|
چرا نماز را فارسی نخوانیم ؟
|
|
۱۶:۲۹, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یک هزار و سیصد و سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم.
والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راکه تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضرمبارک ایشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش روبرو می شد. پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم. اکنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده اید. اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن»باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند. نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد. خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول درکلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای که در این دنیا هم برمؤمن و هم بر کافر رحم می کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد کمال ترجمه نیست. خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود _ چون نام وی رحیم بود_ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه ای قرآنی و نام پروردگاراست، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدای که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می کند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود. در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذر خواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده کنیم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازکار خود اظهار پشیمانی کردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می کرد، خداحافظی کردیم. بعد نمازهارا اعاده کردیم و ازکار جاهلانه خود دست برداشتیم. خاطره استاد دکتر محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی را در رابطه با راز عربی بودن نماز
|
|||
|
|
۱۹:۳۴, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
نماز را چرا میخوانیم؟
رضای خدا؟ اگر برای رضای خداوند است باید نماز را به عربی بخوانیم چون او این گونه فرموده است و مقصودش را در قالب عربی ریخته است |
|||
|
|
۲۱:۱۵, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
جواب اولیه یکم طولانی بود. ولی از متن زیبایی که تهیه کردن تشکر میکنم.
دوستان این سوال که چرا نماز رو فارسی نمیخونیم ریشه ای داره که نگو. این سوالا برای این هست که بعدا بگن چرا باید رو بقبله ، با وضو ، چرا عین همون عبارات و.... نهایتش اصلا چرا باید بخونیم . چون با این سوال مواجه شده بودم بعد مدتی متوجه شدم که اصلا هدف فارسی خوندن نیست هدف اینه که کلا بگن چرا میخونیم ، حالا فارسی یا .... . اونایی که این سوال رو میپرسن بگین اگه فارسی باشه میخونین ؟ عمرا بگن میخونیم . چون مشکل با این صحبتا حل نمیشه. راستی ما خودمون برای هر کلمه چندتا معنی داریم؟ تو ترجمه که نمیشه معادل دقیق آورد .حالا متوجه شدین که این قضیه ریشش کجاست !!!!!!!! منظورم فصاحت و بلغت هستش. دیگه خودتون در این مورد بهتر از من میدونید. خدا همه رو هدایت کنه . |
|||
|
|
۱۴:۵۷, ۱/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۱ ۱۶:۲۱ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
علّت پرسش این گونه سؤالات این است که این عبادت به درستی معرّفی نشده . یک بحث به شدّت تکراری و در عین حال به شدّت مظلوم .
چند وقت پیش به سخنرانی هایی از آیت الله پناهیان برخوردم راجع به این عبادت مظلوم که چنان حلاوتی در کام انسان ایجاد می کند که حاضر است دائم در نماز باشد . ( البته در صورت اینکه برای یک بار هم که شده عمل کند . ) بنده با این پرسش هرازگاهی از جانب دوستان مواجه می شوم و از زمانی که این سخنرانی را گوش داده ام خیلی با مهربانی با این دوستان برخورد می کنم چون می دانم این سؤال از کجا نشأت می گیرد و زمانی که این سخنرانی ها را به دوستان داده ام بسیار نمازشان تغییر کرده . چون معتقد هستم اگر خداوند شیرینی چیزی را در وجود انسان بگذارد به خودی خود این گونه سؤالات حل می شود چون آن شخص با تمام وجود آن شیرینی را حس می کند و زمانی که با تمام وجود آن را حس کرد دیگر هرگز به آن شک نخواهد کرد , حتّی اگر تمام عالم بر علیه آن صحبت کنند چون او خود با تمام وجود شیرینی آن را حس کرده . به نظرم وظیفه ی ما مذهبی ها بسیار بالا رفته . طرز برخورد ما با کسانی که از این دست سؤالات از ما می پرسند , می تواند او را جذب یا متنفّر از نماز کند و این امتحان بزرگی است . طرز برخورد ما فقط طرز برخورد شخص خود ما به تنهایی نیست , طزر برخورد اهل مذهب خواهد بود . و روش آن عالم بزرگوار چه زیرکانه و حکیمانه بود . طرز برخورد او باعث شد چقدر مذهب در نظر آن جوانان و هر خواننده ای که آن را بخواند زیبا جلوه کند . بابت به درازا کشیدن صحبتم عذر می خواهم . این هم لینک سخنرانی های مذکور : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-24...#pid135330 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










