کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درنگی بر بازی مکس پین:رستگاری در نیویورک
۲۰:۰۶, ۱۳/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۸۹ ۲۱:۵۳ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: head.jpg]

رستگاری در نیویورک

" روی صندلی عقب ماشینی، در شهر پیش می روم. او با چشمان نئونی خود به من نگاه می کند. شب، آسمان خراش ها را نقره پوش کرده. روی هر آجر دیوار، با گرافیتی نقاشی شده. عکسی از یک V سبز با سرنگی در وسط آن، بارها و بارها تکرار می شود و من V for Valkyrie را می بینم. نور قرمز و آبی ماشین پلیس، برف سفید را رنگی می کند".
همانگونه كه در دنياي سينما، ديدگاه ها، تفکرات و جنبه هاي مختلفي (سیاسی، فرهنگی، مذهبی و...) در پشت پرده فيلم هاي عرضه شده در هر سال قرار دارند، در صنعت بازي های رایانه ای هم با چنين مواردي رو به رو هستيم. بسياري از فيلم هاي هاليوودي قصد ترويج ايدئولوژي های وام گرفته از سياست هاي كشوری خاص را دارند كه به نوعی بهانه اي براي ترويج موضوعی در مقاطع بين المللي هستند. در سوي ديگر، كارگردان هايي قرار دارند كه شايد در خود هاليوود و يا خارج از آن درست متضاد اين روش عمل مي كنند. به عنوان مثال، چارلي چاپلين یکی از منتقدان سرسخت دولت امريكا بود كه در خارج از اين كشور به ساخت فيلم هايي انتقادی از سياست و جامعه امريكا مشغول بود.
در دنیای بازي های رایانه ای هم بازيسازاني وجود دارند كه همانند سینماگران به انتقاد از برخی عقايد و ايوئولوژی هاي رایج در کشورهای غربی مشغول هستند و از همان الگوهای رایج در سینما برای بیان نظرات خود بهره می گیرند. سم ليك (Sam Lake )، نويسنده فنلاندی و نام آشنای استوديو بازي سازي Remedy چند سالی است که با چنين ذهنيتي مشغول نگارش داستان و تولید بازی های رایانه ای است.

[تصویر: sam.jpg]

سم ليك در رشته ادبيات انگليسي تحصیل كرده است و به خوبي مي داند که چطور داستانی چند لايه و جذاب خلق كند. در کنار تحصیلات دانشگاهی، آشنایی با فن نمايش نامه نويسي توانسته است كمك شاياني به بهتر شدن آثار سم لیک نماید.
نزديك به ده سال از عرضه بازی موفق مکس پین (Max Payne )، به نویسندگی سم لیک مي گذرد ولي هيچ گاه استعاره ها و روند داستاني اين بازي تكراري نمي شود. در ادامه این مقاله سعی می کنیم با تحلیل جنبه های مختلف داستان بازی مکس پین، کمی با عقاید این نویسنده بزرگ آشنا شویم.

اتاق رنج

داستان مکس پین روایتگر ماجرای پليسی درست كار و سخت کوش به نام مکس پین! است که در دپارتمان پليس نيويورك (NYPD) مشغول به کار است. او در طول انجام ماموريتی سری وارد یکی از باندهای بزرگ خلافكار روسي مي شود و خیلی زود اعتماد آن ها را به خودش جلب مي كند.
اما علی رغم مهارت او در اجرای ماموریت، اتفاق پیش بینی نشده ای برای او رخ می دهد. او ماجرای این اتفاق را اینطور شرح می دهد:
"زندگی خیلی خوب بود. خورشید در یک تابستان شیرین غروب می کرد. بوی چمن تازه، ریه هایم را نوازش می داد. صدای کودکان در حال بازی شنیده می شد... در خانه ای آن سوی رودخانه نزدیک به Jersey ، زنی زیبا به همراه دختر بچه ای منتظرم بودند... رویای امریکایی به حقیقت پیوست"
او ادامه مي دهد :
"رویا عادت بدی دارد. وقتی به آن نگاه نکنی ناگهان ترکت می کند. خورشید مانند همیشه غروب کرد. هوای گرگ و میش بر سقف آسمان خزید."
از همين جملات شاعرانه مي توان آينده اي وحشتناك را که در انتظار مکس بود حدس زد.
"زندگي خيلي خوب بود، خورشيد در يك تابستان شيرين غروب مي كرد" اين جمله به زیبایی و با کنایه ای ظریف به اين موضوع اشاره دارد كه چطور خورشيد تابان كه نمادي از آرامش است، از زندگي خوب مکس غروب مي كند و به تاريكي شب مي پيوندد. مكس در ادامه، زندگي آرام در كنار زن و بچه اش را يك رويا مي داند، روياي امريكايي. در اين متن به راحتي می توان كنايه سم ليك را به يك زندگي ايده آل امريكايي مشاهده كرد. در ادامه، مكس جمله سنگين تری را به زبان مي آورد:
" خورشيد مانند هميشه غروب كرد و هواي گرگ و ميش بر سقف آسمان خزید"، در اینجا پارادوكس بسیار زيبايي بين عناصر جمله قبل و اين جمله وجود دارد كه ما را آماده يك فاجعه بزرگ مي كند.
مكس وارد خانه خود می شود و بلافاصله متوجه موضوع وحشتناکی می شود؛ کودک چند ماهه اش با گلوله ای در گهواره کشته شده و همسرش ميشل نیز به طرز فجیعی به قتل رسیده است.

