|
روزه ی غر زدن بگیرید!!!
|
|
۱۲:۲۰, ۲۲/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۰ ۱۲:۲۱ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بــــــه نــــام خـــــــدای بـــــــزرگ و مهـــــربـــان زندگی انسانها سراسر مشکلات و سختی است و شاید به جرات بتوان گفت انسانی را پیدا نمیکنید که بتواند اعلام کند که او هیچ گونه مشکل و سختی در زندگی خود ندارد و به دور از تمام سختیها و مشکلات زندگی خود را سپری میکند .[/b] اما در برابر این همه مشکل و سختی که زندگی ما را احاطه کرده چه باید کرد؟ رفتار انسانها در برابر مشکلات و سختیها بسیار متفاوت است : 1)عده ای ناله و زاری و داد و فریاد میکنند : إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً: چون صدمهای به او رسد عجز و لابه کند.( المعارج : 20) 2)عده ای تا به مشکلی برمی خورند از همه چیز نا امید میشوند : (وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأی به جانبهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ کانَ یَؤُساً و چون به انسان نعمت ارزانی داریم، روی میگرداند و پهلو تهی میکند، و چون آسیبی به وی رسد نومید میگردد( الإسراء : 83) 3)عده ای همه نعمتهایی که در اختیار دارند فراموش میکنند و ناسپاسی میکنند : فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ به ما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ کَفُور پس اگر روی برتابند، ما تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم. بر عهده تو جز رسانیدن [پیام] نیست، و ما چون رحمتی از جانب خود به انسان بچشانیم، بدان شاد و سرمست گردد، و چون به [سزای] دستاورد پیشین آنها، به آنان بدی رسد، انسان ناسپاسی میکند. (الشوری : 48) (وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلی ضُرٍّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ و چون انسان را آسیبی رسد، ما را -به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده- میخواند، و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان میرود که گویی ما را برای گرفتاریی که به او رسیده، نخوانده است. این گونه برای اسرافکاران آنچه انجام میدادند زینت داده شده است.( یونس: 12) 5)عده ای میگویند خداوند میخواهد ما را خوار و ذلیل کند: وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَن و امّا چون وی را میآزماید و روزیاش را بر او تنگ میگرداند، میگوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»(الفجر: 16) خلاصه کلام اینکه قرآن کریم وقتی صحبت از مشکلات و سختیها را به میان میآورد صفات و ویژگیهای انسانهای کم ظرفیتی را بیان میکند که با به وجود آمدن کوچکترین مشکلی در زندگی فردی و اجتماعی خود زمین وزمان را به هم میدوزند و تا میتوانند به هر کسی که پیدا کنند غر غر میکنند و شکایت میکنند . اما به راستی بهترین راه برای حل مشکلات در زندگی چیست ؟ آیا با غر زدن و خورد کردن اعصاب دیگران مشکلات ما حل میشود و یا اینکه مشکلات جدید تری پیدا میکنیم ؟ حقیقت امر این است که با غر غر کردن هیچ مشکلی را نمیتوانید حل کنید و بهترین راه برای حل مشکلات این است که از همین امروز تصمیم بگیرید روزه غر زدن بگیرید. روزه غر زدن بر خلاف روزه ماه مبارک رمضان یک ماه نیست بلکه تصمیم بگیرید برای همه عمر روزه بگیرید و به هیچ وجه در زندگی خود غر غر نکنید . با گرفتن این روزه میتوانید هم خودتان آرامش بیشتری داشته باشید و هم اطرافیان خود را در آرامش خاطر ببینید و در سایه سار این آرامش دست در دست هم دهید تا کم کم مشکلات زندگی خود را بر طرف کنید . موفقیتها و پیروزیها به عنوان شکر از خداوند بیان شود نه به خاطر فخر فروشی و تکبر و غرور بر دیگران
یک قانون طلاییوقتی در آیات الهی دقت میکنیم مشاهده میکنیم که واژه "عسر" فقط دوازده مرتبه در قرآن به کار رفته است,اما وقتی کلمه "یسر" را نگاه میکنیم میبینیم که سی و شش مرتبه در قرآن بکار رفته است و این یعنی همیشه مشکلات یک سوم آسانیهاست و این سنت الهی است که به دنبال هر سختی رفاه و آسانی را قرار میدهد. به جای غر زدن موفقیتهایت را بیان کن (وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ: و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوی))(ضحی: 11) شاید از خود بپرسید منظور از نعمت و باز گو کردن آن چیست؟ امام صادق (علیه السلام ) در توضیح این نسخه میفرماید : (حدث به ما اعطاک الله ، و فضلک ، و رزقک ، و احسن الیک و هداک آنچه را خدا به تو بخشیده و برتری داده و روزی عطا فرموده و نیکی به تو کرده و هدایت نموده همه را بازگو کن)(تفسیر مجمع ذیل آیه ) البته نکته قابل توجه در این نسخه این است که موفقیتها و پیروزیها به عنوان شکر از خداوند بیان شود نه به خاطر فخر فروشی و تکبر و غرور بر دیگران. بیان موفقیت به انسان آرامش میدهد: بیان موفقیتها و پیروزیها اثرات معجزه آسایی در زندگی دارد و بر روح و جان خود انسان نیز اثر آرام بخشی میگذارد. یادآوری موفقیتها سبب میشود که انسان کمبودها را کمتر احساس کند، از بیماریها شکوه نکند چرا که بر سلامت اعضاء دیگر خود شکرگزار است ، به خاطر از دست دادن چیزی ناله و زاری ننماید چرا که بقیه امکانات خود را بازگو میکند. اینگونه افراد در سختیها و طوفانهای زندگی گرفتار یأس و نومیدی و اضطراب و ناراحتی نمیشوند روحی آرام و قلبی مطمئن دارند و توان آنها در مبارزه با مشکلات زیاد است . |
|||
|
|
۱۷:۲۵, ۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
اگر خدا آدم حسابمان کرد غر نزنیم
آقا سید علی قاضی استاد عرفان آیت الله بهجت مستأجر بود و صاحبخانه اثاث منزلش را ریخته بود وسط کوچه. آن بزرگوار در حالی که بشّاش بود می فرمود: « خدا خیال کرده ما هم آدمیم » ؛ یعنی خدا آدمها را سختی می دهد ؛ و گویا خدا ما را هم آدم حساب کرده که به ما سختی می دهد. ![]() آیا صحیح است که گفته می شود مرض و دردها گناهان انسان را به خواست خدا پاک می کنند؟ بله به شرطی که به همراه شکر و صبر باشد ؛ از متون دینی استفاده می شود که تحمل مقابل بیماری ، به خاطر خدا ، هم موجب پاک شدن گناه می شود و هم ثواب اخروی را به دنبال دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «السقم یمحو الذنوب - بیماری گناهان را نابود می کند؛( بحارالأنوار ج : 64 ص : 244)». در حدیث دیگری از حضرت نقل شده .«لحظه ها و ساعت هایی که انسان گرفتار همّ و غم ها است، ساعات کفاره گناهان است». البته این بدان معنا نیست که انسان خود را در سختی ها و مشکلات قرار دهد یا در راه سلامتی و حفظ حیات خود کوتاهی کند، به این نیت تا این که از گناهان پاک شود. چون با حکم عقل مخالف بوده و روایات شامل این مورد نمی شود . از دیدگاه معارف اسلامی اولین و مهم ترین نعمتی که انسان از خداوند دریافت می کند، نعمت «حیات» است. هرگونه سهل انگاری که باعث کوتاهی حیات یا اختلال در سلامتی گردد، جرم و گناه به شمار می آید و موجب عقوبت الهی است . بنابراین از آیات و روایات نباید نتیجه تخدیری گرفت و خود را تسلیم گرفتاری ها و مصایب و مشکلات نمود و حتی از آن استقبال کرد، چه این که هیچ گاه قرآن نمی گوید: در برابرمصائب تسلیم باش و در رفع مشکلات تلاش مکن و تن به ستم ها و بیماری بده، بلکه می گوید: اگر با تمام تلاش و کوششی که انجام دادی، باز گرفتاری ها به تو چیره شد، به اعمال گذشته ات بیندیش و از گناهانت استغفار کن و درصدد اصلاح نفس خویش و جبران ضعف ها باش. در سوره بقره پس از آن که سختی ها و مصائب و مشکلات را به عنوان امتحان ذکر می کند می فرماید : «و بشر الصابرین؛ بشارت بده به کسانی که در مقابل سختی ها و مشکلات شکیبایی و خویشتن داری نشان می دهند» خویشتن داری و صبری که مبتنی بر ایمان به خدا است . وقتی انواع سختی ها را می بیند ، متوجه خدا می شود و می گوید : [b]«انا لله و انا الیه راجعون» .[/b] در حدیثى از امام صادق علیه السلام مىخوانیم: کسى پرسید بلائى که دامنگیر ایوب شد براى چه بود؟ آقا سید علی قاضی استاد عرفان آیت الله بهجت مستأجر بود و صاحبخانه اثاث منزلش را ریخته بود وسط کوچه. آن بزرگوار در حالی که بشّاش بود می فرمود: « خدا خیال کرده ما هم آدمیم » ؛ یعنی خدا آدمها را سختی می دهد ؛ و گویا خدا ما را هم آدم حساب کرده که به ما سختی می دهد
امام صادق علیه السلام پاسخى فرمود که خلاصهاش چنین است: بلائى که بر ایوب وارد شد به خاطر این نبود که کفران نعمتى کرده باشد، بلکه به عکس به خاطر شکر نعمت بود که ابلیس بر او حسد برد و به پیشگاه خدا عرضه داشت: اگر او اینهمه شکر نعمت تو را به جا می آورد، به خاطر آنست که زندگى وسیع و مرفهى به او دادهاى، و اگر مواهب مادى دنیا را از او بگیرى هرگز شکر تو را به جا نخواهد آورد؛ مرا بر دنیاى او مسلط کن تا معلوم شود که مطلب همین است! خداوند براى اینکه این ماجرا سندى براى همه رهروان راه حق باشد، به شیطان این اجازه را داد، او آمد و اموال و فرزندان ایوب را یکى پس از دیگرى از میان برداشت، ولى این حوادث دردناک نه تنها از شکر ایوب نکاست بلکه شکر او افزون شد! شیطان از خدا خواست بر زراعت و گوسفندان او مسلط شود، این اجازه به او داده شد و او تمامى آن زراعت را آتش زد و گوسفندان را از بین برد، باز هم حمد و شکر ایوب افزون شد. ![]() سرانجام شیطان از خدا خواست که بر بدن ایوب مسلط گردد و سبب بیمارى شدید او شود، و این چنین شد، به طورى که از شدت بیمارى و جراحت ، قادر به حرکت نبود، بىآنکه کمترین خللى در عقل و درک او پیدا شود. خلاصه، نعمتها یکى بعد از دیگرى از ایوب گرفته مىشد، ولى به موازات آن مقام شکر او بالا مىرفت. تا اینکه جمعى از رهبانها به دیدن او آمدند و گفتند: بگو ببینیم تو چه گناه بزرگى کردهاى که این چنین مبتلا شدهاى؟ (و به این ترتیب شماتت این و آن آغاز شد و این امر بر ایوب سخت گران آمد) [b]ایوب گفت: به عزت پروردگارم سوگند که من هیچ لقمه غذایى نخوردم مگر اینکه یتیم و ضعیفى بر سر سفره با من نشسته بود، و هیچ طاعت الهى پیش نیامد مگر اینکه سختترین برنامه آن را انتخاب نمودم . در این هنگام بود که ایوب از عهده تمامى امتحانات در مقام شکیبایى و شکرگزارى برآمده بود، زبان به مناجات و دعا گشود و حل مشکلات خود را با تعبیرى بسیار مؤدبانه و خالى از هر گونه شکایت از خدا خواست( الأنبیاء / 83 تا 84) وَ أَیوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِی الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ - فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَکشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَیناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَه مِنْ عِنْدِنا وَ ذِکرى لِلْعابِدِینَ . «و ایوب را (به یاد آور) هنگامى که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت) بد حالى و مشکلات به من روى آورده و تو ارحم الراحمینى - ما دعاى او را مستجاب کردیم، و ناراحتیهایى را که داشت برطرف ساختیم، و خاندانش را به او بازگرداندیم، و همانندشان را بر آنها افزودیم، تا رحمتى از سوى ما باشد، و تذکرى براى عبادتکنندگان» - حلاوة الدنیا مرارةالاخرة و مرارةالدنیا حلاوةالاخرةرنج و تلخىهاى دنیا موجب حلاوت و شیرینىهاى آخرت می شود و شیرینىها و خوشىها (ى نامشروع) دنیا باعث رنج و عذاب آخرت خواهد شد
در این هنگام درهاى رحمت الهى گشوده شد، مشکلات به سرعت برطرف گشت و نعمتهاى الهى افزونتر از آنچه بود به او رو آورد.آرى مردان حق با دگرگون شدن نعمتها، افکار و برنامههایشان دگرگون نمىشود، آنها در آسایش و بلا، در حال آزادى و زندان، در سلامت و بیمارى، در قدرت و ضعف، و خلاصه در همه حال، متوجه پروردگارند و نوسانات زندگى تغییرى در آنها ایجاد نمىکند، روح آنها همچون اقیانوس کبیر است که طوفانها، آرامش آن را برهم نمىزند. - همچنین آنها هرگز از انبوه حوادث تلخ مأیوس نمىشوند، مىایستند و استقامت مىکنند تا درهاى رحمت الهى گشوده شود، آنها مىدانند حوادث سخت آزمایش هاى الهى است که گاه براى بندگان خاصش فراهم مىسازد تا آنها را آبدیدهتر کند. - حلاوة الدنیا مرارةالاخرة و مرارةالدنیا حلاوةالاخرةرنج و تلخىهاى دنیا موجب حلاوت و شیرینىهاى آخرت می شود و شیرینىها و خوشىها (ى نامشروع) دنیا باعث رنج و عذاب آخرت خواهد شد . - مشکلات برای آدمی است ؛ و برای رشد دادن او. لذا فرمود: « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کبَدٍ ـــ به یقین ما انسان را در رنج آفریدیم»(البلد:4). اگر بنا بود کسی زجر نبیند آن انبیاء و ائمه (علیه السلام) بودند ؛ امّا ملاحظه می فرمایید که سختترین مصائب را ایشان کشیده اند. کیست که چون زینب کبری (سلام الله علیها) خروارها مصیبت بر سرش ریخته باشد؟ امّا آن بانوی شگفتی ساز در متن آنها مصائب خردکننده ، با این که نای بلند شدن نداشت ، نماز شبش ترک نشد ؛ اگر چه آن را نشسته خواند. حضرتش چون در مجلس ابن زیاد وارد گشت چنان با صلابت و استوار بود که ابن زیاد پرسید: کیست این زن متکبّر؟ گفتند: زینب دختر علی است. گفت: آیا دیدی که چگونه خداوند عزیزانت را ذلیل نمود؟ حضرت فرمودند: « ما رأیت الّا جمیلاً ــ من جز زیبا هیچ ندیدم » ؛ یعنی من در متن مصیبتها خدای جمیل را ملاقات نمودم که با اسم الجمیل تجلّی کرده بود. آقا سید علی قاضی استاد عرفان آیت الله بهجت مستأجر بود و صاحبخانه اثاث منزلش را ریخته بود وسط کوچه. آن بزرگوار در حالی که بشّاش بود می فرمود: « خدا خیال کرده ما هم آدمیم » ؛ یعنی خدا آدمها را سختی می دهد ؛ و گویا خدا ما را هم آدم حساب کرده که به ما سختی می دهد. مصیبت و گرفتارى همواره گریبان مرد و زن مؤمن را مىگیرد و آنها در مال و یا بدن خود نقصان مشاهده مىکنند و یا فرزندان خود را از دست مىدهند و اینها براى این است که هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند
ـ ذکر پاره ای دیگراز روایات در مورد مشکلات : - امام صادق (علیه السلام) خطاب به سدیر صیرفی فرمودند: « إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ إِنَّا وَ إِیاکمْ یا سَدِیرُ لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِی ؛ چون خدا بندهاى را دوست بدارد او را به یکباره در بلا فرو برد. و اى سدیر! ما و شماها با بلا صبح و شب می کنیم.» (بحار الأنوار ، ج64 ،ص208)- و فرمودند:« إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ مَا ینْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ تُحْفَه إِلَى الْأَرْضِ إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَى غَیرِهِمْ وَ لَا بَلِیه إِلَّا صَرَفَهَا إِلَیهِم ؛ خدا عزّ و جلّ را در روى زمین بندههایی پاک و خالص است که از آسمان تحفه ای به زمین فرود نیاید جز که خدا آن را از آن بندگان بگرداند به دیگرى، و بلایی نیاید جز اینکه آن را به سوى ایشان بگرداند. » (بحار الأنوار ، ج64 ،ص 207) - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:« إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَیراً ابْتَلَاهُم ــــ چون خدا بر قومی خیری خواهد آنان را در بلا افکند. » (بحار الأنوار ، ج64 ،ص236) - رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمودند:« لَا یزَالُ الْبَلَاءُ فِی الْمُؤْمِنِ وَ الْمُؤْمِنَه فِی جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّى یلْقَى اللَّهَ وَ مَا عَلَیهِ مِنْ خَطِیئَه؛ مصیبت و گرفتارى همواره گریبان مرد و زن مؤمن را مىگیرد و آنها در مال و یا بدن خود نقصان مشاهده مىکنند و یا فرزندان خود را از دست مىدهند و اینها براى این است که هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند» (بحارالأنوار ، ج64 ،ص236) - امام صادق علیه السّلام فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَى لَیتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِی جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِیبَه فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِیبَه مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْیا لِیأْجُرَهُ عَلَیهَا ؛خداوند متعال مؤمن را به مصیبت و بلاء گرفتار مىکند و او را به بیمارى در بدن» (بحار الأنوار ، ج64، ص 237) - و فرمودند: « إِنَّ فِی الْجَنَّه لَمَنْزِلَه لَا یبْلُغُهَا الْعَبْدُ إِلَّا بِبَلَاءٍ فِی جَسَدِه ؛ در بهشت مقامى هست که هیچ کس به آن جایگاه نمىرسد مگر اینکه در بدن خود ناراحتى و گرفتارى داشته باشد. » (بحار الأنوار ، ج64، ص 237) - رسول خدا فرمودند: «لَا تَکونُ مُؤْمِناً حَتَّى تَعُدَّ الْبَلَاءَ نِعْمَه وَ الرَّخَاءَ مِحْنَه لِأَنَّ بَلَاءَ الدُّنْیا نِعْمَه فِی الْآخِرَه وَ رَخَاءَ الدُّنْیا مِحْنَه فِی الْآخِرَه ؛ مؤمن باید بلاء را نعمت بداند، و نعمت را بلاء زیرا گرفتارى دنیا نعمت آخرت مىآورد و نعمت دنیا مصائب و گرفتارىها را در آخرت مىآورد » (بحار الأنوار ، ج64 ،ص237) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: 82199581991709898172135123195572341109112.gif]](http://img.tebyan.net/big/1390/12/82199581991709898172135123195572341109112.gif)
![[تصویر: 1364123323192994912022882242518320617147.gif]](http://img.tebyan.net/big/1390/06/1364123323192994912022882242518320617147.gif)