|
اسباب و انگيزه هاى طول امل
|
|
۶:۴۵, ۲۱/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۰ ۶:۵۸ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عمده ترين چيزى كه سبب آرزوهاى دراز مى شود جهل و بى خبرى است. جهل نسبت به خويشتن و نسبت به دنيا! و جهل نسبت به قدرت و لطف خدا و ثواب آخرت و عقبى! مجموعه اين جهل ها انسان را به وادى آرزوهاى دراز مى كشاند...![/font] توضيح اينكه: انسان به سبب بى خبرى از وضع خويش و عدم توجّه به اين حقيقت كه هر لحظه ممكن است پايان عمر او فرا رسد، يك لخته خون كوچك مى تواند مجراى رگهاى قلب يا مغز او را بگيرد و در يك لحظه، سكته قلبى يا مغزى بر او عارض شود يا حادثه اى همچون زلزله و آتش سوزى، تصادف در رانندگى، لغزيدن و بر زمين خوردن و ضربه مغزى شدن يا مانند اينها به زندگى او پايان دهد. آرى بر اثر جهل به اين امور گرفتار اين پندار مى شود كه عمرى طولانى دارد و سپس يك مشت آرزوهاى دراز اطراف فكر او را احاطه مى كند و به او اجازه نمى دهد به غير آن بينديشد! همچنين جهل نسبت به ناپايدارى و بى وفايى دنيا، دنيايى كه نه بر صغير رحم مى كند و نه بر كبير، نه بر جوان رحم مى كند نه بر پير، گاه پيش از آنكه پيرى بميرد صدها كودك و جوان از دنيا مى روند و گاه پيش از آنكه مريض سخت جان دهد ده ها سالم در آغوش مرگ قرار مى گيرند! سلمان فارسى، شاگرد بزرگ مكتب وحى، مى فرماید: ثَلاَثٌ اَعْجَبَتْنِى حَتَّى اَضْحَكَتْنِى: مُؤَمِّلُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلِبُهُ، وَ غَافِلٌ لَيْسَ بَمَغْفُول عَنْهُ، وَ ضَاحِكٌ مُلِئَ فِيهِ لاَيَدْرِى اَسَاخِطٌ رَبُّ الْعَالَمِينَ عَلَيْهِ اَمْ رَاض عَنْهُ سه كس مرا در شگفتى فرو برده تا آنجا كه به خنده واداشته است: كسى كه دنيا را آرزو مى كند در حالى كه مرگ در پى اوست و كسى كه از اجل خويش غافل است در حالى كه اجل از او غافل نيست و كسى كه با تمام وجودش مى خندد در حالى كه نمى داند پروردگار جهانيان از او راضى است يا نه؟ (1) در روايات اسلامى نيز اشاره هاى روشنى به اين معنى شده است. مولاى متّقيان على(عليه السلام) مى فرمايند: مَنْ اَيْقَنَ اَنَّهُ يُفَارِقُ الاَْحْبَابَ وَ يَسْكُنُ التُّرَابَ وَ يُوَاجِهُ الْحِسَابَ وَ يَسْتَغْنِى عَمَّا خَلَّفَ، وَ يَفْتَقِرُ اِلَى مَا قَدَّمَ كَانَ حَرِيّاً بِقَصْرِ الاَْمَلِ وَ طُولِ الْعَمَلِ كسى كه يقين دارد(به زودى) از دوستان جدا مى شود و در زير خاك مسكن مى گزيند و با حساب الهى روبه روست و از آنچه بر جاى گذاشته بى نياز مى گردد و به آنچه از پيش فرستاده محتاج مى شود، سزاوار است كه آرزو را كوتاه و اعمال صالح را طولانى كند (2) در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: اِتَّقُوا خِدَاعَ الاْمَالِ، فَكَمْ مِنْ مُؤَمِّلِ يَوْم لَمْ يُدْرِكْهُ، وَ بَانِى بَنَاء لَمْ يَسْكُنْهُ، وَ جَامِعِ مَال لَمْ يَأْكُلْهُ از فريب آرزوها بپرهيزيد، چه بسيار كسانى كه آرزو داشتند روزى را(در آغوش ناز و نعمت) بگذرانند و هرگز به آن نرسيدند، چه بسيار كسانى كه خانه و قصرى ساختند ولى هرگز در آن ساكن نشدند و چه بسيار كسانى كه اموال زيادى اندوختند ولى هرگز از آن نخوردند (3) [font=tahoma]
گاه جهل به آخرت و نعمت هاى بى پايان آن سراى جاويدان كه يك لحظه نگاه كردن به آنها به تمام دنيا مى ارزد، سبب مى شود كه انسان به آرزوهاى دراز در اين جهان كشيده شود، حتّى گاه مى شود بى خبرى از لذّت زهد در دنيا و آزادگى از چنگال اسارت زرق و برق آن، انسان را به وادى طول امل مى كشاند! در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم: اِسْتَجْلِبْ حَلاَوَةَ الزِّهَادَةِ بِقَصْرِ الاَْمَلِ شيرينى زهد را با كوتاهى آرزوها به دست آر (4)
-------------------------------------------------------------------------
1- المحجّة البيضاء، جلد 8، صفحه 246
2- بحارالانوار، جلد 70، صفحه 167 3- تصنيف غررالحكم، صفحه 313 4- تحف العقول، صفحه 207
|
|||
|
|
۱۱:۲۷, ۲۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام.
آقایMESSENGERعزیز،فکر کنم یه نکته رو هم نگفتید. نقل قول:مگه آرزو داشتن بده؟شاید یکی آرزو کرد آدم نیکوکاری بشه،یا تو بهشت باشه.باید دید منظور از آرزو چه نوع آرزویی هست. نقل قول:[font=tahoma]و كسى كه با تمام وجودش مى خندد در حالى كه نمى داند پروردگار جهانيان از او راضى است يا نه؟این خندیدن رو دیگه نمیدونم،ولی میدونم خندیدن عیب نیست.هست؟الان کارشناسان میگن آدم باید روزانه دو ساعت اگه شده به زور بخنده.که برای سلامتی روح لازمه! حالا به نظر شما منظور چه خنده ای هست؟التماس دعا. |
|||
|
|
۱۳:۰۸, ۲۱/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۰ ۱۳:۱۸ توسط rastin.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۱/شهریور/۹۰ ۱۱:۲۷)mohammad.d نوشته است: و كسى كه با تمام وجودش مى خندد در حالى كه نمى داند پروردگار جهانيان از او راضى است يا نه؟] این خندیدن رو دیگه نمیدونم،ولی میدونم خندیدن عیب نیست.هست؟الان کارشناسان میگن آدم باید روزانه دو ساعت اگه شده به زور بخنده.که برای سلامتی روح لازمه! حالا به نظر شما منظور چه خنده ای هست؟التماس دعا. بااجازتون بنده درحد وسعم به سوالتون پاسخ میدم: حتما همگی احادیث وروایات متعددی رودرباره خوشرویی ،متبسم بودن وپرهیز ازعبوس بودن و...روشنیده ایم.وهمانطور درمطالعه سیره حضرت پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم متوجه میشیم که ایشان معمولا متبسم (1) بودند. تاجاییکه ایشان نشانه انسان بهشتی راهمین متبسم بودن میدانند(2). 1-تبسم لبخند آهستهزدن, آهستهخندیدن, لبخند متبسم خندهرو, خندان, آهستهخندهکننده برخی احادیث: نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم)(2) بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیهالسلام) خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیهالسلام) نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیهالسلام) ![]() والبته درنکوهش زیادخندیدن وبی دلیل خندیدن هم احادیثی وجوددارد: روزى امام حسن علیه السلام از محلى عبور مى کرد، چشمش به جوانى افتاد که قاه قاه مى خندید، نزد جوان رفت و فرمود، اى جوان ، آیا شنیده اى که در روز قیامت ، همه مردم وارد دوزخ مى شوند؟ جوان گفت : آرى شنیده ام و دانسته ام . امام حسن علیه السلام فرمود، از کجا شنیده اى و دانسته اى ؟ آن جوان جواب داد: از اینکه خداوند در قرآن مى فرماید: وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیا (مریم/۷۱) همه شما (بدون استثناء) وارد جهنم مى شوید، این امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از ناحیه پروردگارتان (که بعضى آن را مربوط به پل صراط مى دانند). امام حسن علیه السلام فرمود: آیا تو اطمینان دارى که از آن افرادى نیستى که تو را در جهنم نگه دارند؟ جوان پاسخ داد: نه ، چنین اطمینانى ندارم . امام حسن علیه السلام فرمود: پس کسى که نمى داند بهشتى است یا جهنمى این گونه نمى خندد (و همه دهان را براىخندیدن نمى گشاید) . آن جوان از این نصیحت دلسوزانه امام حسن علیه السلام پند گرفت و بعد از آن روز دیگر آن جوان را خندان ندیدند. جامع النورین . ص ۱۳۲ خوب ، امیدوارم که متوجه نوع خنده شده باشید...**** وعزیزدل ،عمل به سخن حق معصوم برای مومنین پسندیده تراست ازبه کارگیری علم محدودوناقص کارشناسان.... البته کارشناسانی که برای مردم سکولاریزه شده ونامتعادل روحی دوساعت خنده رو تجویز کردن،کاش قبلش توصیه میکردن روزی 20دقیقه باخدای خودت خلوت کن.... یاحق. |
|||
|
|
۱۸:۴۳, ۲۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
جان کلام در این است که طبقه گفته ی مولا علی
ریشه ی غفلت از یاد مرگ و آخرت گرفتار شدن در آرزوهای دور دراز دنیاست آن جنس از آرزوهایی که باعث غفلت از یاد آخرت میشه خوب انسان رو و سرمایه ی انسان که عمرش هست رو نابود میکنه اما اون آرزویی که شما گفتید باطنش برای آخرت است و وجه الله دارد اگر چیزی باطنش خود دنیا بود مثل خیلی از آرزوهای مردم ، باعث چسبیدن به دنیا و روز مرگی و فراموشی آخرت و حساب و کتاب و خدا میشه همین آرزوی دراز هست که باعث شده بسیاری از ما و مردم ما نسبت به مال حلال و حرام بی اهمیت بشن و خیلی چیزای دیگه همین آرزوی دراز حتی ریشه ی بی حیایی و بدحجابی های جامعه ی ما هم هست اگه بخوای میتونیم این بحث رو همینطوری ادامه بدیم و بیشتر من بشکافم مسئله رو اما اگه ریشه ی و باطن آرزویی در دنیا تحصیل کمال و آخرت و ثواب بود خوب مسلماً مورد رضا و تأیید خداست و غفلت زا هم نیست مثل اینکه کسی نیت کنه تا یه خونه ی بزرگ داشته باشه تا محلی باشه برای برگزاری هیئت وجلسات مذهبی و حتی تفرجگاهی برای اهل فامیل و مکانی برای ازدواج کسانی که پول ندارند تالار و باغ کرایه کنن و... خلاصه تا باطن و نیت این آرزوی دراز چی باشه و اما در مورد خنده هیچ کس خوش رو تر از پیغمبر در تاریخ نبوده و نخواهد بود به گواه آیات قرآن مجید و بعد از ایشان مولا علی هم رسول الله بسیار شوخ طبع بودند و با شوخی های حلال مردم را میخنداند و خودشان می خندیدن و هم مولا علی اصلاً یکی از بهانه های غاصبان خلافت در عدم صلاحیت مولا علی این بود که گفتند مولا زیاد اهل شوخی است اما جان کلام چیز دیگری است که اول معصومین اهل قهقه زدن نبودند بلکه تبسم میکردند در روایات داریم که قهقه ی زیاد دل را میمیراند خواستید این را هم میشکافم در حد وسعم اما نکته ی دیگر هیچ کس هم به اندازه انبیا و 14 معصوم نگریستند و غم در دلهاشان نبود خوفناک نبودند شما در قبرستان دیدی مردم هنگام دفن مرده هایشان قهقه بزنند؟؟؟؟؟؟؟؟ ما نفهمیم و جاهل نسبت به اموری که پس از مرگ در انتظارمان هست کسی که خطر را میبیند با کسی که در غفلت محض است یکی نیست احوالش در قرآن و روایات صراحتاً آمده که قیامت چنان عظمتی دارد که مرد نمیداند مرد است و زن نمیداند زن است ما چه میفهمییم چه درکی داریم از این آیات (یَومَ تُبَدِّلُ الاَرض غَیرَ الاَرض،) ما چه میفهمیم حساب کتاب و جهنم چیست هستند کسانی که در این دنیا خداوند شمه ای از این مفاهیم را به ایشان می نمایاند امیرالمومنین هنگام اذان از خوف خدا تمام بدنشان به لرزه در می آمده خوب ما چرا اینچنین نیستیم این همه در احوال انبیا و 14 معصوم شنیده ایم که اهل گریه و خوف بوده اند البته اهل رجا و امید به رحمت هم بوده اند اما صراحت روایات به ما میگه هر کسی که بیشتر خدا را شناخت و امیدش به رحمت خدا بیشتر شد به همان میزان هم خوفش بیشتر میشود البته تا قبل از مرگ که در آن لحظه به لطف و رحمت خدا امیدش به رحمت غالب میشود به خوفش و موجب می شود از مرگ لذت بسیار برد و اصلاً مشتاق شود به مرگ این جا هم سخن بسیار است اگر خواستید در حد وسعم مطالبی تقدیم میکنم ما باید تک بعدی به احادیث نگاه نکنیم دوستان فقه یعنی فهم ما باید سعی کنیم به لطف خدا فقه و فهم حدیثی خود را با شناختن حقایق دین بالا ببریم این درست نیست که با خواند یک حدیث و بدون در نظر گرفتن آیات قرآن و سایر احادیث و سنت و روش و سیره ی اهل بیت نسبت به یک حدیث نظر بدهیم خداوند هادی و نگهدار همه ی ما باشد یا علی |
|||
|
|
۲۱:۵۶, ۲۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۲۱/شهریور/۹۰ ۱۱:۲۷)mohammad.d نوشته است: سلام. سلام علیکم آقا محمد، در اینجا منظور مولا علی(علیه السلام) آرزوهای دست نیافتنی و دور و درازی است که شما را به دنیای اوهام و خیالات میبرد و اگر به آنها دست هم بیابید زود از دست خواهید داد و تنها چند صباحی با شماست. آنچه شما آرزو کرده اید ابتدایی ترین آرزوی آدمی است که بهشتی گردد . حال اگر آرزو کنید که در این بهشت ملازم امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (سلام الله علیهم) باشید غایت و منتهای آرزو است که صد البت با همتتان شدنی است . موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









حالا به نظر شما منظور چه خنده ای هست؟
![[تصویر: blush.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.gif)
![[تصویر: index.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7136498167/index.jpg)

