|
Limbo
|
|
۱۶:۵۵, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام.چند وقتیه یه بازیه دو بعدی عرضه شده به نام LIMBO تمام بازی سیاه سفید است و هیچ آهنگی ندارد و بی مقدمه بازی شروع میشود . شما در نقش پسر بچه ای هستید سرگزدان که باید مراحل را طی کنید و اگر
مراقب نباشید به طور وحشتناکی کشته می شوید.این بازی یک از بهترین بازی های سال شده. خواستم بدونم هدف سازنده بازی چیه و میخواد چه پیامی رو برسونه. چون داستان مرموزی داره وحس نا امیدی و پوچی رو به آدم منتقل میکنه!
|
|||
|
|
۱۷:۰۲, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
داستان بازی اینه که پسره خواهرش رو گم کرده و داره دنبالش میگرده.محیطی که پسر دنبال خواهرش میگرده جهنمه. در همین اندازه میدونم. من دانلودش کردم اما نصب نشد.
|
|||
|
۱۷:۰۸, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
برای خواندن نقد کاملی از بازی که چطور هستش و ... فایل هفته نامه ی کلیک را دانلود کنید.
|
|||
|
|
۱۵:۲۳, ۱۴/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۰ ۱۵:۲۴ توسط amir72.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خود لیمبو که معنی دوزخ رو میده
حالا شاید معانی خاصی توش باشه که چیزیش توجه منو جلب نکرد یا من نفهمیدم بشدت فضای عجیب و مجذوب کننده ای داره و معما های فیزیکی قشنگی داره اونقدر ساده و پیش پا افتاده که راحت به فکر ادم نمیرسه بر خلاف بازی های دیگه که معماهاشون خیلی پیچیدس این بازی معماهاش از شدت سادگی پیچیدس . یه چیز دیگه تو این بازی وقتی یه چیزی مثل انگل که هستش روی سر شخصیت بازی میوفته اون شروع به راه رفتن تو خلاف جهت میکنه و وقتی به قسمتهایی که شعاعی از نور داره میتابه میرسه و اون نور بهش میتابه یه لحظه وای میسته و برمیگرده تو جهت درست حرکت کردن . بازی ساده و فکری و قشنگی هستش و فضای بشدت عجیبی هم داره اگه تونستید دانلودش کنید |
|||
|
۱۷:۱۸, ۱۵/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۰ ۳:۰۱ توسط محمدجواد.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
من که از بازی خیلی لذت بردم
این بازی معمایی هستش و بعد از تمام کردن تمامی مراحل هیچ اتفاقی نمیوفته فقط یه دختری رو می بینه و نوشته هاش سرازیر می شن توی بازی جاهای مخفی وجود داره که در این جا ها یک چیزای هست(یه چیزای توپ مانند شبیه به تخم مرغ) که شخصیت اصلیه بازی وقتی از روی اونها رد می شه می ترکن!! از این تخم مرغ ها 5تا تو بازی وجود داره که باید هر 5تاشو ترکوند |
|||
|
|
۱:۵۱, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
این بازی فقط دوزخ بچه ها مطرح کره دلیل بر ماسونی بودنش نیست
|
|||
|
۲۰:۴۶, ۱۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
من مدتی نبودم و دوروزم که اومدم اصلا به اینطور انجمنا سر نمیزنم چون همش افراطه اما بذارید یه چیزی بگم:
کاش این فراماسونری مطرح نمیشد چون دیگه به همه دارید گیر میدید
|
|||
|
|
۱۸:۱۰, ۲۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
اگر بخواهید این بازی ها را بر اساس مفهوم انها و چیزهایی که این بازی ها به ما میرسانند بازی کنید دو روزه باید قید حیات را بزنید...
لیمبو به معنی جهنمی هست که کودکان گناهکار در انجا هستند و همون طوری که بازی به ما نشان میدهد با کمی خطا در بازی به طرز فجیهی کشته میشوید... |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۲۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام
آفرین به تمام بچه های فهیم سایت من این بازی رو حدود یک ماه پیش بازی کردم و به اتمام رسوندم در این بازی به شدت المانهای آخرالزمانی گنجانده شده و بر آنها تاکید میگردد. از نام لیمبو گرفته(به معنی برزخ) تا سیاه سفید بودن بازی! (فضای ترس و رعب و وحشت) از فضای ناامید کننده ی بازی تا مرگ همه ی موجودات غیر از عده ای خاص! (که در بازی میبینیم همه مرده اندغیر از یکی دو نفر!) از چرخیدن زمین و ایجاد فضای عجیب و غریب تا اون کرمی که در بالای سر شخصیت می افتد و شخصیت اصلی را به هرسو میکشاند ( این کرم خیلی نقشش اساسیه و بسیار قابل تامله و تا موقعی که نور بهش نخوره به هرسویی شخصیت رو میکشونه!) و مهمتر از همه که شاید کمتر کسانی یهش توجه کرده باشند اون چشمی است که به عنوان دوربین دنبال شخصیت میرود همه ی فضا را تحت کنترل دارد و حوادث قبل و بعد را به نوعی مدیریت میکند! (همون نمایی که ما شخصیت رو باهاش میبینیم) حالا اون مرگهای به شدت انزجارآور و فجیع و همچنین آشفتگی دنیا بماند! (نمونه اش اون هتل و...) نکته: اگر کمی دقت کنید می بینید شخصیت اصلی بازی پا بر روی قوانین طبیعت (جاذبه و...) میگذارد و به میل خود با آنها برخورد میکند و آنها را تغییر میدهد !!! آخر بازی هم اگه دقت کنین (مرحله ی آخر) شخصیت اصلی جاذبه را تغییر داده و با شکستن آن شیشه و پنجره به نوعی از دایره ی قوانین خارج و آزاد یا به نوعی رستگار میگردد ...!!! (مذمت سرسپردگی الهی و ستایش تمرد !) و اما المان آخر بلافاصله زنده شدن شخصیت بعد از هربار مرگ است! (خیلی جالبه بدون گیم آور شدن و... راحت زنده میشوید, دیگه فکر کنم به توضیح بیشتر نیازی نیست !) البته المان های دیگر هم هستند مثلا این که شخصیت نمیداند کیست و به کجا میرود و آمدنش برای چیست و فقط می رود... (نقیض شعر "از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود/ به کجا میروم آخر ننمایی وطنم" شعر تاپ و مهم خداشناسی) به هرترتیب این بازی زیبا رو من میخواستم حدود یکماه پیش که تموم کردم بیام و اینجا نقدش کنیم اما مثل اینکه دوستان فهیم اومدن وبخوبی بهش اشاره کردند. مطالب بالا با تحقیق نوشته و منتشر شده اند و روی هوا گفته نشده اند!!! یا علی مدد |
|||
|
|
۱:۲۱, ۲۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
اصلا با نظراتی که در بالا ذکر شد موافق نیستم اولا که این بازی اصلا میان پرده یا دیالوگی ندارد که بخواهد داستانی را توضیح بدهد دوما این کرم چه نقش اساسی دارد من نمیدانم فقط میدانم که برای گیم پلی در آن قرار داده شده سوما این یک بازی آرکید هست و مسلما اگر گیم اوری در آن باشد جز نکات منفی محسوب میشود در ضمن این شخصیت میداند کیست او به دنبال خواهر خود آمده و در آخر هم شیشه را میشکند و خواهرش را میابد من نمیدونم این چه ربطی به رستگاری داره بیجاذبه شدن هم جزو المان های بازی است چه ربطی به قانون شکنی دارد
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |












