کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کالبد شکافی طب مدرن ، قطعه ای از پازل نظم نوین جهانی (مقاله ویژه !!!) با تأمل بخوانید
۱۹:۵۴, ۱۸/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۸۹ ۱۶:۴۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در این مقاله سعی شده به بررسی طب مدرن و تفاوت های بنیادین آن با طب سنتی پرداخته شود.

با گذشت بیش از سه قرن از رشد روز افزون طب جدید، امروزه بسیاری از آگاهان و خبرگان فریادشان از عوارض ناشی از آن بلند شده است. از حسن اتفاق، این فریاد ابتدا در غرب، محل تولد طب جدید و سپس در سراسر دنیا بلند شده است. طرفداران مدرنیته، پزشکی مدرن را از مهمترین دستاوردهای آن میدانند. آنها معمولاً با مطرح کردن چند مصداق جزئی در موفقیت پزشکی مدرن در تشخیص و رفع برخی بیماریها، به طب سنتی و بلکه هر طب مخالف با اصول پزشکی مدرن می تازند. دراین خصوص اشاره به چند نکته مهم است:

بسیاری از طرفداران طب جدید، از ضایعات و معزلات آن اطلاع ندارند و یا به دلایلی به رغم اطلاع داشتن از مشکلات آن، باز هم آن را تبلیغ میکنند. امروزه بر آگاهان و خرد ورزان جامعه ی جهانی روشن شده است که طب جدید در اکثر موارد به پیدایش عوارض و نتایج ناگواری در مورد سلامت انسان منجر شده است. بسیاری از آنها هیچ گونه اطلاع دقیقی از طب سنتی ندارند یا این که غالباً از نقص های آن آگاهند. مهمترین مزیت های طب سنتی بر طب مدرن عبارتند از:



الف. شیوه دفع کنندگی و نه رفع کنندگی :
شیوه درمانی طب سنتی ، شیوه دفع کنندگی است، بر خلاف طب جدید که معمولاً شیوه درمانی رفع کنندگی دارد.
یعنی چه؟
یعنی اصول طب سنتی به گونه ای است که مانع از بیمار شدن میشود و اساس آن بر پرهیز است، اما اصول طب جدید بیشتر به درمان مرض و بیماری اختصاص داده شده
{ریشه این امر در طب مدرن به خیلی چیز ها برمیگردد دوستان، یکی از مهمترین اونها فلسفه اومانیستی (انسان خدایی) است که در ورای این طب وجود دارد. به چه معنا؟
به این معنا که انسان اومانیسمی که مهمترین هدفش رسیدن به حداکثر لذت از هواس پنج گانه اش میباشد فارغ از این که آیا از نظر خالق اجازه دارد یا نه به مدلی از طب وجود دارد که به او بکن نکن نگوید و او را به خصوص در خوردن و چگونه خوردن محدود نکند مگر در مواردی که پای مرگ و زندگی در میان است و تازه اونجا هم به این علت زیر بار این بخور نخور میره که دوست داره بیشتر زنده باشه و به حال کردن و لذت های مادی برسه (دنیا زندان مومن و بهشت کافر است) به این علت به طبی نیاز داره که بگه اگه میخوای بخوری بخور اما باید این قرص ها رو هم بخوری (حالا عوارض این قرص ها چیه بماند) به تو میگوید خیلی در قید بخور و نخور و چگونه بخور نباش اگه به طور مثال کلیه ات هم از کار افتاد ما مصنوعیش رو بهت میدیم در حالی که مهم ترین رکن در طب سنتی پرهیز غذایی هست و در روایات اسلامی داریم که معدن بیماری ها و امراض معده است و آنچه وارد آن میکنیم و بسیاری از دستورات طب سنتی در باره چگونه خوردن و احیاناً پرهیزهای غذایی است، از دیگر دلایل پرداختن به رفع کردن به جای دفع کردن و جلوگیری از وقوع بیماری که در ادامه مفصلاً بحث خواهد شد این گره خوردن تمام اجزای پازل مدرنیسم به اقتصاد و پول است، پرهیز غذایی و جلوگیری از بیمار شدن بسیار ارزانتر از استفاده از این داروهای شیمیایی بسیار گران و استفاده از دستگاههای بسیار گران آزمایشگاهی و... است به علاوه بسیاری از این طعمهای مصنوعی و بسیاری از این چیزهای خوشمزه مانند نوشابه و سوسیس و کالباس و... بسیار برای بدن مضرند اما چون در نظم نوین جهان انسان و هوای نفسش اصالت داره باید طبی تولید بشه که منطبق و هماهنگ با حال کردن بی قید وشرط انسان باشه و البته دلایل دیگری هم دارد که فعلاً کفایت میکند}

ب. درمان علت ها نه معلول ها:
طب سنتی به درمان علت ها میپردازد، در حالی که طب جدید بیشتر به عوارض و معلول ها توجه دارد. طب سنتی درمان بیماری را به تعدیل درون انسان حوالت میدهد، در حالی که طب جدید بیشتر به دنبال هماهنگ کردن با بیرون است.

{دو مثال ملموس میزنم از خودم دوستان، من مدتی چشمم دچار آبریزش شده بود و رفتم پیش یه فوق تخصص چشم این بنده خدا برای من دو تا قطره داد این قطره چه میکرد؟
میومد با اشک چشم من (که معلول است و نه علت) واکنش میداد و مانع آبریزش میشد اما اصل قضیه (یعنی علت آبریزش) همچنان سرجایش بود، بعد از یه مدت من رفتم سراغ یه طبیب سنتی، ای بنده خدا گفت شما بلغمت بالاست و این نوع آبریزش ریشه اش در بلغم بالاست، دوتا کار باید بکنی ورزش کنی و تحرکت رو زیاد کنی و یه لیست از مواد غذایی رو پرهیز کنی تا طبعت متعادل بشه بعد آبریزشت هم درست میشه و درست شد دوستان!
مورد دوم : من به طور ژنتیک و ارثی اسید اوریک بالایی دارم و اسید اوریک اگه خیلی بره بالا عوارضی مثل بیماری نقرص رو بجا میگذاره و باعث درد مفاصل و مشکلاتی از این دست میشه، بعد از اینکه من آزمایش خونم رو بردم پیش دکتر گفت شما بلافاصله باید درمان دارویی رو شروع کنی اما خب من میدونستم که اگه با یه پرهیز سفت و سخت گوشت قرمز رو حذف کنم از برنامه غذاییم نیازی به اون همه قرص با اون عوارض ناجور نیست بعد از یک ماه پرهیز که البته کار خیلی آسونی نبود چون من کباب و چلوکباب برگ رو خیلی دوست داشتم رفتم دوباره آزمایش دادم و خدا رو شکر رِنج اسید اوریک در حد نورمال شده بود }

ج. شیوه درمانی اقلیمی نه جهانی
شیوه درمانی طب سنتی اقلیمی و حزیی است، برخلاف طب جدید که داروها و نسخه های آن عمومی و جهانی پیجیده می شوند
{این مورد هم هماهنگی داره با جهانی سازی ، این خیلی نکته معمی هست چراکه در طب مدرن این پارامتر به این مهمی اصلاً در نظر گرفته نمیشود و برای یه بیمار در همدان همان نسخه ای نوشته میشه که بیمار دیگه ای با همون مریضی در اهواز داره}

د. داروهای گیاهی و نه شیمایی
از آنجا که دارو های طب سنتی اغلب گیاهی و طبیعی است، حتی در صورتی که طبیب نتواند درد و بیماری را به طور صحیح مورد شناسایی قرار دهد، باز هم استفاده از آن دارو ها ضرر و درد مضاعفی برای بیماری ایجاد نمیکند، اما در طب جدید که بسیاری از داروهای آن شیمیایی است، در صورت عدم تشخیص صحیح بیماری، استفاده دارو مشکلات بیمار را مضاعف خواهد کرد و این یکی از مهمترین عوامل روی گردانی مردم از طب مدرن و رو آوردن آنها به طب سنتی است.
((آمار تخمینی نشان میدهد که آمریکایی ها هر سال در حدود 13 ملیارد و هفتصد ملیون دلار برای استفاده از معالجه و معاینه روشهای سنتی پزشکی پرداخت میکنند، زیرا معتقدند که روش های جدید قادر به درمان بیماری آنها نیستند.))

ان شاالله ادامه دارد...
قسمت -2-

کالبد شکافی پزشکی مدرن
1- مهندسی انسان بر پایه مدل فیزیکی

انسان شناسی غرب جدید، انسان را مانند ماشینی در نظر میگیرد که از قوانین عمومی مکانیک پیروی میکند. در این تلقی رابطه ذهن و روح و جسم مورد غفلت قرار میگیرد و درمان انسانها نیز بر اساس قوانین حاکم بر جسم صورت میگیرد. البته تمایز بین جسم و مغز تاریخ طولانی دارد ولی در تمدن جدید رنه دکارت فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم، بود که این تمایز و دودستگی را در غرب متداول کرد و پایه گذار بزرگ این جدایی شد. دکارت ادعا کرد که : جسم از مغز جداست و بدن به طور یک موتور و ماشین انجام وظیفه میکند. فلسفه و اندیشه دکارت. فلسفه و اندیشه و جهانبینی دکارت تاثیر مهمی در علوم و به ویژه در علم پزشکی در غرب داشت و تا قرنها، طبابت و مطالعه در علم پزشکی فقط با بیولوژی جسم و رابطه اعزای بدن با یکدیگر سروکار داشته است.
در دهه های اخیر، نظریات دکارت در مورد جسم و مغز و تاثیر آن در تفکر پزشکی غرب، مورد بررسی و اتقاد دقیق قرار گرفته است. چند سال قبل پروفسور آنتونیو داماسیو، یکی از متخصصان برجسته ی مغز شناسی آیوا (آمریکا)، در کتابی با عنوان اشتباه دکارت نظریه ی این فیلسوف و دانشمند فرانسوی را رد کرد و اظهار داشت که دکارت با چشم پوشی از بیولوژی مغز و رابطه آن با بیولوژی جسم، طبابت و پزشکی را در غرب یک بعدی کرده است. مغز در حدود صد ملیارد سلول عصبی دارد که در حقیقت شبکه ی اطلاعاتی و ارتباطی جسم و بدن را تشکیل میدهندو عدم توجه به یک چنین شبکه اطلاعاتی که ارزشها واعتقادات و احساسات بشری را تشکیل میدهند، سد بزرگی در دانش پزشکی به شمار میرود.(ظهور و سقوط مدرن ص 20و21)
پزشکی جدید همچون همه ی فعالیت های دیگر جامعه معاصر، نشانگر جهانبینی نیوتنی است. کار پزشمی با دید مکانیکی، مدت 200 سال است که بر مشاغل مربوط به تندرستی، سایه افکنده است. تامس مک کئون، یکی از خبرگان انگلیسی تندرستی، طرز تلقی رایج را بدین صورت خلاصه کرده است: ((برداشتی که از زیست شناسی و پزشکی در قرن هفدهم شده است، نوعی مهندسی بر پایه ی مدل فیزیکی بود. طبیعت، مکانیستی ادراک میشد (حس گرایی محض) و در زیست شناسی، باعث پیدایش این نظریه گردید که جاندارن را میتوان به صورت ماشینی تصور کرد که اعضایش جداشدنی و بار دیگر متصل شدنی اند (مانند یک ربات بیولوژیکی) به این شرط که ساخت و کنش آنها کاملاً شناخته شده باشد. همین نظریه در پزشکی، فراتر رفت وبه این باور انجامید که شناخت فرآیندهای بیماری و پاسخ به آنها، این امکان را به وجود می آورد که بتوان به خصوص به روش خای فیزیکی (جراحی)، شیمیایی و التکریکی دست به کار درمان شد.))

2- افزایش سرانه تندرستی به دلیل تکنولوژی پیچیده
امروزه مراقبت های تندرستی، سومین صنعت بزرگ ایالات متحده است و حدود 9 درصد تولید ناخالص ملی است. بیشتر 150 ملیارد دلاری که در زمینه پزشکی خرج میشود، صرف تهیه ابزار ها و فناوری جدید و پیچیدهتر میشود. درمانگاهها و بیمارستان های امروزی، حاوی مقادیر بسیاری ماشین آلات صنعتی و درمانی اند. یکی از دلایل بالا رفتن هزینه های مراقبت های تندرستی، ورود این سخت افزارها در پزشکی است. تمرکز و افزایش تخصص و تجهیزات مدرن تر، همه به مصرف آنتروپی بیشتر می انجامد و این درحالی است که ما متد های شناسایی بسیار ارزانتری در طب سنتی داریم که هیچ عوارضی هم برجای نمیگذارند!!!!!!!

3- افزایش بیماریهای یاتروژنیک (بیماریهای به وجود آمده از طب مدرن)
هر چه انرژی بیشتر برای پزشکی مصرف شود، بی نظمی ها مربوط به آن بیشتر میگردد. اگرچه پزشکان دوست ندارند در این باره چیزی بگویند، اما حقیقت تلخ این است که جامعه پزشکی با یک اصطلاح ده حرفی دست به گریبان شده (Iatrogenic)
بیماری های یاتروژنیک آنهایی هستند که پزشکان، بیمارستانها، داروها و دستگاههای درمان به وجود آورده اند و البته همچنان می آورند. واقعیت این است که وضع بیمار به دنبال اِعمال یک اقدام پزشکی به طور موقت بهتر میشود، ولی غالباً موجب مشکل بزرگتری برای بیمار میشود. آگاهی از میزان کل ناتوانی های شدیدتری که حلقه درمانهای پزشکی مدرن به وجود می آورد غیر ممکن است، ولی این را میدانیم حتی وقتی بیمار در بیمارستان درمان میشود، از هر پنج نفر یکی به بیماری یاتروژنیک مبتلا میشود و یکی از سی نفر بیمار یاتروژنیک، سرانجام به وسیله ی بیماری وابسته به بیمارستان می میرد. طبق گزارش دکتر لوسیان لیپ در فصل نامه انجمن پزشکی آمریکا(دسامبر 1994)، در حدود صد و هشتاد هزار نفر از بیماران بیمارستانهای آمریکا به علت اشتباه پزشکی میمیرند.
فاجعه این است که اساساً در وهله اول برای بسیاری از بیماران، دلیلی برای بستری شدن در بیمارستان وجود ندارد. بخشی از توضیح مسئله به این واقعیت مربوط است که 75 تا 80 درصد همه بیمارانی که به پزشک مراجعه میکنند، بیماریهایی دارند که یا به هرصورت خوب میشوند و یا با قویترین داروهای امروزی هم قابل بهبود نیستند. با این حال پزشکان به جای آنکه بیماران را به محل کمکهای پزشکی ابتدایی بفرستند، دست به عمل جراحی میزنند و داروهای مختلفی تجویز میکنند که برای بیمار، مشکلات بزرگتری می آفریند، به عنوان نمونه
در هر 24 ساعت تا 36 ساعت، بین 50 تا 80 نفر آمریکایی بالغ، یک داروی تجویز شده را میبلعند. البته ناراحتی و بیماری های آنها موقتاً بهبود می یابد، اما اثرات زیانبار درازمدت دارو بر فیزیولوژی انسان، قطعاً برجا خواهد بود (بسیاری از آرام بخشها و مسکنها عوارضی چون پوکی استخوان و ناراحتی های معده رو به همراه دارند)
این پدیده در هیچ جا آشکار تر از آنتی بیوتیک ها نیست. این داروی به اصطلاح عجیب، برای تقریباً هر بیمار عفونی که وضعی بلاتکلیف دارد، تجویز میشود. نتایج حاصل، فاجعه آمیز بوده اند.
از آنجا که آنتی بیوتیک ها باکتریها را یکسره نابود میکشند، بسیاری از جانداران درون بدن ما را که برای حفظ تن درستی ما لازمند، نیز از بین میبرند. برفک مهبلی، عفونت های قارچی روده، کمبود ویتامین و تعدادی از اختلالات دیگر، حاصل استفاده از آنتی بیوتیک هاست. استفاده کلان از این داروها سبب شده که دودمان های مقاوم از آنها به وجود آید که هم در مقابل کاربرد دارو هم چنان زنده می مانند و هم در غیاب آن؛ یعنی در حالت عدی وضع بدن انسان. آنتی بیوتیک فقط نمایانگر رأس کوه یخی است که از بیرون آب نمایان است .

