|
سحر و جادو ، واقعیت یا خرافات
|
|
۳:۲۸, ۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۰ ۱۵:۱۱ توسط ANTI satan.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() کمی مبحث طولانی شد ، ان شاء الله برای دوستان مفید باشد . مقدمه با وجود آنکه در کشور ما که اکثریت جمعیت مسلمان هستند اما متاسفانه برخی از این افراد به وجود جن و شیطان باور ندارند و می گویند که شیطان وجود خارجی ندارد! ، با این حال که ما در قرآن یک سوره به نام جن داریم و بارها در قرآن از جن و شیطانی که وجود خارجی دارد نام برده شده ، با این وجود برخی از این افراد به دلیل عدم علم و آگاهی ، این مسئله را باور ندارند ،حال حساب سحر و جادو را بکنید که فقط چند آیه در موردش بحث شده و بسیاری از افراد آن را خرافات محض می دانند . باتوجه به اینکه یکی از مهمترین ابزاری که انجمن های مخفی مثل فراماسونری ، شیطان پرستی و... از آن استفاده می کنند ارتباط برقرار کردن با اجنه و استفاده از سحر و جادو است ، پس ضروری است در باب این وسیله مهم صحبت به میان آید . همان چیزی که در فیلم های هالیوودی امروزی به وفور شاهد آن هستیم که تلفیق استفاده از اجنه و سحر و جادو است که این موضوع را در آخرین کار مجموعه هری پاتر می بینیم ، هری پاتر که یک جادوگر و ساحر است ، مشکلاتش را خود با کمک سحر و جادو حل می کند و آن قسمت از کارهایی که نمی تواند با سحر و جادو انجام دهد با کمک اجنه آنها را رفع می کند . تمامی این فیلم ها در اصل آماده کردن ذهن مخاطب برای پذیرفتن حقایقی است که وجود خارجی دارند ، مثل مطرح کردن بحث هایی در مورد موجودات فضایی و افرادی که قدرت جادویی دارند در فیلم های هالیوودی تا با دیدن واقعی این قضایا در آینده ، مردم جهان از نظر ذهنی و روحی پس نزنند و براحتی آن را بپذیرند مانند قضیه یازده سپتامبر که از سالها پیش بر روی آن کار می شد که نتیجه آن چیزی شد که شاهدش هستیم که مردم آمریکا به راحتی با سردمداران شیطانی خود همراه شدند چون پیش تر ذهن مخاطب را آماده کرده بودند. در این مقاله به بحث اثبات وجود سحر می پردازد و با استفاده از قرآن و روایات ، آن را اثبات می کند. ![]() بحث و پرداختن به امور ماوراء ماده و متافیزیک مانند سحر و جادو، کار دشواری است . مطالب مختلفی در این مورد وجود دارد که بعضاً خرافه و غیر واقع هستند و البته برخی صحیح هستند ، اما در این باب جدا کردن سره از ناسره کار بسیارمشکلی است چون سحر و جادو عمر بسیار زیادی دارند و در گذر زمان بسیاری از مطالب صحیح در مورد چگونگی سحرو جادو دچار تغییر شده و به خرافه بدل شده اند . با توجه به این که دین ما اسلام است ، به همین خاطر اصلی ترین منبع ما در مورد امور ماورائی ، قرآن کریم و سخنان معصومین (علیهم السلام ) است . مهمترین دلیلی که ما مسلمانان وجود سحر را باور داریم ، آیه 102 سوره بقره می باشد که خداوند متعال در آن آیه صراحتاً از سحر و جادویی که اثر خارجی هم می گذارد صحبت به میان آورده اند . بسم الله الرحمن الرحیم وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَیمَانَ ۖ وَمَا كَفَرَ سُلَیمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّیاطِینَ كَفَرُوا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَینِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ وَمَا یعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ یقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ ۖ فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَیتَعَلَّمُونَ مَا یضُرُّهُمْ وَلَا ینْفَعُهُمْ ۚ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ ۚ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ۚ لَوْ كَانُوا یعْلَمُونَ و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم میخواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود، و) کافر نشد، ولی شیاطین کفر ورزیدند، و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل (هاروت) و (ماروت)، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد میدادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمیدادند، مگر اینکه از پیش به او میگفتند: (ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)) ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را میآموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند، ولی هیچ گاه نمیتوانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرامیگرفتند که به آنان زیان میرسانید و نفعی نمیداد. و مسلما میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهرهای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند! [1] در این آیه خداوند می فرماید که در عصر حضرت سلیمان (علي نبيّنا و آله و عليه السلام) گروهی بوسیله آموزه های شیطان ، سحر و جادو را فراگرفتن و از این آموزه های شیطانی برای آسیب زدن به مردم استفاده می کردند و خداوند برای ابطال این سحر و جادو دو فرشته را نازل کرد تا به مردم روش ابطال سحر را آموزش دهند تا به این گونه از خود دفاع کنند . این آیات صراحتاً وجود سحر و جادو را تایید می کند . از امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است كه ایشان فرمودند : پس همین كه سلیمان از دنیا رفت ، ابلیس سحر را درست كرده ، آنرا در طومارى پیچید، و بر پشت آن طومار نوشت : این آن علمى است كه آصف بن برخیا براى سلطنت سلیمان بن داوود نوشته ، و این از ذخائر گنجینه هاى علم است ، هر كس چنین و چنان بخواهد، باید چنین و چنان كند، آنگاه آن طومار را در زیر تخت سلیمان دفن كرد، آنگاه ایشان را بدر آوردن راهنمائى كرد، و بیرون آورده برایشان خواند. لاجرم كفار گفتند: عجب ، اینكه سلیمان بر همه ما چیره گشت بخاطر داشتن چنین سحرى بوده ، ولى مؤمنین گفتند: نه ، سلطنت سلیمان از ناحیه خدا و خود او بنده خدا و پیامبر او بود، و آیه « واتبعوا ما تتلوا الشیاطین على ملك سلیمان … » در خصوص همین مطلب نازل شده است . [2] ![]() در مورد قضیه جنگ های صلیبی و حمله شوالیه های معبد که بعداً فراماسونری را ایجاد کردند ، گفته می شود این افراد همان نوشته ها و جادو ها را در زیر تخت سلیمان نبی پیدا کردند و این گونه روش های سحر و جادو و ارتباط با شیاطین و اجنه را آموختند. اگر بخواهیم در مورد سحر و جادو در زمان حضرت سلیمان صحبت کنیم با استناد به این آیه و منابع تاریخی ،باید بگوییم که در زمان سلیمان نبی گروهی در کشور او به عمل سحر و جادوگری پرداختند، حضرت سلیمان دستور داد تمام نوشتهها و اوراق آنها جمعآوری کرده، در محل مخصوصی نگهداری کنند (این نگهداری به این دلیل بوده که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آنها وجود داشته است). پس از وفات حضرت سلیمان، گروهی آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند. بعضی از این موقعیت استفاده کرده و گفتند:سلیمان اصلاً پیامبر نبود، بلکه به کمک همین سحر و جادوگریها بر کشورش مسلط شد و امور خارقالعاده انجام داد! گروهی از بنی اسرائیل نیز از آنها تبعیت کردند و سخت به جادوگری دل بستند، تا آنجا که دست از تورات نیز برداشتند. هنگامی که پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلان نمود که حضرت سلیمان از پیامبران خدا بوده است، بعضی از احبار و علمای یهود گفتند:از محمّد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تعجّب نمیکنید که میگوید:سلیمان پیامبر است؛ در صورتی که او ساحر بوده؟! [3] در داستان گفتگوى حضرت رضا (علیه السلام ) با مامون ، آمده : كه فرمود: هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه سحر را بمردم یاد دادند، تا بوسیله آن از سحر ساحران ایمن بوده و سحر آنان را باطل كنند و این علم را به احدى تعلیم نمى كردند، مگر آنكه زنهار میدادند كه ما فتنه و وسیله آزمایش شمائیم ، مبادا با بكار بردن نابجاى این علم كفر بورزید، ولى جمعى از مردم با استعمال آن كافر شدند، و با عمل كردن برخلاف آنچه دستور داشتند كافر شدند چون میانه مرد و زنش جدائى مى انداختند، كه خدایتعالى درباره آن فرموده : « وما هم بضارین به من احد الا باذن اللّه » [4] حضرت علی (علیه السلام) میفرماید: «العین حق و الرقی حق و السحر حق ...» یعنی چشم زخم و افسون و جادوگری راست است. » [5] با استناد به آیت و روایت و حکایت هایی که موجود است ، وجود سحر و جادو کاملاً تایید می شود. اقسام و گونه های مختلف سحر
![]() به طور کلی ما سه نوع تعریف از سحر و جادو داریم 1- سحر و جادویی که هدف آن مردم عوام و ساده لوح هستند که با کارهای خاصی مردم را فریب می دهند . در این روش افراد با استفاده از هنر تردستی و سرعت عمل یا با استفاده از مواد شیمیایی خاصی که مردم عموماً از خاصیت آن بی خبرند ، کاری می کنند که مردم تصور می کنند سحر و جادویی صورت گرفته ، نمونه ای از این کارها به شعبده بازی معروف است که امروزه آن را به عنوان سرگرمی می شناسند تا سحر و جادو ، اما برخی از این شعبده بازی ها هستند که متاسفانه مردم عوام آن را باور دارند و آن را جادو می دانند مانند کارهای کاپرفیلد و کریس آنجل که با هنر فیلم برداری و تصویر برداری کاری می کنند که مردم ساده دل، واقعاً تصور می کنند که این افراد جادوگرند . به این گونه کارها در قرآن کریم نیز اشاره شده است ، زمانی که حضرت موسی (علي نبيّنا و آله و عليه السلام) در کاخ فرعون با افرادی که به جادوگری و ساحری معروف بودند مواجه شد ، این افراد با استفاده از مواد خاصی که برخی از محققین می گویند احتمالاً جیوه بوده کاری می کردند که ریسمانها حرکت می کردند و مردم تصور می کردند که ریسمانها زنده و تبدیل به مار شده اند . «فاذا حِبَالُهُمْ وَ عَصِیُّهسم یُخیَّلُ إلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أنَّهَا تَسْعَی» «ناگاه در اثر سحر چوبها و ریسمانها یشان پنداشتی در نظر به جنبش و رفتار آمد» [6] «فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم» هنگامی كه ریسمانها را انداختند چشمهای مردم را سحر كردند و آنها را ترساندند .» [7] یکی از دلایل موفقیت این افراد آن است که از علوم تجربی خاصی استفاده می کنند که افراد عادی در مورد آن کمترین اطلاعات را دارند ، به طور مثال کریس آنجل می آید در یکی از کارهایش در هوا و در کار دیگر روی آب راه می رود ، اما کمتر کسی می داند که این فرد با استفاده از یک کابل در هوا نگه داشته شده و بعداً این کابل در فیلم توسط جلوه های ویژه تیمش حذف شده مثل خیلی از فیلم های رزمی هالیوودی، خیلی از کلک های لو رفته کار این فرد در حال حاضر در اینترنت موجود است . درصد بسیار زیادی از رمالان و فال گیران در کشور خودمان در این دسته هستند که به راحتی سر مردم ساده لوح کلاه می گذراند . یکی دیگر از وسایل فریب این افراد قدرت تلقین و بحث روانشناسی است . عموماً مراجعه افرادی که دچار بیماری های روحی و روانی هستند به رمالان زیاد است به تصور اینکه سحر شده اند و رمالان و فال گیران نیز حسابی سر این افراد بی خبر را کلاه می گذارند و با تلقین درمانی کاری می کنند که فرد تصور می کند واقعاً طرف طلسمی نوشته یا سحری کرده که او خوب شده است. ![]() 2- نوع دیگر سحر آن است که افرادی با استفاده از اجنه و شیاطین کارهایی می کنند که افراد عادی تصور می کنند که آن عمل عجیب را آن شخص انجام داده ، در صورتی که آن فرد با کمک شیاطین و اجنه این کار را کرده و عملاً در انجام آن هیچ نقشی نداشته است ، اما چون مردم اجنه را نمی بینند دچار اشتباه می شوند و تصور می کنند که آن فرد این کار را کرده . کارهای افرادی مثل عارف غفوری از این دست می باشد البته فردی مثل کریس آنجل هم جزء این دسته می باشد . بسیاری از آنچه که امروزه در بین عوام مردم به سحر و جادو معروفند ، از این دست می باشند . برداشتن اجسام بسیار سنگین ، خبر از گمشده ها و خبر از اسرار فرد و... . یکی از محققین در این عرصه نقل می کرد که پژوهش تجربی در یکی از زمینه های این گونه کردیم که نتایج جالبی داشت ، گفتنش خالی از لطف نیست . این محقق عزیز نقل می کند : که یکی از سایت های اینترنتی در آمریکا کارهای عجیبی می کرد ، به گونه ای که وقتی وارد چت رومش می شدیم و با افراد خاص آن اتاق گفتگو ، از طریق نوشتار ارتباط برقرار می کردیم ، آن افراد تمامی اطلاعات زندگی ما را از لحظه تولدمان تا آن زمان بیان می کردند و حتی آن لحظه که ما در حال نوشتن و گفتگو با آن افراد بودیم را برای ما شرح می دادند و تعداد افراد حاضر در محلی که ما حضور داشتیم را نیز می گفتند . ایشان می گوید که زمانی که بررسی کردیم متوجه شدیم که این افراد با ارتباط برقرار کردن با شیاطین و اجنه این کار را می کردند . دوباره این عمل را تکرار کردیم و این بار زمانی که با آنها ارتباط برقرار کردیم ، آیات خاصی (بسم الله الرحمن الرحیم ) را زمزمه می کردیم ، در نتیجه این کار آن افراد هیچ اطلاعاتی از ما را نمی توانستند بیان کنند و می گفتند که ارتباط اینترنتی قطع و دچار مشکل شده است، مشخص شد که نتیجه گیری ما صحیح بوده و آنها با استفاده از اجنه این کار را می کردند. [8] غالباً مردم ساده دل که با این اطلاعات آشنا نیستند به راحتی فریب می خورند و این افراد را جادوگر و ساحر می دانند . ![]() 3- نوع دیگر سحر و جادو همان سحر واقعی است ، که افرادی با استفاده از وردها و کارهای خاصی از جمله ریاضت های شیطانی ، عمل سحر را انجام می دهند . که در آیه 102 سوره بقره به یکی از کارهایی که با سحر انجام می شده ، اشاره شده که فرد با سحر کردن بین زن و شوهر جدایی می انداخته و این عمل این گونه بوده که حال طبیعی افراد را دگرگون می کرده ، علامه طباطبایی (اعلی الله مقامه) در تفسیر المیزان نهایت سحر را همین کار می داند و سحر را نوعی قدرت ذهنی و قدرت اراده می دانند که گاهی از اسبابی کمک می گیرد : " این گونه كارها با همه اختلافی كه در نوع آنها است ، مستند بقوت اراده ، و شدت ایمان به تاثیر اراده است ، چون اراده تابع علم و ایمان قبلى است ، هر چه ایمان آدمى به تاثیر اراده بیشتر شد! اراده هم مؤ ثرتر میشود، گاهى این ایمان و علم بدون هیچ قید و شرطى پیدا میشود، و گاهى در صورت وجود شرائطى مخصوص دست میدهد . " [9] در روایاتی که از حضرات معصومین (علیهم السلام ) در این باب است نیز بر این مطلب تاکید شده که فرد جادوگر نه می تواند چیزی خلق کند ، نه می تواند مرده ای را زنده کند و نه خلقتی را دگرگون کند به گونه ای که انسانی را به حیوان بدل سازد . با توجه به این روایات هست که علامه این نظر را مطرح می فرمایند که نهایت کار جادوگری همین جدایی انداختن بین زن و شوهراست یا کارهایی نظیر ایجاد بغض و عداوت بین دو دوست، ایجاد محبّت بین دو فرد غریبه و کارهایی از این دست . این نوع سحر در قرآن آمده است و نکته جالب آنجاست که می فرماید این نوع سحر توسط شیاطین به مردم آموزش داده می شد . که این نشان می دهد که سحر یکی از علوم پنهانی بوده که کمتر کسی از آن اطلاع داشته است و شیاطین با دانستن این علوم آن را به افراد وابسته خود جهت کارهای شیطانی آموزش می دادند . به عنوان مثال یکی از علومی که در این مورد است ، همان علم هیپنوتیزم است ، برخی از دانشمندان گفته اند که در بین هیپنوتیزم شده ها افرادی بوده اند که اخبار عجیبی می داده اند حتی به گونه ای که گفته می شود برخی از این افراد از چند صد سال پیش از خود خبر داده اند زمانی که موجودیت نداشته اند . یکی از شیطان پرستان در مورد علم هیپنوتیزم می گوید که این علم از علوم مخفی بوده که خود شیطان به برخی از انسان های شیطان پرست آموزش داده که عده ی زیادی از مردم را به سمت این امور به ظاهر جالب بکشانند که نتیجه این عمل آن شود ، فردی که به این کار می پردازد دچارغفلت از خدا و دین خدا شود . این می تواند نمونه ای از سحر آموزش داده شده توسط شیطان در زمان ما باشد . یکی دیگر از گونه های سحر که یک علم شیطانی مخفی است ، همان چشم زخم است که بوسیله چشمان آدمی صورت می گیرد و با این کار می تواند فردی را بیمار کند . البته در این مورد خرافاتی هم وجود دارد که بیشتر باعث شده این کار محیرالعقول جلوه کند . اگر بخواهیم در مورد چشم زخم ، بحث علمی بکنیم ، باید گفت که به تازگی دانشمندان با تحقیقاتی که صورت داده اند متوجه شده اند که بیشترین تجمع و تمرکز انرژی در انسان ها در چشمانشان است . حال اگر فردی این علم را داشته باشد و بتواند این انرژی را به روشی خاصی متمرکز و تخلیه کند ، با این کار باعث می شود به دلیل تجمع انرژی در قسمتی از بدن فرد مقابل ، آن فرد بدنش دچار اختلال انرژی شود و در نتیجه دچار بیماری شود ، به همین خاطر است که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : (( نوعی از سحر به منزله پزشكى است یعنى همان گونه كه پزشكان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند. )) غالباً مردم عادی چون با علوم خاصی که ساحران توسط شیاطین آموخته اند با خبر نیستند برای همین این کارها را محیرالعقول می دانند . و طبق گفته معصوم (علیه السلام) خود شیطان این علوم را با روش سعی و خطا در طی سالیان زیاد یاد گرفته که برخی از وردها و جمله ها و برخی از مواد ، خواص و ویژگی های منحصر به فرد و عجیبی دارند که می تواند روی موجودات اثر بگذارد . کشف دانشمند ژاپنی که معروف به " شهادت آب " است این مطلب را به صورت علمی تایید می کند که هر جمله و سخنی اثر خاصی می تواند داشته باشد و بر روی انسان اثر مثبت یا منفی بگذارد . روایات بسیار زیادی داریم که برای درمان بسیاری از امراض ، دردها و حتی مشکلات ، آیات و دعاهای خاصی را که باید با تعداد مشخصی ادا شوند ، بیان نموده اند که می تواند خیلی از مشکلات را حل و بیماری ها را شفا دهد و بسیاری از این روایات هم فراوان تجربه شده و اثر گذاشته اند . به همین روش شیطان نیز ضدش را استفاده کرده و با استفاده از وردهای خاصی که به تجربه و آزمایش بدست آورده می تواند اثر مخربی بر فرد بگذارند که البته این اوراد زمانی اثر می گذارد که یک انسان پلید و شیطان صفت آنها را ادا کند . این گونه افراد شیطان صفت با استفاده ازسحر و جادو دیگران را سحر می کنند . البته استفاده از اوراد ، اذکار و آیه های کریمه هم شرایط خاصی دارد و مانند دارو نباید خودسرانه فردی به آنها مشغول شود. این صحبتی است از آیت الله کشمیری (اعلی الله مقامه) که بین عرفا و اهل ذکرمعروف بودند به فردی که بیشترین تخصص را در ادعیه ، اوراد و اذکار کریمه دارند ؛ ایشان توصیه می کردند که نباید ندانسته افراد به ذکرهایی که نمی دانند که چه تاثیری دارند مشغول شوند چون می تواند اثر غیر مطلوب بگذارد به عنوان مثال برخی از اذکار برای کمتر شدن تعلق افراد به دنیا است و اگر کسی پیش زمینه این کار را فراهم نکرده باشد و روح خود را آماده نکرده باشد می تواند اثر نامطلوب بگذارد ، که در بین اذکار بهترین ذکری که همیشه توصیه شده ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است که بهترین تاثیر دنیوی و اخروی را بر افراد می گذارد . البته منظور از ذکرهای کریمه خاص ، اذکار خاصی هست که برخی از اهل معرفت برای تعالی روحشان به طور مداوم و پیوسته به آن مشغول می شوند که این ذکرها فقط باید توسط اساتید و عرفای اهل معرفت باتوجه به ظرفیت افراد تجویز شود. در ادامه درباره سحر و جادو، حدیث معتبرى از امام صادق (علیه السلام) در كتاب احتجاج طبرسى وارد شده كه بسیار جامع و مفید است بیان می شود . زندیق مصرى در بحثى طولانى كه با امام صادق (علیه السلام) داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر مى تواند كارهایى عجیب و غریب انجام دهد؟ امام(علیه السلام) فرمود: سحر بر چند وجه است: یك نوع آن به منزله پزشكى است یعنى همان گونه كه پزشكان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند. نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن كه شیاطین را به خدمت مى گیرند. زندیقی نزد امام صادق (علیه السلام ) آمد زندیق گفت: شیاطین جادو را از كجا آموخته اند؟ فرمود: از همان جا كه پزشكان پزشكى را مى آموزند، بعضى را به تجربه و بعضى را به علاج. زندیق گفت: درباره ماجراى هاروت و ماروت... چه مى گویى؟ فرمود: آن ها براى امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود كه اگر بنى آدم فلان كار و فلان كار را بكنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روى مى دهد.... به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم مى گفتند كه ما براى امتحان شما آمده ایم. چیزى را كه ضرر مى رساند و فایده اى براى شما ندارد از ما فرا نگیرید. زندیق پرسید: آیا ساحر مى تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگى یا الاغى یا مثل این ها درآورد؟ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است كه بتواند خلق خدا را تغییر دهد و... اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى كرد... پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است كه بگوییم: سحر به منزله پزشكى است[10] .
ساحری و جادوگری در اسلام حرام است
![]() اما در دین اسلام ، مردم را از آموختن سحر و جادو و مراجعه به افرادی که سحر و جادو می کنند بشدت برحذر داشته و به شدت منع شده و مراجعه به این افراد را کفر و گناه بسیار بزرگ و نابخشودنی دانسته و علما و بزرگان دین بیان نموده اند که سحر و جادو حرام و خلاف شرع است. حضرت علی (علیه السلام) میفرمایند : "کسی که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او به کلّی با خدا قطع میشود." [11] در روایت وارد شده است كه زنی خدمت حضرت پیامبر آمد و عرض كرد یا رسول الله همسری دارم كه از من بدش میآید و من كاری كردهام (سحر و جادو) كه او را نسبت به خود مهربان سازم. حضرت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «وای بر تو دینت را تیره نمودی ، و سه بار فرمود: «ملائكة بزرگوار بر تو لعنت میكنند، پس فرمود: «ملائكة آسمان بر تو لعنت میفرستند، ملائكة زمین بر تو لعنت میفرستند ». [12] در حدیثی دیگر آمده که عمروبن عبید وارد بر امام صادق(علیه السلام) شد وگفت دوست دارم گناهان کبیره را از روی قرآن بشناسم،امام فرمود«والسحر» از جمله گناهان کبیره«سحر» است چون خداوندمی فرماید«وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمِنَ اشْتَراهُ ما لَهُ فی الآخرﺓ مِن خَلاق» «مسلماً آنان می دانستند هرکس خریدار این متاع باشد در آخرت هیچ نصیبی برای او نخواهد بود» [13] در حدیثی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است که فرموده اند « ثلاثه لا یدخلون الجنه:مُدمِنُ خمرِِِِِِِِِِِِِِِِِ ومُدمِن سحر وقاطِعُ رَحِم» «سه گروهند که داخل بهشت نمی شوند:کسی که دا ئم مست است،کسی که از سحر استفاده کندوکسی که قطع رحم کرده» . [14] شهید اول و شهید ثانى (رحمة الله علیه) در كتاب هاى دروس و مسالك خود ادعا كرده اند كه هر كس سحر و جادو را حلال بداند باید كشته شود. شیخ انصارى (رحمة الله علیه) در كتاب مكاسب گفته است كه هر چند ما مطمئن به اجماع علما در این خصوص نیستیم، ولى ادعاى ضرورى دین از چیزهایى است كه ما مطمئن به حرمت این عمل مى شویم و علما در همه اعصار بر حرمت جادو و جادوگرى اتفاق داشته اند. و در برخی روایات دیگر مراجعه به این افراد را به معنی رد تمامی کتب آسمانی ذکر کرده است ، البته به برخی افراد خاص اجازه داده شده است که برای دفع شر سحر از مردم و باطل كردن سحر ساحران ، آن را بیاموزند كلینى نقل مى كند كه عیسى بن شقفى نزد امام صادق (علیه السلام)آمد و عرض كرد: حرفه من سحر بودن و در برابر آن مزد مى گرفته ام و مخارج زندگى ام نیز از همین راه تأمین مى شده است. با همین درآمد حج نیز گزارده ام، ولى اكنون آن را ترك كرده و توبه نموده ام. آیا براى من راه نجاتى هست؟ امام (علیه السلام) فرمودند: عقده سحر را بگشا، ولى گره جادوگرى مزن. [15] از این حدیث استفاده مىشود که براى گشودن گره سحر، آموختن و عمل به آن اشکال ندارد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: هر حقی از مسحور ضایع شود بر عهده ساحر است. ایشان بشدت از سحر و تعلیم آن بر حذر میداشتند و برای بطلان سحر دعای ضد سحر را پیشنهاد میکردند و فرمودند باید از شرّ سحر وساحری به خداوند متعال پناه برد که همه امور در ید قدرت اوست. [16] یهود ، تورات و حرام دانستن سحر و جادو ![]() با توجه به این که یهودیان به سحر روی آورده بودند در پایان نظر تورات را ضمن جادوگری بیان می کنیم که سحر وجادوگری از نظر کتب قدیم نیز ناروا وبسیار ناپسند است زیرا درتورات آمده «به صاحبان اجنه توجه مکنید وجادوگران را متفحص نشوید تا(مبادا) از آنها ناپاک شوید وخداوند خدای شما منم» ودر جای دیگر تورات آمده «وکسی که به ساحران وجادوگران توجه می نماید تا آن که از راه زنا پیروی ایشان نماید روی عتاب خود را به سوی او گردانیده او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت» پرواضح است که سحر در شریعت موسوی راه نداشت بلکه شریعت،اشخاصی را که از سحر مشورت طلبی می نمودند به شدید ترین مقامها،قصاص می نمود ولی جالب اینجاست که با وجود این یهود سحر وجادوگری را فرا گرفتند وبرخلاف تورات به آن معتقد شدند واین ماده فاسد در میان قوم یهود داخل گردید قوم به آن معتقد شدند ودر وقت حاجت بدان پناه بردند به همین دلیل قرآن آنها را شدیداً مورد نکوهش قرار داده وآنها را سوداگرنی می شمرد که خود رابه بدترین بهایی فروختند [17] پس معلوم مىشود که سحر واقعیت دارد و نمىتوان وجود آن را انکار کرد یا به خرافات نسبت داد، چه در گذشته و چه در امروز، هرچند که برخی از کارها که به جادو نسبت می دهند خرافه و افسانه است ، امروزه تعداد بسیار معدود و انگشت شماری این کار را به معنای واقعی آن می کنند که در هر صورت جایگاه بسیار بدی در دوزخ دارند. « ...و مسلماً میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند! » [18] « ولا یُفلِحُ السَاحِرون » ساحران رستگار نمی شوند [19] التماس دعا پی نوشت : [1] سوره بقره آیه 102 [2] در تفسیر عیاشى و قمى در ذیل آیه « واتبعوا ما تتلوا الشیاطین على ملك سلیمان … » [3] تفسیرنمونه، ج 1، ص 371 [4] كتاب عیون اخبار الرضا [5] نهج البلاغه، كلمات قصار، شمارة400. [6] سوره طه آیه 66 [7] سوره اعراف آیة 116 [8] علی اکبر رائفی پور [9] تفسیر المیزان ، بحث فلسفى در مورد سحر ذیل آیه 102 سوره بقره [10] کتاب احتجاج شیخ طبرسى - کتاب بحارالانوار مجلسی، ج 10، ص 164، روایت 2، باب 13 [11] وسائلالشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 17، ص 147، مؤسسة آلالبیت. - وسایل الشیعه، باب 25 از ابواب ما یكتب به، حدیث 7 [12] میزان الحكمه، ج 4، ص 410 [13] عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم،ج5 ،ص 728 [14] خصال صدوق، ج 1، ص 177، حدیث 208 [15] شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة ال البیت، ج 17، باب 15، حدیث 1 [16] گناهان کبیره دستغیب فصل سحر [17] ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج1،صص381 -380 [18] سوره بقره آیه 102 [19] سوره یونس آیه 76 |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۰۱, ۲۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
در مورد دعا و مثالی که در باره ی اسم اعظم گفتید، نباید به اینها این طور نگاه کرد که یک سری کلمات هستند که به واسطه داشتن انرژی تاثیر گذارن!
درسته که دعا رو باید همونطور که از طرف ائمه وارد شده خوند ولی این جور نیست که مثل یه ورد باشه که اگه یه کلمه ازش پس و پیش شد دیگه کار نکنه! فلسفه دعا خیلی عمیق تر از این حرفهاست. طی الارض هم یه آیه معروف داره که اکثرا بلدش هستن! ویا اسم اعظم خداوند متعال همون ((علی)) هست(به گفته ی بزرگان) ولی به خاطر انرژی تاثیر نمی ذاره! بلکه به قول حاج آقا شوشتری: باید خودت اسم اعظم بشی |
|||
|
|
۱۲:۵۹, ۳۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۹/مرداد/۹۰ ۲۳:۰۱)guided نوشته است: در مورد دعا و مثالی که در باره ی اسم اعظم گفتید، نباید به اینها این طور نگاه کرد که یک سری کلمات هستند که به واسطه داشتن انرژی تاثیر گذارن!«به نام حقيقت» سلام. ![]() من هم مطمئنم كه با يه كلمه پس و پيش شدن تاثيرش به كل از بين نمي ره اما بايد قبول كرد كه با كم و زياد شدنش تاثيرش متفاوت مي شه.اين تاثير در واقع همون انرژي ايه كه رو شما تاثير ميذاره.خب،وقتي با پس و پيش شدن كلمات انرژي اون هم تغيير مي كنه آيا نميشه نتيجه گرفت كه اين لغات و نحوه تركيب اونا هستند كه انرژي دارند و اونو به ما منتقل مي كنن؟!!اگه بخاطر كلمات و نحوه تركيب اونا نيست پس اين تغيير انرژي تحت تاثير چيه؟ دوست خوبم البته مشكل من با مضمون اين جمله بود: " در مورد سحر و جادو این اثر خاص را خدا در آن قرار داده ، همان طور که در دعا اثر مثبت قرار داده تا انسان مختار باشد که هرکدام را بخواهد انتخاب کند ، هم عمل خوب است و هم عمل بد ، اینها همه برای امتحان انسان ها است که هرکدام را خواست انتخاب کند ، سحر اثر می گذارد همان طور که آتش می سوزاند" هر لفظي انرژي خاص خودش رو داره كه خدا به اون عطا كرده.در واقع به خاطر خداوندي خداست كه الفاظ اين انرژي رو دارند.اما توازن انرژي رو ما خودمون برقرار مي كنيم(البته بهترين توازن انرژي رو بر مبناي تحقيات آيات قرآن داره ... )اين ذات آتشه كه بسوزانه و شما هر كاري كنيد نمي تونيد اين خاصيت رو از اون بگيريد(يه خاصيت خدا داده) اما تاثيرات سحر در ذات خودش نيست،والبته اين خاصيت سحر رو خدا به اون نبخشيده!خدا انرژي هارو به الفاظ داده و ما با تركيب اونا مي تونيم سحر يا دعا رو درست كنيم! .... |
|||
|
۲:۰۳, ۱۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان چند نکته درباره سحر یا همان جادو و دعاها میخواستم بگم.
کلا سحرها به 2 دسته کلی تقسیم میشوند که نوشتاری یا طلسم هستند و یا گفتاری یا ورد. شاید این مطلبی که من میخواهم بگم به مزاق بعضی ها خوش نیاد ولی تمامی دعاهایی که ما میخوانیم از نوع ورد هستند و اگر بنویسیم از نوع طلسم. ولی نکته قابل توجه اینه که هر وردی را هر کسی نمیتونه بخونه و یا هر طلسمی را هر کسی نمیتونه بنویسه. تمامی این موارد نسبت به درجه انرژی و نیازمندیهای جانبی هر فرد فرق میکنه. خیلی از ورد ها بصورت انرژی درمانی کار میکنند و باید به همان شیوه که آمده تلفظ بشه. برای مثال برای در امان ماندن از شر اجنه باید آیه آیت الکرسی خوانده شود. این آیه باید به زبان عربی خوانده شود چرا؟ چون وقتی با زبان عربی تلفظ میشود میتواند چنان انرژی دور شما ایجاد کند که جنیان سطوح پایین و متوسط جرات نزدیک شدن به شما را نداشته باشد ولی اگر به زبان فارسی و یا هر زبان دیگری خوانده شود هیچ تاثیری ندارد. (یکی از علل خواندن نماز به زبان عربی همینه. اگر با این مسئله مشکل دارید به تحقیق در مورد ملکولهای آب و یا نبات مراجعه کنید.) در بیشتر اوراد شما باید ورد را با صدا بخوانید و در دل خاصیت بیرونی ندارد و بیشتر تاثیر در خود فرد دارد ولی اورادی که باید با صدای بلند خوانده شود یک نوع فراخوانی برای یاری است. از کی؟ معلومه از اجنه ولی در برخی اوراد به معنی ارسال انرژیک به طرف مقابل است. برای مثال شما میخواهید طرف مقابل را همسو با نظر خود کنید. آیه ای از قرآن است که به تعداد مشخص و نیت مشخص خوانده شده و تاثیری صحیح دارد. در خواندن اوراد و یا نوشتن طلسمات باید دقت فراوانی شود. چون احتمال زیاد وجود دارد با خواندن یک ورد بطور ناخواسته شما یک اجنه را فراخوانی کنید و اون را همیشه در کنار خود بگیرید و این اجنه برای رهایی از دست شما بجای کمک کردن شروع به اذیت شما میکند بالاخره شما او را اسیر کردید. حالا به فردی نیاز است که این اجنه را آزاد کند و شما راحت شوید. پس در خواندن اوراد و یا نوشتن خیلی دقت کنید. اورادی که توی جامعه ما هست معمولا اوراد بی خطر هستند و بصورت انرژیکی کار میکنند. و هیچ فراخوانی در آنها نیست. برای مثال اورادی که برای افزایش روزی هست باعث میشه که دید شما نسبت به مسایل عوض بشه و روزی شما بهتر بدست بیاد. ولی در مورد طلسمات باید بیشتر دقت شود. باز هم طلسمات دسته بندی خودشونو دارند. ساده ترین و کم خطرترین اونها نوشتن ادعیه ها است. که این هم انرژیکی کار میکنه. ولی وقتی شما در طلسمی نیاز به داشتن حروف ابجد میشوید یا اسم مادر و خودتان را خواسته میشود بترسید. چرا؟ چون در بیشترین موارد یک اجنه به شما الحاق میشود. تمامی طلسمها دارای تاریخ انتقضا میباشند و مدت مشخصی وجود دارد برای مثال هفت پشت طرف یعنی هفت نسل بعد را شامل میشود و در نسل هشتم از بین میرود. ولی چه کسانی میتوانند این طلسمها را بنویسند. افرادی که توانسته اند اجنه را تسخیر کنند با نوشتن یک طلسم به آن اجنه یا چند اجنه ماموریت داده میشود که بر روی ذهن طرف مورد نظر تاثیر بگذارد. مثال طلسمهای مهر و محبت و یا قطع آن. چنین طلسمهایی باعث میشود که فرد مورد نظر از نظر فکری بهم بریزد و واقعا نتواند تصمیم دقیقی بگیرد و به منادای در گوشی خود عمل کند. البته این اجنه ها برای کار خود مزد دریافت میکنند؟ مزد آنها چیست انرژی و یا چیزی که در قرارداد ذکر شده و شما از اون کاملا بیخبر هستید و میبینید بعد از گرفتن یک طلسم زندگی فردی که درخواست طلسم را کرده به هم ریخته تر از کسی میشه که طلسم شده است. حرف در این باره زیاد میشه گفت. ولی فکر کنم برای اطلاع عمومی همینا کافی باشه. نکته مهم! همیشه از طلسم دور باشید. چرا چون باعث نابودی بیشتر شما میشه تا طرف مقابل. |
|||
|
|
۱۸:۲۳, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
با سلام خدمت برادران و خواهران گرامی مطالب گفته شده در کل جالب توجه بوند، اما گاهی اوقات کمی دور از حقیقت و با غرض و باورهای شخصی نوشته شده بودند. برای مثال قدرت های درونی انسان با جادو یکسان دانسته شده بودند و یا برای آن اوجی در نظر گرفته شده بود. روایاتی درمورد آیت الله طباطبایی (رحمة الله علیه) وجود دارد که از زنده شدن مردگان توسط ایشان اشاره دارد. حتی روایاتی از انجام این کار بدست پست ترین انسان قرن بیستم (آلیستر کراولی). پس قدرت جادو و یا نیروهای طبیعی انسان بسیار بیشتر از آن است که بسیاری اوقات می شنویم. اجازه دهید سوالی از شما بپرسم: چقدر از شناختی که نسبت به این جهان دارید مطمئن هستید؟ شاید طبقه بندی جادوگران (مانند خود کراولی که قدرت های فوق العاده انسان را نیز جادو می پندارند) درست نباشد. تلاش دانش امروزی بشر برای توجیه جادو مانند تلاش طفلی صغیر در درک نظریه نسبیت عمومی است که هر بار برای خودش باوری بوجود می آورد و فکر می کند که نظریه را فهمیده اما هر چه پیش می رود متوجه خطای بیشتری می شود. آنچه مسلم است آن است که جهان ما از آنچه که می پنداریم پیچیده تر است. پس بیایید سوال ها را مطرح کنیم تا به بهترین پاسخ برسیم که البته حقیقی است. نه آنکه براساس احساس پاسخ بسازیم. ان شا الله اطلاعات بیشتر در دسترس عزیزان قرار خواهد گرفت. |
|||
|
|
۲:۳۱, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
دوست من اقا مجتبی
این که دنیا بر اساس انرژی بوجود آمده درست و اینکه انسان دارای انرژی هایی هست که هنوز درک نشده اینم درست. خوب حالا جادو چیه؟ استفاده از این نیروها؟ یا یکسری قوانین فیزیک؟ یا استفاده از موجودات (مثل اجنه)؟ اگذ مطلب من را خونده باشید میبینید که سحر به 2 صورت ورد و طلسم هست. مهم نیست که چه کسی داره استفاده میکنه موضوع اینه که هست! و اغلب اوراد اون انرژی که میفرمایید را تحریک و تقویت و فعال میکنه. خداوند وقتی انسان را آفرید همون توانایی را در من گذاشت که در شما گذاشته. این که فلانی آدم کثیفی هست مهم نیست . مهم اینه که از این انرژی در چه راستایی استفاده میشه. |
|||
|
|
۱۵:۱۵, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
با سلام اول لازم می دانم یک عذر خواهی کنم از دوستان که دیر پاسخ دادم (۲۹/مرداد/۹۰ ۲۰:۵۹)mary نوشته است: «به نام حقيقت» سلام دوست خوبم ممنونم از لطفی که دارید و تشکر می کنم از جناب guided عزیز جسارتاً باید بگویم که شما متن رو دقیق مطالعه نفرمودید ، کاملاً منظور نوشته ها مشخص بود ، البته بنده با شناختی که نسبت به شما دارم ، حدس می زنم شما کاملاً متوجه مطالب شدید و این سوال رو برای این مطرح کردید که موضوع برای دوستانی که با این مباحث آشنا نیستند بیشتر شکافته شود ![]() در مورد آن مطلب ، زمانی که گفته می شود : به افراد خاصی این اجازه داده می شود که ابطال سحر کنند ، قاعدتاً به این معنی هست که این افراد انتخاب شده اجازه دارند تا بروند و سحر و روش های سحر کردن رو یاد بگیرند ، همانطور که دو فرشته الهی ، هاروت و ماروت به مردم بابل سحر یاد می دادند تا سحر رو ابطال کنند ، از همین آیه (102 سوره بقره ) به راحتی استفاده می شود که یاد گرفتن سحر و جادو برای افراد خاص که می خواهند ابطال سحر کنند مانعی ندارد ، اما نکته بسیار مهمی که در این باره وجود دارد ، آن است که هرکسی این اجازه را ندارد که به تشخیص خود برود و سحر و جادو را یاد بگیرد ، به آن خاطر که این وادی ، یک وادیه بسیار پر خطر است ، به همین خاطر فردی که می خواهد برای ابطال سحر و جادو این کار را یاد بگیرد باید حتماً و حتماً از مرجع تقلید خود اجازه بگیرد ، به همین خاطر بنده عرض کردم فقط افراد خاص می توانند وارد این کار شوند ، شاید این افراد به قدر کافی باشند و نیازی به فرد جدیدی نباشد ، چون وارد شدن به این کار می تواند برای بسیاری از افراد خطرناک باشد و تبعات جبران ناپذیری داشته باشد. پس مشخص شد یاد گرفتن سحر و جادو برای افراد خاص و انتخاب شده که قصد ابطال سحر ساحران را دارند مانعی ندارد. ![]() (۲۹/مرداد/۹۰ ۲۰:۵۹)mary نوشته است: پاراگراف آخر در پست 9 به نظر من مشكل داره. دوست خوبم ما نباید به مسایل ماورایی با دید تجربه گرایی و تفکرات اگزیستانسیالیستی نگاه کنیم ، دعا جزء اعمال ماورایی می باشد ، پس به راحتی نمی توان در موردش این گونه سخن گفت که دعا به خودی خود اثری ندارد ! ما روایات بسیار زیادی در مورد دعا و دعا کردن داریم که نشان دهنده اثر فوق العاده آن است ، کافی است شما روایاتی که بر دعا کردن تاکید دارند را مطالعه نمایید آن موقع متوجه اثر گذاری آن می شوید ، کلمات به طور قطع موثر هستند اما اثر گذاری اصلی آن ، در دعا و درخواست کردن از خدا است ، یک وقت بنده یک دعایی و ذکری را می گویم و یک زمان فردی مانند مرحوم آیت الله بهجت ، چطور است که ذکر بنده یک دهم اثر گذاری را هم ندارد ، می بینید پس نمی توان این گونه موارد ماورایی را با دید تجربه گرایی سنجید ، هر چیزی را باید با معیار مناسب و صحیحی سنجید . (۲۹/مرداد/۹۰ ۲۰:۵۹)mary نوشته است: مثلا اسم اعظم خدا چي داره كه آدم با دونستنش مي تونه طي الارض كنه ؟غير از اينه كه اين اسم فقط يه كلمه است؟!!اين انرژي كلمه است كه تاثير مي ذاره وگرنه به خودي خود هيچ ارزش و تاثيري نداره. جسارتاً باید بگویم که شما کمی مسایل را باهم خلط کردید که همین امر باعث اشتباه شما در برداشتتان شده است طی الارض بوسیله ذکر صورت نمی گیرد ، اذکار این قدرت و انرژی را در خود ندارند ، این قدرت ، قدرت روح انسان است که باعث این کار می شود ، دعا و اذکار باعث می شوند که روح انسان تعالی پیدا کند و این اعمال را انجام دهد البته قدرتی است که خدا در وجود روح قرار می دهد ، زمانی که روح متعالی شد آن موقع است که انسان بسیاری از کارهایی که در بین عوام مردم ، غیر ممکن و محال است را به راحتی انجام می دهد إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ همانا سخن ما به چيزى كه آن را خواسته باشيم اين است كه به آن بگوييم: باش، پس مىباشد سوره : النحل آیه : 40 " إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فرمان او هرگاه چيزى را اراده كند، تنها اين است كه به آن بگويد: باش، پس مىشود آيه 82 سوره يس و اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون هنگامى كه قضا و حكم او به چيزى تعلق گيرد تنها به او مى گويد موجود باش او نيز بلافاصله موجود مى شود آيه 117 سوره بقره در حدیث قدسی وارد شده: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی، انا اقول لشی کن فیکون و انت تقول لشی کن فیکون ای بنده من؛ مرا فرمان بر تا تو را همانند خود سازم. من حی نامیرایی هستم و تو را نیز زنده نامیرا می سازم. من به هرچیزی فرمان دهم خواهد شد، تو را نیز چنان می کنم که به هر چه فرمان دهی انجام پذیرد. ( سند : یا ابن آدم أنا أقول للشیء کن فیکون، أطعنی فیما أمرتک أجعلک تقول للشیء کن فیکون(بحار الأنوارج ۹۰ /ص ۳۷۶ مستدرک الوسائل ج ۱۱/ص ۲۵۸ نقله عن إرشاد القلوب للدیلمی، عدة الداعی لاحمد بن فهد الحلی ص۲۹۱ ط: مکتبة الوجدانی. قم ؛ و میزان الحکمة لمحمد الریشهری ج ۳ /ص ۱۷۹۸ الفوائد الرجالیة للسید بحر العلوم ج ۱/ص ۷۱) روى الحر العاملی « عبدی أطعنی أجعلک مثلی: أنا حی لا أموت أجعلک حیا لا تموت. أنا غنی لا أفتقر أجعلک غنیا لا تفتقر. أنا مهما أشاء یکون، أجعلک مهما تشاء یکون (الجواهر السنیة- الحر العاملی ص ۳۶۳ و ۳۶۱؛ بحار الأنوار – العلامة المجلسی ج ۹۰ ص ۳۷۶ و نیز ج ۱۰۲ ص ۱۶۵؛ الفوائد العلیة – السید علی البهبهانی ج ۲ ص ۳۹۴؛ الفوائد الرجالیة – السید بحر العلوم ج ۱ ص ۳۸؛ مستند الشیعة – المحقق النراقی ج ۱ ص ۵ ؛أبو طالب حامی الرسول- نجم الدین العسکری ص ۱۸۵؛ شجرة طوبى – الشیخ محمد مهدی الحائری ج ۱ ص ۳۳ پس مشخص شد که اذکار به خودی خود اثر فوق العاده ای که بتواند باعث طی الارض شود را ندارند و فقط می توانند مقدمه ای برای این کار باشند ، یعنی باعث آمادگی روح شوند تا روح به قدرتی برسد که این کار را انجام دهد و همانطور که بنده در متن گفتم این اذکار می تواند باعث بهبود بیماری ها شوند و نتایج مثبت دیگری بگذارند ، همانطور که عرض کردم نهایت سحر همان ایجاد بیماری در افراد است که آن هم بوسیله وردهای شیطانی صورت می گیرد و اذکار کریمه نقش معکوس دارند . طبق آن حدیث قدسی ، زمانی فردی می تواند کارهایی مثل طی الارض را انجام دهد که عمری بندگی خدا را کرده باشد و به چنان تعالی روحی رسیده باشد که بتواند این امور را انجام دهد ، دعا و اذکار در این مقیاس بزرگ ، مقدمه ای برای این کار هستند . براي دست يابي به اين مقام قرب، راه اطاعت و عبادت، راهي است كه در حديث قدسي ديگر به نام قرب النوافل آمده است. خداوند در آن جا مي فرمايد: ان العبد يتقرب الي بالنوافل حتي كنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به ويده الذي يبطش به؛ بنده با انجام نوافل به من نزديك مي شود تا من گوش او مي شوم كه با آن مي شنود و ديده اش مي شوم كه با آن مي بيند و دستش مي شوم كه با آن عمل مي كند. (اصول كافي، ج 4 ص 35 و بحارالانوار، ج 78 ص 13 و نيز صحيح بخاري و مسلم) البته باید یادآوری کرد که این گونه کارهای خارق العاده در نگاه عرفای بزرگ ، فقط حجابی هستند که توجه به آنها می تواند فرد را از حرکت به سوی خدا باز دارند و فرد را متوقف کنند . (۲۹/مرداد/۹۰ ۲۰:۵۹)mary نوشته است: من هم مطمئنم كه با يه كلمه پس و پيش شدن تاثيرش به كل از بين نمي ره اما بايد قبول كرد كه با كم و زياد شدنش تاثيرش متفاوت مي شه.اين تاثير در واقع همون انرژي ايه كه رو شما تاثير ميذاره.خب،وقتي با پس و پيش شدن كلمات انرژي اون هم تغيير مي كنه آيا نميشه نتيجه گرفت كه اين لغات و نحوه تركيب اونا هستند كه انرژي دارند و اونو به ما منتقل مي كنن؟!!اگه بخاطر كلمات و نحوه تركيب اونا نيست پس اين تغيير انرژي تحت تاثير چيه؟ بنده هم موافق این نظرتون هستم ، دعا و اذکار مانند دارو می مانند که دُز مشخصی دارند بعضی از دارو ها دارای دُز 20 میلی هستند بعضی ها 50 میلی و.. در مورد اذکار هم همینطور است اگر گفته شده یک ذکر باید با تعداد مشخصی گفته بشه ، به خاطر اثر گذاری خاص آن ذکر در آن تعداد مشخص می باشد که اگر پس و پیش شود تاثیرش متفاوت می شود ، اگر شما دارویی با دُز پایین تر از تجویز دکتر مصرف نمایید قطعاً تاثیر مطلوبی در بر نخواهد داشت و اگر بیشتر از آن دُز را مصرف کنید به طور قطع اثر نا مطلوب می گذارد ، هرچند که اذکار و دعاها اگر بیشتر از مقدار مشخص ادا شوند ، اثر منفی در خود ندارند اما هر ذکری عملکرد و نتیجه خاصی دارد که نباید ندانسته به آن مشغول شد ، همانطور که گفته شد برخی از اذکار برای کم شدن تعلق فرد به دنیاس که اگر کسی از نظر روحی آماده نباشد می تواند برایش مشکل ایجاد کند ، یعنی باید فرد ، ظرفیتش را قبلاً ایجادکند (۳۱/مرداد/۹۰ ۱۲:۵۹)mary نوشته است: دوست خوبم البته مشكل من با مضمون اين جمله بود: دوست خوبم صحبت بنده با شما کاملاً مشابه هم می باشد ، نمی دانم چرا شما این دو مطلب را متفاوت می دانید ، اگر فقط صرف استفاده از کلمات بود و عمل سحر را خود انسان می ساخت حرف شما صحیح بود اما همانطور که در آیه 102 سوره بقره مشاهده می کنید ، سحر و جادو را خداوند توسط دو فرشته به انسان ها آموخت که این سحر و جادو هم اثر منفی داشت و هم اثر مثبت ، یعنی هم باعث ابطال سحر می شد و هم خود باعث سحر می شد این یعنی سحر و جادو جامع تر از بیان شماست ، یعنی سحر یک حقیقت و وجود خارجی است که اثری خاص خود را دارد که البته صحبت شما هم صحیح است ، اما تعریف شما جامع نیست ، آن قسمت که بنده به نقل از امام صادق (علیه السلام) نقل کردم که ایشان فرمودند سحر و جادو را شیطان با روش آزمون و خطا بدست آورده است ، این یعنی بنده پیش تر ، همین صحبت شما را در این مقاله بیان کردم که ترکیب برخی از واژه ها که به ورد معروف است اثر منفی می تواند داشته باشد ، این مفهوم گفته شده در این مقاله در جملات بنده کاملاً مشخص است و نوع دیگر سحر آن است که هم می تواند سحر را باطل کند و هم خود باعث سحر شود . منظور بنده از تعبیر آتش همین است که سحر وجودی مستقل دارد چون طبق آیه کریمه دو اثر متفاوت دارد. |
|||
|
|
۰:۱۸, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۱۵/شهریور/۹۰ ۲:۰۳)omoridi نوشته است: شاید این مطلبی که من میخواهم بگم به مزاق بعضی ها خوش نیاد ولی تمامی دعاهایی که ما میخوانیم از نوع ورد هستند و اگر بنویسیم از نوع طلسم. جسارتاً به این می گویند ، بد سلیقگی در بیان مطلب ، نمی دانم شما برچه اساسی این گونه طبقه بندی کردید که اذکار الهی را طلسم می دانید ، احتمالاً منظور شما چیز دیگری است که بد بیان نمودید چون برخی از دعاها ، آیات قرآن هستند ، پس همینطوری نمی توان هر مطلبی را نوشت و آخرش گفت که شاید به مذاق بعضی ها خوش نیاید ، اول باید در مورد مطلبی که می خواهیم بگویم کمی فکر و تامل کنیم ، بعد آن مطلب را ادا نماییم . جمله دومتان ، جمله اول را نقض می کند ، چون دعا را همه می توانند بخوانند و بنویسند (۱۵/شهریور/۹۰ ۲:۰۳)omoridi نوشته است: خیلی از ورد ها بصورت انرژی درمانی کار میکنند و باید به همان شیوه که آمده تلفظ بشه. برای مثال برای در امان ماندن از شر اجنه باید آیه آیت الکرسی خوانده شود. این آیه باید به زبان عربی خوانده شود چرا؟ چون وقتی با زبان عربی تلفظ میشود میتواند چنان انرژی دور شما ایجاد کند که جنیان سطوح پایین و متوسط جرات نزدیک شدن به شما را نداشته باشد ولی اگر به زبان فارسی و یا هر زبان دیگری خوانده شود هیچ تاثیری ندارد. (یکی از علل خواندن نماز به زبان عربی همینه. اگر با این مسئله مشکل دارید به تحقیق در مورد ملکولهای آب و یا نبات مراجعه کنید.) جسارتاً باید خدمتتان عرض کنم که این طرز تفکر در مورد این مسایل کاملاً اشتباهه ، اینکه شما به این مسایل فقط با دید حس گرایی و ماتریالیستی بنگرید ، خیلی خطرناکه ، این صحبت شما این مطلب رو می رسونه که خدا در این میان هیچ نقشی نداره و العیاذ با الله خدا یک خلقتی انجام داده و اصطلاحاً در یک کناری نشسته و فقط نظاره گر است . طبق آیه قرآن صحبت شما کاملاً رد می شود که می فرمایید هرکس آیت الکرسی را این طور بخواند تاثیر می گذارد و طور دیگر تاثیر ندارد ! این یعنی یک طرز تفکر خطرناک إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ - إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ شيطان را بر کسانی که ايمان آورده اند و بر خدا توکل می کنند تسلطی نيست ، تسلط او تنها بر كسانى است كه او را سرپرست مىگيرند و بر كسانى است كه به خدا شرك می ورزند سوره : النحل آیه : 99 و 100 در این آیه بیان می شود که شیاطین و اجنه بر کسانی که بر خدا ایمان و توکل دارند تسلطی ندارند ، یعنی توکل بر خدا و ایمان به ذات لایزال الهی کافی است تا خداوند انسان را از شر اجنه و شیاطین در امان بدارد . قطعاً آیه ها و سوره ها در حفاظت انسان موثر هستند اما این فقط خداست که اثر گذار اصلی است و این اثر گذاری به طور مداوم ، ساری و جاری است . (۱۵/شهریور/۹۰ ۲:۰۳)omoridi نوشته است: دوست خوبم ، این مکان که محل آموزش جن گیری و ساحری نیست که شما دارید این کارها را آموزش می دهید که چه بکنید چه نکنید ، در اسلام این کارها حرام می باشد ، هم استفاده از سحر و جادو و هم ارتباط برقرار کردن با اجنه ، پس در بیان مطالب دقت نمایید . دوست خوبم سحر و جادو و ارتباط با اجنه کم و زیادش گناه کبیره و حرام است ، سحر و جادو مساوی با کفر است و هر کس که این کار را کند به خدا کافر شده ، پس لطفاً تبلیغ نکنید و مطالبی که به هیچ وجه صحت و سقمش مشخص نیست را بیان نکنید . (۱۶/شهریور/۹۰ ۱۸:۲۳)مجتبی موسوی نوشته است: به نام خدا سلام دوست خوبم متاسفانه شما به طور دقیق این مقاله را مطالعه نکردید ، این مطلب از این جمله که بیان نمودید کاملاً مشخص است شما مطالبی فرمودید که صحت ندارد ، بنده نمی خواهم بگویم این مقاله خالی از اشکال است ، نه ، اما این مطالب شما برای بنده قابل قبول نیست ، شما فرمودید مطالب بنده بر اساس باور شخصی است و نمونه ای که مثال زدید ((برای مثال قدرت های درونی انسان با جادو یکسان دانسته شده بودند )) دوست عزیز اگر شما با دقت مطالب رو مطالعه می کردید متوجه می شدید که این مطالب را بنده از علامه طباطبایی بیان نموده ام ، حال اگر منظور شما از نظر شخصی نظر ایشان است ، شما بفرمایید که بنده باید از چه کسی نقل قول می کردم و در مورد دیگر گفتید (( چرا برای سحر اوجی در نظر گرفته شده بود )) حتی شما دقت نکردید که بنده از امام صادق (علیه السلام) روایتی نقل کردم و این صحبت ایشان است که فرمودند : « پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است كه بگوییم: سحر به منزله پزشكى است ،پس این بنده نیستم که برای این عمل حد و مرزی یا به قول شما اوجی مشخص می کنم . (۱۶/شهریور/۹۰ ۱۸:۲۳)مجتبی موسوی نوشته است: اجازه دهید سوالی از شما بپرسم: چقدر از شناختی که نسبت به این جهان دارید مطمئن هستید؟ شاید طبقه بندی جادوگران (مانند خود کراولی که قدرت های فوق العاده انسان را نیز جادو می پندارند) درست نباشد. تلاش دانش امروزی بشر برای توجیه جادو مانند تلاش طفلی صغیر در درک نظریه نسبیت عمومی است که هر بار برای خودش باوری بوجود می آورد و فکر می کند که نظریه را فهمیده اما هر چه پیش می رود متوجه خطای بیشتری می شود. با این مطالب شما کاملاً موافق هستم به همین خاطر بود که در ابتدای این مقاله خدمت دوستان عرض کردم که : نقل قول: بحث و پرداختن به امور ماوراء ماده و متافیزیک مانند سحر و جادو، کار دشواری است . مطالب مختلفی در این مورد وجود دارد که بعضاً خرافه و غیر واقع هستند و البته برخی صحیح هستند ، اما در این باب جدا کردن سره از ناسره کار بسیارمشکلی است چون سحر و جادو عمر بسیار زیادی دارند و در گذر زمان بسیاری از مطالب صحیح در مورد چگونگی سحرو جادو دچار تغییر شده و به خرافه بدل شده اند چون این امر جزء امور ماورای ماده است پس درک و فهم آن کار بسیار مشکلی است و به راحتی نمی توان در این مورد نظر داد ، به همین خاطر بنده سعی کردم نظراتم را منطبق با روایات معصومین (علیهم السلام) و نظرات بزرگان دین نمایم ، پس دوست عزیز بنده براساس احساس و باور شخصی این مقاله را ننوشته ام با تشکر از نظرات خوب دوستان ![]() |
|||
|
|
۰:۲۴, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
ببینید کلیه سحر و جادو را میشه خیلی راحت یاد گرفت. ولی بعضی از اونها استافده از انرژی های درونی ماست و بسیاری دیگه به نیروهای فرای ما نیاز داره.
چیزی مثل طی الارض یک کار شخصی هست. جادو نیست یک توانایی هست. اگر به مطلب علاقه دارید درباره برون فکنی کالبد اختری تحقیق کنید. هرگاه هم به درجه جسمیت بخشیدن به کالبد شدید متونید بگید من طی الارض جسمانی داشتم. البته صحبت در این باره زیاد است. دوما اسلام هر چیزی را که به اندازه نتونی استفاده کنی را حرام کرده. و چون 99.99% آدمها ظرفیت ندارند پس حرام باشه بهتره. سحر و جادو حرامه. در خیلی از مواقع دانستن یک موضوع دلیل بر انجام اون نیست. یعنی شما میتونید سحر یاد بگیرید ولی انجام سحر حرامه. |
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۱۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
با سلام خدمت دوستان گرامی دوست عزیز جناب Anti satan ضمن تشکر از شما به خاطر توجه به نظر بنده، خدمت شما عرض می کنم که این نظر صرفاً برای متن شما نبود، بلکه برای تمام نظرات ارائه شده بود. برای مثال طی الارض که دوستمان mary به آن اشاره کرده (همانطور که خود شما گفته اید) ربطی به جادو ندارد. و یا در بحث جادوی سیاه و سفید (بیان شده توسط mkhlord) باید گفت که چیزی به اسم جادوی سفید وجود ندارد و این طبقه بندی توسط کسانی انجام شده که قدرت های فوق العاده انسان را نیز جادو تلقی می کنند. اما اوج جادو. شما در جایی اعمالی که به واسطه ی اجنه انجام می شود را جادو خوانده اید که با این حساب جن زدگی (که موجب می شود افراد کنترل خود را از دست بدهند، و گاهاً توسط جادوگران انجام می شود) باید نوعی از جادو باشد. منطق می گوید که در دست گرفتن کنترل افراد بالاتر از جدایی انداختن بین آنهاست. پس اگر شما هم مثل بنده به صحیح بودن حرف علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) اعتقاد دارید، بپذیرید که طبقه بندی شما در مورد جادو درست نیست. سلام ویژه ای هم خدمت دوست گرامی omoridi دارم جادو بیش از طلسم و ورد است. اگر دیده باشید جادوگران گاه مراسم خاص با حرکاتی خاص انجام می دهند و حتی غذاهای خاصی می خورند. برای جادوگران مکانی که یک طلسم در آن قرار می گیرد حائز اهمیت است. نقل کتاب قانون کراولی، نفرین به دنبال دارد. و بسی حالات دیگر که همه در محدوده جادو طبقه بندی می شوند. همانطور که خدمت بزرگواران عرض شد، ان شا الله مطالب بیشتری که تاکنون نشنیده اید در دسترستان قرار خواهد گرفت. |
|||
|
|
۳:۰۲, ۲۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
آقا مجتبی
حرف شما کاملا درسته. من فقط به قسمتی از اون اشاره کردم که به من گفتند داری تبلیغ جنگیری میکنی!!!! دونستن اینکه شما بدونید چطور میشه، چکار کرد آیا با انجام اون یکیست؟ البته نیت آدمها مهمه. درباره نوع تغذیه، مکان و کارهای دیگه هم بستگی داره شما چه عملی میخواهید انجام بدید. احضار جن کردن یا ملک (سرکرده گروهی از جنها) باید با روشهای خاصی انجام بشه و اونها اینکار را برای احضار میکنند. جناب آنتی ساتن درباره اینکه سوال شده بود که خدا این وسط چکاره است باید بگم. او همکاره است. مگر دنیا را شما کشکی فرض کردید که این حرف را میزنید. هیچ کاری بدون اراده اون انجام نمیشه. حتی کارهایی که شیطان میکنه. این فرصتیه که به من، شما و شیطان داده شده تا از موهبتهایی که او داده استفاده کنیم البته در راه او. چاقو ماهیت بدی نداره حالا اگر یک عده باهاش آدم میکشند که دلیل نمیشه که بگی نقش چاقوساز این وسط چیه. درباره طلسم و ورد اینها دو دسته کلی هستند. مگر نه اینکه از خیلی از آیه های قرآن برای طلسم کردن و جدایی انداختن بین زن و شوهر استفاده میشه. میخواهی برای شما نمونه بیارم. این دلیل نمیشه که چون آیه قرآن است این دیگه طلسم نیست. درباره خوندن اوراد و نوشتن اونها هم اگر دقت کرده باشید نوشته شده بستگی به نوع ورد داره. البته همون آیه الکرسی را اگر صحیح بخوانید جواب بهتری میگیرد. چون قرار نیست اینجا آموزش داده بشه به نحوه خوندنش اشاره نمیکنم. در خواندن اوراد، وقف، سکون و ... اگر درست خوانده نشود از قدرت اون ورد میکاهد. درباره ایمان به خدا و دور ماندن از شر شیطان باید بگم بله درست میفرمایید ایمان به خدا داشتن نه اعتقاد داشتن. اینها باهم خیلی فرق میکنه. اغلب انسانهای روی زمین اعتقاد دارند و ایمان ندارند. بعضی وقتها ما فکر میکنیم ایمان داریم ولی تا مورد یک آزمایش قرار میگیریم میبینیم تمام تفکرات ما به هم میریزه (روی مطلب شما نیستید خودم هستم) بعد اون وقته که میفهمیم چقدر ایمان داریم. دوست درباره آموزش بگوییم. به این نمیگویند آموزش، به این میگویند هشیار سازی. اگر شما کور کورانه دوست دارید یک مطلب را قبول کنید اشکالی نداره به خود شما مربوطه ولی اگر بدونید یکی از علل اون چیه راحت تر با این مساله کنار میایید. در ضمن من خودم یکی از مخالفان این کار هستم. و کار دیگری که انجام شده و باید هشیار باشید و به همه بگویید این است. که دعانویسی وجود نداره و دعایی نوشته نمیشه. همه اینها طلسم و ورد هستند. دعا یک نیایش روحی است که بین خود آدم و خداست. حالا کیا میخواستند کارشونو اسلامی جلوه بدند من نمیدونم ولی آگاه سازی از همین آلان که خوندید بر شما واجب شده است. چون به تفسیر من این کار شیطان است. راستی یک چیز مهم را بگم. تا حالا با چنین موجوداتی اصلا برخورد کردید؟ یا اصلا تجربه طلسم و ورد را دارید؟ اگر ندارید و دوست داشتید پیام خصوصی بزارید تا بگم موضوع چقدر بد است. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: jadogary%5Bzohur12.ir%5D.jpg]](http://zohur12.persiangig.com/image/jadogary%5Bzohur12.ir%5D.jpg)
![[تصویر: ukuse89si9vhxcmzmx8n.jpg]](http://up.shadfa.com/images/ukuse89si9vhxcmzmx8n.jpg)
![[تصویر: wmhwv1ma5q2bcx70gm41.jpg]](http://up.shadfa.com/images/wmhwv1ma5q2bcx70gm41.jpg)
![[تصویر: 5fffv4fw5jsmsumcjpu.jpg]](http://up.shadfa.com/images/5fffv4fw5jsmsumcjpu.jpg)
![[تصویر: 61az55rumzwzjic8zc41.jpg]](http://up.shadfa.com/images/61az55rumzwzjic8zc41.jpg)
![[تصویر: ahyj5ulxaoboz96snb.jpg]](http://up.shadfa.com/images/ahyj5ulxaoboz96snb.jpg)
![[تصویر: qnff055n88siqztg0f.jpg]](http://up.shadfa.com/images/qnff055n88siqztg0f.jpg)
![[تصویر: 2769_410.jpg]](http://www.shia-leaders.com/wp-content/uploads/2010/12/2769_410.jpg)