[تصویر: max2.jpg]

مکس این حادثه را اینطور شرح می دهد:
"میشل روی تخت دراز کشیده بود. جای سوراخ گلوله همانند یاقوتی سرخ روی سینه اش بود. صدای بچه کمتر شد و بعد صدای گلوله ای را شنیدم. جواب تمام سوال هایم داده شده بود. صدای گلوله در سرم می پیچید و من هیچ وقت آن اتقاق را فراموش نکردم...آن اتاق هرجایی که می روم در درونم هست."
مكس، جاي گلوله روی جنازه همسرش را با يك تضادی زیبا توصیف مي كند: جاي گلوله همانند ياقوتی سرخ است. ياقوتي كه به گردنبد اشاره مي كند، به رويایی براي يك زن.
در ادامه مكس به اتاقی که در آن بزرگترین تراژدی زندگیش رخ داده بود اشاره می کند و جایگاه ویژه ای برای آن متصور می شود:
"آن اتاق هرجايي كه مي روم در درونم هست". درواقع اتاق درون مكس، اتاقي آکنده از كينه، نفرت، حس انتقام و تنزلات شخصيت وي است. درواقع زندگي مكس همانند پل بلندی است كه اين اتاق تكه اي از آن را برداشته و نمي گذارد كه وي راه خود را ادامه دهد.
چند وقتی از اين ماجرا مي گذرد و بالاخره مكس با کمک دوست خود الكس، موفق به یافتن سرنخ هايي از افرادی که در قتل عام خانواده اش دست داشته بودند می شود. در همین بین آن ها به دارو و ماده مخدري به نام Valkyrie برخورد می کنند كه مانند يك قده سرطانی درحال گسترش در بين مردم نيويورك است. قبل از ادامه تحلیل داستان بد نيست کمی، نام Valkyrieرا مورد بررسی قرار دهیم تا دریابیم که اين نام بازتاب دهنده چه مفهومی در این بازی است.
در افسانه هاي مربوط به شمال اسكانديناوي، Valkyrie فرشته اي است كه ماموریت دارد تا روح جنگجوهاي بزرگ زمين را به Valhala ببرد تا آن ها را برای نبرد بزرگ آخرزمانی آماده کند.
در حقيقت Valkyrie ، نمادي از ناجی و رهایی بخش انسان ها است كه قصد دارد آن ها را از رنج و عذاب دنیای ماده رهانیده و در زمره افراد خاص قرار دهد!
اين موضوع کنایه ای است به انسان هایی که در پی فاصله گرفتن از معنویات و درگیری در روزمرگی، بیش از پیش به دنبال آرامشي معنوي می گردند و سعي دارند با مصرف مواد و داروهاي مخدر به نوعي آرامش مصنوعي برسند و خود را از این زندگی نکبتبار رهایی بخشند.
معتاداني كه Valkyrie مصرف مي كنند تصور مي كنند كه به فرشته ای تبديل شده اند و در بهشت هستند، ولي حقيقت امر اين است كه اين دارو در اصل آن ها را از درون متلاشي مي كند.
مكس در مورد اين ماده مخدر اینطور اظهار نظر می کند:
" مردم با مصرف Valkyrie فكر مي كنند كه به بهشت مي روند، اين درحالي است كه با هر تزريق، يك قدم به جهنم نزديك تر مي شوند"
درواقع روش عملکرد Valkyrieبه این صورت است كه باعث تولید آدرنالين زيادي در خون مصرف كننده می شود و كشتن را براي وي لذت بخش مي كند. در حقيقت Project Valhala پروژه ای محرمانه بوده كه توسط شرکت داروسازی Aesir براي ارتش امريكا تهيه مي شد. با تزريق Valkyrieبه سربازان جنگ خليج فارس در سال 1991، سربازها توانايي بيشتري در كشتن پيدا مي كردند!

