کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راه‌كارهاي قرآن براي رسيدن خانواده به آرامش و آسايش
۱۳:۴۴, ۱/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۰ ۱۳:۴۶ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #1
آواتار
در قرآن شريف، خانواده محبوب‌ترين بنياد اجتماعي معرفي گشته است.
براي آن كه از ارزش و قداست اين بنيان محبوب پابرجا و محفوظ بماند، خداي متعال براي هر يك از اعضاي خانواده، تكليف، وظايف و حقوقي1 تعيين كرده است كه رعايت آن‌ها، موجب دستيابي خانواده به آرامش و آسايش، خواهد شد.

اوّلين قدم، اوّلين راهكار:
در فرهنگ قرآن، هدف اصلي از ازدواج رسيدن به آرامش روان و آسايش خاطر، پيمودن طريق رشد، نيل به كمال انساني و تقرب به ذات حقّ است.2
و اين بدست نمي‌آيد مگر از طريق انتخاب درست و در دامن همسران برتر.
نه با ازدواج گريزي مي‌توان به آسايش و آرامش دست يافت و نه با ازدواج‌هاي نابرابر و طلاق‌هاي متعدد و متنوع.3
قرآن شريف مي‌فرمايد:
«هوَ الّذي خَلقكم مِن نفسٍ واحدةٍ جَعَلَ مِنها زوجها لِيَسكُن اِليها...»4
يعني «او خدايي است كه (همه‌ و) شما را از يك فرد آفريد؛ و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنا او بياسايد.»

خود ازدواج بايد آرامش روح و زندگي را به همراه داشته باشد و اين بدست نمي‌آيد، مگر در سايه تفاهم و درك درست از همديگر و زندگي.
در واقع اساس زندگي بر انس و الفت استوار است.5 و اين نيست مگر در گروه انتخاب درست.

راهكار عقيدتي و پايبندي به باورها:
يكي از زيباترين راهكار، براي دستيابي خانواده به آرامش و آسايش، آن است كه فضاي حاكم بر خانواده و نوع نگرش از زندگي، الهي و خدا محور باشد.
قرآن شريف،‌آرامش و آسايش را در گرو نام و ياد خداوند مهرگستر قرار داده است. مي‌فرمايد:
«اَلا بذكرِ الله تَطمَئِنُّ القلوب»6
يعني «آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دل‌ها آرامش مي‌يابد.»
اين نكته بر سراسر زندگي سايه افكنده است. فرد، خانواده و جامعه در صورتي مي‌توانند به آرامش و آسايش دسترسي پيدا كنند كه نام و ياد خدا بر آن حاكم باشد. آرامش روان از بزرگترين موهبت‌هاي الهي است.7
كه فقط در ساية نام و ياد الهي بايد آن را جستجو كرد.
اضطراب، استرس، عصبانيّت، لاابالي‌گري، شهوت‌پرستي، پايمال كردن حقوق انسان‌ها و بسياري از نبايدهاي اخلاقي، چيزي نيست كه تنها با دارو درمان يابد.
تنها در پرتو ايمان، بايد از آن‌ها پيشگري و يا درمان كرد.
قرآن شريف مي‌فرمايد:
«و هر كس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت) و تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي‌كنيم.»8

به هر تقدير، در پرتو نام و ياد خدا، بندگي و عبوديت نمودن، به يقين مي‌توان به آرامش و آسايش آرماني دست يافت.
پدر و مادري كه اهل عبادت، نماز،‌مسجد، دعا، توسل و نيايش باشند، زندگي آرامي خواهند داشت.
نقش تربيتي نماز و روزه بسيار بالا است و باعث رونق و صفاي خانواده مي‌شود.
بحث‌هايي چون قرآن درماني،‌نيايش درماني، دعا درماني، خانواده درماني9و ... از جمله بحث‌هاي روز روانشناختی است.

.
.
.
ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، محمود ، montazer ، zaeim ، rastin ، shafagh_mah ، nafas ، خادمة الزهرا ، Seyed Mohsen ، Farzaneh ، 135
۱۹:۲۸, ۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
راهكار اخلاقي و عاطفي:
در فرهنگ قرآن، زن به عنوان مظهر جمال الهي در چهرة انسان نقش‌آفريني مي‌كند.10
قرآن شريف، آرامش و آسايش زن و مرد را در قالب‌ يك راهكار اخلاقي و عاطفي، بسيار زيبا بيان مي‌كند؛ مي‌فرمايد:
«و مِن اياتِهِ اَن خَلَقَ لَكم مِن اَنفسِكُم اَزواجاً لِتَسكُنوا اِليها و جَعَلَ بَينَكم مَوَدَّةً و رَحمةً اِنَّ في ذلك لِاياتٍ لِقومٍ يَتَفَكّرون»11
يعني:
«و از نشانه‌هاي او اين است كه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‌هايي است براي گروهي كه تفكّر مي‌كنند.»
منشأ گرايش مرد به زن و آرميدن مرد در ساية انس به زن همانا مودتّ و رحمت است كه خداوند بين آن‌ها قرار دارد و اين مودتّ الهي و رحمت خدايي غير از گرايش غريزه‌ي نر و ماده است كه در حيوان‌ها هم موجود است. اين همان محبّت الهي است.12 «محبت،‌زيباترين جلوه‌ي ايمان است، محبت، متعالي‌ترين رفتارهاست، محبت، پاسخي به گرانقدرترين نياز فطري انسان است، و در يك كلام، محبت‌آميزه‌اي از گذشت و ايثار، شجاعت و صداقت، حق شناسي و عدالت، صبوري و همدلي و احساس است.»13 كه در پرتو آن آرامش و آسايش زيبا به دست مي‌آيد.

از محبت همسران برتر شوند
وز محبت برتران همسر شوند14

قرآن شريف، مي‌فرمايد:
«هُنّ لباسٌ لَكم وَ‌ اَنتم لباسٌ لَهُنَّ»15
يعني «آنان لباس شما هستند و شما لباس آنانيد.»

درسايه‌ي لباس محبّت و تفاهم است كه آسايش و آرامش خانواده بدست مي‌آيد و ساختار و نظام خانواده مستحكم مي‌‌شود.
پوشانيدن عيب‌هاي همديگر، محرم راز همديگر بودن،مصون داشتن همديگر از آفت‌ها و آلودگي‌ها،‌آرام جان همديگر بودن، تنوع بخشيدن به زندگي همديگر، متناسب بودن در ابعاد مختلف زندگي، نزديكترين همراه و همراز هم بودن16 و...
همة اين‌ها از اين تشبيه بسيار دل‌انگيز و دلنواز قرآني بدست مي‌آيد كه همة اين‌ها زمينه‌ساز آرامش و آسايش خانواده هستند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zaeim ، rastin ، shafagh_mah ، nafas ، خادمة الزهرا ، Seyed Mohsen ، Farzaneh
۱۱:۲۱, ۲/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۰ ۱۳:۲۰ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #3
آواتار
راهكار اقتصادي:
نقش اقتصاد را نبايد در تأمين آرامش و آسايش خانواده ناديده گرفت.
از نظر فقهي و حقوقي، اقتصاد در راستاي تحيكم بنيان خانواده، نقش اساسي ايفا مي‌كند.
«آثار حقوق نكاح و پيوند زندگي مشترك، شامل دو بخش قابل توجّه است. بخشي از اين آثار داراي جنبة اقتصادي و بخشي نيز متضمن حقوق و تكاليف همسران در روابط في ما بين است.»
قرآن شريف «اقتصاد سالم» را در تحكيم بنيان خانواده و به دنبال آن در دستيابي خانواده به آرامش و آسايش، بسيار مؤثر مي‌داند.
از اين جهت با يك مهندسي بسيار زيبا، اقتصاد سالم را در ساختار خانواده جاسازي كرده است.
- مهريه و تأكيد بر پرداخت بي‌چون و چراي آن17
- هزينة خوراك، پوشاك، و مسكن18
- توجه به ثروت ايتام19
- توجه به سهم قانوني مرد و زن در ارث20
- ارزيابي بلوغ اقتصادي يتيمان پيش از واگذاري ارث به آنان21
- توجه به ميراث يتيمان به عنوان امانتي سنگين22
- توصيه‌اي اخلاقي در مورد تقسيم ارث23
- توجه به تفاوت مرد و زن در ارث24
- توجه به طبقات ميراث‌بران25
- توجه به استقلال اقتصادي زن26
و ...
از جمله بحث‌هاي اقتصادي هستند كه قرآن شريف، آن را در راستاي تحيكم بنيان خانواده مطرح كرده است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.كتاب آئين همسرداري از استاد ابراهيم اميني
2 . همسران برتر از استاد دكتر غلامعلي افروز
3. حقوق نظام خانواده، اثر علي قائمي



مآخذ:
1. بقره/233
2. افروز، غلامعلي، همسران برتر، تهران: انجمن اولياء و مربيان، چاپ اول، 1377،ص 24.
3. مراجعه شود به كتاب امامي، حقوق مدني. ج 5.
4. اعراف/189
5. تفسير نور، قم، مؤسسه در راه حق، چاپ اول، 1375. ج 4، ص 255
6. رعد/28
7. افروز، غلامعلي، همسران برتر، همان
8. طه/124.
9. مراجعه شود به كتاب اثر جان كارلسون و ديگران، خانواده درماني، ترجمه‌ي شكوه نوايي‌نژاد
10 . جوادي آملي، عبدالله، زن در آيينة جلال و جمال، نشر فرهنگي رجاء، چاپ دوم، 1371، ص 37
11. روم/21.
12. جوادي آملي، عبد الله، همان، ص 5040؛ ‌افروز، غلامعلي، همان، ص32
13 . افروز، غلامعلي، همان، ‌ص 32
14. همان، ص43
15. بقره/187.
16. افروز، غلامعلي، همسران برتر، همان، صص 46 ـ 60 و 179
17. نساء/4، 19،21
18 . بقره/233 و نساء/34
19. نساء/2.
20 . نساء/33 و176
21 . نساء/6.
22. نساء/9 ـ 10
23 . نساء/8
24. نساء/11 ـ14
25. نساء/7، 33 و 176
26. نساء/32
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، zoha ، nafas ، خادمة الزهرا ، Seyed Mohsen ، Farzaneh ، 135
۱۵:۴۳, ۶/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۰ ۱۵:۴۴ توسط moh3n.)
شماره ارسال: #4
آواتار
خانواده از دیدگاه قرآن و اهل بیت(علیه السلام)
دیباچه

خانواده اجتماع کوچکی است که ابتداء با یک مرد و زن تشکیل می شود، دو نفری که بناست در تکامل معنوی و رشد مادی یکدیگر مشارکت کنند و بالاتر آن که هریک کمبود دیگری را در اوج محبّت و مودت جبران نمایند و چنانچه چیزی آنان را تهدید کرد و آرمانهای فکری و اعتقادیشان را به خطر انداخت، هر دو به دفاع برخیزند و جهت حیات و زندگی همیشگی خویش با آن مبارزه کنند و برای بقای خویش برنامه ریزی نمایند و نسل خود را دوام بخشند. قرآن کریم این اصل اساسی را با واژگانی زیبا چنین بیان می کند:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرُونَ»1؛ از نشانه های خداست آن که آفرید برای شما همسرانی از جنس خودتان تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه ها و عبرتهاست.

امام محمد باقر علیه السلام از قول جدّش رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده که فرمود: «ما بُنِیَ بَناءٌ فِی الاِسلامِ اَحَبُّ اِلی اللّهِ ـ عزّ وَ جَلّ ـ من التزویج2؛ هیچ بنائی در مکتب اسلام طرح ریزی نشده که در نزد خداوند بزرگ محبوب تر از ازدواج باشد.»
اصول اساسی

سه اصل اساسی در تشکیل خانواده عبارتند از:
الف) عشق به همسرداری

علاقه و عشق به همسرداری از جمله اموری است که در فطرت انسانی نهفته است. این نیاز در موجودات زنده دیگر مشاهده می گردد و در دوران کودکی به صورتی رقیق و کم رنگ جلوه می کند؛ انسان هم از تنهایی رنج می برد و خود را در قالب عواطف به همنوع خود نزدیک می نماید.

خداوند سبحان قبل از تشکیل خانواده، در میان زن و مرد مودّت و محبّتی ایجاد نمود که هرگز بدون آن آرامش نمی یابند و آنگاه که مرد و زنی برای امر مقدّس ازدواج به یکدیگر نزدیک می شوند و مقداری سخن می گویند، گویا گمشده ای را که سالیان سال در پی آن بوده اند، می یابند و از یکدیگر به آسانی جدا نمی شوند.

مردی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رسید، عرض کرد: یا رسول اللّه! من از امر ازدواج به شگفت در آمده ام و تعجب می کنم، زیرا مرد و زنی که هرگز یکدیگر را ندیده اند و نمی شناسند، چون میان آنان پیمان و عقد ازدواج برقرار می شود و بعد با یکدیگر به صحبت می نشینند و یکدیگر را بیشتر درک می نمایند، چنان دوستی و محبّتی برقرار می گردد که از آن عظیم تر ممکن نیست؟!

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:

پایه ریزی امر ازدواج را خداوند سبحان در ذات بشر قرار داده به طوری که نیازمندی به آن را در درون خویش احساس می کند.

آنگاه به آیه ذیل استشهاد نمود و آن را قرائت کرد:

«وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لایاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرون»3؛ خداوند بین شما (زنان و مردان) محبّتی خاص قرار داده و به یکدیگر مهربان نموده است. همانا در این امر نشانه ها و آیاتی است برای آنانی که تفکّر کنند.

این عشق فطری موهبتی است الهی که رسول گرامی اسلام بدان افتخار می کند و می گوید:

«النّکاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی؛4 ازدواج دادن و ازدواج نمودن، سیره و راه من است و هرکس از این سنت زیبای الهی سر برتابد، از من نیست.»

در تبیین این موهبت الهی، آیات و روایات فراوانی وجود دارد؛ ما به برخی از آنها اشاره می کنیم. در حقیقت کسانی که به نوعی از امر ازدواج وحشت دارند و عشق درونی خویش را که شعله ور است، سرکوب می کنند، خداوند آنان را تشویق می کند و خود آن شکاف تخیلی و یا واقعی «فقر» را که ممکن است پیش آید، پرمی کند و به آنان وعده غناء و بی نیازی می دهد.

در سوره نور آمده است: «وَانکَحُوا الاَیامی مِنکُم والصّالحینَ مِن عِبادِکُم و اماءِکُم اِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ واسِعٌ علیمٌ»5؛ مردان و زنان بی همسر (مجرّد) خود را ازدواج دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکار خویش را. چنانچه فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می کند؛ خداوند گشایش دهنده و داناست.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

«مِنْ أَخلاقِ الانبیاء حُبُّ النّساءِ6؛ از ویژگی های اخلاق پیامبران، دوست داشتن زنان خویش بوده است.»

امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل کرد که جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دینهِ فَلْیَتَّقِ اللّهَ فِی النّصفِ الباقی7؛ کسی که ازدواج کند، نیمی از دین خود (و احکامی که بر دوش دارد) را حفظ کرده است، پس به خدا پناه ببرد و استمداد جوید نسبت به نیمه دیگر آن.»

رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اعْطِیَ نِصف السَّعادَةِ8؛ کسی که با همسر منتخب خویش ازدواج کند، نیمی از سعادت و خوشبختی را درک کرده است.»

همچنین فرموده است:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقْدْ اعْطِیَ نِصْف العِبادَةِ9؛ کسی که با همسر منتخب خویش ازدواج کند، نیمی از بندگی و اطاعت حضرت حق به وی داده شده است.»
ب) مسؤولیت مردان در نظام خانواده

در آیات مختلف، مخاطب قرآن مردانند تا آن که در جهت تشکیل زندگی تلاش و سعی کنند و سامان بخشی آن را بر دوش کشند. تداوم زندگی و تأمین آن، سختی ها و درگیری های فراوانی به دنبال دارد که بدون امید و آرامش نمی تواند ادامه یابد. لذا این ایستادگی در برابر نابسامانی ها را بر دوش مردان قرار داده است. از سوی دیگر، زنان را آفرید تا کانون محبّت، عشق، زیبایی و آرامش بخشی باشند.

علاّمه محمّد حسین طباطبایی، مفسّر عالی مقدار می نویسد:

«فالنساء هنّ الرکن الاول والعامل الجوهری للاجتماع الانسانی10؛ زنان، سنگ زیرین و رکن اساسی و علت واقعی انسجام و تشکیل اجتماع خانوادگی انسانها هستند.»

بعضی از مفسّران وجود زن و عواطف زیبای او را همانند ملاطِ چسبنده و مستحکم یک ساختمان دانسته اند که سالیان سال اجزاء یک بنای عظیم را نگه می دارد و در استحکام و بقای آن نقش اساسی دارد، همانند سیمان و ماسه و آهک و غیره. این جاذبه عظیم را خداوند در وجود زن قرار داده است و او را سبب «آرامش و سکینه» معرفی نموده است.

قرآن کریم حفاظت و حراست از این رکن اساسی را بر عهده مردان نهاده و با توجه به توانایی های ذاتی شان آنان را مسؤول می داند و می فرماید:

«الرّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النّساء بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُم عَلی بعضٍ وَ بما اَنْفَقُوا مِن اموالِهِم»11؛ مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برتری هایی که خداوند (از نظر نظام اجتماعی) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر نفقاتی که از اموالشان در مورد زنان پرداخت می کنند.

در تبیین مسؤولیت مردان، چند نکته حائز اهمیت است:

الف) قَیِّم؛ کسی را گویند که مسؤولیت کارهای مهم دیگری را به عهده گیرد و آن را انجام دهد. قوّام و قیّام، اوزان صیغه مبالغه است که بر برتری همیشگی و ذاتی مردان بر زنان دلالت دارد.

ب) بما فضَّلَ اللّهُ؛ فضیلت آن امتیازی است که به طور طبیعی مردان (جنس نر) نسبت به زنان (جنس ماده) دارند.12 همانند قدرت و مقاومت در برابر کارهای سخت و سنگین و نیز معضلاتی که هم توان بیشتری را می طلبد و هم اندیشه قوی تری را.

از سوی دیگر، عواطف و احساسات پاک و قوی زنان آن قدر مورد توجه و التفات خداوند سبحان است که آرامش مردان را در سایه آن دانسته و بر آن تصریح می کند بلکه بار دیگر تأیید می نماید:

«هُوَ الذّی خَلَقَکُم مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنها زَوجَها لِیَسْکُنَ الیها...»13؛ اوست که شما را از یک تن آفرید و همسر او را از [نوع] او پدید کرد تا بدو آرام گیرد.

ج) بِما اَنْفَقُوا؛ در وادی ازدواج تأمین زندگی مادی زن را بر عهده مرد قرار داد و در صورت تمکین و رضایت بخشی کامل، او را «واجب النفقه» مردان نمود؛ که این خود یک سختی دیگر است که با جسم و اعضاء و جوارح مرد هماهنگی دارد و در این راستا هرگونه زحمت و خطری را به جان می خرد و برای دفاع از ناموس و حیثیت خویش گاه مال و گاه جان خود را فدا می نماید.
ج) مراقبت از تداوم زندگی

ادامه زندگی خانوادگی و زناشویی از دیگر موهبت های الهی است که بشر برای آن تلاش می کند، و می خواهد آنگاه که پیوند ایجاد شد، به سادگی بحث جدائی مطرح نشود. در این راه دو رکن اساسی خانواده (زن و شوهر) موظفند از آنچه سبب جدائی می شود، پرهیز نمایند بلکه در راه استحکام پیوند زناشویی سعی مضاعف داشته باشند. قرآن کریم به این مطلب چنین اشاره می کند:

«وَ هُوَ الّذی خَلَقَ مِنَ الماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ کانَ رَبُّکَ قدیراً»14؛ خداوند کسی است که بشر را از آب آفرید، آنگاه در آفرینش او پیوندهای نسبی و سببی به وجود آورد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد). و پروردگار تو همواره تواناست.

با توجه به مطلب فوق، عده ای از مفسّران گفته اند: در آیه 21 سوره روم «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً...» آوردن این دو کلمه که ـ حکایت از شدت علاقه زن و مرد و وابستگی این دو به یکدیگر است و این دو واژه مفاهیم عمیق و ژرفی را در دل دارد ـ سه احتمال وجود دارد:

1. مودّت: انگیزه ارتباط در آغاز کار ازدواج است و اما ادامه و پایان آن که یکی از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان شود و قادر بر خدمت نسبت به دیگری نباشد، «رحمت» جایگزین مودّت می شود. او دلسوزی خاص دارد، حتی از دیگران جهت کمک به همسرش استمداد می طلبد و خود را به هر آب و آتشی می افکند تا رحمت الهی را از خویش بروز و ظهور دهد در حالی که آن روز نه نیازمندی جنسی و شهوانی است و نه مسائل دیگر جوانی. در این مرحله حساس مراقبت از یکدیگر اهمیت زیادی دارد، همچون مریضی که توجه های پیاپی نزدیکان وی، او را بهبود می بخشد و ایجاد امید می نماید.

2. مودّت: درباره بزرگترهاست که توان خدمت به یکدیگر را دارند، اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه رحمت پرورش می یابند و رشد می کنند و شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هم که فرمود: «وَارْحَمُوا صِغارَکُم؛ به کوچکترها ترحّم کنید»، بر همین اساس بوده است.

3. مودّت: غالباً جنبه دو طرفه (تقابل) دارد، به مجرّد آن که از طرفی سرزد، بر اساس قانون طبیعت، طرف مقابل باید آن را جبران کند و الاّ ظلم و ستم خواهد شد. اما رحمت، یک جانبه و ایثارگرانه است لکن بقای جامعه کوچک (خانواده) و بزرگ (اجتماع) به خدمات متقابل است که ریشه در مودّت دارد.15

در هر صورت آیه شریفه، «مودّت» بین دو همسر را مطرح می کند که قطعاً بقای جامعه بزرگ انسانی در سایه بروز و ظهور این موهبت الهی است و همچنین «رحمت» که لازمه اخلاق انسانی و استمرار فضائل و کرامت های بشری است. و با این موهبت الهی مراقبت و حفظ از یکدیگر ادامه می یابد؛ چنانچه این دو از بین برود و یا به ضعف و کمبود گراید، هزاران بدبختی و اضطراب روحی و روانی را به دنبال خواهد داشت.

پی نوشت ها: 1. روم/ 21. 2. من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 382؛ تحریر الوسیله، امام خمینی(رحمة الله علیه)، ج 2، ص 211، کتاب النکاح. 3. تفسیر روض الجنان و روح البیان، ج 15، ص 250؛ تفسیر اثنی عشری، ج 1، ص 282؛ تفسیر مواهب علیه، کمال الدین کاشفی، ج 3، ص 421. 4. بحارالانوار، ج 100، ص 220، باب کراهیة العزوبة؛ جامع الاخبار، ص 1، فصل 58، (فی التزویج). 5. نور/ 32. 6. مکارم الاخلاق، ص 197؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 21، باب استحباب حبّ النساء المحللات. 7. امالی، شیخ طوسی، ص 518؛ مکارم الاخلاق، ص 196، باب فی الراغبة فی التّزویج؛ عوالی الآلی، ج 3، ص 289، باب النکاح. 8. مستدرک الوسائل، علامه نوری، ج 14، ص 154. 9. بحارالانوار، ج 100، ص 220. 10. تفسیر المیزان، ج 4، ص 223. 11. نساء/ 34. 12. تفسیر المیزان، ج 4، ص 223. 13. اعراف/ 189. 14. فرقان/ 54. 15. تفسیر نمونه، ج 16، ص 391 به بعد، (با تغییر).
خانواده از دیدگاه قرآن و اهل بیت(علیه السلام)
دیباچه

خانواده اجتماع کوچکی است که ابتداء با یک مرد و زن تشکیل می شود، دو نفری که بناست در تکامل معنوی و رشد مادی یکدیگر مشارکت کنند و بالاتر آن که هریک کمبود دیگری را در اوج محبّت و مودت جبران نمایند و چنانچه چیزی آنان را تهدید کرد و آرمانهای فکری و اعتقادیشان را به خطر انداخت، هر دو به دفاع برخیزند و جهت حیات و زندگی همیشگی خویش با آن مبارزه کنند و برای بقای خویش برنامه ریزی نمایند و نسل خود را دوام بخشند. قرآن کریم این اصل اساسی را با واژگانی زیبا چنین بیان می کند:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرُونَ»1؛ از نشانه های خداست آن که آفرید برای شما همسرانی از جنس خودتان تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه ها و عبرتهاست.

امام محمد باقر علیه السلام از قول جدّش رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده که فرمود: «ما بُنِیَ بَناءٌ فِی الاِسلامِ اَحَبُّ اِلی اللّهِ ـ عزّ وَ جَلّ ـ من التزویج2؛ هیچ بنائی در مکتب اسلام طرح ریزی نشده که در نزد خداوند بزرگ محبوب تر از ازدواج باشد.»
اصول اساسی

سه اصل اساسی در تشکیل خانواده عبارتند از:
الف) عشق به همسرداری

علاقه و عشق به همسرداری از جمله اموری است که در فطرت انسانی نهفته است. این نیاز در موجودات زنده دیگر مشاهده می گردد و در دوران کودکی به صورتی رقیق و کم رنگ جلوه می کند؛ انسان هم از تنهایی رنج می برد و خود را در قالب عواطف به همنوع خود نزدیک می نماید.

خداوند سبحان قبل از تشکیل خانواده، در میان زن و مرد مودّت و محبّتی ایجاد نمود که هرگز بدون آن آرامش نمی یابند و آنگاه که مرد و زنی برای امر مقدّس ازدواج به یکدیگر نزدیک می شوند و مقداری سخن می گویند، گویا گمشده ای را که سالیان سال در پی آن بوده اند، می یابند و از یکدیگر به آسانی جدا نمی شوند.

مردی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رسید، عرض کرد: یا رسول اللّه! من از امر ازدواج به شگفت در آمده ام و تعجب می کنم، زیرا مرد و زنی که هرگز یکدیگر را ندیده اند و نمی شناسند، چون میان آنان پیمان و عقد ازدواج برقرار می شود و بعد با یکدیگر به صحبت می نشینند و یکدیگر را بیشتر درک می نمایند، چنان دوستی و محبّتی برقرار می گردد که از آن عظیم تر ممکن نیست؟!

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:

پایه ریزی امر ازدواج را خداوند سبحان در ذات بشر قرار داده به طوری که نیازمندی به آن را در درون خویش احساس می کند.

آنگاه به آیه ذیل استشهاد نمود و آن را قرائت کرد:

«وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لایاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرون»3؛ خداوند بین شما (زنان و مردان) محبّتی خاص قرار داده و به یکدیگر مهربان نموده است. همانا در این امر نشانه ها و آیاتی است برای آنانی که تفکّر کنند.

این عشق فطری موهبتی است الهی که رسول گرامی اسلام بدان افتخار می کند و می گوید:

«النّکاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی؛4 ازدواج دادن و ازدواج نمودن، سیره و راه من است و هرکس از این سنت زیبای الهی سر برتابد، از من نیست.»

در تبیین این موهبت الهی، آیات و روایات فراوانی وجود دارد؛ ما به برخی از آنها اشاره می کنیم. در حقیقت کسانی که به نوعی از امر ازدواج وحشت دارند و عشق درونی خویش را که شعله ور است، سرکوب می کنند، خداوند آنان را تشویق می کند و خود آن شکاف تخیلی و یا واقعی «فقر» را که ممکن است پیش آید، پرمی کند و به آنان وعده غناء و بی نیازی می دهد.

در سوره نور آمده است: «وَانکَحُوا الاَیامی مِنکُم والصّالحینَ مِن عِبادِکُم و اماءِکُم اِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ واسِعٌ علیمٌ»5؛ مردان و زنان بی همسر (مجرّد) خود را ازدواج دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکار خویش را. چنانچه فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می کند؛ خداوند گشایش دهنده و داناست.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

«مِنْ أَخلاقِ الانبیاء حُبُّ النّساءِ6؛ از ویژگی های اخلاق پیامبران، دوست داشتن زنان خویش بوده است.»

امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل کرد که جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دینهِ فَلْیَتَّقِ اللّهَ فِی النّصفِ الباقی7؛ کسی که ازدواج کند، نیمی از دین خود (و احکامی که بر دوش دارد) را حفظ کرده است، پس به خدا پناه ببرد و استمداد جوید نسبت به نیمه دیگر آن.»

رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اعْطِیَ نِصف السَّعادَةِ8؛ کسی که با همسر منتخب خویش ازدواج کند، نیمی از سعادت و خوشبختی را درک کرده است.»

همچنین فرموده است:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقْدْ اعْطِیَ نِصْف العِبادَةِ9؛ کسی که با همسر منتخب خویش ازدواج کند، نیمی از بندگی و اطاعت حضرت حق به وی داده شده است.»
ب) مسؤولیت مردان در نظام خانواده

در آیات مختلف، مخاطب قرآن مردانند تا آن که در جهت تشکیل زندگی تلاش و سعی کنند و سامان بخشی آن را بر دوش کشند. تداوم زندگی و تأمین آن، سختی ها و درگیری های فراوانی به دنبال دارد که بدون امید و آرامش نمی تواند ادامه یابد. لذا این ایستادگی در برابر نابسامانی ها را بر دوش مردان قرار داده است. از سوی دیگر، زنان را آفرید تا کانون محبّت، عشق، زیبایی و آرامش بخشی باشند.

علاّمه محمّد حسین طباطبایی، مفسّر عالی مقدار می نویسد:

«فالنساء هنّ الرکن الاول والعامل الجوهری للاجتماع الانسانی10؛ زنان، سنگ زیرین و رکن اساسی و علت واقعی انسجام و تشکیل اجتماع خانوادگی انسانها هستند.»

بعضی از مفسّران وجود زن و عواطف زیبای او را همانند ملاطِ چسبنده و مستحکم یک ساختمان دانسته اند که سالیان سال اجزاء یک بنای عظیم را نگه می دارد و در استحکام و بقای آن نقش اساسی دارد، همانند سیمان و ماسه و آهک و غیره. این جاذبه عظیم را خداوند در وجود زن قرار داده است و او را سبب «آرامش و سکینه» معرفی نموده است.

قرآن کریم حفاظت و حراست از این رکن اساسی را بر عهده مردان نهاده و با توجه به توانایی های ذاتی شان آنان را مسؤول می داند و می فرماید:

«الرّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النّساء بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُم عَلی بعضٍ وَ بما اَنْفَقُوا مِن اموالِهِم»11؛ مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برتری هایی که خداوند (از نظر نظام اجتماعی) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر نفقاتی که از اموالشان در مورد زنان پرداخت می کنند.

در تبیین مسؤولیت مردان، چند نکته حائز اهمیت است:

الف) قَیِّم؛ کسی را گویند که مسؤولیت کارهای مهم دیگری را به عهده گیرد و آن را انجام دهد. قوّام و قیّام، اوزان صیغه مبالغه است که بر برتری همیشگی و ذاتی مردان بر زنان دلالت دارد.

ب) بما فضَّلَ اللّهُ؛ فضیلت آن امتیازی است که به طور طبیعی مردان (جنس نر) نسبت به زنان (جنس ماده) دارند.12 همانند قدرت و مقاومت در برابر کارهای سخت و سنگین و نیز معضلاتی که هم توان بیشتری را می طلبد و هم اندیشه قوی تری را.

از سوی دیگر، عواطف و احساسات پاک و قوی زنان آن قدر مورد توجه و التفات خداوند سبحان است که آرامش مردان را در سایه آن دانسته و بر آن تصریح می کند بلکه بار دیگر تأیید می نماید:

«هُوَ الذّی خَلَقَکُم مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنها زَوجَها لِیَسْکُنَ الیها...»13؛ اوست که شما را از یک تن آفرید و همسر او را از [نوع] او پدید کرد تا بدو آرام گیرد.

ج) بِما اَنْفَقُوا؛ در وادی ازدواج تأمین زندگی مادی زن را بر عهده مرد قرار داد و در صورت تمکین و رضایت بخشی کامل، او را «واجب النفقه» مردان نمود؛ که این خود یک سختی دیگر است که با جسم و اعضاء و جوارح مرد هماهنگی دارد و در این راستا هرگونه زحمت و خطری را به جان می خرد و برای دفاع از ناموس و حیثیت خویش گاه مال و گاه جان خود را فدا می نماید.
ج) مراقبت از تداوم زندگی

ادامه زندگی خانوادگی و زناشویی از دیگر موهبت های الهی است که بشر برای آن تلاش می کند، و می خواهد آنگاه که پیوند ایجاد شد، به سادگی بحث جدائی مطرح نشود. در این راه دو رکن اساسی خانواده (زن و شوهر) موظفند از آنچه سبب جدائی می شود، پرهیز نمایند بلکه در راه استحکام پیوند زناشویی سعی مضاعف داشته باشند. قرآن کریم به این مطلب چنین اشاره می کند:

«وَ هُوَ الّذی خَلَقَ مِنَ الماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ کانَ رَبُّکَ قدیراً»14؛ خداوند کسی است که بشر را از آب آفرید، آنگاه در آفرینش او پیوندهای نسبی و سببی به وجود آورد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد). و پروردگار تو همواره تواناست.

با توجه به مطلب فوق، عده ای از مفسّران گفته اند: در آیه 21 سوره روم «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً...» آوردن این دو کلمه که ـ حکایت از شدت علاقه زن و مرد و وابستگی این دو به یکدیگر است و این دو واژه مفاهیم عمیق و ژرفی را در دل دارد ـ سه احتمال وجود دارد:

1. مودّت: انگیزه ارتباط در آغاز کار ازدواج است و اما ادامه و پایان آن که یکی از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان شود و قادر بر خدمت نسبت به دیگری نباشد، «رحمت» جایگزین مودّت می شود. او دلسوزی خاص دارد، حتی از دیگران جهت کمک به همسرش استمداد می طلبد و خود را به هر آب و آتشی می افکند تا رحمت الهی را از خویش بروز و ظهور دهد در حالی که آن روز نه نیازمندی جنسی و شهوانی است و نه مسائل دیگر جوانی. در این مرحله حساس مراقبت از یکدیگر اهمیت زیادی دارد، همچون مریضی که توجه های پیاپی نزدیکان وی، او را بهبود می بخشد و ایجاد امید می نماید.

2. مودّت: درباره بزرگترهاست که توان خدمت به یکدیگر را دارند، اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه رحمت پرورش می یابند و رشد می کنند و شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هم که فرمود: «وَارْحَمُوا صِغارَکُم؛ به کوچکترها ترحّم کنید»، بر همین اساس بوده است.

3. مودّت: غالباً جنبه دو طرفه (تقابل) دارد، به مجرّد آن که از طرفی سرزد، بر اساس قانون طبیعت، طرف مقابل باید آن را جبران کند و الاّ ظلم و ستم خواهد شد. اما رحمت، یک جانبه و ایثارگرانه است لکن بقای جامعه کوچک (خانواده) و بزرگ (اجتماع) به خدمات متقابل است که ریشه در مودّت دارد.15

در هر صورت آیه شریفه، «مودّت» بین دو همسر را مطرح می کند که قطعاً بقای جامعه بزرگ انسانی در سایه بروز و ظهور این موهبت الهی است و همچنین «رحمت» که لازمه اخلاق انسانی و استمرار فضائل و کرامت های بشری است. و با این موهبت الهی مراقبت و حفظ از یکدیگر ادامه می یابد؛ چنانچه این دو از بین برود و یا به ضعف و کمبود گراید، هزاران بدبختی و اضطراب روحی و روانی را به دنبال خواهد داشت.

پی نوشت ها: 1. روم/ 21. 2. من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 382؛ تحریر الوسیله، امام خمینی(رحمة الله علیه)، ج 2، ص 211، کتاب النکاح. 3. تفسیر روض الجنان و روح البیان، ج 15، ص 250؛ تفسیر اثنی عشری، ج 1، ص 282؛ تفسیر مواهب علیه، کمال الدین کاشفی، ج 3، ص 421. 4. بحارالانوار، ج 100، ص 220، باب کراهیة العزوبة؛ جامع الاخبار، ص 1، فصل 58، (فی التزویج). 5. نور/ 32. 6. مکارم الاخلاق، ص 197؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 21، باب استحباب حبّ النساء المحللات. 7. امالی، شیخ طوسی، ص 518؛ مکارم الاخلاق، ص 196، باب فی الراغبة فی التّزویج؛ عوالی الآلی، ج 3، ص 289، باب النکاح. 8. مستدرک الوسائل، علامه نوری، ج 14، ص 154. 9. بحارالانوار، ج 100، ص 220. 10. تفسیر المیزان، ج 4، ص 223. 11. نساء/ 34. 12. تفسیر المیزان، ج 4، ص 223. 13. اعراف/ 189. 14. فرقان/ 54. 15. تفسیر نمونه، ج 16، ص 391 به بعد، (با تغییر).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، MESSENGER ، یاســین ، 135
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  راه رسيدن به بهشت از دیدگاه قرآن ali0077 0 983 ۱۹/تیر/۹۲ ۱۴:۵۴
آخرین ارسال: ali0077

پرش در بین بخشها:


بالا