قسمت -3-
4. انفعال طب مدرن از قوانین سرمایه داری و سیاست
بر اساس یک بررسی مفصل که به وسیله ی کمیته ی فرعی سنای آمریکا در سال 1962 انتشار یافت مشخص شد از 4000 دارویی که متجاوز از 24 سال قبل به صورت قانونی وارد بازار دارویی کشور شده اند، تقریباً نیمی ارزش علمی تأیید شده ندارند و از آن زمان تاکنون ، تغییری در این وضع پیدا نشده است. جالبتر این است که بسیار از این فرآورده های بی فایده که به وسیله ی شرکت های بزرگ ساخته شده اند، به راستی خطرناکند و باعث بیماری شده اند.
میلتون سیلورمن، داروشناسِ پژوهشگر و فیلیپ لی، دستیار پیشین منشی HEW در کتابشان به نام "قرص،سود،سیاست" گزارش داده اند: (( اختلالات ثانویه ناخواسته ناشی از داروها، بیش از سرطان پستان قربانی میدهد. به قول مؤلفان، مسئله چنان صادر شده است که اثرات ناخواسته داروها، اکنون در ردیف ده علت عمده بستری شدن در بیمارستانها درآمده است.))
یکی از علت هایی که مانع از حذف طب جدید است، عجین شدن آن با تجارت است، تراست های دارو از پی پرکردن کیسه خود و تهی کردن جیب مردم، برای هر یک از علایم گوناگون بیماری ها، دارویی جدا ساخته و عامه ی پزشکان و توده مردم را به درمانهای علامتی عادت داده اند و این به طور قطع و یقین یکی از گناهان بزرگ و نابخشودنی و مستحق اشد مجازات کیفری است.
هر یک از بیماریها دارای علایم گوناگونی است؛
مثلاً در بعضی از کتابهای پزشکی برای بیماری اسکوربوت که در نتیجه کمبود یا فقدان ویتامین C در بند بروز میکند، بیست علامت مختلف ذکر کرده اند و هیچ پزشکی امروز شک ندارد که با خوردن انواع سبزیجات مخصوصاً کلم، تره تیزک و مرکبات؛ از قبیل لیمو ترش، پرتقال و نارنج که سرشار از ویتامین C هستند میتوان تمام این بیست علامت اسکوربوت را به طور کامل درمان کرد. این را درمان علتی میگویند؛ زیرا بیماری را از میان میبرد بی آنکه به درمان علائم مختلف اسکوربوت نیازی باشد.
در تازه ترین چاپ کتاب طب داخلی هاریسون نیز برای درمان اسکوربوت به همین مرکبات اشاره شده است، حال اگر تشخیص بیماری اندکی مشکل باشد و یا اینکه پزشک باید به خود اندکی زحمت دهد و با جستجو و بررسی دقیق آن را بیابد سازندگان داروها پزشک را از تجسس و تقحص برای دریافت علت بیماری باز میدارند و با تبلیغات بسیار فریبنده برای هر یک از علائم بیماریها به ویژه علائم بسیار چشمگیر و ناراحت کننده و دردناک، داروهایی رنگارنگ میسازند و به وفور در اختیار پزشکان و بیماران قرار میدهند و پزشکان را به این عادت میدهند که پشت و روی نسخه ها را از نام داروها سیاه کنند؛
مثلاً برای همین درمان بیماری اسکوربوت که به عنوان نمونه ذکر شد،
برای خونریزی ها یک دارو،
برای درد های استخوانی و مفصلی یک دارو،
برای التهاب و ورم لثه ها ولق شدن دندانها یک دارو،
برای درمان یبوست شدید یک دارو،
برای ضعف مفرط بدن یک دارو،
برای عفونت و چرکین شدن یک دارو،
برای درمان خستگی و کوفتگی بدن یک دارو
و برای علائم دیگر این بیماری نیز داروهایی دیگر ساخته اند. وحال آنکه این داروها همه دارای ترکیبات شیمیایی زیان بخش است و برای کبد و کلیه و جهاز هاضمه و مراکز عصبی و خونساز، سم و زهر است، چون هیچ یک علت اصلی بیماری را درمان نمیکنند!

سازندگان داروها از این راه روز وشب مال و منال مردم را به یغما میبرند ، آیا اینکار گناهی بزرگ نیست و آیا گناه کاران نباید مجازات شوند؟ در اینجا ممکن است کسی اعتراض کند و بگوید : چرا پزشک زیر نفوذ تراستها قرار میگیرد و داروهایی که آنان میسازند ، برای بیماران تجویز میکند؟!
پاسخ آن را از زبان یک پزشک لطیفه پرداز بشنوید، او میگفت: از زمان آدم ابولبشر تا اوایل قرن بیستم، پزشک دستور دارو میداد و داروساز آنرا میساخت و به بیمار میداد ولی از اوایل قرن بیستم تا کنون {یعنی از زمان کلید خوردن فاز نهایی اجرای پروژه نظم نوین جهانی!} داروساز دارو میسازد و پزشک چاره ای جز این ندارد که داروهای ساخته شده در لابراتوارهای داروسازی را برای بیماران تجویز کند. دانشجو نیز که در دانشکده پزشکی و کتاب های داروشناسی جز این داروها را نخوانده و نشناخته از استادان خود نشنیده و جز این نیاموخته، ناچار است پس از رسیدن به مقام پزشکی همین داروهای رایج ساخت لابراتوارهای داروسازی را با وجود احراز زیانهای آنها در نسخه ی بیمار بنویسد! (دارو مسئله پزشکی قرن، ص 303 و 305)
کشور های مهم تولید کننده ی دارو عبارتند از: آمریکا با 16 کارخانه و حجم معاملات 455/16 ملیون دلار، آلمان با 4 کارخانه و حجم معاملات 686/6 ملیون دلار، سوئیس با 3 کار خانه و حجم معاملات 897/4 ملیون دلار، انگلستان با 4 کارخانه و حجم معاملات 432/3 ملیون دلار، همچنین فرانسه با دو و کشورهای ژاپن ، هلند و ایتالیا هرکدام با یک کارخانه در رده های بعدی هستند.
آمار نشان میدهند که 32 شرکت دارویی با حجم معامله بیش از 35 ملیارد دلار، بازار جهانی دارو را در اختیار دارند و همه ساله چند صد تن ماده شیمیایی به نام داروی ضد درد، رفع سردرد ، خستگی و هزاران نام دیگر تولید میشود.
تبلغات نقش مهمی در توسعه ی بازار جهانی دارو دارد. درباره نقش تبلیغات کمراه کننده ی کارخانه های داروسازی در کشورهای دیگر، فراوان میتوان سخن گفت. بیشتر داروهایی که در جوامع سرمایه داریِ استعماری عرضه میشوند نه فقط بر حیوانات، بلکه بر ملتها و در پاره ای موارد بر مردم خود این کشورها نیز آزمایش میشوند.
{ذکر یک نکته اینجا الزامی است و آن اینکه بر طبق پروتکل های یهود، گردانندگان فعلی جهان و معماران نظم نوین جهانی پروژه های بسیار مخوفی برای ناباروری و ضعیف کردن نسل بشر و... در نظر گرفته اند که یکی از ابزارهای موثر پیاده سازی این نقشه هم طب مدرن است!!!!!!!!!!!}

5. آثار معکوس بر بیماران (بیماری های مضاعف دارو ساخته)
در سالهای اخیر شواهد روز افزونی درباره ی آثار داروهایی که دانشمندان برای درمان بیماری ها تولید کرده اند، موجود است که نشان میدهند این داروها خود بیماری ها و نارسایی های تازه ای به وجود آورده اند و در برخی موارد موجب مرگ بیماران هم شده اند.
یکی از شناخته شده ترین این بیماری ها تالیدوماید (Thalidomide) میباشد که موجبات نقص هزاران کودک را ایجاد کرده است!
اما به هیچ وجه تنها نمونه نیست. خطر اثر معکوس داروها برای بیماران بستری شده بسیار زیاد است. یک درصد از هزار بیماری که در آمریکا به بیمارستان مراجعه کرده اند، به واسطه واکنش آشکار در برابر دارو جان سپرده اند.بررسی دیگری در شش بیمارستان آمریکایی در سال 1971 نشان داد که واکنشهای دارویی مهلک در میان تمامی بیماران تحت درمان 44 درصد بوده. اگر این رقم در مورد همه بیماران ورودی به بیمارستانهای ایالات متحده اعمال شود، چیزی حدود 32 ملیون بیمارِ بستری شده در طول یکسال، رقمی بالغ بر 130000 مرگ را نشان خواهد داد!
در مطالعه جدیدتری که ملویل و جانسون در کتابشان به نام درمانِ منجر به مرگ در سال 1983 انجام داده اند ، گزارش کرده اند که طبق محاسباتی در ایالات متحده و بریتانیا در هر سال افرادی که بر اثر تجویز دارو جان خود را از دست میدهند بیشتر از کسانی هستند که در تصادف جاده ها کشته میشوند
یکی از بزرگترین فجایع حاصل از این داروها مقاومت و جهش یافتن عوامل ذره بینی بیماری زا در اثر استفاده از این داروهای شیمیایی است!!!!!!!


6. استفاده از روش آزمایش و خطا و غفلت از علت یابی بیماری

هاری بنجامین در کتاب درمان طبیعی میگوید: ((اگر کسی به بیمارستان اتاق انتظار شلوغ و پرجمعیت پزشکان سری بزند، به خوبی متوجه میشود که مسئله بیماری به دست علم پزشکی مدرن حل نشده است و در حقیقت چنین به نظر میرسد که این مشکل روز به روز غیر قابل حل تر میشود (و هر قدر دارو ها شیمیایی افزایش میابد به همان میزان بیماری ها هم افزایش می یابد). این بدین خواطر است که دانش پزشکی به جای آنکه علت بیماری ها را در داخل بدن افراد جستجو کند، آنها را از خارج مورد بررسی قرار میدهد، در نتیجه با اینکه حسن نیت دارد ولی این راه اشتباه را همچنان ادامه میدهد و با تجویز داروهای شیمیای، تزریقات و چاقوی جراحی در معالجه، بر ستمکاری و شناعت خود می افزاید.
بدین ترتیب گرچه این نوع پزشکی را علم خوانده اند، لیکن هیچگونه قائده و اساسی که بر وضع بیماری در داخل بدن انسان حکم رانی کند و آن را از بین ببرد وجود ندارد. در پزشکی رسمی همواره با روش معین و معلومِ آزمایش، اشتباه عمل شده و هر روز گره های محکمتری برمشکل های دیگر زده میشود. آنچه به صورت یک روش درمان در یک دهه مورد توجه و استقبال قرار میگیرد و به اصطلاح متد روز میشود، در دهه بعد ملغا میشود، {و علت این امر هم تکیه بر روش آزمون و خطاست!}
مخلص کلام آنکه ما باید ضمن احترام به پزشکان و دستاورد های طب مدرن، به آرای نو در طب و بازنگری جدی در باره طب قدیم و سنتی بپردازیم و از هر راه ممکن برای تعمین سلامت جامعه دریغ نورزیم

در ادامه ضمن مرور مجدد طب مبانی طب مدرن، مختصری هم به طب سنتی و مبانی آن و طب قرآنی-اسلامی و مبانی آن میپردازیم


پزشکی جدید یا طب مدرن:
1- علمی است که بدن انسان را به طور سلولی مورد بحث قرار میدهد.
2- این طب وابستگی شدیدی به داروهای شیمیایی دارد.همچنین در این طب علل خیلی از بیماری ها مشخص و معین نیست(در ادامه مقاله علت این امر بیان خواهد شد و مواردی هم برای آن ذکر خواهد شد).
3- این طب بیشتر با معلول مبارزه میکند و بیمار ممکن است بارها و بارها تن به عنواع داروها و آزمایش ها و جراحی های مختلف دهد. این طب بدون دارو های شیمیایی و آزمایشگاه کارآیی چندانی ندارد، ضمناً هزینه آن نیز بسیار بالاست.!
4- در این طب بیماری های گوناگونی بر اثر استفاده از دارو ایجاد می شود که قابل تشخیص و درمان نیست(در ادامه مقاله مستنداتی در اثبات این مطلب ارائه خواهد شد )
5- در مجموع این طب عملاً آن اندازه که ادعا داشت، موفق نبوده است به همین دلیل انواع طب جایگزین به وجود آمده یا احیا شده اند. بیماری های یاتروژنیک که بر اثر مصرف داروهای شیمیایی و روش های درمانی مدرن به وجود می آیند در این ورش کم نیست.
6- در این طب درمان ها بیشتر علائمی است تا استدلالی و روش ها بیشتر استقرایی هست تا استنتاجی (در ادامه مقاله مستنداتی برای اثبات این مطلب ارائه خواهد شد).
7- در این طب غذا را چندان مؤثر در درمان یا علل بیماری ها نمیدانند. (دقیقاً نقطه مقابل طب اسلامی آنچنان که مولا علی ریشه و عامل اصلی بسیاری از بیماری ها را شکم و خوارکی ها معرفی کرده اند. در ادامه مقاله، علت این موضوع طب مدرن درباره غذا و تأثیر آن، تشریح خواهد شد)

طب قدیم یا طب سنتی:
1- علمی است که درباره بدن انسان، طبایع گوناگون، مزاجهای مختلف، اثر داروهای گیاهی با مزاجهای مختلف و گاهی اوقات جراحی و مزاج فصول و نوشیدنی ها و خوراکی ها بحث میکند.
2- در این علم علل بیماریها وسپس درمان توسط داروهای مختلف گیاهی و انواع معجون ها، خوراکیها، نوشیدنیها و بعضی مواقع توسط جراحی بیماری را درمان می کنند.
3- این طب از داروهای گیاهی و حیوانی و معدنی استفاده میکند.
4- حجامت، بادکش وفصد نیز در این طب وجود دارد.
5- شناخت و تشخیص بیماریها از طریق نبض، ادرار، مدفوع و علائم بالینی بیمار انجام میشود.

طب قرآنی اسلامی:
1- علمی است که درباره ساختار روحی و جسمی انسان صحبت میکند و برای غذای او اهمیت زیادی قائل است و هستی اش را در گرو غذایی که برایش مشخص شده میداند.

2- این طب بهترین روش پیشگیری را بیان میکند که هزینه چندانی ندارد و پایه و اساس درمان در این طب استفاده از غذاست و نه دارو.

3- در این طب آیات و ادعیه جایگاه ویژه ای دارند و تأثیر روح بر جسم در شفا و بیماری و توجه به شفا بخش حقیقی بسیار مورد تأیید و استفاده و تأکید است.
این طب سلامت روح و جسم را همزمان در نظر میگیرد.
در این طب، ابعاد مختلف روحی و روانی شخص را در نظر گرفته میشود و به تأثیر گناهان بر بیماریها و توبه و اعمال خیر در شفا یافتن توجه دارد، چیزی که در هیچ طب دیگری یافت نمی شود.

4- برگشت به فطرت و حرکت بر مبنای آن و توجه به مواد غذایی نام برده شده در قرآن، اساس طب قرآنی است و مبنای آن همان درمان از درون است که در فرمایش معروف امیر مومنان است
دواؤك فيك و ما تبصر و داؤك منك و ما تشعر
درد تو در درون جان تو است و تو نمى‏بينى و داروى تو، در خود تو است و تو نمى‏فهمى‏ (مفتاح السعادة ، ج 7 ، ص 382)

5- پایه و اساس درمان در این طب بر تغذیه است و نه دارو و در این طب، فرد بر مبنای طبع و مزاج خود و غذا و فصلی که در آن است عمل میکند.
مولا علی در خطبه یک نهج البلاغه در باب آفرینش انسان میفرمایند: (( ... و انسان را مخلوطی از رنگهای گوناگون، و چیزهایی همانند و سازگار و نیروهای متضاد و مزاجهای گوناگون، گرمی، سردی، تری، و خشکی قرار داد و...))

6- در این طب امکان شفا وجود دارد و به عنوان نمونه یکی از این شفاها به ماده ای غذایی به نام عسل اختصاص داده شده و در ادامه ی مقاله، داستان بسیار جالب و شگفت انگیزی درباره عسل درمانی یک فوق تخصص آلمانی که در جهان شهره است ارائه خواه شد.

ثُمَّ كُلي‏ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكي‏ سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (69-نحل)
سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راه‏هايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما! «از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مى‏شود كه در آن، شفا براى مردم است به يقين در اين امر، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه مى‏انديشند. (69)

جالب است دوستان بدانند که با رعایت این روش در زمان رسول خدا طبیب مدینه از آن شهر رفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نتیجه آن که طب قرآنی- اسلامی در صورت فراگیر شدن ساده ترین و بهترین روش زندگی را تأمین میکند و موجب ارتقای سلامت انسانهاست.

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۸, ۱۹/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۸۹ ۲۲:۱۹ توسط احیاء.)
شماره ارسال: #2
آواتار
با تشکر فروان از مطلب بسیار ارزشمندتان.

مطلب زیر نیز برگرفته از مصاحبه دکتر روازاده با موسسه موعود است که مطالب فوق را تایید می نماید:

در طبّ جدید منشأ بیماری را چه مي‌دانند؟

در طبّ جدید مسیر اشتباهی در پیش گرفته شده و اشتباه فاحشی در این راستا مي‌کنند. در طبّ قدیم بنا بر این بود که کلّ بدن را با نبض و معاینه‌های متنوّع بررسی کرده، سپس دربارة عارضة یک عضو مشخّص اظهارنظر مي‌کردند. حال آنکه در طبّ جدید، بیماری به طور جزیی حتّی مولکولی دیده مي‌شود و برای بیماری به کوچک‌ترین اجزاي بدن و سلول و مولکول‌های تن توجّه مي‌کنند.

روزی امام ششم(علیه السلام) بر منصور دوانیقی وارد مي‌شوند و مي‌بینند طبیبی هندی مشغول مداوا و آموزش است. طبیب دقّت ایشان را که مي‌بیند، مي‌گوید: تمایل دارید تا این مطالب را به شما نیز بیاموزم. حضرت پاسخ دادند: «ما به طبّ تسلّط داریم.» مي‌پرسد: چطور؟ حضرت در جواب مي‌فرمايد: «ما سردي را به گرمي، گرمي را به سردي، تري را به خشكي و خشكي را به تري درمان مي‌كنيم و به دستور رسول گرامي، جدّ بزرگوارمان، گوش فرا مي‌دهيم و بقيّه را به پروردگار تبارك و تعالي مي‌سپاريم.» طبيب هندي نگاهي مي‌كند و مي‌گوید: اگر شما اين را داريد، از طبّ چه نداريد؟!

در طبّ سنّتی علّت بیماری، بر هم خوردن تعادل این مزاج‌هاست؛ به این معنی که دستگاه‌های بدن در کنار هم نمی‌توانند به درستی عمل کنند. اينجاست كه سعدي مي‌فرمايد: چهار طبع مخالف سركش چند روزي بُوَند با هم خوش. چهار طبع مخالف سركش يعني صفرا، سودا، بلغم، دم. اینکه چرا و چگونه این اعتدال به هم مي‌خورد، باشد برای مجال دیگری. جالب اینجاست که با برقراری اعتدال میان این اخلاط، مي‌توان تندخویی، پرخاشگری و از این دست بیماری‌های رفتاری عدّه‌ای از افراد را نیز مداوا کرد و در اصل ریشة سوء رفتار آنان را باید در به هم خوردن تعادل داخلی آنان دانست.

نکتة مهمّ دیگر این است که در طبّ جدید یک دارو برای هفت میلیارد انسان تجویز مي‌شود، در صورتی که به تعبیر حضرت امام رضا(علیه السلام) برای هر بیمار و هر بیماری باید نسخه‌ای جداگانه تجویز شود.

آیا تفاوت در شناخت و تعریف انسان تأثیری در نحوة طبابت این دو طبّ با هم داشته است؟

سؤال بسیار مهم و پیچیده‌ای‌ است. به عنوان مقدّمه عرض کنم اگر طبیبی طبیب باشد، کافر نمی‌شود. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «بی انصاف‌ترین طبیبان آنهایی هستند که وجود خدا را انکار مي‌کنند.»
شما نگاه کنید اگر زمانی بخواهند مجموعه‌ای از کارخانه‌ها را بسازند که کار کبد انسان را بکند، نیاز به فضایی به اندازة یک پنجم خاک ایران است!! خداوند آن عملکرد را در تکّه گوشتی یک کیلویی قرار داده و همچنین توازن و تعادل میان میلیاردها سلول درون بدن. در طبّ جدید، انسان اشرف مخلوقات خدا دانسته نشده و دانشجویان را نیز به این سمت سوق نمی‌دهند. آنان انسان را مجموعه‌ای مرکّب از مواد و دستگاه‌ها مي‌دانند که کنار هم قرار گرفته و به صورت مکانیکی مشغول همکاری با هم هستند. در موضوعاتی مانند روح، غربیان به بن‌بست رسیده‌اند، حال آنکه این مطالب در اسلام و طبّ اسلامی کاملاً حل شده است.

تأثیر وجود نگاه ماورایی اسلام به انسان در امر طبابت چیست؟

ببینید از نظر غربیان شما هر چه مي‌خورید بر بدنتان اثر گذار است، امّا در طبّ اسلامی ما دو نوع غذا داریم: غذای لطیف و کثیف. غذای کثیف آن است که صرف جسم ما شده و تأثیرش را در تن مي‌توان دید، امّا غذای لطیف آن غذایی است که بر روح ما اثر گذار است. شما نگاه کنید تخم مرغ را اگر آب پز کنید بر جسم شما اثری دارد، امّا هم‌زمان همانند گوشت برّه عمل کرده و بر روح شما تأثیری حیوانی از خود به جای مي‌گذارد و این روح به تمام دستگاه‌های بدن نیز مي‌رسد.

در اینجا برای روشن شدن مطلب یک مثال می‌زنم: اگر درون تونل یا محفظه‌ای را که با دوده کاملاً سیاه شده با چراغ قوّه بخواهید ببینید ممکن نیست، امّا همین محفظه اگر دوده‌هایش پاک شود، با همان چراغ قوّه به راحتی مي‌توانید داخل آن را ببینید. در بدن هم غلبة سودا چنین اثری دارد: به آینده و زندگی خوش بین نیستی، به پدر و مادر و خانواده بدبینی و دوست نداری درس بخوانی و از سر و صدا خوشت نمی‌آید و... تنها با یک دورة درمان مناسب تمام این مشکلات حل مي‌شود و با داروهایی ساده، خُلق و روحیة شما عوض مي‌شود. مرحوم آیت الله نخودکی طلّاب خود را در ابتدا و در طول سیر و سلوک ملزم به رعایت سلامت و صحّت تن مي‌کردند، چون عقل سالم در بدن سالم است.

چه موانعی در راه گسترش و احیای طبّ اسلامی پیش روی خود مي‌بینید؟

بهتر است من مطلب را این گونه پاسخ دهم که ما تا پیش از این، همة سنگرها را از دست داده بودیم. ابتدا سنگر سیاسی را با پیروزی انقلاب به دست آوردیم و به جایی رسیدیم که بدون تعارف الآن ابرقدرت منطقه شده‌ایم. همانند این ماجرا باید در دیگر عرصه‌ها و با همین منوال پیش برویم. صهیونیسم و فراماسونری به عنوان بازوی آن به طور جدّی با این امور در همه جا مقابله مي‌کنند با این تفاوت که در ایران به سبب وجود حکومت اسلامی دستمان خیلی بازتر است و خیلی بهتر و سریع‌تر مي‌توانیم به هدفمان برسیم. نکتة مهم این است که اگر حواسمان نباشد، آنها در مقابل فشارها و تقاضاها ممکن است کوتاه بیایند، امّا بي‌ درنگ به ارائة تعریفی انحرافی از موضوعات اقدام خواهند کرد.

آنها اوّل با تأسیس دانشگاه طبّ اسلامی مخالفت کردند. سپس با تأسیس دانشگاه، مدرک آن را تحقیر کردند و تا فوق دیپلم تنزّل دادند. الآن به دنبال آن هستند که مجموعة این آموزش‌ها و تعالیم را محدود نگه دارند و لازم است مردم نسبت به این امر هوشیار باشند. در آزمون‌ها هم شیطنت‌هایی مي‌شود مثل شرط تافل. وقتی منابع اصلی علمی به زبان عربی است، امتحان و شرط زبان انگلیسی به چه معناست؟ باید امتحان عربی گرفته شود، نه انگلیسی!
انحراف دیگری که آنان به دنبال آن هستند، این است که طبابت سنّتی را به سان طبّ جدید بکنند که طبیب در مطبّش بنشیند و با استفاده از دارو طبابت کند، حال آنکه در طبّ سنّتی، طبیب باید خودش دارویش را برای بیمار مشخّص بسازد، نه اینکه داروها از قبل تولید شده و به همه یک جور نسخه ارائه شود. با این روش حکیم ما خلع ید و بی‌خاصیّت مي‌شود.

قابلیّت طبّ سنّتی در پاسخ‌گویی به نیازهای زمانه را چقدر مي‌بینید؟


به نظر من کاملاً قوی و قدر مي‌تواند به همة نیازهای این زمانه پاسخ دهد و حتّی تا حدود پنج سال آتی ما شاهد کارهای بسیار بزرگی در حوزة طبّ اسلامی خواهیم بود. اگر فرهنگ مورد نظر اسلام در خوراکی‌ها و زندگی ترویج شود، خود به خود حدود نیمی از بیماری‌ها و عوارض زندگی مردم از بین خواهد رفت و در نیمة باقیمانده هم تا حدّ زیادی مردم به خود کفایی خواهند رسید که سردردها، سینوزیت‌ها و دیگر بیماری‌ها را خودشان درمان کنند و تنها دربارة بیماری‌های سخت و جدّی نیازمند طبیب شوند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۲۰, ۱۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3
آواتار
طب در قرآن و روايات
مقدمه
با ظهور فرهنگ و علوم اسلامي در ايران و آميخته شدن آن با فرهنگ باستاني ايراني و فرهنگ و علوم يوناني اطباء زيادي در ادوار مختلف بوجود آمدند كه آثار گرانبها از خود به يادگار گذاشتند و از آن جمله طبري صاحب (فردوس الحكمه) و محمد زكرياي رازي، صاحب كتاب (الحاوي) و ابن مندويه اصفهاني صاحب (الكافي) و علي بن عباس اهوازي، صاحب(كامل الصناعه) و شيخ الرئيس ابو علي سينا، صاحب قانون و رساله(نبض) و سيد اسماعيل جرجاني،صاحب (ذخيره خوارزمشاهي) و ابن رشد قرطبي، صاحب (كليات) و ابن زهر اندلسي، صاحب(التيسير في المداوات و التدبير) اين پزشكان آثار جاويدان فراواني دارند كه آميخته از طب عربي و ايراني و يوناني است و روي هم رفته محمد زكرياي رازي پزشك ايراني و شيخ الرئيس ابو علي سينا بسي مايه افتخار كشور ايران است و پوشيده نماند كه عده اي از دانشمندان طب هم تاليفات خود را اختصاص به زبان فارسي داه كه مهمترين و قديمي ترين اثر طبي فارسي را بايد همان كتاب (الانبيه عن حقايق الادويه ) تاليف ابو منصور هروي دانست و در اين خصوص هم كتاب(تحفه حكيم مومن) تاليف محمد بن ميرزا محمد تنكابني اثري بس نفيس است.
ظهور اسلام و اثر آن در طب
مخفي و پوشيده نيست كه دو چيز در تمام عصر ها و زمانها با بشر همراه بوده: دين وطب، زيرا انسان به اين دو چيز فوق العاده نياز مند و محتاج بوده است. اتفاقاً نياز و محتاج بشر در دو قسمت از طبيعت خود او سر زده است آن هنگام كه وجدان دروني بشر و فطرت پاك اوليه او وي را به عبادت و پرستش خدا رهبري كرد خود را به دين و قوانين آسماني محتاج ديد كه قرآن كريم در سوره روم آيه 29 مي فرمايد:« فِطرَهَ اللهِ التي فَطَرَ الناسَ عَلَيها لا تبديلَ لَخَلقَ اللهِ ذلك الدينُ القَيمَ و لكنش اكثر الناسِ لا يَعلمونَ»
شكي نيست كه پايه گذار تمام علوم بشري ذات دفاع مقدس پروردگار بوده است و اگر خدا انسان را به علوم مختلف راهنمايي نمي كرد خود به تنهايي به آنها دست نمي يافت وهم چنان جاهل و نادان مي ماند چنانچه در آيه 80 از سوره نحل فرمود:« َواللهُ اَخرجَكم مِن بُطونِ اُمَهاتِكُم لا تَعلمونَ شيئاً وَ جَعَلَ لَكم السَمعَ و الابصارَ والافئده لَعلكُم تشكرونَ» يعني خدا را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حاليكه هيچ نمي دانستيد و براي شما گوش و چشم و قلب قرار داد شايد تشكر كنيد از او.
و نيز در آيه 87 سوره بني اسرائيل فرمود:« وَ ما اُوتيتُم مِنَ العِلمِ الا قليلاً» يعني اندكي علم به شما افراد بشر داده شده و دانش شما كم است. اين مطلب را به خوبي مي رساند بلكه در آيه «و علم آدم الاسما كلها» خداوند فرمود: اسما تمام اشيا عالم را به حضرت آدم آموخته است و از جمله چيزهايي كه خدا به بشر آموخته علم طب است و حتي در برنامه تمام پيغمبران قدري از طب و پزشكي مندرج ساخته است بلكه طب و پزشكي معجزه حضرت عيسي (علیه السلام) هم بوده چنانچه خدا در قرآن خبر داده است در سوره آل عمران آيه49 فرموده: « اني قد جئتكم بآيه من ربكم اني اخلق لكم من الطين كهيئه الطير فانفخ فيه فيكون طيراً باذن الله و ابري الاكمه و الابرص و احي الموتي باذن الله و انبئكم بما تاكلون و ما تدخرون في بيتوكم ان في ذلك لايه لكم ان كنتم مومنين» يعني من براي شما از طرف پروردگار نشانه اي آورده ام و آن اينكه من مي سازم از گل صورت پرنده اي را پس نفس خود را در آن مي دمم، پس زنده مي شود به اجازه پروردگار و كور مادر زاد را بهبودي مي دهم وكسي را كه مبتلا به مرض پيسي باشد پاك مي سازم و مردگان را به اجازه خدا زنده مي كنم شما را به آنجه مي خوريد و در خانه هايتان ذخيره مي كنيد خبر مي دهم و در آنچه گفتم نشانه اي است برپيغمبري من از طرف خدا اگر شما از گروندگان باشيد.
پس از اين به خوبي معلوم مي شود كه پيغمبران خدا اجرا كننده دو برنامه اند يكي برنامه ي دين و قوانين مذهبي كه شفاي امراض روحي بشر را مي دهد و دوم برنامه بهداشت و سلامتي تن و آنچه مربوط به بدن است و باز در اين زمينه قرآن فرموده:«و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمومنين» بلكه حضرت علي (علیه السلام) در كتاب نهج البلاغه در خطبه اي كه تعريف پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را فرموده از جمله مي فرمايد:«طبيب دوار بطبه» يعني پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پزشك حاذقي است از براي مهلكه، كه در ميان مردم براي معالجه كردن مريضان مي گردد از اين جهت پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برنامه ديني خود را با تحريص و ترغيب و تشويق مردم به اين دو علم شروع كرد و در احاديث و كلمات ايشان اين حديث معروف نبوي به چشم مي خورد كه فرمودSadالعلم علمان:علم الابدان و علم الاديان) يعني دانش بر دو قسم است دانش بدنها كه همان طب است و دانش دينها (علم اصول دين و فروع دين)
وقرآن خود در آياتي چند پايه هاي طب وپزشكي را محكم و استوار ساخته كه ذيلاً بدان اشاره مي شود پس چه مانعي دارد كه پيغمبر اين حديث را در باب تحريص و ترغيب مردم به نيرو، علم بيان فرموده باشد در جائي كه قرآن او ترويج از علم پزشكي فرموده است و هر حديثي موافق با قرآن باشد قابل پذيرش است كه فرموده اند:« ما وافق كتاب الله فخذوه»
طب در قرآن كريم
پيغمبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در قرآن كريمش اصول مطالب علم طب را براي هدايت و رهبري آورده است آنجا كه در سوره عبس، آيه 24 فرموده: «فلينظر الانسان الي طعامه» يعني بايد بشر توجه به خوراك خود داشته باشد و ماهيت غذاي خود را از نظر ساختمان و يا از نظر نيك وبد، و صلاح و فساد بهداشتي آن خوب بنگرد و براي دستور خوردن و كم و زياد غذا كه ريشه بيماريهاي بدن است در سوره اعراف آيه 29 فرموده:«خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفين» يعني فرا گيريد جامه هاي خود را كه بدان آراسته ايد نزد هر مسجدي و بخوريد و بياشاميد و از حد و اندازه مگذريد(به تحريم حلال و يا افراط در طعام) زيرا خدا دوست ندارد اسراف كنندگان را. واز علي بن حسين واقدي نقل است كه خداوند جميع مطالب را در آيه كلوا واشربوا ولا تسرفوا جمع فرموده است و هارون الرشيد طبيب حاذقي از ترسايان داشت نامش بختيشوع بود روزي به علي واقدي گفت كه در كتاب شما چيزي از علم طب هست؟ واقدي گفت: بلي، پروردگارم تمام طب را در نيم آيه جمع فرموده:«كلوا و اشربوا ولا تسرفوا» گفت: از پيغمبر شما هيچ روايت هست؟ گفت بلي، همه طب را در چند كلمه جمع فرموده و گفته است (المعده بيت كل راء و المحيه راس كل دواء و اعط كل نفس ما عودبه) يعني معده خانه رنج هاست و پرهيز كردن سر تمام دواهاست و هر نفس را آنقدر بايد داد كه عادت كرده باشد. بختيشوع گفت: كتاب شما و پيغمبر شما هيچ از طب فرو گذار نكرده و براي جالينوس چيزي نگذاشته است و نيز قرآن ما را در خصوص تهيه غذاي پاكيزه كه از اصول بهداشت آدمي است و رعايت آن لازم است اوامري فرموده مانند آيه 163 سوره بقره :«يا ايها الناس كلوا مما في الرض حلالاً طيباً» يعني اي مردم از آنچه خدا در روي زمين آفريده از حلالها و پاكيزه هاي آنها بخوريد. و در آيه 167 فرموده:« يا ايها الذين امنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم و اشكرو الله ان كنتم اياه تعبدون» و امثال آن از آيات.
و نيز بشر را از تصرفهاي خائنانه در غذاها و خراب كردن خوراكهاي مردم نهي فرموده و آنان را از مخلوط كردن اجناس خوب وبد باز داشته است كه در سوره طه، آيه 83 فرمايد:«كلوا من طيبات ما رزقناكم و لا تطغوا فيه فيحل عليكم غضبي» يعني از پاكيزه هاي آنچه شما را روزي كرديم بخوريد و حلال آن را به حرام بدل مكنيد كه خشم بر شما فرود فرود آيد.
ونيز براي جستجو از غذاهاي نظيف در شهر و تلاش بيشتر براي بدست آوردن پاكيزه تري غذاها در محل سكونت انسان ( هم از نظر پاكيزگي ظاهري و هم از نظر پاكيزگي معنوي) در سوره كهف آيه 18 فرموده:« فابعثوا احدكم بورقكم هذه الي المدينه فلينظر ايها ازكي طعاما فلياتكم برزق منه» يعني يكي را از ميان خود بدين درمها و پولها كه داريد به شهر بفرستيد تا خوب بنگرد كه كدام يك از فروشندگان غذايش پاكيزه تر است سپس آن فرستاده براي شما خوردني ها از طعام پاك براي شما بياورد.
و خلاصه از مجموع اين آيات مي توان استفاده كرد كه خداوند در مقام ارشاد ما به بهداشت ظاهري و معنوي غذاها اهميت بسيار داده است.
طب در احاديث ائمه طاهرين(علیه السلام)
همانطور كه ياد آور شدم پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در خصوص طب و معالجه امراض، روايات و فرمايشات بي شماري دارند كه خوشبختانه همه را شيخ خطيب حافظ ابو العباس جعفر بن ابي علي محمد المستغري اشعري حنفي نسفي سمر قندي در كتابي بنام (طب النبي) جمع آوري كرده است كه مكرراً به چاپ رسيده است و نيز از خاندان طاهرين پيغمبر اسلام و ائمه معصومين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پيشوايان مذهب شيعه، روايات زيادي در دستورات طبي رسيده است مثلاً از امام علي (علیه السلام) علامه بزرگوار سيد غياثي در كتاب(اثني عشريه) صفحه 108 روايت كرده كه حضرت فرمود(لابنه الحسن (علیه السلام) الا اعلمك اربع خصال تستغني بها عن الطب؟ فقال: بلي يا امير المومنين، فقال: لا تجلسن علي الطعام الا و انت جائع و لا تقم عن الطعام الا و انت تشتهيه و جود المضغ، و اذا نمت فاعرض نفسك علي الخلاء فاذا استعملت هذه استغنيت) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) فرمود: آيا نياموزم تو را چهار صفت كه بوسيله آنها از علم طب بي نياز شوي؟ عرض كرد بلي يا امير المومنين، حضرت فرمود: بر سر سفره منشين مگر وقتي گرسنه هستي و از طعام دست مكش مگر وقتي كه باز هم ميل به غذا داشته باشي و خوب غذا را بجو و با آب دهان مخلوط كن و هر گاه اراده خوابيدن كردي درون خود را خالي كن (اجابت مزاج داشته باش). هرگاه اين چهار دستور را عمل كردي از طب بي نياز خواهي بود.
براستي امام علي(علیه السلام) اصول طب و بهداشت را خلاصه كرده است و نيز فرزندش امام صادق(علیه السلام) و هم چنين امام علي بن موسي الرضا(علیه السلام) هر يك تعداد زيادي از اخبار و روايات در خصوص موارد مختلفي از طب ذارند كه همه را تدوين كرده و يكي را بنام(طب الصادق) و ديگرري را بنام(طب الرضا) به چاپ رسيده و هر سه كتاب هم به فارسي ترجمه شده و بچاپ رسيده است.
رفتارهاي درماني در طب اسلامي
1.حجامت ، 2. قي ، 3. تنقيه(اماله) ، 4. مسهل، 5. حمام، 6. نوره، 7. سعوط، 8.مسواك زدن 9.عطر زدن 10.امساك و روزه داري 11.تغذيه سالم 12.تزكيه و تهذيب 13. فصد(رگ زدن) 14.تزويج به تناسب مزاج و توان عمومي 15. تعبد تقويت روان 16.دعا 17.عطسه و آوزها(انفيه) 18.منفج(پرنده) 19.ملين 20.داغ كردن(اشعه درماني) 21.زالو
ابزار تشخيص در طب اسلامي
ابزار عمومي و فرا گير: طبايع و مزاج ها
ابزار فني و تخصصي: نبض، مشاهده و لمس پوست(انگشت سبابه)
ابزار درماني در طب اسلامي
1.داروها
2. رفتارها
3. دعاها
....................................................................................................​.......................................................
1.كتاب قرا بادين كبير، تاليف طبيب دانشمند مرحوم سيد محمد حسين عقيلي علوي
2. تاليف و تحقيق: استاد خير انديش، آقاي دكتر احمد علي آقا رفيعي
براي گرفتن شرح حال به كتاب طب اسلامي وتحقيقات نوين پزشكي مراجعه شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۳, ۲۰/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۸۹ ۱۹:۳۹ توسط mamad.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
از پستتون متشكر
خيلي استفاده كردم