[تصویر: aesir.jpg]

در حقيقت سم ليك طعنه ای بزرگ به سياست هاي جنگي و نظامي امريكا مي زند. او با استفاده از عبارت V for Valyr در حقيقت جمله معروف ارتش امريكا يعني V for Victory را نشانه می گیرد و نشان می دهد که امريكای هميشه به دنبال پيروزي، در نهايت چگونه شكست می خورد.
در فيلمی که بر اساس بازی مکس پین ساخته شد به وضوح مي بينيم كه مصرف كنندگان Valkyrie چگونه در توهمات خود بال درمی آورند و به فرشته تبدیل می شوند. حتي مكس هم که در طول بازي به طور ناخواسته دو بار مجبور به استفاده از این دارو می شود نیز به سرنوشت مشابهی دچار می شود و کابوس های وحشتناکی را تجربه می کند.
كابوس هاي مكس در همان اتاقي اتفاق مي افتند كه در ابتداي متن به آن اشاره شد. راهرو هاي آن تو در تو و بزرگ تر از معمول هستند و مكس در آن ها سرگردان است. درون این راهروها مکان های تاریکی وجود دارند که در حقيقت نمادی از ضمير ناخودآگاه مكس هستند و خطوط قرمزي كه بیشتر به رد خون شباهت دارند، تنها راهنمای شما برای خروج از این مکان های تاریک به شمار می روند و این بدان معنی است که، برای مکس خون (نمادی از انتقام) تنها راه به آرامش رسیدن و خروج از تاریکی است.

ما به اتاق درون مکس كه تنها خون و مرگ در آن جلوه مي كند وارد می شویم. مكس خود را مقصر مرگ خانواده اش مي داند و حتي بارها خودش را به جای قاتل همسر و فرزندش تصور می کند. دنياي مكس به دنياي از درد و رنج تبديل شده است، همانطور كه نام بازي نیز به نوعی به آن اشاره دارد.
این شگردی است که سم لیک در نامگذاری بازی های خود از آن استفاده می کند. در حقيقت او قصد دارد با اين كار نشان دهد كه اين بازي در مورد مسایل درونی یک شخصيت خاص است، نه توطئه و يا جنگ داخلي يك كشور. داستان بازي هاي او در ذهن شخصيت ها پيگيري مي شود و به اين خاطر است كه راوي داستان هم خود شخصيت هاي بازي هستند.

فرقه های شوم
در ادامه بازی، مكس به ساختماني وارد می شود كه اعضای فرقه ای مذهبي در آن مشغول انجام وحشيانه ترين كارها، از قبيل كشتن و سلاخي كردن آدم ها هستند. سم ليك در اين مرحله، تصویری از فراماسونرها و شیطان گرا ها را نمایش مي دهد. ستاره پنج پر كف زمين و نماد چشم و هرم روي ديوار نمادهای مرموزی هستند كه رازهای زیادی را در خود جای داده اند. فراموش كردن خدا، پرستش شيطان و شکل گیری فرقه های پلیدی که به اعتقاد خودشان قصد رستگاري نژاد بشر را دارند، به يكي از بزرگترين دغدغه های جامعه غرب تبديل شده است.
سم لینک با نمایش چنین نمادهایی در مکان های مختلف بازي و به تصویر کشیدن آثار مخرب آن ها، اینگونه خرافه گرایی و دوری از مذهب را به شدت به باد انتقاد می گیرد. در جايي از بازي به صورت كاملا نمادين ابليسكی را مي بينيم كه چطور سقوط مي كند. اگر در پايان بازي به ساختمان اصلي شرکت Aesir دقت كنيد، مي بينيد كه شباهت بسیار زیادی به يك ابليسك دارد.
مكس در وصف اين ساختمان اینطور مي گويد:
" Nicole Horne(رئيس كل Aesir) ساختماني بزرگ در نيويورك ساخته بود كه با شيشه هاي فراوان آن را شيك و مدرن جلوه داده بود"
در حقيقت ساختمان Aesir همان ابليسك فراماسونرها هست كه به شكل مدرن در دنياي امروز ساخته شده است. اين موضوع نشان مي دهد كه چطور فراماسونري همانند یک غده سرطانی در جاي جاي دنياي مدرن ما رسوخ كرده و با وعده های پوچ و دروغین خود، رویای رستگاري (Valkyr) را در مغز انسان های زود باور پرورش می دهد.

[تصویر: max1.jpg]

در ادامه وودن كه مخفيانه به مكس براي كشتن Horne كمك مي كند به او مي گويد:
" اگر يك كلام از حرف هايي كه به تو گفتم را به پليس بگويي، ما منكر آن خواهيم شد"
اين موضوع به روشنی به پنهانكاري ها و سر پوشگذاري برخی از سیاستمداران و افراد با نفوذ بر اعمال چنين فرقه هايي اشاره می کند و آن را به باد انتقاد می گیرد.
سم ليك به شدت معترض به چنين سياست های كثيفی است. او در نمايي كاملا نمادين، Nicole Horne را همانند هيولایي بزرگ بر فراز نيويورك به تصویر می کشد كه با سرنگی در دست، پشت برج های دوقلوي تجارت جهانی ايستاده و وودن او را حكمران نيويورك مي نامد.
در آخرین مرحله بازی با تخريب دكل بزرگ روي برج كه در حقيقت تيزي ابليسك محسوب می شود، خواسته سم ليك برای نابودي چنين جامعه ای محقق می شود.
مكس پين، پس از مرگ همسر و فرزندش به دنبال انتقام گرفتن رفت و به قول خودش مردي بود كه چيزي براي از دست دادن نداشت، اما در ادامه، اين انتقام فراتر از چيزي شد كه تصورش را مي كرد. انتقام جاي خود را به رستگاري داد و اگر مكس به رویای اين بهشت دروغين پايان نمي داد، براي هميشه در جهنم خود (اتاق) مي سوخت. لبخندی که در پایان بازی بر لبان مکس نقش می بندد خود گویای رستگاری او در پایان این کشمکش مرگبار است. او برفراز بلند ترين برج نيويورك ايستاده و احساس مي كند زندگي بهتري در پيش خواهد داشت.


http://vgpostmortem.com
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۵۸, ۱۳/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
آواتار
البته خشم، نفرت، انتقام جویی، سنگدلی، مواد مخدر و انحرافات اخلاقی به طور ضمنی در بازی گنجانده شده اند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۱, ۳۰/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/دی/۹۰ ۲۰:۴۳ توسط ezio252.)
شماره ارسال: #3
آواتار
از کی تا حالا در آغوش گرفتن شد انحراف اخلاقی والا دیگه شما کی هستید از 4 روز دیگه مردا تو فیلما هم نمیتونن همدیگرو بغل کنند چون ترویج همجنسبازی است برید به گفته های یکی از امام جمعه ها نگاه بندازید میبینید الان هم اینطوری شدهAngryAngryAngry
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۲, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
در بخش دوم هم به نقطه ای می رسه که یک خانم (مونا)در حال برهنه مشغول استحمام هست.من بعد از فهمیدن موضوع بازی رو حذف کردم و نسخه فارسیش رو نصب کردم که این صحنه رو با صحنه لباس دار عوض کرده بودند ،یعنی مدل با لباس استحمام می کرد.
استودیو rockstars که مشخصا در نشر روابط جنسی فعالیت می کنه و تقریبا نیاز به استدلال نداره.حتی در کشورهای غربی هم san andreas رو جمع آوری کردند و اون رو کردند +18
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۷, ۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
کسی داستان قسمت سومشو می دونه؟؟؟

خیلی مشکوک میزنه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۲, ۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
(۴/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۷)mohsen-321 نوشته است:  کسی داستان قسمت سومشو می دونه؟؟؟

خیلی مشکوک میزنه
قربون شکلت چیش مشکوک میزنه؟
قسمت سوم ادامه بدبختی ها و بد شانسی های مکس رو نشون میده. بعد از مرگ مونا، از پلیس استفا میده و یه آدم دائم الخمر میشه. بعد یکی از دوستاش میاد و بهش پیشنهاد کار و شروع یه زندگی جدید تو سائوپائولو میده. مکس هم قبول میکنه. کار هم محافظت از یه خانواده پولدار بود. به آدم های حساس هم توصیه میکنم بازیش نکنن (گرچه تا الان هرکی خواسته دیگه بازی کرده.) چون صحنه داره.Big Grin
از اونجا هم موج بدشانسی هاش شروع میشه. البته خیلی خلاصه گفتم. چون که تو تالار نه ارزشی داره و نه اهمیتی، فقط خیلی مختصر، مهمترین قسمت استراتژیک بازی از نظر بچه های تالار رو گفتم.
چرا بشینیم درباره یه بازی با داستان خوب بحث و تحلیل کنیم وقتی میتونیم بریم معمای 120 حل کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا