کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: به نظر شما خوردن از درخت ممنوعه نیز جزء قضای الهی بوده است؟
بلی
خیر
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هبوط حضرت آدم یک قضای الهی بود!
۲۲:۰۶, ۸/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/تیر/۹۰ ۱۲:۰۰ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1

ماجراي رانده شدن حضرت آدم و حوّا (علیه السلام) از بهشت و علّت آن، مورد قبول سه دين بزرگ اسلام و مسيحيت و يهود مي باشد ولي آنچه كه حائز اهميت است وجود تفاوت اساسي در دليل رانده شدن و كيفيت نقل ماجراست. كه سعي بر آن شده مواردي را كه نياز به تحليل و بررسي دارد اجمالاً به بررسي آنها بپردازيم.
هم اكنون به نقل مستقيم نظر هر يك از كتاب هاي (قرآن و تورات و انجيل ) مي پردازيم:
نظر اسلام از متن قرآن
«به آدم گفتيم تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و هر چه مي خواهيد از نعمت هاي آن گوارا بخوريد»
«ولي به اين درخت مخصوص نزديك نشويد كه از ظالمان خواهيد شد»
«سرانجام شيطان آن دو را به لغزش واداشت و از آنچه در آن بودند (بهشت) بيرون كرد»

طبق فرمايش خداوند در قرآن چون آدم خود را در برابر فرمان الهي دربارۀ خودداري از درخت، ممنوع ديد و شيطان اغواگر هم كه سوگند ياد كرده بود دست از گمراه كردن آدم و فرزندانش برندارد به وسوسه گري مشغول شد و چنان كه از ساير آيات قرآن استفاده مي شود به آدم اطمينان داد كه اگر از اين درخت بخورد او و همسرش فرشتگاني خواهند شد و جاويدان در بهشت زندگي خواهند نمود حتّي قسم ياد كرد كه من خير خواه شما هستم (اعراف آيه 20 و 21) »
سرانجام شيطان آن دو را به لغزش واداشت و از آنچه در آن بودند (بهشت) بيرون كرد.
در اين جا سوالي كه پيش مي آيد آن است كه مگر آدم مرتكب چه گناه و عملي شد كه باعث رانده شدن وي از بهشت مي شود؟
از آيات ذكر شده به خوبي روشن است كه اصلي ترين دليل عدم توجّه به نهي خداوند از خوردن ميوه درخت ممنوعه مي باشد كه باعث نزول وي از بهشت به زمين شد.
«روشن است آدم با آن مقامي كه خدا در آيات قبل مورد بحث (مسجود ملائكه بودن و غيره) براي او بيان كرد مقام والايي از نظر معرفت و تقوا داشت او نماينده خدا در زمين بود، او معلّم فرشتگان بود او مسجود ملائكه بزرگ خدا گرديد اين آدم با اين امتيازات مسلماً گناه نمي كند به علاوه مي دانيم او پيامبر بود و هر پيامبري معصوم است. آنچه آدم مرتكب شد يا ترك اولي و يا به عبارت ديگر گناه نسبي بود نه گناه مطلق.
گناه مطلق گناهي است كه از هر كس سر بزند بايد مجازات و تببيه شود مثل كفرـ شرك و غيره ولي گناه نسبي، گناهي است كه از آن به عنوان ترك اولي ياد مي شود مثلاً پيامبران به علّت شأن و مقام والايي كه دارند نبايد مرتكب برخي از مباحات شوند كه انجام اين قبيل از كارها هر چند گناه نمي باشد ولي در خور شأن و منزلت پيامبران نمي باشد كه خداوند هر پيامبري را كه مرتكب ترك اولي شود به شيوه خاصّ خود مجازات مي كند.
و يا اينكه نهي خدا در اينجا نهي ارشادي است يعني همانند دستور طبيب كه مي گويد فلان غذا را نخور كه بيمار مي شود، خداوند نيز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوعه بخوري از بهشت بيرون خواهي رفت، بنابراين آدم مرتكب گناه نشد بلكه مخالفت نهي ارشادي خداوند كرد.»
سپس از نظر اسلام علّت رانده شدن آنها از بهشت ترك اولي و يا به عبارت ديگر مخالفت با نهي ارشادي پروردگار مي باشد.
نظر يهود از متن تورات
داستان آدم و حوّا و خارج شدن آنها از بهشت در تورات اين گونه آمده است:
«خداوند به آدم اجازه داد كه از تمام ميوه هاي بهشت تناول كند به جزء ميوۀ درخت معرفت يعني درخت شناخت خير و شر، خداوند به آدم فرموده: آدم اگر روزي از اين ميوه تناول كني همان روز خواهي مرد.
سپس خداوند از آدم، همسرش حوّا را آفريد و هر دو در بهشت برهنه بودند زيرا نيك و بد را تشخيص نمي دادند ناگهان ماري آمد و آنان را بر آن درخت ممنوع راهنمايي كرد و به خوردن ميوه آن تشويق شان نمود و چنين گفت شما با خوردن نمي ميريد بلكه چون خداوند مي داند كه اگر از اين ميوه بخوريد چشمتان باز شده و نيك و بد را تشخيص خواهيد داد اين است كه شما را از خوردن آن نهي نموده است. چون آدم و حوّا گفتار مار را باور نمودند و از ميوه آن درخت خوردند چشمشان باز گرديد و فهميدند لخت هستند و با لنگي خودشان را پوشانيدند خداوند كه در بهشت قدم مي زد آنان را ديد و آدم و حوّا خود را از خدا مخفي نمودند. خدا آدم را صدا زد: كه كجا هستي آدم؟ وي گفت چون صداي تو را شنيدم خود را مخفي نمودم زيرا كه من عريانم خدا گفت: چگونه فهميدي كه عريان هستي؟ مگر از آن ميوه كه نهي ات كرده بودم خوردي؟ آن گاه كه براي خدا آشكار شد كه آدم از آن شجره خورده است گفت حال ديگر آدم نيز مانند ما شده، خوب و بد و زشت و زيبا را شناخته است و ممكن است هم اكنون دستش را دراز كند و از درخت حيات و زندگي نيز بخورد و براي هميشه زنده بماند و مثل ما باشد اين بود كه خدا او را از بهشت راند و ميان آدم و درخت حيات حائلي قرار داد».
«مار قديمي همان شيطان است و شيطان نيز همان است كه همه دنيا را به سوي ضلالت و گمراهي سوق مي دهد»
چنانچه ملاحظه مي شود كتاب به اصطلاح آسماني چگونه ساحت قدس الهي را متهم به كذب نموده و نسبت مكر، غدر، دروغ و ترس به او مي دهد. به اين معني كه خداوند آدم را به دروغ از درخت معرفت ممنوع ساخت و گفت كه آن درخت مرگ است و سپس چون خدا ترسيد كه آدم از درخت حيات نيز استفاده كند و به زندگي جاويد و هميشگي دست يابد و در خدايي و سلطنت با او معارضه نمايد اين بود كه وي را از بهشت بيرون راند. باز از اين كتاب آسماني استفاده مي شود كه خداوند جسم است و در ميان بهشت قدم مي زند و نسبت جهل به پروردگار مي دهد كه وي از محل و مخفي گاه آدم بي اطلاع است و از همه بدتر شيطان را خيرخواه تر از خدا معرفي مي كند و مي گويد كه شيطان بر آدم نصيحت كرد و آدم را از تاريكي جهل و ناداني به نور دانش و معرفت راهنمايي نمود»
نظر مسيحيت مسيحيان همان داستاني را كه در تورات آمده، پذيرفته اند زيرا تورات جزئي از کتاب مقدس مسيحيان به شمار مي آيد لکن در تفسير و حقيقت گناه حضرت آدم ـ عليه السلام ـ نظرها مي دارند و چنين مي گويند:
«شيطان به صورت مار داخل باغ شد و حوّا را راضي كرد كه از ميوۀ آن درخت بخورد سپس حوّا آن را به آدم داد و آدم هم از آن ميوه خورد اين عمل والدين اوليه ما تنها يك اشتباه معمولي و يا خطايي از راه بي فكري نبود بلكه عصيان عمدي بر ضدّ خالق بود به عبارت ديگر آنها مي خواستند خدا شوند و مايل نبودند مطيع اراده خدا گردند بلكه مي خواستند اميال خود را انجام دهند نتيجه چه شد خدا آنها را به شدّت سرزنش نمود و از باغ بيرون راند تا در جهان پر از درد و رنج زندگي كنند» اين تفسيري بود كه دكتر ويليام ميلر در مورد آيات انجيل به عنوان نظر و نقل از انجيل آورده است و در آن بالاترين گناه يعني ضديّت و جنگ با خدا را به آدم نسبت داده است.
چنانچه مورد يقين است انجيل و تورات امروزي تحريفات و دگرگوني هاي محتوايي زيادي شده است كه ديگر نمي توان به آن نام كتاب آسماني نهاد تورات و انجيل اصلي در عصر حاضر موجود نمي باشد و در طول دوران به خاطر اهداف و اغراض شخصي و دنيوي برخي دستخوش تحريفات گسترده اي شده اند.
بنابراين چنين نتيجه گرفته مي شود كه به نظر اسلام و يهود و مسيحيت علّت رانده شدن آدم و حوّا عبارت است از:
1ـ اسلام: آدم و حوّا به خاطر ترك اولي و مخالفت با نهي ارشادي خداوند از بهشت رانده شدند.
2ـ يهوديت: خدا بر اين كه حائلي بين درخت حيات (جاودانگي) و آدم و حوّا ايجاد كند آنها را از بهشت به زمين راند.
3ـ مسيحيت: خروج آنان به خاطر عصيان و گناه بزرگي كه آدم و حوّا مرتكب شدند كه عبارت از مخالفت و ضديّت با مقام الهي و تسليم شدن بر هواي نفساني و در پي كسب مقام خدايي بودن، مي باشد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي.
2ـ بيان در علوم و مسايل كلّي قرآن نوشته آيت الله العظمي حاج سيد ابوالقاسم خوئي (رحمة الله علیه).
3ـ تورات، سفر تكوين (پيدايش).
4ـ مسيحيت، نوشته دكتر ويليام ميلير.
5ـ تفاسيري همچون الميزان و مجمع البيان ذيل تفسير آيات 35 و 36 بقرة و 20 و 21 اعراف

