|
کربلا؛ نقطهی عطف تقابل تمدن اسلامی با تمدن جاهلی
|
|
۲:۲۰, ۲۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَيكَ يا اباعبدالله وَعَلَي الْارْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ 1- تمدنهای الهی با انسانهایی پایهگذاری میشود و ادامه مییابد که حضرت علی(علیه السلام) در وصف آن انسانها میفرماید: «وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى»[1] به خدا سوگند! كه تعدادشان اندك ولى نزد خدا بزرگ مقدارند، كه خدا به وسيلهی آنان حجّتها و نشانه هاى خود را نگاه میدارد، تا به كسانى كه همانندشان هستند بسپارد، و در دلهاى آنان بكارد، آنان كه دانش، نور حقيقتبينى را بر قلبشان تابيده، و روح يقين را دريافته اند. ان شاءالله ادامه دارد..... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۴۳, ۳۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۲ ۱۴:۴۵ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
16- حاصل سلوک جانانه در ذیل اطاعت و محبت به علی(علیه السلام)از حبیب، سالکی میسازد که میداند برای قرب به خدا باید به ارادهی خدا نزدیک شد زیرا اتحادی بین ذات و صفات الهی هست، پس صفات از ذات جدا نیست و با نزدیکی به آن جایی که اراده خدا در صحنه است به خدا نزدیک میشود و در آن حال اراده خداوند آن حرکتی است که امام حسین ع آغاز کرده است و این آن راهی است که مستقیماً انسان به خدا میرسد. وقتی انسان آنچه را خدا اراده کرده است انتخاب کند، نور حضور خداوند در قلب او شروع به تجلی میکند و این مشروط بر آن است که انسان ازخودگذشتگی و فداکاری در راه خدا را آغاز کند و حبیب این راه را در همان جوانی و در کنار رسول خداص پیدا کرده بود و تا پیری ادامه داد و هر وقت ارادهی الهی را در مقابل خود مییافت سر از پا نمیشناخت. حبیب از آن مردانی نبود که به امید فراغت، در گوشهی عزلت به دنبال خدا باشد او خدا را در فدا کردن اراده خود و انتخاب اراده خدا جستجو میکرد که لازمهی چنین زندگی عبور از خودپرستی است و زیر پا نهادن منافع خودخواهانه. آنهایی که میگویند اگر در کربلا بودیم چنین و چنان میکردیم باید بدانند حضور در کربلا را امروز باید با مبارزه با استکبار بر روی خود بگشایند تا به ارادهی خداوند نزدیک و در سایهی قرب الهی قرار گیرند. اگر انسان راه فداکاری را شناخت و توانست از ارادهی خود در مقابل ارادهی خدا روی گرداند چه فرق میکند در چه زمانی زندگی کند، همهجا برای او محل رجوع به خدا خواهد شد. راهرو راهِ خدا آن کسی است که مانند حبیب بن مظاهر همیشه در ناحیهی دل این نقطه را روشن نگه دارد که همواره به ارادهی خداوند احترام میگذارد تا راه او به یاوری از حسین زمان(علیه السلام) ختم شود. این درسی است که در راستای اتحاد بین ذات الهی و ارادهی او از حبیب میتوان آموخت. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱:۳۷, ۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
17-وقتی متوجه انگیزهی اصلی مقابله با امام حسین ع در کربلا نشویم مثل محقیقین اهل سنت در یک حیرانی گرفتار میشویم. شیعه به آن دلیل میتواند راز همهی حرکات امام و یاران حضرت را بفهمد که متوجه ابعاد چند وجهی ظلمات جبههی مقابل نیز هست، در راستای همین آگاهی است که شیعه میداند عدهای با ظاهری اسلامی چگونه هدف اصلی اسلام را که تحقق جامعهی اسلامی و حاکمیت دینی و تمدن اسلامی است نادیده میگیرند و اسلام را به عنوان دین شخصی معرفی مینمایند و امام الموحدین(علیه السلام) را پیشوای هدایت معرفی میکنند و نه پیشوای سیاست و به تعبیر قرآن اینان «فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ» آنهایی که سیرهشان سیرهی ظالمانه است سخن خدا را در مسیری غیر از مسیری که خدا برای آنها اراده کرده است قرار میدهند. و به بهانهی آن که حکومت ارزش آنچنانی در منظر اولیاء الهی ندارد پس نه حادثه غدیر برای حاکمیت سیاسی امام علی ع بود و نه انگیزه امام حسین ع ایجاد حاکمیتی مقابل یزید و نه مسلمانان باید برای اسلام ابعاد حکومتی و سیاسی قائل باشند. اینها میخواهند تنها تمدن غرب مدّ نظر ما باشد و در امور سیاسی و اقتصادی و تربیتی تحت ولایت غرب و در ذیل آن باشیم. غافل از اینکه مبارزهی تمدنی اسلام با غرب یک مبارزهی اساسی است و تا به تمدن اسلامی فکر نکنیم راهی برای مقابله با تمدن غربی در پیش نخواهیم داشت و همواره در هر ارتباطی توسط آن تمدن تحقیر میشویم و همواره دنبال آن تمدن خواهیم بود و هرگز از مسلمانی خود بهرهی لازم را نمیبریم. حضرت اباعبداللّه ع به ما نشان دادند برای بهرهمندی از اسلام باید از تمدن جاهلیِ آل ابوسفیان عبور کنیم وگرنه با اسلامی زندگی میکنیم که هیچ نقشی در تغییر سرنوشت تاریخی ما ندارد. کربلا میگوید: آخرین خط، یگانهشدن با غرب نیست، باید تمدنی را در مقابل غرب بهپا کنیم. همچنانکه امام حسین(علیه السلام)اسلام را از ذیل تمدن ابوسفیانیِ اموی نجات دادند میتوان با کربلا از ذیل تمدن غرببودن آزاد شد. مشروط بر آنکه بصیرت و روحیهی حبیببن مظاهر در میان آید. *************** [1] - نهج البلاغه، کلام 147 [2] - اللهوف، ص 50. [3] - رجال کِشی، ج 1، ص 293. [4] - ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى ، وقعة الطف، ص: 100 [5] - رجال كشى، ص 53; حياة الامام الحسين، ج 3، ص 175. [6] - حياة الامام الحسين، ج 3، ص 176. [7] - بدیل بن صریم تمیمی سر حبیب را از بدن جدا کرد ولی حصین بن تمیم که کمک کرده بود تقاضا کرد آن سر را به او بدهد تا به گردن اسباش آویزان کند و دوری بزند و باز سر را به او برگرداند و بالاخره با اصرار زیاد و پا درمیانی دو قبیله تقاضای او قبول شد. استاد طاهرزاده پایان. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| کربلا چگونه کربلا شد؟(لهوف نامه) | صبح صادق | 4 | 2,186 |
۱۲/آذر/۹۲ ۱۹:۱۳ آخرین ارسال: صبح صادق |
|
| تمدن درخشان اسلامی | شهـاب | 3 | 2,240 |
۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۰۶ آخرین ارسال: شهـاب |
|






