کشورم هستم و صلاح، پیشرفت و آبادانی را میخواهم. اما نمیتوانم توهین و تحقیر خانوادهام را بپذیرم. اصولاً در چنین فضایی چگونه میتوانم ممنوع الخروج کردن همسرم را بدون هیچ قانون و دلیلی قبول کنم. او در پاسخ به کسانی که میگویند مدنی به خاطر ترساش از کشور خارج شد، گفت: به هیچ وجه این چنین نبوده و این بهانه را هم نمیپذیرم که کشوری من را دعوت کند، بعد مورد توهین قرار بگیرم و اجازه تحقیق و پژوهش نداشته باشم. مدنی درباره اتهام جاسوسی هم گفت: در نوروز برای مأموریت به چهار کشور سفر کردم. به همین دلیل پیش از رفتنم همه کارهایم را تا آخرین ساعت کاری انجام دادم، نامههایم را خواندم و حتی برخی از آنها را هم ارجاع دادم و در این مدت هیچ کار خلافی مرتکب نشدم. بنابراین درباره اتهام مجرم بودن و جاسوسی هم باید بگویم که در هیچ موردی هرگز تفهیم اتهام نشدهام. هیچ قراری برای بنده صادر نشده و با احترام و به میل خودم از کشور خارج شدم، اما متأسفانه کسانی مدعی هستند که من تخلف کردم. باید طبق قانون عمل کنند. او به اتهام زنی برخی از نمایندگان مجلس هم اشاره کرد و دراین باره این طور توضیح داد: برای برخی از این افراد متأسفم! آنها نمایندگان مردم و با رأی مردم به مجلس وارد شدهاند تا قانون وضع کرده و به اجرای آن کمک کنند، اما متأسفانه برخیهایشان خلاف قانون عمل کردند و به راحتی به افراد توهین و افترا و انگ جاسوسی میزنند. مثلاً یکی از این نمایندگان مدعی شده بود، که برای مدنی حداقل دو تابعیت ثبت شده و او به برخی کشورهای ممنوعه هم سفر کرده و با اسرائیل ارتباط داشته است! اما من میپرسم که این ادعاها از کجا پیدا شده و بر اساس چه سندی گفته میشود؟! او درباره پیامد انگ و افترا به افراد از جمله تحصیل کردگان در خارج گفت: دود این رفتارها به چشم کشور میرود، امیدوارم این نمایندگان هرچه سریعتر از دولت، مسئولین ذیربط و خانوادهام عذرخواهی کنند تا ثابت شود نمایندگان ذیصلاح هستند. به هرحال خطا رخ میدهد، اما اعتراف به خطا، شهامت و صداقت میخواهد که امیدوارم در آنها پیدا شود.باید تأکید کنم که برای چهار قطعه عکس استعفا ندادهام چرا که من گذشته شفافی دارم و برای این رفتارهای غیر اخلاقی هم ارزشی قائل نیستم. او درباره پیامدهای نقض حریم خصوصی افراد هم گفت: مسأله، عکسهای خصوصی من نیست، مشکل نقض حریم خصوصی، قانون شکنی و حرمتشکنی آشکار است، آنهم برای فردی که زحمت کشیده است. اگر نمیخواهند ما کاری انجام دهیم، حداقل خودشان مسئولیت کارهایی که در حوزه آب و محیط زیست انجام دادهاند را بپذیرند تا کشور شرایط بدتر از این را تجربه نکند، یا حداقل تلاش کنند تا وضعیت کشور خراب نشود. قبل از اینکه به ما اتهام بزنند، مطالعه کنند و بیاموزند، چراکه ما دلسوز این کشور هستیم و دانش و علم مان را در اختیار آنها قرار دادیم. از کسی کینه ندارم مدنی درباره هجمههای هماهنگ علیه او در فضای مجازی گفت: فکرمی کنم برخیها پول و دستمزد میگیرند و شاید برای تأمین زندگی و معیشت این کار را انجام میدهند و دستشان تنگ است. من این افراد را میبخشم، ولی امیدوارم روزی چشمشان را باز کنند و بدانند این رفتارها و تخریبها چه بر سر کشور میآورد. او به برخی از نمایندگان که میگویند کاوه مدنی اگر تابعیت ندارد چطور در کشور دیگر کار می کند اشاره کرد و گفت: از مسئولان وزارت امورخارجه میخواهم درباره «ویزای کار» برای آنها توضیحاتی ارائه کند تا در جریان قرار بگیرند که حتماً نباید تبعه آن کشور باشید. او درباره استخدام در حوزه دانشگاه هم گفت: «آنچه تعیین کننده است صلاحیت است و هر کسی با هر ملیتی میتواند در دانشگاهها جذب و استخدام شود برای همین من نه امریکایی بودم نه سوئدی بودم و نه انگلیسی. در حالی که در همه این کشورها موقعیت داشتم و کار کردم.» مدنی درباره بازگشت به انگلستان هم گفت: در حال حاضر نمیتوانم انگلستان بروم چون ویزای کار من باطل شده و قانون کار انگلستان اجازه نمیدهد تا یک سال از زمان باطل شدن ویزا بگذرد. ویزای مجدد بگیرم ولی مطمئنم هر جای دنیا که دلم بخواهد میتوانم بروم و کار کنم چون درس خواندهام و سابقه دارم، همه جا میتوانم دنبال علایقام باشم و برای کشورم از راه دور تلاش کنم. امیدوارم دوستانی که این حرکات را کردند یک روز بفهمند چه کار کردهاند! او درباره جنبه مثبت ماجرا هم گفت: حداقل اثر آمدنم به کشور این بود که ۷ ماه کار کردم. امیدوارم افراد بعد از من طولانیتر بتوانند کار کنند. ما در بخش خصوصی شاهد بازگشت سرمایههای علمی هستیم، امیدوارم در بخش دولتی هم اتفاق خوبی بیفتد. گاهی اوقات سکوت بهترین جواب است او درباره برخی بدرفتاریها هشدار داد و گفت: نمیشود کسی را دعوت کنی اما دست و پایش را ببندید تا حرکت نکنند. اگر قرار بود بنده حرکت نکنم و مثل بعضی از مدیران قبلی یا حال حاضر باشند لزومی به حضورم نیست. حس کردم اگر جای دیگری زندگی و کار کنم از راه دور میتوانم مفید باشم. او در پاسخ به این سؤال که چرا درباره عکسهایی که به نام مالزی و در زمان تصدی معاونت منتشر شد شفافسازی نمیکنید هم گفت: گاهی اوقات سکوت بهترین جواب است. وقتی کسانی پول میگیرند که نفهمند و نشنوند و نبینند صحبت کردن با آنها بیهوده است. او درباره زمان خروجش از کشور هم گفت: برخی از خبرگزاریهای کشور در این یکی دو روز گذشته انواع و اقسام حرفهای عجیب و تیترهای غریب را زدند. یکی از خبرگزاریها نوشته بود، مدنی اوایل اسفند از کشور خارج شده است. اگر به صفحه اینستاگرام و تلگرام من مراجعه میکردند میدیدند که من در آن دوره چند رویداد و ایده را درباره زباله در ایران اجرا کردم. مدنی درباره پیامد انتشار اخبار غیر مستند هم گفت: برخی از خبرگزاریها مسئولیتی نمیپذیرند و میتوانند هر چیزی را چاپ کنند و انواع و اقسام تهمتها را بزنند و پیگیری قانونی وجود نداشته باشد. در نهایت هم برای بیگناه پروندهسازی میشود.طبق ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی، هر کس به هر وسیلهای، به کسی امری را صریحاً نسبت دهد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب میشود و نتواند صحت آن را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا (۷۴) ضربه شلاق،حسب مورد محکوم خواهد شد. او بحث را به سمت مانع تراشی برخی از محیط زیستی ها برد و گفت: امیدوارم کسانی که بهتر از من هستند در سازمان محیط زیست کار کنند و کسانی که دنبال مانع تراشی برای من بودند و گزینههای خوبی زیر میز و روی میز دارند گزینههایشان را پیشنهاد بدهند. او نسبت به پیامدهای اتهام جاسوسی زدن به افراد دانشگاهی هم هشدار داد: این بزرگترین جنایت در حق جامعه علمی کشور است و تبعات بسیار دارد. او خواستار ورود مسئولان ارشد نظام در این زمینه شد و هشدار داد این رویه بسیار خطرناکی است: «این توهم است که فکر میکنند اطلاعاتی از کشور خارج میشود. من در خارج از کشور به خیلی از دادهها درباره «آب» از طریق ماهوارهها دسترسی داشتم که در ایران نداشتم بنابراین گفتن اینکه اطلاعات محرمانه را جمع میکرد گزافه گویی بیش نیست. کسانی که این حرفها را میزنند آشنایی با شرح وظایف معاونت آموزش و پژوهش، علم آب و مشکلات و مسائل در این زمینه ندارند این حرکات و رفتارهای خطرناکی است.» او درباره آمدنش به ایران گفت: از آمدن به ایران پشیمان نیستم، خوشحالم کاری کردم و امیدوارم باز هم جا برای جوانان ایران باشد. شعارم امید بوده و از خودمان شروع کنیم و با ایجاد ناامیدی بسیار مخالفم هر گونه ناامیدی در تغییر را میبندد و محیط زیست را نابود میکند. برنده جایزه جهانی درباره برخی محیط زیستیها هم گفت: کسانی که امروز بر سر جنازه من گریه میکنند و کاوه کاوه میگویند و مرتب صحبت میکنند، خودشان زمانی که سر کار بودم بسیار تلاش کردند که موفق نشوم. نان به روز خور بودن را نمیپسندم و این طرفداریها به دلم نمینشیند. او هجمهها به خود در فضای مجازی را هماهنگ شده دانست و گفت:نمیدانم چطوری از روی عکسهای من فهمیدند که جاسوس هستم. این فعالیتهای تشکیلاتی برای زدن دولت و ناامیدکردن نخبهها برای بازگشت است. اگر من در دوران کارم که چه در زمان کار اداری و چه در حوزه بینالملل کار خلافی انجام دادهام یا پروتکلی را نقض کردم، خوشحال میشوم محاکمه شوم. اما فکر میکنم کسانی که گذشته و عکس خصوصی من را منتشر میکنند باید آنها محاکمه شوند. هیچ بعید نمیدانم اطلاعات دیگری که دارند را استفاده کنند. چند روز است که تهدید کردند عکسهای جذاب و بهتری از من منتشر میکنند اگر کسی از دیدن این عکسها لذت میبرد خوشحال میشوم منتشر کنند اما لطفاً تاریخ دقیق آنها را با کسانی که عکسها را در اختیار دارند چک کنند یا از خودم بپرسند. انتهای پیام |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 4i8c_2198975.jpg]](http://uupload.ir/files/4i8c_2198975.jpg)
![[تصویر: x2c7_2198978.jpg]](http://uupload.ir/files/x2c7_2198978.jpg)
![[تصویر: i3p8_2198976.jpg]](http://uupload.ir/files/i3p8_2198976.jpg)
![[تصویر: zlnd_2198979.jpg]](http://uupload.ir/files/zlnd_2198979.jpg)
![[تصویر: evga_2198980.jpg]](http://uupload.ir/files/evga_2198980.jpg)
![[تصویر: lrv_2198983.jpg]](http://uupload.ir/files/lrv_2198983.jpg)
![[تصویر: g7y1_2198981.jpg]](http://uupload.ir/files/g7y1_2198981.jpg)
![[تصویر: 1614_2198982.jpg]](http://uupload.ir/files/1614_2198982.jpg)
![[تصویر: qegy_2198984.jpg]](http://uupload.ir/files/qegy_2198984.jpg)
![[تصویر: mxw_2198985.jpg]](http://uupload.ir/files/mxw_2198985.jpg)
![[تصویر: uu7i_2198986.jpg]](http://uupload.ir/files/uu7i_2198986.jpg)
![[تصویر: bwb_2198987.jpg]](http://uupload.ir/files/bwb_2198987.jpg)
![[تصویر: uvz6_2198990.jpg]](http://uupload.ir/files/uvz6_2198990.jpg)
![[تصویر: ypu4_2198988.jpg]](http://uupload.ir/files/ypu4_2198988.jpg)
![[تصویر: 5s9f_2198991.jpg]](http://uupload.ir/files/5s9f_2198991.jpg)
![[تصویر: htu5_2198992.jpg]](http://uupload.ir/files/htu5_2198992.jpg)
![[تصویر: i2xo_2198994.jpg]](http://uupload.ir/files/i2xo_2198994.jpg)
![[تصویر: 1pm6_2198993.jpg]](http://uupload.ir/files/1pm6_2198993.jpg)
![[تصویر: sjjn_2198995.jpg]](http://uupload.ir/files/sjjn_2198995.jpg)
![[تصویر: kudb_2198996.jpg]](http://uupload.ir/files/kudb_2198996.jpg)
![[تصویر: w1nd_2198997.jpg]](http://uupload.ir/files/w1nd_2198997.jpg)





(این حرفا غیر عقلانی و ناشی از احساساته. یه کم زمینه عقلانی بیشتری در طرف مقابل ببینم راحتتر میتونم بحث رو به سرانجام برسونم)