امام علي بن حسين ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«حرص سرچشمه گناه (ترك اولي) از ناحيه آدم و حوّا شد».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، hamed313 ، FOADG ، zarati313 ، dideban ، janali
۲۳:۳۷, ۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام. . . . ممنون مطلب خوبی بود. فقط من متوجه نشدم که چه ربطی به اسم تاپیک داشت؟!

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۰۹, ۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
نام تاپیک هیچ ربطی با متن ارسالی شما ندارد
قوانین را با دقت مطالعه فرمایید
ملاحظه کنید:
نقل قول:- از عناوین مناسب برای مطلب خود استفاده کنید. عنوان بایستی طوری انتخاب شود که خواننده، قبل از کلیک کردن روی مطلب بداند دقیقا سوال یا مطلب شما راجع به چه چیزی است.

در ضمن موضوع مورد بحث در ارتباط با این قسمت از تالار "بخش انجمن های مخفی" نیست و به زودی به بخش اصول عقاید شیعه منتقل خواهد شد
یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan
۱۹:۲۸, ۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
برادرمن این گفته شما مشکل مفهومی دارد

(۸/تیر/۹۰ ۲۲:۰۶)sadeghalfa نوشته است:  چنانچه ملاحظه مي شود كتاب به اصطلاح آسماني چگونه ساحت قدس الهي را متهم به كذب نموده و نسبت مكر، غدر، دروغ و ترس به او مي دهد. به اين معني كه خداوند آدم را به دروغ از درخت معرفت ممنوع ساخت و گفت كه آن درخت مرگ است و سپس چون خدا ترسيد كه آدم از درخت حيات نيز استفاده كند و به زندگي جاويد و هميشگي دست يابد و در خدايي و سلطنت با او معارضه نمايد اين بود كه وي را از بهشت بيرون راند. باز از اين كتاب آسماني استفاده مي شود كه خداوند جسم است و در ميان بهشت قدم مي زند و نسبت جهل به پروردگار مي دهد كه وي از محل و مخفي گاه آدم بي اطلاع است و از همه بدتر شيطان را خيرخواه تر از خدا معرفي مي كند و مي گويد كه شيطان بر آدم نصيحت كرد و آدم را از تاريكي جهل و ناداني به نور دانش و معرفت راهنمايي نمود»
کتاب تورات کتاب آسمانی است اما کتاب تورات حاظر تحریف شده است سردمداران و حاکمان و قدرتمندان برای بهره کشی از مردم کتاب ها را به نفع خود عوض می کردند پس شما بهتر بنویسید کتاب تحریف شده ی تورات
کتاب انجیل نیز تحریف شده و متفاوت با کتاب اصلی است کتاب مورد قبول ودرست انجیل برنابا است که خیلی نادر است و پیدا نمیشود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۳۴, ۲۹/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۲:۵۶ توسط janali.)
شماره ارسال: #5
آواتار
هبوط حضرت آدم(علیه السلام) یک قضای الهی بود!!!


هبوط دارای دو مفهوم کلی سقوط و جابجایی است. هبوط با معنای جابجایی جزء قضای الهی است و هبوط به معنای سقوط حکم مقدور خداوند در مقابل خطای آدمی است.
و قبل از آنکه هبوط معنای سقوط داشته باشد معنای جابجایی دارد. اما در حقیقت آدم (علیه السلام) هم سقوط کرد و هم جابه جا شد.

چرا آمدن آدم(علیه السلام) به زمین قضای الهی است؟

خدای منان در آیه 30 سوره بقره قبل از آنکه به آدم و همسرش دستور اسکان در بهشت را بدهد به فرشتگان وعده داده است که خلیفه ای در زمین قرار خواهد داد.
پس سکونت در زمین جزء قضای الهی بوده است اما کیفیت این اسکان به نوع عملکرد آدم(علیه السلام) بستگی داشته است.
آدم(علیه السلام) می توانست با پایمردی به سفارش پروردگارش این سکونت را بهشتی تجربه کند و یا با لغزش و خطا و عصیان به نفس خویش این سکونت را همراه با تیره بختی همراه کند.
برطبق آیه 115 سوره اعراف آدم پایمردی نکرد. و طبق تعبیر قرآنی آدم(علیه السلام) به نفس خود ظلم کرده و باعث سختی و تیره بختی خود و ذریّه خود شده است.
بخاطر ظلمی که آدم به خویشتن کرد مستوجب این زجر و سختی شد.

خداوند بخاطر عظمتی که آدم(علیه السلام) داشت آنرا پس از برگزیدن در بهشتی که طبق تفسیری از امام صادق(علیه السلام) بهشتی برزخی و باغی از باغ های زمین بوده است اسکان داد.

به دلایل زیر بهشت آدم(علیه السلام) باغی از باغهای زمینی بوده است و بهشت جاودان موعود نمی باشد

1. طبق آیه 29 و 30 سوره بقره انسان برای زندگی در زمین آفریده شد و آنچه در زمین است برای انسان آفریده شده و دستور اسکان در بهشت بعد از وعده الهی صورت گرفته است ---- پس زندگی در زمین برای آدم سرنوشتی مقدور بوده است.
2. در بهشت جاودان هیچ گونه تکلیفی وجود ندارد ---- اما بهشت آدم دارای تکلیف بود
3. در بهشت جاودان ابلیس و شیطان نمی توانند وارد شوند و تأثیر اغوا کننده ای داشته باشند ---- اما در بهشت آدم ابلیس و اغوای شیطانی وجود داشته است.
4. در بهشت جاودان وسوسه و خطا معنا ندارد ---- اما در بهشت آدم خطا و عصیان وجود دارد
5. در بهشت جاودان اخراج وجود ندارد ---- اما در بهشت آدم هبوط صورت گرفت.

مخاطب حکم خداوند مبنی بر هبوط(اهبطوا) مشمول سه تن است. آدم(علیه السلام)، همسرش و ابلیس که ذریّه آنان را نیز شامل می شود. در نتیجه ابلیس و فرزندان شیطانی وی نیز همراه حضرت آدم(علیه السلام) به زمین آمدند و تا روزی مشخص(الی یوم المعلوم) قبل از رستاخیز با آدمی همراه خواهند بود.

کلید این جابه جایی یا به نوعی هبوط مربوط به خوردن از این درخت بوده است. طبق وعده الهی آدم متعلق به زمین خواهد بود اما حکم به نخوردن از این درخت شد. در عرفان اسلامی این درخت، درخت معرفت انبیا معرفی شده است. خوردن آدم(علیه السلام) از این درخت از روی شهوت بود نه از روی معرفت. گویند آدم(علیه السلام) تا قبل از خوردن از این درخت همواره غرق در توجه به پروردگارش بوده و از این موضوع بسیار لذت می برده است اما خوردن از این درخت از روی شهوت نوعی بی توجهی به خداوند محسوب گردیده است. این بی توجهی منجر به توجه ایشان به پست ترین شاخصه خود یعنی اورتهایشان شد که تا قبل آن از چشمانشان پوشیده و بدان بی توجه بوده اند.
در نتیجه قبل از آنکه آدم(علیه السلام) هبوط جسمانی داشته باشد هبوط روحانی داشته است. و این هبوط روحانی منجر به هبوط جسمانی وی شده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری12 ، zarati313 ، علی 110 ، حقیر
۲۲:۰۶, ۳۱/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۱ ۲۲:۱۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #6
آواتار
دلیل ششم که بهشت جاودان موعود نمیباشد این است که آن بهشت در حقیقت نتیجه ی اعمال و اعتقادات انسان است و ساخته ی اعمال و نیات خود انسان است!

اما در نقض این قسمت کلام شما:

[quote='janali' pid='33389' dateline='1311113042']
به دلایل زیر بهشت آدم(علیه السلام) باغی از باغهای زمینی بوده است/quote]

و بر طبق صریح این روایت
آن بهشت در زمین فعلی که انسانها در آن مستقر هستند نبوده است

روایت را ابتدا تقدیم میکنم:

عن عبد الله بن سنان، قال: سئل أبو عبد الله (عليه السلام) و أنا حاضر: كم لبث آدم و زوجه في الجنة حتى أخرجتهما منها خطيئتهما؟
فقال: «إن الله تبارك و تعالى نفخ في آدم (عليه السلام) روحه عند الزوال الشمس من يوم الجمعة، ثم برأ زوجته من أسفل أضلاعه، ثم أسجد له ملائكته و أسكنه جنته من يومه ذلك، فو الله ما استقر فيها إلا ست ساعات في يومه ذلك حتى عصى الله، فأخرجهما الله منها بعد غروب الشمس، و ما باتا فيها و صيرا بفناء الجنة حتى أصبحا فبدت لهما سوءاتهما و ناداهما ربهما: ألم أنهكما عن تلكما الشجرة؟! فاستحيا آدم (عليه السلام) من ربه و خضع و قال:
ربنا ظلمنا أنفسنا و اعترفنا بذنوبنا، فاغفر لنا.
قال الله لهما: اهبطا من سماواتي إلى الأرض، فإنه لا يجاوزني في جنتي عاص، و لا في سماواتي».
البرهان في تفسير القرآن، ج‏2، ص: 526

خداوند به آندو فرمود: از آسمانهای من به زمین فرود آیید که همانا بهشت و آسمانهای من جای تجاوزکاران نیست.

بر طبق صریح این روایه آن جایی که آدم و حوا در آن بوده اند باقی بوده است در زمینی در یکی از آسمانها که خورشیدی هم بر آن طلوع میکرده است و بعد از تخلف از امر پروردگار از آن زمینی که در آسمانها بوده اند به همین زمین فعلی هبوط کرده اند.

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: janali
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا