|
فرقه TSM
|
|
۱۰:۳۲, ۱۰/آبان/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
فرقه TSM تحت عنوان Technical Self Meditation يكي از اين نوع محافل و جلسات است كه با جذب هزاران نفر از وضعيت روحي، رواني و نيز مسايل شخصي افراد سوءاستفاده و اهدافي را دنبال مينمايد كه درادامه به بيان جزئياتي در اين باره پرداخته ميشود.
رهبر معنوي اين فرقه در ايران خانم "نوشين . غ " ميباشد؛ وي بالاي 50 سال سن دارد و آرشيتكت ميباشد و به لحاظ روحي وضعيت نابساماني دارد. نوشين قبلاً عضو فرقه آمريكايي اكنكار بوده و در حقيقت يك اكيست ميباشد و آموزشهاي اين فرقه را توسط فردي به نام "اهرپور " (فوت شده) گذرانده است. كلاسهايي را هم نزد " ف.ه " در مؤسسه "ب " گذرانده و چند جلسهاي هم به كلاسهاي ايليا راما... رفته است. او آموزشهاي TSM را در آمريكا و نزد استاد اين فرقه طي كرده است. *تاريخچه مكتب TSM برابر سوابق موجود، مكتب TSM توسط فردي به نام جمشيدرضا حاجي اشرفي ايرانيالاصل مقيم آمريكا از حدوداً سال 1370 پايهگذاري و تشكيل شده است. TSM كه در حقيقت دنباله (t.m(technical meditation ميباشد با ايجاد تغييراتي به ويژه اضافه كردن كلمه self (خود) به قبل از كلمه مديتيشن، مفهومي جديد با پرداختن و تأكيد بيشتر به " خود " فرد و به سوي " ما " شدن افراد شكل گرفته است. جمشيد اشرفي با استفاده از عنوان "استاد اعظم " اين فرقه اقدام به آموزش افراد مختلف از مليتهاي گوناگون و به ويژه ايراني كرده و با القاء تفكرات و آموزههاي انحرافي خود، افرادي را به عنوان "استاد " انتخاب و در ديگر كشورها مخصوصاً ايران، مأمور به ايجاد كلاس، ترويج عقايد و توسعه شبكه مريدان كرده است. *بنيانگذار TSM همانگونه كه اشاره شد، جمشيدرضا حاجياشرفي 53 ساله كه تا سال 1368 در ايران اقامت داشته به علت ناسازگاري با انقلاب و يا مأموريت خاص ايران را ترك و سپس ساكن و مقيم كشور آمريكا شده است. اما ارتباط خود را با برخي افراد و نمايندههاي خود در ايران حفظ و از همان ابتداي خروج از كشور كلاسهاي TSM را در ايران راهاندازي كرده است. ![]() وي با نوشتن مقالاتي در نشريه jewish world (دنياي يهود، چاپ آمريكا) ابتدا خود را به عنوان فردي صاحب نظر مطرح و به دنبال آن با طرح ايده جديد TSM خود را در رأس اين مكتب قرار ميدهد. همچنين با ضبط فيلم و نوار از بيانات انحرافي خود و با ساختن ظاهري معنويگرا و راهبگونه، شخصيتي دوستداشتني، مهربان و روحاني از خود در ذهن مخاطبان و به اصطلاح رهروان ايجاد كرده تا حدي كه هنگام ديدن تصوير و يا شنيدن صداي وي، اشك شوق ريخته و عاشقانه خواستار ديدار و زيارت وي شدهاند! بنابر اظهارات يكي از رهروان كه با شوق زياد جهت ديدار اشرفي به آمريكا رفته و در منزل وي ساكن شده، با ديدن وضعيت ظاهري و اخلاقي او از جمله شربخمر، ارتباط با زني يهودي و عدم رعايت مسايل اخلاقي، ماهيت استاد اعظم در نظر وي شكسته و با ناراحتي فراوان به ايران باز ميگردد كه همين موضوع باعث خروج تعدادي از شاگردان قديمي از (حلقه اول) TSM ايران ميشود. *تعاريف و مباني اين فرقه با بهرهگيري از روشهاي مديتيشن (مراقبه از خود) و تفكر و تمرين باعث ايجاد تمركز افراد در افكار خود شده و با بيان اصولي از بوديسم (آئين بودا و برخي مكاتب ديگر مانند هندو و زرتشت) براي خود فلسفههايي از انسان و جهان ساخته است. ـ TSM اعتقاد دارد خدا در درون افراد است، خدا همان عشق است و با زندگي در عشق و سير در درون خود، ميتوان به نور، سپيدي، عشق و خدا رسيد! شعارهايشان نيز در اين رابطه اين گونه است: ـ love is god عشق خدا است! ـ live in love زندگي كن در عشق! ـ I love my self من عاشق خودم هستم! و همچنين شعارهايي مانند: ـ تنها فقط يك ايمان است، ايمان به عشق ـ تنها فقط يك زبان است، زبان قلب ـ تنها فقط يك قانون است، قانون كارما ـ تنها فقط يك خدا است، او درون تو است بيانگر اعتقادات اين فرقه است. ـ بنا به بيانات استاد اشرفي، اين فرقه معتقد به تناسخ ارواح، كارما و دوره دارما ميباشد. ـ زندگي و مرگ را توإم با رنج دانسته و سعي ميكند بر اساس اعتقاد به كارما و قانون عمل و عكسالعمل، افراد را ترغيب به رفتن به سوي زيباييها براي بهتر شدن حوزه بعدي زندگي (تناسخ روح در كالبد بعدي) نمايد. ـ TSM عبادت را تونلي به سوي نور دانسته كه مديتيش عمق اين تونل بوده و نماز تنها دروازه آن ميباشد. ـ اعتقاد به پيوند معنوي دارند و ازدواج افراد را تنها در قالب اعضاء Tsm قبول داشته و براي كساني كه قبلاً هم ازدواج كردهاند، مراسم پيوند معنوي برگزار مينمايند كه در واقع اين پيوند، پيوندي است بين چاكراهاي زوج معنوي. ـ فرزندان افراد Tsm را غسل تعميد، ميدهد. ـ اعتقاد به چاكراهاي هفتگانه داشته و در طول آموزشهاي خود مدعي باز شدن چاكراها و رسيدن افراد به رتبههاي مربوطه ميباشند. ـ از عود و پودر مقدس و برخي سمبلهاي هندو و بودايي استفاده مينمايند. ـ استفاده از علائمي مانند گل نيلوفر (سمبل بوديسم، سايبابا، معبد بهائيان در هند) از ديگر شاخصههاي TSM ميباشد. كه در واقع تك شمع در مكتب سايبابا تبديل به دو شمع در مكتب TSM شده و منظور آن هم درون و هم بيرون افراد اين مكتب ميباشد. ـ لباس سفيد و لفظ سفيد و لفظ سفيدپوشان براي رهروان نيز نشانه ديگري از TSM است كه از مكاتب ديگر گرفته شده است به طوري كه تمامي افراد در محل خاصي از مؤسسه لباسهاي سفيد خود را عوض كرده و سپيدپوش ميشوند. ـ استفاده از شمعدان شباهتهايي را در TSM به شمعدانهاي مسيحيان و نيز يهوديان ايجاد كرده است. ـ استفاده از علائم و نشانههاي ديگر اديان مانند صليب (مسيحيت)، هلال ماه و ستاره (اسلام)، ستاره داود (يهوديت) و... بيانگر تفكر فرامذهبي و همچون ادعاهاي ديگر مدعيان عرفانهاي دروغين و نيز بهائيت "دين كل " بوده كه خود را بسيار بالاتر از اديان دانسته و آنها را بسيار كوچك ميدانند. ـ استفاده از آرم درخت Tsm بر روي لباسها به صورت نشان. ![]() *تشكيلات و سازماندهي فرقه TSM در حقيقت يك تشكيلات سازماندهي شدهاي است كه همواره در حال كادرسازي و گسترش شاخههاي خود ميباشد. نشانه اصلي آن سمبل "درخت " است كه همواره از آن استفاده كرد، ريشه را استاد اعظم يعني جمشيد اشرفي، تنه درخت را نوشين . غ ، سرشاخههاي اصلي را مشايخ (همسر نوشين) و كليه افراد را شاخههاي متعدد " درخت TSM " بيان كردهاند. ليكن برابر آخرين موارد به دست آمده تشكيلات TSM به شرح ذيل ميباشد: الف) مركزيت، شامل خود استاد اشرفي و سرور حسيني (رستگار)، مستقر در آمريكا. ب) شاخه NY (نيويورك)، به سرپررستي ايزاك (اسحاق يهودي) ج)شاخه كانادا: در حال راهاندازي توسط نوشين . غ (وي اقامت دائم كانادا را به تازگي دريافت كرده) د) شاخه تهران: به سرپرستي نوشين . غ (استاد راهبر) ـ با توجه به عزيمت برخي از شاگردان قديمي به ديگر كشورها از جمله كشورهاي اروپايي، استاد اشرفي يادشدگان را ترغيب به راهاندازي كلاس و در حقيقت ايجاد شاخههاي ديگر نموده است. ـ برخي از شاگردان ايراني كه به آمريكا رفتهاند، جذب شاخه ny شدهاند. ـ گفته ميشود اشرفي قصد دارد به كشور پاناما عزيمت نمايد. (قابل توجه اينكه يكي از مراكز ششگانه مهم بهائيت " مشرقالاذكار پاناما " ميباشد. ـ (نوشين.غ) تلاشهايي در جهت گسترش شاخهها در شهرهاي كرمان و... داشته است. ـ شاخه تهران طي چند سال گذشته موفق به جذب صدها نفر شده و استاد اشرفي گفته است اگر تعداد شاگردان اين كلاس به پنج هزار نفر برسد، من به ايران خواهم آمد! ـ همچنين افراد با حضور در مكتب TSM پس از گذراندن كلاسهاي پايهاي و پيشرفته و شركت در مراسم، اردوها و جلسات گوناگون به ترتيب به رتبههاي ذيل رسيده و شالهاي رنگين دريافت ميكنند: رهرو رهسپار ياور هشيار (آگاه) **انحرافات فكري و عقيدتي *تناسخ ارواح مكتب خودخوانده TSM، معتقد به تناسخ روح و انتقال آن از كالبدي به كالبد ديگر بوده و اين مطلب را در طول دورههاي درسي به ويژه ادونس (پيشرفته) 2 بيان مينمايد. بر اين اساس موضوع "كارما " را توضيح داده و معتقد است چنانچه فردي در يك كالبد عمل خوبي داشته در دوره بعدي زندگي در كالبدي بالاتر و بهتر قرار گرفته و بالعكس چنانچه اعمال خلافي داشته باشد در دوره بعدي به كالبدي پايينتر و پستتر تعلق خواهد گرفت. در اين خصوص نمونههايي مانند اينكه برخورد شاگردان در حوزههاي قبلي در چه كالبدهايي مواردي مشاهده گرديده كه مردي را در دوره قبلي، زن، آدم پست و يا بودايي معرفي كردهاند. ـ با اين وصف كليه اعتقادات اسلامي، مبني بر عالم برزخ، سؤال و جواب الهي، مجازات و پاداشي در قيامت، شفاعت و... را منتفي مينمايند. *عبادت TSM اصل عبادت را مديتيشن ميداند. عبادت را تونلي به سوي نور دانسته و عمق را مديتيشن ميداند. در سؤال يكي از رهرواني كه نماز را كنار گذاشته و تنها مديتيشن مينمايد. استاد اشرفي ميگويد: نماز دروازه و يا راهروي يك تونل، ولي مديتيشن عمق و ژرفاي اين تونل است. لذا رهروان ايشان با رسيدن به عمق و ژرفاي عبادت ديگر به نماز و دروازه آن نيازي احساس نمينمايند. ![]() ـ مديتيشن در لغت به معناي تفكر و عبادت ميباشد، در عرفانهاي هندي و غربي آن را راه عبادت دانسته و رهروان را ملزم به آن ميدانند، لذا در TSM كه معناي آن " فن خودانديشي و مراقبه " ميباشد در اين معنا " فن خودعبادي " و در حقيقت مكتب " خودخدايي " به شمار رفته و مانند بسياري از مكاتب هند و...، راه رسيدن به خدا را تنها از طريق تفكر دروني و رسيدن به خدايي كه در وجود انسان است ميدانند. شعار ايشان در اين خصوص گذشت از " من " و رسيدن به " ما " ميباشد. ـ در اين تشابهات، عرفان اسلامي و اصل " وحدت و كثرت " وجود داردف لكن به گونهاي انحرافي، شريعت و نبوت و امامت را كنار گذاشته و بدون هر گونه پايه و اساس و يا برهاني راه اتصال را تنها از درون هر فرد با خدا دانسته و در نتيجه هر گونه برداشت، نظريه و يا حكم را بر اساس برداشت فرد خواهد دانست. اين همان چيزي است كه افرادي مانند بهاءالله ابتدا خود را باب سپس امام زمان بعد پيامبر و مدعي آوردن احكام و كتاب جديد و سپس خدا خواندند!! *ازدواج با پيوند معنوي بموضوع پيوند معنوي همواره مورد توجه مكاتب و فرقههاي عرفاني بوده، برخي آن را مجاز و برخي غيرمجاز و يا محدود كردهاند. نكته حائز اهميت اين است كه TSM ازدواج را تنها در قالب افراد TSM دانسته و براي همه افراد حتي كساني كه قبلاً ازدواج كردهاند مجدداً مراسم پيوند معنوي برگزار ميكنند. آداب و رسوم TSM در ازدواج مانند هندوها بوده از تاجهاي گل براي عروس و داماد استفاده مينمايند. مهريه را جايز ندانسته و با شستن پاهاي عروس و داماد و انداختن شالهاي متعدد رنگيني (كه هر رنگ متعلق به يك چاكرا ميباشد) بر گردنشان پيوند بين آنها برقرار نموده در اين هنگام زنگولهاي را براي باز شدن ( "چاكراها " به صدا درميآورند!!) در ادامه تمامي حاضران صداي آئوم در ميآورند كه اين صدا متعلق به طبقهاي خاص در فرقه اكنكار ميباشد. همچنين سندي براي ازدواج و يا امضاء طرفين صادر نموده و از ديدگاه خود رسميت ميبخشند. ![]() نكته مهم اين است كه پيوندي كه بر اساس حكم الهي نبوده و بوسيله استاد TSM ايجاد شده، فقط قابل فسخ نيز از سوي استاد خواهد بود و پر واضح است كه چه فسادهايي در اين موضوع مستتر ميباشد. *غسل تعميد غسل تعميد كه همواره مورد تأكيد مسيحيان و نيز فرقههاي هند و... ميباشد. جزء احكام TSM گنجانده شده است! استاد اشرفي در پاسخ به نامه يكي از شاگردانش بيان ميدارد كه فرزند حاصل از پيوند معنوي TSM، غسل تعميد خواهد شد. از آنجائيكه از پيوندهاي صورت گرفته شده هنوز فرزندي حاصل نشده است لذا اين حكم (غسل تعميد) تابحال اجرا نشده است. ***انحرافات اخلاقي *خودشيفتگي يكي از خصوصيات رهروان TSM خودشيفتگي است. از آنجا كه TSMسعي دارد با شناساندن ارزشهاي نايافته دروني افراد، آنان را از بحرانهاي روحي خارج كرده و بر اوضاع زندگي مسلط گرداند، با زيادهروي در اين امر، موجب شده افراد بيش از حد شيفته خود گشته و در اين راه تنها خود را ببينند. برخلاف اينكه براي رسيدن به " ما " ميبايست از "من " بگذرند ولي در عمل، عكس اين قضيه اتفاق افتاده است. به ويژه اين مسئله براي نزديكان و اطرافيان رهروان Tsm بسيار بغرنج و مشكلساز شده است. *گسست پيوندهاي خانوادگي تعاليم افراطي و غلط TSM باعث دوري برخي از افراد از نزديكان و دوستانشان شده است. تعدادي از شاگردان اين مكتب ضمن اعلام شكايت در اين خصوص بيان داشتهاند، تعاليم TSM بين همسران اختلاف ايجاد كرده و حتي همسراني كه هر دو رهرو TSM بودند، از يكديگر جدا شده و يا در آستانه طلاق ميباشند. علت اين مسئله از يك سو، بحث افراد در پرداختن به خود و ايجاد يك نوع خودشيفتگي و از سوي ديگر روابط غلط بين زنان و مردان در كلاسها و جلسات TSM بوده است. هنگامي كه در يكي از كلاسهاي پيشرفته TSM افراد بايد مقابل يكديگر نشسته و در صورت و چشمان نامحرم نگريسته و مرتباً بيان كنند، تو را دوست دارم، عاشق تو هستم و اين مسئله بارها تكرار شده و همسران شاهد يكديگر و خود نيز مجري چنين رفتاري بودهاند. ![]() مسايلي ديگر همچون اعتراف به گناهان، نقاشي بدن برهنه خود، نقش زن فاحشه و يا مرد هرزه را بازي كردن، مراسم تشييع جنازه و حمل بدن زن از سوي افراد، از ديگر عوامل سست شدن پيوند خانوادهها در TSM ميباشد. *روابط نامحرمان فرقه TSM با بيان اينكه هر فردي بايد بتواند عاشق ديگران باشد و اين موضوع را به وضوح و با صداي بلند بيان نمايد، افراط را از حد گذرانده و اين عشق را به نامحرمان نيز سرايت داده است. همانگونه كه اشاره شد در بسياري از كلاسها و جلسات TSM زن و مرد بايد ديگر رهروان را در آغوش كشيده و به ايشان بگويند دوستشان دارند، عاشقشان هستند و.... استاد شاخه تهران نيز خود را مادر همه رهروان خوانده و همه مردان را به آغوش كشيده و ابراز علاقه نموده است. در هنگام خواندن سرود زن و مرد نامحرم دست يكديگر را گرفته و آواز خوانده تا به شور و شوق، رسند. در مراسم تمرين مردن، زير بدن رهرو را ديگر نامحرمان گرفته و او را به دوش خود حمل نموده و بدن وي را لمس مينمايند. ![]() در اردوها حجاب را رعايت نكرده، ارتباط صميمي داشته و به كنار دريا نيز ميرفتهاند و در هر صورت در Tsm چيزي به عنوان حجاب و محرم و نامحرمي وجود ندارد. **انحرافات سياسي *انزواي سياسي در افراد TSM قبل از هر چيز با كشاندن افراد عضو به درونگرايي و انزوا و خودپردازي افراطي، نوعي انزواگرايي به ويژه در مسايل سياسي و پيراموني افراد ايجاد نموده است. لكن با تخريب مباني اعتقادي آنان و سپس ايجاد مباني انحرافي خود، نوعي بينش جديد و دلخواه سياسي در آنان به وجود آورده است بطور مثال با دور شدن از اعتقادات عميق اسلامي و احكام الهي، مسايلي چون جهاد و مبارزه با بيعدالتي و استكبار، شركت در مراسم سياسيـ عبادي در سطح اجتماع از يك طرف و از طرف ديگر ايجاد بناهايي چون گرفتاري افراد در كالبد بعدي به لحاظ اعمال هر دوره و نبودن بهشت و جهنم و عقاب و ثواب، لزوم درونپردازي، رسيدن به عشق، دوري از درگيري و بالاخره لزوم تحقق درد و رنج زندگي (شبيه نظرات بودا) و ديگر مسايل باعث دوري افراد از سيستم حاكميا و عدم شركت در مسايل سياسي ميگردد. *يارگيري و ايجاد شعبات فرقه TSM با گسترش فعاليتهاي خود، سعي بر يارگيري به ويژه در ميان افراد دلخواه داشته است. توجه به افراد متمكن مالي، متخصص در مسايل فني به ويژه روانشناسي و با بهاء دادن به افرادي خاص، سعي در ايجاد شعبات متعدد در شهرها و كشورهاي مختلف داشته كه نشان از نوعي فعاليت سيستمي و تشكيلاتي TSM است و با رشد خزنده، خواهان تشكيل شجرهاي تنومند در بدنة تشكيلاتي خود ميباشند. بيان اينكه اگر استاد اشرفي پنج هزار رهرو داشته باشد به ايران خواهد آمد بسيار قابل تأمل و گوياي همين مسئله ميباشد. چرا اشرافي به دنبال ايجاد فرقهاي با بدنهاي به اين وسعت ميباشد!؟ ايجاد نوعي رهبري كاريزماتيك با حيلهگري و سوءاستفاده از مسايل شخصي افراد و معركهگيري از سوي استاد اشرفي به نحوي كه گويا مسايل شخصي افراد ميبيند آن هم از آن فاصله دور يعني آمريكا!! و نيز ايجاد نوعي شخصيت مافوقالطبيعهاي در ذهن رهروان گمراه و نادان خود و ديگر مواردي در اين خصوص، رهروان را تبديل به سربازان مطيع و گوش به فرمان استاد اشرفي و تشكيلات TSM نموده و طبعاً در هنگام واگذاري هر گونه مأموريت و يا ابلاغ هر گونه فرماني يا دستوري آنان را به سوي هدف مورد نظر خود هدايت خواهد كرد. *ارتباط با افراد يهودي ارتباط استاد اشرفي با افراد يهودي نيز يكي از موارد بسيار قابل توجه دربارة TSM ميباشد. همانگونه كه بيان شد، مركزيت TSM در كشور آمريكا بوده و توسط استاد اشرفي اداره شده و يكي از شاخههاي مهم آن نيز شاخة نيويورك است. برابر بررسيهاي انجام شده، نفر دوم در آمريكا پاسخگوي ايميلهاي شخصي استاد اشرفي در غياب وي به رهروان ميباشد. خانم سرور حسيني (رستگار) فرد ايرانيالاصل يهودي مقيم آمريكا و دوست صميمي وي بوده كه هر روز در منزل او حضور به هم ميرساند. فرد مورد اشاره در مواردي به ايران آمده و به همراه خواهر استاد اشرفي در كلاسهاي TSM حضور يافته و گويي به عنوان ارزيابي و بررسيكننده جلسات از آنجا ديدن كرده است. همچنين يكي از افراد مؤثر و ظاهراً مسئول شاخة نيويورك فردي به نام ايزاك (اسحاق) يهودي است كه استاد اشرفي وي را خيلي قبول داشته و در مواردي از وي نام برده است. ارتباط تشكلات منحرف، مانند بهائيت، فراماسونري، وهابيت و... با تشكيلات صهيونيستي اسرائيل و يهود نكتة قابل توجهي است كه در TSM شواهد آن ديده ميشود. *پايگاه اصلي در آمريكا اصل حضور و تأسيس مركزيت TSM در آمريكا نيز مسئلهاي قابل توجه است. با توجه به دشمنيهاي ديرينة حكومت آمريكا با انقلاب اسلامي ايران و بهرهگيري از راهها و حربههاي گوناگون بر عليه نظام و جمهوري اسلامي شكلگيري و هدايت مركزي TSM از داخل آمريكا امري مهم است چرا كه به راحتي توانسته با هزاران نفر در ايران ارتباط گرفته، با تكتك آنان گفتگوهاي اينترنتي و يا ايميلي داشته، آنان را ارزيابي، جذب و هدايت نمايد. مسلماً حكومت آمريكا و سرويسهاي اطلاعاتي آن بر اينگونه ارتباطات نظارت داشته و به احتمال زياد از آن بهرهجويي مينمايند. |
|||
|
|
۱۳:۳۳, ۱۰/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۸۹ ۰:۵۵ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
مطلب کامل و جامعی را در مورد TSM گفتید.
اگه ممکنه درباره تناسخ توضیحی بفرمائید |
|||
|
|
۱۵:۱۷, ۱۰/آبان/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام به همه دوستان
محمد جان، اصل تناسخ با آموزه های اسلامی و علی الخصوص شیعی تضادهای بسیاری دارد. یکی از مباحثی که در تعالیم شیعی به این موضوع شبیه است مسئله رجعت است. به هر حال در این مختصر مجال صحبت از اصل تناسخ و رجعت در شیعه نیست و گذری حتی کوتاه هم در این مباحث تبدیل به مقاله ای بلند میشود. فقط جهت آشنایی بیشتر و تکمیل تحقیقات شما چند لینک را معرفی میکنم:
در صورتی هم که اهل مطالعه هستی کتاب زیر برای این موضوع مفید است:
|
|||
|
|
۱:۲۴, ۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱۰/آبان/۸۹ ۱۳:۳۳)mohamad نوشته است: مطلب کامل و جامعی را در مورد TSM گفتید. از این فرقه ها در دنیا بسیار وجود دارد. و در همه آنها بدون استثنا انحرافاتی نیز بوجود آمده است. در این متن مد نظر من پاراگرافی از مطلب شما است که در زیر درج کرده ام. این جوری باشه خیلی هم بد نیست چون از علائم ظهور نسخ و قذف هستش که نمی دونستم یعنی چی! فقط آدمهای احمق عضوش می شن! |
|||
|
|
۲:۴۷, ۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱/دی/۸۹ ۱:۲۴)M Rises Soon نوشته است: فقط آدمهای احمق عضوش می شن! اگه منظور شما عضو شدن در این فرقه هاست، باید بدونید که آدمهای که در این مجموعه ها قرار می گیرند،اکثرا آدم های باسواد، دیندار، خدا پرست، خانواده دوست و اجتماعی هستند. ولی از اونجایی که قادر به درک واقعی حقیقت نیستند و فکر می کنند که این چیزی که به آنها گفته می شود درست است، پس خیلی راحت جذب این فرقه ها می شوند. البته این نکته هم مهم است که اکثر آنها به دنبال جواب سوالات خود می گردند و برخی از پاسخ ها را نیز در این فرقه های پیدا می کنند. که صد البته، این پاسخ ها پر است از شک و ابهام. و از آنجایی که اینها از دین قبلی خود نتوانستند، آنچنانکه باید را برداشت کنند، پس به همین فرقه یا دین تازه اکتفا می نمایند. البته جویندگان حقیقی حقیقت پس از مدتی، از این فرقه ها جدا شده و باز دنبال حقیقت واقعی می گردند. |
|||
|
|
۲۰:۲۰, ۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام و خسته نباشيد
بسيار مطلب عالي و به جايي را نوشتيد اول طاهري شياد بعدش هم خانم نوشين.. و بعدشم معلوم نيست كه ديگه چه كسي بخواد داعيه دار مذهبي بشه..! جايي شنيده بودم كه در يك هفته 4-5 فرقه يا دين نوظهور فقط در ايران اعلام موجوديت مي كنه.. ديگه چي بنويسم..؟ يا حق |
|||
|
|
۲۱:۵۳, ۵/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
» فرقهی خطرناك و انحرافی TSM
فرقه TSM تحت عنوان Technical Self Meditation یكی از محافل و جلسات بهاصطلاح عرفانی است كه با جذب هزاران نفر از وضعیت روحی، روانی و نیز مسایل شخصی افراد سوءاستفاده و اهدافی را دنبال مینماید كه در ادامه به بیان جزئیاتی در این باره پرداخته میشود. پیچیدگیهای زندگی در جوامع امروزی و شهرهای بزرگ همراه با شلوغیها، جنون سرعت و مسابقههای مجازی افراد بشری به سوی مصرفگرایی بیش از حد و مسایلی از این دست ، پیچیدگیهای زندگی در جوامع امروزی و شهرهای بزرگ همراه با شلوغیها، جنون سرعت و مسابقههای مجازی افراد بشری به سوی مصرفگرایی بیش از حد و مسایلی از این دست و نیز دور شدن مردم شهرها از زندگی طبیعی و به دنبال آن ایجاد فشارهای روحی و روانی، دور شدن از معنویت، افزایش مادی گرایی، فرصتطلبی و فراموشی ارزشها و كرامات اخلاقی، باعث ایجاد نوعی خلاء و تشنگی مردم نسبت به مسایل معنوی و متافیزیكی شده است. از این رو ایجاد هرگونه روزنهای تحت عنوان كلاس معنوی، آرامش روحی و روانی تفكر و خوشناسی، به شدت موجب جذب افراد به ویژه صدمهدیدگان از وضعیت روزافزون مشكلات زندگی شهری و تمدن به اصطلاح پیشرفته صنعتی گردیده است. فرقه TSM تحت عنوان Technical Self Meditation یكی از این نوع محافل و جلسات است كه با جذب هزاران نفر از وضعیت روحی، روانی و نیز مسایل شخصی افراد سوءاستفاده و اهدافی را دنبال مینماید كه درادامه به بیان جزئیاتی در این باره پرداخته میشود. رهبر معنوی این فرقه در ایران خانم «نوشین . غ» است؛ وی بالای 50 سال سن دارد و آرشیتكت میباشد و به لحاظ روحی وضعیت نابسامانی دارد. نوشین قبلاً عضو فرقه آمریكایی اكنكار بوده و در حقیقت یك اكیست میباشد و آموزشهای این فرقه را توسط فردی به نام «اهرپور» (فوت شده) گذرانده است. كلاسهایی را هم نزد «ف.ه» در مؤسسه «ب» گذرانده و چند جلسهای هم به كلاسهای ایلیا راما… رفته است. او آموزشهای TSM را در آمریكا و نزد استاد این فرقه طی كرده است. *تاریخچه مكتب TSM برابر سوابق موجود، مكتب TSM توسط فردی به نام جمشیدرضا حاجی اشرفی ایرانیالاصل مقیم آمریكا از حدوداً سال 1370 پایهگذاری و تشكیل شده است. TSM كه در حقیقت دنباله t.m ـ technical meditation ـ است با ایجاد تغییراتی به ویژه اضافه كردن كلمه self (خود) به قبل از كلمه مدیتیشن، مفهومی جدید با پرداختن و تأكید بیشتر به «خود» فرد و به سوی «ما» شدن افراد شكل گرفته است. دیدار رئیس فرقه TSM با یهودیان آمریكا جمشید اشرفی با استفاده از عنوان «استاد اعظم» این فرقه اقدام به آموزش افراد مختلف از ملیتهای گوناگون و به ویژه ایرانی كرده و با القاء تفكرات و آموزههای انحرافی خود، افرادی را به عنوان «استاد» انتخاب و در دیگر كشورها مخصوصاً ایران، مأمور به ایجاد كلاس، ترویج عقاید و توسعه شبكه مریدان كرده است. *بنیانگذار TSM همانگونه كه اشاره شد، جمشیدرضا حاجیاشرفی 53 ساله كه تا سال 1368 در ایران اقامت داشته به علت ناسازگاری با انقلاب و یا مأموریت خاص ایران را ترك و سپس ساكن و مقیم كشور آمریكا شده است. اما ارتباط خود را با برخی افراد و نمایندههای خود در ایران حفظ و از همان ابتدای خروج از كشور كلاسهای TSM را در ایران راهاندازی كرده است. وی با نوشتن مقالاتی در نشریه jewish world (دنیای یهود، چاپ آمریكا) ابتدا خود را به عنوان فردی صاحب نظر مطرح و به دنبال آن با طرح ایده جدید TSM خود را در رأس این مكتب قرار میدهد. همچنین با ضبط فیلم و نوار از بیانات انحرافی خود و با ساختن ظاهری معنویگرا و راهبگونه، شخصیتی دوستداشتنی، مهربان و روحانی از خود در ذهن مخاطبان و به اصطلاح رهروان ایجاد كرده تا حدی كه هنگام دیدن تصویر و یا شنیدن صدای وی، اشك شوق ریخته و عاشقانه خواستار دیدار و زیارت وی شدهاند! بنابر اظهارات یكی از رهروان كه با شوق زیاد جهت دیدار اشرفی به آمریكا رفته و در منزل وی ساكن شده، با دیدن وضعیت ظاهری و اخلاقی او از جمله شربخمر، ارتباط با زنی یهودی و عدم رعایت مسایل اخلاقی، ماهیت استاد اعظم در نظر وی شكسته و با ناراحتی فراوان به ایران باز میگردد كه همین موضوع باعث خروج تعدادی از شاگردان قدیمی از (حلقه اول) TSM ایران میشود. *تعاریف و مبانی این فرقه با بهرهگیری از روشهای مدیتیشن (مراقبه از خود) و تفكر و تمرین باعث ایجاد تمركز افراد در افكار خود شده و با بیان اصولی از بودیسم (آئین بودا و برخی مكاتب دیگر مانند هندو و زرتشت) برای خود فلسفههایی از انسان و جهان ساخته است. ـ TSM اعتقاد دارد خدا در درون افراد است، خدا همان عشق است و با زندگی در عشق و سیر در درون خود، میتوان به نور، سپیدی، عشق و خدا رسید! شعارهایشان نیز در این رابطه این گونه است: ـ love is god عشق خدا است! ـ live in love زندگی كن در عشق! ـ I love my self من عاشق خودم هستم! و همچنین شعارهایی مانند: ـ تنها فقط یك ایمان است، ایمان به عشق ـ تنها فقط یك زبان است، زبان قلب ـ تنها فقط یك قانون است، قانون كارما ـ تنها فقط یك خدا است، او درون تو است بیانگر اعتقادات این فرقه است. ـ بنا به بیانات استاد اشرفی، این فرقه معتقد به تناسخ ارواح، كارما و دوره دارما میباشد. ـ زندگی و مرگ را توإم با رنج دانسته و سعی میكند بر اساس اعتقاد به كارما و قانون عمل و عكسالعمل، افراد را ترغیب به رفتن به سوی زیباییها برای بهتر شدن حوزه بعدی زندگی (تناسخ روح در كالبد بعدی) نماید. ـ TSM عبادت را تونلی به سوی نور دانسته كه مدیتیش عمق این تونل بوده و نماز تنها دروازه آن میباشد. طرفداران فرقه TSM در آمریكا ـ اعتقاد به پیوند معنوی دارند و ازدواج افراد را تنها در قالب اعضاء Tsm قبول داشته و برای كسانی كه قبلاً هم ازدواج كردهاند، مراسم پیوند معنوی برگزار مینمایند كه در واقع این پیوند، پیوندی است بین چاكراهای زوج معنوی. ـ فرزندان افراد Tsm را غسل تعمید، میدهد. ـ اعتقاد به چاكراهای هفتگانه داشته و در طول آموزشهای خود مدعی باز شدن چاكراها و رسیدن افراد به رتبههای مربوطه میباشند. ـ از عود و پودر مقدس و برخی سمبلهای هندو و بودایی استفاده مینمایند. ـ استفاده از علائمی مانند گل نیلوفر (سمبل بودیسم، سایبابا، معبد بهائیان در هند) از دیگر شاخصههای TSM میباشد. كه در واقع تك شمع در مكتب سایبابا تبدیل به دو شمع در مكتب TSM شده و منظور آن هم درون و هم بیرون افراد این مكتب میباشد. ـ لباس سفید و لفظ سفید و لفظ سفیدپوشان برای رهروان نیز نشانه دیگری از TSM است كه از مكاتب دیگر گرفته شده است به طوری كه تمامی افراد در محل خاصی از مؤسسه لباسهای سفید خود را عوض كرده و سپیدپوش میشوند. ـ استفاده از شمعدان شباهتهایی را در TSM به شمعدانهای مسیحیان و نیز یهودیان ایجاد كرده است. ـ استفاده از علائم و نشانههای دیگر ادیان مانند صلیب (مسیحیت)، هلتال ماه و ستاره (اسلام)، ستاره داود (یهودیت) و… بیانگر تفكر فرامذهبی و همچون ادعاهای دیگر مدعیان عرفانهای دروغین و نیز بهائیت «دین كل» بوده كه خود را بسیار بالاتر از ادیان دانسته و آنها را بسیار كوچك میدانند. ـ استفاده از آرم درخت Tsm بر روی لباسها به صورت نشان. *تشكیلات و سازماندهی فرقه TSM در حقیقت یك تشكیلات سازماندهی شدهای است كه همواره در حال كادرسازی و گسترش شاخههای خود میباشد. نشانه اصلی آن سمبل «درخت» است كه همواره از آن استفاده كرد، ریشه را استاد اعظم یعنی جمشید اشرفی، تنه درخت را نوشین . غ ، سرشاخههای اصلی را مشایخ (همسر نوشین) و كلیه افراد را شاخههای متعدد «درخت TSM» بیان كردهاند. لیكن برابر آخرین موارد به دست آمده تشكیلات TSM به شرح ذیل میباشد: الف) مركزیت، شامل خود استاد اشرفی و سرور حسینی (رستگار)، مستقر در آمریكا. ب) شاخه NY (نیویورك)، به سرپررستی ایزاك (اسحاق یهودی) ج)شاخه كانادا: در حال راهاندازی توسط نوشین . غ (وی اقامت دائم كانادا را به تازگی دریافت كرده) د) شاخه تهران: به سرپرستی نوشین . غ (استاد راهبر) ـ با توجه به عزیمت برخی از شاگردان قدیمی به دیگر كشورها از جمله كشورهای اروپایی، استاد اشرفی یادشدگان را ترغیب به راهاندازی كلاس و در حقیقت ایجاد شاخههای دیگر نموده است. ـ برخی از شاگردان ایرانی كه به آمریكا رفتهاند، جذب شاخه ny شدهاند. ـ گفته میشود اشرفی قصد دارد به كشور پاناما عزیمت نماید. (قابل توجه اینكه یكی از مراكز ششگانه مهم بهائیت «مشرقالاذكار پاناما» است. ـ (نوشین.غ) تلاشهایی در جهت گسترش شاخهها در شهرهای كرمان و… داشته است. ـ شاخه تهران طی چند سال گذشته موفق به جذب صدها نفر شده و استاد اشرفی گفته است اگر تعداد شاگردان این كلاس به پنج هزار نفر برسد، من به ایران خواهم آمد! ـ همچنین افراد با حضور در مكتب TSM پس از گذراندن كلاسهای پایهای و پیشرفته و شركت در مراسم، اردوها و جلسات گوناگون به ترتیب به رتبههای ذیل رسیده و شالهای رنگین دریافت میكنند: رهرو رهسپار یاور هشیار (آگاه) **انحرافات فكری و عقیدتی *تناسخ ارواح مكتب خودخوانده TSM، معتقد به تناسخ روح و انتقال آن از كالبدی به كالبد دیگر بوده و این مطلب را در طول دورههای درسی به ویژه ادونس (پیشرفته) 2 بیان مینماید. بر این اساس موضوع «كارما» را توضیح داده و معتقد است چنانچه فردی در یك كالبد عمل خوبی داشته در دوره بعدی زندگی در كالبدی بالاتر و بهتر قرار گرفته و بالعكس چنانچه اعمال خلافی داشته باشد در دوره بعدی به كالبدی پایینتر و پستتر تعلق خواهد گرفت. در این خصوص نمونههایی مانند اینكه برخورد شاگردان در حوزههای قبلی در چه كالبدهایی مواردی مشاهده گردیده كه مردی را در دوره قبلی، زن، آدم پست و یا بودایی معرفی كردهاند. ـ با این وصف كلیه اعتقادات اسلامی، مبنی بر عالم برزخ، سؤال و جواب الهی، مجازات و پاداشی در قیامت، شفاعت و… را منتفی مینمایند. » كلاس مرگ موقت فرقه TSM دوره تناسخ، كلاس مرگ موقت فرقه TSM *عبادت TSM اصل عبادت را مدیتیشن میداند. عبادت را تونلی به سوی نور دانسته و عمق را مدیتیشن میداند. در سؤال یكی از رهروانی كه نماز را كنار گذاشته و تنها مدیتیشن مینماید. استاد اشرفی میگوید: نماز دروازه و یا راهروی یك تونل، ولی مدیتیشن عمق و ژرفای این تونل است. لذا رهروان ایشان با رسیدن به عمق و ژرفای عبادت دیگر به نماز و دروازه آن نیازی احساس نمینمایند. ـ مدیتیشن در لغت به معنای تفكر و عبادت میباشد، در عرفانهای هندی و غربی آن را راه عبادت دانسته و رهروان را ملزم به آن میدانند، لذا در TSM كه معنای آن «فن خوداندیشی و مراقبه» میباشد در این معنا «فن خودعبادی» و در حقیقت مكتب «خودخدایی» به شمار رفته و مانند بسیاری از مكاتب هند و…، راه رسیدن به خدا را تنها از طریق تفكر درونی و رسیدن به خدایی كه در وجود انسان است میدانند. شعار ایشان در این خصوص گذشت از «من» و رسیدن به «ما» میباشد. ـ در این تشابهات، عرفان اسلامی و اصل «وحدت و كثرت» وجود داردف لكن به گونهای انحرافی، شریعت و نبوت و امامت را كنار گذاشته و بدون هر گونه پایه و اساس و یا برهانی راه اتصال را تنها از درون هر فرد با خدا دانسته و در نتیجه هر گونه برداشت، نظریه و یا حكم را بر اساس برداشت فرد خواهد دانست. این همان چیزی است كه افرادی مانند بهاءالله ابتدا خود را باب سپس امام زمان بعد پیامبر و مدعی آوردن احكام و كتاب جدید و سپس خدا خواندند!! *ازدواج با پیوند معنوی بموضوع پیوند معنوی همواره مورد توجه مكاتب و فرقههای عرفانی بوده، برخی آن را مجاز و برخی غیرمجاز و یا محدود كردهاند. نكته حائز اهمیت این است كه TSM ازدواج را تنها در قالب افراد TSM دانسته و برای همه افراد حتی كسانی كه قبلاً ازدواج كردهاند مجدداً مراسم پیوند معنوی برگزار میكنند. آداب و رسوم TSM در ازدواج مانند هندوها بوده از تاجهای گل برای عروس و داماد استفاده مینمایند. مهریه را جایز ندانسته و با شستن پاهای عروس و داماد و انداختن شالهای متعدد رنگینی (كه هر رنگ متعلق به یك چاكرا میباشد) بر گردنشان پیوند بین آنها برقرار نموده در این هنگام زنگولهای را برای باز شدن («چاكراها» به صدا درمیآورند!!) در ادامه تمامی حاضران صدای آئوم در میآورند كه این صدا متعلق به طبقهای خاص در فرقه اكنكار میباشد. همچنین سندی برای ازدواج و یا امضاء طرفین صادر نموده و از دیدگاه خود رسمیت میبخشند. نكته مهم این است كه پیوندی كه بر اساس حكم الهی نبوده و به وسیله استاد TSM ایجاد شده، فقط قابل فسخ نیز از سوی استاد خواهد بود و پر واضح است كه چه فسادهایی در این موضوع مستتر است. *غسل تعمید غسل تعمید كه همواره مورد تأكید مسیحیان و نیز فرقههای هند و… میباشد. جزء احكام TSM گنجانده شده است! استاد اشرفی در پاسخ به نامه یكی از شاگردانش بیان میدارد كه فرزند حاصل از پیوند معنوی TSM، غسل تعمید خواهد شد. از آنجائیكه از پیوندهای صورت گرفته شده هنوز فرزندی حاصل نشده است لذا این حكم (غسل تعمید) تابحال اجرا نشده است. ***انحرافات اخلاقی *خودشیفتگی یكی از خصوصیات رهروان TSM خودشیفتگی است. از آنجا كه TSMسعی دارد با شناساندن ارزشهای نایافته درونی افراد، آنان را از بحرانهای روحی خارج كرده و بر اوضاع زندگی مسلط گرداند، با زیادهروی در این امر، موجب شده افراد بیش از حد شیفته خود گشته و در این راه تنها خود را ببینند. برخلاف اینكه برای رسیدن به «ما» میبایست از «من» بگذرند ولی در عمل، عكس این قضیه اتفاق افتاده است. به ویژه این مسئله برای نزدیكان و اطرافیان رهروان Tsm بسیار بغرنج و مشكلساز شده است. *گسست پیوندهای خانوادگی تعالیم افراطی و غلط TSM باعث دوری برخی از افراد از نزدیكان و دوستانشان شده است. تعدادی از شاگردان این مكتب ضمن اعلام شكایت در این خصوص بیان داشتهاند، تعالیم TSM بین همسران اختلاف ایجاد كرده و حتی همسرانی كه هر دو رهرو TSM بودند، از یكدیگر جدا شده و یا در آستانه طلاق میباشند. علت این مسئله از یك سو، بحث افراد در پرداختن به خود و ایجاد یك نوع خودشیفتگی و از سوی دیگر روابط غلط بین زنان و مردان در كلاسها و جلسات TSM بوده است. هنگامی كه در یكی از كلاسهای پیشرفته TSM افراد باید مقابل یكدیگر نشسته و در صورت و چشمان نامحرم نگریسته و مرتباً بیان كنند، تو را دوست دارم، عاشق تو هستم و این مسئله بارها تكرار شده و همسران شاهد یكدیگر و خود نیز مجری چنین رفتاری بودهاند. مسایلی دیگر همچون اعتراف به گناهان، نقاشی بدن برهنه خود، نقش زن فاحشه و یا مرد هرزه را بازی كردن، مراسم تشییع جنازه و حمل بدن زن از سوی افراد، از دیگر عوامل سست شدن پیوند خانوادهها در TSM میباشد. *روابط نامحرمان فرقه TSM با بیان اینكه هر فردی باید بتواند عاشق دیگران باشد و این موضوع را به وضوح و با صدای بلند بیان نماید، افراط را از حد گذرانده و این عشق را به نامحرمان نیز سرایت داده است. همانگونه كه اشاره شد در بسیاری از كلاسها و جلسات TSM زن و مرد باید دیگر رهروان را در آغوش كشیده و به ایشان بگویند دوستشان دارند، عاشقشان هستند و…. استاد شاخه تهران نیز خود را مادر همه رهروان خوانده و همه مردان را به آغوش كشیده و ابراز علاقه نموده است. در هنگام خواندن سرود زن و مرد نامحرم دست یكدیگر را گرفته و آواز خوانده تا به شور و شوق، رسند. در مراسم تمرین مردن، زیر بدن رهرو را دیگر نامحرمان گرفته و او را به دوش خود حمل نموده و بدن وی را لمس مینمایند. در اردوها حجاب را رعایت نكرده، ارتباط صمیمی داشته و به كنار دریا نیز میرفتهاند و در هر صورت در Tsm چیزی به عنوان حجاب و محرم و نامحرمی وجود ندارد. **انحرافات سیاسی *انزوای سیاسی در افراد TSM قبل از هر چیز با كشاندن افراد عضو به درونگرایی و انزوا و خودپردازی افراطی، نوعی انزواگرایی به ویژه در مسایل سیاسی و پیرامونی افراد ایجاد نموده است. لكن با تخریب مبانی اعتقادی آنان و سپس ایجاد مبانی انحرافی خود، نوعی بینش جدید و دلخواه سیاسی در آنان به وجود آورده است بطور مثال با دور شدن از اعتقادات عمیق اسلامی و احكام الهی، مسایلی چون جهاد و مبارزه با بیعدالتی و استكبار، شركت در مراسم سیاسیـ عبادی در سطح اجتماع از یك طرف و از طرف دیگر ایجاد بناهایی چون گرفتاری افراد در كالبد بعدی به لحاظ اعمال هر دوره و نبودن بهشت و جهنم و عقاب و ثواب، لزوم درونپردازی، رسیدن به عشق، دوری از درگیری و بالاخره لزوم تحقق درد و رنج زندگی (شبیه نظرات بودا) و دیگر مسایل باعث دوری افراد از سیستم حاكمیا و عدم شركت در مسایل سیاسی میگردد. *یارگیری و ایجاد شعبات فرقه TSM با گسترش فعالیتهای خود، سعی بر یارگیری به ویژه در میان افراد دلخواه داشته است. توجه به افراد متمكن مالی، متخصص در مسایل فنی به ویژه روانشناسی و با بهاء دادن به افرادی خاص، سعی در ایجاد شعبات متعدد در شهرها و كشورهای مختلف داشته كه نشان از نوعی فعالیت سیستمی و تشكیلاتی TSM است و با رشد خزنده، خواهان تشكیل شجرهای تنومند در بدنة تشكیلاتی خود میباشند. بیان اینكه اگر استاد اشرفی پنج هزار رهرو داشته باشد به ایران خواهد آمد بسیار قابل تأمل و گویای همین مسئله میباشد. چرا اشرافی به دنبال ایجاد فرقهای با بدنهای به این وسعت میباشد!؟ ایجاد نوعی رهبری كاریزماتیك با حیلهگری و سوءاستفاده از مسایل شخصی افراد و معركهگیری از سوی استاد اشرفی به نحوی كه گویا مسایل شخصی افراد میبیند آن هم از آن فاصله دور یعنی آمریكا!! و نیز ایجاد نوعی شخصیت مافوقالطبیعهای در ذهن رهروان گمراه و نادان خود و دیگر مواردی در این خصوص، رهروان را تبدیل به سربازان مطیع و گوش به فرمان استاد اشرفی و تشكیلات TSM نموده و طبعاً در هنگام واگذاری هر گونه مأموریت و یا ابلاغ هر گونه فرمانی یا دستوری آنان را به سوی هدف مورد نظر خود هدایت خواهد كرد. *ارتباط با افراد یهودی ارتباط استاد اشرفی با افراد یهودی نیز یكی از موارد بسیار قابل توجه دربارة TSM میباشد. همانگونه كه بیان شد، مركزیت TSM در كشور آمریكا بوده و توسط استاد اشرفی اداره شده و یكی از شاخههای مهم آن نیز شاخة نیویورك است. برابر بررسیهای انجام شده، نفر دوم در آمریكا پاسخگوی ایمیلهای شخصی استاد اشرفی در غیاب وی به رهروان میباشد. خانم سرور حسینی (رستگار) فرد ایرانیالاصل یهودی مقیم آمریكا و دوست صمیمی وی بوده كه هر روز در منزل او حضور به هم میرساند. فرد مورد اشاره در مواردی به ایران آمده و به همراه خواهر استاد اشرفی در كلاسهای TSM حضور یافته و گویی به عنوان ارزیابی و بررسیكننده جلسات از آنجا دیدن كرده است. همچنین یكی از افراد مؤثر و ظاهراً مسئول شاخة نیویورك فردی به نام ایزاك (اسحاق) یهودی است كه استاد اشرفی وی را خیلی قبول داشته و در مواردی از وی نام برده است. ارتباط تشكلات منحرف، مانند بهائیت، فراماسونری، وهابیت و… با تشكیلات صهیونیستی اسرائیل و یهود نكتة قابل توجهی است كه در TSM شواهد آن دیده میشود. *پایگاه اصلی در آمریكا اصل حضور و تأسیس مركزیت TSM در آمریكا نیز مسئلهای قابل توجه است. با توجه به دشمنیهای دیرینة حكومت آمریكا با انقلاب اسلامی ایران و بهرهگیری از راهها و حربههای گوناگون بر علیه نظام و جمهوری اسلامی شكلگیری و هدایت مركزی TSM از داخل آمریكا امری مهم است چرا كه به راحتی توانسته با هزاران نفر در ایران ارتباط گرفته، با تكتك آنان گفتگوهای اینترنتی و یا ایمیلی داشته، آنان را ارزیابی، جذب و هدایت نماید. مسلماً حكومت آمریكا و سرویسهای اطلاعاتی آن بر اینگونه ارتباطات نظارت داشته و به احتمال زیاد از آن بهرهجویی مینمایند. منبع: فارس |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 2.jpg]](http://bidari-andishe.persiangig.com/image/TSM/2.jpg)
![[تصویر: 4.jpg]](http://bidari-andishe.persiangig.com/image/TSM/4.jpg)
![[تصویر: 5.jpg]](http://bidari-andishe.persiangig.com/image/TSM/5.jpg)
![[تصویر: 6.jpg]](http://bidari-andishe.persiangig.com/image/TSM/6.jpg)
![[تصویر: 3.jpg]](http://bidari-andishe.persiangig.com/image/TSM/3.jpg)
![[تصویر: 1.jpg]](http://bidari-andishe.persiangig.com/image/TSM/1.jpg)