باز هم ممنون باي
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۰, ۴/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
نقل قول:طب قرآنی اسلامی:
این طب سلامت روح و جسم را همزمان در نظر میگیرد.
در این طب، ابعاد مختلف روحی و روانی شخص را در نظر گرفته میشود و به تأثیر گناهان بر بیماریها و توبه و اعمال خیر در شفا یافتن توجه دارد، چیزی که در هیچ طب دیگری یافت نمی شود.
... در فرمایش معروف امیر مومنان است
دواؤك فيك و ما تبصر و داؤك منك و ما تشعر
درد تو در درون جان تو است و تو نمى‏بينى و داروى تو، در خود تو است و تو نمى‏فهمى‏ (مفتاح السعادة ، ج 7 ، ص 382)

خیلی برام جالب بود و بسیار جای تامل داره
با تشکر فراوان از دوستان عزیزعلی 110واحیاء
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۰۸, ۳۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
جهت اطلاع از دیدگاه امام خمینی از طب سنتی، مقاله زیر را مطالعه نمایید:

http://kolnegar.basijmed.ir/Public/kolne...k/Emam.rar
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۷, ۳۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
با تشکر از دوستان...اگه آدرس های سایت ها ویا مراکز طب سنتی...هم بصورت لینک قرار بدید خوبه....خدا میدونه چند بار شده بریم تهران واسه حجامت و...(اقوام رفتند تعریف بسیاری شده)اما نشد.
خیلی سخته آدم اطلاع داشته باشه طب نوین و داروهاش مضرهستند اما به دلیل نداشتن مراکز درست و با اعتبار واسه درمان مجبور باشد که با همین طب نوین درد خودش رو تسکین بده...هنوزم که هنوزه بعضی مواقع ما از طب قدیم استفاده میکنیم...مخصوصا اون کف گیری که به غذا آهن اضافه میکنه..تو شمال همه دارند....
یه جا بحث زنبور و عسل شد....منظور خوده عسل به تنهایی نیست...یک ماده ای هست که در خارج اون رو بصورت بسته بندی ارائه میدند اما ایران نه...چون از هر کندو یی که ایجاد بشه مقدار کمی تولید میشه....و همون مقدار کم قیمت گزافی دارد..واقعا شفاست..تشکر از همهی دوستانی که مطالب فوق رو ارائه دادند..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۵۶, ۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
میتونی به سایت انجمن طب سنتی ایران مراجعه کنی اونجا لینک های دیگه ای هم هست مثلا دانشکده طب سنتی یا انجمن گیاهان دارویی یا گروه طب سنتی دانشگاه شهید بهشتی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۲۹, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #9

حجامت برای موارد خاص بهمراه رعایت اصول تغذیه وسایراقدامات مطلوب است وقتی غذای شما سالم باشد کمترنیازبه حجامت خواهیدداشت!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۱, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
نقل قول:]حجامت برای موارد خاص بهمراه رعایت اصول تغذیه وسایراقدامات مطلوب است وقتی غذای شما سالم باشد کمترنیازبه حجامت خواهیدداشت!!


چه تغذیه سالم باشد چه نباشد حجامت به عنوان یک طب پیشگیری و البته روحانی به طور مداوم در طول زندگی فرد لازم است.

همانطور که امام رضا در کنار اصول طب اسلامی در رساله ی ذهبیه خویش به مامون به حجامت نیز امر می کند.در حالی که رئوس طب توسط مامون رعایت می شود.

پس حجامت زیاد ربطی به غذای سالم و ناسالم ندارد دوست عزیز
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا