کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عملیات هضم غذا و چگونگی جریان خون در رگها(از زبان امام صادق(علیه السلام) خطاب به مفضّل)
۰:۰۸, ۱۸/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۰ ۰:۱۳ توسط آزرم‌شاه.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: ravazadeh_462.jpg]
ای مفضـّــل، درباره تغذیه بدن و همین طور تدبیر {کارهای پروردگار } در آن خوب فکر کن. ابتدا غذا به معده می رسد و معده آن را هضم می کند و سپس چکیده آن از طریق مجاری نازک به کبد می رسد و این مجاری ریز به خاطر آن آفریده شده اند که چیزهای سخت وارد آن نشود، زیرا کبد بسیار نازک است و تحمل چیزهای سفت و سخت را ندارد. { اما آنچه وارد کبد شود} کبد، آن را با تدبیر پروردگار تبدیل به خون می کند و از طریق رگها به تمام بدن می فرستد مثل جوی آبی که در زمین بوده و آب را به همه جا می رساند

و از طرفی دیگر مواد اضافی و آلوده در مکان های ویژه ای جا می گیرد به طوری که آنچه به عنوان صفرا می باشد به طرف کیسه صفرا و آنچه به عنان سودا می باشد به طرف طحال و آنچه خیس است به طرف مثانه می رود. پس درباره دانش الهی نسبت به اعضاء بدن فکر کن که چگونه هر عضوی را در جای خود قرار داده است و مکان هایی برای مواد اضافی و فاسد در نظر گرفته است تا این مواد به اعضاء بدن پخش نشده و منجر به بیماری بدن نگردد. چقدر دارای جایگاه بزرگی است آن کسی که به خوبی {همه چیز را} مقدر نمود و استوار ساخت و ستایش همان طوری که شایسته او می باشد، مخصوص او است.



نام کتاب: توحید مفضل (دانستنیهای شگفت انگیز خلقت) – صفحه 27 – مترجم: علی اکبر میرزایی

سایت : www.ravazadeh.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، najmeh ، احیاء ، فاطمه خانم ، hussain ، بیداری12 ، بیداری اندیشه ، MESSENGER ، وحید110 ، أین المنتظر ، Ramin_Ghn ، Mitsonary ، janali ، سلامت
۱۶:۴۸, ۲/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام

علی آقا کل مطلب حدیث مفضل رو بگذار، واقعا زیباست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۵۴, ۲/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۰ ۲۱:۵۴ توسط آزرم‌شاه.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام
سایت دکتر روازاده این مطلب رو گذاشته بود که من از اون جا کپی کردم
بقیه سخنان حضرت صادق (علیه السلام) را هم همان سایت دارد می گذارد که حقیر وقت نکرده یا یادم نبوده که بگذارم
زحمتش را شما بکشید

ممنون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۵۷, ۱۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
با توجه به طب الصادق علیه السلام منم یک مطلب نقل میکنم:
................................................................................................


ربیع حاجب می‌گوید: روزی طبیبی هندی در مجلس منصور كتاب طب می‌خواند، در حالی كه امام صادق(علیه السلام) در آنجا حضور داشت.
چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم(علیه السلام) گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟
حضرت فرمود: «نه، زیرا آنچه من می‌دانم از دانش تو بهتر است.»
طبیب پرسید: تو از طب چه می‌دانی؟
حضرت فرمود: من حرارت را با سردی و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشكی و خشكی را با رطوبت درمان می‌كنم و مسئلة تندرستی را به خدا وا می‌گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر(ص ( را به كار می‌برم كه فرمود: شكم، خانة درد است و پرهیز، درمان هر دردی است و تن را به آنچه خوی گرفته، باید عادت داد.

طبیب گفت: طبّ جز این چیزی نیست. امام گفت: «می‌پنداری كه من این دستورها را از كتاب‌های بهداشتی یاد گرفته‌ام؟ طبیب گفت: آری، امام فرمود: من اینها را از خدا فرا گرفته‌ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت: البتّه من. امام(علیه السلام) فرمود: اگر این چنین است من از تو پرسش‌هایی می‌پرسم، تو پاسخ بده. طبیب گفت: بپرس.

امام صادق(علیه السلام) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
چرا جمجمة سر چند قطعه است؟
چرا موی سر بالای آن است؟
چرا پیشانی مو ندارد؟
چرا در پیشانی، خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالای چشم است؟
چرا دو چشم، مانند بادام است؟
چرا بینی میان چشم‌هاست؟
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شكن، بلند است؟
چرا كف دست‌ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شُش دو تکّه است و در جای خود حركت می‌كند؟
چرا کبد (جگر) خمیده است؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا می‌گردند؟
چرا گام‌های پا میان تهی است؟

طبیب هندی در پاسخ به تمامی پرسش‌های بالا گفت: نمی‌دانم.
امام فرمود: من علّت اینها را می‌دانم. طبیب گفت: بیان كن.
امام فرمود:
ـ جمجمه به دلیل اینکه میان تهی است، از چند قطعه، آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران می‌شد، بنابراین چون چند قطعه است، دیرتر می‌شكند.
ـ مو در قسمت بالای سر است، چون از ریشة آن روغن به مغز می‌رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارها بیرون می‌رود و سرما و گرمایی كه به مغز وارد می‌شود، دفع می‌شود.
ـ پیشانی مو ندارد، برای آنكه روشنایی به چشم برسد.
ـ خطّ و چین پیشانی نیز عرقی را كه از سر می‌ریزد، نگه می‌دارد تا وارد چشم‌ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه‌ها كه آب‌های روی زمین را نگهداری می‌كنند.
ـ ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازة کافی به آنها برسد.
ای طبیب، نمی‌بینی وقتی شدّت نور زیاد است، دست خود را بالای چشم‌ها می‌گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم‌هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری كند؟!
ـ بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم كند.
ـ چشم‌ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی‌شد و دوا به همه جای آن نمی‌رسید و بیماری چشم درمان نمی‌شد.
ـ خداوند سوارخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین می‌آمد و نه بوی چیزی را در می‌یافت.
ـ سبیل و لب را بالای دهان آفرید، تا فضولاتی را كه از مغز پایین می‌آید، نگه دارد و خوراك و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آنها را از آلودگی پاک کند.
ـ برای مردان محاسن (ریش) را آفرید تا نیازی به پوشاندن سر نداشته باشند و مرد و زن از یكدیگر مشخّص شوند.
ـ دندان‌های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد و دندان‌های آسیاب را برای خرد كردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان‌های آسیاب را مانند ستونی كه در بنا به كار می‌رود، استوار كند.
ـ دو كف دست را بی‌مو آفرید تا لمس كردن با آنها صورت گیرد. اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می‌کشید به خوبی آن را حس نمی‌کرد.
ـ مو و ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست. اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود.
ـ قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریك قرار داد تا در ریه‌ها در آید و از باد زدن، ریه خنك شود.
ـ كبد را خمیده آفرید تا شكم را سنگین كند و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود.
ـ خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود و به همین علّت حركات وی میانه است و اگر چنین نبود، در راه رفتن می‌افتاد.
ـ پا را از سمت زیر و دو سوی آن، میان باریك ساخت، برای آنكه اگر همة پا بر روی زمین قرار می‌گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می‌شد. سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد، كودكی آن را بر می‌گرداند و هر گاه بر روی زمین بیفتد، مردی قوی به سختی می‌تواند آن را بلند كند.
» آن طبیب هندی گفت: اینها را از كجا آموخته‌ای؟ امام(علیه السلام) فرمود: «از پدرانم و ایشان از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار كه مصالح همة اجسام را می‌داند.» طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگاری.
راستی چه شگفت‌انگیز است كه حضرت صادق(علیه السلام) بدون در دست داشتن ابزار امروزی كه وسیلة شناخت درون و برون انسانند، در گوشه‌ای از شهر «مدینه» برای یك طبیب هندی، شگفتی‌های خلقت انسان را با دلایل محکم بیان می‌فرماید.
البته دلایل امام صادق در حد فهم و شعور مردم آنزمان بیان شده است و مطمئناً اگر به زبان حال بیان می شد بسیار علمی تر و مشروح تر می بود
منبع:تشکر از خانم محمدی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، آزرم‌شاه ، hussain ، سلامت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  امام صادق علیه السلام و دانش پزشکی عشق 0 1,046 ۱۱/مهر/۹۴ ۱۲:۰۸
آخرین ارسال: عشق
  مناظره خواندنی امام صادق (علیه السلام) با یک طبیب هندی در زمینه طب أین المنتظر 11 7,187 ۲۷/مهر/۹۰ ۲۱:۳۶
آخرین ارسال: ساحل نشین

پرش در بین بخشها:


بالا